فناوری

رحمت

بازگشت به GDP دولت احمدی نژاد آرزوی دولت روحانی
 
 

 9دی: والله، بالله، تالله سالهای 84 تا 92 گذشت و دیگر تکرار نخواهد شد. این قسم غلیظ را حسن روحانی در 10 تیر 1393 خورد تا بگوید دولت یازدهم دیگر سیاست‌های دولت قبل را تکرار نخواهد کرد.
او این قسم را خورد تا مردم مطمئن شوند که دیگر خبری از مشکلات اقتصادی سال‌های قبل نخواهد بود. او وعده داد که رونق اقتصادی به کشور بازخواهد گشت.
اما اکنون که دولت وی به سه سالگی رسیده، بی‌تدبیری و سوءمدیریت در این مدت وضعیت اقتصادی کشور را به جایی رسانده که وزیر اقتصاد دولت یازدهم آرزو می‌کند سطح تولید ناخالص داخلی کشور را به میانه دولت دهم یعنی سال 1390 برساند. چند روز قبل علی طیب‌نیا وزیر اقتصاد گفت: در حال حاضر سطح تولید کشور از بالاترین دوران یعنی سال ۹۰ پایین‌تر است که دلیل آن رکود است که تلاش ما این است که به تولید سال ۹۰ و ۹۱ برسیم.
اظهارات طیب‌نیا اعترافی دیرهنگام نسبت به عملکرد دولت یازدهم در عرصه اقتصادی است. وضعیت تولید ناخالص داخلی (GDP) در 3 سالی که دولت یازدهم بر سر کار بوده، آنچنان تعریفی نداشته است. در حالی که رشد اقتصادی 3 درصدی سال 93 را به غیر از خود دولتی‌ها کسی باور نکرد، در سال 94 وضع اقتصادی آنقدر وخیم شد که دولتی‌ها بر خلاف سال 93، سانسور آمار منفی را به ارائه آمار ظاهرا مثبتی که جامعه نپذیرد، ترجیح دادند. در این شرایط که انتقادات از بانک مرکزی بابت سانسور آمار رشد اقتصادی سال گذشته همچنان ادامه دارد، وزیر اقتصاد با سخنان اخیرش درواقع اعتراف کرده که سرجمع عملکرد دولت یازدهم در عرصه اقتصادی کشور از صفر هم کمتر بوده و نتوانسته در 3 سال اخیر تحرک خاصی در اقتصاد کشور ایجاد کند.
این در حالی است که مسئولان دولت یازدهم بارها و بارها با ذکر رشد منفی 6.8 درصدی اقتصاد کشور در سال 91، عملکرد دولت قبل را به همین رشد منفی خلاصه می‌کردند. اما این اولین بار است که یک مقام دولتی با دوری از سیاهنمایی‌های همیشگی، به بُعد نسبتا مثبت وضعیت تولید ناخالص داخلی کشور در دولت قبل اشاره می‌کند.
بر اساس آمارهای بانک مرکزی، تولید ناخالص داخلی کشور در سال 1384 بیش از 166 هزار میلیارد تومان بود  که در سال 1390 به رکورد 215 هزار میلیارد تومان رسید و پس از آن در سال‌های 1391 و 1392 نزولی شد.
اگر سال 1391 را سال پایانی عملکرد دولت قبل قلمداد کنیم، هرچند در این سال رشد اقتصادی کشور منفی 6.8 درصد بود، اما در مجموع در دوره 8 ساله دولت قبل، سطح تولید ناخالص داخلی کشور 26 درصد افزایش یافت و از 157 هزار میلیارد تومان در ابتدای سال 1384 به 201 هزار میلیارد تومان در پایان سال 1391 رسید. به طور میانگین در 8 ساله دولت قبل تولید ناخالص داخلی کشور سالانه 3.3 درصد رشد کرد که رشد بسیار پایینی است.
در مقام مقایسه، دولت یازدهم در 3 سالی که بر سر کار بوده، عملکرد بدتری داشته است. در سال اول دولت یازدهم، رشد اقتصادی منفی 1.9 درصد بود. در سال 1393 تولید ناخالص داخلی کمی رشد کرد اما آنطور که از شواهد پیدا است در سال 1394 تولید ناخالص داخلی دوباره منفی شده و به همین دلیل نیز بانک مرکزی از انتشار این آمار خودداری کرده است. بر اساس آمار دردسترس، عملکرد دولت یازدهم در حوزه رشد اقتصادی به طور میانگین سالانه 5/0 درصد بوده است.
برای بازگشت تولید ناخالص داخلی کشور از سطح سال 1393  به رکورد سال 1390، اقتصاد کشور نیازمند رشد 6 درصدی در سال 1394 بود. اما از آنجا که رشد اقتصادی سال گذشته به احتمال زیاد، منفی بوده در سال جاری برای رسیدن به رکورد دولت دهم، رشد اقتصادی کشور باید از 6 درصد هم بیشتر شود. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که با سپری شدن سال جاری و در صورت تحقق رشد خوش‌بینانه بالای 6 درصدی تا پایان امسال، دولت یازدهم در 4 سال عمر خود فقط خواهد توانست که وضعیت تولید ناخالص داخلی کشور را به رکورد دولت قبل بازگرداند.

 

طراحان برجام 2 و 3 به دنبال خانه نشین کردن امام مسلمین هستند

دولت، در بن بست اعتماد به کدخدا !
طراحان برجام 2 و 3 به دنبال خانه نشین کردن امام مسلمین هستند
 
نویسنده : حجت الاسلام رسایی
 

متن کامل آخرین نطق پیش از دستور حجت الاسلام رسایی در دوره نمایندگی مردم در مجلس نهم که هفته گذشته از تریبون مجلس ایراد شد در ادامه آمده است:
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام به محضر ملت شریف ایران اسلامی و مردم شریف تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس
با توجه به اینکه نطق امروزم، آخرین فرصتی است که بعد از دو دوره حضور در مجلس شورای اسلامی ارائه می کنم، چند نکته را یادآور می شوم:

از 41 سئوالم بعد از رفع اشکالات انصراف دادم
یک – در طول مجلس نهم در خصوص موضوعات مهم کشور و مشکلات مردم، 50 سئوال از وزرای ارشاد، اقتصاد، مسکن، اطلاعات، خارجه، دفاع، کشور، علوم، دادگستری، کار، نفت و صنعت و معدن طرح کرده ام که فقط 9 مورد آن در صحن علنی مطرح و بقیه موارد با توجه به برطرف کردن اشکال و موضوع سئوال از سوی وزرای محترم، قبل از طرح سئوال در کمیسیون یا در صحن علنی، اینجانب از سئوال خود انصراف دادم.
سئوالات مطرح شده در صحن علنی مربوط به بلاتکلیفی مسکن مهر، وضعیت اسف بار سقوط شاخص بورس، عضویت وزیر صنعت در هیات مدیره 19 شرکت خصوصی،وضعیت توهین به مقدسات در نشریات و انفعال وزارت ارشاد، وضعیت استخدام پذیرفته شدگان آزمون نفت و موارد دیگر بوده است که از 9 مورد، در خصوص 2 مورد در صحن علنی قانع شدم و در خصوص 2 مورد، نتوانستم رای اعتماد نمایندگان را جلب کنم اما در 5 مورد دیگر، همکاران خود را قانع کردم تا به منظور اصلاح وضعیت و مشکل مطروحه به وزیر مربوطه رای منفی بدهند.

در هر دو دولت دهم و یازدهم به دادگاه فراخوانده شدم
در طول این مدت، ضمن مشارکت در استیضاح دو وزیر، 98 مورد فرصت تذکر آیین نامه ای اخطار قانون اساسی، تذکر کتبی به رئیس جمهور و وزرای دولت یا مشارکت در بررسی طرح و لوایح برایم فراهم آمد که مطابق وظیفه قانونی، آنچه می پنداشتم صحیح است را طرح کرده ام. علاوه بر اینها مشارکت در سه تحقیق و تفحص و تهیه گزارش مفصل کمیسیون اصل 90 درباره فساد در فوتبال را به عهده داشتم. البته این روال در مجلس هشتم علی رغم همسویی با سیاست های دولت قبل، نسبت به وزرای دولت نهم و دهم با حجم کمتری حاکم بوده است.
برای همین در طول این مدت، هفته نامه 9 دی که مسئولیت آن را به عهده دارم، یکبار در دولت دهم و سه بار در دولت فعلی، توقیف شده است. برخی از مسئولان دولت دهم و برخی از وزرا و مسئولان دولت یازدهم و برادران لاریجانی و خانواده هاشمی رفسنجانی (به صورت خانوادگی) از بنده شکایت کرده اند و هر چند خود را مصون از خطا نمی دانم اما به تمامی این تلاش ها و حتی بعضا پرونده سازی های قضایی افتخار می کنم چون هیچ یک از اظهاراتم بر اساس حب و بغض شخصی نبوده بلکه بر اساس تکلیفم، سخن گفته و نوشته ام.

از جمله طرح هایی که ارائه کردم لغو حقوق مادام العمر بود
دو - از جمله مهمترین اقداماتم در کنار ملاقات های مردم و پیگیری مشکلات ارباب رجوع و حضور در مجامع متعدد در شهرهای مختلف، مقابله با جریان فتنه و ساکتین فتنه و تلاش برای به محاکمه کشاندن آقازاده مشهور به جنیور، ارائه طرح لغو حقوق مادام العمر نمایندگان، طرح شفاف سازی هزینه های انتخاباتی، طرح لغو وقف دانشگاه آزاد، مخالفت با توافقنامه تحمیلی، پرابهام، ضعیف و پرضرر برجام و مخالفت با رفتارهای غلط شخص آقای روحانی و دولت وی بویژه در سیاست خارجی و جهت گیری های سلطنت مآبانه برخی از اعضای کابینه وی می دانم. هرچند از پشت همین تریبون، بارها از اقدامات مثبت دولت یازدهم و برخی از وزرای محترم حمایت و تشکر هم کرده ام، همانطور که نسبت به تمام انتقادات ها و حمایت هایم از آقای احمدی نژاد و دولت نهم و دهم نیز افتخار می کنم هر چند این دو دولت، قابل مقایسه با یکدیگر نیستند.
اکنون چنانچه قصور و کوتاهی ای در انجام وظایف نمایندگی داشته ام که حتما داشته ام، ابتدا از مردم و سپس از خدای سبحان طلب مغرفت می کنم. می کنم و از همین جا به تمام کاندیداها بویژه نمایندگان تهران که اعتماد مردم شریف شهرشان را برای دور دهم جلب کرده اند، تبریک می گویم و به آنها توصیه می کنم که با نشستن بر روی کرسی نمایندگی، استقلال خود را حفظ کنند که استقلال در رأی و نظر در کنار سلامت، بصیرت، تیزبینی و تحلیل درست از مسائل مختلف، همه ی هویت یک نماینده واقعی مردم را تشکیل می دهد.
همچنین از این فرصت استفاده می کنم ضمن تبریک به راه یافتگان مجلس دهم، از همسر و فرزندانم که در طول 8 سال گذشته، در کنارم با تحمل مشکلات کاری، تمام سختی ها را پذیرفتند، و در حالی که حرف ها و حدیث های مربوط به ریخت و پاش تعداد دیگری از مسئولین را از زبان توده مردم متوجه خود دیدند، اما بر اساس وظیفه شرعی و انقلابی، هرگز از مواهب و موقعیت های نمایندگی بهره ای نبردند و سؤاستفاده ای نکردند.

دوگانه اصلاح طلب و اصولگرا دیگر کارایی ندارد
سه – دوستان و همکاران مجلس نهم و دهم بهتر از بنده می دانند که تغییر و تحولات سال های اخیر بویژه بعد از فتنه و کودتای سال 88 و مسیری که برای توافق و اجرای عهدنامه تحمیلی، پرابهام، ضعیف و پرضرر برجام طی شده، وضعیت سیاسی و فکری جامعه را به جایی رسانده که مدت هاست دوگانه اصولگرا و اصلاح طلب، گویای واقعیت های احزاب، جریانات سیاسی، چهره ها و رسانه ها نیست. صف بندی های فکری و سیاسی همواره از ابتدای انقلاب در کشور ما وجود داشته است که در گذر زمان نیز با نامگذاری های مختلف مواجه شده است. روزگاری رسانه های خارجی، جریانات سیاسی و فکری درون نظام را به دو دسته «تندرو و محافظه کار» تقسیم می کردند.
پس از چند سال، این اصطلاحات جای خود را به واژه های جدیدی به نام «جریان چپ و راست» دادند. با مرور زمان و حذف بنی صدر که دشمن مشترک جریانات سیاسی درون نظام بود، اختلافات داخلی این جریانات بیشتر خودنمایی کرد تا جایی که شکاف و جدایی بین اعضای تشکل سیاسی جامعه روحانیت مبارز شکل گرفت و از دل آن، مجمع روحانیون مبارز بوجود آمد. از اینجا به بعد، جریانات سیاسی و لیست های انتخاباتی با محوریت «جامعه روحانیت مبارز و مجمع روحانیون مبارز» شناخته و معرفی می شد. قبل از انتخابات سال 76 تقسیم بندی جدیدی در چهار دسته ارائه شد، «جریان چپ و راست سنتی، جریان چپ و راست مدرن». بر اساس این تقسیم بندی چهره هایی مانند ناطق نوری، راست سنتی به حساب می آمدند و امثال حسن روحانی، به عنوان راست مدرن شناخته می شدند.
این تقسیم بندی ادامه داشت تا در سال 77 که واژه «اصلاح طلبی و اصولگرایی» وارد ادبیات سیاسی کشور شد. اصلاح طلبان چهره های پشیمانی بودند که تغییر برخی باورهای اعتقادی و سیاسی نظام و مردم را دنبال می کردند. در مقابل آنها جریانی بوجود آمد که معتقد به پافشاری و اصرار بر حفظ ارزش ها و آرمان های ملی، انقلابی و اعتقادی انقلاب بود. جریان اصلاحات به دلیل مردودی اکثر عناصر و عوامل اصلی آن در حوادث مجلس ششم و دولت هشتم خاتمی و بعد در کودتای سال 88 ، به عنوان سیاسی غیرقابل دفاعی تبدیل شد تا جایی که برای عبور از بحران هویت خود، در سال های اخیر مجبور به پنهان شدن در پشت عنوان دیگری به نام اعتدال شده است. اصولگرایی اما توانست تا سال های اخیر، هویت خود را حفظ کند، هر چند این جریان نیز پس از فتنه و کودتای سال 88 و موضوع تحمیل برجام به نظام اسلامی با ریزش های متعددی مواجه شد.
اکنون وقتی به صحنه سیاسی کشور نگاه می کنیم، به جرأت می توان گفت که تابلوی جریان اصولگرایی هر چند مانند اصلاح طلبی و تا اندازه آن دچار بحران هویت نیست اما تعدادی از چهره ها و تشکل های سیاسی آن دچار بحران هویت شده اند. برای همین کاندیداهایی که در چند دوره گذشته، خود را اصولگرا معرفی می کردند در لیست مورد حمایت اصلاح طلبانی قرار گرفتند و سرلیست اصلاح طلبان در قم شدند که شعارشان رفع حصر از سران کودتای سال 88 بود.
برای همین بود که جامعه روحانیت تهران برای انتخابات مجلس شورای اسلامی در ائتلافی قرار می گیرد که بر صف بندی با فتنه و کودتای سال 88 اصرار دارد اما وقتی همین تشکل روحانی، لیست انتخاباتی برای مجلس خبرگان معرفی ارائه می کند، نام چهره هایی را در آن می بینیم که تمام تلاششان را در تقابل با آن نگاه دنبال می کردند و همین جاست که تضادها و دوگانگی ها در تشکل های سیاسی، حکایت از این می کند که صف بندی «اصولگرا و اصلاح طلب» هم مانند صف بندی قبلی، مثل «چپ و راست» در ابتدای دهه شصت و صف بندی انتخاباتی «یت و یون» (جامعه روحانیت و مجمع روحانیون) در ابتدای دهه هفتاد، نمی تواند حکایت از همه واقعیت های سیاسی امروز جامعه کند.

