وبلاگ لبخند خدا

 

 وبلاگ لبخند خدا http://kosar721.blogfa.com/

 دختر عزیزم که تازه وبلاگ زده این مطلب را زده او بر خلاف من مطلقا سیاسی نیست  دوستان بهش سر بزنند ممنون میشم در پیوند های من شماره ۵ است

کودکی به مامانش گفت: من واسه تولدم دوچرخه می‌خوام. بابی پسر خیلی شری بود. همیشه اذیت می کرد. مامانش بهش گفت: آیا حقته که این دوچرخه رو واسه تولدت بگیریم؟ بابی گفت: آره.

مامانش بهش گفت، برو تو اتاق خودت و یه نامه برای خدا بنویس و ازش بخواه به خاطر کارای خوبی که انجام دادی بهت یه دوچرخه بده.

 

نامه شماره یک

سلام خدای عزیز

اسم من بابی هست. من یک پسر خیلی خوبی بودم و حالا ازت می خوام که یه دوچرخه بهم بدی.

دوستدار تو - بابی

بابی کمی فکر کرد و دید که این نامه چون دروغه، کارساز نیست و دوچرخه ای گیرش نمیاد. برای همین نامه رو پاره کرد.

نامه شماره دو

سلام خدا

اسم من بابیه و من همیشه سعی کردم که پسر خوبی باشم. لطفاً واسه تولدم یه دوچرخه بهم بده.

بابی

اما بابی یه کمی فکر کرد و دید که این نامه هم جواب نمی ده واسه همین پاره اش کرد.

نامه شماره سه

سلام خدا

اسم من بابی هست. درسته که من بچه خوبی نبودم ولی اگه واسه تولدم یه دوچرخه بهم بدی قول می دم که بچه خوبی باشم.

بابی

بابی کمی فکر کرد و با خودش گفت که شاید این نامه هم جواب نده. واسه همین پاره اش کرد. تو فکر فرو رفت. رفت به مامانش گفت که می خوام برم کلیسا. مامانش دید که کلکش کار ساز بوده، بهش گفت خوب برو ولی قبل از شام خونه باش.

بابی رفت کلیسا. یه کمی نشست وقتی دید هیچ کسی اونجا نیست، پرید و مجسمه مریم مقدس رو دزدید و از کلیسا فرار کرد.

بعدش مستقیم رفت تو اتاقش و نامه جدیدش رو نوشت.

نامه شماره چهار

سلام خدا

مامانت پیش منه! اگه می خواهیش واسه تولدم یه دوچرخه بهم بده.

بابی

تصویر کدام شهید بر دیوار اتاق رهبر انقلاب است + عکس

ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ


شهید نیوز- حمید داودآبادی در خاطره خود می‌گوید: آقا در بین صحبت هایش فرمود: «تصویر شهیدی در اتاق من هست که بسیار زیباست و خیلی به آن علاقه دارم.» وقتی پرسیدم متعلق به کدام شهید است؟ ایشان فرمود که نامش را نمی دانم.


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شهیدنیوز به نقل از فارس، حمید داودآبادی نویسنده و وبلاگ نویس عرصه دفاع مقدس در جدیدترین مطلب زیبایی که در وبلاگ خود به نگارش در آورده به ذکر خاطره‌ای از دیدارش با رهبر انقلاب اشاره کرده که در زیر آن را می‌خوانید:

اوایل بهمن ماه 1377 بود و بعد از ماه مبارک رمضان. همراه «مسعود ده نمکی» و فرزندانم سعید و مصطفی - که آن موقع هفت، هشت سال بیشتر نداشتند – خدمت مقام معظم رهبری بودیم. نماز جماعت مغرب و عشا در جمع کوچک مان به امامت آقا خوانده شد و آقا همان جا روی سجاده برگشت رو به ما و حال و احوال و گپ و گفت شروع شد. تازه نشریه شلمچه، به ضرب و زور «عطاالله مهاجرانی» وزیر ارشاد اصلاحات تعطیل و قلع و قمع شده بود.

مسعود تقویم زیبایی را که در نوع خود در آن زمان بی نظیر بود، با خود آورده بود تا تقدیم آقا کند. سررسید جالب «یاد یاران» با تصاویر رنگی شهدا که در نوع خود اولین بود. آقا، سررسید را گذاشت جلویش و شروع کرد به تورق. برای هر کدام از شهدا که تصویرش را می دید، خاطره یا نکته ای می گفت.

از شهید «سیدمجتبی هاشمی» که فرمود: «آقا سید برای خودش در آبادان حال و هوایی داشت.» تا شهید «عباس بابایی» که آقا خواب زیبایی را که چند شب قبل از آن شهید دیده بود، تعریف کرد.

شهید «محمود کاوه» که آقا از آشنایی اش با خانواده آن عزیز در مشهد گفت و شهیدان دستواره که چند روز قبل از آن، به سر مزار آن سه برادر شهید رفته بود و ...

هر کدام از تصاویر زیبا، احساس آقا را با خود همراه داشت. مثلا عکس شهید «علی اشمر» – قمرالاستشهادیین لبنان - برای آقا خاطره آخرین دیدار پدر آن شهید و برادر بزرگ تر او محمد را به همراه داشت، که حاج منیف گفته بود:«آقا، من حاضرم همین پسرم محمد را هم به راه اسلام و ولایت فدا کنم.» و آقا که بر پیشانی محمد بوسه زده بود؛ و چندی بعد، محمد اشمر در عملیات مقاومت جنوب لبنان، با گلوله صهیونیست ها که بر پیشانی اش نشست، به شهادت رسیده بود.

از بقیه بگذریم.

همه اینها را گفتم تا به این جا برسم.

آقا در بین صحبت هایش فرمود:

«تصویر شهیدی در اطاق من هست که بسیار زیباست و خیلی به آن علاقه دارم.»

وقتی پرسیدم متعلق به کدام شهید است؟ ایشان فرمود که نامش را نمی دانم. سپس به آقا میثم – فرزندش - گفت که برود و آن عکس را بیاورد.

دقایقی بعد که صحبت ها درباره عظمت شهدا گل انداخته بود، آقا گفت:

«حتما باید شما اون عکس رو ببینید.»

