رابطه خطبه عقد با دعا  اگر حاجت داری تا آخر بخونش

رابطه خطبه عقد با دعا

اگر حاجت داری تا آخر بخونش

 برای شفای  بیماران منظورم با یک صلوات  تقدیم میکنم

صاوات بفرستید لطفا

  به همان علتی که اگر خطبه عقد بین تو وهمسرت منعقد نمی شد و بر زبان عاقد جاری نمی شد و به همان علتی که شما کلمه بله را نمی گفتید  برهمسرتان حلال نمی شدید وهمه ی تفاوتِ حلال وحرام بودن زن و شوهر، فقط بیان و به زبان اوردن خطبه عقد ، بیان خواستن طرفین و یک عمرحلال با هم زندگی کردن را درپی دارد ، به همین دلیل باید برای حاجت ، دعا خواند و ذکر گفت.     به همان دلیل برای حاجت نیز باید خواستن شما با تمام وجود و به زبان آوردن شما با تمام اعتقاد ، درقالب دعا هایی که بزرگان گفته اند ، بیان شود تا تو زودتر به حاجتت برسی . چنانچه اگردرنمازهم ، فقط در مقابل خدا خم وراست شوی ، اما درآن سوره حمد و دیگراذکارش را به زبان نیاوری نمازت قبول نیست . خدا فرموده است : کسی که دعا نکند به اواعتنا نمیکنم.

 توصیه بزرگان در دعا و اذکار گره گشای مادی ومعنوی

امام حسین علیه السلام به نقل از پیامبراکرم صلوات الله علیه فرمودند:جهت قضای حوائج جمعا تا هفت روز و هر روز هزار بار  به ترتیب این ذکر ها را بگوید حاجتش روا شود و الا فردای قیامت دامنگیرمن شود.

روز شنبه ((یا حَیُّ یا قَیوم))*روز یک شنبه((ایاکَ نَعبُدُ وایاکَ نَستَعین))*روز دوشنبه ((سُبحانَ اللهِ والحمدُلِله))*روز سه شنبه ((یا اَلله یا رَحمن)) *روز چهار شنبه ((حَسبیَ الله ونِعمَ الوَکیل ))*روز پنج شنبه ((یاغفورُ یا رَحیم))*روزجُمعِه ((یا ذَالجَلالِ والإِکرام)).برای کشتن هوای نفس هر شب این ذکر را صد بار بگو  (یازکیُّ الطّاهِرُ مِن کُلِّ آفَتِه بِقُدرَتِه) . و برای کسب توفیقات فروان هرروزصبح وشام سیزده بار بگو«اللّهمَّ لَكَ الحمدُ وَ اِلَيكَ المُشْتَكَي وَ اَنْتَ المُسْتَعان» البته اگرصد باردرشبانه روز بگویید بهتراست.( کتاب کیمیای محبت). علامه از استاد عارف قاضی پرسید برای همه انواع گرفتاری های  دنیوی و اخروی در وقت اضطرار  چه ذکری بگوییم ایشان فرمودند .پس از 5 صلوات و خاندن ایت الکرسی بعد در دل خود بدون به زبان آوردن بسیار بگو (اَللّهُمَّ اجْعَلْنی فی دِرْعِکَ الْحَصینَةِ الَّتی تَجْعَلُ فیها مَنْ تَشاءُ مِنْ عِبادِکَ الصّالِحین) ینی خدایا مرا درحصن وپناهگاه زره محکمت قرار بده که در ان هرکس را بخواهی قرار می دهی تا گشایش یابد . (کتاب استاد طریقت قاضی) برای دوری از رزائل و کسب فضاول روزی 215 بار یا 7بار و یا 16 بار بگو اَلطاهِر. و برای رفع سختی دل و غفلت صد بار (یارحمن) بعد از نماز بگو و  برای دوری از ریا وغرور صد بار هر روز(لا حَولَ ولا قُوّةَ إلاّ باللّه) بگو . و برای علاقه مند شدن به دعا وعبادت روزی 129 بار(یا لَطیف)بگو و برای  کاظم بودن و صبور شدن دست بر سینه بگذار 70 بار(الصَبور) بگو و آیه (وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ...) را 116 بار هر روز بگو ، حد اقل چهل روز . و اگر کسی روزی  786 بار«بِسمِ اللّه ِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ»را بگوید بعدش 132 بار صلوات ، مستجا بالعوات شده روزی اش گشایش یابد و مشکلاتش بر او اسان شود . به نیت نماز حاجت دو رکعت بخوان اول بسم ا... را 19 بار بگو بعد حمد را بخون و بقیه نماز در هردو رکعت .  کسی که روز جمعه بعد از نماز عصر تا نزدیک غروب «بِسمِ اللّه ِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ» را بگوید بعد سر بر سجده گذارد حاجت طلبد حاجتروا شود .* ه رو ز بعد نماز صبح دستها را به حالت قنوت جلو صورت بگیر ده بار بگو یا باسط بر روی  دستانت بدم و بعد به صورتت بکش امام رضا فرمود نا خوشی پیش نمی اید و غمها بدل به شادی میشوند . افسرده اگر هستی حتما انجام ده  * از خواب بیدار شدی اول بگو اعو ذ بالله من الشیطان رجیم بعد 19 بار «بِسمِ اللّه ِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ»بگو بعد  روزت را شروع کن ان روز موفقتر هستی تجربه شخصی ام است  . برای حضور قلب در نماز این دعا را قبل نماز بخون که  ایت الله نخودکی میگفت  ربِّ اَعوذُ بِکَ مِن هَمَزاتِ الشَّیاطین و اَعوذُ بِکَ رَبِّ اَن یَحضُرون ربِ اسالُکَ حَولاً مِن حَولَکَ وقوَت من قوَتِکَ و تاییدا مِن تاییدِکَ حتی لا ادری غَیرَک ولا اشاهد سواک  و تمام کسانی که کاهل نمازند هر شب وقت خواب دست روی سینه بگذارند   آنقدر الرَّقیب بگویند تا خوابشان ببرد  خود به خود به نماز علاقمند شده و برای نماز هم بیدار می شوند  دانش اموزان و مستمعان خودم تجربه  کرده اند  از نظر علمی ثابت شده تا صبح مغز حتی در خواب ان ذکر یا هر چیزی قبل خواب به مغز داده شده را مغز تاصبح مشغول ان است و ان ذکر را می گوید برای همینم بهتر است درسهای مهم را قبل از خواب به ذهن سپرده شود برای شروع بکاری   که اولش پر منفعت باشد و اخرش بی زحمت باشد هر روز 110 مرتبه بگوید یا اول الاولین و یا اخر الاخرین فرموده اند اثر عمیقی دارد.دفع وسواسگاهی ادمی مبتلا به وسواس های گوناگون میشود فرموده اند 50 بار در روز بخواند یا واحد الباقی اول کلشئ و اخره موثر است .استجابت دعا درباره ی اسم شریف الباقی فرموده اند  113 مرتبه اش به جهت طول عمر و استحکام بنا مفید است و به فرموده ی حضرت رضا (ع) هر شب صد بار و شب جمعه هزار بار گفتن آن دعا را مستجاب میکند .دفع تشویش ختم نام شریف (باسط) اهمیت زیاد دارد ده مرتبه در سحر ها دمیدن بر دست به صورت کشیدن زائل کننده ی فقر است چهار روز روزی 4000 بار مقصود را بر آورد سه شب سه شب در میان 4424 بار انسان را به مقصود برساند و هفتاد روز روزی 72 مرتبه ادمی را بر طاعت خداوند ثابت و خاطر را از تشویش به اطمینان باز میگرداند .طلب کفایت امور. معصوم(ع) میفرماید :هرگاه هم وغمی دامنگیر شد با وضو به سجده رفته صد مرتبه بگویید :یا حَیُّ یا قیُّومُ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ بِرَحْمَتِکَ اَسْتَغیثُ فَاکْفِنی ما اَهَمَّنی وَ لا تَکِلْنی اِلی نَفْسی.به این دستور مداومت نموده تا کفایت امور بشود.

 

دکل گمشده زنگنه در جیب اصلاح طلبان پیدا شد

خبر
 
           
  • برش مطبوعاتی
  • نسخه چاپی
  • عکس ضمیمه
  • فیلم ضمیمه
 
با بازگشت «فساد دکل گمشده» به اصلاح طلبان و مدیران دولت فعلی پرونده کرسنت دوباره رو آمد؛
دکل گمشده زنگنه در جیب اصلاح طلبان پیدا شد
تعداد بازدید : 587

گروه اقتصاد 9دی|روزهای تلخ بیژن زنگنه که پس از صدور حکم محکومیت چند تن از نزدیکانش بابت فساد عظیم کرسنت و لو رفتن نقش اصلاح‌طلبان در فساد دکل شروع شده بود، با افشای اختلاس عظیم در وزارت نفت تحت امر وی به اوج خود رسید.
هفته گذشته رئیس سازمان بازرسی کل کشور پرده از اختلاس ۱۶۰ میلیارد تومانی در وزارت نفت برداشت.
 ناصر سراج گفت: وزارت نفت به فردی نفت داده تا بفروشد و پول آن را به این وزارتخانه بازگرداند. متأسفانه وزارت نفت به هر علتی موفق به وصول ۱۶۰ میلیارد تومان از طلب خود از این فرد نشد. سراج افزود: این متهم از کشور متواری و به کانادا پناهنده شده است. وی گفت: با بررسی‌هایی که در سازمان بازرسی و در فضای سایبری انجام شد، خوشبختانه توانستیم نزدیک به ۶۰ میلیارد تومان از این مبلغ را بازگردانیم. سراج افزود: این ۶۰ میلیارد تومان در اختیار افرادی قرار گرفته بود که تبدیل به ماشین‌های آخرین مدل، خانه‌های آن‌چنانی و وسایل دیگر شده بود. وی ابراز امیدواری کرد با ارتباطاتی که داریم بتوانیم بقیه این پول را به کشور بازگردانیم.
لازم به ذکر است طی ماه‌های اخیر برخی رسانه‌ها از همکاری وزارت نفت دولت یازدهم با دلالان مشابه بابک زنجانی رونمایی کرده بودند.
به نظر می‌رسد فردی که رئیس سازمان بازرسی گوشه‌ای از تخلف وی را افشا کرده، یکی از همین دلالان دوره زنگنه باشد. آنچه که درباره این فساد، قطعی است این است که این تخلف در دولت یازدهم رخ داده و هیچ ربطی به دولت قبل ندارد. ظاهراً رقم فساد که توسط این دلال نفت و فراورده صورت گرفته نزدیک به بدهی بابک زنجانی است. همچنین در این پرونده نقش برخی از مسئولان ارشد در شرکت ملی نفت ایران مشهود است. از آنجا که نهادهای امنیتی و نظارتی پیگیر این پرونده هستند، امیدواریم این پرونده همچون کرسنت از سوی دولت، امنیتی نشود و اسامی متخلفان علنی شود.
لازم به یادآوری است اسحاق جهانگیری معاون اول روحانی وعده داده بود که اگر تخلف مشابه بابک زنجانی در دولت یازدهم رخ دهد،‌ او و زنگنه استعفا خواهند داد.
فساد دکل دامن اصلاح طلبان را گرفت
از سوی دیگر، طی یک سال اخیر بیژن زنگنه با مطرح کردن ماجرای گم شدن یک دکل نفتی تلاش کرد افکار عمومی را نسبت به فساد پرونده کرسنت، به یک مفسده بسیار کوچک‌تر منحرف سازد؛‌ اما مطمئناً او تصور نمی‌کرد با پیگیری دستگاه قضایی سرانجام رد پای وابستگان جریان اصلاحات و یکی از مدیران منصوب خود او در این پرونده باز شود.
با بازداشت پسر عطاءالله مهاجرانی به عنوان یکی از دلال اصلی پرونده فساد مربوط به خرید یک دکل نفتی و تغییر رئیس حراست وزارت نفت که از سوی زنگنه منصوب شده بود، تیری که زنگنه برای منحرف ساختن افکار عمومی از فساد کرسنت پرتاب کرده بود، مجدداً به خود او و هم‌جناحی‌هایش بازگشت.
هرچند پس از اظهارات زنگنه درباره گم شدن یک دکل نفتی همه توجهات در این فساد اقتصادی به سمت دولت نهم و دهم معطوف شده بود، ولی پس از مدتی زوایای پنهان دیگری از این پرونده آشکار شد و البته توجه رسانه‌های حامی دولت که تا پیش از این سعی در بزرگ جلوه دادن این فساد در دولت گذشته داشتند، به پرونده دکل گمشده کم شد زیرا متوجه شدند دلالان اصلی این ماجرا افراد منتسب به طیف اصلاحات و مدیران دولت یازدهم هستند.
سکوت زنگنه پس از یک بازداشت
رسانه‌های حامی دولت طی چند ماه اخیر، ماجرای گم شدن یک دکل نفتی را که از سوی زنگنه مطرح شد، مصداق یکی دیگر از فسادهای نفتی دولت قبل معرفی کردند. تیرماه امسال اما روند پرونده دکل گمشده نفتی تغییر محسوسی کرد یعنی از زمانی که اسناد مربوط به نقش پسر وزیر ارشاد دولت اصلاحات در قرارداد دکل نفتی مفقود شده منتشر شد.
محمدحسن مهاجرانی فرزند عطاءالله مهاجرانی وزیر اسبق ارشاد در دولت اصلاحات همان آقازاده‌ای بود که با همکاری برخی دلالان نفتی، در بسته شدن قرارداد دکل نفتی نقش‌آفرینی جدی داشت.
محمدحسن مهاجرانی در روزهای ابتدایی طرح نامش در قرارداد دکل نفتی، با ارسال تکذیبیه‌هایی به رسانه‌های مختلف سعی کرد پای خود را از این ماجرا بیرون بکشد ولی مدارک مختلفی که بعدها منتشر شد، نقش وی را در این قرارداد، واضح‌تر می‌کرد.
در نهایت محمدحسن مهاجرانی اواخر آبان ماه در حالی که قصد خروج از کشور را داشت توسط دستگاه قضایی بازداشت شد تا ابعاد مختلف دکل گمشده نفتی که روزنامه‌های حامی دولت چندین هفته از آن برای حمله به جریان اصولگرا استفاده کردند، مشخص شود. علاوه بر رسانه‌های حامی دولت، زنگنه نیز که در این ماجرا ابتدا در نقش مدعی بیت‌المال حاضر شده بود که مثلاً به این فساد رخ‌داده در دولت قبل رسیدگی شود، مدت‌ها است سکوت پیشه کرده است.
فورچانا؛ دکلی گمشده!
شهریورماه سال 93 درست 10 ماه قبل از آنکه رسانه‌های اصلاح‌طلب و حامی دولت جنجال‌های رسانه‌ای خود پیرامون دکل نفتی را کلید بزنند، توسط رسانه‌های اصولگرا خبری درباره دکل حفاری نفتی موسوم به فورچانا منتشر شد؛ خبری که حکایت از پیگیری دو نهاد نظارتی برای پیدا کردن دکل نفتی 78 میلیون دلاری داشت.
رو کردن فساد دکل برای رهایی از استیضاح
در حالی که زنگنه و رسانه‌های حامی وی تا مدت‌ها نسبت به ماجرای دکل بی‌تفاوت بودند، چند ماه پیش به دنبال انتشار خبر جمع‌آوری امضا برای استیضاح زنگنه بود که ناگهان آن‌ها کشف کردند یک دکل نفتی گم‌شده و سیل اخبار و مصاحبه با افراد مرتبط و غیر مرتبط و تولید سناریوهای تخیلی و طنز و امثال آن به صورت کاملاً خودجوش به این رسانه‌ها سرازیر شد. نکته جالب اینجا است که بعضاً افرادی مورد مصاحبه قرار گرفتند و در این باره فیلم‌نامه تهیه کردند که خود پرونده‌های متعدد اقتصادی در مراجع قضایی داشته و دارند. رسانه‌های حامی دولت در حالی دکل حفاری گمشده (فورچونا) را در رأس اخبار خود قراردادند که مدت‌ها قبل از خرید این دکل توسط مدیرعامل شرکت تأسیسات دریایی، این شرکت یک دکل حفاری دیگر را در زمان تصدی یکی از مدیران عامل اسبق شرکت تأسیسات دریایی خریداری کرده است اما این دکل نیز ظاهراً سرنوشت مشابهی داشته است.
برخوردهای دوگانه در برخورد با پرونده دکل گمشده با انتشار اسناد بیشتر از دست داشتن فرزند محمدحسن مهاجرانی در آن بیشتر نمایان شد و تقریباً هیچ کدام از رسانه‌های حامی دولت به دخالت فرزند وزیر ارشاد دولت اصلاحات نپرداختند.
ردپای پسر وزیر اصلاحات؛ آقازاده‌ای با سهم 40 درصدی
پس از افشای ماجرای دکل‌های نفتی اسامی افراد مختلفی مطرح شد؛ از مدیران سابق شرکت تأسیسات دریایی تا دلال‌های مشهور نفتی. بر اساس اطلاعات منتشرشده از این پرونده، رضا مصطفوی طباطبایی دلال اصلی خرید دکل نفتی بود که از طریق فردی به نام عمر کامل السواده دکل نفتی فورچانا را خریده و به ایران منتقل کند.
 نکته قابل تأمل اینکه برای طباطبایی در جریان دلالی و پرداخت رشوه شرکت کرسنت توسط «ع.ت» نیز پرونده‌ای تشکیل شده بود. مسئولان سابق شرکت تأسیسات دریایی نیز می‌گویند طباطبایی پیش از این نیز در جریان دلالی دکل نفتی دیگری برای تأسیسات دریایی نقش داشته است. اما ماجرا به همین جا ختم نمی‌شود؛ در ادامه علاوه بر مدیران سابق و اسبق تأسیسات دریایی، پای دو مهره کلیدی دیگر یعنی آقازاده وزیر دولت اصلاحات نیز به ماجرای دکل گمشده باز شد. خبرگزاری فارس برای اولین بار متن یک قرارداد میان فرزند عطاالله مهاجرانی و طباطبایی را منتشر کرد که بر اساس متن آن، سهمی کلان از قرارداد به فرزند وزیر دولت اصلاحات اختصاص پیدا می‌کرد.
بر اساس این قرارداد، طباطبایی متعهد شده است برای اخذ تسهیلات و کلیه خدمات بانکی اعم از وام‌های کوتاه‌مدت، بلندمدت، سرمایه در گردش، گشایش اعتبار، سپردن وثیقه و امثال آن 3 درصد از کل وام و اعتبار اخذشده را به آقازاده یادشده بپردازد.
این حق‌الزحمه برای امکان سرمایه‌گذاری و مشارکت مدنی در ساخت‌وساز با نهادهای خصوصی، عمومی و دولتی به 5 درصد از کل سرمایه‌گذاری انجام‌شده می‌رسد. اما مهم‌ترین و سودآورترین بخش این قرارداد مربوط به حق‌الزحمه مشاوره در پروژه‌های دولتی و غیردولتی در زمینه خرید و فروش نفت خام، فرآورده‌های نفتی و پتروشیمی، فروش انواع کالا، تجهیزات و قطعات است که 40 درصد از سود خالص آن به آقازاده یادشده می‌رسد. این سهم 40 درصدی در زمینه انعقاد مشارکت با شرکت‌های دولتی، نیمه‌دولتی و خصوصی در خصوص پروژه‌های مورد علاقه جاعل در بخش نفت، گاز و پتروشیمی اعم از حفاری چاه‌های نفت و گاز، توسعه میادین نفتی و گازی، ساخت، تجهیز و تأمین قطعات مورد نیاز صنعت نفت و امثال آن هم به این آقازاده می‌رسد.
بر اساس این قرارداد، 300 میلیون تومان به صورت علی‌الحساب و برای شروع خدمات یادشده از سوی دلال مشهور دکل‌های نفتی به آقازاده یادشده پرداخت شده بود. پس از روشن شدن نقش دلال‌های اصلی این پرونده، افکار عمومی یک سؤال مشخص داشت؛ چه کسانی با رابطه‌های خود در دولت قبل و فعلی، اقدام به خرید فروش دکل‌های نفتی و دریافت سودهای کلان می‌کردند؛ آن‌هم در شرایطی که فرزند یکی از جنجالی‌ترین وزرای دولت اصلاحات میدان‌دار اصلی این قرارداد در سال 90 بوده است.
آیا آقازاده نفتی اصلاحات، رابط‌هایش را لو می‌دهد؟
این روزها فرزند کسی که زینت‌الوزرای دولت اصلاحات خوانده می‌شد در رابطه با اتهاماتش در بازداشت است تا توضیح دهد که رابطه با چه کسانی او را به سود 40 درصدی از یک قرارداد میلیون دلاری رسانده است. افکار عمومی جامعه امروز جدای از اینکه این فساد در کدام دولت رخ داده منتظر رسیدگی به اتهامات این آقازاده معروف و دیگر دلال‌های این پرونده هستند تا بعدها از بروز چنین اقداماتی در دیگر قراردادهای نفتی نیز جلوگیری شود. برخی معتقدند که اعترافات احتمالی فرزند وزیر دولت اصلاحات در ادامه بررسی پرونده، به علاوه برخی مسئولان قبلی در شرکت تأسیسات دریایی، پای برخی مسئولان فعلی را نیز به پرونده دکل گمشده نفتی باز خواهد کرد.
 قطعاً جامعه با توجه به اینکه قوه قضائیه در پرونده‌هایی مانند پرونده مهدی هاشمی و بابک زنجانی از خود قاطعیت نشان داده، منتظر هستند تا ابعاد مختلف و دست‌های پشت پرده این پرونده را افشا کند. اما فقط پسر مهاجرانی نیست که در این ماجرا دست داشته است. بلکه یک مدیر نفتی که در دولت یازدهم به ریاست حراست نفت منصوب شده بود نیز در پرونده دکل دست داشت که یکی دو هفته پیش او نیز برکنار شد. این مدیر نفتی پیش از این با نام مستعار الهی فعالیت می‌کرده و پیش از انتصاب به سمت حساس حراست در وزارت نفت دولت یازدهم، سمتی در صندوق بازنشستگی نفت داشته است.

