تفکر تغیر کند رفتار تغیر ش قطعی ست
مقالهای در نشریه پولیتکو تصریح کرد: اگر خواستار مشاهده تغییرات مطلوب در ایران و کاهش سیاستهای منطقهای خصمانه هستیم، باید از همان منطقی که در کشاندن ایران به میز مذاکرات هستهای استفاده کردیم، بهره ببریم.
دستیار سابق اوباما در امور ایران و خاورمیانه گفت باید از منطق برجام برای کشاندن ایران به پای میز مذاکره بهره ببریم. دنیس راس میگوید با وجود روحانی، هنوز برخی مراکز کلیدی قدرت ایران تضعیف نشده و برای تقویت وی باید هزینههای فعالیت ایران در منطقه را بالا ببریم.
جهان نوشت: دنیس راس از مؤسسان لابی ایپک، مشاور کلینتون و زمانی دستیار ویژه اوباما در امور خاورمیانه و خلیج فارس و نیز هماهنگ کننده امور ایران از سوی اوباما بود. وی ضمن مقالهای در نشریه پولیتکو تصریح کرد: اگر خواستار مشاهده تغییرات مطلوب در ایران و کاهش سیاستهای منطقهای خصمانه هستیم، باید از همان منطقی که در کشاندن ایران به میز مذاکرات هستهای استفاده کردیم، بهره ببریم، اما اگر سلیمانی بدون هزینه به گسترش نفوذ ایران ادامه بدهد، ممکن است توافق هستهای هم پایدار نماند.
این دیپلمات آمریکایی نوشت: آنچه از زمان انجام توافق هستهای روشنتر شده، این است که تقریباً هیچ چیز به لحاظ اجتماعی و فرهنگی تغییر نکرده است و در سیاستهای فراگیرتر ایران هم بعید است بزودی تفاوتی دیده شود.
دنیس راس در ادامه مقاله خود افزود: رهبر جمهوری اسلامی ایران، به مخالفت با «نفوذ آمریکا» ادامه میدهد و از حزبالله و دیگر گروههای شبه نظامی شیعه برای گسترش نفوذش در منطقه حمایت و استفاده میکند. این قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس است که سیاستهای ایران در عراق، سوریه، لبنان و یمن را برنامهریزی و اجرا میکند.
وی ادامه میدهد: درست است که توافق هستهای موضع روحانی را به لحاظ سیاسی تقویت کرده و این ممکن است با گذشت زمان نتایجی داشته باشد، اما هم اکنون مراکز کلیدی قدرت در ایران تضعیف نشده است. اگر حقیقتاً میخواهیم روحانی و نیروهای عملگرا به مرور تقویت شوند، باید هزینه فعالیتهای تهدیدآمیز ایران در منطقه را بالا ببریم و نشان دهیم که اقدامهای سلیمانی در منطقه برای ایران هزینه دارد و توسعه آینده آن کشور را کند میکند.
ناتوانی روحانی در شکستن حصر موسوی و کروبی و افزایش بازداشت روزنامهنگاران، از دیگر نشانههای محدود بودن گستره تغییرات در ایران است.
راس میافزاید: هر چند نشانههای دیگری از محدودیت قدرت روحانی وجود دارد، از جمله اینکه او هیچ کنترلی بر قوه قضاییه، نهادهای امنیتی و سپاه پاسداران ندارد، اما در این تردیدی نیست که روحانی از حمایت (آیتالله) خامنهای بهره میبرد.
رهبر همچنان رویکرد عمیقاً خصمانهای نسبت به آمریکا دارد ولی، ظاهراً استدلال روحانی را پذیرفته است که جمهوری اسلامی برای حفظ مشروعیتش و برای اینکه حمایت مردمی را از دست ندهد، نیاز به مدرن شدن دارد.