اصولگرایان باید تکلیف خود را با دو زیست ها و کاسبان دو نبش مشخص کند
سوگمندانه باید بگویم که جریان اصولگرایی درگیر نوعی خودزنی سیاسی  است. برخی چهره ها و تشکل های اسم و رسم دار این جریان از یک طرف می خواهند همچنان روی اصولشان بایستند و از طرف دیگر می خواهند آنهایی را که برای رسیدن به قدرت، تن به هر خفت و خواری سیاسی می دهند را در خود نگه دارند. می خواهند اصولگرا باشند اما نمی خواهند هزینه های آن را در مبارزه با فساد سیاسی واقتصادی و جراحی از درون بپردازند و همین زندگی شترمرغی، آنها را در بزنگاه های سیاسی غبارآلود، دچار مشکل در وحدت بدنه رأی ساز کرده است.
و این پاشنه آشیلی است که ذهن بدنه رأی ساز و پرتحرک یعنی خیل عظیمی از خواص  اصولگرا را به خود مشغول کرده است، بدنه ای که سال هاست خون دل می خورد و عده ای را روانه سنگرهای مهمی چون شورای شهر، مجلس، ریاست جمهوری و خبرگان می کند اما در بزنگاه ها – مثل فتنه و کودتای سال 88 و تصویب توافقنامه تحمیلی و پرابهام برجام و پرونده های فساد اقتصادی – از برخی چهره های اصولگرا رفتار اصولگرایانه نمی بیند.
اما آنچه اینجانب بر اساس بیانات صریح رهبر معظم انقلاب مبنی بر تقسیم بندی »مسئولان انقلابی و غیر انقلابی در بدنه نظام» می فهمد، در سال های اخیر، رقابت حقیقی بین دو تفکر «استکبارپذیر و استکبارستیز» و دو جریان «مرعوب غرب و اشرافی گرا با جریان مدافع مستضعفان و خودباور» بویژه در انتخابات آینده است. همان نکته مهمی که امام امت (ره) 27 سال قبل به عنوان جنگ حقیقی از آغاز آن این چنین یاد کردند و فرمودند: «امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استکبار، و جنگ پابرهنه‌ها و مرفهین بی‌درد شروع شده ‌است.»
جریان اصولگرایی اگر می خواهد از این رخوت و رکود و دوگانگی بیرون بیاید، باید تکلیف خود را با چهره های دوزیست و مغازه داران دو نبش و کاسبان این جبهه  مشخص کند و مطابق فرمایش رهبر انقلاب و امام راحل، صف بندی بدون تعارف را بر اساس دوگانه انقلابی و غیر انقلابی، جنگ فقر و غنا، جنگ استکبار و استضعاف و جنگ پابرهنه ها و مرفهین بی درد بنا نهد و الا بهتر است زودتر مجلس ختم آن را اعلام کنند.

روحانی با مواضع تقابلی در برابر رهبر انقلاب به دنبال چیست
چهار – متاسفانه مدت هاست  رئیس دولت یازدهم به رفتارها و گفتارهای متناقض و گاهی اوقات در تقابل صریح با مواضع رهبری رو آورده و روز به روز بر شیب و سرعت آن نیز می افزاید از جمله مواردی مانند مذاکره تلفنی با رئیس جمهور آمریکا، عدم انتشار فکت شیت علی رغم تاکید رهبری، موضع مخالف در خصوص اسلامی کردن علوم دروس دانشگاهی، حمله به تکالیف پلیس، نقش حکومت در دینداری و تلاش برای بهشتی شدن آحاد جامعه، رفتارهای توهین آمیز با منتقدین در نحوه ی اجرای برجام که بر خلاف مجوز مشروط رهبری عمل می شود، در خصوص میزان توان موشکی و دفاعی، در خصوص خط قرمز بودن فتنه و فتنه گران، در مورد بحث رخنه و نفوذ، در مورد افراطی خواندن نیروهای بسیج و جوانان انقلابی، پیرامون جایگاه شورای نگهبان ، درباره جهت دهی های فرهنگی در دانشگاه ها و موضوع بورسیه ها، در خصوص حمله به دلواپسان، پیرامون بحث و اجرای اقتصاد مقاومتی، پیرامون رفراندوم، در خصوص تحریف فرهنگ عاشورا و صلح حسنی، در رابطه با نقش تحریمها، در مورد شعار مرگ بر آمریکا، در خصوص فضای مجازی، برجام 4، 3، 2 و در روزهای اخیر در خصوص اسلام انقلابی و انقلاب اسلامی و موضوع آموزش زبان انگلیسی و … می توانیم اشاره کنیم.
رهبر انقلاب در 13 اردیبهشت، اصرار بر ترویج زبان انگلیسى در کشور را یک کار ناسالم اعلام می کنند و بر آموزش دیگر زبان ها نیز تاکید می ورزند اما آقای روحانی دو روز بعد می گوید: «مردم باید خودشان انتخاب کنند که چند زبان می‌خواهند بیاموزند. ببینید امروز با زبان انگلیسی چه شغل بزرگی در زمینه ‌IT در هند درست شده است. وقتی در مدرسه‌ای ۹۸ درصد دانش آموزان یک زبان را انتخاب کردند ما که نمی‌توانیم برای آن ۲ درصد معلم دیگری را به کار بگیریم.»
این در حالی است که جناب روحانی برخی از مواقع بویژه در موضوع برجام در حالی که در تقابل کامل با سخنان صریح رهبری موضع می گیرد و عمل می کند اما در پایان اظهاراتش با ابراز ارادت پررنگ به رهبر انقلاب، ایشان را هدایت گر اجرای برجام معرفی می کند و می گوید: «زمانی که ما می‌گفتیم پای میز مذاکرات می‌توان مشکل را حل کرد، بدبین ها و بدگمان ها می‌گفتند امکان‌پذیر نیست، زمانی که با 6 قدرت جهانی به توافق رسیدیم باز هم بدبین ها و بدگمان ها می‌گفتند، قابل اجرا نیست و نیز در روز اجرا باز هم بدبین‌ها گفتند که به آنچه به شما وعده داده شده عمل نخواهد شد. چرا کار یک ملت بزرگ را کوچک می‌شمارید؟ این کار بزرگی که انجام شد، کار دولت نیست، بلکه کار یک ملت بزرگ، قدرتمند و مقاوم است و کاری است که توسط همه مردم با هدایت‌های رهبر معظم انقلاب انجام شده است.»

این برجام محصول روحانی و کمیته نظارت بر حسن اجرای برجام است
آقای روحانی! چه کسی از ابتدا اعلام کرد که به دلیل خوی استکباری و فریب کاری آمریکا به نتیجه این مذاکرات خوش بین نیست، آیا جز رهبر انقلاب بارها و بارها این را فرمودند و آیا جز این است که همان هشدار دلسوزانه هم محقق شد. آقای روحانی اگر توافقی شده، چرا آقای ظریف با آمریکایی ها جلسه می گیرد تا برای اجرای توافق به راه حل مشترک برسند، اگر توافق توسط آمریکایی ها اجرا می شود چرا آقای ظریف التماس می کند و آقای سیف از دست آورد تقریبا هیچ برجام برای ایران سخن می گوید. آقای روحانی برجامی که در حال اجراست، به هیچ وجه مطابق مجوزنامه مشروط رهبر انقلاب نیست والا هر روز بر حجم تحریم ها، توهین ها و تحقیرها توسط آمریکایی ها افزوده نمی شد و به اموال ما دستبرد زده نمی شد. آنچه اجرا می شود، خواسته شما و محصول سکوت کمیته نظارت بر حسن اجرای برجام است که در طول سه ماه گذشته فقط دو جلسه تشریفاتی برگزار کرده است.
بدون تعارف آقای روحانی این رفتار شما برای مردم علامت سئوال شده است .ایا شما نمیدانید در تقابل با مواضع رهبری سخن می گویید؟ شاید جماعتی از مشاورین و پدرخوانده ها با استفاده از شما و در قالب برجام 2 و 3 و 4 به دنبال خانه نشین کردن امام المسلمین هستند که اگر چنین قصد و نیتی در مسئولی باشد، تردید نکند که به خانه خرابی خودش ختم می شود.
مردم مواضع شما را در کنار مواضع رهبرشان قرار می دهند که می فرماید: «در همین توافقی هم که با آمریکایی ها در قضیه هسته ای کردیم؛ آمریکایی ها، به انچه وعده دادند عمل نکردند. کاری که باید انجام می‌دادند را انجام ندادند.» مردم همین چند ماه قبل شنیدند که ایشان فرمود: «کسانی که امید می بندند که بنشینیم با آمریکا مذاکره کنیم و به نقطه توافقی برسیم؛ از این غفلت می‌کنند که ما باید به همه تعهدات عمل کنیم اما طرف مقابل با شیوه‌های مختلف و تقلب و خدعه سر باز می‌زند و عمل نمی‌کند به تعهداتش. این چیزی است که در مقابل چشم خود می بینیم. یعنی خسارت محض.»
در واقع طرح سخنان تقابلی با مواضع صریح رهبر انقلاب در حالی روز به روز پررنگ تر می شود که در پشت صحنه، جریان متحد اعتدالی و اصلاحاتی اول به دنبال استحاله انقلاب و از بین بردن روح انقلابی گری است و سپس به دنبال منزوی کردن نیروهای انقلابی در جامعه و طرد آنها از مراکز حساس و کلیدی کشور است. با این شیوه اگر به تصحیح مواضع غلط این افراد بپردازیم، در دام ایجاد تقابل بین دولت و رهبری گرفتار می شویم و اگر سکوت کنیم و چیزی نگوییم، جریان غرب باور و کدخدا زده به راه خود ادامه می دهد.

روحانی در بن بست اعتماد به آمریکا گرفتار شده است
اما چاره ای نیست باید ضمن تبیین این رفتارها از موضوع اصلی غافل نشد. ملت شریف آنچه دلواپسان و منتقدان و دلسوزان و در رأس آنها رهبری انقلاب از ابتدا در خصوص نتیجه توافقنامه ضعیف و پرابهام برجام می دیدند، در حال تحقق است. سه سال از عمر دولت گذشته، دست های آقای روحانی خالی است. او همه تخم مرغ های خود را در سبد مذاکره با آمریکا و برجام قرار داده و الان در بن بست اعتماد به غرب و آمریکا گرفتار شده برای همین نه راه پس برای خود می بیند و نه راه پیش، بنابر این تنها راه حل را با نظر مشاورانش، تغییر زمین بازی یافته است. او می خواهد ملت را به این لفاظی ها مشغول کند تا از او نتیجه وعده حل مشکلات کشور در 100 روز را که الان به روز 1000 رسیده، مطالبه نکنند. او ادعا کرد که با برجام دیوار تحریم ها فرو ریخته و همه تحریمها لغو شده اند اما حالا هر ماه ،به جای تحقق وعده های داده شده، یک تحریم جدید در کاسه دراز شده به سوی آمریکا قرار می گیرد. آمریکایی ها همچنان دبه می کنند و آقای ظریف از لزوم فشار به آمریکا برای اجرای تعهداتش سخن می گوید. آقای ظریف لطفا بگوید به غیر از ایمیل زدن و خودکار پرت کردن، چه راهکار دیگری برای اعمال فشار دارید.
رکود پدر مردم را درآورده و چشمان شما همچنان به دستان آمریکاست که تحریمها را بردارد در حالی که شیطان بزرگ اگر می خواست تحریم ها را بردارد چرا تحریم کرد؟ آقای روحانی تا از امید به آمریکا دل نکنید، مشکلات دولت تان حل نمی شود. سوگمندانه هر چه از عمر آرایش عجوزه پیر برجام بیشتر می گذرد، معایب این ننگنامه بیشتر نمایان می شود و عده ای عصبانی تر می شوند.

پس از دوره نمایندگی همچنان در سنگر دفاع از انقلاب خواهم بود
پنج - ملت شریف، نمایندگی مردم و تریبون مجلس یکی از ظرفیت هایی بود که می توانستم مطالبه بخشی از جامعه را از آن بازتاب دهم. اکنون که این توفیق را برای حضور در مجلس دهم ندارم، طبعا ضمن حفظ ارتباط خود با توده های باانگیزه در سرتاسر کشور از ظرفیت های دیگری که در اختیار دارم همچون هفته نامه 9دی، سایت شخصی ام و صفحات مجازی ام در اینستاگرام و کانال تلگرام و دیگر رسانه های پرتلاش انقلابی برای دفاع از ارزش ها و آرمان های انقلاب اسلامی و استکبار ستیزی و مقابله با دیوثان سیاسی و اقتصادی بهره خواهم برد و حسرت یک آخ را بر دل آنهایی که تلاش کردند تا از صحنه بیرونم کنند، خواهم گذاشت. در طول این سال ها نه به کسی باج دادم و نه از کسی باج گرفته ام و برای همین مطابق قاعده انتخاب بین باز بودن جیب یا باز بودن دهان، جیب را بستم تا دهانم آزادنه باز باشد.
با صدای بلند و رسا اعلام می کنم که هرگز به ننگنامه برجام رضایت ندادم و تا جایی که توانستم به تبیین آنچه رهبر معظم انقلاب در چند سخنرانی مهم خود و در پاسخ به نامه های رئیس جمهور و در مجوز نامه مشروط برجام تعیین فرمودند، همت گماشتم. اما روزی را می بینم که مدافعان سینه چاک این ننگنامه، همان هایی که آن را در 20 دقیقه از سد مجلس عبور دادند، خود برای حمله به این عهدنامه و ننگنامه برجام، از یکدیگر سبقت می گیرند تا بلکه این لکه سیاه را از کارنامه خود پاک کنند

 

 

طراحان برجام 2 و 3 به دنبال خانه نشین کردن امام مسلمین هستند

دولت، در بن بست اعتماد به کدخدا !
طراحان برجام 2 و 3 به دنبال خانه نشین کردن امام مسلمین هستند
 
نویسنده : حجت الاسلام رسایی
 

متن کامل آخرین نطق پیش از دستور حجت الاسلام رسایی در دوره نمایندگی مردم در مجلس نهم که هفته گذشته از تریبون مجلس ایراد شد در ادامه آمده است:
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام به محضر ملت شریف ایران اسلامی و مردم شریف تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس
با توجه به اینکه نطق امروزم، آخرین فرصتی است که بعد از دو دوره حضور در مجلس شورای اسلامی ارائه می کنم، چند نکته را یادآور می شوم:

از 41 سئوالم بعد از رفع اشکالات انصراف دادم
یک – در طول مجلس نهم در خصوص موضوعات مهم کشور و مشکلات مردم، 50 سئوال از وزرای ارشاد، اقتصاد، مسکن، اطلاعات، خارجه، دفاع، کشور، علوم، دادگستری، کار، نفت و صنعت و معدن طرح کرده ام که فقط 9 مورد آن در صحن علنی مطرح و بقیه موارد با توجه به برطرف کردن اشکال و موضوع سئوال از سوی وزرای محترم، قبل از طرح سئوال در کمیسیون یا در صحن علنی، اینجانب از سئوال خود انصراف دادم.
سئوالات مطرح شده در صحن علنی مربوط به بلاتکلیفی مسکن مهر، وضعیت اسف بار سقوط شاخص بورس، عضویت وزیر صنعت در هیات مدیره 19 شرکت خصوصی،وضعیت توهین به مقدسات در نشریات و انفعال وزارت ارشاد، وضعیت استخدام پذیرفته شدگان آزمون نفت و موارد دیگر بوده است که از 9 مورد، در خصوص 2 مورد در صحن علنی قانع شدم و در خصوص 2 مورد، نتوانستم رای اعتماد نمایندگان را جلب کنم اما در 5 مورد دیگر، همکاران خود را قانع کردم تا به منظور اصلاح وضعیت و مشکل مطروحه به وزیر مربوطه رای منفی بدهند.