دکل گمشده زنگنه در جیب اصلاح طلبان پیدا شد نه دی امسال

خبر
 
           
  • برش مطبوعاتی
  • نسخه چاپی
  • عکس ضمیمه
  • فیلم ضمیمه
 
با بازگشت «فساد دکل گمشده» به اصلاح طلبان و مدیران دولت فعلی پرونده کرسنت دوباره رو آمد؛
دکل گمشده زنگنه در جیب اصلاح طلبان پیدا شد
تعداد بازدید : 587

گروه اقتصاد 9دی|روزهای تلخ بیژن زنگنه که پس از صدور حکم محکومیت چند تن از نزدیکانش بابت فساد عظیم کرسنت و لو رفتن نقش اصلاح‌طلبان در فساد دکل شروع شده بود، با افشای اختلاس عظیم در وزارت نفت تحت امر وی به اوج خود رسید.
هفته گذشته رئیس سازمان بازرسی کل کشور پرده از اختلاس ۱۶۰ میلیارد تومانی در وزارت نفت برداشت.
 ناصر سراج گفت: وزارت نفت به فردی نفت داده تا بفروشد و پول آن را به این وزارتخانه بازگرداند. متأسفانه وزارت نفت به هر علتی موفق به وصول ۱۶۰ میلیارد تومان از طلب خود از این فرد نشد. سراج افزود: این متهم از کشور متواری و به کانادا پناهنده شده است. وی گفت: با بررسی‌هایی که در سازمان بازرسی و در فضای سایبری انجام شد، خوشبختانه توانستیم نزدیک به ۶۰ میلیارد تومان از این مبلغ را بازگردانیم. سراج افزود: این ۶۰ میلیارد تومان در اختیار افرادی قرار گرفته بود که تبدیل به ماشین‌های آخرین مدل، خانه‌های آن‌چنانی و وسایل دیگر شده بود. وی ابراز امیدواری کرد با ارتباطاتی که داریم بتوانیم بقیه این پول را به کشور بازگردانیم.
لازم به ذکر است طی ماه‌های اخیر برخی رسانه‌ها از همکاری وزارت نفت دولت یازدهم با دلالان مشابه بابک زنجانی رونمایی کرده بودند.
به نظر می‌رسد فردی که رئیس سازمان بازرسی گوشه‌ای از تخلف وی را افشا کرده، یکی از همین دلالان دوره زنگنه باشد. آنچه که درباره این فساد، قطعی است این است که این تخلف در دولت یازدهم رخ داده و هیچ ربطی به دولت قبل ندارد. ظاهراً رقم فساد که توسط این دلال نفت و فراورده صورت گرفته نزدیک به بدهی بابک زنجانی است. همچنین در این پرونده نقش برخی از مسئولان ارشد در شرکت ملی نفت ایران مشهود است. از آنجا که نهادهای امنیتی و نظارتی پیگیر این پرونده هستند، امیدواریم این پرونده همچون کرسنت از سوی دولت، امنیتی نشود و اسامی متخلفان علنی شود.
لازم به یادآوری است اسحاق جهانگیری معاون اول روحانی وعده داده بود که اگر تخلف مشابه بابک زنجانی در دولت یازدهم رخ دهد،‌ او و زنگنه استعفا خواهند داد.
فساد دکل دامن اصلاح طلبان را گرفت
از سوی دیگر، طی یک سال اخیر بیژن زنگنه با مطرح کردن ماجرای گم شدن یک دکل نفتی تلاش کرد افکار عمومی را نسبت به فساد پرونده کرسنت، به یک مفسده بسیار کوچک‌تر منحرف سازد؛‌ اما مطمئناً او تصور نمی‌کرد با پیگیری دستگاه قضایی سرانجام رد پای وابستگان جریان اصلاحات و یکی از مدیران منصوب خود او در این پرونده باز شود.
با بازداشت پسر عطاءالله مهاجرانی به عنوان یکی از دلال اصلی پرونده فساد مربوط به خرید یک دکل نفتی و تغییر رئیس حراست وزارت نفت که از سوی زنگنه منصوب شده بود، تیری که زنگنه برای منحرف ساختن افکار عمومی از فساد کرسنت پرتاب کرده بود، مجدداً به خود او و هم‌جناحی‌هایش بازگشت.
هرچند پس از اظهارات زنگنه درباره گم شدن یک دکل نفتی همه توجهات در این فساد اقتصادی به سمت دولت نهم و دهم معطوف شده بود، ولی پس از مدتی زوایای پنهان دیگری از این پرونده آشکار شد و البته توجه رسانه‌های حامی دولت که تا پیش از این سعی در بزرگ جلوه دادن این فساد در دولت گذشته داشتند، به پرونده دکل گمشده کم شد زیرا متوجه شدند دلالان اصلی این ماجرا افراد منتسب به طیف اصلاحات و مدیران دولت یازدهم هستند.
سکوت زنگنه پس از یک بازداشت
رسانه‌های حامی دولت طی چند ماه اخیر، ماجرای گم شدن یک دکل نفتی را که از سوی زنگنه مطرح شد، مصداق یکی دیگر از فسادهای نفتی دولت قبل معرفی کردند. تیرماه امسال اما روند پرونده دکل گمشده نفتی تغییر محسوسی کرد یعنی از زمانی که اسناد مربوط به نقش پسر وزیر ارشاد دولت اصلاحات در قرارداد دکل نفتی مفقود شده منتشر شد.
محمدحسن مهاجرانی فرزند عطاءالله مهاجرانی وزیر اسبق ارشاد در دولت اصلاحات همان آقازاده‌ای بود که با همکاری برخی دلالان نفتی، در بسته شدن قرارداد دکل نفتی نقش‌آفرینی جدی داشت.
محمدحسن مهاجرانی در روزهای ابتدایی طرح نامش در قرارداد دکل نفتی، با ارسال تکذیبیه‌هایی به رسانه‌های مختلف سعی کرد پای خود را از این ماجرا بیرون بکشد ولی مدارک مختلفی که بعدها منتشر شد، نقش وی را در این قرارداد، واضح‌تر می‌کرد.
در نهایت محمدحسن مهاجرانی اواخر آبان ماه در حالی که قصد خروج از کشور را داشت توسط دستگاه قضایی بازداشت شد تا ابعاد مختلف دکل گمشده نفتی که روزنامه‌های حامی دولت چندین هفته از آن برای حمله به جریان اصولگرا استفاده کردند، مشخص شود. علاوه بر رسانه‌های حامی دولت، زنگنه نیز که در این ماجرا ابتدا در نقش مدعی بیت‌المال حاضر شده بود که مثلاً به این فساد رخ‌داده در دولت قبل رسیدگی شود، مدت‌ها است سکوت پیشه کرده است.
فورچانا؛ دکلی گمشده!
شهریورماه سال 93 درست 10 ماه قبل از آنکه رسانه‌های اصلاح‌طلب و حامی دولت جنجال‌های رسانه‌ای خود پیرامون دکل نفتی را کلید بزنند، توسط رسانه‌های اصولگرا خبری درباره دکل حفاری نفتی موسوم به فورچانا منتشر شد؛ خبری که حکایت از پیگیری دو نهاد نظارتی برای پیدا کردن دکل نفتی 78 میلیون دلاری داشت.
رو کردن فساد دکل برای رهایی از استیضاح
در حالی که زنگنه و رسانه‌های حامی وی تا مدت‌ها نسبت به ماجرای دکل بی‌تفاوت بودند، چند ماه پیش به دنبال انتشار خبر جمع‌آوری امضا برای استیضاح زنگنه بود که ناگهان آن‌ها کشف کردند یک دکل نفتی گم‌شده و سیل اخبار و مصاحبه با افراد مرتبط و غیر مرتبط و تولید سناریوهای تخیلی و طنز و امثال آن به صورت کاملاً خودجوش به این رسانه‌ها سرازیر شد. نکته جالب اینجا است که بعضاً افرادی مورد مصاحبه قرار گرفتند و در این باره فیلم‌نامه تهیه کردند که خود پرونده‌های متعدد اقتصادی در مراجع قضایی داشته و دارند. رسانه‌های حامی دولت در حالی دکل حفاری گمشده (فورچونا) را در رأس اخبار خود قراردادند که مدت‌ها قبل از خرید این دکل توسط مدیرعامل شرکت تأسیسات دریایی، این شرکت یک دکل حفاری دیگر را در زمان تصدی یکی از مدیران عامل اسبق شرکت تأسیسات دریایی خریداری کرده است اما این دکل نیز ظاهراً سرنوشت مشابهی داشته است.
برخوردهای دوگانه در برخورد با پرونده دکل گمشده با انتشار اسناد بیشتر از دست داشتن فرزند محمدحسن مهاجرانی در آن بیشتر نمایان شد و تقریباً هیچ کدام از رسانه‌های حامی دولت به دخالت فرزند وزیر ارشاد دولت اصلاحات نپرداختند.
ردپای پسر وزیر اصلاحات؛ آقازاده‌ای با سهم 40 درصدی
پس از افشای ماجرای دکل‌های نفتی اسامی افراد مختلفی مطرح شد؛ از مدیران سابق شرکت تأسیسات دریایی تا دلال‌های مشهور نفتی. بر اساس اطلاعات منتشرشده از این پرونده، رضا مصطفوی طباطبایی دلال اصلی خرید دکل نفتی بود که از طریق فردی به نام عمر کامل السواده دکل نفتی فورچانا را خریده و به ایران منتقل کند.
 نکته قابل تأمل اینکه برای طباطبایی در جریان دلالی و پرداخت رشوه شرکت کرسنت توسط «ع.ت» نیز پرونده‌ای تشکیل شده بود. مسئولان سابق شرکت تأسیسات دریایی نیز می‌گویند طباطبایی پیش از این نیز در جریان دلالی دکل نفتی دیگری برای تأسیسات دریایی نقش داشته است. اما ماجرا به همین جا ختم نمی‌شود؛ در ادامه علاوه بر مدیران سابق و اسبق تأسیسات دریایی، پای دو مهره کلیدی دیگر یعنی آقازاده وزیر دولت اصلاحات نیز به ماجرای دکل گمشده باز شد. خبرگزاری فارس برای اولین بار متن یک قرارداد میان فرزند عطاالله مهاجرانی و طباطبایی را منتشر کرد که بر اساس متن آن، سهمی کلان از قرارداد به فرزند وزیر دولت اصلاحات اختصاص پیدا می‌کرد.
بر اساس این قرارداد، طباطبایی متعهد شده است برای اخذ تسهیلات و کلیه خدمات بانکی اعم از وام‌های کوتاه‌مدت، بلندمدت، سرمایه در گردش، گشایش اعتبار، سپردن وثیقه و امثال آن 3 درصد از کل وام و اعتبار اخذشده را به آقازاده یادشده بپردازد.
این حق‌الزحمه برای امکان سرمایه‌گذاری و مشارکت مدنی در ساخت‌وساز با نهادهای خصوصی، عمومی و دولتی به 5 درصد از کل سرمایه‌گذاری انجام‌شده می‌رسد. اما مهم‌ترین و سودآورترین بخش این قرارداد مربوط به حق‌الزحمه مشاوره در پروژه‌های دولتی و غیردولتی در زمینه خرید و فروش نفت خام، فرآورده‌های نفتی و پتروشیمی، فروش انواع کالا، تجهیزات و قطعات است که 40 درصد از سود خالص آن به آقازاده یادشده می‌رسد. این سهم 40 درصدی در زمینه انعقاد مشارکت با شرکت‌های دولتی، نیمه‌دولتی و خصوصی در خصوص پروژه‌های مورد علاقه جاعل در بخش نفت، گاز و پتروشیمی اعم از حفاری چاه‌های نفت و گاز، توسعه میادین نفتی و گازی، ساخت، تجهیز و تأمین قطعات مورد نیاز صنعت نفت و امثال آن هم به این آقازاده می‌رسد.
بر اساس این قرارداد، 300 میلیون تومان به صورت علی‌الحساب و برای شروع خدمات یادشده از سوی دلال مشهور دکل‌های نفتی به آقازاده یادشده پرداخت شده بود. پس از روشن شدن نقش دلال‌های اصلی این پرونده، افکار عمومی یک سؤال مشخص داشت؛ چه کسانی با رابطه‌های خود در دولت قبل و فعلی، اقدام به خرید فروش دکل‌های نفتی و دریافت سودهای کلان می‌کردند؛ آن‌هم در شرایطی که فرزند یکی از جنجالی‌ترین وزرای دولت اصلاحات میدان‌دار اصلی این قرارداد در سال 90 بوده است.
آیا آقازاده نفتی اصلاحات، رابط‌هایش را لو می‌دهد؟
این روزها فرزند کسی که زینت‌الوزرای دولت اصلاحات خوانده می‌شد در رابطه با اتهاماتش در بازداشت است تا توضیح دهد که رابطه با چه کسانی او را به سود 40 درصدی از یک قرارداد میلیون دلاری رسانده است. افکار عمومی جامعه امروز جدای از اینکه این فساد در کدام دولت رخ داده منتظر رسیدگی به اتهامات این آقازاده معروف و دیگر دلال‌های این پرونده هستند تا بعدها از بروز چنین اقداماتی در دیگر قراردادهای نفتی نیز جلوگیری شود. برخی معتقدند که اعترافات احتمالی فرزند وزیر دولت اصلاحات در ادامه بررسی پرونده، به علاوه برخی مسئولان قبلی در شرکت تأسیسات دریایی، پای برخی مسئولان فعلی را نیز به پرونده دکل گمشده نفتی باز خواهد کرد.
 قطعاً جامعه با توجه به اینکه قوه قضائیه در پرونده‌هایی مانند پرونده مهدی هاشمی و بابک زنجانی از خود قاطعیت نشان داده، منتظر هستند تا ابعاد مختلف و دست‌های پشت پرده این پرونده را افشا کند. اما فقط پسر مهاجرانی نیست که در این ماجرا دست داشته است. بلکه یک مدیر نفتی که در دولت یازدهم به ریاست حراست نفت منصوب شده بود نیز در پرونده دکل دست داشت که یکی دو هفته پیش او نیز برکنار شد. این مدیر نفتی پیش از این با نام مستعار الهی فعالیت می‌کرده و پیش از انتصاب به سمت حساس حراست در وزارت نفت دولت یازدهم، سمتی در صندوق بازنشستگی نفت داشته است.

