متن عریضه به امام زمان هر کس حاجتی دارد اول این متن عربی را بنویسد و در قسمت حاجت خواسته هایش را بنویسد و ان را در اب جاری یا ضریح ائمه ی معصومین بیندازد و در وقت انداحتن یکی از نواب اربعه ی امام زمان را صدا بزند و نامه را بیندازد سه بار نایب را صدا بزند به این صورت:یا عثمان بن سعید  اوصلا قصتی الا صاحب الزمان(ع) و اما متن نامه در کتاب نجم الثاقب نوشته ی محدث نوری .

بسم الله الرحمان الرحیم توصلت الیک یا اباالقاسم محمد بن الحسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب النبا العظیم و صراط المستقیم و اسمت اللاجین بامک سیدت نساء العالمین و بابائک الطاهرین وبامهاتک الطاهرات به یاسین و القران الحکیم و الجبروت العظیم و حقیقت الایمان و نور النور و کتاب مسطور ان تکون سفیری الی الله تعالی فی الحاجت .......این جا حاجت خودرا بنویسید.

 

 دقایقی قبل  عریضه را برای همه شما ها  بر بچه های وبلاگ و اینترنت و کلوپ نوشتم فردا میبرند کربلا دعا کنید حرم بیندازند موفق بشند حالا ننیت کنید اخه نوشتم همه خوبان عالم مجازی جاجت روا شن و بدان هدایت شند

 

 البته  علامه مجلسی هم عریضه های متفاوتی دارد و ضمنا عریضه ای که در حمکران منتشر شده  این که بنده اینجا گذاشتم نیست بنده خودم این متن را به شدت تجربه دارم ( اشا الله لا حول ولا قوت الا بالله ) چش نخورم  و ان یکاد الذین ....

 

و معجزه گونه به این عریضه رسیدم و اشنا شدم در اوج غم و ناراحتی بود که  یه خانم غریبه ای با اصرار به حدی که دنبالم امد اصرار کرد تا این  این عریضه را بدهد بنویسم مشکلم حل شود و  به طرز عجیبی که قابل وصف نیست  به محض نوشتنش قلبم ارام گرفت به حدی که انگار همان لحظه  یقین کردم مشکل به ان بزرگی حل شده و جالب اینکه با گریه به امام زاده حمزه کاشمر حاجتمو خواستم و در حین گریه ام ان خانم متوجه من شد و  و منکه عجله داشتم به دانشگاه تربیت معلم مدرس کاشمر برم و تدریس داشتم انجا و سال اول معلمی ام بود  لذا من فوری بعد زیارت برگشتم بروم اما ان زن غریبه با اصرار دنبالم امد و به رغم رد خواسته اش در اثر عجله من اما دیدم خیلی دنبالم می اید میگوید این عریضه رد خور ندارد بیا حالا منم نوشتم تا بعد استفاده کنم اما همان لحظه قلبم ارام شد در حالی که دهنم عین ادم مصیبت زده  خشک شده بود از شدت غم چیزی نمانده بود غش کنم از تلفنی که یک ساعت قبل به من شد  و خبری عجیب در باره شغلم از دانشگاه  من از تهران بهم شد  بعدها در خاطراتم خواهم نوشت  ولی به محض نوشتن ان متن ارام شدم که قابل توصیف نسیت  ان خانم گفت این متن را از کتب قدیمی از کربلا پدر بزرگم اورده است معتبر است و بعد ها ان متن را که همین متن فعلی است را در کتاب نجم الثاقب یافتم  من حاحات مهمم را بارها با این متن عریضه از امام زمان ع گرفتم حتی خوشبختی ام را نیز با این عریضه گرفته ام ینی من با این متن به امام زمانم شغل و اخلاق همسر اینده ام را به مولا سفارش دادم  از انجایی که امام زمان می دانستند شمال را دوست دارم به خاطر دریایش  برایم همسری سفارشی  با همان اخلاق و شغلی که خواستم برایم از رامسر ارسال فرمودند  قابل توجه دختر و پسرانی که  خیال می کنند توی اینترنت و وایبر و اتساپ و ....... خیابانها با خودنمایی می توانند شوهر یا زن بگیرند نه بابا وقتی اهل توسل و دعا باشی فقط تو سفارش کن درست عین  غذا یا کتابی که سفارش میدی ادرس میدی و یقین داری پستچی برایت خواهد فرستاد شکی هم نمیکنی همانطور سفارش بده و یقین بدان  عین سفارشی که دادی خدا برات همسر دلخواهت  را  می فرستد  من شغل معلم دوست داشتم سفارش کردم و مردی سخاوتمند و خوش اخلاق سالم و صالح که الحمد الله به کوری چشمان شود چشم نخورم الحمد الله امام  زمان این مرد سفارشی دریا دل دریایی را برایم ارسال فرمودند خداییش من نگفته بودم از شمال شهرش را دیگه امام زمان خوش سلیقگی فرمودن از رامسر فرستادند 5 کیلومتری رامسر که الان تلیکابین  خاورمیانه که بین چنگل و دریا است انجا ست ینی محله همسر من  اینا رو گفتم که جوانان دختر و پسران  عزیز اینجوری الگو بگیرند همسر سفارش بدن دنبال دوست دختر و دوست پسر نباشند تو با خدا باش پادشاهی کن  اینقد از مرد خسیس بدم می امد تاکید کردم  سخاوتمند باشد اما ایشان یه درجه بالاتر فرستادند ینی کریم فرستادند از کریمی اش  و بخششهای فروانش کمی  ناراحت شدم