(آیتالله) خامنهای ضمن ادامه اقتصاد مقاومتی، به روحانی اجازه داده اقتصاد کشور را در پی لغو تحریمها با ورود سرمایهگذاران اروپایی و آسیایی توسعه و بهبود بخشد، ولی گشایش اقتصادی با آزادسازیهای فرهنگی و اجتماعی بسیار متفاوت است.
رمز کاهش محبوبیت روحانی
از زمانی که سفر رییس جمهور به استان سمنان لغو شد و در مازندران نیز مردم نیامدند و در نتیجه استاندار سمنان و معاون سیاسی استاندار مازندران تغییر کردند مدتی بود که دیگر خبری از سفرهای استانی ایشان نبود انتخابات خبرگان نیز حکایت از سقوط این محبوبیت دارد زیرا آقای روحانی به رغم این که تا زمان برگزاری انتخابات در رادیو تلوزیون فعال بود و در همه لیست جامعه مدرسین و روحانیت و لیست هاشمی و اصلاح طلبان در راس قرار داشت ولی نفر سوم شد و از مجموع 4600000نفری که در انتخابات مجلس شرکت کردند تنهاحدود 2میلیون به وی رای دادند یعنی کمتر از نصف آرای 48درصدی مردم تهران . یعنی حدود 20 در صد از رای دهندگان و 10درصد کسانی که در تهران بزرگ از حق رای برخوردار بوده اند! حال اگر این فرضیه را به استان دیگری مانند خراسان رضو ی یا شمالی و جنوبی ببرید که حتی یک اصلاح طلب رای نیاورده آن وقت چه اتفاقی می افتد؟ آیا اگر آقای روحانی در یکی از این استان ها و حتی استان سمنان که محل تولدش می باشد چند در صد رای می آورد؟
خوب بود به جای سفر به استان یزد یکی از آن استان ها را انتخاب میکرد تا معلوم شود چقدر محبوبیت دارد. انتخاب استان یزد بر ای سفر استانی آن هم در شرایطی که هنوز تب وتاب انتخاباتی فروکش نکرده است با نطق یک روز قبل آقای روحانی درباره موضوع ممنوع التصویر نبو دن خاتمی و تبد یل شدن شهر بادگیرها به شهر بنرها و آن هم بنرهایی که با تصاویر نیمه بدن خاتمی همراه بود و بعد هم پاره شدن نظام مند آن ها جای بسی تامل داشت در عین حال تعطیلی ادارات و آوردن دانش آموزان مدارس و ر وستاییان برای مراسم امری بود که در همه جای مراسم خودش رانشان می داد.
اظهارات رییس جمهور در برنامه تلویزیونی و در مراسم یزد در حمله مجدد به دولت قبل و این که حتی یک اشتغال ایجاد نکرده! و این که رهبری به جز در مورد هسته ای به دولت ایشان اجازه مذاکرات نداده است نشانه همان کاهش شدید محبو بیت است.
وی می خواهد از یک طرف تقصیرها را به گردن دولت قبل بیاندازد و از طرف دیگر به گردن رهبری که اجازه محدود برای ایشان صادر کرده اند! و گرنه الآن همه مشکلات کشور حل شده بود. براستی آیا وقت آن نرسیده که کسی از آقای رییس جمهور پاسخ بخواهد که دولت ایشان تا کنون چتد شغل ایجاد کرده است؟ و تا چه زمانی مردم باید به نای تلاش برای حل معضلات اقتصادی اشان شاهد حملات پی در پی به دولت قبل باشند؟ و آیا دولت در همین محدوده ای که رهبری به آن ها اعتماد کرده است درست عمل کرده اند؟آیا در برابر واگذاری سرمایه عظیم ملت در صنعت هسته ای همان چند مورد تحر یم ادعایی از جمله سوییفت موفقیتی کسب کرده است؟متاسفانه پس از گذشت40 روز از اجرای برجام هنوز خبری از تحقق وعده های طرف غربی نیست.!