برخي در خصوص مساله هسته اي خيلي مبالغه مي كنند و مي گويند افتخار ملي است!

واكنش معاون اول قوه قضائيه به جوسازي‌هاي اخير؛
برخي در خصوص مساله هسته اي خيلي مبالغه مي كنند و مي گويند افتخار ملي است!

به گزارش ميزان، حجت‌الاسلام و المسلمين محسني اژه‌اي در جلسه كميته قضايي شوراي توسعه و امنيت پايدار ويژه غرب كشور با بيان اين‌كه دشمن از اين جهت كه دين مردم را از آن‌ها بگيرد، مايوس است، گفت: با اين حال اميد دارد روح انقلابي و ظلم ستيزي و استكبار ستيزي را از مردم ايران بگيرد و متاسفانه عده‌اي هم در داخل كشور خواسته يا ناخواسته دشمن را در اين جهت همراهي مي‌كنند و همان طور كه اقدامات امام راحل را افراطي گري مي‌دانستند، امروز هم ايستادگي بر اصول و مقاومت در تعامل با زياده خواهان و سلطه‌طلبان را تندروي و افراطي مي‌دانند.

سخنگوي قوه قضائيه در ادامه سخنانش گفت: مردم ما حقيقتا مستحق خدمت هستند و هيچ مسؤولي از صدر تا ذيل نبايد در خدمت به مردم منتي بر كسي داشته و اگر دستگاهي و يا مسؤولي در انجام وظيفه ناكام بود نبايد فرافكني كند و گناه آن را به گردن ديگري بياندازد.

وي تاكيد كرد: علاوه بر اين نبايد مبالغه‌گويي كنند و مردم را به اشتباه بيندازند. همين مساله هسته‌اي كه براي رفع تحريم‌ها و رفع مشكلات مردم ايران حاضر شد قدري تنزل كند ولي برخي در اين خصوص خيلي مبالغه مي‌كنند و مي‌گويند افتخار ملي است و به گونه‌اي حرف مي‌زنند كه دشمن و دوست را به اشتباه مي‌اندازند.

معاون اول قوه قضائيه تصريح كرد: همه بدانيم اگر نظام سلطه و شيطان بزرگ آمريكا حاضر شده‌اند بخشي از حق مردم را به رسمت بشناسند، بر اثر قدرت و اقتدار و مقاومت ايران در طول 36ساله بعد از انقلاب بوده است وگرنه هيچ وقت حاضر نبودند به طرف مذاكره امتيازي بدهند.

از دفن سیب زمینی تا دفن راکتور اراک

رونمایی جدید از تدابیر دولتِ رکود؛
از دفن سیب زمینی تا دفن راکتور اراک
 

گروه اقتصاد 9دی| ویژگی‌های اصلی دولت یازدهم همچون کم‌کاری، محافظه‌کاری، رخوت و عافیت‌طلبی که آثار آن در تشدید رکود اقتصادی نمایان شده بود، در روزهای اخیر با افشای تدبیر هنرمندانه در دفن صدها تن سیب‌زمینی به بهانه تنظیم بازار، نمایان‌تر از قبل شد. مسئولان دولت فعلی که چند سال پیش بابت توزیع رایگان سیب‌زمینی مازاد از سوی دولت، جنجال به پا کرده بودند و دولت وقت را به تلاش برای خرید رأی مردم با توزیع سیب‌زمینی متهم می‌کردند؛ اینک که خود در رأس کارند حاضرند صدها میلیون تومان به بیت‌المال خسارت وارد کنند و صدها تن محصول کشاورزی زیر خاک دفن شود، اما آن را به اقشار ضعیف جامعه ندهند.
اخیراً خبری مبنی بر امحاء یک هزار و 700 تن سیب‌زمینی در استان فارس به گوش رسید که با حاشیه‌های متعددی در این استان و مجلس شورای اسلامی روبرو شد.
آبان ماه امسال بود که خبر دفن 1700 تن سیب‌زمینی کشاورزان فسا و داراب رسانه‌ای شد؛ اتفاقی که علاوه بر حاشیه‌دار بودن آن، 620 میلیون تومان از پول بیت‌المال را به زیر خاک برد.
ماجرا از این قرار بود که مسئولان جهاد کشاورزی استان فارس برای تنظیم بازار اقدام به امحا کردن بیش از 1700 تن سیب زمینی کردند.
مدیر تعاون روستایی فارس با تشریح عملکرد تعاون روستایی فارس در 6 ماه گذشته به بهترین اقدام این سازمان اشاره کرد و گفت:‌ در این مدت سازمان تعاون روستایی در حوزه بازرگانی به منظور تنظیم بازار سیب‌زمینی اقدام به خرید و امحای بیش از 1700 تن سیب‌زمینی در فارس کرده است.
بهجت حقیقی افزود: در این اقدام سازمان تعاون روستایی سیب‌زمینی‌های برداشت شده از شهرهای فسا و داراب را که دارای پایین‌ترین حد کیفیت بودند را از کشاورزان به قرار هر کیلو 360 تومان خریداری کرده و مجموع آن‌ها را معدوم که در این اقدام 620 میلیون تومان پول بیت‌المال به منظور تنظیم بازار سیب‌زمینی از دست رفته است. این در حالی است که حسن شیبانی مدیرکل سابق این سازمان در این رابطه گفت: طی 5 سال گذشته حتی یک کیلو محصول معدوم هم نداشتیم.
واکنش گسترده و سکوت دولت
در واکنش به این اقدام مسئولان دولتی، مهدی کوچک زاده نماینده مردم تهران در نشست علنی (دوشنبه، 2 آذرماه) مجلس شورای اسلامی گفت: بر اساس اخبار مکرر و موثق 1700 تن سیب‌زمینی برای جلوگیری از افت قیمت امحا یا دفن شده است، ما این عمل را که الگوبرداری از اقتصاد سرمایه‌داری است خلاف شرف و وجدان اسلامی می‌دانیم و به مسئولان مربوطه تذکر می‌دهیم، خصوصاً به وزیر کشاورزی تذکر می‌دهم.
کوچک زاده افزود: در کشوری که مردم از گرسنگی بر اساس آمار 2 روز گذشته در مجلس، به فحشا کشیده می‌شوند کدام بی‌شرافت به خود اجازه می‌دهد که 1700 تن سیب‌زمینی دفن شود.
نماینده مقام معظم رهبری در استان فارس نیز در دیدار با دانشجویان بسیجی دانشگاه‌های شیراز در واکنش به امحاء ۱۷۰۰ تن سیب‌زمینی گفت: در مورد مسائل کشاورزان و مشکلات آن‌ها کار از تذکر به مسئولین گذشته است. ده‌ها بار با مسئولان صحبت شده است و نتیجه‌ای حاصل نشده است. با توجه به مشکل خشک‌سالی و اقلیم استان باید از توضیح دادن شرایط فراتر برویم و واقعیت این شرایط را بپذیریم و با آموزش‌های لازم و کشت مناسب و نوع آبیاری بتوانیم با این واقعیت موجود کنار بیاییم.
آیت‌الله ایمانی یادآور شد: مسئله‌های مشابهی چون امحاء خیار و گوجه‌فرنگی و هندوانه نیز بوده است که زمین کشاورزی با بار درون آن شخم خورده است. متأسفانه تا به حال گوش شنوایی برای این کار ندیدم.
نماینده مقام معظم رهبری در استان فارس در ادامه افزود: کاری که امروز در امحاء انجام داده‌اند غلط بوده و این غلطی روشن است. عده‌ای از کارشناسان کم تعهد به بهانه تنظیم بازار به این فرم، کلاهی بر سر ما می‌گذراند. وی افزود: سه برابر تولید برخی از محصولات صنایع در داخل، گاهی ورود محصولات باکیفیت کمتر در وزارت خانه‌ها داریم که این‌ها همه به بهانه تنظیم بازار است.
عذر بدتر از گناه
جالب اینجاست که می‌بینیم توجیه مسئولان برای معدوم کردن سیب‌زمینی‌های خریداری شده، کیفیت نازل این محصولات بوده که خود موضوعی ابهام‌آفرین و به نوعی نشانگر قصور مسئولان است، وگرنه چه توجیهی دارد این میزان محصول بی‌کیفیت در یک استان تولیدشده و صفی از هزینه‌های بالاسری، از جمله تأمین آب، کود و... صرف تولید آن شود؟
این در حالی است که فارغ از حیف‌ومیل بیت‌المال در این ماجرا، دفن این حجم سیب‌زمینی در حالی که بسیاری از مردم در تأمین مایحتاج روزمره خود در فشار هستند و آمارهای فراوانی از گرسنگی و سوءتغذیه در کشورمان اعلام می‌شود، خود موضوعی است که تعمق در آن، سؤالات فراوانی به ذهن متبادر می‌کند.
بر این اساس جا دارد از مسئولان بپرسیم چرا برای توزیع این محصول مازاد که قرار است در زمین دفن شود، در میان نیازمندان و در مناطق محروم، یا حتی اختصاص بخشی از آن به نهادهای حمایتی، ترجیح داده‌اند همه 1700 تن سیب‌زمینی را دفن کنند؟
آیا غیر از این است که برای دفن این میزان محصول هزینه‌ای صرف شده که می‌شد با آن مکانیسمی برای توزیع آن طراحی کرد؟
در این میان، واکنش سخنگوی دولت مضحک‌تر از اصل دفن سیب‌زمینی‌ها بود. محمدباقر نوبخت مدعی شد: سیب‌زمینی‌های دفن‌شده متعلق به دولت نبوده است! نوبخت پاسخ نداد که مگر سازمان تعاون روستایی که این اقدام تأسف‌بار را انجام داده، زیرمجموعه دولت نیست؟ آیا پول بیت‌المال صرف خرید این سیب‌زمینی‌ها نشده بود؟ با این واکنش نوبخت جای تردیدی باقی نمی‌ماند که دولت یازدهم را «دولت سیب‌زمینی» بنامیم.
اصولاً از دولتی که در برابر گستاخی‌های پیاپی دولتمردان آمریکایی هیچ واکنشی نشان نمی‌دهد و میلیاردها دلار ثروت هسته‌ای کشور را به پای وعده‌های شفاهی فلان مسئول آمریکایی نابود کرده و می‌کند و حاضر شده پیچ و مهره سانتریفیوژها را باز کند و قلب راکتور اراک را خارج و آن را زیر سیمان دفن کند؛ چه انتظاری داریم که نگران دفن چند صد تن سیب‌زمینی باشد؟

این عکس را میگم ببین

ادامه نوشته

 

  • نسخه چاپی
  • عکس ضمیمه
  • فیلم ضمیمه
 
رونمایی جدید از تدابیر دولتِ رکود؛
از دفن سیب زمینی تا دفن راکتور اراک
 
تعداد بازدید : 263

گروه اقتصاد 9دی| ویژگی‌های اصلی دولت یازدهم همچون کم‌کاری، محافظه‌کاری، رخوت و عافیت‌طلبی که آثار آن در تشدید رکود اقتصادی نمایان شده بود، در روزهای اخیر با افشای تدبیر هنرمندانه در دفن صدها تن سیب‌زمینی به بهانه تنظیم بازار، نمایان‌تر از قبل شد. مسئولان دولت فعلی که چند سال پیش بابت توزیع رایگان سیب‌زمینی مازاد از سوی دولت، جنجال به پا کرده بودند و دولت وقت را به تلاش برای خرید رأی مردم با توزیع سیب‌زمینی متهم می‌کردند؛ اینک که خود در رأس کارند حاضرند صدها میلیون تومان به بیت‌المال خسارت وارد کنند و صدها تن محصول کشاورزی زیر خاک دفن شود، اما آن را به اقشار ضعیف جامعه ندهند.
اخیراً خبری مبنی بر امحاء یک هزار و 700 تن سیب‌زمینی در استان فارس به گوش رسید که با حاشیه‌های متعددی در این استان و مجلس شورای اسلامی روبرو شد.
آبان ماه امسال بود که خبر دفن 1700 تن سیب‌زمینی کشاورزان فسا و داراب رسانه‌ای شد؛ اتفاقی که علاوه بر حاشیه‌دار بودن آن، 620 میلیون تومان از پول بیت‌المال را به زیر خاک برد.
ماجرا از این قرار بود که مسئولان جهاد کشاورزی استان فارس برای تنظیم بازار اقدام به امحا کردن بیش از 1700 تن سیب زمینی کردند.
مدیر تعاون روستایی فارس با تشریح عملکرد تعاون روستایی فارس در 6 ماه گذشته به بهترین اقدام این سازمان اشاره کرد و گفت:‌ در این مدت سازمان تعاون روستایی در حوزه بازرگانی به منظور تنظیم بازار سیب‌زمینی اقدام به خرید و امحای بیش از 1700 تن سیب‌زمینی در فارس کرده است.

عریضه به امام زمان را برای زائران کربلا بدید  بندازن حزم

متن عریضه به امام زمان هر کس حاجتی دارد اول این متن عربی را بنویسد و در قسمت حاجت خواسته هایش را بنویسد و ان را در اب جاری یا ضریح ائمه ی معصومین بیندازد و در وقت انداحتن یکی از نواب اربعه ی امام زمان را صدا بزند و نامه را بیندازد سه بار نایب را صدا بزند به این صورت:یا عثمان بن سعید  اوصلا قصتی الا صاحب الزمان(ع) و اما متن نامه در کتاب نجم الثاقب نوشته ی محدث نوری .

بسم الله الرحمان الرحیم توصلت الیک یا اباالقاسم محمد بن الحسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب النبا العظیم و صراط المستقیم و اسمت اللاجین بامک سیدت نساء العالمین و بابائک الطاهرین وبامهاتک الطاهرات به یاسین و القران الحکیم و الجبروت العظیم و حقیقت الایمان و نور النور و کتاب مسطور ان تکون سفیری الی الله تعالی فی الحاجت .......این جا حاجت خودرا بنویسید.

 

 دقایقی قبل  عریضه را برای همه شما ها  بر بچه های وبلاگ و اینترنت و کلوپ نوشتم فردا میبرند کربلا دعا کنید حرم بیندازند موفق بشند حالا ننیت کنید اخه نوشتم همه خوبان عالم مجازی جاجت روا شن و بدان هدایت شند

 

 البته  علامه مجلسی هم عریضه های متفاوتی دارد و ضمنا عریضه ای که در حمکران منتشر شده  این که بنده اینجا گذاشتم نیست بنده خودم این متن را به شدت تجربه دارم ( اشا الله لا حول ولا قوت الا بالله ) چش نخورم  و ان یکاد الذین ....

