به نام خدا
«هنری پرکت»مسوول سابق میز ایران در وزارت خارجه آمریکا می گوید: «اگر موجی که
در مطبوعات اصلاح طلب ایران با تز امکان ارتباط با آمریکا شروع شد و حالا به تردید در
اساسی ترین وجوه انقلاب اسلامی مشغول است، بتواند از حریم روحانیت عبور کند و از آن
طریق، ولایت فقیه را به کشتی تردید سوار نماید، بار سنگینی از دوش آمریکا برداشته خواهد شد.»
«ادوارد شرلی» مسوول سابق شبکه جاسوسی سیا در ایران در یک میزگرد مشترک با «کنت تیمرمن»
گفته است: «کلید اصلی برای ایجاد یک تغییر بنیادین در سیاست های ایران از بین بردن
خصوصیات انقلابی رژیم ایران است. این فقط با تحریم اقتصادی به دست نمی آید، که باید با نفوذ،
عقاید انقلابی آنان را از درون تهی کرد. اگر نظام ولایت فقیه در ایران از هم بپاشد، آن گاه
می توان گفت جمهوری اسلامی تغییر ماهیت داده است.»
************************
امام رضا(ع) به مدیری که معلوم شد مدیریتش به خاطر حب ریاستش است فرمود:
«چنین ریاستی برای دیانت و اعتقاد مردم مسلمان زیانمندتر از این است که دو گرگ در میان گله ی گوسفندی بیفتند که چوپان نداشته باشد.» (اصول کافی ج/2)
نماینده مجلس باید مواظب بدتر از گربه ها باشد.
نویسنده: رضوان محدث پور
با سلام به شما نماینده ی عزیزی که قرار است در مجلس هشتم با لطف خدا مسئولیت بزرگ وکالت ما مردم را به عهده بگیری و همه حرکات و سکنات و گفتار و کردار و پندارت در راستای اهداف مردم با غیرت و دیندار باشد و قرار است از خون شهدائی حمایت کنی که به خاطر پیروی از امر امام راحل (ره) و اعتقاد به ولایت فقیه جانفشانی کردند، پس باید چشم و گوش تو چشم و گوش ما مردم باشد در حراست از دین و مملکت.
ما مردم آنقدر آگاه هستیم که درک کنیم مسئولیت واقعی تو قانونگذاری است و نه کار اجرائی که بعضی از کاندیده های سابق صرفاً جهت کسب رأی این رسم را بنیانگذاری نموده اند که شهر زیبا کنند و خیابان آسفالت! امور شهرداری را باید به شهرداریها سپرد مقام نماینده مهمتر و خطیرتر از این حرفهاست تو باید ضمن انجام بعضی از وظایف قانونگذاریت به امر پاکسازی ادارات و نهادهای دولتی و خصوصی بپردازی که متأسفانه در اثر مسامحه و سهل انگاری دولتهای قبل آلوده شده اند.
چه بسا افرادی که اول انقلاب قاطی مبارزان انقلابی شدند و زندان هم رفتند ولی به قصد استقرار جمهوری اسلامی نبود بلکه به قصد استقرار حکومت سکولاری و لیبرالی بود که متأسفانه به محض پیروزی انقلاب، نقابی به چهره زدند و ریشی به صورت گذاشتند و در ادارات مختلف سمتی گرفتند چه بسا این افراد که سالها در بدنه نظام گرگهایی بودند که لباس میش پوشیدند. و سعی کردند مردم را ناراضی نگهدارند.
در ادارات با برخوردهای بد و ناعادلانه و امروز برو فردا بیاهای بیجا، ترویج رشوه و رشوه خواری هدفشان را که دلزدگی مردم از نظام و انقلاب و رهبر بود سخت پیگیری می کردند و بیت المال را سلیقه ای خرج کردند و نه وظیفه ای .
در عملیات ناکام نوژه همدان که قصد از بین بردن امام راحل بود. به قول آقای عزت شاهی ابرمرد مقاومت در شکنجه های ساواک در کتاب(خاطرات عزت شاهی) می نویسد: یک کامیون مدارک و اسناد که از ساواک و زندانیها در پادگانهای همدان موجود بود سوزانده شد.