در هر دو دولت دهم و یازدهم به دادگاه فراخوانده شدم
در طول این مدت، ضمن مشارکت در استیضاح دو وزیر، 98 مورد فرصت تذکر آیین نامه ای اخطار قانون اساسی، تذکر کتبی به رئیس جمهور و وزرای دولت یا مشارکت در بررسی طرح و لوایح برایم فراهم آمد که مطابق وظیفه قانونی، آنچه می پنداشتم صحیح است را طرح کرده ام. علاوه بر اینها مشارکت در سه تحقیق و تفحص و تهیه گزارش مفصل کمیسیون اصل 90 درباره فساد در فوتبال را به عهده داشتم. البته این روال در مجلس هشتم علی رغم همسویی با سیاست های دولت قبل، نسبت به وزرای دولت نهم و دهم با حجم کمتری حاکم بوده است.
برای همین در طول این مدت، هفته نامه 9 دی که مسئولیت آن را به عهده دارم، یکبار در دولت دهم و سه بار در دولت فعلی، توقیف شده است. برخی از مسئولان دولت دهم و برخی از وزرا و مسئولان دولت یازدهم و برادران لاریجانی و خانواده هاشمی رفسنجانی (به صورت خانوادگی) از بنده شکایت کرده اند و هر چند خود را مصون از خطا نمی دانم اما به تمامی این تلاش ها و حتی بعضا پرونده سازی های قضایی افتخار می کنم چون هیچ یک از اظهاراتم بر اساس حب و بغض شخصی نبوده بلکه بر اساس تکلیفم، سخن گفته و نوشته ام.

از جمله طرح هایی که ارائه کردم لغو حقوق مادام العمر بود
دو - از جمله مهمترین اقداماتم در کنار ملاقات های مردم و پیگیری مشکلات ارباب رجوع و حضور در مجامع متعدد در شهرهای مختلف، مقابله با جریان فتنه و ساکتین فتنه و تلاش برای به محاکمه کشاندن آقازاده مشهور به جنیور، ارائه طرح لغو حقوق مادام العمر نمایندگان، طرح شفاف سازی هزینه های انتخاباتی، طرح لغو وقف دانشگاه آزاد، مخالفت با توافقنامه تحمیلی، پرابهام، ضعیف و پرضرر برجام و مخالفت با رفتارهای غلط شخص آقای روحانی و دولت وی بویژه در سیاست خارجی و جهت گیری های سلطنت مآبانه برخی از اعضای کابینه وی می دانم. هرچند از پشت همین تریبون، بارها از اقدامات مثبت دولت یازدهم و برخی از وزرای محترم حمایت و تشکر هم کرده ام، همانطور که نسبت به تمام انتقادات ها و حمایت هایم از آقای احمدی نژاد و دولت نهم و دهم نیز افتخار می کنم هر چند این دو دولت، قابل مقایسه با یکدیگر نیستند.
اکنون چنانچه قصور و کوتاهی ای در انجام وظایف نمایندگی داشته ام که حتما داشته ام، ابتدا از مردم و سپس از خدای سبحان طلب مغرفت می کنم. می کنم و از همین جا به تمام کاندیداها بویژه نمایندگان تهران که اعتماد مردم شریف شهرشان را برای دور دهم جلب کرده اند، تبریک می گویم و به آنها توصیه می کنم که با نشستن بر روی کرسی نمایندگی، استقلال خود را حفظ کنند که استقلال در رأی و نظر در کنار سلامت، بصیرت، تیزبینی و تحلیل درست از مسائل مختلف، همه ی هویت یک نماینده واقعی مردم را تشکیل می دهد.
همچنین از این فرصت استفاده می کنم ضمن تبریک به راه یافتگان مجلس دهم، از همسر و فرزندانم که در طول 8 سال گذشته، در کنارم با تحمل مشکلات کاری، تمام سختی ها را پذیرفتند، و در حالی که حرف ها و حدیث های مربوط به ریخت و پاش تعداد دیگری از مسئولین را از زبان توده مردم متوجه خود دیدند، اما بر اساس وظیفه شرعی و انقلابی، هرگز از مواهب و موقعیت های نمایندگی بهره ای نبردند و سؤاستفاده ای نکردند.

دوگانه اصلاح طلب و اصولگرا دیگر کارایی ندارد
سه – دوستان و همکاران مجلس نهم و دهم بهتر از بنده می دانند که تغییر و تحولات سال های اخیر بویژه بعد از فتنه و کودتای سال 88 و مسیری که برای توافق و اجرای عهدنامه تحمیلی، پرابهام، ضعیف و پرضرر برجام طی شده، وضعیت سیاسی و فکری جامعه را به جایی رسانده که مدت هاست دوگانه اصولگرا و اصلاح طلب، گویای واقعیت های احزاب، جریانات سیاسی، چهره ها و رسانه ها نیست. صف بندی های فکری و سیاسی همواره از ابتدای انقلاب در کشور ما وجود داشته است که در گذر زمان نیز با نامگذاری های مختلف مواجه شده است. روزگاری رسانه های خارجی، جریانات سیاسی و فکری درون نظام را به دو دسته «تندرو و محافظه کار» تقسیم می کردند.
پس از چند سال، این اصطلاحات جای خود را به واژه های جدیدی به نام «جریان چپ و راست» دادند. با مرور زمان و حذف بنی صدر که دشمن مشترک جریانات سیاسی درون نظام بود، اختلافات داخلی این جریانات بیشتر خودنمایی کرد تا جایی که شکاف و جدایی بین اعضای تشکل سیاسی جامعه روحانیت مبارز شکل گرفت و از دل آن، مجمع روحانیون مبارز بوجود آمد. از اینجا به بعد، جریانات سیاسی و لیست های انتخاباتی با محوریت «جامعه روحانیت مبارز و مجمع روحانیون مبارز» شناخته و معرفی می شد. قبل از انتخابات سال 76 تقسیم بندی جدیدی در چهار دسته ارائه شد، «جریان چپ و راست سنتی، جریان چپ و راست مدرن». بر اساس این تقسیم بندی چهره هایی مانند ناطق نوری، راست سنتی به حساب می آمدند و امثال حسن روحانی، به عنوان راست مدرن شناخته می شدند.
این تقسیم بندی ادامه داشت تا در سال 77 که واژه «اصلاح طلبی و اصولگرایی» وارد ادبیات سیاسی کشور شد. اصلاح طلبان چهره های پشیمانی بودند که تغییر برخی باورهای اعتقادی و سیاسی نظام و مردم را دنبال می کردند. در مقابل آنها جریانی بوجود آمد که معتقد به پافشاری و اصرار بر حفظ ارزش ها و آرمان های ملی، انقلابی و اعتقادی انقلاب بود. جریان اصلاحات به دلیل مردودی اکثر عناصر و عوامل اصلی آن در حوادث مجلس ششم و دولت هشتم خاتمی و بعد در کودتای سال 88 ، به عنوان سیاسی غیرقابل دفاعی تبدیل شد تا جایی که برای عبور از بحران هویت خود، در سال های اخیر مجبور به پنهان شدن در پشت عنوان دیگری به نام اعتدال شده است. اصولگرایی اما توانست تا سال های اخیر، هویت خود را حفظ کند، هر چند این جریان نیز پس از فتنه و کودتای سال 88 و موضوع تحمیل برجام به نظام اسلامی با ریزش های متعددی مواجه شد.
اکنون وقتی به صحنه سیاسی کشور نگاه می کنیم، به جرأت می توان گفت که تابلوی جریان اصولگرایی هر چند مانند اصلاح طلبی و تا اندازه آن دچار بحران هویت نیست اما تعدادی از چهره ها و تشکل های سیاسی آن دچار بحران هویت شده اند. برای همین کاندیداهایی که در چند دوره گذشته، خود را اصولگرا معرفی می کردند در لیست مورد حمایت اصلاح طلبانی قرار گرفتند و سرلیست اصلاح طلبان در قم شدند که شعارشان رفع حصر از سران کودتای سال 88 بود.
برای همین بود که جامعه روحانیت تهران برای انتخابات مجلس شورای اسلامی در ائتلافی قرار می گیرد که بر صف بندی با فتنه و کودتای سال 88 اصرار دارد اما وقتی همین تشکل روحانی، لیست انتخاباتی برای مجلس خبرگان معرفی ارائه می کند، نام چهره هایی را در آن می بینیم که تمام تلاششان را در تقابل با آن نگاه دنبال می کردند و همین جاست که تضادها و دوگانگی ها در تشکل های سیاسی، حکایت از این می کند که صف بندی «اصولگرا و اصلاح طلب» هم مانند صف بندی قبلی، مثل «چپ و راست» در ابتدای دهه شصت و صف بندی انتخاباتی «یت و یون» (جامعه روحانیت و مجمع روحانیون) در ابتدای دهه هفتاد، نمی تواند حکایت از همه واقعیت های سیاسی امروز جامعه کند.

اصولگرایان باید تکلیف خود را با دو زیست ها و کاسبان دو نبش مشخص کند
سوگمندانه باید بگویم که جریان اصولگرایی درگیر نوعی خودزنی سیاسی  است. برخی چهره ها و تشکل های اسم و رسم دار این جریان از یک طرف می خواهند همچنان روی اصولشان بایستند و از طرف دیگر می خواهند آنهایی را که برای رسیدن به قدرت، تن به هر خفت و خواری سیاسی می دهند را در خود نگه دارند. می خواهند اصولگرا باشند اما نمی خواهند هزینه های آن را در مبارزه با فساد سیاسی واقتصادی و جراحی از درون بپردازند و همین زندگی شترمرغی، آنها را در بزنگاه های سیاسی غبارآلود، دچار مشکل در وحدت بدنه رأی ساز کرده است.
و این پاشنه آشیلی است که ذهن بدنه رأی ساز و پرتحرک یعنی خیل عظیمی از خواص  اصولگرا را به خود مشغول کرده است، بدنه ای که سال هاست خون دل می خورد و عده ای را روانه سنگرهای مهمی چون شورای شهر، مجلس، ریاست جمهوری و خبرگان می کند اما در بزنگاه ها – مثل فتنه و کودتای سال 88 و تصویب توافقنامه تحمیلی و پرابهام برجام و پرونده های فساد اقتصادی – از برخی چهره های اصولگرا رفتار اصولگرایانه نمی بیند.
اما آنچه اینجانب بر اساس بیانات صریح رهبر معظم انقلاب مبنی بر تقسیم بندی »مسئولان انقلابی و غیر انقلابی در بدنه نظام» می فهمد، در سال های اخیر، رقابت حقیقی بین دو تفکر «استکبارپذیر و استکبارستیز» و دو جریان «مرعوب غرب و اشرافی گرا با جریان مدافع مستضعفان و خودباور» بویژه در انتخابات آینده است. همان نکته مهمی که امام امت (ره) 27 سال قبل به عنوان جنگ حقیقی از آغاز آن این چنین یاد کردند و فرمودند: «امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استکبار، و جنگ پابرهنه‌ها و مرفهین بی‌درد شروع شده ‌است.»
جریان اصولگرایی اگر می خواهد از این رخوت و رکود و دوگانگی بیرون بیاید، باید تکلیف خود را با چهره های دوزیست و مغازه داران دو نبش و کاسبان این جبهه  مشخص کند و مطابق فرمایش رهبر انقلاب و امام راحل، صف بندی بدون تعارف را بر اساس دوگانه انقلابی و غیر انقلابی، جنگ فقر و غنا، جنگ استکبار و استضعاف و جنگ پابرهنه ها و مرفهین بی درد بنا نهد و الا بهتر است زودتر مجلس ختم آن را اعلام کنند.

روحانی با مواضع تقابلی در برابر رهبر انقلاب به دنبال چیست
چهار – متاسفانه مدت هاست  رئیس دولت یازدهم به رفتارها و گفتارهای متناقض و گاهی اوقات در تقابل صریح با مواضع رهبری رو آورده و روز به روز بر شیب و سرعت آن نیز می افزاید از جمله مواردی مانند مذاکره تلفنی با رئیس جمهور آمریکا، عدم انتشار فکت شیت علی رغم تاکید رهبری، موضع مخالف در خصوص اسلامی کردن علوم دروس دانشگاهی، حمله به تکالیف پلیس، نقش حکومت در دینداری و تلاش برای بهشتی شدن آحاد جامعه، رفتارهای توهین آمیز با منتقدین در نحوه ی اجرای برجام که بر خلاف مجوز مشروط رهبری عمل می شود، در خصوص میزان توان موشکی و دفاعی، در خصوص خط قرمز بودن فتنه و فتنه گران، در مورد بحث رخنه و نفوذ، در مورد افراطی خواندن نیروهای بسیج و جوانان انقلابی، پیرامون جایگاه شورای نگهبان ، درباره جهت دهی های فرهنگی در دانشگاه ها و موضوع بورسیه ها، در خصوص حمله به دلواپسان، پیرامون بحث و اجرای اقتصاد مقاومتی، پیرامون رفراندوم، در خصوص تحریف فرهنگ عاشورا و صلح حسنی، در رابطه با نقش تحریمها، در مورد شعار مرگ بر آمریکا، در خصوص فضای مجازی، برجام 4، 3، 2 و در روزهای اخیر در خصوص اسلام انقلابی و انقلاب اسلامی و موضوع آموزش زبان انگلیسی و … می توانیم اشاره کنیم.
رهبر انقلاب در 13 اردیبهشت، اصرار بر ترویج زبان انگلیسى در کشور را یک کار ناسالم اعلام می کنند و بر آموزش دیگر زبان ها نیز تاکید می ورزند اما آقای روحانی دو روز بعد می گوید: «مردم باید خودشان انتخاب کنند که چند زبان می‌خواهند بیاموزند. ببینید امروز با زبان انگلیسی چه شغل بزرگی در زمینه ‌IT در هند درست شده است. وقتی در مدرسه‌ای ۹۸ درصد دانش آموزان یک زبان را انتخاب کردند ما که نمی‌توانیم برای آن ۲ درصد معلم دیگری را به کار بگیریم.»
این در حالی است که جناب روحانی برخی از مواقع بویژه در موضوع برجام در حالی که در تقابل کامل با سخنان صریح رهبری موضع می گیرد و عمل می کند اما در پایان اظهاراتش با ابراز ارادت پررنگ به رهبر انقلاب، ایشان را هدایت گر اجرای برجام معرفی می کند و می گوید: «زمانی که ما می‌گفتیم پای میز مذاکرات می‌توان مشکل را حل کرد، بدبین ها و بدگمان ها می‌گفتند امکان‌پذیر نیست، زمانی که با 6 قدرت جهانی به توافق رسیدیم باز هم بدبین ها و بدگمان ها می‌گفتند، قابل اجرا نیست و نیز در روز اجرا باز هم بدبین‌ها گفتند که به آنچه به شما وعده داده شده عمل نخواهد شد. چرا کار یک ملت بزرگ را کوچک می‌شمارید؟ این کار بزرگی که انجام شد، کار دولت نیست، بلکه کار یک ملت بزرگ، قدرتمند و مقاوم است و کاری است که توسط همه مردم با هدایت‌های رهبر معظم انقلاب انجام شده است.»