 

و معجزه گونه به این عریضه رسیدم و اشنا شدم در اوج غم و ناراحتی بود که  یه خانم غریبه ای با اصرار به حدی که دنبالم امد اصرار کرد تا این  این عریضه را بدهد بنویسم مشکلم حل شود و  به طرز عجیبی که قابل وصف نیست  به محض نوشتنش قلبم ارام گرفت به حدی که انگار همان لحظه  یقین کردم مشکل به ان بزرگی حل شده و جالب اینکه با گریه به امام زاده حمزه کاشمر حاجتمو خواستم و در حین گریه ام ان خانم متوجه من شد و  و منکه عجله داشتم به دانشگاه تربیت معلم مدرس کاشمر برم و تدریس داشتم انجا و سال اول معلمی ام بود  لذا من فوری بعد زیارت برگشتم بروم اما ان زن غریبه با اصرار دنبالم امد و به رغم رد خواسته اش در اثر عجله من اما دیدم خیلی دنبالم می اید میگوید این عریضه رد خور ندارد بیا حالا منم نوشتم تا بعد استفاده کنم اما همان لحظه قلبم ارام شد در حالی که دهنم عین ادم مصیبت زده  خشک شده بود از شدت غم چیزی نمانده بود غش کنم از تلفنی که یک ساعت قبل به من شد  و خبری عجیب در باره شغلم از دانشگاه  من از تهران بهم شد  بعدها در خاطراتم خواهم نوشت  ولی به محض نوشتن ان متن ارام شدم که قابل توصیف نسیت  ان خانم گفت این متن را از کتب قدیمی از کربلا پدر بزرگم اورده است معتبر است و بعد ها ان متن را که همین متن فعلی است را در کتاب نجم الثاقب یافتم  من حاحات مهمم را بارها با این متن عریضه از امام زمان ع گرفتم حتی خوشبختی ام را نیز با این عریضه گرفته ام ینی من با این متن به امام زمانم شغل و اخلاق همسر اینده ام را به مولا سفارش دادم  از انجایی که امام زمان می دانستند شمال را دوست دارم به خاطر دریایش  برایم همسری سفارشی  با همان اخلاق و شغلی که خواستم برایم از رامسر ارسال فرمودند  قابل توجه دختر و پسرانی که  خیال می کنند توی اینترنت و وایبر و اتساپ و ....... خیابانها با خودنمایی می توانند شوهر یا زن بگیرند نه بابا وقتی اهل توسل و دعا باشی فقط تو سفارش کن درست عین  غذا یا کتابی که سفارش میدی ادرس میدی و یقین داری پستچی برایت خواهد فرستاد شکی هم نمیکنی همانطور سفارش بده و یقین بدان  عین سفارشی که دادی خدا برات همسر دلخواهت  را  می فرستد  من شغل معلم دوست داشتم سفارش کردم و مردی سخاوتمند و خوش اخلاق سالم و صالح که الحمد الله به کوری چشمان شود چشم نخورم الحمد الله امام  زمان این مرد سفارشی دریا دل دریایی را برایم ارسال فرمودند خداییش من نگفته بودم از شمال شهرش را دیگه امام زمان خوش سلیقگی فرمودن از رامسر فرستادند 5 کیلومتری رامسر که الان تلیکابین  خاورمیانه که بین چنگل و دریا است انجا ست ینی محله همسر من  اینا رو گفتم که جوانان دختر و پسران  عزیز اینجوری الگو بگیرند همسر سفارش بدن دنبال دوست دختر و دوست پسر نباشند تو با خدا باش پادشاهی کن  اینقد از مرد خسیس بدم می امد تاکید کردم  سخاوتمند باشد اما ایشان یه درجه بالاتر فرستادند ینی کریم فرستادند از کریمی اش  و بخششهای فروانش کمی  ناراحت شدم

پاسخ شما دوست گرامی

سه شنبه ۳ آذر۱۳۹۴ ساعت: 22:2 توسط:مثل خودت پرمدعا
چه پر مدعا خودشو با امام جمعه یک شهر مقایسه می کنه
 وب سایت   ایمیل    

 

 سلام به وبلاگی به نام پر مدعا  از اینکه زحمت کشیدی تشریف اوردی منت رو سرم گذاشتی ممنونم  و اما فکر میکنم باید خیلی بچه سال و کم سن باشی که معنی حرفت را  درست متوجه نمیشی چی میگی اخه وقتی امام جمعه و مدعی العموم از من شاکی شده و شاکی خصوصی مقاله من نداشته جز ایشان  و ایشان باعث شدن من سه ماه دادگاه بروم وبیاییم و محاکمه شوم حالا تو میگی  من خودمو با امام جمعه مقایسه کردم ؟ خوب ایشان شان خودشان را باید رعایت می کردن و از یک  خانم معلم ساده  بیسوادی مثل مثل من شاکی نمیشدند

افرین به گربه ها ازادی را بر شکم ترجیح  میدن

به نام خدا

 «هنری پرکت»مسوول سابق میز ایران در وزارت خارجه آمریکا می گوید: «اگر موجی که

در مطبوعات اصلاح طلب ایران با تز امکان ارتباط با آمریکا شروع شد و حالا به تردید در

اساسی ترین وجوه انقلاب اسلامی مشغول است، بتواند از حریم روحانیت عبور کند و از آن

طریق، ولایت فقیه را به کشتی تردید سوار نماید، بار سنگینی از دوش آمریکا برداشته خواهد شد.»

«ادوارد شرلی» مسوول سابق شبکه جاسوسی سیا در ایران در یک میزگرد مشترک با «کنت تیمرمن»

 گفته است: «کلید اصلی برای ایجاد یک تغییر بنیادین در سیاست های ایران از بین بردن

خصوصیات انقلابی رژیم ایران است. این فقط با تحریم اقتصادی به دست نمی آید، که باید با نفوذ،

عقاید انقلابی آنان را از درون تهی کرد. اگر نظام ولایت فقیه در ایران از هم بپاشد، آن گاه

می توان گفت جمهوری اسلامی تغییر ماهیت داده است.»

 

************************

 

امام رضا(ع) به مدیری که معلوم شد مدیریتش به خاطر حب ریاستش است فرمود:   

 «چنین ریاستی برای دیانت و اعتقاد مردم مسلمان زیانمندتر از این است که دو گرگ در میان گله ی گوسفندی بیفتند که چوپان نداشته باشد.» (اصول کافی ج/2)

 نماینده مجلس باید مواظب بدتر از گربه ها باشد.

 

 

 

نویسنده: رضوان محدث پور

 با سلام به شما نماینده ی عزیزی که قرار است در مجلس هشتم با لطف خدا مسئولیت بزرگ وکالت ما مردم را به عهده بگیری و همه حرکات و سکنات و گفتار و کردار و پندارت در راستای اهداف مردم با غیرت و دیندار باشد و قرار است از خون شهدائی حمایت کنی که به خاطر پیروی از امر امام راحل (ره) و اعتقاد به ولایت فقیه جانفشانی کردند، پس باید چشم و گوش تو چشم و گوش ما مردم باشد در حراست از دین و مملکت.

ما مردم آنقدر آگاه هستیم که درک کنیم مسئولیت واقعی تو قانونگذاری است و نه کار اجرائی که بعضی از کاندیده های سابق صرفاً جهت کسب رأی این رسم را بنیانگذاری نموده اند که شهر زیبا کنند و خیابان آسفالت! امور شهرداری را باید به شهرداریها سپرد مقام نماینده مهمتر و خطیرتر از این حرفهاست تو باید ضمن انجام بعضی از وظایف قانونگذاریت به امر پاکسازی ادارات و نهادهای دولتی و خصوصی بپردازی که متأسفانه در اثر مسامحه و سهل انگاری دولتهای قبل آلوده شده اند.

چه بسا افرادی که اول انقلاب قاطی مبارزان انقلابی شدند و زندان هم رفتند ولی به قصد استقرار جمهوری اسلامی نبود بلکه به قصد استقرار حکومت سکولاری و لیبرالی بود که متأسفانه به محض پیروزی انقلاب، نقابی به چهره زدند و ریشی به صورت گذاشتند و در ادارات مختلف سمتی گرفتند چه بسا این افراد که سالها در بدنه نظام گرگهایی بودند که لباس میش پوشیدند. و سعی کردند مردم را ناراضی نگهدارند.

در ادارات با برخوردهای بد و ناعادلانه و امروز برو فردا بیاهای بیجا، ترویج رشوه و رشوه خواری هدفشان را که دلزدگی مردم از نظام و انقلاب و رهبر بود سخت پیگیری می کردند و بیت المال را سلیقه ای خرج کردند و نه وظیفه ای .

در عملیات ناکام نوژه همدان که قصد از بین بردن امام راحل بود. به قول آقای عزت شاهی ابرمرد مقاومت در شکنجه های ساواک در کتاب(خاطرات عزت شاهی) می نویسد: یک کامیون مدارک و اسناد که از ساواک و زندانیها در پادگانهای همدان موجود بود سوزانده شد.

چه بسا آن مدارک معرف بعضی از بدتر از گربه های مملکتمان بود که سوزانده شد لذا آن افراد که قاطی کمونیستها و سازمان مجاهدین خلقی ها، وهابی ها، توده ئی ها، در زندانهای ساواک بودند هم به نوعی خودشان را انقلابی های امام خمینی (ره) جا زدند تا بتوانند پست و مقامی در ادارات دولتی انقلاب داشته باشند.

اگر اینها وجود نداشتند چطور بنی صدر شد رئیس جمهور و در جنگ تحمیلی نقش مهم در شکستهای عملیاتهای جنگمان داشت و بارها ثابت شد از ارائه تجهیزات جنگی به رزمندگانمان خودداری می کرد. و موجب شهادت آنها شد اگر آنها بدتر از گربه نبودند چگونه بعد از نابود شدن هواپیماهای آمریکا در طبس، هواپیماهای خودی ما آمدند باقیمانده ی هواپیماهای آمریکایی را بمباران کردند تا اثری از مدارک نماند. یعنی در داخل نیروهای خودمان همکاران آمریکایی پیدا شد که اسناد به جا مانده در طبس را از بین بردند.

بدتر از گربه هایی که در کنفرانس برلین حضور داشتند را نباید از یاد برد. عبدالله نوری ها، کدیورها،
اکبر گنجی ها، عبدی ها، عزت الله سحابی ها، مسعود رجوی ها، سعید امامی ها، اینها همان بدتر از گربه ها هستند.

میدانید که سعید امامی تا معاونت اطلاعات کشورمان نفوذ کرد با این سمت بالا بعد معلوم شد به اعتراف خانمش که جزء نیروهای CIA آمریکا بوده و خانمش هم جزء  fb j آمریکا بوده که هم عامل قتلهای زنجیره ای بود هم خودش مثلاً به ظاهر به پرونده قتلهای زنجیره ای در قالب یک مسئول اطلاعاتی رسیدگی می کرد، قتلها هم در جناح چپ و هم در جناح راست صورت می گرفت. تا دو جناح را به هم بیندازند و یک تنش و درگیری عجیب داخلی راه بیندازند. و مسئولین را سرگرم یافتن سرنخهای قتلهای زنجیره ای کنند و غرق در گیجی و حیرت نمایند. و از طرفی هم اخبار داخلی را به سازمانهای اطلاعاتی آمریکا گزارش نمایند تا برنامه ی حمله ی آمریکا به ایران پیاده شود. ( به کتاب ایران 78 در آئینه مطبوعات صفحه 2-4-12 مراجعه فرمائید)

با این همه دسیسه چینی هنوز آخرین حربه ها را هم زدند به این صورت که افرادی که به مجلس ششم راه یافتند، به شکلهای گوناگون کارشکنی می نمودند منجمله: خروج از حاکمیت، تحصن نمایندگان، به تأخیر انداختن انتخابات مجلس هفتم، استعفای همزمان استانداران و فرمانداران حتی بخشداران، پیشنهاد نوشیدن جام زهر به رهبر عزیز توسط 127 نماینده مجلس ششم. نمایندگان متحصن جالب بود که از حضور خبرنگاران خودی ممانعت می کردند. و خبرنگاران خارجی را می پذیرفتند.

ابراهیم یزدی در جمع نمایندگان متحصن مجلس ششم می گوید: متحصنین باید به دنبال نافرمانی اجتماعی حرکت کنند. و بعد از آن سعید حجاریان مغز متفکر اصلاح طلبان می گوید: «سوق دادن خشونت به نهادهای قانونی یکی از وظایف اصلاح طلبان است»

دقیقاً همین دستور آقای ابراهیم یزدی را رادیو انگلیس و رادیو اسرائیل نیز به متحصنین مجلس ششم پیام می دهد. و می گوید: «باید تکلیف را یکسره کنید و سیاست نافرمانی مدنی گسترده را اتخاذ نمائید»

و آقای تاج زاده یکی از مسئولین در دولت آقای خاتمی در جمع دانشجویان به دانشجویان می گوید: «باید فعالیتها و اعتراضاتتان را چند برابر کنید و از انفعال خارج شوید چون سکوت دیگر جایز نیست»

خوب حالا قضاوت با شما و مردم است با این همه تنشهای سیاسی داخلی دیگر چطور می شد به معاش مردم رسیدگی کرد و اصل 44 قانون اساسی را که امر رهبر عزیز بود، را اجرا نمود، دولت خاتمی و مسئولین فقط بفکر مسائل سیاسی و حزب و حزب بازی بودند و به معاش مردم فکر نمی کردند. برنامه همین بود که فشار از پائین، چانه زنی از بالا یعنی مردم را ناراضی نگه دارند تا مردم فشار بیارند و از بالا هم که ... بگذریم.

امثال بدتر از گربه های حالا را باید چه کرد؟ منظور از افرادی مثل موسویان است که در انرژی هسته ای مسئولیت مهم داشت. اما جاسوسی برای دشمن می نمود. در این رابطه ریاست جمهور عزیز دکتر احمدی نژاد در سخنرانی دانشگاه علم و صنعت 21 آبان 1386 اینگونه فرمودند:

 

 «تا جائی پیش رفتند که در ملاقاتهای هفتگی اطلاعات درون سیستم را بطور منظم به بیگانه

می دادند با این مضمون که چرا کوتاه می آیید غلظت قطع نامه هایتان کم است. برای همین

 فرد پرونده درست می شود قاضی پرونده را فشار می دهند که تبرئه کند.»

 

من از شما و از رئیس جمهور عزیز سوال می کنم چه کسانی فشار می آورند که تبرئه شود؟ مردم عادی که نیستند حتماً کسانی اند که پست و مقام دارند آنها چگونه به بالابالاها راه یافتند؟ موسویان که در انرژی هسته ای اطلاعات را به انگلیس مرتباً ارائه می داد چطور آنجا راه یافت؟ چه کسی او را حمایت کرده بود؟ الآن چرا با 200 میلیون تومان وثیقه آزاد شده (به نوشته روزنامه پرتو) مگر این وطن فروشهای بدتر از گربه ها را هم باید آزاد کرد!؟ شما نماینده مجلس قانونی به تصویب برسانید و یا تدوین کنید که افرادی مثل موسویان که وطن فروشند و مادیات را به آزادی و استقلال وطنشان ترجیح می دهند نتوانند از زندان خارج شوند و در این جرم مخصوص هیچ وثیقه ای قبول نشود.

 

و اما می دانی چرا این افراد وطن فروش را به بدتر از گربه ها تشبیه می کنم؟

 

سعی کن گربه ای را به دام اندازی، تکه گوشتی خالص را وسط اتاقی بینداز که گربه ای از آن محل عبور می کند. به محض استشمام بوی گوشت گربه به داخل اتاق خواهد آمد. ماهرانه با ورود او درها و پنجره ها را ببند، گربه را خواهی دید که به محض کوچکترین احساس اینکه درها بسته خواهد شد به رغم اینکه در دو قدمی گوشت محبوبش رسیده فوراً دست از گوشت خواهد کشید و آزادی را به شکم ترجیح خواهد داد. یعنی حاضر نیست آزادی اش را به خاطر تکه گوشتی فدا کند.

گربه می فهمد که گوشت لذیذ باز هم به دست خواهد آمد اما آزادی معلوم نیست! حالا امثال موسویان و وطن فروشان و کسانی که به خاطر رفاه بیشتر و لذت گربه ای بیشتر از گوشت رفاه و تجملات و ریاست، حاضرند مملکت را دو دستی تحویل آمریکا دهند. و آزادی مملکت و استقلال ایران را با تکه گوشتی معامله کنند، آیا غیرتشان نسبت به آزادی و آزاده بودن از گربه کمتر نیست؟

اینجاست که باید گفت صد آفرین به گربه ها حتی اگر این جور ایرانی های بدتر از گربه دین ندارند و تعصب عقیدتی ندارند حداقل سعی کنند آزاده باشند و یا وطن پرست باشند ایران را دوست بدارند. و یا به اندازه گربه روی آزادی مملکتشان تعصب داشته باشند.

دلا دوستان سه قسمند گر بدانی
به نانی نان بده از در برانش
ولی دوستان جانی را نگه دار

 

زبانی اند و نانی اند و جانی
محبت کن به دوستان زبانی
به جانش جان بده تا میتوانی

 

 

            یاران انقلاب نیز اینگونه اند زبانی اند و نانی اند و جانی  

 

 البته به نانی ها نمی شود نان داد چون مال بیت المال است مگر از جیب مبارکتان

در پایان بد نیست به گوشه ای از صحبتهای رئیس جمهور آمریکا بنیامین فرانکلین در سال 1779 میلادی توجه کنیم که پیش بینی هایش امروزه کاملاً تحقق پیدا کرده است:

«جهودان(اسرائیلی ها) همچون مساکین و فقرا وارد سرزمینهای مختلف می شوند و بی درنگ زمام امور این ممالک را در اختیار می گیرند. آنان آن گاه بر اهل این سرزمین ها برتری جسته و آنان را از خیرات و برکات سرزمین خویش محروم می سازند. جهودان، شیطان دوزخ اند و خفاشان شب و مکنده خون ملتها!

شما نمایندگان مجلس به خاطر مسئولیتی که در قبال مصلحت ملت و نسل های آینده آن دارید، این جماعت فاسد و هرزه را از مملکت خود بیرون کنید قبل از آنکه وقت بگذرد اگر چنین نکنید پس از یک قرن خواهید دید که آنان خطرناکتر از آن هستند که شما فکر می کنید... مطمئن باشید که آنان به نوادگان ما رحم نخواهند کرد و در اندک زمانی آنان را همچون بردگانی در خدمت خویش خواهند گرفت!

روزی خواهد رسید که آنها پشت میزهای خود لم داده با شادی و سرور بر حماقت و نادانی ما می خندند و جهالت ما را به مسخره می گیرند! آقایان(نمایندگان مجلس) مطمئن باشید که اگر فوراً این تصمیم را نگیرید و اسرائیلی ها را از آمریکا اخراج نکنید، نسل های آینده ی آمریکا شما را نفرین خواهند کرد در حالی که پیکر آنان زیر
چکمه ی جهودان به فریاد فغان در خواهد آمد.»

