وقتی مرا  برای مقاله انقلابی سراسر اصولگرایانه عمامه ها محاکمه کردن این نشریه را به اقای دادستان نشان دادم عرض کردم شما مدعی العموم محترم و امام جمعه شاکی من شدید خوب پس چرا کسی شاکی این مطالب نمیشه دادستان ندیده بود ورق زد بعضی چیزا رو خوند باور نکرد گفت لابد خبر نگار نوشته گفتم نه لطفا شخصیتها رو ببین  همش اسم برده شده حرفهای  سید رضا اکرمی  را هم نشونشان دادم اما عجیبه من انقلابی و اصولگرا محاکمه میشم سید رضا نمیشه

مطالب نشریه حضور  خرداد ۹۱  از موسسه اثار امام خمینی ره 

  ( صفحه ده و یازده  نشریه  حضور خرداد ۹۱ 

  در مقاله  امام حوزه و سیاست 

 اولین مقاله احمد خمینی بعد از رحلت امام  عینا امده است که

 ( متحجران  شرایط را جوری مهیا ساختند که   وقتی می خواستند  کتاب اسفار یا منظومه را  از جایی بلند کنند  از انبر استفاده می کردند  و لمس کردن ان را نجس  می دانستند  ... امام  شکستن  جو تحجر را  در درون حوزه   قدم اول مبارزه  تشخیص دادند  ....  امام به خوبی تشخیص داده بودند که روشنگری صاحبان اندیشه  ابتدا باید از حوزه شروع شود و سپس توقع تحول در  بیرون حوزه را داشت  )

مرحوم احمد خمینی چندین بار می فرماید  به ان گروه  از طلاب  می گوید

مقدس ماب های متحجر ...  

 در صفحه  ۶۰  اقای هادی خامنه ای  می نویسد 

 ( وابستگی مقدس نمایی ُ تحجر گرایی افتهای  روحانیت )

در صفحه ۳۶ نشریه حضور  عماد افروغ می نویسد 

 ( ورود بیش از اندازه به عرصه های اجرایی  موجب  غفلت  روحانیت از نظارت بر حکومت شده است

در صفحه ۶۴ سید رضا اکرمی  می نویسد /

(جریان روحانیت پس از امام خمینی ره  به دلیل ضعف باور ها  و اراده  و

 ضعف مسئولیت پذیری  اسیب پذیر شده اند )

 

 

ا توجه به مطالب نشریه فوق  شما قضاوت کنید  کدام نویسندگان باید مواخذه بشند ؟

  لطفا قضاوت کنید

 

مقاله ام این بود

 

 

 عما مه ها تقیه میشوند یا بایکوت ؟(رضوان محدث پور...)

 

سخنم با طلاب عزیز و کاندید های محترم مجلس

 

 با عرض معذرت از همه طلاب شهرمون  که  قصد گلایه  ازشون دارم

 