سپس رو به میثم کرد و مجددا گفت: «شما برو اون عکس شهید رو از اطاق من بیار.»

که آقا میثم رفت و سرانجام عکس را آورد.

کارت پستال کوچکی بود از شهیدی با بادگیر آبی، که بر زمین تفتیده شلمچه آرام گرفته بود.

آن عکس را قبلا دیده بودم. عکسی بود که «موسسه میثاق» منتشر و پخش کرده بود. زیر آن هم نام شهید را نزده بودند.

عکس را که آورد، آقا با احترام و ادب خاصی آن را به دست گرفت و رو به ما نشان داد. همان طور که آن را جلوی چشم ما گرفته بود، فرمود:

«شما به چهره این شهید نگاه کنید، چقدر معصوم و زیباست ... الله اکبر ... من این را در اطاق خودم گذاشته ام و به آن خیلی علاقه دارم.»

ناگهان یاد کلامی از دوست عزیزم «حسین بهزاد» افتادم.

چندی قبل از آن، حسین همان عکس را نشانم داد و نکته بسیار مهمی را تذکر داد. آن شهید جوان با سربند خود لوله اسلحه اش را بسته بود و ...

به آقا گفتم:

«آقا، یک نکته مهمی در این عکس هست که مظلومیت او را بیشتر می رساند.»

آقا نگاه عمیقی به عکس انداخت و با تعجب پرسید که آن نکته چیست؟ که حرف حسین بهزاد را گفتم:

« این بسیجی، با سربند خود لوله اسلحه اش را بسته که گرد و خاک وارد لوله اسلحه نشود. یعنی این شهید هنوز به خط و صحنه درگیری نرسیده و با اسلحه اش هنوز تیر شلیک نکرده است.»

با این حرف، آقا عکس را جلوتر برد و در حالی که نگاهش را به آن عزیز دوخته بود، با حسرت و با حالتی زیبا فرمود:

« الله اکبر ... عجب ... سبحان الله ... سبحان الله »

دست آخر، آقا مسعود زرنگی کرد و از آقا خواست تا اجازه دهد عکس آن شهید را به عنوان یادگار به او بدهد. آقا هم پذیرفت و روی دست راست شهید بر عکس، امضا کرد و به عنوان یادگار به مسعود داد.

 

تصویر شهید هادی ثنایی‌مقدم

دیدن این مطلب باعث شد تا این خاطره آقا را درباره شهید را ذکر کنم.

مزار این شهید کجاست؟

چندی پیش در یکی از خبرگزاری‌ها مطلبی پیرامون این شهید به همراه نامش منتشر شد که باعث گردید این تصویر این شهید از گمنامی در بیاید.

هادی ثنایی‌مقدم یازدهم تیرماه 1351 در شهرستان لنگرود به دنیا آمد. این نوجوان بسیجی روز 23 دی‌ماه سال 1365 در منطقه عملیاتی «شلمچه» به شهادت رسید اما پیکرش هیچگاه بازنگشت.

ظاهرا در گلزار شهدا، نمایشگاه عکسی از شهدای کشورمان برپا بوده است. مادر شهید ثنایی‌مقدم به تصاویر شهدا نگاه می‌کند و به یک عکس خیره می‌شود و ناگهان فریاد می‌زند این هادی منه.... این هادی منه... .



مدعی العموم کجاست؟ عینا از نشریه پرتو کپی شده

مدعی العموم کجاست؟ عینا مطلب  از نشریه پرتو کپی شده

هنوز یک ماه از تغییر دولت نگذشته است توهین های جریان افراطی به رئیس جمهور سابق شروع شده است.

گروه سیاسی« تیتریک »؛به نقل از خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛17 آذر سال 83 وقتی محمد خاتمی به دانشگاه تهران رفت تا سخنرانی هر ساله خود را داشته باشد جریانی که هشت سال از او حمایت کرده بود؛ شروع به هو کردن او کرد و آنجا نماینده بسیج دانشجویی بود که گفت:« آقای خاتمی! با تمام انتقاداتی که به شما داریم، ما شما را رئیس جمهور قانونی کشور می دانیم و به شما احترام می گذاریم و از شما دفاع می کنیم».

ایام تبلیغات انتخاباتی سال 92 یکی از شعارهایی که خیلی مورد بحث قرار گرفت، حرف عارف بود که در مناظره های تلویزیونی نیز تکرار شد. عارف گفت:« من از تمام رئیس جمهور های سابق چه همفکر و چه غیر همفکر استفاده خواهم کرد و اجازه نمی دهم به هیچ یک از آنها توهین شود» اما ظاهرا سخن عارف به رسانه های همفکرش در جریان اصلاحات نرسیده است و هنوز یک ماه از تغییر دولت نگذشته است شروع به توهین به رئیس جمهور سابق کرده اند.

دکتر احمدی نژاد در چند سال گذشته با توهین های مختلفی از سوی این جریان مواجه شده بود اما همواره با لبخند به آنها پاسخ می گفت در این چند روز اخیر و با تغییر ایشان این روند شدت گرفته است و توهین های خلاف عفتی نسبت ایشان می شود.

جریان اصلاحات که پیش از کنار رفتن از قدرت و با هزینه دولتی اقدام به تاسیس بنیاد باران کرد تا خاتمی و همفکرانش محفلی برای دور هم جمع شدن داشته باشند امروز بخاطر اقدام احمدی نژاد برای ساخت دانشگاه شدیدترین توهین ها را به او روا می دارند. مجله چلچراغ در شماره اخیر خود در صفحه ای طنز به دانشگاه تازه تأسیس آقای دکتر احمدی نژاد اشاره کرده و در توضیح ایشان نوشته است:«دکترای خس و خاشاک شناسی، فوق تخصص نمودار کشیدن با مداد رنگی، استاد ادبیات دیپلماتیک در حد بوندس لیگا، متخصص در آنچه لولو برد، آب درمانی برای سوزش های موضعی». البته این نشریه این توهین ها را محدود به احمدی نژاد نکرده است و دیگر مسئولین دولت سابق از جمله دکتر کامران دانشجو، دکتر سعید جلیلی را نیز مورد هجمه قرار داده است که هر کدام از توهین های آن دارای حق پیگرید حقوقی می باشد.