یک روز بعد از سخنرانی بنیامین وقتی روزنامه چارلز بیکنی این سخنرانی را چاپ کرد اسرائیلی ها آن روزنامه ها را جمع آوری کرده و آتش زدند. آنها هر کس که مردم آمریکا را از خطرات اسرائیلی ها آگاه می ساخت بلافاصله از سر راه بر می داشتند. مثل «هنری فورد» (موسس شرکت خودرو سازی فورد)، «جیمز فورستال»
(وزیر دفاع آمریکا در زمان هری ترومن) «جان اف کندی»(رئیس جمهور اسبق آمریکا) با توجه به صحبتهای بنیامین فرانکلین می بینید که امروز جورج بوش و کلینتون، واقعاً از بردگان تمام عیار جهودان صهیونیست
می باشند. (از کتاب آمریکا در معرض نمایش)

((ضمناً در اولین سخنرانی سیاسی ام که در تاریخ عید قربان 72 در جماران در جمع دانشجویان
دانشگاه شهید بهشتی بود وجود بعضی از مسئولین جاسوس را به ترکش داخل نخاع تشبیه نمودم که پزشکان
می گویند درآوردنش شل کننده است و ماندنش بسیار دردناک.

بله وجود این افراد ماندنشان دردناک است در بدنه نظام و بدون مدرک اخراج کردنشان شل کننده چون سوژه ای به دست دشمن می شود. برای تخریب نظام))

آنروز علی رغم اینکه گفتم ادارات هنوز دارای افراد طاغوتی است پاسداران جماران کوچکترین اعتراضی
نکرده اند گرچه مرحوم احمد خمینی هم هنوز در منزل بود و صدایم را می شنید.

آنروز آزادی بیان را کاملاً احساس کردم و عدم آزادی بیان بهانه ایی بیش نیست دست آن گربه ها، دانشجوها ترسیده بودند به من گفتند فاتحه ی تو امروز خوانده شده ولی من احساس آرامش می کردم.

 

هفده هم اسفند هشتاد وهفت1387

وقتی مرا محاکمه کردن

   وقتی مرا  برای مقاله انقلابی سراسر اصولگرایانه عمامه ها محاکمه کردن این نشریه را به اقای دادستان نشان دادم عرض کردم شما مدعی العموم محترم و امام جمعه شاکی من شدید خوب پس چرا کسی شاکی این مطالب نمیشه دادستان ندیده بود ورق زد بعضی چیزا رو خوند باور نکرد گفت لابد خبر نگار نوشته گفتم نه لطفا شخصیتها رو ببین  همش اسم برده شده حرفهای  سید رضا اکرمی  را هم نشونشان دادم اما عجیبه من انقلابی و اصولگرا محاکمه میشم سید رضا نمیشه

مطالب نشریه حضور  خرداد ۹۱  از موسسه اثار امام خمینی ره 

  ( صفحه ده و یازده  نشریه  حضور خرداد ۹۱ 

  در مقاله  امام حوزه و سیاست 

 اولین مقاله احمد خمینی بعد از رحلت امام  عینا امده است که

 ( متحجران  شرایط را جوری مهیا ساختند که   وقتی می خواستند  کتاب اسفار یا منظومه را  از جایی بلند کنند  از انبر استفاده می کردند  و لمس کردن ان را نجس  می دانستند  ... امام  شکستن  جو تحجر را  در درون حوزه   قدم اول مبارزه  تشخیص دادند  ....  امام به خوبی تشخیص داده بودند که روشنگری صاحبان اندیشه  ابتدا باید از حوزه شروع شود و سپس توقع تحول در  بیرون حوزه را داشت  )

مرحوم احمد خمینی چندین بار می فرماید  به ان گروه  از طلاب  می گوید

مقدس ماب های متحجر ...  

 در صفحه  ۶۰  اقای هادی خامنه ای  می نویسد 

 ( وابستگی مقدس نمایی ُ تحجر گرایی افتهای  روحانیت )

در صفحه ۳۶ نشریه حضور  عماد افروغ می نویسد 

 ( ورود بیش از اندازه به عرصه های اجرایی  موجب  غفلت  روحانیت از نظارت بر حکومت شده است

در صفحه ۶۴ سید رضا اکرمی  می نویسد /

(جریان روحانیت پس از امام خمینی ره  به دلیل ضعف باور ها  و اراده  و

 ضعف مسئولیت پذیری  اسیب پذیر شده اند )

 

 

ا توجه به مطالب نشریه فوق  شما قضاوت کنید  کدام نویسندگان باید مواخذه بشند ؟

  لطفا قضاوت کنید

 

مقاله ام این بود

 

 

 عما مه ها تقیه میشوند یا بایکوت ؟(رضوان محدث پور...)

 

سخنم با طلاب عزیز و کاندید های محترم مجلس

 

 با عرض معذرت از همه طلاب شهرمون  که  قصد گلایه  ازشون دارم

 

 طلبه عزیز !  اولا هرچه داریم  از وجود قشر شما داریم  اگر انقلاب ایران در جهان خورشید شده و امروز شاهد قمرهایی هستیم که نورش را ازخورشید انقلاب ما می گیرد چیزی نیست جزحاصل تلاش خالصا نه قشرشما ودرراس شما امام راحل  که طلبه ای جوان همچون شما بود و نور قیام خونینش را از نور سرخ خون طلابی همچون اندرزگووآیت الله سعیدی ها وغفاری ها گرفته… که در راه نورانیت انقلابمان متحمل  شکنجه هایی مثل  با روغن زیتون سوزانده شدن بدن،اطو شدن بدن، ناخن کشیدن، دندان واستخوان شکستن   شدند   اما امروزبدان که هم توی طلبه هم منِ معلم هردو مقصریم اگر که دشمن درتغییرارزشهای دینی ما موفق بوده و جای ارزش وغیر ارزش را توانسته عوض کند. تو باید منبر بیشتربروی واگرمسجدی تورا برای منبری مجانی می خواهد وظیفه شرعی خود بدانی که قبول کنی نه اینکه به خاطر قیمتش  منبر و مسجد را رها کنی که این جای بسی تاسف است  و شما  مسئولید،چون  خمس و زکات مردم و وجوهات آنها به شماها هم میرسد و متاسفانه مردم  5 درصد خمس می دهند اما به هر حال تواجیر شده از جانب خدا , وبرای ( کلمه برای  در مقاله که دست طلاب رسیده افتاده اصلاح شود )) مردم  محسوب میشوی برای هدایت  همین مردم   تو حکم اب حیات را داری که  این قسمت ابی هم  جا افتاده  باید به قلبهای تشنه علم  دین  را آبرسانی کنی  البته مردم هم بنا برحدیث مقصرند که حق شما ها را ادا نمیکنند .  به هرحال بنده نظراتم را به شما متذکرمی شوم بروید ازمجتهدین بپرسید. که آیا حرفم  درست است یا مستحب  و یا  مکروه ؟  اول/ ۱ اینکه اگر شما ملبس به لباس روحانیت هستید اما آن لباس را در خانه بگذارید و فقط موقع منبر و نماز جماعت استفاده کنید اگر گناه محسوب نشود شرعا کراهت شدید دارد چون  لباس  مقدس پیامبر را در حد یک انیفورم  مخصوص کار  تنزل دادید دوم/2 مردمی که خمس و زکاتشان را برای ترویج دین به تو میرسانند  حق دارند تو را همیشه در دسترس  داشته باشند لذا با ملبس شدنتان و بعد عبور و مرورتان درکوچه و خیابان  این امر را محقق میکند و بس مثلا وقتی  مرد کشاورزی از روستایی آمده به شهر، سوال کوچک احکامی هم دارد، اگر حضور تو در کوچه و بازار پررنگ باشد بسیار راحتر به تو دسترسی خواهد داشت و فوری جوابش را خواهد گرفت پس اگر قرار باشد همه طلاب  با کت و شلوار تردد کنند آن مرد که حوزه را هم بلد نیست کجاست، چطوری فوری به جواب سوالش برسد؟ تصور کن عدم ( عدم جا افتاده ) حضورلباس روحانیت غیر از این مشکلات دیگر را هم به دنبال دارد و آن این است که دشمن روحانیت که سی سال است مشغول تخریب لباس توست شاد میشود که بلخره توانسته  حضور لباس مقدس روحانیت را در جامعه کمرنگ  کند و ازاین جهت شما کمک به  دشمن این لباس می کنید .  و این  عدم ملبس شدنتان به لباس روحانیت  خودش یک نوع عقب نشینی در برابر تخریب 50ساله  لباستان است  در حالی که باید حضور لباست دلگرمی  مومنان  باشد نه  غیبت آن ماییه دلگرمی دشمن  شود  و دلسردی مومنان  درراهپیمایی ها ، چرا حضور لباستان کم شده و نا خواسته دشمن شاد کن شده اید ، در مساجد شهرمان اگر یک روز امام جماعت نباشد یک طلبه ی جایگزین فوری یافت نمیشود . چرامساجد از طلاب ملبس خالیه  ؟  چهارم/4 آیا میدانی دشمنان داخلی و خارجی  درانتخابات آینده، قسم خورده اند که باید اختشاشات 88 را بازسازی کنند؟درست است که فتنه گران دربندشده اند اما هر گز فتنه دربند نیست و درحال تجهیزند برای انتخا بات حال شما چه اندیشیده اید؟میدان جنگِ  قلم و زبان در پیش است تو چه اندیشیده ای ؟ آیا نباید صف اول ستاد های انتخا باتی اصوالگرایی را شما پرکنید؟ آیام تبلیغات انتخابات بهارتبلیغ دینی هم هست بهترین وقت برای روشنگری است و چقد خوب است توسط شما انجام شود در کنار تبلیغ به مردم حدیث رسانی کنید 5 واینکه طلبه ما رای سفید می اندازد نیز جای تاسف و تعجب است که خشکه مقدسهای وسواس که در طول 4 سال آنقدر از مسائل جامعه دور می مانند و غرق در ضرب ضربا و احکام وفقه  میشوند که به وقت انتخاب  تشخیص اصلح  برایش مشکل میشود و رای را سفید می ندازد و هرگز نمی داند که یک رای سفید طلبه  وسواس  درمقابلش  حتما یک رای سیاه را از بعضی  کاندیداهای  ضد رهبر را بالا می برد  و این خطر احیای مجلس ششم را در بر دارد که کنونسیون  رفع تبعیض  زنان   ضد دین را تصویب نمودند و اگر از علمای باهوش و رهبر با هوش نبود فاتحه روابط اسلامی  زنان و مردان وزن و شوهران خوانده شده بود . رای عاقلانه تو و کانالیزه کردن رای های سرگردان جامعه   توسط سخنرانی  توست که  کشور و مجلس را از نفوذ  گرگانی که لباس میش پوشیده اند و دستشان در کاسه دشمن است  مصون می دارد پس طلبه برخیز وقت یاری کردن نظام و رهبر رسیده

 

 در پایان  عرض شود وظیفه توست که فرهنگ سازی کنی تا مردم با کمک مالی و قدمی و قلمی  کاندیدای  مومن ولایی را به مجلس بفرستند  نه اینکه منتظرند تا کوچکترین قدمشان در ستاد  مزدی به همراه داشته باشد از  این جهت به همه کاندیدا ها دلم میسوزد که فرهنگ یاری ستاد ها  را مردم اکثرا بلد نیستند وقتی می بینند من برای احمدی نژاد  نه تنها ریالی دریافت ننموده ام بلکه  خود کمک مالی نموده ام تا  تفکر مورد علاقه رهبرم را  بر کرسی ریاست جمهوری بنشانم  به من می خندند و باور ندارند چون فرهنگشو کسی یاد نداده و همه فکر میکنند کاندیدها بانک اسکناس  دارد و توقعمند  به میدان می ایند و این هم وظیفه توی طلبه  است تا مردم یاد بگیرند باید نماینده محلی انتخاب کنند تا کار ملی کند و وظیفه او قانون گذاری است نه خیابان اسفالت کردن در کناز قانونگذاری اش اگر توانست برای شهر کار مند همین و بس .

 

...........................................................................................................................................................

 

صدای سیلی در مجلس شورای اسلامی

 

(خدایا خالو قربانهای  نظام را افشاکن که میرزا کوچک خان جنگلی را به شهادت رساندند به رغم اینکه بازوی دست راست میرزا بود وسوسه قدرت و ثروت خالو قربان دوست را بدل به دشمن نمود  )

 

سلام بر شما کاندید محترم میدانید که ایت الله  مدرس شغل شما را داشت او با بقال محل از اتفاقات مجلس میگفت کسی معترض شد شهید مدرس جواب داد چرا نگویم ؟ همینها  به من رای دادند و حقشان دانستن اتفاقات مجلس و کارهای ما نمایندگانشان است . خوب همین شهید در مجلس در راه دفاع از حق مردم و کشور متحمل  یک سیلی محکم از طرفداران رضا شاه شد البته بلا فاصله دوستدار مدرس هم بدون معطلی سیلی را قصاص کرد و ان رضا خانی را سر جاش نشاند اما منظورم این است تو چطور؟ ایا جایگزین لایق شهید مدرس خواهی شد؟ ایا شهامت و شجاعتشو داری ؟ ایا امروز همان سیلی محکم را  که رضاخان های امروزی تو گوش پیکره علم هسته ای ما کوبیدند ، قصاص خواهی کرد؟  ایا توان گرفتن انتقام شهدای هسته ای ما را دارید ؟ ایا گروه خونی ات با گروه خونی شهید مدرس یکی است ؟ یا نه او مثبت و است و گروه خونی تو منفی او برای خدمت به وطن امد وتو برای قدرت ؟ویا خدمت به جیبت ؟ نیتت اگر اولی است رای من حلالت باد و اگر دومی است وجز به منفعت خود نمی اندیشی رای من حرامت باد و بدان مدیون خون شهدایی و مخصوصا روح شهدای انرژی هسته ای ما منتظر انتقام  با پیشرفت و استقلال کشور هستند .

 

بدان که تو به میدان خدمت امدی تا قیمت پیدا کنی نه اینکه با هر قیمتی در قدرت بمانی  تو برای احقاق حق امدی نه اجحاف حق و اگر از قیمتی ها باشی قیامت امام صادق میگوید معادل نورانیت  شهدا و انبیا  نورانی وارد محشر خواهی شد چون بالاترین عبادتها خدمترسانی به مردم است  امام خمینی فرمودند  سعی کنید کاری کنید که بماند نه اینکه کاری کنید بمانید

 

و ملک الشعرا بهار شاعر بنام آن زمان چنین شعری سرود

 

   از آن سیلی ولایت پر صدا شد          دکا کین بسته و غو غا بپا شد

 

      به روز شنبه مجلس کربلا شد          به دولت  روی اهل شهر وا شد

 

           چو امد  در میان شهر سردار             برای ضرب و شتم و زجر و کشتار

 

     دریغ از راه دور و رنج بسیار                               قشــونی خلق را با نیزه راندند

 

         دلی مردم به جای خود بماندند                         رضا خان را به جای خود نشاندند

 

    به جای گل بر او آجر پراندند                                    نشاید  کرد با افکار پیکار

 

       بباید خواست از مخلوق  زنهار                         دریغ از راه درور و رنج بسیار

 

..........................................................................................................................................................................

 

   چهارم اسفند  ۱۳۹۰  وقت  ازاد بودن تبلیغات  انتخابات 

 

 چون نگران بودم  اصلاح طلبان رای بیاورند   قصد کمک از طلاب داشتم تا ستادهای اصولگرایی را حمایت کنند  لذا هیچ نامی از اقسام اصولگرایی را ذکر نکردم و فقط  به طور سوالی خواهش کردم صفوف اصولگرایی را ایا نباید  طلاب عزیز پر کنند ؟ 

 مشکل این است امام جمعه ما طرفدار اقای هاشمی رفسنجانی ست اما من احمدی نزادی

 

 

نه دی نوشته

توان و مزيت ساخت هواپيماي 70 و 100 نفره را داريم

رئيس مركز ملي فضايي گفت: ايران با نيم قرن تجربه در تعمير هواپيما‌، بالاترين قابليت و مزيت را در حوزه تعميرات اساسي هواپيما و بالگرد دارد.
به گزارش خبرگزاري تسنيم، منوچهر منطقي در نشست خبري به مناسبت ششمين نمايشگاه بين‌المللي صنايع هوايي و فضايي ايران افزود: تا پايان سال چندين قرارداد بين‌المللي را با خارجي‌ها براي انجام تعميرات اساسي هواپيما در ايران امضا خواهيم كرد.
وي با بيان اين‌كه محور اصلي نمايشگاه عرضه توان داخلي براي توسعه همكاري‌هاي بين‌المللي است، گفت: علاوه بر توانمندي‌هاي خوبي كه در طراحي و ساخت هواپيماهاي 2 تا 10 نفره در كشور وجود دارد، در بخش هواپيماهاي 50 تا 70 نفره نيز توان طراحي و قابليت ساخت قابل قبولي داريم.
منطقي افزود: با توجه به بازشدن بازارها در حوزه صنايع هوايي‌، مذاكرات را در اجزاي كليدي آغاز كرديم و در طراحي و ساخت هواپيماهاي 100 نفره به بالا در 3 بخش شامل تعميرات اساسي‌، ساخت قطعات و مجموعه‌ها و نيز مشاركت در طراحي داراي مزيت هستيم.
وي با بيان اين‌كه متوسط توانمندي‌هاي ما عقب‌تر از كشورهاي سازنده قطعات و تجهيزات هواپيما در دنيا نيست، گفت: سازندگان بزرگ هواپيما در دنيا تنها 30 درصد از قطعات و مجموعه‌ها را خودشان مي‌سازند و حدود 70 درصد ديگر در حدود 40 كشور ديگر از جمله مراكش، مكزيك، مالزي و اندونزي توليد مي‌شود.
منطقي به توانمندي كشور در ساخت قطعات و زيرمجموعه‌هاي هواپيما‌هاي 100 نفره به بالا اشاره كرد و افزود: سالانه 5 ميليارد دلار در خاورميانه صرف اورهال و تعميراساسي هواپيماها مي‌شود و با توجه به اين‌كه حدود 42 درصد از درآمدهاي هوايي مربوط به اورهال است و ما توانمندي خوبي در اين بخش داريم مي‌توانيم از اين مزيت استفاده كنيم.
وي همچنين به طراحي و ساخت هواپيماهاي پهن پيكر اشاره كرد و گفت: يك مركز غيردولتي توانمند با قابليت طراحي هواپيماهاي مختلف در كشور وجود دارد و علت اين‌كه تاكنون نتوانستيم كاري انجام دهيم، محدوديت‌هاي زيادي بود كه با آن مواجه بوديم و با برداشته شدن محدوديت‌ها سرعت بين‌المللي شدن ما بالاتر خواهد رفت.
منطقي افزود: در حال حاضر 375 شركت دانش بنيان در صنايع هوايي فعاليت مي‌كنند كه 51 شركت از اين تعداد دانش بنيان شده‌اند و از مزيت‌هاي نواوري و معافيت‌هاي گمركي استفاده مي‌كنند.
وي با اشاره به در آمد 8 ميليارد دلاري مكزيك از محل صادرات قطعات و مجموعه‌هاي هواپيما گفت: شركت‌هاي ايراني اين قابليت را دارند كه در زمره 10 كشور اول توليد كننده قطعات هواپيما در آيند و در 10 سال آينده حداقل به درآمد سالانه 10 ميليارد دلار برسن

گوش هاي سنگين نه دی نوشته

يادداشت دكتر محمد سليماني، نماينده مردم شريف تهران، ري، شميرانات و اسلامشهر
گوش هاي سنگين!