 طلبه عزیز !  اولا هرچه داریم  از وجود قشر شما داریم  اگر انقلاب ایران در جهان خورشید شده و امروز شاهد قمرهایی هستیم که نورش را ازخورشید انقلاب ما می گیرد چیزی نیست جزحاصل تلاش خالصا نه قشرشما ودرراس شما امام راحل  که طلبه ای جوان همچون شما بود و نور قیام خونینش را از نور سرخ خون طلابی همچون اندرزگووآیت الله سعیدی ها وغفاری ها گرفته… که در راه نورانیت انقلابمان متحمل  شکنجه هایی مثل  با روغن زیتون سوزانده شدن بدن،اطو شدن بدن، ناخن کشیدن، دندان واستخوان شکستن   شدند   اما امروزبدان که هم توی طلبه هم منِ معلم هردو مقصریم اگر که دشمن درتغییرارزشهای دینی ما موفق بوده و جای ارزش وغیر ارزش را توانسته عوض کند. تو باید منبر بیشتربروی واگرمسجدی تورا برای منبری مجانی می خواهد وظیفه شرعی خود بدانی که قبول کنی نه اینکه به خاطر قیمتش  منبر و مسجد را رها کنی که این جای بسی تاسف است  و شما  مسئولید،چون  خمس و زکات مردم و وجوهات آنها به شماها هم میرسد و متاسفانه مردم  5 درصد خمس می دهند اما به هر حال تواجیر شده از جانب خدا , وبرای ( کلمه برای  در مقاله که دست طلاب رسیده افتاده اصلاح شود )) مردم  محسوب میشوی برای هدایت  همین مردم   تو حکم اب حیات را داری که  این قسمت ابی هم  جا افتاده  باید به قلبهای تشنه علم  دین  را آبرسانی کنی  البته مردم هم بنا برحدیث مقصرند که حق شما ها را ادا نمیکنند .  به هرحال بنده نظراتم را به شما متذکرمی شوم بروید ازمجتهدین بپرسید. که آیا حرفم  درست است یا مستحب  و یا  مکروه ؟  اول/ ۱ اینکه اگر شما ملبس به لباس روحانیت هستید اما آن لباس را در خانه بگذارید و فقط موقع منبر و نماز جماعت استفاده کنید اگر گناه محسوب نشود شرعا کراهت شدید دارد چون  لباس  مقدس پیامبر را در حد یک انیفورم  مخصوص کار  تنزل دادید دوم/2 مردمی که خمس و زکاتشان را برای ترویج دین به تو میرسانند  حق دارند تو را همیشه در دسترس  داشته باشند لذا با ملبس شدنتان و بعد عبور و مرورتان درکوچه و خیابان  این امر را محقق میکند و بس مثلا وقتی  مرد کشاورزی از روستایی آمده به شهر، سوال کوچک احکامی هم دارد، اگر حضور تو در کوچه و بازار پررنگ باشد بسیار راحتر به تو دسترسی خواهد داشت و فوری جوابش را خواهد گرفت پس اگر قرار باشد همه طلاب  با کت و شلوار تردد کنند آن مرد که حوزه را هم بلد نیست کجاست، چطوری فوری به جواب سوالش برسد؟ تصور کن عدم ( عدم جا افتاده ) حضورلباس روحانیت غیر از این مشکلات دیگر را هم به دنبال دارد و آن این است که دشمن روحانیت که سی سال است مشغول تخریب لباس توست شاد میشود که بلخره توانسته  حضور لباس مقدس روحانیت را در جامعه کمرنگ  کند و ازاین جهت شما کمک به  دشمن این لباس می کنید .  و این  عدم ملبس شدنتان به لباس روحانیت  خودش یک نوع عقب نشینی در برابر تخریب 50ساله  لباستان است  در حالی که باید حضور لباست دلگرمی  مومنان  باشد نه  غیبت آن ماییه دلگرمی دشمن  شود  و دلسردی مومنان  درراهپیمایی ها ، چرا حضور لباستان کم شده و نا خواسته دشمن شاد کن شده اید ، در مساجد شهرمان اگر یک روز امام جماعت نباشد یک طلبه ی جایگزین فوری یافت نمیشود . چرامساجد از طلاب ملبس خالیه  ؟  چهارم/4 آیا میدانی دشمنان داخلی و خارجی  درانتخابات آینده، قسم خورده اند که باید اختشاشات 88 را بازسازی کنند؟درست است که فتنه گران دربندشده اند اما هر گز فتنه دربند نیست و درحال تجهیزند برای انتخا بات حال شما چه اندیشیده اید؟میدان جنگِ  قلم و زبان در پیش است تو چه اندیشیده ای ؟ آیا نباید صف اول ستاد های انتخا باتی اصوالگرایی را شما پرکنید؟ آیام تبلیغات انتخابات بهارتبلیغ دینی هم هست بهترین وقت برای روشنگری است و چقد خوب است توسط شما انجام شود در کنار تبلیغ به مردم حدیث رسانی کنید 5 واینکه طلبه ما رای سفید می اندازد نیز جای تاسف و تعجب است که خشکه مقدسهای وسواس که در طول 4 سال آنقدر از مسائل جامعه دور می مانند و غرق در ضرب ضربا و احکام وفقه  میشوند که به وقت انتخاب  تشخیص اصلح  برایش مشکل میشود و رای را سفید می ندازد و هرگز نمی داند که یک رای سفید طلبه  وسواس  درمقابلش  حتما یک رای سیاه را از بعضی  کاندیداهای  ضد رهبر را بالا می برد  و این خطر احیای مجلس ششم را در بر دارد که کنونسیون  رفع تبعیض  زنان   ضد دین را تصویب نمودند و اگر از علمای باهوش و رهبر با هوش نبود فاتحه روابط اسلامی  زنان و مردان وزن و شوهران خوانده شده بود . رای عاقلانه تو و کانالیزه کردن رای های سرگردان جامعه   توسط سخنرانی  توست که  کشور و مجلس را از نفوذ  گرگانی که لباس میش پوشیده اند و دستشان در کاسه دشمن است  مصون می دارد پس طلبه برخیز وقت یاری کردن نظام و رهبر رسیده

 