ظاهرا قرار است با اجرای برجام 2 و 3 قدرت دفاعی موشکی هم واگذار کنیم و پشت همه دوستانمان در عراق و سوریه لبنان و یمن نیز خالی کنیم تا به وعده رفع تحریم ها باز دلخوش باشیم. البته این روزها با سیاسی کردن فضای کشور دولت در صدد است از پاسخگویی به وعده های انتخاباتی اش طفره برود ولی بی تردید روز یوم الحساب ملت فراخواهد رسید که در انتخابات ریاست جمهوری آینده بای به یکایک آن ها پاسخ داد.
ای روحانی مشخصات ۱.2میلیون اشتغالزایی و کارخانجاتی که چرخ آنها میچرخد را منتشر کنید نمک روحانی بر ز
آمارهای بزک شده دولت یازدهم به آمار اشتغالزایی رسید. در حالی که مردم هنوز کاهش نرخ تورم را احساس نکرده و ادعای خروج از رکود در سال گذشته نیز به فراموشی سپرده شده، حسن روحانی در جریان سفر به یزد از ایجاد نزدیک به 1.2 میلیون شغل در 2 سال اخیر خبر داد.
وی تاکید کرد: با وجود کاهش قیمت نفت، روند کاهنده تورم و ارزش پول کشور حفظ شده است و این در حالی است که در گذشته با اینکه درآمد نفت 120 میلیارد دلار بود، هیچگونه اشتغالی برای جوانان کشور ایجاد نشد اما امروز مقایسه آمار ایجاد شغل در پاییز 94 با پاییز 92، عملکرد دولت یازدهم را مشخص میکند. یک میلیون و 179 هزار شغل در کشور اضافه شده و ما نیاز به رونق اقتصادی و اشتغال بیشتر داریم و من به شما قول میدهم که سال 95، سال رونق اقتصادی ایران خواهد بود.
آیا اظهارات روحانی درباره ایجاد 1.2 میلیون شغل در 2 سال اخیر، از سوی افکار عمومی مورد پذیرش قرار خواهد گرفت؟ آنهم بدلیل اینکه در 2 سال اخیر اوضاع اقتصاد کشور به شدت در رکود بوده و بازارها در کسادی به سر بردهاند. از جنبه کارشناسی هم تحقق 1.2 میلیون شغل بایستی در سایر شاخصهای اقتصادی نیز تجلی داشته باشد.
در منطق اقتصادی، اشتغالزایی رابطه مستقیمی با رشد اقتصادی دارد. یعنی در شرایط رونق اقتصادی است که اشتغالزایی صورت میگیرد اما در دوران رکود، طبیعتا اشتغالزایی متوقف یا منفی میشود.
از سوی دیگر، بر اساس محاسبات اقتصادی در کشورمان، هر یک درصد رشد اقتصادی موجب ایجاد 100 هزار شغل میشود.
این گزاره اقتصادی در دولت قبل که احمدینژاد ادعای اشتغالزایی 2.5 میلیونی داشت، بارها مورد استناد منتقدان دولت دهم قرار گرفت که این سوال را مطرح میکردند که در شرایط رشد نزدیک به صفر در سالهای 89 و 90 چطور اشتغالزایی میلیونی صورت گرفته است؟
علی ربیعی وزیر کار دولت یازدهم نیز بارها اشاره کرده که هر یک درصد رشد اقتصادی ۱۰۰ هزار شغل ایجاد میکند.
ربیعی همچنین گفته است: برای ایجاد سالیانه 800 هزار شغل نیازمند رشد 8 درصدی هستیم چرا که به ازای هر یک درصد رشد اقتصادی بین 100 هزار تا 120 هزار شغل ایجاد میشود.
با توجه به این واقعیت اقتصادی، تحقق 1.2 میلیون شغل در فاصله پاییز 92 تا پاییز 94 نیازمند افزایش 12 درصدی رشد اقتصادی کشور در این دوره 2 ساله بوده است. به عبارت دیگر، رشد اقتصادی سالانه کشور در فاصله پاییز 92 تا پاییز 94، باید به طور میانگین سالانه 6 درصد باشد.