 دکتر محمد سليماني

رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت ‌ا... العظمي خامنه‌اي چندين سال است در مورد برنامه‌ريزي اجراي اقتصاد مقاومتي به دولت يادآوري مي‌كنند و تذكر مي‌دهند. اخيراً هم 4 توصيه معظم له به معاون اول رئيس جمهور ابلاغ گرديد. اين توصيه‌ها در پاسخ به گزارش آقاي جهانگيري(حاوي برنامه‌هاي ملي 11 گانه طرح‌ها و پروژه‌هاي دولت) بوده است و دفتر رهبري اعلام كرده كه معظم له تأكيد كرده‌اند اصولاً بنايي بر تأييد يا عدم تأييد برنامه‌هايي كه تنظيم و اجراي آن‌ها بر عهده دولت هاست ندارند. لذا به نظر مي‌رسد و جا دارد كه دولت محترم محورهاي 11 گانه را در اختيار افكار عمومي و كارشناسان قرار دهند تا بيش‌تر مورد بررسي و نقد قرار گيرد و هر چه بهتر پخته شود. در دو ساله اخير دولت يازدهم عمده توجه و نظرش را معطوف به بحث هسته‌اي كرد و عملاً از بحث اقتصاد مقاومتي غافل گرديد؛ در حالي كه در طول اين مدت، مقام معظم رهبري در اكثر ديدارها و سخنراني‌ها اهميت پرداختن عملي همراه با برنامه زمانبندي اقتصاد مقاومتي را گوشزد كرده‌اند. اكنون كه مجدداً رهبر عزيز انقلاب 4 توصيه مهم در ارتباط با اقتصاد مقاومتي به دولت ارائه فرموده‌اند، اجازه مي‌خواهم چند نكته را مطرح كنم:

الف– رهبري پنج رويكرد اساسي اقتصاد مقاومتي در برنامه‌ها و فعاليت‌هاي دستگاه‌هاي اجرايي مطرح كرده اند: 1– عدالت بنياني 2– مردمي بودن 3– دانش بنياني 4– درونزايي 5– برونگرايي. ايشان خواستار اطمينان بخشي از اقدامات دستگاه‌ها منطبق بر سياست‌ها شده‌اند. در تاريخ دوم تير ماه 1394 معظم‌له در ديدار با مسؤولان نظام نيز 19 مورد مطالبه را در اين ارتباط مطرح فرمودند: 1– استفاده از همه توان و ظرفيت كشور 2– به ميدان عمل آوردن چهار ميليون دانشجوي كشور 3– بهره برداري از ظرفيت‌هاي استفاده نشده 4– استفاده از زير ساخت‌هاي اساسي كشور 5– استفاده از منابع جديد تأمين كالا 6– كوتاه كردن دست غربزدگان و مرعوبين غرب و حاكم كردن معتقدان به اصل "ما مي‌توانيم" 7– صداقت با مردم 8– ترويج مديريت جهادي 9– ترويج فرهنگ اقتصاد مقاومتي با تكيه بر صرفه جويي و مصرف كالاي داخلي 10– بازنگري در سياست‌هاي پولي و ايجاد تحول در نظام بانكي كشور11– طرد تفكر وابستگي به غرب و كمك گرفتن از بيرون 12– كاهش وابستگي به فروش نفت خام 13– برنامه ششم 14– حذف قوانين مزاحم 15– نظارت بر اجراي اقتصاد مقاومتي 16– صندوق توسعه ملي بايد در خدمت اقتصاد مقاومتي باشد 17– توليد داخل 18– صاحبان سرمايه 19– مصرف توليدات داخل. در همين جلسه مقام معظم رهبري مطالبه كردند كه اقتصاد مقاومتي داراي الگوي علمي متناسب با نيازهاي كشور، درون زا، مردم بنياد، عدالت محور، بارور در همه شرايط است و ظرفيت‌هاي آن را نيز منابع انساني، منابع طبيعي(نفت و گاز و معدن و...... ) موقعيت جغرافياي، زير ساخت‌هاي نرم افزاري و سخت افزاري برشمردند. يعني مقام معظم رهبري نزديك 5 ماه قبل در جلسه ديدار مسؤولان مطالب را فرمودند، ولي دولت انگار كه نه انگار. ظاهراً گوش دولت سنگين شده است. لذا چند روز قبل دوباره و براي چندمين بار رهبري بر موارد مهم اقتصاد مقاومتي و بخصوص اجرايي كردن آن تأكيد كردند. گرچه عدم اظهار نظر رهبري در مورد گزارش آقاي جهانگيري ذهن را به سمتي مي‌برد كه نكند گزارش ربطي به اقتصاد مقاومتي و اجراي آن نداشته است يا با سياست‌هاي اين اقتصاد هماهنگي نداشته است كه مجدداً اين موارد ابلاغ مي‌گردد. شايسته است دولت عملكرد دو ساله خود يا حداقل شش ماهه اخير خود در مورد اقتصاد مقاومتي را براي مردم تشريح كند، تا مشخص شود كه دولت واقعاً كمر همت به اجراي اقتصاد مقاومتي بسته است يا صرفاً وقت كشي مي‌كند و عملاً مي‌گويد "ما نمي‌توانيم".

ب– رهبري راه كار هوشمندانه ديگري را ارائه فرموده‌اند كه مسؤولان را موظف به پاسخ گويي ارائه زمانبندي كوتاه مدت و ميان مدت و بلند مدت مي‌كند. تاكنون دولت‌ها از زير مسؤوليت پاسخگويي در برنامه‌هاي پنج ساله طفره رفته و شانه خالي كرده اند: با كمي ملاحظه و بررسي مي‌توان به خوبي دريافت كه دولت يازدهم در طول دو ساله اخير اصولاً وقعي به برنامه پنجم توسعه نداده است، و با بهانه تحريم و انداختن همه مشكلات به عهده تحريم عملاً اجراي برنامه را متوقف كرده است و از ارائه برنامه ششم به مجلس نهم نيز طفره رفته است. برنامه ششم بايد در شهريور ماه به مجلس داده مي‌شد، ولي هنوز بويي از ارائه آن به مشام نمايندگان نمي‌رسد. از محافل درون دولت هم زمزمه و خبرهايي مي‌رسد كه دولت قصدي براي ارائه برنامه ششم به مجلس نهم ندارد. اقدام دولت در ارائه لايحه‌اي شامل بعضي مواد برنامه‌هاي پنج ساله و در خواست براي دائمي كردن آن ها، اين گمان را تقويت كرد كه دولت مي‌خواست به نحوي از ارائه برنامه ششم شانه خالي كند. عدم پيگيري هيأت رئيسه مجلس هم اين گمان را تقويت مي‌كند كه هيات رئيسه مجلس تفاهمي محفلي با دولت كرده‌اند. اگر چنين باشد عملاً مطالبات رهبري بر زمين مانده است. نقش مجلس در پاسخگو كردن دولت در ارتباط با اقتصاد مقاومتي تاكنون بسيار ضعيف بوده است. وظيفه نظارتي مجلس مي‌طلبد كه مفاد مطالبات رهبري را از دولت پي گيري كند و نتيجه را به اطلاع عموم برسد.

ج– در ابلاغيه اخير، مجدداً مقام معظم رهبري خواسته‌اند كه جامعه جهت مشاركت در فعاليت‌هاي اقتصاد و توانمند سازي به حركت در آيد، كليه ظرفيت‌هاي كشور به ويژه جوانان مورد توجه قرار گيرند و برنامه‌ها تنها ناظر بر بخش‌هاي دولتي نباشد.

ظرفيت نيروي انساني ايران و بخصوص وجود بيش از 4 ميليون دانشجو از يك طرف و وجود منابع خدادادي نفت و گاز و معدن در ايران از سوي ديگر، هر بهانه‌اي را از هر مقام دولتي براي تعلل و سستي در پياده سازي اقتصاد مقاومتي مي‌گيرد. اكنون كه دانشمندان و جوانان رشيد ايران طي ده سال گذشته توانسته‌اند رشد علمي كشور را در دنيا نه تنها اول بلكه بيش از ده برابر كنند، جا دارد اين ظرفيت در نفت و گاز و معدن به ميدان آورده شود تا كشور را از خام فروشي نجات دهند. بركسي پوشيده نيست كه درب صنعت نفت و گاز بر روي دانشمندان و دانشگاهيان ايران كاملاً بسته است و هر گاه روزنه‌اي هم ايجاد شده است به قدري آن روزنه تنگ و باريك بوده كه بلافاصله بسته شده است. متأسفانه در شرايط بي نظير فعلي كه حمايت رهبري را هم در بر دارد، وزير نفت از افرادي است كه كم‌ترين اعتقاد را به اقتصاد مقاومتي و درون زايي كشور دارد. تجربه بيش از بيست سال وزارت ايشان نشان مي‌دهد كه هيچ گاه داراي ديدگاه درون زايي نبوده و بلكه همراه چشم به برون داشته و درون را سركار گذاشته است. از چنين نگرش‌هايي نمي‌توان انتظار پياده سازي اقتصاد مقاومتي داشت و تا زماني كه ملت ايران نتواند اين منابع نفت و گاز خدادادي را تبديل به ارزش افزوده كند، بايد دانست كه نفت و گاز بد و بلا مي‌شود، و بايد آن را خام به خارج فرستاد. راه كار تحول در اقتصاد آن است كه نفت و گاز با دست و پنجه طلايي ايرانيان تبديل به فراورده‌هاي با ارزش افزوده گردد. اين مهم وقتي اتفاق مي‌افتد كه مديران طراز اول كشور در اين حوزه معتقد به اين راه و روش شوند و اراده كنند و كمر همت ببندند. بايد موانع را خوب شناخت، درست است كه ابزار و امكانات و سياست‌ها و قانون‌ها و غيره ممكن است نيازمند ارتقا باشند، ولي از همه مهمتر انديشه و فكر حاكم است. وقتي وزير عادت به نفت مفت فروشي كرد و از محل فروش آن صفا نمود، چگونه مي‌توان انتظار داشت كه بيايد و دست به خطر و ريسك بزند و سختي و رنج را تحمل نمايد.

معتقدم اگر راه كاري براي ورود اين منبع انساني عظيم دانشجويي و دانشگاهي به صنعت نفت و گاز پيدا و عملي گردد، طولي نمي‌كشد كه ايران در زمينه‌هاي مختلفي صاحب فناوري، ثروت و رونق اقتصادي مي‌گردد و سرانه درآمد ايراني چند برابر مي‌شود. نسخه درمان اقتصاد ايران، توجه و چسبيدن به نفت و گاز و اصلاح نگرش‌هاي حاكم بر اين صنعت و باز كردن درب آن بر روي دانشمندان و جوانان مخترع، مبتكر و خلاق و با انگيزه است. اين راه ميان بر است و اقتصاد ايران را در كوتاه مدت به سر منزلي پايدار و مقاوم مي‌رساند. ولي آيا گوش شنوايي هست؟

از حرفای خودم در سال 88ارشیوم

 عدد ابحد ائمه  مثلا تا 40 روز به عدد  امام حسین 128 بار صلوات /

      ...............به عدد امام حسن      118 ............/

.....................به عدد امام علی 110   ........

.....................عدد محمد ص 92 ..................

......................عدد ابالفضل  ع  133

........................امام رضا ۱۰۰۱ .......

 ....................اسم کوچک امام رضا که علی است 110 هم میشود 

 ایه  والکاظمین والغیظ و العافین عن الناس  را که برای خوردن خشم  است و صبر کردن  است تا 40 روز ادمای تند خو و عصبانی به عدد امام کاظم ع 116 است بخواند   تا کاظم بشه یا 116 بار صلوات به این نیت  بفرستد

 البته بهتونم بگم کم بود کلسیم و و اهن هم ادمو تند خو میکنه خوردنها در اخلاق اثر گذار است و الا حدیث نمیگه که

 اگر تا 40 روز گوشت نخوری هم بد اخلاق میشی و مکروه است و اگر تا چهل روز پشت سر هم هم گوشت بخوری باز مکروه است و  بد اخلاقی میاره خوی ان صاحب گوشت را میگیری //

 اگر تا چهل روز گوشت نخوری خوب ضعیف میشی کم خونی و کم کلسیو می تند خویی میاره / بچه هایی که خاک می خورند حسابی اهن بدنشون کم است کم خونی خفیف دارند . یا زنهایی که به خاک و مهر خودن وییار دارند جسما کمبود اهن و املاح دارند ./ خلاصه اخلاق و رو ح و جسم به هم مربوطه و الا به بیماری زخم معده و آسم  که به  نا راحتی روحی ارتباط دارد نمیگن بیماری روان تنی  ادامه مطلب را بزن بقیشو بخون