این برجام محصول روحانی و کمیته نظارت بر حسن اجرای برجام است
آقای روحانی! چه کسی از ابتدا اعلام کرد که به دلیل خوی استکباری و فریب کاری آمریکا به نتیجه این مذاکرات خوش بین نیست، آیا جز رهبر انقلاب بارها و بارها این را فرمودند و آیا جز این است که همان هشدار دلسوزانه هم محقق شد. آقای روحانی اگر توافقی شده، چرا آقای ظریف با آمریکایی ها جلسه می گیرد تا برای اجرای توافق به راه حل مشترک برسند، اگر توافق توسط آمریکایی ها اجرا می شود چرا آقای ظریف التماس می کند و آقای سیف از دست آورد تقریبا هیچ برجام برای ایران سخن می گوید. آقای روحانی برجامی که در حال اجراست، به هیچ وجه مطابق مجوزنامه مشروط رهبر انقلاب نیست والا هر روز بر حجم تحریم ها، توهین ها و تحقیرها توسط آمریکایی ها افزوده نمی شد و به اموال ما دستبرد زده نمی شد. آنچه اجرا می شود، خواسته شما و محصول سکوت کمیته نظارت بر حسن اجرای برجام است که در طول سه ماه گذشته فقط دو جلسه تشریفاتی برگزار کرده است.
بدون تعارف آقای روحانی این رفتار شما برای مردم علامت سئوال شده است .ایا شما نمیدانید در تقابل با مواضع رهبری سخن می گویید؟ شاید جماعتی از مشاورین و پدرخوانده ها با استفاده از شما و در قالب برجام 2 و 3 و 4 به دنبال خانه نشین کردن امام المسلمین هستند که اگر چنین قصد و نیتی در مسئولی باشد، تردید نکند که به خانه خرابی خودش ختم می شود.
مردم مواضع شما را در کنار مواضع رهبرشان قرار می دهند که می فرماید: «در همین توافقی هم که با آمریکایی ها در قضیه هسته ای کردیم؛ آمریکایی ها، به انچه وعده دادند عمل نکردند. کاری که باید انجام می‌دادند را انجام ندادند.» مردم همین چند ماه قبل شنیدند که ایشان فرمود: «کسانی که امید می بندند که بنشینیم با آمریکا مذاکره کنیم و به نقطه توافقی برسیم؛ از این غفلت می‌کنند که ما باید به همه تعهدات عمل کنیم اما طرف مقابل با شیوه‌های مختلف و تقلب و خدعه سر باز می‌زند و عمل نمی‌کند به تعهداتش. این چیزی است که در مقابل چشم خود می بینیم. یعنی خسارت محض.»
در واقع طرح سخنان تقابلی با مواضع صریح رهبر انقلاب در حالی روز به روز پررنگ تر می شود که در پشت صحنه، جریان متحد اعتدالی و اصلاحاتی اول به دنبال استحاله انقلاب و از بین بردن روح انقلابی گری است و سپس به دنبال منزوی کردن نیروهای انقلابی در جامعه و طرد آنها از مراکز حساس و کلیدی کشور است. با این شیوه اگر به تصحیح مواضع غلط این افراد بپردازیم، در دام ایجاد تقابل بین دولت و رهبری گرفتار می شویم و اگر سکوت کنیم و چیزی نگوییم، جریان غرب باور و کدخدا زده به راه خود ادامه می دهد.

روحانی در بن بست اعتماد به آمریکا گرفتار شده است
اما چاره ای نیست باید ضمن تبیین این رفتارها از موضوع اصلی غافل نشد. ملت شریف آنچه دلواپسان و منتقدان و دلسوزان و در رأس آنها رهبری انقلاب از ابتدا در خصوص نتیجه توافقنامه ضعیف و پرابهام برجام می دیدند، در حال تحقق است. سه سال از عمر دولت گذشته، دست های آقای روحانی خالی است. او همه تخم مرغ های خود را در سبد مذاکره با آمریکا و برجام قرار داده و الان در بن بست اعتماد به غرب و آمریکا گرفتار شده برای همین نه راه پس برای خود می بیند و نه راه پیش، بنابر این تنها راه حل را با نظر مشاورانش، تغییر زمین بازی یافته است. او می خواهد ملت را به این لفاظی ها مشغول کند تا از او نتیجه وعده حل مشکلات کشور در 100 روز را که الان به روز 1000 رسیده، مطالبه نکنند. او ادعا کرد که با برجام دیوار تحریم ها فرو ریخته و همه تحریمها لغو شده اند اما حالا هر ماه ،به جای تحقق وعده های داده شده، یک تحریم جدید در کاسه دراز شده به سوی آمریکا قرار می گیرد. آمریکایی ها همچنان دبه می کنند و آقای ظریف از لزوم فشار به آمریکا برای اجرای تعهداتش سخن می گوید. آقای ظریف لطفا بگوید به غیر از ایمیل زدن و خودکار پرت کردن، چه راهکار دیگری برای اعمال فشار دارید.
رکود پدر مردم را درآورده و چشمان شما همچنان به دستان آمریکاست که تحریمها را بردارد در حالی که شیطان بزرگ اگر می خواست تحریم ها را بردارد چرا تحریم کرد؟ آقای روحانی تا از امید به آمریکا دل نکنید، مشکلات دولت تان حل نمی شود. سوگمندانه هر چه از عمر آرایش عجوزه پیر برجام بیشتر می گذرد، معایب این ننگنامه بیشتر نمایان می شود و عده ای عصبانی تر می شوند.

پس از دوره نمایندگی همچنان در سنگر دفاع از انقلاب خواهم بود
پنج - ملت شریف، نمایندگی مردم و تریبون مجلس یکی از ظرفیت هایی بود که می توانستم مطالبه بخشی از جامعه را از آن بازتاب دهم. اکنون که این توفیق را برای حضور در مجلس دهم ندارم، طبعا ضمن حفظ ارتباط خود با توده های باانگیزه در سرتاسر کشور از ظرفیت های دیگری که در اختیار دارم همچون هفته نامه 9دی، سایت شخصی ام و صفحات مجازی ام در اینستاگرام و کانال تلگرام و دیگر رسانه های پرتلاش انقلابی برای دفاع از ارزش ها و آرمان های انقلاب اسلامی و استکبار ستیزی و مقابله با دیوثان سیاسی و اقتصادی بهره خواهم برد و حسرت یک آخ را بر دل آنهایی که تلاش کردند تا از صحنه بیرونم کنند، خواهم گذاشت. در طول این سال ها نه به کسی باج دادم و نه از کسی باج گرفته ام و برای همین مطابق قاعده انتخاب بین باز بودن جیب یا باز بودن دهان، جیب را بستم تا دهانم آزادنه باز باشد.
با صدای بلند و رسا اعلام می کنم که هرگز به ننگنامه برجام رضایت ندادم و تا جایی که توانستم به تبیین آنچه رهبر معظم انقلاب در چند سخنرانی مهم خود و در پاسخ به نامه های رئیس جمهور و در مجوز نامه مشروط برجام تعیین فرمودند، همت گماشتم. اما روزی را می بینم که مدافعان سینه چاک این ننگنامه، همان هایی که آن را در 20 دقیقه از سد مجلس عبور دادند، خود برای حمله به این عهدنامه و ننگنامه برجام، از یکدیگر سبقت می گیرند تا بلکه این لکه سیاه را از کارنامه خود پاک کنند

 

 

طراحان برجام 2 و 3 به دنبال خانه نشین کردن امام مسلمین هستند

دولت، در بن بست اعتماد به کدخدا !
طراحان برجام 2 و 3 به دنبال خانه نشین کردن امام مسلمین هستند
 
نویسنده : حجت الاسلام رسایی
 

متن کامل آخرین نطق پیش از دستور حجت الاسلام رسایی در دوره نمایندگی مردم در مجلس نهم که هفته گذشته از تریبون مجلس ایراد شد در ادامه آمده است:
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام به محضر ملت شریف ایران اسلامی و مردم شریف تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس
با توجه به اینکه نطق امروزم، آخرین فرصتی است که بعد از دو دوره حضور در مجلس شورای اسلامی ارائه می کنم، چند نکته را یادآور می شوم:

از 41 سئوالم بعد از رفع اشکالات انصراف دادم
یک – در طول مجلس نهم در خصوص موضوعات مهم کشور و مشکلات مردم، 50 سئوال از وزرای ارشاد، اقتصاد، مسکن، اطلاعات، خارجه، دفاع، کشور، علوم، دادگستری، کار، نفت و صنعت و معدن طرح کرده ام که فقط 9 مورد آن در صحن علنی مطرح و بقیه موارد با توجه به برطرف کردن اشکال و موضوع سئوال از سوی وزرای محترم، قبل از طرح سئوال در کمیسیون یا در صحن علنی، اینجانب از سئوال خود انصراف دادم.
سئوالات مطرح شده در صحن علنی مربوط به بلاتکلیفی مسکن مهر، وضعیت اسف بار سقوط شاخص بورس، عضویت وزیر صنعت در هیات مدیره 19 شرکت خصوصی،وضعیت توهین به مقدسات در نشریات و انفعال وزارت ارشاد، وضعیت استخدام پذیرفته شدگان آزمون نفت و موارد دیگر بوده است که از 9 مورد، در خصوص 2 مورد در صحن علنی قانع شدم و در خصوص 2 مورد، نتوانستم رای اعتماد نمایندگان را جلب کنم اما در 5 مورد دیگر، همکاران خود را قانع کردم تا به منظور اصلاح وضعیت و مشکل مطروحه به وزیر مربوطه رای منفی بدهند.

در هر دو دولت دهم و یازدهم به دادگاه فراخوانده شدم
در طول این مدت، ضمن مشارکت در استیضاح دو وزیر، 98 مورد فرصت تذکر آیین نامه ای اخطار قانون اساسی، تذکر کتبی به رئیس جمهور و وزرای دولت یا مشارکت در بررسی طرح و لوایح برایم فراهم آمد که مطابق وظیفه قانونی، آنچه می پنداشتم صحیح است را طرح کرده ام. علاوه بر اینها مشارکت در سه تحقیق و تفحص و تهیه گزارش مفصل کمیسیون اصل 90 درباره فساد در فوتبال را به عهده داشتم. البته این روال در مجلس هشتم علی رغم همسویی با سیاست های دولت قبل، نسبت به وزرای دولت نهم و دهم با حجم کمتری حاکم بوده است.
برای همین در طول این مدت، هفته نامه 9 دی که مسئولیت آن را به عهده دارم، یکبار در دولت دهم و سه بار در دولت فعلی، توقیف شده است. برخی از مسئولان دولت دهم و برخی از وزرا و مسئولان دولت یازدهم و برادران لاریجانی و خانواده هاشمی رفسنجانی (به صورت خانوادگی) از بنده شکایت کرده اند و هر چند خود را مصون از خطا نمی دانم اما به تمامی این تلاش ها و حتی بعضا پرونده سازی های قضایی افتخار می کنم چون هیچ یک از اظهاراتم بر اساس حب و بغض شخصی نبوده بلکه بر اساس تکلیفم، سخن گفته و نوشته ام.

از جمله طرح هایی که ارائه کردم لغو حقوق مادام العمر بود
دو - از جمله مهمترین اقداماتم در کنار ملاقات های مردم و پیگیری مشکلات ارباب رجوع و حضور در مجامع متعدد در شهرهای مختلف، مقابله با جریان فتنه و ساکتین فتنه و تلاش برای به محاکمه کشاندن آقازاده مشهور به جنیور، ارائه طرح لغو حقوق مادام العمر نمایندگان، طرح شفاف سازی هزینه های انتخاباتی، طرح لغو وقف دانشگاه آزاد، مخالفت با توافقنامه تحمیلی، پرابهام، ضعیف و پرضرر برجام و مخالفت با رفتارهای غلط شخص آقای روحانی و دولت وی بویژه در سیاست خارجی و جهت گیری های سلطنت مآبانه برخی از اعضای کابینه وی می دانم. هرچند از پشت همین تریبون، بارها از اقدامات مثبت دولت یازدهم و برخی از وزرای محترم حمایت و تشکر هم کرده ام، همانطور که نسبت به تمام انتقادات ها و حمایت هایم از آقای احمدی نژاد و دولت نهم و دهم نیز افتخار می کنم هر چند این دو دولت، قابل مقایسه با یکدیگر نیستند.
اکنون چنانچه قصور و کوتاهی ای در انجام وظایف نمایندگی داشته ام که حتما داشته ام، ابتدا از مردم و سپس از خدای سبحان طلب مغرفت می کنم. می کنم و از همین جا به تمام کاندیداها بویژه نمایندگان تهران که اعتماد مردم شریف شهرشان را برای دور دهم جلب کرده اند، تبریک می گویم و به آنها توصیه می کنم که با نشستن بر روی کرسی نمایندگی، استقلال خود را حفظ کنند که استقلال در رأی و نظر در کنار سلامت، بصیرت، تیزبینی و تحلیل درست از مسائل مختلف، همه ی هویت یک نماینده واقعی مردم را تشکیل می دهد.
همچنین از این فرصت استفاده می کنم ضمن تبریک به راه یافتگان مجلس دهم، از همسر و فرزندانم که در طول 8 سال گذشته، در کنارم با تحمل مشکلات کاری، تمام سختی ها را پذیرفتند، و در حالی که حرف ها و حدیث های مربوط به ریخت و پاش تعداد دیگری از مسئولین را از زبان توده مردم متوجه خود دیدند، اما بر اساس وظیفه شرعی و انقلابی، هرگز از مواهب و موقعیت های نمایندگی بهره ای نبردند و سؤاستفاده ای نکردند.

دوگانه اصلاح طلب و اصولگرا دیگر کارایی ندارد
سه – دوستان و همکاران مجلس نهم و دهم بهتر از بنده می دانند که تغییر و تحولات سال های اخیر بویژه بعد از فتنه و کودتای سال 88 و مسیری که برای توافق و اجرای عهدنامه تحمیلی، پرابهام، ضعیف و پرضرر برجام طی شده، وضعیت سیاسی و فکری جامعه را به جایی رسانده که مدت هاست دوگانه اصولگرا و اصلاح طلب، گویای واقعیت های احزاب، جریانات سیاسی، چهره ها و رسانه ها نیست. صف بندی های فکری و سیاسی همواره از ابتدای انقلاب در کشور ما وجود داشته است که در گذر زمان نیز با نامگذاری های مختلف مواجه شده است. روزگاری رسانه های خارجی، جریانات سیاسی و فکری درون نظام را به دو دسته «تندرو و محافظه کار» تقسیم می کردند.
پس از چند سال، این اصطلاحات جای خود را به واژه های جدیدی به نام «جریان چپ و راست» دادند. با مرور زمان و حذف بنی صدر که دشمن مشترک جریانات سیاسی درون نظام بود، اختلافات داخلی این جریانات بیشتر خودنمایی کرد تا جایی که شکاف و جدایی بین اعضای تشکل سیاسی جامعه روحانیت مبارز شکل گرفت و از دل آن، مجمع روحانیون مبارز بوجود آمد. از اینجا به بعد، جریانات سیاسی و لیست های انتخاباتی با محوریت «جامعه روحانیت مبارز و مجمع روحانیون مبارز» شناخته و معرفی می شد. قبل از انتخابات سال 76 تقسیم بندی جدیدی در چهار دسته ارائه شد، «جریان چپ و راست سنتی، جریان چپ و راست مدرن». بر اساس این تقسیم بندی چهره هایی مانند ناطق نوری، راست سنتی به حساب می آمدند و امثال حسن روحانی، به عنوان راست مدرن شناخته می شدند.
این تقسیم بندی ادامه داشت تا در سال 77 که واژه «اصلاح طلبی و اصولگرایی» وارد ادبیات سیاسی کشور شد. اصلاح طلبان چهره های پشیمانی بودند که تغییر برخی باورهای اعتقادی و سیاسی نظام و مردم را دنبال می کردند. در مقابل آنها جریانی بوجود آمد که معتقد به پافشاری و اصرار بر حفظ ارزش ها و آرمان های ملی، انقلابی و اعتقادی انقلاب بود. جریان اصلاحات به دلیل مردودی اکثر عناصر و عوامل اصلی آن در حوادث مجلس ششم و دولت هشتم خاتمی و بعد در کودتای سال 88 ، به عنوان سیاسی غیرقابل دفاعی تبدیل شد تا جایی که برای عبور از بحران هویت خود، در سال های اخیر مجبور به پنهان شدن در پشت عنوان دیگری به نام اعتدال شده است. اصولگرایی اما توانست تا سال های اخیر، هویت خود را حفظ کند، هر چند این جریان نیز پس از فتنه و کودتای سال 88 و موضوع تحمیل برجام به نظام اسلامی با ریزش های متعددی مواجه شد.
اکنون وقتی به صحنه سیاسی کشور نگاه می کنیم، به جرأت می توان گفت که تابلوی جریان اصولگرایی هر چند مانند اصلاح طلبی و تا اندازه آن دچار بحران هویت نیست اما تعدادی از چهره ها و تشکل های سیاسی آن دچار بحران هویت شده اند. برای همین کاندیداهایی که در چند دوره گذشته، خود را اصولگرا معرفی می کردند در لیست مورد حمایت اصلاح طلبانی قرار گرفتند و سرلیست اصلاح طلبان در قم شدند که شعارشان رفع حصر از سران کودتای سال 88 بود.
برای همین بود که جامعه روحانیت تهران برای انتخابات مجلس شورای اسلامی در ائتلافی قرار می گیرد که بر صف بندی با فتنه و کودتای سال 88 اصرار دارد اما وقتی همین تشکل روحانی، لیست انتخاباتی برای مجلس خبرگان معرفی ارائه می کند، نام چهره هایی را در آن می بینیم که تمام تلاششان را در تقابل با آن نگاه دنبال می کردند و همین جاست که تضادها و دوگانگی ها در تشکل های سیاسی، حکایت از این می کند که صف بندی «اصولگرا و اصلاح طلب» هم مانند صف بندی قبلی، مثل «چپ و راست» در ابتدای دهه شصت و صف بندی انتخاباتی «یت و یون» (جامعه روحانیت و مجمع روحانیون) در ابتدای دهه هفتاد، نمی تواند حکایت از همه واقعیت های سیاسی امروز جامعه کند.