این در حالی است که بانک مرکزی نرخ رشد اقتصادی در 12 ماهه منتهی به پاییز 93 را 3.7 درصد اعلام کرد. محمدباقر نوبخت سخنگوی دولت نیز نرخ رشد اقتصادی در 12 ماهه منتهی به پاییز امسال را 8/ 0 درصد عنوان کرده است.
بنابراین در دوره 2 ساله منتهی به پاییز امسال، مجموع رشد اقتصادی کشور 4.5 درصد بوده است که بر این اساس، حداکثر امکان ایجاد 450 هزار شغل وجود داشته است، نه 1.2 میلیون شغل.
اشتغالزایی میلیونی بدون رشد اقتصادی!
کارشناسان می گویند به برخی دلایل محکم نمی توان به عملکرد اشتغالی دولت تدبیر و امید نمره خوبی داد؛ اولا اینکه دولت در بیش از دو سال از فعالیت خود هیچگونه طرح و برنامه روشنی برای اشتغال زایی ارائه نکرده و مشخص نیست مشاغلی که از آنها یاد می ند و در آمارها آمده، در چه بخشهایی و با چه کیفیتی ایجاد شده است؟ آیا اساسا می توان مشاغل فصلی، دوره ای، مقطعی و کوتاه مدت را اشتغالزایی با حاشیه امنیت مناسب دانست؟
همچنین این موضوع مورد توجه است که اگر قرار باشد در دو سال گذشته به صورت مرتب در هر سال ۶۰۰ هزار شغل پایدار و قابل شمارش ایجاد شده باشد، یعنی اینکه هر ساله باید ۶ درصد رشد اقتصادی اتفاق افتاده باشد ولی چنین رشدی حاصل نشده است؛ مگر اینکه بگوییم اشتغال بدون رشد اقتصادی ایجاد شده است! البته محمدباقر نوبخت سخنگوی دولت، نرخ رشد اقتصادی در نه ماهه امسال را ۰.۷ درصد اعلام کرده است؛ نرخ رشدی که در سال ۹۳ حدود ۳ درصد گزارش شده بود.
از سویی این مسئله مطرح است که سایه رکود بر سر بازار کار و اقتصاد ایران در یکی دو سال گذشته نه تنها باعث تضعیف امکان جذب نیروی کار جدید در بنگاه ها شده بلکه بسیاری از واحدها را هم در معرض ورشکستگی و تعدیل نیرو قرار داده است. گواه این مسئله اینکه در فاصله پاییز سال ۹۲ تا پاییز سال جاری تعداد افراد دارای اشتغال ناقص یعنی کسانی که بیشتر شمایل بیکار دارند تا شاغل، ۳۹۵ هزار نفر بیشتر شده است.
بنابراین افزایش تعداد شاغلان ناقص از یک میلیون و ۹۱۹ هزارنفر در پاییز ۹۲ به ۲ میلیون و ۳۱۴ هزار نفر در پاییز ۹۴، نشان دهنده ضعیف بودن پایه های بازار کار و احتمال ریزش هزاران نیروی کار شاغل در اقتصاد ایران است، همچنین این آمارها نشان میدهد بنگاه های بسیاری در شرایط سر به سر و حتی زیان مشغول به فعالیت بوده و از این رو حتی توان فعالیت روزانه به اندازه ۸ ساعت را هم ندارند و مزدی هم که به نیروی کار پرداخت می شود، تامین کننده هزینه های معیشت نخواهد بود.
موضوع دیگری که مدنظر کارشناسان بازار کار بوده و آن را می توان مبنایی برای ایجاد اشتغال واقعی دانست، افزایش تعداد بیمه شدگان اجباری است. به بیان ساده تر، اگر در دو سال گذشته یک میلیون و ۱۷۹ هزارنفر شاغل شده باشند باید به همین میزان نیز تعداد بیمه شدگان اجباری بالا رفته باشد.