 در پایان  عرض شود وظیفه توست که فرهنگ سازی کنی تا مردم با کمک مالی و قدمی و قلمی  کاندیدای  مومن ولایی را به مجلس بفرستند  نه اینکه منتظرند تا کوچکترین قدمشان در ستاد  مزدی به همراه داشته باشد از  این جهت به همه کاندیدا ها دلم میسوزد که فرهنگ یاری ستاد ها  را مردم اکثرا بلد نیستند وقتی می بینند من برای احمدی نژاد  نه تنها ریالی دریافت ننموده ام بلکه  خود کمک مالی نموده ام تا  تفکر مورد علاقه رهبرم را  بر کرسی ریاست جمهوری بنشانم  به من می خندند و باور ندارند چون فرهنگشو کسی یاد نداده و همه فکر میکنند کاندیدها بانک اسکناس  دارد و توقعمند  به میدان می ایند و این هم وظیفه توی طلبه  است تا مردم یاد بگیرند باید نماینده محلی انتخاب کنند تا کار ملی کند و وظیفه او قانون گذاری است نه خیابان اسفالت کردن در کناز قانونگذاری اش اگر توانست برای شهر کار مند همین و بس .

 

...........................................................................................................................................................

 

صدای سیلی در مجلس شورای اسلامی

 

(خدایا خالو قربانهای  نظام را افشاکن که میرزا کوچک خان جنگلی را به شهادت رساندند به رغم اینکه بازوی دست راست میرزا بود وسوسه قدرت و ثروت خالو قربان دوست را بدل به دشمن نمود  )

 

سلام بر شما کاندید محترم میدانید که ایت الله  مدرس شغل شما را داشت او با بقال محل از اتفاقات مجلس میگفت کسی معترض شد شهید مدرس جواب داد چرا نگویم ؟ همینها  به من رای دادند و حقشان دانستن اتفاقات مجلس و کارهای ما نمایندگانشان است . خوب همین شهید در مجلس در راه دفاع از حق مردم و کشور متحمل  یک سیلی محکم از طرفداران رضا شاه شد البته بلا فاصله دوستدار مدرس هم بدون معطلی سیلی را قصاص کرد و ان رضا خانی را سر جاش نشاند اما منظورم این است تو چطور؟ ایا جایگزین لایق شهید مدرس خواهی شد؟ ایا شهامت و شجاعتشو داری ؟ ایا امروز همان سیلی محکم را  که رضاخان های امروزی تو گوش پیکره علم هسته ای ما کوبیدند ، قصاص خواهی کرد؟  ایا توان گرفتن انتقام شهدای هسته ای ما را دارید ؟ ایا گروه خونی ات با گروه خونی شهید مدرس یکی است ؟ یا نه او مثبت و است و گروه خونی تو منفی او برای خدمت به وطن امد وتو برای قدرت ؟ویا خدمت به جیبت ؟ نیتت اگر اولی است رای من حلالت باد و اگر دومی است وجز به منفعت خود نمی اندیشی رای من حرامت باد و بدان مدیون خون شهدایی و مخصوصا روح شهدای انرژی هسته ای ما منتظر انتقام  با پیشرفت و استقلال کشور هستند .

 

بدان که تو به میدان خدمت امدی تا قیمت پیدا کنی نه اینکه با هر قیمتی در قدرت بمانی  تو برای احقاق حق امدی نه اجحاف حق و اگر از قیمتی ها باشی قیامت امام صادق میگوید معادل نورانیت  شهدا و انبیا  نورانی وارد محشر خواهی شد چون بالاترین عبادتها خدمترسانی به مردم است  امام خمینی فرمودند  سعی کنید کاری کنید که بماند نه اینکه کاری کنید بمانید

 

و ملک الشعرا بهار شاعر بنام آن زمان چنین شعری سرود

 

   از آن سیلی ولایت پر صدا شد          دکا کین بسته و غو غا بپا شد

 

      به روز شنبه مجلس کربلا شد          به دولت  روی اهل شهر وا شد

 

           چو امد  در میان شهر سردار             برای ضرب و شتم و زجر و کشتار

 

     دریغ از راه دور و رنج بسیار                               قشــونی خلق را با نیزه راندند

 

         دلی مردم به جای خود بماندند                         رضا خان را به جای خود نشاندند

 

    به جای گل بر او آجر پراندند                                    نشاید  کرد با افکار پیکار

 

       بباید خواست از مخلوق  زنهار                         دریغ از راه درور و رنج بسیار

 

..........................................................................................................................................................................

 

   چهارم اسفند  ۱۳۹۰  وقت  ازاد بودن تبلیغات  انتخابات 

 

 چون نگران بودم  اصلاح طلبان رای بیاورند   قصد کمک از طلاب داشتم تا ستادهای اصولگرایی را حمایت کنند  لذا هیچ نامی از اقسام اصولگرایی را ذکر نکردم و فقط  به طور سوالی خواهش کردم صفوف اصولگرایی را ایا نباید  طلاب عزیز پر کنند ؟ 

 مشکل این است امام جمعه ما طرفدار اقای هاشمی رفسنجانی ست اما من احمدی نزادی