اصولگرایان باید تکلیف خود را با دو زیست ها و کاسبان دو نبش مشخص کند
سوگمندانه باید بگویم که جریان اصولگرایی درگیر نوعی خودزنی سیاسی  است. برخی چهره ها و تشکل های اسم و رسم دار این جریان از یک طرف می خواهند همچنان روی اصولشان بایستند و از طرف دیگر می خواهند آنهایی را که برای رسیدن به قدرت، تن به هر خفت و خواری سیاسی می دهند را در خود نگه دارند. می خواهند اصولگرا باشند اما نمی خواهند هزینه های آن را در مبارزه با فساد سیاسی واقتصادی و جراحی از درون بپردازند و همین زندگی شترمرغی، آنها را در بزنگاه های سیاسی غبارآلود، دچار مشکل در وحدت بدنه رأی ساز کرده است.
و این پاشنه آشیلی است که ذهن بدنه رأی ساز و پرتحرک یعنی خیل عظیمی از خواص  اصولگرا را به خود مشغول کرده است، بدنه ای که سال هاست خون دل می خورد و عده ای را روانه سنگرهای مهمی چون شورای شهر، مجلس، ریاست جمهوری و خبرگان می کند اما در بزنگاه ها – مثل فتنه و کودتای سال 88 و تصویب توافقنامه تحمیلی و پرابهام برجام و پرونده های فساد اقتصادی – از برخی چهره های اصولگرا رفتار اصولگرایانه نمی بیند.
اما آنچه اینجانب بر اساس بیانات صریح رهبر معظم انقلاب مبنی بر تقسیم بندی »مسئولان انقلابی و غیر انقلابی در بدنه نظام» می فهمد، در سال های اخیر، رقابت حقیقی بین دو تفکر «استکبارپذیر و استکبارستیز» و دو جریان «مرعوب غرب و اشرافی گرا با جریان مدافع مستضعفان و خودباور» بویژه در انتخابات آینده است. همان نکته مهمی که امام امت (ره) 27 سال قبل به عنوان جنگ حقیقی از آغاز آن این چنین یاد کردند و فرمودند: «امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استکبار، و جنگ پابرهنه‌ها و مرفهین بی‌درد شروع شده ‌است.»
جریان اصولگرایی اگر می خواهد از این رخوت و رکود و دوگانگی بیرون بیاید، باید تکلیف خود را با چهره های دوزیست و مغازه داران دو نبش و کاسبان این جبهه  مشخص کند و مطابق فرمایش رهبر انقلاب و امام راحل، صف بندی بدون تعارف را بر اساس دوگانه انقلابی و غیر انقلابی، جنگ فقر و غنا، جنگ استکبار و استضعاف و جنگ پابرهنه ها و مرفهین بی درد بنا نهد و الا بهتر است زودتر مجلس ختم آن را اعلام کنند.

روحانی با مواضع تقابلی در برابر رهبر انقلاب به دنبال چیست
چهار – متاسفانه مدت هاست  رئیس دولت یازدهم به رفتارها و گفتارهای متناقض و گاهی اوقات در تقابل صریح با مواضع رهبری رو آورده و روز به روز بر شیب و سرعت آن نیز می افزاید از جمله مواردی مانند مذاکره تلفنی با رئیس جمهور آمریکا، عدم انتشار فکت شیت علی رغم تاکید رهبری، موضع مخالف در خصوص اسلامی کردن علوم دروس دانشگاهی، حمله به تکالیف پلیس، نقش حکومت در دینداری و تلاش برای بهشتی شدن آحاد جامعه، رفتارهای توهین آمیز با منتقدین در نحوه ی اجرای برجام که بر خلاف مجوز مشروط رهبری عمل می شود، در خصوص میزان توان موشکی و دفاعی، در خصوص خط قرمز بودن فتنه و فتنه گران، در مورد بحث رخنه و نفوذ، در مورد افراطی خواندن نیروهای بسیج و جوانان انقلابی، پیرامون جایگاه شورای نگهبان ، درباره جهت دهی های فرهنگی در دانشگاه ها و موضوع بورسیه ها، در خصوص حمله به دلواپسان، پیرامون بحث و اجرای اقتصاد مقاومتی، پیرامون رفراندوم، در خصوص تحریف فرهنگ عاشورا و صلح حسنی، در رابطه با نقش تحریمها، در مورد شعار مرگ بر آمریکا، در خصوص فضای مجازی، برجام 4، 3، 2 و در روزهای اخیر در خصوص اسلام انقلابی و انقلاب اسلامی و موضوع آموزش زبان انگلیسی و … می توانیم اشاره کنیم.
رهبر انقلاب در 13 اردیبهشت، اصرار بر ترویج زبان انگلیسى در کشور را یک کار ناسالم اعلام می کنند و بر آموزش دیگر زبان ها نیز تاکید می ورزند اما آقای روحانی دو روز بعد می گوید: «مردم باید خودشان انتخاب کنند که چند زبان می‌خواهند بیاموزند. ببینید امروز با زبان انگلیسی چه شغل بزرگی در زمینه ‌IT در هند درست شده است. وقتی در مدرسه‌ای ۹۸ درصد دانش آموزان یک زبان را انتخاب کردند ما که نمی‌توانیم برای آن ۲ درصد معلم دیگری را به کار بگیریم.»
این در حالی است که جناب روحانی برخی از مواقع بویژه در موضوع برجام در حالی که در تقابل کامل با سخنان صریح رهبری موضع می گیرد و عمل می کند اما در پایان اظهاراتش با ابراز ارادت پررنگ به رهبر انقلاب، ایشان را هدایت گر اجرای برجام معرفی می کند و می گوید: «زمانی که ما می‌گفتیم پای میز مذاکرات می‌توان مشکل را حل کرد، بدبین ها و بدگمان ها می‌گفتند امکان‌پذیر نیست، زمانی که با 6 قدرت جهانی به توافق رسیدیم باز هم بدبین ها و بدگمان ها می‌گفتند، قابل اجرا نیست و نیز در روز اجرا باز هم بدبین‌ها گفتند که به آنچه به شما وعده داده شده عمل نخواهد شد. چرا کار یک ملت بزرگ را کوچک می‌شمارید؟ این کار بزرگی که انجام شد، کار دولت نیست، بلکه کار یک ملت بزرگ، قدرتمند و مقاوم است و کاری است که توسط همه مردم با هدایت‌های رهبر معظم انقلاب انجام شده است.»

این برجام محصول روحانی و کمیته نظارت بر حسن اجرای برجام است
آقای روحانی! چه کسی از ابتدا اعلام کرد که به دلیل خوی استکباری و فریب کاری آمریکا به نتیجه این مذاکرات خوش بین نیست، آیا جز رهبر انقلاب بارها و بارها این را فرمودند و آیا جز این است که همان هشدار دلسوزانه هم محقق شد. آقای روحانی اگر توافقی شده، چرا آقای ظریف با آمریکایی ها جلسه می گیرد تا برای اجرای توافق به راه حل مشترک برسند، اگر توافق توسط آمریکایی ها اجرا می شود چرا آقای ظریف التماس می کند و آقای سیف از دست آورد تقریبا هیچ برجام برای ایران سخن می گوید. آقای روحانی برجامی که در حال اجراست، به هیچ وجه مطابق مجوزنامه مشروط رهبر انقلاب نیست والا هر روز بر حجم تحریم ها، توهین ها و تحقیرها توسط آمریکایی ها افزوده نمی شد و به اموال ما دستبرد زده نمی شد. آنچه اجرا می شود، خواسته شما و محصول سکوت کمیته نظارت بر حسن اجرای برجام است که در طول سه ماه گذشته فقط دو جلسه تشریفاتی برگزار کرده است.
بدون تعارف آقای روحانی این رفتار شما برای مردم علامت سئوال شده است .ایا شما نمیدانید در تقابل با مواضع رهبری سخن می گویید؟ شاید جماعتی از مشاورین و پدرخوانده ها با استفاده از شما و در قالب برجام 2 و 3 و 4 به دنبال خانه نشین کردن امام المسلمین هستند که اگر چنین قصد و نیتی در مسئولی باشد، تردید نکند که به خانه خرابی خودش ختم می شود.
مردم مواضع شما را در کنار مواضع رهبرشان قرار می دهند که می فرماید: «در همین توافقی هم که با آمریکایی ها در قضیه هسته ای کردیم؛ آمریکایی ها، به انچه وعده دادند عمل نکردند. کاری که باید انجام می‌دادند را انجام ندادند.» مردم همین چند ماه قبل شنیدند که ایشان فرمود: «کسانی که امید می بندند که بنشینیم با آمریکا مذاکره کنیم و به نقطه توافقی برسیم؛ از این غفلت می‌کنند که ما باید به همه تعهدات عمل کنیم اما طرف مقابل با شیوه‌های مختلف و تقلب و خدعه سر باز می‌زند و عمل نمی‌کند به تعهداتش. این چیزی است که در مقابل چشم خود می بینیم. یعنی خسارت محض.»
در واقع طرح سخنان تقابلی با مواضع صریح رهبر انقلاب در حالی روز به روز پررنگ تر می شود که در پشت صحنه، جریان متحد اعتدالی و اصلاحاتی اول به دنبال استحاله انقلاب و از بین بردن روح انقلابی گری است و سپس به دنبال منزوی کردن نیروهای انقلابی در جامعه و طرد آنها از مراکز حساس و کلیدی کشور است. با این شیوه اگر به تصحیح مواضع غلط این افراد بپردازیم، در دام ایجاد تقابل بین دولت و رهبری گرفتار می شویم و اگر سکوت کنیم و چیزی نگوییم، جریان غرب باور و کدخدا زده به راه خود ادامه می دهد.

روحانی در بن بست اعتماد به آمریکا گرفتار شده است
اما چاره ای نیست باید ضمن تبیین این رفتارها از موضوع اصلی غافل نشد. ملت شریف آنچه دلواپسان و منتقدان و دلسوزان و در رأس آنها رهبری انقلاب از ابتدا در خصوص نتیجه توافقنامه ضعیف و پرابهام برجام می دیدند، در حال تحقق است. سه سال از عمر دولت گذشته، دست های آقای روحانی خالی است. او همه تخم مرغ های خود را در سبد مذاکره با آمریکا و برجام قرار داده و الان در بن بست اعتماد به غرب و آمریکا گرفتار شده برای همین نه راه پس برای خود می بیند و نه راه پیش، بنابر این تنها راه حل را با نظر مشاورانش، تغییر زمین بازی یافته است. او می خواهد ملت را به این لفاظی ها مشغول کند تا از او نتیجه وعده حل مشکلات کشور در 100 روز را که الان به روز 1000 رسیده، مطالبه نکنند. او ادعا کرد که با برجام دیوار تحریم ها فرو ریخته و همه تحریمها لغو شده اند اما حالا هر ماه ،به جای تحقق وعده های داده شده، یک تحریم جدید در کاسه دراز شده به سوی آمریکا قرار می گیرد. آمریکایی ها همچنان دبه می کنند و آقای ظریف از لزوم فشار به آمریکا برای اجرای تعهداتش سخن می گوید. آقای ظریف لطفا بگوید به غیر از ایمیل زدن و خودکار پرت کردن، چه راهکار دیگری برای اعمال فشار دارید.
رکود پدر مردم را درآورده و چشمان شما همچنان به دستان آمریکاست که تحریمها را بردارد در حالی که شیطان بزرگ اگر می خواست تحریم ها را بردارد چرا تحریم کرد؟ آقای روحانی تا از امید به آمریکا دل نکنید، مشکلات دولت تان حل نمی شود. سوگمندانه هر چه از عمر آرایش عجوزه پیر برجام بیشتر می گذرد، معایب این ننگنامه بیشتر نمایان می شود و عده ای عصبانی تر می شوند.

پس از دوره نمایندگی همچنان در سنگر دفاع از انقلاب خواهم بود
پنج - ملت شریف، نمایندگی مردم و تریبون مجلس یکی از ظرفیت هایی بود که می توانستم مطالبه بخشی از جامعه را از آن بازتاب دهم. اکنون که این توفیق را برای حضور در مجلس دهم ندارم، طبعا ضمن حفظ ارتباط خود با توده های باانگیزه در سرتاسر کشور از ظرفیت های دیگری که در اختیار دارم همچون هفته نامه 9دی، سایت شخصی ام و صفحات مجازی ام در اینستاگرام و کانال تلگرام و دیگر رسانه های پرتلاش انقلابی برای دفاع از ارزش ها و آرمان های انقلاب اسلامی و استکبار ستیزی و مقابله با دیوثان سیاسی و اقتصادی بهره خواهم برد و حسرت یک آخ را بر دل آنهایی که تلاش کردند تا از صحنه بیرونم کنند، خواهم گذاشت. در طول این سال ها نه به کسی باج دادم و نه از کسی باج گرفته ام و برای همین مطابق قاعده انتخاب بین باز بودن جیب یا باز بودن دهان، جیب را بستم تا دهانم آزادنه باز باشد.
با صدای بلند و رسا اعلام می کنم که هرگز به ننگنامه برجام رضایت ندادم و تا جایی که توانستم به تبیین آنچه رهبر معظم انقلاب در چند سخنرانی مهم خود و در پاسخ به نامه های رئیس جمهور و در مجوز نامه مشروط برجام تعیین فرمودند، همت گماشتم. اما روزی را می بینم که مدافعان سینه چاک این ننگنامه، همان هایی که آن را در 20 دقیقه از سد مجلس عبور دادند، خود برای حمله به این عهدنامه و ننگنامه برجام، از یکدیگر سبقت می گیرند تا بلکه این لکه سیاه را از کارنامه خود پاک کنند

 

 

روحانی در انتخابات 92: 100 روزه تحول اقتصادی ایجاد می کنم

روحانی در انتخابات 92: 100 روزه تحول اقتصادی ایجاد می کنم
اگر منظورتان از ۱۰۰ روز ۱۰۰۰ روز هم بود، فرصت تمام شد
 

حجت‌الله عبدالملکی استاد اقتصاد با بیان اینکه بیش از 1000 روز از آغاز ریاست‌جمهوری آقای دکتر روحانی می‌گذرد اما خبری از تاثیرات اقتصادی دولت یازدهم نیست، تاکید کرد: حتی اگر منظور آقای رئیس‌جمهور در ایام تبلیغات انتخابات ریاست‌جمهوری از 100 روز 1000 روز بوده باشد، بازهم این سؤال جدی مطرح است که چرا هیچ‌کدام از وعده‌های اقتصادی دولت ایشان محقق نشده است.
وی با بیان اینکه "ما بر اساس موازین حاکم بر علم اقتصاد سخن می‌گویم و به هیچ عنوان بحث‌مان سیاسی یا جناجی نیست"، تاکید کرد: هیچ گره‌ای از مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم در دولت یازدهم باز نشده است چرا که دولت محترم، برنامه‌ مدون و کاربردی در حوزه اقتصاد نداشته است؛ تنها برنامه‌ای که دولت در دستور کار داشت بحث سیاست خارجی بود که سرانجام آن نیز برجام شد.
عبدالملکی گفت: آقایان می‌گویند، فعالیت‌شان در سیاست خارجی برای بهبود وضعیت اقتصادی است خب سؤال ما این است که دستاوردهای اقتصادی برجام کجاست و چه زمانی محسوس خواهد شد؟ آنچه از برجام و توافق با غرب برای ما حاصل شده، روشن است وقتی "یورواستات" به عنوان مرکز آمار اتحادیه اروپا بعد از توافق ژنو از افزایش 48 درصدی صادرات اروپا به ایران خبر می‌دهد و هنگامی که آمارهای رسمی از کاهش 16 درصدی صادرات غیرنفتی کشور در سال 94 خبر می‌دهد، چگونه می‌توان صدمات اقتصادی توافق هسته‌ای را نادیده گرفت.
این استاد دانشگاه گفت: تا زمانی که دولت، اقتصاد کشور را محور و اولویت خود قرار ندهند و تا زمانی که از طریق سیاست‌خارجی نادرست به فکر رفع مشکلات اقتصادی باشند، تردیدی نیست که وضعیت معیشتی و اقتصادی مردم بهبود نخواهد یافت؛ دولت یازدهم در حال پایان یافتن است اما بیکاری جوانان همچنان پابرجاست، کشور در رکورد است و هیچ خبری هم از توقف تورم نیست.
این اقتصاددان با اعلام آمادگی برای مناظره با مسئولان دولت، از مسئولان اقتصادی دولت یازدهم خواست به جای فرافکنی پاسخگوی عملکرد خود باشند و در صورتی که مدعی تاثیر مثبت برجام بر اقتصاد هستند، ادعای خود را با حضور در پای میز مناظره اثبات کنند.