علی ربیعی وزیر کار درباره وضعیت اشتغال زایی در سال گذشته گفته بود: ۶۰۰ هزار شغل ایجاد شده که ۲۰۰ هزار مورد نیز از مشاغل موجود نابود شد؛ بنابراین وی ۴۰۰ هزار اشتغال ایجاد شده سال گذشته را متناسب با نرخ رشد اقتصادی ۳ درصدی دانسته بود. پس حالا نمی توان ایجاد یک میلیون و ۱۷۹ هزار شغل را بی ارتباط با رشد اقتصادی دانست.
مردم می گویند در کمتر خانواده ای می توان سراغ گرفت که دستکم یک جوان بیکار آن هم تحصیل کرده دانشگاهی نداشته باشد. جوانانی که دستکم ۲ تا چند سال از بهترین سال های عمرشان را در کلاس های درس گذرانده به این امید که بتوانند ورود بهتری به بازار کار داشته باشند، اما حالا شرایط برعکس شده و آنها نه تنها در رشته های مرتبط با خود، بلکه در سایر رشته ها نیز جایی برای ار پیدا نمی کنند.
در حالی که نرخ بیکاری عمومی کشور در پاییز سال ۹۲ به میزان ۱۰.۳ درصد بود، نرخ بیکاری جوانان ۲۴.۳ درصد بوده است، همچنین نرخ عمومی بیکاری در پاییز سال ۹۴ به میزان ۱۰.۷ درصد و نرخ بیکاری جوانان نیز ۲۵.۴ درصد بوده، بنابراین بیکاری جوانان در دوره فعالیت دولت تدبیر و امید همچنان بیش از دو برابر نرخ عمومی کشور است و این موضوع نشان می دهد که تلاشها برای حل بحران بیکاری مهمترین گروه جوینده شغل در کشور، ناکافی و تقریبا کم اثر بوده است.
هنوز هم مردم در مواجه شدن با مقامات دولتی و کشوری و همچنین نمایندگان مجلس اشتغال درخواست می کنند و بیکاری به عنوان بزرگترین و جدی ترین معضل خانواده ها شناخته می شود. رئیس جمهور در نشست خبری دو روز پیش خود با رسانه ها اعلام کرد قیمت فروش نفت از ۱۲۰ میلیارد دلار به ۲۰ میلیارد دلار کاهش یافته و حالا مشخص نیست با این وضعیت افت شدید درآمدی، چگونه می توان به صورت میلیونی اشتغال زایی کرد حتی اگر بتوان چنین برداشتی را از گزارشات مرکز آمار ایران استخراج کرد؟
کارخانجاتی که چرخ آنها میچرخد
از سوی دیگر حسن روحانی هفته گذشته در نشست خبری بار دیگر از رونق اقتصادی کشور سخن گفت.
روحانی با اشاره به انتقادات نسبت به عدم تاثیر برجام بر اقتصاد کشور، گفت: مردم و رسانههای منصف برجام را احساس میکنند اما برخی از رسانهها برایشان بسیار سخت است که مدتی چیز دیگری را به مردم گفتند و حال واقعیت دیگری مشهود شده و این برای آنها خیلی سخت است.
رئیس دولت یازدهم اظهار داشت: همه باید توبه کنند، توبه چیز بدی نیست خیلیها میگفتند که مگر میشود هم سانتریفیوژها و چرخ اقتصادی کشور با هم بچرخد که این امر محقق شد و دیدند که هم سانتریفیوژ میچرخد هم بانک مرکزی.
روحانی افزود: وزارت صنعت در آخرین گزارش خود عنوان میکند که با 102 شرکت خارجی برای سرمایهگذاری مذاکرات را به اتمام رسانده است اینها چیزی نیست که برای کسی مخفی باشد. چیز مخفی وجود ندارد و همه چیز آشکار است. برجام یک مثل آفتاب تابان است وقتی که فردی چشمش را ببندد میگوید که شب است و او باید چشمش را باز کند و ببیند که آفتاب است.