ادامه نوشته

برجام» کذب بودن دوگانه «سازش- رفاه» را ثابت کرد

«برجام» کذب بودن دوگانه «سازش- رفاه» را ثابت کرد
 

به گزارش رسانه ها حمید رسایی، نماینده مجلس شورای اسلامی در نشست کالبد شکافی پروژه نفوذ و تاثیرات توافق هسته ای که هفته گذشته در سالن خلیج فارس دانشکده جغرافیای دانشگاه تهران برگزار شد با طرح این سوال که آیا ممکن است دشمنان از طرق مختلف نفوذ کنند، گفت: تردید در اصل وجود پروژه نفوذ، تردید در واقعیت های قرآن، روایات اهل بیت، تاریخ ایران، بیانات امام و تردید در دشمنی دشمن است. وی گفت: استفاده دشمنان از جریان رسانه برای نفوذ، نه تنها بعید نیست بلکه قبل و بعد از انقلاب سابقه داشته است همان طور که در کودتای 28 مرداد، «کین روزولت» یکی از عناصر خارجی که وارد ایران شد، در خاطرات خود می گوید من به همراه خود دو چمدان داشتم یکی چمدان پول و دیگری چمدان مقالاتی که آورده بودم تا در روزنامه ها به چاپ برسد.
رسایی افزود: امام صادق علیه السلام درباره نفوذ روایت زیبایی دارند و می فرمایند: همواره یک عده ای که از ما اهل بیت نیستند و اعتقادی هم به ما ندارند، خودشان را به ما اهل بیت نزدیک می کنند، وقتی با این نزدیکی شناخته شدند و مشهور شدند و مورد توجه مردم قرار گرفتند، ما را تکذیب می کنند تا لطمه بزنند.
وی گفت: این ویژگی را در برخی از چهره های انقلاب هم می بینیم که به امام خمینی نزدیک شدند و به سمت هایی رسیدند در حالی که اعتقادی به امام و انقلاب امام نداشتند اما امروز در حال انکار مهمترین مبانی امام هستند آن هم در لباس یار امام، نفوذ یعنی در لباس انقلاب و با سابقه انقلابی علیه انقلاب سخن گفتن .
مدیر مسئول هفته نامه 9 دی با تاکید بر اهمیت پیام امام در مورد منتظری گفت: بعضی وقت ها در رسانه های ما سطح نفوذ را تنزل می دهند و از کسانی  که سابقه همسویی با آمریکا دارند به عنوان نفوذی یاد می شود در حالی که نفوذی، کسی است که روی لبش ولایت فقیه است ولی در عمل برخلاف آن عمل می کند، نفوذی کسی است که در لباس یار امام علیه آرمان های امام حرکت می کند، می گوید امام خامنه ای ولی در عمل به شروط برجام عمل نمی کند. نفوذی کسی است که با پرستیژ یار خمینی، مواضعی علیه آرمان های استکبار ستیزانه امام اتخاذ می کند، زندگی اشرافی دارد و با دشمنان امام دوستی می کند.
وی با بیان اینکه انکار نفوذ، انکار دشمنی دشمن است افزود: سال 79 سندی را دیدم که در نشست تحلیلی غربی ها اعلام می شد که به دلیل این که مردم ایران،  نظام جمهوری اسلامی را می خواهند، باید به دنبال مسئولیت یافتن کسانی باشیم که جمهوری اسلامی را می خواهند اما ولایت فقیه را نمی خواهند و نفوذی کسی است که جمهوری اسلامی را می خواهد ولی به دنبال اجرایی کردن مبانی ولایت فقیه در ساختار نظام اسلامی نیست.
 رسایی گفت: در نظام ولایت فقیه، وقتی شرایطی مثل تقوا، زهد و دنیا طلب نبودن، شجاعت، مدیریت و اجتهاد و فهم درست از دین حاکم است، نفوذ غیرممکن می شود چون نفوذ همیشه یا به دلیل بی تقوایی حاکمان است یا به دلیل دنیاطلبی حاکمان است یا به دلیل ترس آنها از ابرقدرت هاست و یا به دلیل عدم مدیریت و نداشتن فهم درست از دین و نبود اجتهاد است. برای همین در دیگر کشورهای اسلامی، نوعی از سیطره نفوذ را می بینیم چون حاکمان آنها این شرایط را ندارند و حکمرانی می کنند..
رسایی در بخش دیگری از سخنانش در دانشکده جغرافیا دانشگاه تهران گفت: در دوره اصلاحات آمریکایی، جامعه شناسان این جریان با بررسی سوابق دینی مردم به این نتیجه رسیدند که اگر مردم ایران را بین دینداری و بی دینی مخیّر کنند، مردم ایران، دینداری را انتخاب می کنند و هزینه هم برای آن می دهند اما به نظر آنها همین مردم اگر بین دین سخت و دین آسان مخیّر شوند، دین آسان را انتخاب  می کنند.
نماینده تهران تاکید کرد: برای همین در دوره اصلاحات با ابزار رسانه ای که داشتند،  دوگانه دین سخت و دین آسان را راه انداختند و اینطور به مردم القا کردند که برخی از نهادها مثل سپاه و بسیج، برخی از چهره ها مثل حسین شریعتمدار، برخی از رسانه ها مثل کیهان، برخی از علما مثل آیت الله مصباح، اینها متولیان دین سخت هستند و در مقابل برخی از چهره ها، رسانه ها و روحانیون آنها مثل سعید حجاریان، روزنامه صبح امروز و شخصیت هایی مثل خاتمی و صانعی شدند چهره ها و مراجع دین آسان!
وی گفت: بعد به مردم القا کردند که اگر می خواهید گرفتار دین سخت نشوید باید به بغل متولیان دین آسان پناه ببرید و  با راه اندازی قتل های زنجیره ای، کوی دانشگاه و ترور سعید حجاریان که خودشان پشت صحنه آن و طراح آن بودند این جنگ روانی گرفت تا روزی که از سیما، کنفرانس برلین پخش شد و مردم فهمیدند که بین دین سخت و آسان مخیّر نشده اند بلکه این دو راهی، بین دین داری و بی دینی است! از همان روز، اصلاحات آمریکایی فرو پاشید و از همان روز کینه علی لاریجانی را به دل دارند و اگر هم امروز لاریجانی را تحویل می گیرند چون صدای امروز لاریجانی را علیه سیمای دیروز لاریجانی لازم دارند و الا اینها با همه این خوش خدمتی های آقای لاریجانی به جریان اصلاحات، روزی نیش خودشان را به او خواهند زد.
رسایی با بیان اینکه در دوره اعتدال نیز دو گانه ای دیگر شکل داده اند گفت: امروز مردم را مخیّر کرده اند بین دو راهی باقی ماندن تحریم ها یا معیشت و رفاه اینطور القا می کنند که اگر می خواهید در تحریم نباشید، اگر می خواهید رفاه تان تامین شود، باید در برابر دشمن دیرینه این انقلاب کوتاه بیایید در حالی که این دوگانه هم کاذب است و قطعا با کوتاه آمدن در برابر غرب، رفاه و امنیت و معاش ما تامین نمی شود. این طور نیست که اگر ما زیر بار ذلت برویم، معیشت ما تضمین شود بلکه تنها راه حل این موضوع، اقتصاد درون زا و اقتصاد مقاومتی است.
وی گفت همانطور که در دوره اصلاحات، «کنفرانس برلین» لُنگ آن دوگانه کاذب را کنار زد و زشتی آن معلوم شد، در دوره اعتدال نیز «برجام» لُنگ این دوگانه کاذب را کنار  زد و مشخص شد که با این کوتاه آمدن ها و با این ذلت پذیری ها نه رفاه و نه امنیت و نه معیشت ما تامین که نمی شود، هیچ، تحریم ها هم باقی می ماند مگر اینکه برجام با عمل به شروط رهبری و با پایبندی به آن شروط اجرا شود، آن وقت آسیب های آن به حداقل می رسد.

شهیدی که یوسف زمان ما بود و   دختر خاله اش زلیخا   لطفا جوانان یاد بگیرند   هنوز می شود یوسف بود

 

 شهیدی که یوسف زمان ما بود و

 

دختر خاله اش زلیخا

 

لطفا جوانان یاد بگیرند

 

هنوز می شود یوسف بود

حتما بخون روحش می بیند تورا 

 

" ان تتقوالله یجعل لکم فرقانا "سوره انفال آیه 29

براستی چه گنجهایی در گنجینه هشت ساله دفاع مقدس نهفته است.کاویدن تاریخ هشت ساله دفاع مقدس و بیرون کشیدن گنجهای نهفته آن از دل خاک جبهه ها رسالتی است که بر عهده همگان است.  امیر عزیز  جوانی است که یوسف گونه پای در سرزمین گرم خوزستان نهاد وغریبانه به فیض شهادت نائل گردید.

داستان زندگی وی و ماجرای شهادت ایشان آن چنان زیبا در قالب نامه نگاریهای مابین ایشان، مجله زن روز ورئیس دبیرستانش به رشته تحریر در آمده که هرگونه توضیح اضافی ما از زیبایی آن خواهد کاست. به همین دلیل بدون هرگونه توضیح اضافی، به سراغ داستان زندگیش از زبان نامه ها می رویم . به امید روزی که زندگی این شهید بزرگوار با همت عزیزانی در قالب فیلم به تصویر کشیده شود.

 

 نامه اول شهید امیر به مجله زن روز در تاریخ 3/9/1365    

 

                          بنام خداوند بخشنده و مهربان

خدمت خواهران عزیز و گرامیم در مجله مفید و پر بار زن روز

سلام من را از این فاصله دور پذیرا باشید. آرزو میکنم که در تمام مراحل زندگیتان موفق و موید و سلامت باشید.قبل از هر چیز لازم است از زحمات شما بخاطر فراهم آوردن این مجله مفید و سودمند تشکر کنم و باور کنید بدون تعارف و تمجید های دروغین، مجله زن روز بهترین مجله خانوادگی در سطح کشور و بهترین نشریه از بین نشریات موسسه کیهان است. اما دلیل اینکه امروز در این هوای بارانی ، این برادر کوچکتان تصمیم گرفت با شما درد دل کند مشکل بزرگی است که بر سر راهش قرار گرفته است جریان را برایتان بازگو می کنم:

 

من پسری 17 ساله هستم و در خانواده ای مرفه و ثروتمند زندگی می کنم اما چه ثروتی که می خواهم سر به تنش نباشد. پدر و مادر من هر دو پزشک هستند و از صبح زود تا پاسی از شب را در خارج از منزل سپری می کنند تازه وقتی هم به خانه می آیند از بس خسته و کوفته هستند که زود می روند و می خوابند.اصلا در طول روز یکبار از خود سوال نمی کنند که پسرمان (یعنی من)کجاست؟ حالا چه کار می کند؟ با چه کسی رفت و آمد می کند؟ اما خوشبختانه به حول و قوه الهی من پسری نیستم که از این موقعیتها سوء استفاده کنم و خودم را به منجلاب فساد بکشانم.البته این مشکل اصلی من نیست چون من دیگر به این بی توجهی ها عادت کرده ام واز اینکه اصلا به من کاری ندارند که کجا می روم و چه می پوشم و با کی می گردم تعجب نمی کنم بلکه مشکل اصلی من از حدود یکسال پیش شروع شد.

 

پدر و مادرم بدلیل اینکه من تنها بچه خانواده هستم و ضمنا وضع مادیشان هم خوب است دختر خاله ام را که در خانواده ای متوسط زندگی می کند به فرزندی که چه عرض کنم به سرپرستی قبول کردند(البته لازم به تذکر است که دختر خاله ام هم سن خود من است.) بله از آن تاریخ به بعد مشکل من شروع شد و خانه آرام و ساکت ما که در طول روز کسی جز من در آن زندگی نمیکرد تبدیل به زندگی پسری شد که سعی در دور کردن هوای نفس دارد با دختری که به مراتب از شیطان پست تر و گناهکارتر و حرفه ای تر است . تنها کارهای دختر خاله ام را در یک جمله خلاصه می کنم:"درخواست از من برای انجام بزرگترین گناه کبیره" می دانم که منظور من را حتما فهمیده اید و لازم به توضیحات اضافی نیست. همانطور که گفتم پدر و مادرم حدود 17 ساعت از روز را در بیرون از منزل بسر می برند یعنی از ساعت 6 صبح تا 11 شب .

 

  من هم از ساعت 7 صبح تا 1 بعد از ظهر مشغول تحصیل هستم یعنی حدود 10 ساعت از روز را با دختر خاله ام در خانه تنها هستم و همانطور که گفتم دختر خاله ام یک لحظه من را تنها نمی گذارد،دائما در سرم فکر گناه را می اندازد. بارها در طول روز از من درخواست گناه می کند. البته من پسری نیستم که تسلیم خواهش و حرفهای او شوم ، همیشه سعی می کنم از او خودم را دور کنم ولی او مانند شیطان است که سر راه هر انسان ظاهر شود او را درون قعر جهنم پرتاب می کند و برای همین است که من از او احتراز می کنم ولی او دست از سرم برنمی دارد تو را به خدا کمکم کنید چطور جواب حرفهای چرب و نرم او را بدهم؟ من بعضی وقتها فکر می کنم که او شیطان است که از آسمان به زمین آمده تا تمام عبادات چندین ساله من را دود و نابود کند و سپس به آسمان برگردد.خواهران عزیز کمکم کنید من چطور می توانم او را سر راه بیاورم؟ هر چه به او می گویم دست از سرم بردار گوشش بدهکار نیست هر چه به او می گویم  شخصیت زن این نیست که تو داری انجام می دهی اصلا گوش نمی کند. می ترسم آخر عاقبت کاری دست من بدهد. دوست ندارم که تسلیم او بشوم. باور کنید حتی بعضی وقتها من را تهدید هم می کند و می گوید.........................................................

 

البته فکر می کنم همه این بدبختیها بخاطر این است که من یک مقدار زیبا هستم فکر می کنم اگر این موهای طلایی و پوست روشن را نداشتم حتما این مشکل سرم نمی آمد. روزی هزار بار از خداوند در خواست می کنم که این زیبایی را از من بگیرد. دوست داشتم در خانواده ای فقیر زندگی می کردم و زشت ترین پسر روی زمین بودم ولی گیر این دختر خاله شیطان صفت نمی افتادم که نمی گذارد تا قبل از ازدواج پاک بمانم. البته تا حالا که من تسلیم خواهشهای او نشده ام ولی می ترسم که بالاخره من را وادار به تسلیم کند. خواهران خوبم کمکم کنید نگذارید این برادرتان پاکی خود را از دست بدهد. بگویید به او چه بگویم و چطور او را ارشاد کنم تا دست از هوای نفس خود بردارد و من را هم اینهمه آزار ندهد؟ چطور او را مانند یک دختر مسلمان کنم و چطور می توانم طرز فکر و رفتار و عقیده اش را تغییر دهم ؟ ضمنا فکر نمی کنم که در میان گذاشتن این مسئله با پدر و مادرم فایده ای داشته باشد چون آنها نه وقت و نه حوصله فکر کردن به این مسائل را دارند،تازه اگر هم داشته باشند هیچ عکس العملی نشان نمی دهند. چون رفتار آنها هم در بیرون از خانه دست کمی از رفتار دختر خاله ام در خانه ندارد. امیدوارم که هر چه زود تر من را کمک کنید. خواهران گرامی جواب نامه ام را به این آدرس به صورت کتبی بدهید که قبلا تشکر و سپاسگزاری می کنم.

     

                                                                  با تشکر برادرتان امیر....

                                                                  3/9/65-ساعت 5/3 بعد از ظهر

 

 

 نامه دوم شهید امیر به مجله زن روز در تاریخ 1/10/1365 در آستانه اعزام به جبهه و4 روز قبل از شهادتش در عملیات کربلای چهار

 

                       بسم رب الشهدا و الصدیقین

خدمت خواهران عزیز و گرامی ام در مجله زن روز:

سلامی به گرمای آفتاب خوزستان و به لطافت نسیم بهاری از این راه دور برای شما می فرستم . مدتهاست که منتظر نامه شما هستم ولی تا حالا که عازم دانشگاه اصلی هستم جوابی از شما دریافت نکرده ام. البته مطمئن هستم که شما نامه ام را جواب خواهید داد. ولی وقتی شما جواب بدهید من امیدوارم در این دنیای فانی نباشم.

 

حدود یک هفته بعد از اینکه برای شما نامه ای نوشتم و گفتم خواهر خوانده ام من را ترغیب به گناه کبیره زنا می کند ، شبی در خواب دیدم که مردی با کت و شلوار سبز در خیابان من را دیده است و به من گفت: امیر برو به دانشگاه اصلی، وقتت را تلف نکن . من این خواب را از روحانی مسجدمان سوال کردم و ایشان گفتند که دانشگاه اصلی یعنی جبهه. من هم از اینکه خدا دست نیاز من را گرفته بود و راهی به روی من گشوده بود خوشحال شدم و حال عازم جبهه نور علیه تاریکی هستم.

 

البته این نامه را به کادر دبیرستان می دهم تا اگر خوشبختانه شهید شدم و بعد از شهادت من نامه شما آمد این نامه را برایتان پست کنند تا از خبر شهادت من آگاه شوید. البته من نمی دانم حالا که این نامه من را مطالعه می کنید اصلا یادتان هست که در نامه قبلی چه نوشته ام یا اینکه کثرت نامه های رسیده شما موضوع نامه من را در خاطر شما پاک کرده است. بهر شکل همانطور که در نامه قبلی هم نوشته بودم پدر و مادر من آدمهای درستی نیستند و رفتار و گفتار و کردارشان غربی است و خواهر خوانده ام هم که این موضوع را بعد از آمدن به منزل ما دید فکر کرد منهم زود تسلیم می شوم ولی او کور خوانده است .

 

من مدتها با شیطان مبارزه کرده ام و خودم را از آلودگی حفظ کرده ام ولی فکر می کنید که تا کی می توانستم در مقابل این شیطان دختر نما مقاومت کنم و برای همین و با توجه به خوابی که دیده بودم تصمیم گرفتم که خودم را به صف عاشقان حقیقی خدا پیوند بزنم و از این دام شیطان که در جلوی پایم قرار دارد خلاصی پیدا کنم. من می روم اما بگذار این دختره فاسد بماند من فقط خوشحالم که حال که عازم جبهه هستم هیچ گناه کبیره ای ندارم و برای گناهان ریز و درشت دیگرم از خداوند طلب مغفرت می کنم. من می روم ولی بگذار پدر و مادرم که هر دو دکتر هستند و ادعای تمدن می کنند بمانند و به افکار غربزده خود ادامه دهند. امیدوارم که به زودی از خواب غفلت بیدار شوند.

 

 

 

من تا حالا به جبهه نرفته ام و نمی دانم حال و هوای آنجا چگونه است ولی امیدوارم که خداوند ما بندگان سراپا تقصیر را هم مورد لطف خودش قرار دهد و از شربت غرور انگیز و مست کننده شهادت هم به ما بنوشاند. این تنها آرزوی من است. پدر و مادرم هیچ وقت برای من پدر و مادر درست و حسابی نبودند. همیشه بیرون از خانه بودند و از صبح زود تا نیمه های شب در حال کار در بیمارستان و یا مطب خصوصی و یا در مجلس های فساد انگیزی بودند که من از رفتن به آنها همیشه تنفر داشته ام. هیچ وقت من محبت واقعی پدر و مادرم را احساس نکردم چون اصلا آنها را درست و حسابی ندیده ام. بعد هم که این دختر را پیش ما آوردند که زندگی آرام و بدون دغدغه من را تبدیل به طوفان مبارزه با گناه کردند با این همه همانطور که گفتم خوشحالم که به گناهی که خواهر خوانده ام من را به آن تشوق می کرد آلوده نشدم.