این توهین ها از سوی یک مجله از این جهت که به یک مقام حقوقی عالی رتبه نظام نیز اشاره دارد می تواند بصورت مستقیم و حتی بدون شکایت احمدی نژاد از سوی قوه قضاییه بعنوان مدعی العموم پیگیری شود.

جریان اصلاحات که افراطی‌گری‌های آن در سال 88 هزینه های بسیاری به نظام تحمیل کرد و هیچ گاه حاضر به عذرخواهی از مردم نشد در انتخابات سال 92 نیز همه جریان ها را به چوب افراطی بودن می راند در حالیکه خود تندترین توهین ها را به جریان های سیاسی روا می داشت.

نشریات اصلاحطلب طی سالهای 76 تا 84 بویژه چهار سال اول جریان استحاله دینی را در دستور کار خود قرار داده بودند و با توهین و تخریب علما و مراجع و هجمه به فتاوی و احکام دینی و شبهه افکنی در دین قصد سکولاره کردن جامعه را داشتند که با شکست مواجه شدند و امروز دوباره این هجمه ها را شروع کرده اند.

صبر بر بلاها  کتاب شرح امین الله

صبر بر بلاها  کتاب شرح امین الله
صابرة على نزول بلائك
تحليل حقيقت دنيا 
خداوند متعال انسان را در اين عالم با قوا و تمايلات ويژه اى آفريده است و به مقتضاى هر ميلى چيزى را خلق فرموده تا آن ميل به نتيجه وجوديش ‍ رسيده و وجودش لغو و بيهوده نگردد، در عين حال تمامى اين روابط طبيعى بين انسان و عالم ابزارى است براى رسيدن به هدف عالى از خلقت - كه بندگى خداوند متعال باشد - و نتيجه اش به تمام معنا در اين عالم نمى تواند ظهور كند بلكه در عالم كامل ترى از اين عالم ظهور كرده كه قرآن كريم از اين عالم به متاع تعبير كرده و از عالم ديگر به آخرت ، و ما الحيوة الدنيا فى الاخرة الا متاع (597)، (و زندگى دنيا در آخرت جز ابزارى نيست ) و كسانى كه به اين بازار با نگاه استقلالى بنگرند و همه فكر و توجه و همت خود را آن قرار دهند اين عالم براى آنها ابزار غرور و فريب مى شود قرآن مى فرمايد: و ما الحيوة الدنيا الا متاع الغرور (598)، (و زندگانى دنيا جز ابزار فريب نمى باشد) و چون ايشان با اين توجه از هدف حقيقى باز مى مانند و در نهايت چيزى جز خيالات عايدشان نمى شود، دنيا براى آنها سرگرمى و بازيچه و زينت مى شود، قرآن مى فرمايد: اعلموا انما الحيوة الدنيا لعب و لهو و زينة و تفاخر بينكم و تكاثر فى الاموال و الاولاد... (599) (و بدانيد كه حيات دنيا فقط بازيچه و سرگرمى و زينت و موجب فخر در بين شما و زياده طلبى در اموال و اولاد است ...) لكن ما ماءموريم آن گونه كه اين آيه مى فرمايد بوده باشيم كه : و ابتغ فيما آتاك الله الدار الآخرة و لاتنس نصيبك من الدنيا و احسن كما احسن الله اليك و لاتبع الفساد فى الارض ان الله لايحب المفسدين (600)، (و جستجو كن در آنچه خداوند به تو داده است خانه آخرت را و نصيب و بهره ات را از دنيا فراموش مكن و نيكى كند همان طور كه خدا به تو نيكى كرد و فساد را در زمين جستجو مكن زيرا خداوند فسادكنندگان را دوست ندارد)، روى اين حساب اگر تنها هدف و همت انسان رسيده به مقتضاى تمايلات ظاهرى خود باشد، اين جهان كه از جهت ظاهر به او نزديك است و ارتباط مستقيم با آن دارد و آن تمايلات را تاءمين مى كند، مى شود دنياى مذموم ، لكن اگر هدف و همت او ارتباط و رسيدن به عالم ابدى و ثابت باشد، از راه ارتباط صحيح با اين جهان ، مى شود دنياى ممدوح و از جهتى آخرت ، على عليه السلام مى فرمايد: للّه للّه و بالدنيا تحرز الاخرة (601)، (و به واسطه دنيا آخرت به دست مى آيد) و نيز مى فرمايد: فتزودوا فى الدنيا من الدنيا (602)، (پس توشه برداريد در دنيا از دنيا)، و تمامى آيات و روايات كه در مذمت دنيا آمده است با توجه به اين ديدگاه است و الا موجودات اين عالم و از جمله انسان و تمام خصوصيات وجوديش مخلوق و آيه حق تعالى مى باشند و از آن جهت كه ما را به حق تعالى مى رسانند، نيكو و زيبا مى باشند همان طور كه مى فرمايد: الذى احسن كل شئى خلقه (603) (خداوند آن كسى است كه خلقت هر چيزى را نيكو قرار داد) از اين جهت وقتى على عليه السلام شنيدند عده اى دنيا را مذمت مى كنند فرمود: (دنيا منزل صدق و راستى است براى كسى كه آن را تصديق كند و محل عافيت است براى كسى كه از آن فهم اتخاذ كند و خانه بى نيازى است براى كسى كه از آن توشه بردارد، مسجد انبياء الهى و محل نزول وحى خداوند و جايگاه نماز ملائكه او و مسكن دوستانش ، و وسيله تجارت اوليائش ‍ مى باشد كه در آن رحمت را كسب كردند و بهشت را از آن سود بردند(604)). و امام باقر عليه السلام به جابر فرمود: (اى جابر، مؤ منين اطمينان به دنيا پيدا نكردند به جهت باقى ماندنشان در آن و ايمن نيستند از رفتن به طرف آخرت ، اى جابر! آخرت خانه قرارست و دنيا خانه فناء و زوال است ، ولكن اهل دنيا، اهل غفلتند، و مؤ منين فقيهانى هستند اهل فكر و عبرت گيرى ، آنچه به گوشهاى خود مى شنوند ايشان را از ياد خداوند كر نكرده و آنچه از زينت مى بينند ايشان را از ياد خداوند كور نگردانيده است پس به ثواب آخرت رستگار شدند همان طور كه به آن علم رستگار گشتند(605)).
تحليل وجود بلا در دنيا 
پس از اينكه ماهيت دنيا اجمالا روشن شد، بايد توجه شود كه اين گونه نيست انسان هر چيزى از امور دنيايى را كه بخواهد بدون هيچ گونه تحمل ناراحتى و رنجى بتواند به آن برسد، حتى اهل دنيا كه تمامى همتشان رسيدن به دنيا و شئون آن است ، آن را بدون رنج و زحمت به دست نمى آورند و اگر هم به دست آورند بدون هم و غم آن را حفظ نمى كنند زيرا اين عالم از امور متزاحم و متضاد تشكيل يافته است ، از تمايلات طبيعى گرفته تا تمايلات خيالى و وهمى ، به عنوان مثال ميل به تغذيه ايجاب مى كند كه انسان به طرف غذاى مناسب با طبيعتش دست دراز كند و آن را خورده و جزء وجودش گرداند اگر قوه جاذبه انسان كار نكند يا كار بكند لكن قوه دفعيه او كه مواد زائد را دفع مى كند، از كار افتاده باشد، آن ميل به هدف طبيعتش نمى رسد و همچنين كسى كه به واسطه ميل به تسخير اشياء مى خواهد حب به رياست طلبيش را به كار بندد، با ميل به تسخير افراد ديگر برخورد مى كند و تا با وسايلى - چه خوب يا بد - آن اميال را سركوب نكند به هدفش نايل نمى شود، و همچنين است ساير امور دنيا از صاحب مال و فرزند و مقام و شهرت و.. شدن لذا قرآن كريم مى فرمايد لقد خلقنا الانسان فى كبد (606)، (بتحقيق انسان را در رنج و تعب آفريديم ) هر چند كه حقيقت انسان ، خلقت اوليه زيبايى دارد و موجودات براى او و استفاده او آفريده شده اند همان طور كه قرآن مى فرمايد: الله الذى جعل لكم الارض قرارا و السماء بناء و صوركم فاحسن صوركم و رزقكم من الطيبات (607)، (خداوند آن كسى است كه زمين را براى شما قرار و آسمان را سازمانى قرار داد و شما را صورت داد پس آن را زيبا و نيكو آفريد و شما را از امور پاكيزه روزى نمود) و اين صورت و خلقت نيكو در سير به سوى حق تعالى ، زيباييش محفوظ مى ماند همان طور كه در آيه ديگر مى فرمايد: خلق السموات و الارض بالحق و صوركم فاحسن صوركم و اليه المصير (608)، (خداوند آسمانها و زمين را بر اساس حق آفريد و شما را صورت داد پس صورتهاى شما را نيكو قرار داد و بازگشت به سوى او است ). لكن در عين حال رسيدن به شؤ ن اين عالم بدون رنج و تحمل بلا ميسر نيست همان طورى كه على عليه السلام مى فرمايد: دار بالبلاء محفوقة و بالغدر معروفة لاتدوم اخوالها و لايسلم نزالها، احوال مختلفة و تارات متصرفة ، العيش فيها مذموم و الامان منها معدوم (609)، (خانه اى است كه به بلا پيچيده شده است و به مكر و حيله معروف است ، حالاتش ‍ دائمى نيست و فرود آمدگانش سالم نمى مانند، حالات مختلفى داشته و نوبتهايش دگرگون مى شود، خوشى - تبعيت از هواى نفس - در آن نكوهيده شده و امنيت از آن برچيده شده است ).