 

حاشیه سازی و افراط در پسا برجام

از تحریف «اسلام انقلابی» تا شیفتگی در برابر فرهنگ انگلیسی بی سابقه ترین تندروی یک رئیس جمهور در تقابل با رهبر انقلاب
حاشیه سازی و افراط در پسا برجام
 

خشم اعتدالی!
حسن روحانی حتی در حد حرف هم به شعار اعتدال - ولو در معنا و مفهوم لیبرالیستی اش-  نتوانسته پای بند بماند. تندی و عصبانیت با منتقدان در الفاظ و در لحن سخنان روحانی دیگر آنقدر عادی شده که وقتی رئیس جمهور  در سخنانش منتقدان را مورد نوازش! قرار می دهد کسی تعجب نمی کند و خبر و تحلیل چندانی هم در مورد آن منتشر نمی شود؛ اما عصبانیت روحانی و لحن نامودبانه اش چندوقتی است وارد فاز جدیدی شده است.
بی شک جدی ترین حامی دولت پر اشتباه یازدهم، و در عین حال دلسوزترین و مشفق ترین منتقد اشتباهات دولت روحانی، کسی نیست جز رهبر معظم انقلاب؛ اما حسن روحانی هر از چندی بعد از بیان نقدهای حکیمانه و دلسوزانه  از سوی رهبر انقلاب، با لحنی دور از شان یک رئیس جمهور، موضعی کاملا آشکار در جهت خلاف فرمایش ایشان می گیرد. هر چند عملکرد و مواضع دولت روحانی طی حدود سه سال گذشته برخلاف بسیاری از جهتگیریهای تصریحی خرد و کلان رهبر انقلاب بوده است. از برجام خسارت بار  و عبورهای مکرر از خطوط قرمز اعلامی از سوی رهبری گرفته تا بی عملی دولت در اقتصاد مقاومتی و از لبخند برای دشمن تا  اخم به جناح مومن انقلابی و حمله به نهادهای قانونی ای مثل شورای نگهبان و .....
اما در پاره ای از موارد که تنها طی هفته گذشته دو نمونه از آن تکرار شد، شخص رئیس جمهور درباره مصادیق روشن و خاصی که رهبری موضع گرفته اند، اظهار نظر نموده است.

«زبان انگلیسی» به مثابه ناموس توسعه
بی شک سخن هفته گذشته روحانی درباره «زبان انگلیسی» بیانگر اعتقاد قلبی اوست چرا که در مراسم روز معلم دو سال قبل هم سخنانی شبیه به امسال درباره زبان انگلیسی بیان کرده بود. اعتقاد قلبی خودش است حتی اگر به توصیه مشاورش سریع القلم، بیان شده باشد. مشاوری که  به شهادت مقالات و سخنانش او را به منزله «تقی زاده» دهه نود بایستی درک کرد. مشاوری که در دی ماه 92 در اظهار نظری ذلیلانه و غیر علمی گفته بود: «کسی که زبان انگلیسی نمی‌داند، منطقی فکر نمی‌کند، چون تولید علم ۹۰ تا۹۵ درصد به زبان انگلیسی است و من شاهد این بودم که در کشوری مثل آلمان و فرانسه در دانشگاه فقط به زبان انگلیسی تدریس می‌شود. اگر رسانه ملی ما معتقد به توسعه و فهم بین‌المللی باشد نیمی از برنامه‌های خود را به زبان انگلیسی تولید و پخش می‌کند و با انرژی که این نهاد ملی دارد می‌تواند ظرف مدت دو سال در فرهنگ جامعه تغییر ایجاد کند!»
سابقه عملکرد روحانی در مسئولیتهای سابقش و همچنین مکتوباتش در حوزه اقتصاد و امنیت ملی نشان می دهد او از بن دندان به تفکرات لیبرالیستی در اداره کشور و توسعه به مفهوم غربی اش اعتقاد دارد و اهل فن می دانند که «زبان» رکن و پایه فرهنگ و تمدن و آموزش «زبان انگلیسی» رکن توسعه – بخوانید غربی شدن- است. بنابراین گویا به اعتقادات مقدس او اهانت شده که اینچنین و با سرعت موضع گیری می کند.

زبان انگلیسی عامل استعمار یا پیشرفت هند؟!
رییس جمهور یک روز پس از انتقاد رهبر معظم انقلاب درباره اصرار بر آموزش زبان انگلیسی به عنوان زبان انحصاری خارجی در کشور، گفت: «امروز شما ببینید در شبه قاره هند به خاطر اینکه این جمعیت عظیم به زبان انگلیسی تقریبا مسلط هستند شما ببینید که در IT چه کارهایی انجام داده‌اند و چه شغل بزرگی را این شبه قاره به دست آورده است، ما باید زبانی را یاد دهیم که در کنارش علم، راحت‌تر به دست آید و شغل بیشتر برای نسل جوان آینده به وجود بیاورد و ارتباط اقتصادی ما را با دنیا تسهیل کند.»
مثال رئیس جمهور هم جای تعجب دارد. آنها که اندک آشنایی با تاریخ دارند می دانند که زبان مردم هند پس از استعمار انگلیسی ها و بالاجبار و با ترفندهای بریتانیایی ها به انگلیسی تغییر یافت. هند از مهمترین مستعمرات بریتانیا بود و همچنان هم تحت سلطه فرهنگی و سیاسی غربیهاست. از اولین اقدامات استعمار گران برای هویت زدایی از ملتها و از بین بردن «استقلال طلبی» آنها تغییر زبان مادری مردم کشور هدف است. آیا روحانی معتقد است مسیر پیشرفت از  تحت سلطه قرار گرفتن و غربی شدن می گذرد؟ آیا روحانی حاضر است با همین صراحتی که در برابر نظر رهبر انقلاب درباره آموزش زبان انگلیسی موضع گرفت درباره مفاهیمی مانند «استقلال» و «عزت ملی» هم موضع بگیرد؟جالب آنکه مشاور مورد اشاره روحانی با روحیه «استقلال طلبی» هم مشکل دارد. سریع القلم دی ماه سال گذشته در سخنانی با بیان اینکه اگر کشوری نتواند به کشورهای دیگر قفل شود، نمی تواند راه پیشرفت را طی کند، تصریح کرد: «ما ایرانی ها باید واژه استقلال را مورد بازبینی جدی قرار دهیم و این را بدانیم که امنیت ملی کشور زمانی تامین خواهد شد که درآمد سرانه کشور به بالاتر از 10 و حتی 15 هزار دلار برسد.»
رهبر معظم انقلاب هفته گذشته در در دیدار جمعی از معلمان فرمودند: «من همین‌جا این حرفی را که گاهی هم گفته‌ام به مسئولین آموزش‌وپرورش [تکرار میکنم‌]؛ شاید به مسئولین محترم فعلی نگفته باشم امّا قبلها مکرّر گفته‌ام؛ این اصرار بر ترویج زبان انگلیسی در کشور ما یک کار ناسالم است. بله، زبان خارجی را باید بلد بود امّا زبان خارجی که فقط انگلیسی نیست، زبان علم که فقط انگلیسی نیست. چرا زبانهای دیگر را در مدارس به‌عنوان درس زبان معیّن نمیکنند؟ چه اصراری است؟ این میراث دوران طاغوت است، این میراث دوران پهلوی است. [مثلاً] زبان اسپانیولی؛ امروز کسانی که به زبان اسپانیولی حرف میزنند کمتر از کسانی نیستند که به زبان انگلیسی حرف میزنند؛ در کشورهای مختلف، در آمریکای لاتین یا در آفریقا کسان زیادی هستند. مثلاً میگویم؛ بنده حالا مروّج [زبان] اسپانیا نیستم که بخواهم برای آنها کار بکنم، امّا مثال دارم میزنم. چرا زبان فرانسه یا زبان آلمانی تعلیم داده نمیشود؟ زبانهای کشورهای پیشرفته‌ی شرقی هم زبان بیگانه است، اینها هم زبان علم است. آقا جان! در کشورهای دیگر به این مسئله توجّه میکنند و جلوی نفوذ و دخالت و توسعه‌ی زبان بیگانه را میگیرند؛ ما حالا از پاپ کاتولیک‌تر شده‌ایم! آمده‌ایم میدان را باز کرده‌ایم و علاوه بر اینکه این زبان را کرده‌ایم زبانِ خارجیِ انحصاریِ مدارسمان، مدام داریم می‌آوریمش [در مقاطع] پایین؛ در دبستانها و در مهدِکودک‌ها! چرا؟ ما که میخواهیم زبان فارسی را ترویج کنیم، باید یک عالَم خرج کنیم و زحمت بکشیم. [وقتی‌] کرسی زبان را در یک‌جا تعطیل میکنند، باید تماسهای دیپلماتیک بگیریم که چرا کرسی زبان را تعطیل کردید. نمیگذارند، اجازه‌ی دانشجو گرفتن نمیدهند، امتیاز نمیدهند، برای اینکه زبان فارسی را یک‌جا میخواهیم ترویج کنیم؛ آن‌وقت ما بیاییم زبان آنها را خودمان با پول خودمان، با خرج خودمان، با مشکلات خودمان ترویج کنیم. این عقلائی است؟ من نمیفهمم! این را داخل پرانتز گفتم، برای اینکه همه بدانند، توجّه کنند. [البتّه‌] نمیگویم که فردا برویم زبان انگلیسی را در مدارس تعطیل کنیم؛ نه، حرف من این نیست؛ حرف این است که بدانیم چه‌کار داریم میکنیم؛ بدانیم طرف میخواهد چگونه نسلی در این کشور پرورش بیابد،  و با چه خصوصیّاتی.»

باز تعریف دوگانه «افراطی – اعتدالی» در قالب «انقلابی – اعتدالی»
«اسلام انقلابی» کلیدواژه دیگری بود که مورد حمله حسن روحانی قرار گرفت. پس از آنکه رهبر انقلاب با صراحت در مقابل دو گانه «افراط - اعتدال» موضع گرفتند و از اینکه جوانان مومن انقلابی را افراطی بنامند انتقاد کردند، هر چند این دوگانه سازی از ادبیات رئیس جمهور و پدر معنوی دولت، هاشمی رفسنجانی حذف نشد اما کمرنگ گردید. اما هفته گذشته، روحانی به بهانه سالروز شهادت استاد مطهری به دست گروهک «فرقان»، مفهوم «اسلام انقلابی» را مغایر با انقلاب اسلامی و همنشین «افراطی گری» معرفی کرد و دست به بازسازی دوگانه «افراط - اعتدال» در قالب «انقلابی – اعتدالی» زد.
روحانی در سخنانی به مناسبت روز معلم گفت: «انقلاب اسلامی به معنای ایجاد تحرکی بزرگ در جامعه در عرصه‌های مختلف با هدف اسلام و ارزش‌های اسلامی است اما اسلام انقلابی بدان معناست که ما اصل را بر انقلاب و مبارزه قرار دهیم و صرفاً بخشی از اسلام را که ما را به جهاد و مبارزه دعوت می‌کند، قبول کنیم. یکی از مشکلات ما در زمان‌های پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در برابر برخی از گروهک‌ها این بود که آنها انقلاب اسلامی را نپذیرفته‌ بودند بلکه اسلام انقلابی را قبول داشتند! امروز باید کتب مطهری را بازخوانی کنیم و معلمان ما باید برای جوانان تشریح کنند که ما انقلابی اسلامی داریم و به دنبال اسلام انقلابی نیستیم.»

 «اسلام انقلابی»؛ مورد تاکید امام خمینی
و امام خامنه ای
این در حالی است که «اسلام انقلابی» از کلیدواژه های ادبیات حضرت امام خمینی و رهبر انقلاب است و در ادبیات این دو بزرگوار در مقابل اسلام سکولار و اسلام آمریکایی استفاده می شود. هر چند این صراحت بیشتر را هم باید مورد استقبال قرار داد. چرا که روحانی اعتراف کرده است اعتدالیون و جریان اعتدال نه تنها نسبتی با انقلابی گری و روحیه انقلابی ندارند که نقطه مقابل آن هستند.  حضرت امام خمینی در سخنانی در جمع طلاب و روحانیون می فرمایند: «هر روز ما در جنگ برکتی داشته‏ ایم که در همۀ صحنه‏ ها از آن بهره جسته ‏ایم. ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر نموده‏ ایم، ما مظلومیت خویش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نموده ‏ایم، ما در جنگ، پرده از چهرۀ تزویر جهانخواران کنار زدیم، ما در جنگ، دوستان و دشمنانمان را شناخته ‏ایم، ما در جنگ به این نتیجه  رسیده ایم که باید روی پای خودمان بایستیم، ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم، ما در جنگ ریشه‏ های انقلاب پر بار اسلامی‏مان را محکم کردیم، ما در جنگ حس برادری و وطن دوستی را در نهاد یکایک مردمان بارور کردیم، ما در جنگ به مردم جهان و خصوصاً مردم منطقه نشان دادیم که علیه تمامی قدرتها و ابرقدرتها سالیان سال می‏توان مبارزه کرد، جنگ ما کمک به افغانستان را به دنبال داشت، جنگ ما فتح فلسطین را به دنبال خواهد داشت، جنگ ما موجب شد که تمامی سردمداران نظامهای فاسد در مقابل اسلام احساس ذلت کنند، جنگ ما بیداری پاکستان و هندوستان را به دنبال داشت، تنها در جنگ بود که صنایع نظامی ما از رشد آنچنانی برخوردار شد و از همۀ اینها مهمتر استمرار روح اسلام انقلابی در پرتو جنگ تحقق یافت.»
رهبر معظم انقلاب هم در سال 69 در حرم رضوی می فرمایند: «مردم نباید فراموش بکنند که ما هرچه داریم، به برکت اسلام ناب و اسلام انقلابی است؛ اسلامیکه به فکر طبقات مستضعف و محروم است، نه اسلامی که در خدمت قدرتمندان و اغنیاست. بله، در دنیا کسان دیگری هستند که ادعای اسلام میکنند؛ اما اسلام آنها اسلام محمّد نیست؛ اسلام ابوجهل و ابولهب است؛ اسلام امریکاست.» همچنین ایشان در سال 78 در جمع بسیجیان می فرمایند: «دشمنی با اسلام انقلابی، اسلام امام، اسلام زندگی‌بخش، اسلامی که وقتی پرچمش برافراشته می‌شود، همه‌ی دنیا را به خود متوجّه می‌کند؛ همچنانی که امروز هم همین‌طور است. دشمنی با این اسلام به‌خاطر این است که اسلام، دست بیگانگان را از اینجا کوتاه کرد و منابع این کشور را از دست بیگانگان نجات داد. لذا امروز خدمت به ایران و خدمت به ملت ایران، عبارت از خدمت به اسلام است. هرکس که امروز اسلام انقلابی، اسلام امام، اسلام زندگی‌بخش و اسلام مبارزه با ظلم و ستم را گرامی بدارد نه آن چیزی که به نام اسلام در مقابل ظلم و ستم، تعظیم می‌کند! آن اسلام نیست، فریب است هرکس که امروز اسلام حقیقی و به تعبیر امام بزرگوار ما اسلام ناب محمّدی را تأیید و حمایت کند، اوست که برای ایران و ملت ایران، برای تاریخ ایران و آینده‌ی ایران و یکایک آحاد این ملت خدمت می‌کند.»  شبیه به همین تعابیر را ایشان سال گذشته و در جمع فرماندهان سپاه نیز فرمودند: «اسلامِ فقط عمل شخصی، اسلامِ سکولار، اسلام «یؤمن ببعض و یکفر ببعض»، اسلامی که جهاد را از آن خط بزنند، نهی‌ازمنکر را از آن خط بزنند و بردارند، شهادت فی‌سبیل‌الله را از آن بردارند، اسلامِ انقلاب نیست. اسلامِ انقلاب، همانی است که انسان در قرآن کریم -در آیات متعدّد الهیِ قرآنی- مشاهده میکند؛ به زبان خود ما هم [مشاهده میشود]؛ این وصیّت‌نامه‌ی امام است، این یادگارهای منطوق و مکتوب امام است. این اسلام ما است»