در شرایطی که عامه مردم، رکود و کسادی بازار را با پوست و گوشت خود احساس میکنند، ناله فعالان اقتصادی، اصناف، واحدهای تولیدی و تجار و کسبه از رکود بلند است و مسئولان دولتی نیز گاهی همین واقعیت از زبانشان جاری میشود، سخن گفتن روحانی از رونق اقتصادی کشور و تحقق وعده چرخیدن کارخانجات، کاملا عجیب است.
درباره اظهارات روحانی باید گفت: البینة علی المدعی. جناب روحانی، حال که شما بر خلاف اجماع همه مردم و بازاریان و فعالان اقتصادی و کارشناسان، ادعای رونق و مثبت بودن رشد اقتصادی را دارید، جهت استحضار ملت و بستن دهان رسانههای منتقد، فهرست اسامی کارخانجات و واحدهای تولیدی که مدعی هستید از رونق برخوردارند و با اجرای برجام، چرخشان به خوبی میچرخد، منتشر کنید.
متعاقبا از این کارخانجات و واحدهای تولیدی نیز بخواهید بیلان کاری و صورتحساب مالی و فروش خود را در مدتی که از اجرای برجام میگذرد منتشر کنند و آنگاه حتما رسانههای منتقد، توبه خواهند کرد و مردم هم رونق اقتصادی را احساس خواهند کرد.
شهادت اولین فدایی ولایت تسلیت
بور کن راست میگم
نوایی فتنه گران داخلی و رسانه ملکه انگلیس در حمله به سه فقیه مبارز
با نزدیک شدن به هر انتخاباتی دوگانه حاکم که بر اساس فضای سیاسی و اجتماعی کشور و شرایط روز مشخص میشود. این. انتخابات پیشرو هم از این قاعده مستثنی نمانده است و نظرگاههای مختلفی به شدت در شیپورهای تبلیغاتی نواخته میشود. در همین خصوص رهبر معظم انقلاب در دیدار با مردم آذربایجان شرقی به تبیین شاخصههای صحیح برای رأی دادن پرداختند. ایشان در قسمتی از سخنان خود به شاخصههایی همچون موضع نامزدها نسبت به غرب، نوع مواجهه با شورای نگهبان و سبک زندگی شخصی پرداختند و معیارهای رأی دادن را تبیین نمودند. با داغشدن تب انتخابات در هر دوره، قطببندی هایی بین جریانات سیاسی شکل میگیرد که فراتر از اختلاف سلیقه است و به مبنا و زیرساختهای فکری افراد بازمیگردد. اما این رخداد طبیعی وقتی مهمتر میشود که دشمنانِ همیشگی انقلاب و نظام هم وارد این جبههبندیها شوند و از یکی از طرفین این دوگانه حمایت کنند. مسالهای که معمولا نشان از امیدبستن دشمن به اقدامات و مواضع آن طیف سیاسی دارد. رهبرمعظم انقلاب در دیدار خود با جمعی از مردم آذربایجان شرقی؛ با اشاره به ورود صریح رسانههای دشمن از جمله بی بی سی به جبههبندی داخلی انتخابات و اینکه دشمن «دستورالعمل میدهد که به چه کسی رأی بدهید یا ندهید» فرمودند:«رادیوی انگلیسی دارد به مردم تهران دستورالعمل میدهد به فلانی رأی بدهید، به فلانی رأی ندهید! معنای این چیست؟ انگلیسیها دلشان تنگ شده برای دخالت کردن در ایران. یک روزی بود که پادشاه کشور وقتی میخواست تصمیم مهمّی بگیرد، سفیر انگلیس را صدا میکرد و از او میپرسید که این کار را بکنم یا نکنم. انگلیسها یک روزی اینجور در امور کشور دخالت میکردند؛ بعد هم آمریکاییها، یک مدّتی هم هر دو؛ امروز این دستها قطع شده است.»