چرا چرا ؟

 

همانطور که گناه دزدی  چه یک تومان چه یک ملیون تومان فرقی ندارد اسمش دزدی است به قول شهید همت چه یک سوزن ته گرد چه یک تانگ از بیت المال بر داریم دزد بیت المالیم

 حالا هم من معتقدم ظلم ظلم است چه یک سیلی به کسی بزنیم چه یک فرد را بی گناه مجازات بازداشت و زجر  بدیم بلخره ظلم است

 ظلم ظلم است چه کم چه زیاد و خدا دوست ندارد ظالمان را ولله لایحب الظالمین

 

چرا امام جمعه غیور شهرمان بر این شخصیت  طنز و  تمسخر امیز  روحانی فیلم دود کش اعتراض نکرد و نگفت به طلاب اهانت کردند

 فقط زورش به یک خانم رسید که به خاطر مقاله مودبانه و نقد و توصیه مودبانه ان همه جنجال در جمع مسئولین کرد  خدا میداند چقدر از این ظلم بی جایی که به من شد دلم می سوزد

من شبهای قدر از خدا خواستم اگر   شهرمان را ترک کرد روز قیامت می بخشمش اگر نه قیامت بر  طبق روایات و احادیث و قران من این حق الناس بزرگ را مانعی قرار می دهم که بهشتی نشود این حق من است

 قیامت اندازه خردلی هر کس به هرکس ظلم کرده خدا قول داده با عدالت برخورد کند 

 فرموده که به عزت وجلالم سوگند هر حقی را ببخشم حق الناس را نمی بخشم  ظلم بر من حق الناس نبود ؟


شخصيت روحاني سريال دودکش چقدر نماد جامعه روحانيون بود!؟

گروه سينما وتلويزيون صابرنيوز: سريال‌هاي ماه رمضان امسال هم با اتمام اين ماه مبارک به پايان رسيد. بساط نقد و نظر نيز مانند هرساله بعد از اتمام اين سريال‌ها داغ‌مي شود و باز هم در آخر کار نقدهايي به مديران و سازندگان وارد‌مي شود و اميد بهبود آن در سال آينه‌مي رود و اما سال بعد باز همان آش است و همان کاسه!

شايد در ميان سريال‌هاي امسال مادرانه را بتوان اثري متفاوت دانست که پر بود از اغراق و غير واقع نمايي! خروس هم که پهلو به پهلوي سريال‌هاي نوروزي‌مي زد که البته چندسال است با وجود سريالي مثل پايتخت آن طعم بي مزه و هزلي آن را‌نمي چشيم! اما دودکش را‌مي توان شايد موفق ترين سريال اين ماه دانست. سريالي که توانست خانواده اي را که با سيلي صورت خود را سرخ نگه‌مي دارد، نشان بدهد و در بعضي صحنه‌ها اعتقاد ساده اما محکم يک صاحب قاليشويي به خداوند و اعتقاد عميق به دخيل بودن خداوند در کارهاي عادي روزمره را با تکه کلام‌هاي خاص کاراکتر به نمايش بگذارد.