چه بسا آن مدارک معرف بعضی از بدتر از گربه های مملکتمان بود که سوزانده شد لذا آن افراد که قاطی کمونیستها و سازمان مجاهدین خلقی ها، وهابی ها، توده ئی ها، در زندانهای ساواک بودند هم به نوعی خودشان را انقلابی های امام خمینی (ره) جا زدند تا بتوانند پست و مقامی در ادارات دولتی انقلاب داشته باشند.
اگر اینها وجود نداشتند چطور بنی صدر شد رئیس جمهور و در جنگ تحمیلی نقش مهم در شکستهای عملیاتهای جنگمان داشت و بارها ثابت شد از ارائه تجهیزات جنگی به رزمندگانمان خودداری می کرد. و موجب شهادت آنها شد اگر آنها بدتر از گربه نبودند چگونه بعد از نابود شدن هواپیماهای آمریکا در طبس، هواپیماهای خودی ما آمدند باقیمانده ی هواپیماهای آمریکایی را بمباران کردند تا اثری از مدارک نماند. یعنی در داخل نیروهای خودمان همکاران آمریکایی پیدا شد که اسناد به جا مانده در طبس را از بین بردند.
بدتر از گربه هایی که در کنفرانس برلین حضور داشتند را نباید از یاد برد. عبدالله نوری ها، کدیورها،
اکبر گنجی ها، عبدی ها، عزت الله سحابی ها، مسعود رجوی ها، سعید امامی ها، اینها همان بدتر از گربه ها هستند.
میدانید که سعید امامی تا معاونت اطلاعات کشورمان نفوذ کرد با این سمت بالا بعد معلوم شد به اعتراف خانمش که جزء نیروهای CIA آمریکا بوده و خانمش هم جزء fb j آمریکا بوده که هم عامل قتلهای زنجیره ای بود هم خودش مثلاً به ظاهر به پرونده قتلهای زنجیره ای در قالب یک مسئول اطلاعاتی رسیدگی می کرد، قتلها هم در جناح چپ و هم در جناح راست صورت می گرفت. تا دو جناح را به هم بیندازند و یک تنش و درگیری عجیب داخلی راه بیندازند. و مسئولین را سرگرم یافتن سرنخهای قتلهای زنجیره ای کنند و غرق در گیجی و حیرت نمایند. و از طرفی هم اخبار داخلی را به سازمانهای اطلاعاتی آمریکا گزارش نمایند تا برنامه ی حمله ی آمریکا به ایران پیاده شود. ( به کتاب ایران 78 در آئینه مطبوعات صفحه 2-4-12 مراجعه فرمائید)
با این همه دسیسه چینی هنوز آخرین حربه ها را هم زدند به این صورت که افرادی که به مجلس ششم راه یافتند، به شکلهای گوناگون کارشکنی می نمودند منجمله: خروج از حاکمیت، تحصن نمایندگان، به تأخیر انداختن انتخابات مجلس هفتم، استعفای همزمان استانداران و فرمانداران حتی بخشداران، پیشنهاد نوشیدن جام زهر به رهبر عزیز توسط 127 نماینده مجلس ششم. نمایندگان متحصن جالب بود که از حضور خبرنگاران خودی ممانعت می کردند. و خبرنگاران خارجی را می پذیرفتند.
ابراهیم یزدی در جمع نمایندگان متحصن مجلس ششم می گوید: متحصنین باید به دنبال نافرمانی اجتماعی حرکت کنند. و بعد از آن سعید حجاریان مغز متفکر اصلاح طلبان می گوید: «سوق دادن خشونت به نهادهای قانونی یکی از وظایف اصلاح طلبان است»
دقیقاً همین دستور آقای ابراهیم یزدی را رادیو انگلیس و رادیو اسرائیل نیز به متحصنین مجلس ششم پیام می دهد. و می گوید: «باید تکلیف را یکسره کنید و سیاست نافرمانی مدنی گسترده را اتخاذ نمائید»
و آقای تاج زاده یکی از مسئولین در دولت آقای خاتمی در جمع دانشجویان به دانشجویان می گوید: «باید فعالیتها و اعتراضاتتان را چند برابر کنید و از انفعال خارج شوید چون سکوت دیگر جایز نیست»
خوب حالا قضاوت با شما و مردم است با این همه تنشهای سیاسی داخلی دیگر چطور می شد به معاش مردم رسیدگی کرد و اصل 44 قانون اساسی را که امر رهبر عزیز بود، را اجرا نمود، دولت خاتمی و مسئولین فقط بفکر مسائل سیاسی و حزب و حزب بازی بودند و به معاش مردم فکر نمی کردند. برنامه همین بود که فشار از پائین، چانه زنی از بالا یعنی مردم را ناراضی نگه دارند تا مردم فشار بیارند و از بالا هم که ... بگذریم.
