حجت الاسلام سالك در گفت و گو با نشريه پرتو:
كسي نبايد از دستگيري جاسوسان خبري ناراحت شود

در افتتاحيه جشنواره مطبوعات بار ديگر شاهد عصبانيت آقاي رئيس جمهور بوديم، اين بار به بهانه‌هاي ديگر. براي بررسي ريشه‌هاي پرخاشگري‌هاي اخير رئيس جمهور با حجت‌الاسلام سالك، عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي به گفت و گو پرداختيم. متن كامل اين گفت‌و‌گو پيش روي شماست:

ارزيابي شما از دلايل عصبانيت و اخير رئيس جمهور چيست؟

مي‌گويند هركه بامش بيش برفش بيش‌تر. كسي كه در رأس اداره اجرايي كشور قرار مي‌گيرد به طور طبيعي بايد سعه صدرش بيش‌تر شود و قدرت صبرش بالاتر باشد. چنين فردي بايد برخوردار از يك سري ويژگي‌هايي باشد كه در ساير مردم كم‌تر توقع آن مي‌رود. از جمله مسائلي كه بايد به آن توجه كرد اين است كه نبايد به خاطر بعضي از موضوعات و انتقادات يك مرتبه شخص عصباني شود. اين نكته‌ اصلي و مهمي است؛ زيرا وقتي انسان عصباني شود جملاتي هم مي‌گويد كه شايد در شأن جايگاهي كه در آن قرار گرفته نباشد. از جمله اين‌كه تيغ تيز رئيس‌جمهور به سمت دستگاه قضايي كشور سمت و سو گرفت. رئيس قوه قضاييه نيز بر عليه جمله‌اي كه رئيس جمهور گرفت موضع‌گيري كرد و آن را مصداق تهمت برشمرد. اين مهم در جامعه نمي‌تواند نشانه خوبي باشد.

نكته بعد اين كه، اگر نقد منصفانه و متناسب با اسلوب يك نقد جامع را قبول كرديم، نبايد در مقابل آن موضع گيري تندي كنيم. بالاخره در داخل كشور يكي از مهم‌ترين ابزارهاي حاكميتي رسانه‌ها و مطبوعات هستند. نكته‌اي كه حائز اهميت است اين‌كه رسانه در كشورهاي ديگر به عنوان قدرت سوم مطرح است. رسانه‌ها براي شفاف سازي و مستند سازي مطالب و اطلاع رساني به مردم لازم است كه نسبت به آن چه از مسؤولان صادر مي‌شود اظهارنظر كنند و اين حق طبيعي مردم به طور كلي و مطبوعات به طور ويژه است. البته مطبوعات نيز نمي‌توانند خطوط قرمز را ناديده بگيرند و بايد خطوط قرمز را رعايت كنند. اين مسأله در تمامي كشورهاي دنيا مطرح است و در ايران هم همين طور بايد عمل شود و اين موضوع بايد مدنظر قرار گيرد.

در مجموع بايد بگويم كه پاسخ نقد هرگز عصبانيت نيست، بلكه لازمه آن پاسخ درستي متناسب با موضوعي است كه مورد انتقاد قرار گرفته است.

جناب آقاي سالك! در سخنان اخير آقاي رئيس جمهور بحثي مطرح شد تحت عنوان دفاع از تعدادي روزنامه نگار كه اخيرا دستگير شدند. دلايل دفاع رئيس جمهور از اين دسته روزنامه نگاراني كه اتهام جاسوسي را در كارنامه شان مي‌بينند، چيست؟

در پاسخ به اين سؤال بايد چند نكته عرض كنم. اين جا چند مسأله وجود دارد، يك مسأله شبكه‌هاي نفوذ خبري است براي ايجاد اغتشاش و جاسوسي در داخل كشور از طريق رسانه‌ها و مطبوعات. بالاخره نظام بايد با جاسوسان خبري برخورد كند، بنابراين اگر فردي كه دستگير شده جاسوس است و به عنوان عامل نفوذي در خبرگزاري و رسانه‌ها فعاليت مي‌كند، نظام نمي‌تواند چشمش را ببندد، بلكه بايد جلوي اين انحراف و نفوذ را بگيرد. وقتي دستگير مي‌شوند عده‌اي ناراحت مي‌شوند، در حالي كه براي دستگيري جاسوس كسي نبايد ناراحت شود؛ زيرا كشور براي ايجاد امنيت وآسايش خود رسالتي بر عهده دارد و دستگاه‌هاي امنيتي كشور و دستگاه‌هايي مثل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بر طبق قانون اساسي، حافظ دستاوردهاي انقلاب اسلامي هستند.

بحث دوم كه قابل توجه است اين‌كه كشور براي مطبوعات قانون دارد و آن قانون نظارت بر مطبوعات است. مميزي، مسؤوليت اين كار را بر عهده دارد و زماني كه تشخيص داد يك روزنامه‌اي خطوط قرمز را شكسته و به حقوق ديگران تجاوز كرده، طبق ضوابط قانوني و با شيوه‌هاي مختلف بايد به آن تذكر دهند و اگر ديدند در مسير مقابله با قانون است بايد به قوه قضاييه معرفي كنند، كما اين‌كه معرفي هم مي‌كنند و آن‌جا هم دادگاه تشكيل مي‌شود و دفاعيات صورت مي‌گيرد و هر حكمي كه دادگاه اعلام كرد به همان عمل مي‌شود.

ممكن است حكمي موردش اين باشد كه بايد روزنامه توقيف شود، آن وقت متوقفش مي‌كنند و مانع انتشار آن مي‌شوند، يا زماني را براي توقفش در نظر مي‌گيرند و يا تذكراتي مي‌دهند. پس ما نبايد نگران اجراي قانون بخصوص مسائل قضايي در جريان مطبوعات باشيم. نكته مهم ديگر اين است كه اين مردم هستند كه در اين نوع مسائل بايد قضاوت كنند.

آن چيزي كه مهم است اين‌كه ما بايد رابطه مخاطبان را با مطبوعات تقويت كنيم. به تعبيري، مطبوعات بايد در سبد خانواده قرار گيرد. اكنون اين مسأله در داخل كشور ضعيف است و بايد تقويت شود.

آقاي روحاني در سخنراني اخير خود در نمايشگاه مطبوعات به صورت تلويحي اقدامات اخير سپاه پاسداران را سياسي جلوه دادند، دليل اين امر را در چه مي‌دانيد؟

سياسي جلوه دادن اين دستگيري‌هاي اخير توسط سپاه و رئيس جمهور در اين مسائل مصداق بارز «هركسي از ظن خود شد يار من» است، و الا هركدام از اين‌ها را بايد موردي بررسي كرد و دلايلش را يافت.

در مجموع بايد گفت نمي‌توان در قضايا قضاوت كلي كرد. بالاخره اين‌جا مسائل انساني و آبروي افراد مطرح است.