اما در اين سريال ايفاي نقش يک روحاني مسجد توسط جواد عزتي (که قبل تر در فيلم طلا و مس نقش يک طلبه شوخ طبع را داشت) کاراکتري متفاوت بود که اما و اگرهايي داشت. اين اما و اگرها البته به علت قواعدي است که در سينما و تلويزيون تعريف‌مي شود. قاعده از اين قرار است که اگر در فيلمي فردي از صنف خاص يا جريان و گفتماني خاص نمايش داده شود، (البته اگر موضوع فيلم حول آن صنف و گروه و افراد آن با اخلاقيات و سلايق متفاوت نباشد) افکار و رفتار و گفتار وي ناخودآگاه تعميم به تمام اعضاي آن صنف و جامعه‌مي گردد. اين قاعده همان طور که پيش تر گفته شد، در مواردي صادق نيست. مثلا وقتي سريالي پيرامون نيروي انتظامي ساخته‌مي شود و نيروهايي خدوم در کنار برخي افراد خائن به نمايش گذاشته‌مي شوند، طبيعي است که (بسته به نحوه پرداخته شدن داستان) جامعه نيروهاي پليس خدوم يا خائن تلقي شوند. اما اگر در فيلمي که يک نيروي پليس آن هم خائن و مثلاً رشوه گير حضور داشته باشد، اين خصلت ناخودآگاه به تمام نيروهاي پليس تعميم داده‌مي شود و چهره نامناسبي از نيروي انتظامي به نمايش در‌مي آيد.

اين موضوع درباره سريال دودکش رخ داده است. اگر موضوع فيلم جامعه طلبه‌ها و روحانيون بود، و در آن طلبه اي با ويژگي‌هايي که در اين فيلم براي کاراکتر روحاني در نظر گرفته شده بود، وجود داشت، شايد اينگونه به چشم‌نمي آمد و همچنين خصائص اين کاراکتر به کل جامعه روحاني تعميم داده‌نمي شد.

اما در اين سريال، اين شخصيت روحاني که بيش‌تر طنزي مضحک را به نمايش‌مي گذاشت، به گونه اي به کار گرفته شد که نهايتاً قضاوت مخاطب، مسخرگي و لودگي اين شخصيت بود. البته‌نمي توان گفت که در جامعه روحانيون و طلاب فردي با اين خصائص و ويژگي‌ها وجود خارجي ندارد، اما در جايي که بناست اين کاراکتر به گونه اي استفاده شود که نماد يک صنف و جريان و گفتمان قرار بگيرد، بايد برايند و جلوه اي از تمام جامعه روحاني‌ها باشد، نه اينکه اين کاراکتر به گونه اي پرداخته شود که مسخرگي و لودگي از آن برداشت شود.

اين ايراد البته متوجه بازيگر اين نقش نيست، چرا که وي توانسته بود در فيلم طلا و مس نقش يک طلبه شوخ طبع را ايفا کند، ولي در اين سريال نه قرار بود که اين شخصيت علناً شوخ باشد و نه نحوه پرداخته شدن شخصيت اجازه شوخ طبع نبودن به وي را‌مي داد. در کنار اين مسائل البته برخي تکه کلام‌ها که از سوي يکي ازبزرگترين شخصيت‌هاي حوزوي ايران اسلامي مطرح‌مي شود و همچنين فراموش کردن هميشگي تاريخ‌ها و زمان‌ها توسط روحاني فيلم که متأسفانه نوعي بلاهت و ساده لوحي از آن برداشت‌مي شد (و به علت آنچه پيشتر گفته شد اين مسأله فقط در اين کاراکتر منحصر‌نمي ماند) و همچنين صداي نازک و بچگانه جواد عزتي، از ديگر نقاط ضعفي بود که باعث خدشه اي (انشاءالله ناخواسته) بر جامعه روحانيون‌مي شد. موتور سواري اين شخصيت نيز البته شايد در شهرستان‌ها براي روحانيون عرف محسوب شود اما در تهران اين امر عرف نيست و تکيه روي اين موضوع (باز با عنايت به تعميم‌هاي ناخودآگاه شخصيت‌هايي که نماد واقع‌مي شوند) نوعي بي سليقگي بود.

اين موضوعات شايد به گونه اي دستاوردهايي را که صحبت کردن‌هاي شخصيت اصلي فيلم با زبان و تکه کلام‌هاي خاص خود با خداوند داشت، تحت الشعاع قرار بدهد. زيرا وقتي چهره اي عادي در کنار چهره اي که در ايران نماد اسلام ناب محمدي است (يعني کاراکتر روحاني) آنگونه مخلصانه با خداوند راز و نياز کند ولي شخصيت روحاني يا فراموش کند يا خيلي بچگانه و با صداي زير صحبت کند و ... ولو پيام‌هاي اخلاقي و مثل‌هاي مفيدي را نيز بيان کند، آن نماد و ان شاخص به گونه اي زير سؤال خواهد رفت. البته‌نمي توان متأسفانه منکر روحاني نماياني شد که در ايران باعث لکه ننگي بر آن لباس مقدس هستند و يا منکر برخي روحانيوني که شخصيتي درخور آن لباس ندارند در حالي که انسان‌هاي بسيار خوبي هستند، شد اما يقيناً هدف سازندگان اين سريال نمايش اينگونه افراد نبوده است. اميد‌مي رود درباره اين موارد از سوي سازندگان فيلم و سريال تأمل بيش‌تري صورت بگيرد تا با چهره‌هاي کاريکاتوري (چه در بعد قديس نمايي و همسان فرشته پنداشتن شخص روحاني و چه در بعد هزل آن) چهره روحانيون مخدوش نگردد.

پرتو نوشته

مشروح پنجاهمین نشست خبری سخنگوی قوه قضائیه

اظهارات دادستان درباره فرزندان هاشمی، قرارداد کرسنت


به گزارش خبرنگار قضایی فارس، پنجاهمین نشست خبری سخنگوی قوه قضاییه عصر امروز در محل دفتر سخنگو برگزار شد.