آیا «افراطی ها» ، دولت اعتدال را دچار بحران می کنند؟
هر چند هیچگاه از ابتدای روی کار آمدن این دولت نا کنون، «اعتدال» مصداقی در حرف، عمل، جهت گیری و برنامه های دولتمردان یازدهم نداشته است اما روحانی هواره با سخنانش نشان داده نقطه مقابل اعتدالی که از آن دم می زند – یا همان افراط – در معنای واقعی اش خود او و دولتش است. «افراطی» گری های اعتدالیون این روزها رو به فزونی است. افراطی  گری هایی که به لحاظ تاکتیکی و پراگماتیستی تکنوکراتها هم اگر به آن نگاه شود، سرنوشتی جز یک دوره ای بودن دولت اعتدال به بار نخواهد آورد.  افراط در حمله به منتقدان، افراط در دفاع بی مبنا از عملکرد پر اشتباه دولت، افراط در انداختن تقصیر همه مشکلات به گردن دولت قبل، افراط در دفاع خنده دار از برجام تو خالی، افراط در بیان عباراتی مانند «مردم تفاوت قبل از برجام و بعد از برجام را در زندگی خود احساس می کنند» و «آفتاب تابان» و ... افراط در حاشیه سازی، افراط در تکه پرانی و نیش و کنایه زدن به این و آن، افراط در اعتماد ساده لوحانه به غرب و آمریکاییها، افراط در سکوت در مقابل تحقیرشدنهای مکرر ملت و دولت ایران از سوی عربهای متحجر منطقه و ...
شاید عقلایی در جمع اعتدالیون باشند که این روزها به فکر بیفتند و کمی جلوی افراطی گری ها را بگیرند.

دولت حاشیه و فرار از پاسخگویی در قبال برجام خسارت بار!
اما در کنار این نمی توان از تمایل روحانی به حاشیه سازی برای فراموش شدن «بی کاری» و نه کم کاری دولت در رفع مشکلات اقتصادی کشور گذشت. حاشیه هایی که چند روزی ذهن همه رسانه های را درگیر می کند تا خسارتهای برجام در پسا برجام مورد غفلت قرار گیرد و منتقدان دولت نتوانند نقض تعهدهای مکرر کدخدا  و بی نتیجه بودن برجام  را به رخ دولت بکشند.
نکته دیگر اینکه همانگونه که در ابتدا اشاره شد روحانی عصبانی است و این عصبانیت را نمی تواند پنهان کند؛ شاید عصبانی از اینکه تحقق تفکرات توسعه محورش در اداره کشور با سد محکمی روبروست که هر از چندی می تواند با سخنانش همه آنچه حلقه های اعتدالی اعم از نیاورانیها، فرانکفورتیها و.... رشته کرده اند را پنبه کند.

 

روزت مبارک اگر معلمی را کاسبی نمیدانی

من رضوان جوابم یه کلمه اس که خدا اراده داده یه عده با اراده میرن حق بقیه را می دوزدن همین

سوال اصلیه اینه که این همه قحطی و کمبود چرا تو عالم وجود داره و چرا عده ای باید از گرسنگی بمیرن و یا اذیت بشن؟
مگه خدا رزاق نیست؟ 

در جواب این سوال مهم باید توجه داشت که کمبود ها و قحطی هایی که در عالم وجود داره به خاطر وجود چند دلیله که توجه به اونها جواب این سوال رو روشن می کنه:

1)گاهى كمبودها جنبه كیفرى دارد، چنانكه قرآن در مورد كیفر بنى‏اسرائیل مى‏فرماید: (فبظلم من الّذین هادوا حرّمنا: به خاطر ظلمى كه یهود كردند، بخشى از خوردنى‏ها را بر آنان حرام كردیم.)( النساء : 160)

2)گاهى جنبه آزمایشى دارد(و لنبلونّكم بشى‏ء من الخوف و الجوع: ما از طریق گرسنگى و ترس و... شما را آزمایش مى‏كنیم.)( البقرة : 155)

3)گاهى جنبه تربیتى دارد: (فاخذناهم بالبأساء... لعلهم یتضرّعون: ما براى تضرّع و برگشت آنان به سوى خداوند، آنها را از طریق ناگوارى‏ها گوشمالى مى‏دهیم.)( الأنعام : 42)

4)گاهى نتیجه قهرى برخورد نادرست انسان با طبیعت و نقض قوانین طبیعی و انسانی ست، همچون تخریب جنگل‏ها، آلوده ساختن آب رودخانه‏ها و به هم زدن تعادل محیط زیست كه در طول زمان، مشكلات بسیارى از جمله قحطى را بدنبال مى‏آورد.
منابع:
1.المیزان
2.نمونه
3.نور 

اشکم چکد هر نیمه شب           بر صفه قرآ ن من

گویی که آتش می زند          هر شعله اش بر جان من

قران مگو دریا ست این            دریای نا پیداست این

تا جا ودان برجاست این            هر وازه اش برهان من

هر جمله لرزاند مرا             وز شوق گریاند مرا

لطف خدا خواند مرا          صد وای از حرمان من

هر سوره اش دار الشفا        در نور ان عطرصفا

بر درد نا نا پیدا بود        قران من درمان من

از حق ندا اید که هان      ای بنده الوده جان

اخر چرا پیچیده ای       سر از خط فرمان من

دعوی معبودی مکن     اهنگ نابودی مکن

ای بنده نمرودی مکن           پروا کن از طوفان من

من جنتم اتش تویی        من رحمتم  سر کش تو یی

خود را چرا افکنده ای       در شعله عصیان من

از قرب ما دوری مکن            وز یار مهجوری مکن

در گلشن رحمت درا          ای بلبل بستان من

دلخستگان را یاورم           لب تشنگان را کوثرم

از تو به تو عاشقترم                من ان تو تو ان من

راز مرا محرم تو یی         مقصودم از ادم تویی

حوا تویی ادم تویی       بر گرد در رضوان من

زین ایه ها گریان شوم     در اشک خود پنهان شوم

نالم زغفلتها بسی     غفلت بود زندان من

در دل بسی زاری کنم             وز خویش بیزاری کنم

زیرا نباشد در جهان            جز من کسی شیطان من

غافل شدم در زندگی        می گریم از شرمندگی

یک دم نکردم بندگی        فریاد از نسیان من

زین سوره ها افروختم             اتش گرفتم سو ختم

لب را ز حیرت دو ختم          تا نشنوی  افغان من

 

گستاخی عربستان علتش اینه

گستاخي عربستان؛ نتيجه انفعال در سياست خارجي!

 قاسم روان‌بخش

زماني يكي از ورزشكاران ما مي‌گفت نمي‌دانم چرا غالبا در برابر تيم فوتبال عربستاني‌ها كم مي‌آوريم با اين‌كه تيم چندان مقتدري نيستند. ديگري در پاسخش مي‌گفت كه اولا آن‌ها خيلي خشن بازي مي‌كنند و ثانيا ما در برابر خشونت آن‌ها مي‌ترسيم محكم بازي كنيم و در نتيجه خيلي زود خسته و منفعل مي‌شويم. شخص ديگري مي‌گفت كه اگر مي‌خواهيد پيروز شويد شما هم خشن بازي كنيد و اولين ضربات سنگين و خشن را به آن‌ها بزنيد.

اگر اين راه حل درست باشد، مي‌توان گفت در عرصه سياسي هم همين گونه است. حاكمان عربستان هرگاه احساس كرده‌اند كه موضع جمهوري اسلامي در سياست خارجي حالت انفعالي دارد آن‌ها نيز بر فشارهايشان افزوده‌اند و هرگاه در ايران دولت مقتدري سر كار آمده كه با عربستان و اربابان جهانخوارش با زبان قدرت سخن گفته، عربستان تسليم شده و در برابر ايران كوتاه آمده است.

متاسفانه دولت كنوني كه بر اساس شعار‌هاي انتخاباتي‌اش قرار بود احترام را به پاسپورت ايراني برگرداند(!) در سه سال اخير در سياست خارجي به‌گونه‌اي برخورد كرده كه عربستان بدترين نوع برخوردها را با ما داشته است؛ برخوردهايي كه برخي از آن‌ها هرگز از حافظه ملت ايران پاك نخواهد شد. تعرض به دو نوجوان زائر ايراني در فرودگاه جده و كشتار حجاج بي گناه در سرزمين مني در سال گذشته، حمله نظامي به مردم مظلوم يمن طي دوسال متوالي حتي در ماه‌هاي حرام و ايام برگزاري مراسم حج، نتيجه انفعالي است كه در سياست خارجي ما از جمله در ماجراي هسته‌اي و برجام مشاهده كرده است. بي ترديد زماني كه آن‌ها از تصميم برخي مسؤولان براي اجراي برجام 2 و 3و 4 و... مطلع مي‌شوند، حدس مي‌زنند كه ايران براي برقرار ارتباط منطقه‌اي خود با كشورهايي مانند عربستان نه تنها شرط و شروطي ندارد بلكه حاضر است با همان مدل برجامي، امتيازات قابل توجهي بدهد و براي اين‌كه خواسته‌اش زودتر محقق شود آمادگي دارد همانند برجام، ابتدا هر چه را آن‌ها مي‌خواهند بر روي زمين اجرا كند هر چند عربستان بر روي كاغذ قول‌هايي بدهد كه بعدا اجراي آن‌ها را به كوتاه آمدن در عرصه‌هاي ديگري منوط سازد. درست در راستاي اجراي همين سياست خارجي متفاوت است كه سال 88، در ديدار خداحافظي سفير عربستان سعودي، اين وزير امور خارجه جمهوري اسلامي ايران است كه شرط و شروط مي‌گذارد و منوچهر متكي ادامه حضور حجاج و عمره‌گذاران ايراني در عربستان را منوط به تجديد نظر در نوع رفتار مقامات سعودي با حجاج ايراني مي‌كند. به گزارش پايگاه اطلاع رساني دولت، سفير عربستان سعودي منفعلانه در پاسخ اظهار مي‌دارد: «ما قدردان تلاش‌هاي وزارت امور خارجه و دولت جمهوري اسلامي ايران براي مساعدت به سفارت براي انجام وظايف ديپلماتيك هستيم و از مردم بزرگ ايران در خلال ماموريت خويش تجربيات خوبي به دست آورده و احترام زيادي براي ايرانيان قائليم.‌» ولي متاسفانه در سال‌هاي اخير، عربستان به موازات سياست‌هاي انفعالي ايران بسيار فعال و گستاخانه عمل مي‌كند، علاوه بر حمايت‌هاي آشكارش از داعش و جبهه‌هاي تكفيري در عراق و سوريه و يمن و بحرين، در مذاكرات هسته‌اي به جمع 1+5 مي‌پيوندد و با كاهش شديد قيمت نفت، ايران را زير فشار اقتصادي قرار مي‌دهد و در ايام حج بهترين فرزندان ما را مظلومانه و با لب تشنه به شهادت مي‌رساند و نه تنها حاضر به عذرخواهي از دولت و ملت ايران نشده كه طلبكارانه به دادگاه‌هاي بين‌المللي شكايت برده و ايران را مقصر اصلي حادثه مني معرفي مي‌كند و امروز كه پس از سه ماه تاخير، هيات ايراني را براي برگزاري حج سال 95 پذيرفته است با شرط و شروط بي‌سابقه كه از قبل پيش بيني مي‌شد، ايران را زير فشار قرار داده كه يا شرايط پيشنهادي‌اش را بپذيرد و يا از سفر حج چشم بپوشد كه در هر صورت يك بازي برد – برد به نفع عربستان تمام مي‌شود.

در اين باره، آن قدر آش سياست انفعالي شور شده كه روزنامه مدعي اصلاح‌طلبي مردم سالاري نيز صدايش بلند شده مي‌نويسد: «در حالي كه انتظار مي‌رفت وزير حج و زيارت عربستان در ديدار با همتاي ايراني خود از اقدامات عربستان براي تامين امنيت حجاج سخن بگويد، محدوديت‌هاي ايرانيان در حج را مطرح كرد. وزير حج اين كشور در ديدار با هيات ايراني شرطي را تعيين كرده است كه بر اساس آن، چنان چه توزيع نشريات و يا مجلات خاصِ بعثه رهبري درباره چگونگي اجراي مناسك حج با موافقت وزارت فرهنگ و رسانه عربستان انجام نشود، محدوديت‌ها عليه ايران در نظر گرفته خواهد شد. وزير حج عربستان در ادامه به اطلاع هياتي از ايران رساند كه برپايي هرگونه راهپيمايي و تجمعات در اماكن عمومي مربوط به مراسم حج ممنوع است؛ زيرا «سر دادن شعار، مزاحم ديگر حجاج مي‌شود». اين مسائل در حالي مطرح مي‌شود كه انتظار مي‌رفت دولت عربستان در اين نشست نه تنها از هيات ايراني بابت اتفاقات گذشته عذرخواهي كند كه پيش از هرچيز از پرداخت ديه به حادثه‌ديدگان سخن بگويد. در اين شرايط دولت بايد هرچه سريع‌تر تصميم قاطعي در اين زمينه اتخاذ كند.»

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي هم ضمن گلايه از مقامات سعودي، از ديگر شروط سعودي‌ها پرده برداشت و گفت: «در چند ماه گذشته، اين اولين بار بود كه مقامات سعودي به چند نفر از مسؤولان سازمان حج و زيارت ويزا دادند و تا جايي كه مي‌دانم در قبال مسائل مختلفي كه هيات ما مطرح كرده است، آن‌ها(مقامات سعودي) برخوردهاي منفي صورت دادند. به عنوان مثال آن‌ها در بحث حمل و نقل هوايي و اين‌كه هواپيماهاي ما بتوانند زائران را به آن‌جا منتقل كنند، كارشكني‌هاي مختلفي انجام مي‌دهند. در مورد صدور ويزا هم كارشكني مي‌كنند؛ ما در اين رابطه به آن‌ها گفته‌ايم كه اگر دولت سوئيس، حافظ منافع شما در ايران است، بايد به حجاج ايراني ويزا بدهد؛ اما آن‌ها اصرار دارند كه ويزا، در يك كشور ثالث داده شود كه اين مورد براي ما به هيج وجه من الوجوه، قابل قبول نيست.»