امثال بدتر از گربه های حالا را باید چه کرد؟ منظور از افرادی مثل موسویان است که در انرژی هسته ای مسئولیت مهم داشت. اما جاسوسی برای دشمن می نمود. در این رابطه ریاست جمهور عزیز دکتر احمدی نژاد در سخنرانی دانشگاه علم و صنعت 21 آبان 1386 اینگونه فرمودند:
«تا جائی پیش رفتند که در ملاقاتهای هفتگی اطلاعات درون سیستم را بطور منظم به بیگانه
می دادند با این مضمون که چرا کوتاه می آیید غلظت قطع نامه هایتان کم است. برای همین
فرد پرونده درست می شود قاضی پرونده را فشار می دهند که تبرئه کند.»
من از شما و از رئیس جمهور عزیز سوال می کنم چه کسانی فشار می آورند که تبرئه شود؟ مردم عادی که نیستند حتماً کسانی اند که پست و مقام دارند آنها چگونه به بالابالاها راه یافتند؟ موسویان که در انرژی هسته ای اطلاعات را به انگلیس مرتباً ارائه می داد چطور آنجا راه یافت؟ چه کسی او را حمایت کرده بود؟ الآن چرا با 200 میلیون تومان وثیقه آزاد شده (به نوشته روزنامه پرتو) مگر این وطن فروشهای بدتر از گربه ها را هم باید آزاد کرد!؟ شما نماینده مجلس قانونی به تصویب برسانید و یا تدوین کنید که افرادی مثل موسویان که وطن فروشند و مادیات را به آزادی و استقلال وطنشان ترجیح می دهند نتوانند از زندان خارج شوند و در این جرم مخصوص هیچ وثیقه ای قبول نشود.
و اما می دانی چرا این افراد وطن فروش را به بدتر از گربه ها تشبیه می کنم؟
سعی کن گربه ای را به دام اندازی، تکه گوشتی خالص را وسط اتاقی بینداز که گربه ای از آن محل عبور می کند. به محض استشمام بوی گوشت گربه به داخل اتاق خواهد آمد. ماهرانه با ورود او درها و پنجره ها را ببند، گربه را خواهی دید که به محض کوچکترین احساس اینکه درها بسته خواهد شد به رغم اینکه در دو قدمی گوشت محبوبش رسیده فوراً دست از گوشت خواهد کشید و آزادی را به شکم ترجیح خواهد داد. یعنی حاضر نیست آزادی اش را به خاطر تکه گوشتی فدا کند.
گربه می فهمد که گوشت لذیذ باز هم به دست خواهد آمد اما آزادی معلوم نیست! حالا امثال موسویان و وطن فروشان و کسانی که به خاطر رفاه بیشتر و لذت گربه ای بیشتر از گوشت رفاه و تجملات و ریاست، حاضرند مملکت را دو دستی تحویل آمریکا دهند. و آزادی مملکت و استقلال ایران را با تکه گوشتی معامله کنند، آیا غیرتشان نسبت به آزادی و آزاده بودن از گربه کمتر نیست؟
اینجاست که باید گفت صد آفرین به گربه ها حتی اگر این جور ایرانی های بدتر از گربه دین ندارند و تعصب عقیدتی ندارند حداقل سعی کنند آزاده باشند و یا وطن پرست باشند ایران را دوست بدارند. و یا به اندازه گربه روی آزادی مملکتشان تعصب داشته باشند.