در این نشست محسنی‌اژه‌ای ابتدا در مدت 30 دقیقه در 4 محور مهم سخنرانی کرد و پس از آن در مدت 60 دقیقه به سوالات خبرنگاران پاسخ داد.

در زیر مشروح این نشست 90 دقیقه‌ای را می‌خوانید.

بازداشت 2 نفر در ارتباط با دریاچه سد کارون 3/ سازمان آب و وزارت نیرو مقصرند

به گزارش خبرنگار قضایی خبرگزاری فارس، حجت‌الاسلام محسنی‌اژه‌ای در پنجاهمین نشست خبری خود با خبرنگاران ضمن تبریک روز خبرنگار گفت: کار خبر مثل کار دستگاه قضایی سخت است و خبرنگاران با انتشار برخی از اخبار مجبور به قضاوت آن خبر می‌شوند. که این امر کاری دقیق و بسیار حساس است.

وی در ادامه با اشاره به حادثه سد کارون گفت: چندی پیش در دریاچه سد کارون حادثه ناگواری رخ داد و متأسفانه تعدادی از هموطنان ما کشته شدند.

دادستان کل کشور افزود: با دستور رئیس قوه قضائیه دادستان کل کشور مشغول پیگیری این موضوع شد و خوشبختانه تا امروز ورود ریاست قوه قضائیه و دادستان کل نتایج خوبی را در این پرونده به همراه داشته است.

محسنی‌اژه‌ای در خصوص روند شکل‌گیری این سد گفت: سال 83 این دریاچه آبگیری شد و قرار بود پس از آن با احداث یک پل مردم بتوانند به راحتی از این مسیر عبور کنند چرا که پل قبلی هنگام آبگیری به زیر آب رفته بود اما متأسفانه پل جدیدی ساخته نشد و مردم با وسیله‌ای به نام بارج رفت و آمد می‌کردند.

وی افزود: متأسفانه وسایل و امکانات ایمنی که باید در اطراف این دریاچه و بارج پیش‌بینی می شد صورت نگرفت و طبق تحقیقات کوتاهی‌هایی در این زمینه رخ داد.

سخنگوی قوه قضائیه در ادامه تصریح کرد: دادستان کل کشور در این پرونده از وزیر وقت و مسئول آب‌نیرو دعوت کرد تا توضیحاتی را ارائه دهند.

وی ضمن تشکر از وزیر سابق گفت: خوشبختانه ایشان در این پرونده کمک‌های زیادی به ما کرده‌اند و چند قول دادند که برخی از آنها تاکنون عملیاتی شده است.

..لطفا ادامه مطلب را کلیک  کنید بقیه را بخونید

ادامه نوشته

چواب مریم خانم دوست عزیز

سلام مریم جان هنوز کجاشو دیدی بذار بیار روحانی حتی یارانه ها را هم قطع خواهد کرد اگر روش خاتمی را داشته باشد که دم از جوانان زد  وقتی رای اورد گفت من گسترش اقتصادی در کارم ندارم گسترش ساسی دارم و کلاه سر جوانان ذاشت فقط مرتب نشریه و حزب و حزب بازی راه انداخت وبس . پولهای کشور کجا میرفت ؟ اگر بخواهند مثل احمدی کار کنند که نمی رسند جیبهای مسئولین را با پاداشهای ۸۰ ملیونی پر کنند که دوره خاتمی اینجور پاداشها به مدیران داده میشد اما احمدی همانها را جمع کرد و وامهای کلان به محرومین کشاورزان کار افرینان روستایی داد

 هر روز هر روز افتتا حیه که احمدی داشت از کجا موفق میشد حالا معلوم شد تا کندن چه کلان پولهایی که معلوم نبود کجا می رفت ملیاردی برای خانه های مهر ریخت یارانه ریخت وام ریخت ان همه جاده ها و اتوبانها ساخت و ........... کور باد چشمی که ندید کارهای احمدی

 را خوبشان شد این مردم که به روحانی رای دادند چنان پشیمان شوند که به محض امدن احمدی با رای ۵۰ ملیونی به احمدی رای خواهند داد روحانی فقط مثل خاتمی قشنگ حرف میزنه

 حقشونه این مردم اهل کوفه

 اگر به جلیلی رای میدادند  اینطور نمیشد بسیاری از مصوبات مفید را لغو کرد و رای دهندگان مقصر و شریک کار روحانی اند نفرین پیره زنها بیوه زنها که با یا رانه ها زندگی می کردند و دست گدایی به کسی دراز نمی کردند نفرینهایشان شامل رای دهندگان کهخ به روحانی رای دادند هم متشه مگر انکه یارانه قطع نشود

 عملش الله اعلم چی بشه 

توصیه برای جلوگیری از سفید شدن مو

توصیه برای جلوگیری از سفید شدن مو

به گزارش سلامت نیوز به نقل از سیمرغ ؛ درست است که سفید شدن موها عوامل مختلفی دارد، اما با این حال می‌توان با استفاده از برخی گیاهان جلوی سفیدی زودهنگام موها را گرفت. یکی از این گیاهان موثر آلوئه‌ورا است.

همیشه یک سۆال برای من وجود دارد که چرا خیلی از ما از حالت و جنس موهایمان راضی نیستیم! یکی را می‌بینید که موهای لختی دارد اما دربه‌در دنبال فر کردن است، آن دیگر موهای فر دارد همیشه شاکی است و می‌خواهد موهایش را صاف کند. یکی موهایش پرکلاغی است و همیشه دنبال رنگ مو است و یکی دیگر می‌خواهد موهایش را مشکی کند. احتمالاً الآن هم در کوچه و خیابان دیده باشید که برخی از جوان‌ها اسپری رنگ سفید را روی موهایشان خالی می‌کنند تا قسمت‌هایی از موهایشان را سفید کنند. این یکی دیگر از آن کارهاست! چون هر کسی که موهایش سفید می‌شود اولین کاری که انجام می‌دهد رنگ کردن موهاست اما بعضی‌ها برعکس عمل می‌کنند. موی سالم و زیبا یک زینت طبیعی برای صورت است. اگر شما هم جزو افرادی هستید که بر عکس این جوان‌ها نمی‌خواهید به این زودی‌ها موهایتان سفید شود باید به فکر مراقبت از آن‌ها باشید. برخی از مواد غذایی، گیاهان و ویتامین‌ها می‌توانند با سفیدی زودهنگام موها مقابله کنند. در این مقاله 6 توصیه داریم که جوانی را به موهایتان بر می‌گرداند. با ما همراه باشید.