به هرحال عربستان سعودي به جاي عذرخواهي و پرداخت ديه و تضمين امنيت جان حجاج ايراني، علاوه بر ايجاد مشكلات در راه صدور رواديد و پرواز هواپيماهاي ايراني به عربستان، درصدد است حج را به حجي بي روح مانند ديگر كشورهاي غير انقلابي تبديل سازد و از مراسم دعاي كميل مدينه و برائت از مشركين كه امام(ره) آن را روح حج مي‌دانست جلوگيري كند و البته هيچ تعهدي هم براي تامين جان حجاج و حفظ حرمت آن‌ها نداده و نخواهد داد!

متاسفانه در چنين شرائطي دولتمردان در اجلاسي شركت مي‌كنند كه عربستان در آن نقش اساسي ايفا كرده، ايران و حزب ا... لبنان توسط سران شركت كننده محكوم مي‌شوند و عملا اجماعي بر ضد ايران شكل مي‌گيرد. براستي آيا وقت آن نرسيده است كه در برابر اقدامات زشت و تحقير آميز عربستاني‌ها موضعي محكم و در شان ملت ايران گرفته شود؟!

سردار وحيدي:
هيچ قطعنامه اي در خصوص كنترل موشك قابل قبول نيست

سردار وحيدي در گفت‌و گو با فارس اظهار داشت: بحث موشك اصولاً تحت هيچ كنترل رسمي بين‌المللي نيست. يعني هيچ سازمان رسمي بين‌المللي منطبق با سازمان ملل وجود ندارد كه مسئوليت آن، كنترل يا محدود كردن توان موشكي باشد و هيچ كميسيوني هم براي نظارت بر موشك‌ها در دنيا وجود ندارد.

وي افزود: تنها موضوعي كه در دنيا وجود دارد، قرارداد چندجانبه‌اي به نام M.T.C.R (انجمني داوطلبانه موسوم به «رژيم كنترل تكنولوژي موشك» The Missile Technology Control Regime) است كه محدوديت‌هايي را براي اعضايي كه به آن مي‌پيوندند قائل مي‌شود و ايران و بسياري از كشورهاي ديگر هم عضو آن نيستند.

رئيس مركز مطالعات راهبردي دفاعي خاطرنشان كرد: بنابراين، اين مبحث كه موشك‌هاي بالستيك و غيربالستيك بايد تحت كنترل باشند، اساسا خلاف حقوق بين‌المللي است و هر قطع‌نامه‌اي هم در اين رابطه صادر شود، چون مبتني بر هيچ اصول بين‌المللي نيست، مسموع و قابل‌قبول نخواهد بود.

سردار وحيدي ادامه داد: ما كشورهاي مختلفي را مي‌بينيم كه موشك‌هاي متعددي با بُردهاي مختلف در اختيار دارند و هيچگاه هم كسي در مورد آنها سخني نگفته است.

رئيس مركز مطالعات راهبردي دفاعي اضافه كرد: جمهوري اسلامي ايران بحث موشك را در چارچوب دكترين دفاعي خاص خود تعريف كرده و امروز هم توانمندي‌هاي بسيار گسترده و مناسبي در اختيار دارد كه پاسخگوي نيازهاي كشور است.

سردار وحيدي با تاكيد بر اينكه مسأله توانمندي موشكي ايران هيچ ربطي به خارج از كشور و فراتر از مرزها ندارد، افزود: اين توان موشكي در بدترين شرايط تحميلي از سوي دشمن تأمين شد و طبيعي است باز هم مسير رشد و پيشرفت خود را به لحاظ كمي و كيفي طي كند و ما در اين باره هيچ مشكلي نداريم.

گستاخی عربستان علتش اینه

گستاخي عربستان؛ نتيجه انفعال در سياست خارجي!

 قاسم روان‌بخش

زماني يكي از ورزشكاران ما مي‌گفت نمي‌دانم چرا غالبا در برابر تيم فوتبال عربستاني‌ها كم مي‌آوريم با اين‌كه تيم چندان مقتدري نيستند. ديگري در پاسخش مي‌گفت كه اولا آن‌ها خيلي خشن بازي مي‌كنند و ثانيا ما در برابر خشونت آن‌ها مي‌ترسيم محكم بازي كنيم و در نتيجه خيلي زود خسته و منفعل مي‌شويم. شخص ديگري مي‌گفت كه اگر مي‌خواهيد پيروز شويد شما هم خشن بازي كنيد و اولين ضربات سنگين و خشن را به آن‌ها بزنيد.

اگر اين راه حل درست باشد، مي‌توان گفت در عرصه سياسي هم همين گونه است. حاكمان عربستان هرگاه احساس كرده‌اند كه موضع جمهوري اسلامي در سياست خارجي حالت انفعالي دارد آن‌ها نيز بر فشارهايشان افزوده‌اند و هرگاه در ايران دولت مقتدري سر كار آمده كه با عربستان و اربابان جهانخوارش با زبان قدرت سخن گفته، عربستان تسليم شده و در برابر ايران كوتاه آمده است.

متاسفانه دولت كنوني كه بر اساس شعار‌هاي انتخاباتي‌اش قرار بود احترام را به پاسپورت ايراني برگرداند(!) در سه سال اخير در سياست خارجي به‌گونه‌اي برخورد كرده كه عربستان بدترين نوع برخوردها را با ما داشته است؛ برخوردهايي كه برخي از آن‌ها هرگز از حافظه ملت ايران پاك نخواهد شد. تعرض به دو نوجوان زائر ايراني در فرودگاه جده و كشتار حجاج بي گناه در سرزمين مني در سال گذشته، حمله نظامي به مردم مظلوم يمن طي دوسال متوالي حتي در ماه‌هاي حرام و ايام برگزاري مراسم حج، نتيجه انفعالي است كه در سياست خارجي ما از جمله در ماجراي هسته‌اي و برجام مشاهده كرده است. بي ترديد زماني كه آن‌ها از تصميم برخي مسؤولان براي اجراي برجام 2 و 3و 4 و... مطلع مي‌شوند، حدس مي‌زنند كه ايران براي برقرار ارتباط منطقه‌اي خود با كشورهايي مانند عربستان نه تنها شرط و شروطي ندارد بلكه حاضر است با همان مدل برجامي، امتيازات قابل توجهي بدهد و براي اين‌كه خواسته‌اش زودتر محقق شود آمادگي دارد همانند برجام، ابتدا هر چه را آن‌ها مي‌خواهند بر روي زمين اجرا كند هر چند عربستان بر روي كاغذ قول‌هايي بدهد كه بعدا اجراي آن‌ها را به كوتاه آمدن در عرصه‌هاي ديگري منوط سازد. درست در راستاي اجراي همين سياست خارجي متفاوت است كه سال 88، در ديدار خداحافظي سفير عربستان سعودي، اين وزير امور خارجه جمهوري اسلامي ايران است كه شرط و شروط مي‌گذارد و منوچهر متكي ادامه حضور حجاج و عمره‌گذاران ايراني در عربستان را منوط به تجديد نظر در نوع رفتار مقامات سعودي با حجاج ايراني مي‌كند. به گزارش پايگاه اطلاع رساني دولت، سفير عربستان سعودي منفعلانه در پاسخ اظهار مي‌دارد: «ما قدردان تلاش‌هاي وزارت امور خارجه و دولت جمهوري اسلامي ايران براي مساعدت به سفارت براي انجام وظايف ديپلماتيك هستيم و از مردم بزرگ ايران در خلال ماموريت خويش تجربيات خوبي به دست آورده و احترام زيادي براي ايرانيان قائليم.‌» ولي متاسفانه در سال‌هاي اخير، عربستان به موازات سياست‌هاي انفعالي ايران بسيار فعال و گستاخانه عمل مي‌كند، علاوه بر حمايت‌هاي آشكارش از داعش و جبهه‌هاي تكفيري در عراق و سوريه و يمن و بحرين، در مذاكرات هسته‌اي به جمع 1+5 مي‌پيوندد و با كاهش شديد قيمت نفت، ايران را زير فشار اقتصادي قرار مي‌دهد و در ايام حج بهترين فرزندان ما را مظلومانه و با لب تشنه به شهادت مي‌رساند و نه تنها حاضر به عذرخواهي از دولت و ملت ايران نشده كه طلبكارانه به دادگاه‌هاي بين‌المللي شكايت برده و ايران را مقصر اصلي حادثه مني معرفي مي‌كند و امروز كه پس از سه ماه تاخير، هيات ايراني را براي برگزاري حج سال 95 پذيرفته است با شرط و شروط بي‌سابقه كه از قبل پيش بيني مي‌شد، ايران را زير فشار قرار داده كه يا شرايط پيشنهادي‌اش را بپذيرد و يا از سفر حج چشم بپوشد كه در هر صورت يك بازي برد – برد به نفع عربستان تمام مي‌شود.

در اين باره، آن قدر آش سياست انفعالي شور شده كه روزنامه مدعي اصلاح‌طلبي مردم سالاري نيز صدايش بلند شده مي‌نويسد: «در حالي كه انتظار مي‌رفت وزير حج و زيارت عربستان در ديدار با همتاي ايراني خود از اقدامات عربستان براي تامين امنيت حجاج سخن بگويد، محدوديت‌هاي ايرانيان در حج را مطرح كرد. وزير حج اين كشور در ديدار با هيات ايراني شرطي را تعيين كرده است كه بر اساس آن، چنان چه توزيع نشريات و يا مجلات خاصِ بعثه رهبري درباره چگونگي اجراي مناسك حج با موافقت وزارت فرهنگ و رسانه عربستان انجام نشود، محدوديت‌ها عليه ايران در نظر گرفته خواهد شد. وزير حج عربستان در ادامه به اطلاع هياتي از ايران رساند كه برپايي هرگونه راهپيمايي و تجمعات در اماكن عمومي مربوط به مراسم حج ممنوع است؛ زيرا «سر دادن شعار، مزاحم ديگر حجاج مي‌شود». اين مسائل در حالي مطرح مي‌شود كه انتظار مي‌رفت دولت عربستان در اين نشست نه تنها از هيات ايراني بابت اتفاقات گذشته عذرخواهي كند كه پيش از هرچيز از پرداخت ديه به حادثه‌ديدگان سخن بگويد. در اين شرايط دولت بايد هرچه سريع‌تر تصميم قاطعي در اين زمينه اتخاذ كند.»

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي هم ضمن گلايه از مقامات سعودي، از ديگر شروط سعودي‌ها پرده برداشت و گفت: «در چند ماه گذشته، اين اولين بار بود كه مقامات سعودي به چند نفر از مسؤولان سازمان حج و زيارت ويزا دادند و تا جايي كه مي‌دانم در قبال مسائل مختلفي كه هيات ما مطرح كرده است، آن‌ها(مقامات سعودي) برخوردهاي منفي صورت دادند. به عنوان مثال آن‌ها در بحث حمل و نقل هوايي و اين‌كه هواپيماهاي ما بتوانند زائران را به آن‌جا منتقل كنند، كارشكني‌هاي مختلفي انجام مي‌دهند. در مورد صدور ويزا هم كارشكني مي‌كنند؛ ما در اين رابطه به آن‌ها گفته‌ايم كه اگر دولت سوئيس، حافظ منافع شما در ايران است، بايد به حجاج ايراني ويزا بدهد؛ اما آن‌ها اصرار دارند كه ويزا، در يك كشور ثالث داده شود كه اين مورد براي ما به هيج وجه من الوجوه، قابل قبول نيست.»

به هرحال عربستان سعودي به جاي عذرخواهي و پرداخت ديه و تضمين امنيت جان حجاج ايراني، علاوه بر ايجاد مشكلات در راه صدور رواديد و پرواز هواپيماهاي ايراني به عربستان، درصدد است حج را به حجي بي روح مانند ديگر كشورهاي غير انقلابي تبديل سازد و از مراسم دعاي كميل مدينه و برائت از مشركين كه امام(ره) آن را روح حج مي‌دانست جلوگيري كند و البته هيچ تعهدي هم براي تامين جان حجاج و حفظ حرمت آن‌ها نداده و نخواهد داد!

متاسفانه در چنين شرائطي دولتمردان در اجلاسي شركت مي‌كنند كه عربستان در آن نقش اساسي ايفا كرده، ايران و حزب ا... لبنان توسط سران شركت كننده محكوم مي‌شوند و عملا اجماعي بر ضد ايران شكل مي‌گيرد. براستي آيا وقت آن نرسيده است كه در برابر اقدامات زشت و تحقير آميز عربستاني‌ها موضعي محكم و در شان ملت ايران گرفته شود؟!

سردار وحيدي:
هيچ قطعنامه اي در خصوص كنترل موشك قابل قبول نيست

سردار وحيدي در گفت‌و گو با فارس اظهار داشت: بحث موشك اصولاً تحت هيچ كنترل رسمي بين‌المللي نيست. يعني هيچ سازمان رسمي بين‌المللي منطبق با سازمان ملل وجود ندارد كه مسئوليت آن، كنترل يا محدود كردن توان موشكي باشد و هيچ كميسيوني هم براي نظارت بر موشك‌ها در دنيا وجود ندارد.

وي افزود: تنها موضوعي كه در دنيا وجود دارد، قرارداد چندجانبه‌اي به نام M.T.C.R (انجمني داوطلبانه موسوم به «رژيم كنترل تكنولوژي موشك» The Missile Technology Control Regime) است كه محدوديت‌هايي را براي اعضايي كه به آن مي‌پيوندند قائل مي‌شود و ايران و بسياري از كشورهاي ديگر هم عضو آن نيستند.

رئيس مركز مطالعات راهبردي دفاعي خاطرنشان كرد: بنابراين، اين مبحث كه موشك‌هاي بالستيك و غيربالستيك بايد تحت كنترل باشند، اساسا خلاف حقوق بين‌المللي است و هر قطع‌نامه‌اي هم در اين رابطه صادر شود، چون مبتني بر هيچ اصول بين‌المللي نيست، مسموع و قابل‌قبول نخواهد بود.

سردار وحيدي ادامه داد: ما كشورهاي مختلفي را مي‌بينيم كه موشك‌هاي متعددي با بُردهاي مختلف در اختيار دارند و هيچگاه هم كسي در مورد آنها سخني نگفته است.

رئيس مركز مطالعات راهبردي دفاعي اضافه كرد: جمهوري اسلامي ايران بحث موشك را در چارچوب دكترين دفاعي خاص خود تعريف كرده و امروز هم توانمندي‌هاي بسيار گسترده و مناسبي در اختيار دارد كه پاسخگوي نيازهاي كشور است.

سردار وحيدي با تاكيد بر اينكه مسأله توانمندي موشكي ايران هيچ ربطي به خارج از كشور و فراتر از مرزها ندارد، افزود: اين توان موشكي در بدترين شرايط تحميلي از سوي دشمن تأمين شد و طبيعي است باز هم مسير رشد و پيشرفت خود را به لحاظ كمي و كيفي طي كند و ما در اين باره هيچ مشكلي نداريم.

سلام به روح سید ذاکر عزیز صلوات براش

سلام دوست گرامی مجذوب الحسین بهوبلاکتان امدم اماجایی برای نظر گذاشتن نبود  تلگرام هستم کانال دارم مطالبو انجا میذارم  ادرسم اینه امدی مطالبتو میذارم کانال  باشه ؟  تلگراممه

@baharefarhangi

ظریف یلذته بچه 16 ساله در عراق با خبرنگار بد حجاب چه کرد ؟ یاد بگیر او اسیر بود تو امیر