این سخنان رهبرانقلاب پس از آن بیان شد که طی هفته گذشته جریان رسانهای ضدانقلاب و دشمنان انقلاب در یک خط خبری هماهنگ با رسانههای حامی فتنه و اصلاحطلب، لزوم راینیاوردن حضرات آیات «جنتی، مصباح و یزدی» را مطرح کردند. بی بی سی رسانه رسمی انگلستان در مطلبی با تیتر یک محاسبه: حذف 'یزدی، جنتی و مصباح' از خبرگان چگونه ممکن است؟» با مبناقرار دادن تعداد آراء روحانی در انتخابات ریاستجمهوری تهران نوشت:«رای دهندگان به فهرست رفسنجانی-روحانی ، بیش از نیم میلیون نفر از رای دهندگان به فهرست یزدی-جنتی-مصباح بیشتر هستند. در چنین شرایطی اگر حامیان رئیس جمهور فعلی در انتخابات خبرگان پیش رو، به طور هماهنگ به ۱۶ نفر رقیب آقایان یزدی، جنتی و مصباح رای بدهند، به راحتی امکان راندن آنها به جایگاه های ۱۷ به پایین فهرست منتخبان استان تهران را خواهند داشت.»
بی بی سی همچنین با اشاره به اینکه «انتظار رای دادن یکپارچه هواداران فهرست رفسنجانی-روحانی به فهرستی از ۱۶ کاندیدای رقیب این سه نفر واقع بینانه نیست» نوشت: «اما باید توجه داشت که در جانب مقابل نیز، اکثریت قاطع رای دهندگان به آقایان یزدی، جنتی و مصباح، در کنار آنها به سایر اصولگرایان رای خواهند داد. رفتاری که اگرچه در حالت عادی اتفاق مهمی نیست، ولی در شرایطی که نسبت بالایی از رای دهندگان طیف مقابل در صدد حذف این سه نفر با رای دادن به رقبایشان باشند، به حذف آنها (از طریق افزایش آرای رقبا) کمک خواهد کرد.»
رادیو زمانه که توسط جمعی از عناصر ضدانقلاب ساکن هلند اداره میشود- نیز پا جای پا بیبیسی گذاشت و همان خط حذف آیاتعظام جنتی، مصباح و یزدی را پی گرفت. اکبر.گاف که روزی عنوان «عالیجناب سرخپوش» را برای هاشمی در ادبیات سیاسی کشور جا انداخت، حذف این سه نفر را معادل ضربه زدن به رهبر معظم انقلاب میداند که البته در رسانههای زنجیرهای داخل کشور و مواضع رجال سیاسی هم با صراحت کمتری مورد تأیید قرار میگیرد. او در بخشی از مقاله خود با عنوان «شکست جنتی و یزدی و مصباح، آزمون فیصلهبخش خامنهای» نوشت:«رأی نیاوردن «مثلث جیم» در تهران، هزینه بسیار بالایی برای جمهوری اسلامی، آیتالله خامنه ای، سپاه و افراطیترین بخشهای جمهوری اسلامی دارد. شکست این سه تن، آزمون فیصلهبخش شکست آیتالله خامنهای، اصولگرایان و اسلام فقیهانه آنان است. تهران میتواند این آزمون فیصلهبخش را انجام دهد...»
به وبلاگ رضوان محدث پور خوش آمدید .تشکر از شما که اینجا تشریف آوردید از انتقاد مودبانه ات هرگز ناراحت نمیشم من یک خانم معلم ساده هستم گاهی نویسندگی هم می کنم ×××خدایا اصولگرا های خرماییی ما را خدایی کن تا هم خدا هم خرما نخواهند که اگر در هر عصری اینجور آدمها نبودند نه امام حسین تنها می شد نه امام حسن غریبانه صلح می کرد