ژل آلوئه‌ورا برای مقابله با سفیدی موها
درست است که سفید شدن موها عوامل مختلفی دارد (مثل وراثت، استرس، فشارهای روزمره و غیره) اما با این حال می‌توان با استفاده از برخی گیاهان جلوی سفیدی زودهنگام آن‌ها را گرفت. یکی از این گیاهان موثر آلوئه‌ورا است. ژل گیاه آلوورا حاوی ویتامین‌ها، اسیدهای آمینه و مواد معدنی متعددی است برای همین هم مانند یک آنتی‌اکسیدان عمل کرده و باعث تقویت بدن می‌شود. باید بدانید که این ژل نمی‌گذارد که به این زودی‌ها چین و چروک روی پوستتان عرض اندام کند و علاوه بر این از پیری موها نیز پیشگیری می‌کند.
برای بهره‌مندی از خواص این گیاه مفید توصیه می‌کنیم که یک قاشق غذاخوری ژل آلوورا را در مقدار آب حل کرده و به مدت یک ماه هر روز سه مرتبه از این ترکیب میل کنید. سپس به مدت سه ماه و هر ماه بیست روز این کار را تکرار کنید. توصیه می‌کنیم از ژل‌هایی استفاده کنید که معتبر بوده و دارای مهر استاندارد باشد.

مواد غذایی ضد پیری را دریابید
با گذشت زمان موهای سفید لابه‌لای موها خودنمایی می‌کنند. برای اینکه با پیری فیزیولوژیک موها مقابله کنید به تغذیه‌ی تان اهمیت بیشتری بدهید. برای این کار ویتامین‌های زیر را دریابید:

ویتامین E : روغن‌های گیاهی، روغن زیتون یا روغن کنجد و غیره
سبزیجات سرشار از بتاکاروتن : میوه‌ها و سبزیجات زرد، نارنجی و سبز تیره
گیاهان سرشار از زینک یا همان روی : جوانه‌ی گندم، لوبیاها، توفو و غیره
منیزیم : میوه و سبزیجات، میوه‌های خشک، مغزها و آجیل و غیره
کلسیم : سبزیجات برگ سبز تیره، بادام، آجیل‌ها، انگور فرنگی و غیره
پتاسیم : گوجه‌فرنگی، هویج، لوبیا
آهن : آجیل‌ها، میوه و سبزیجات خشک، گوشت، جلبک‌های دریایی

دمنوش گیاه جینکو میل کنید
چند نفر را می‌شناسید که موهایش خیلی زود سفید شده و وقتی علت را جویا می‌شوید آه از نهادش بلند می‌شود و افسوس می‌خورد؟ سفید شدن موها یک حالت نگرانی و استرس ایجاد می‌کند. و وقتی هم که استرس بیشتر می‌شود پیری و سفیدی موها شتاب بیشتری می‌گیرد. باید بدانید که بر گ‌های گیاه جینکو یک درمان طبیعی برای مقابله با استرس اکسیداتیو محسوب می‌شوند این گیاه باعث گردش خون بهتر می‌شود و از مشکلاتی مانند پیری فیزیولوژی موها پیشگیری می‌کند. برای بهره‌مندی از خواص این گیاه توصیه می‌کنیم که 40 گرم برگ خشک گیاه جینکو را در یک ظرف حاوی یک لیتر آب ریخته و به مدت یک ساعت بجوشانید. محلول را صاف کرده و بعد از هر وعده‌ی غذایی (یعنی سه مرتبه در روز) میل کنید.

کلاه بگذارید
تابستان فصلی است که سلامت موها به خصوص موهای رنگ شده را به خطر می‌اندازد. می‌پرسید چرا؟ به خاطر اینکه خورشید بی‌امان می‌تابد و اشعه‌های ماورای بنفش به فولیکول‌های موها آسیب زده و آن‌ها را حساس تر و شکننده‌تر می‌کند. از آنجایی هم که موها نمی‌توانند نور خورشید را منعکس کنند کدر شده و سفید می‌شوند.

استرس را از خود دور کنید
باید بدانید که موها مستقیماً از طریق خون تغذیه می‌شوند و استرس و نگرانی هم باعث کند شدن جریان خون می‌شود. برای همین هم استرس تعادل موها را برهم زده و باعث سفید شدن موها می‌شود. برای پیشگیری از استرس تا جایی که می‌توانید مواد غذایی ضداسترس میل کنید. آرامشتان را حفظ کنید. ورزش‌هایی مانند پیاده‌روی و یوگا را دریابید. خواهید دید که روزبه‌روز وضعیت موهایتان بهتر شده و جوانی‌شان را بازمی‌یابند.

در انتخاب رنگ مو دقت کنید
زمانی که موها خیلی سفید شده باشند چاره ای‌ جز رنگ کردن باقی نمی‌ماند. در این صورت لازم است که هر ماه موها رنگ شوند تا ریشه‌ی سفید آن‌ها خیلی معلوم نشود. اما حواستان باشد. نتایج پژوهشی که در سال 2001 انجام شد نشان می‌دهد که آمونیاک برای بدن خطرناک است. برای همین هم توصیه می‌کنیم از رنگ موهایی استفاده کنید که فاقد این ترکیب شیمیایی باشند. توصیه می‌کنیم رنگ‌هایی را انتخاب کنید که به رنگ موی اصلی‌تان نزدیک تر باشد.

عبور چراغ خاموش اصلاح‌طلبان از فتنه سبز و ادعای تقلب؟پرتو نوشته

عبور چراغ خاموش اصلاح‌طلبان از فتنه سبز و ادعای تقلب؟!