|
دلا دوستان سه قسمند گر بدانی به نانی نان بده از در برانش ولی دوستان جانی را نگه دار
|
|
زبانی اند و نانی اند و جانی محبت کن به دوستان زبانی به جانش جان بده تا میتوانی
|
یاران انقلاب نیز اینگونه اند زبانی اند و نانی اند و جانی
البته به نانی ها نمی شود نان داد چون مال بیت المال است مگر از جیب مبارکتان
در پایان بد نیست به گوشه ای از صحبتهای رئیس جمهور آمریکا بنیامین فرانکلین در سال 1779 میلادی توجه کنیم که پیش بینی هایش امروزه کاملاً تحقق پیدا کرده است:
«جهودان(اسرائیلی ها) همچون مساکین و فقرا وارد سرزمینهای مختلف می شوند و بی درنگ زمام امور این ممالک را در اختیار می گیرند. آنان آن گاه بر اهل این سرزمین ها برتری جسته و آنان را از خیرات و برکات سرزمین خویش محروم می سازند. جهودان، شیطان دوزخ اند و خفاشان شب و مکنده خون ملتها!
شما نمایندگان مجلس به خاطر مسئولیتی که در قبال مصلحت ملت و نسل های آینده آن دارید، این جماعت فاسد و هرزه را از مملکت خود بیرون کنید قبل از آنکه وقت بگذرد اگر چنین نکنید پس از یک قرن خواهید دید که آنان خطرناکتر از آن هستند که شما فکر می کنید... مطمئن باشید که آنان به نوادگان ما رحم نخواهند کرد و در اندک زمانی آنان را همچون بردگانی در خدمت خویش خواهند گرفت!
روزی خواهد رسید که آنها پشت میزهای خود لم داده با شادی و سرور بر حماقت و نادانی ما می خندند و جهالت ما را به مسخره می گیرند! آقایان(نمایندگان مجلس) مطمئن باشید که اگر فوراً این تصمیم را نگیرید و اسرائیلی ها را از آمریکا اخراج نکنید، نسل های آینده ی آمریکا شما را نفرین خواهند کرد در حالی که پیکر آنان زیر
چکمه ی جهودان به فریاد فغان در خواهد آمد.»
یک روز بعد از سخنرانی بنیامین وقتی روزنامه چارلز بیکنی این سخنرانی را چاپ کرد اسرائیلی ها آن روزنامه ها را جمع آوری کرده و آتش زدند. آنها هر کس که مردم آمریکا را از خطرات اسرائیلی ها آگاه می ساخت بلافاصله از سر راه بر می داشتند. مثل «هنری فورد» (موسس شرکت خودرو سازی فورد)، «جیمز فورستال»
(وزیر دفاع آمریکا در زمان هری ترومن) «جان اف کندی»(رئیس جمهور اسبق آمریکا) با توجه به صحبتهای بنیامین فرانکلین می بینید که امروز جورج بوش و کلینتون، واقعاً از بردگان تمام عیار جهودان صهیونیست
می باشند. (از کتاب آمریکا در معرض نمایش)
((ضمناً در اولین سخنرانی سیاسی ام که در تاریخ عید قربان 72 در جماران در جمع دانشجویان
دانشگاه شهید بهشتی بود وجود بعضی از مسئولین جاسوس را به ترکش داخل نخاع تشبیه نمودم که پزشکان
می گویند درآوردنش شل کننده است و ماندنش بسیار دردناک.
بله وجود این افراد ماندنشان دردناک است در بدنه نظام و بدون مدرک اخراج کردنشان شل کننده چون سوژه ای به دست دشمن می شود. برای تخریب نظام))
آنروز علی رغم اینکه گفتم ادارات هنوز دارای افراد طاغوتی است پاسداران جماران کوچکترین اعتراضی
نکرده اند گرچه مرحوم احمد خمینی هم هنوز در منزل بود و صدایم را می شنید.
آنروز آزادی بیان را کاملاً احساس کردم و عدم آزادی بیان بهانه ایی بیش نیست دست آن گربه ها، دانشجوها ترسیده بودند به من گفتند فاتحه ی تو امروز خوانده شده ولی من احساس آرامش می کردم.
هفده هم اسفند هشتاد وهفت1387