 

ضمنا از طرف من خواهش می کنم به روانشناس مجله بگوئید که در نوشته هایتان حتما این موضوع را به پدر و مادرها تذکر دهند که پدر و مادری فقط این نیست که بچه درست کنید و آنوقت به امید خدا رها کنید بلکه به آنها بگوئید پدر و مادری یعنی محبت و توجه به فرزند. امیدوارم من آخرین پسری باشم که از این اتفاقات برایم می افتد. البته من نمی دانم که این موضوع را خانم روانشناس باید بگوید یا کس دیگری. بهر صورت خودتان این پیام من را به هر کسی که مناسب می دانید برسانید تا او در مجله چاپ کند. قلبم با شنیدن کلمه شهادت تندتر می زند و عطش پایان ناپذیری در رسیدن به این کمال در وجودم شعله می کشد. همانطور که گفتم اگر خداوند ما را پذیرفت و شهید شدیم که این نامه را از طرف رئیس دبیرستان برایتان می فرستند و اگر لایق و شایسته رسیدن به این مقام رفیع ندید و برگشتیم، من اگر نامه ای از شما دریافت کرده بودم حتما جوابش را می دهم. البته امیدوارم برنگردم چون آنوقت همان آش و همان کا سه است. بیشتر از این وقت شما را نمی گیرم . برای من دعا کنید. سلامتی و موفقیت همه شما خواهران گرامی را از خداوند متعال خواستارم و در پایان آرزو می کنم که همه انسانهای خفته مخصوصا پدر و مادر و خواهر خوانده ام از خواب غفلت بیدار شوند و رو بسوی اسلام بیاورند. عرض دیگری نیست. خداحافظ و التماس دعا

 

 

 

 

 

 

 

                                                                  والسلام علی عبادا...صالحین

برادرتان امیر 1/10/65

 

 

 

پاسخ مجله زن روز به نامه اول شهید امیر در تاریخ 14/10/1365 بدون اینکه از شهادت وی مطلع باشد:

 

                                 

                                  

                                                 بسمه تعالی

    برادر گرامی

     سلام علیکم

حتما موضوع را با خانواده خود در میان بگذارید. زیرا آگاهی خانواده تان می تواند برای شما موثر باشد.

                                         موفق باشید

 

 

 

 

نامه رئیس دبیرستان در تاریخ 16/10/1365 به مجله زن روز و اعلام خبر شهادت ایشان:

 

                               بسمه تعالی

        مجله محترم زن روز :

        با سلام ، برادر امیر........در تاریخ 5/10/65 در عملیات کربلای 4 به شهادت رسیده اند.

        نامه شهید ضمیمه میشود.

                                  

                                                با تشکر......................

                                                رئیس دبیرستان شهید..........

                                                                      16/10/65

صلوات به ذولابی

زهرا  وماریه خانم اینم عکس خودم شمال سال94 ادامه مطلبو بزن رمز ندی باز نمیشه

ادامه نوشته

كسي نبايد از دستگيري جاسوسان خبري ناراحت شود

حجت الاسلام سالك در گفت و گو با نشريه پرتو:
كسي نبايد از دستگيري جاسوسان خبري ناراحت شود

در افتتاحيه جشنواره مطبوعات بار ديگر شاهد عصبانيت آقاي رئيس جمهور بوديم، اين بار به بهانه‌هاي ديگر. براي بررسي ريشه‌هاي پرخاشگري‌هاي اخير رئيس جمهور با حجت‌الاسلام سالك، عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي به گفت و گو پرداختيم. متن كامل اين گفت‌و‌گو پيش روي شماست:

ارزيابي شما از دلايل عصبانيت و اخير رئيس جمهور چيست؟

مي‌گويند هركه بامش بيش برفش بيش‌تر. كسي كه در رأس اداره اجرايي كشور قرار مي‌گيرد به طور طبيعي بايد سعه صدرش بيش‌تر شود و قدرت صبرش بالاتر باشد. چنين فردي بايد برخوردار از يك سري ويژگي‌هايي باشد كه در ساير مردم كم‌تر توقع آن مي‌رود. از جمله مسائلي كه بايد به آن توجه كرد اين است كه نبايد به خاطر بعضي از موضوعات و انتقادات يك مرتبه شخص عصباني شود. اين نكته‌ اصلي و مهمي است؛ زيرا وقتي انسان عصباني شود جملاتي هم مي‌گويد كه شايد در شأن جايگاهي كه در آن قرار گرفته نباشد. از جمله اين‌كه تيغ تيز رئيس‌جمهور به سمت دستگاه قضايي كشور سمت و سو گرفت. رئيس قوه قضاييه نيز بر عليه جمله‌اي كه رئيس جمهور گرفت موضع‌گيري كرد و آن را مصداق تهمت برشمرد. اين مهم در جامعه نمي‌تواند نشانه خوبي باشد.

نكته بعد اين كه، اگر نقد منصفانه و متناسب با اسلوب يك نقد جامع را قبول كرديم، نبايد در مقابل آن موضع گيري تندي كنيم. بالاخره در داخل كشور يكي از مهم‌ترين ابزارهاي حاكميتي رسانه‌ها و مطبوعات هستند. نكته‌اي كه حائز اهميت است اين‌كه رسانه در كشورهاي ديگر به عنوان قدرت سوم مطرح است. رسانه‌ها براي شفاف سازي و مستند سازي مطالب و اطلاع رساني به مردم لازم است كه نسبت به آن چه از مسؤولان صادر مي‌شود اظهارنظر كنند و اين حق طبيعي مردم به طور كلي و مطبوعات به طور ويژه است. البته مطبوعات نيز نمي‌توانند خطوط قرمز را ناديده بگيرند و بايد خطوط قرمز را رعايت كنند. اين مسأله در تمامي كشورهاي دنيا مطرح است و در ايران هم همين طور بايد عمل شود و اين موضوع بايد مدنظر قرار گيرد.

در مجموع بايد بگويم كه پاسخ نقد هرگز عصبانيت نيست، بلكه لازمه آن پاسخ درستي متناسب با موضوعي است كه مورد انتقاد قرار گرفته است.

جناب آقاي سالك! در سخنان اخير آقاي رئيس جمهور بحثي مطرح شد تحت عنوان دفاع از تعدادي روزنامه نگار كه اخيرا دستگير شدند. دلايل دفاع رئيس جمهور از اين دسته روزنامه نگاراني كه اتهام جاسوسي را در كارنامه شان مي‌بينند، چيست؟

در پاسخ به اين سؤال بايد چند نكته عرض كنم. اين جا چند مسأله وجود دارد، يك مسأله شبكه‌هاي نفوذ خبري است براي ايجاد اغتشاش و جاسوسي در داخل كشور از طريق رسانه‌ها و مطبوعات. بالاخره نظام بايد با جاسوسان خبري برخورد كند، بنابراين اگر فردي كه دستگير شده جاسوس است و به عنوان عامل نفوذي در خبرگزاري و رسانه‌ها فعاليت مي‌كند، نظام نمي‌تواند چشمش را ببندد، بلكه بايد جلوي اين انحراف و نفوذ را بگيرد. وقتي دستگير مي‌شوند عده‌اي ناراحت مي‌شوند، در حالي كه براي دستگيري جاسوس كسي نبايد ناراحت شود؛ زيرا كشور براي ايجاد امنيت وآسايش خود رسالتي بر عهده دارد و دستگاه‌هاي امنيتي كشور و دستگاه‌هايي مثل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بر طبق قانون اساسي، حافظ دستاوردهاي انقلاب اسلامي هستند.

بحث دوم كه قابل توجه است اين‌كه كشور براي مطبوعات قانون دارد و آن قانون نظارت بر مطبوعات است. مميزي، مسؤوليت اين كار را بر عهده دارد و زماني كه تشخيص داد يك روزنامه‌اي خطوط قرمز را شكسته و به حقوق ديگران تجاوز كرده، طبق ضوابط قانوني و با شيوه‌هاي مختلف بايد به آن تذكر دهند و اگر ديدند در مسير مقابله با قانون است بايد به قوه قضاييه معرفي كنند، كما اين‌كه معرفي هم مي‌كنند و آن‌جا هم دادگاه تشكيل مي‌شود و دفاعيات صورت مي‌گيرد و هر حكمي كه دادگاه اعلام كرد به همان عمل مي‌شود.

ممكن است حكمي موردش اين باشد كه بايد روزنامه توقيف شود، آن وقت متوقفش مي‌كنند و مانع انتشار آن مي‌شوند، يا زماني را براي توقفش در نظر مي‌گيرند و يا تذكراتي مي‌دهند. پس ما نبايد نگران اجراي قانون بخصوص مسائل قضايي در جريان مطبوعات باشيم. نكته مهم ديگر اين است كه اين مردم هستند كه در اين نوع مسائل بايد قضاوت كنند.

آن چيزي كه مهم است اين‌كه ما بايد رابطه مخاطبان را با مطبوعات تقويت كنيم. به تعبيري، مطبوعات بايد در سبد خانواده قرار گيرد. اكنون اين مسأله در داخل كشور ضعيف است و بايد تقويت شود.

آقاي روحاني در سخنراني اخير خود در نمايشگاه مطبوعات به صورت تلويحي اقدامات اخير سپاه پاسداران را سياسي جلوه دادند، دليل اين امر را در چه مي‌دانيد؟

سياسي جلوه دادن اين دستگيري‌هاي اخير توسط سپاه و رئيس جمهور در اين مسائل مصداق بارز «هركسي از ظن خود شد يار من» است، و الا هركدام از اين‌ها را بايد موردي بررسي كرد و دلايلش را يافت.

در مجموع بايد گفت نمي‌توان در قضايا قضاوت كلي كرد. بالاخره اين‌جا مسائل انساني و آبروي افراد مطرح است.

پاسخ كيهان به هجمه عليه آيت ا... مصباح

پاسخ كيهان به هجمه عليه آيت ا... مصباح

هفته‌نامه طلوع صبح كه از سوي مدير سايت انتخاب اداره مي‌شود، ضمن مصاحبه با سيدمهدي طباطبايي در تيتر اول خود نوشت آقاي مصباح در مسائل انقلابي چرخش داشتند.

طباطبايي با ادبيات بداخلاقانه و خلاف واقع نظير «آقاي مصباح در تخيلات به سر مي‌بردند»، «سابقه انقلابي نداشت»، «روزي كه انقلاب شد اكثر اين آقايان مخالف بودند، حالا كه انقلاب شده مي‌گويند ما هستيم» و... به تخريب وجهه آيت‌ا... مصباح يزدي پرداخته كه با استقبال گردانندگان نشريه اجاره‌اي مواجه شده است.

طباطبايي بي‌آن كه درباره صلاحيت خود براي ورود به مسائل سياسي سخن بگويد مدعي شده كه آيت‌ا... مصباح نبايد به عرصه سياسي ورود كند. وي همچنين برخلاف واقعيت‌ها و تحت تاثير جريان تبليغات جريان نفاق جديد مدعي شده كه آقاي مصباح سابقه انقلابي ندارد و در مسائل انقلابي چرخش داشته است.

وي در بخش‌هاي ديگري از مصاحبه به تمجيد از آقاي هاشمي پرداخته و مي‌گويد: «آقاي هاشمي هميشه رهبري را دوست داشته و الان هم دوست دارد. امروز بهترين دوست آيت‌ا... خامنه‌اي كه دروغ نگويم و دلش براي ايشان بتپد آقاي هاشمي است. من حيفم مي‌آيد كه آن‌قدر با هاشمي بد برخورد مي‌شود...».

به نوشته روزنامه كيهان، ادبيات آقاي طباطبايي عليه آيت‌ا... مصباح يزدي – آن هم توأم با بداخلاقي– در حالي است كه رهبر معظم انقلاب از آقاي مصباح به عنوان «مطهري زمانه» ياد كردند و يقينا آقاي طباطبايي يك صدم خدمات آيت‌ا... مصباح را در عرصه روشنگري و تبيين معارف انقلاب اسلامي (و در مقابل، اسلام التقاطي و آمريكايي) انجام نداده‌اند اما معلوم نيست نشريات زنجيره‌اي، چگونه او را براي چندمين بار ابزار انتقام‌كشي از مطهري زمانه قرار داده‌اند؟ و نقش «تخيلات» در اين ابزار شدن چيست؟ به عبارت ديگر چرا آقاي طباطبايي تلقينات دروغ محافل نفاق را عليه آيت‌ا... مصباح تكرار مي‌كند و به جاي پرداختن به جريان‌هاي ضدانقلاب و برانداز و فتنه‌گر و ضدامام و رهبري، در خدمت چنان تهاجمي قرار گرفته است.

از طرف ديگر جاي سوال است كه اگر بايد از كيان انقلاب و ولايت فقيه دفاع كرد– كه يك تكليف مهم و اصلي است– آقاي طباطبايي بفرمايند امثال آقاي هاشمي در آشوب‌افكني ضدانقلاب و سر دادن شعارهايي نظير «انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است»، «مرگ بر اصل ولايت‌فقيه»، «نه» به «جمهوري اسلامي»، هتاكي عليه امام حسين عليه‌السلام در روز عاشورا و آتش زدن مساجد و... كجا بودند و در كدام جبهه ايستاده بودند؟ يا خود ايشان آن هنگام براي دفاع از نظام و انقلاب و ولايت فقيه كوچك‌ترين قدمي برداشتند؟ و يا درباره هشدارهاي رهبر معظم انقلاب درباره نفوذ دشمنان قسم خورده انقلاب چه اظهارنظري كرده‌اند؟ آيا جز تمجيد از «سوابق» آقاي هاشمي و تخريب كينه‌ورزانه نسبت به آيت‌ا... مصباح كار ديگري بلد نيستند؟!

نفوذ سايبري ايران در اسرائيل گسترده بود

نفوذ سايبري ايران در اسرائيل گسترده بود

عامير ربابورت تحليل‌گر مسائل امنيتي در تارنماي صهيونيستي «اسرائيل دوينيس» نوشت: نبرد سايبري ميان اسرائيل و ايران در جريان است. تمامي عمليات رديابي، حملات سايبري ما را به سوي سپاه پاسداران انقلاب ايران رهنمون شد. مقابله با بزرگ‌ترين حمله سايبري انجام گرفته از سوي ايران عليه 1600 رايانه در اسرائيل، اروپا، آمريكا و كشورهاي خليج(فارس) دو سال به طول انجاميد.

وي توضيح داد: يكي از رايانه‌هايي كه ايرانيان به آن نفوذ كردند، به يك شخصيت بسيار بلندپايه در تل‌آويو كه سرلشكر ارتش اسرائيل است، تعلق داشت. كارشناسان براي حمله‌اي كه در هفته جاري كشف شد، نام «گربه موشكي» برگزيدند؛ زيرا برنامه تهيه شده به سرعت از هدفي به هدف ديگر و از كشوري به كشور ديگر انتقال مي‌يابد. بعدها مشخص شد كه رايانه شخصي يكي از فرماندهان ارتش اسرائيل مورد نفوذ واقع شده است.

وي ابراز داشت: هدف اصلي حمله شخصيت‌هاي برجسته‌اي از جمله شماري از اعضاي خاندان حاكم در عربستان، دانشمندان هسته‌اي اسرائيلي، مقامات بلندپايه ناتو و مخالفان نظام ايران بودند.

ربابورت اظهار داشت: پرده برداشتن از اين حمله بي هيچ شك و ترديدي از وقوع جنگ سايبري حكايت مي‌كند. آمريكا و اسرائيل در گذشته در يك اقدام مشترك يك حمله سايبري گسترده‌اي عليه ايران ترتيب دادند. حمله سايبري ايران در هفته جاري در حالي كشف شد كه 8 ماه پيش يك تهاجم سايبري گسترده‌اي عليه برخي از اهداف موردنظر در اسرائيل انجام داده بود.

حزب «اتحاد ملت» پروانه فعاليت ندارد

حزب «اتحاد ملت» پروانه فعاليت ندارد

محمد حسين مقيمي خبر از تشكيل هيات‌هاي اجرايي انتخابات در 19 آذرماه داد و گفت: 26 آذر ثبت‌نام مجلس خبرگان رهبري به مدت يك هفته آغاز مي‌شود، لذا هيات‌هاي اجرايي انتخابات از 19 آذر شروع به كار مي‌كنند.

به گزارش خبرگزاري مهر، رئيس ستاد انتخابات كشور افزود: مجلس شوراي اسلامي قانون انتخابات را به گونه‌اي اصلاح كرد كه هيات‌هاي اجرايي مشترك براي انتخابات مجلس شوراي اسلامي و خبرگان رهبري تشكيل شود؛ بنابراين انتخابات را با يك هيات اجرايي برگزار مي‌كنيم.

وي همپنين در مورد وضعيت حزب اتجاد ملت گفت: روال تشكيل احزاب به اين‌گونه است كه ابتدا هيات مؤسس درخواست تشكيل حزب مي‌دهد و ما در وزارت كشور درخواست آنان را به جريان مي‌اندازيم، استعلام‌هاي لازم را انجام مي‌دهيم و بر اساس استعلام‌هاي گرفته شده در كميسيون ماده 10 موضوع را مطرح مي‌كنيم و اگر كميسيون اجازه داد، مجوز اوليه داده مي‌شود كه آن حزب مجمع عمومي برگزار كند.

معاون سياسي وزارت كشور، ادامه داد: حزب اتحاد ملت موافقت اوليه را از ما گرفته است، ولي بقيه موارد هنوز به تاييد كميسيون ماده 10 نرسيده است و هنوز پروانه فعاليت براي آنان صادر نشده است. تنها موافقت اوليه را براي انجام كارهاي اجرايي گرفته است.

وي در پاسخ به اين سوال كه آيا گزارش تخلف انتخاباتي داشته ايد، گفت: به دليل آن‌كه نمي‌دانيم چه كسي مي‌خواهد داوطلب شود، نمي‌توانيم بگوييم كه فلان رفتار اشخاص تبليغ انتخاباتي است، ولي حتما در فرمانداري‌ها و بخشداري‌ها همه فعاليت‌ها رصد مي‌شود و اگر تبليغات زودهنگام صورت بگيرد، آن را ثبت و ضبط مي‌كنيم.