اظهارات سعید حجاریان مبنی بر اینکه در انتخابات سال 88 تقلب و تخلف رخ نداده، موجب به هم ریختگی گسترده در اردوگاه فتنه‌گران شده است.
به گزارش جهان، حجاریان پیش از این در مصاحبه با خبرگزاری تسنیم گفته بود اعتقاد ندارد تقلب و تخلفی در انتخابات 4 سال پیش رخ داده اما معتقد به تدلیس سیستماتیک است.

شکوری‌راد عضو حزب منحله مشارکت در واکنش به این سخنان به سایت جرس (ارگان حلقه ماسونی لندن) گفت: آقای حجاریان شخصیت ممتازی هستند که نظراتشان مورد توجه قرار می‌گیرد، اما ایشان بدلیل وضعیت جسمی که دارند کمتر در مجامع و محافل اصلاح‌طلبان حضور فعال دارند و به همین جهت نمی‌شود نظرات ایشان را بعنوان نظرات مجموعه اصلاح‌طلبان در نظر گرفت. نظرات آقای حجاریان تنها نظرات ایشان هست و یکی از ویژگی‌های ایشان هم متفاوت صحبت کردن اوست که گاهی اوقات موجب سوءتفاهماتی می‌شود.

علاقه ایشان به استفاده از واژگان جدید بر کسی پوشیده نیست. از جمله برای اینکه مصاحبه‌کننده را دور بزنند و او متوجه نشود که ایشان چه گفته‌اند، از کلمه «تدلیس» استفاده کرده‌اند. به نظر من آقای حجاریان حرف جدیدی نزدند و صحبتهای قدیمی را با واژگان جدید بیان کردند. وی می‌افزاید: بدین ترتیب این اولین‌بار نیست که آقای حجاریان اظهارنظری می‌کنند که برخلاف نظرات عمومی مجموعه‌ای است که ایشان به آن تعلق دارند. در هر حال صحبتهای ایشان موجب سوءتفاهماتی شده است.

تخطئه سخنان حجاریان در حالی است که پیش از این خاتمی، موسوی خوئینی‌ها، تاج‌زاده، محمدعلی ابطحی، محمدرضا تاجیک و... در محافل عمومی یا خصوصی تصریح کرده‌اند ادعای تقلب در انتخابات سال88 واقعیت ندارد.

در همین حال سایت روز آن‌لاین از قول یکی از عناصر نزدیک به حزب مشارکت نوشت حجاریان با الفاظ بازی می‌کند و سوال این است که آیا موسوی بدون داشتن ارزیابی درست از نتایج آرا، خود را پیروز انتخابات معرفی کرده است؟

حسن شریعتمداری از عناصر مرتبط با لانه جاسوسی سابق آمریکا نیز در مصاحبه با «خودنویس» گفت: حاکمیت به کمتر از توبه عوامل اتفاقات سال 88 راضی نیست و عباراتی از قبیل سخنان حجاریان، حاکمیت را راضی نخواهد کرد. اصلاح‌طلبان می‌دانند که واژه‌هایی نظیر عبارات حجاریان مورد قبول حاکمیت قرار نخواهد گرفت و بنابراین این احتمال وجود دارد که آنها می‌خواهند بدین وسیله راه را هموار کنند تا نهایتا تن به توبه بدهند و شاید بدین ترتیب زندانیان آزاد شوند.

از سوی دیگر پایگاه اینترنتی اخبار روز نوشت: برخی اصلاح‌طلبان در حال وداع با جنبش سبز هستند. اگر به مذاکرات مجلس در مورد رأی اعتماد به کابینه توجه کنیم متوجه می‌شویم که برخی اصلاح‌طلبان آشکارا با لبیک گفتن به [آیت‌الله] خامنه‌ای به جنبش سبز و حتی اصلاح‌طلبی پشت کرده‌اند. مثلا محمدعلی نجفی وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش و مشاور آقای کروبی در انتخابات 88 در پاسخ یکی از اصولگرایان، جنبش سبز را «فتنه» می‌نامد. و یا سعید حجاریان نظریه‌پرداز اصلاحات حکومتی ناگهان با شکستن سکوت خود تقلب در انتخابات 88 را که انگیزه اصلی جنبش سبز بود به زیر سوال می‌برد، و آنهم درست پس از آنکه رهبری اصلاح‌طلبان را در این مورد سرزنش کرده و مورد مواخذه قرار داده بود.

در ادامه این تحلیل آمده است: وداع اصلاح‌طلبان حکومتی با دست‌آوردهای جنبش سبز(!) بدون شک ضربه‌های بزرگی بر جنبش سبز وارد می‌کند. مهمترین ضربه ایجاد شکاف جدی در میان صفوف اپوزیسیون است که می‌تواند نیروهای مذهبی را در مقابل نیروهای سکولار قرار دهد.

همچنین وبسایت سکولاریسم نو با ابراز ناخرسندی از اینکه تئوریسین روزگار حاکمیت اصلاح‌طلبان از ادعای تقلب عقب‌نشینی کرده، نوشت: رهبر جمهوری اسلامی در یکی از سخنان اخیر خود خواهان توبه اصحاب فتنه، بخوانید «اصلاح‌طلبان و سبزها»، پیرامون اتهام تقلب در انتخابات سال 88 شده بود. او گفته بود با این که در خلوت به آن اعتراف می‌کنند، اما چرا علنا آن را مطرح نمی‌سازند؟! اکنون، زمانی اندک پس از آن سخنان، سعید حجاریان در گفتگو با تسنیم، نه فقط تقلب که اتهام تخلف را هم رد کرده است! او هم‌چنین در طی دیداری با دانشجویان انجمن اسلامی خواهان رعایت اعتدال در مطالبات و پائین‌کشیدن فتیله انتظارات شده است. وقتی اصلاح‌طلبی در سال‌های پس از 76 در بورس بود، او در قامت یکی از مدافعان سرسخت آن و به عنوان یکی از تئوریسین‌هایش، مدافع فشار از پائین و چانه‌زنی در بالا و اعمال نوعی «حاکمیت دوگانه» بود. اما با افول اصلاح‌طلبی، زبان وی هم بتدریج الکن شده و اوج این الکنی پس از دستگیری وی در پی بحران و اعتراضات سال 88 بود که او در گفتگوئی در صداو سیما از مواضع پیشین خود عدول کرده و لب به انتقاد از اصلاح‌طلبان گشود. با تغییر آب و هوا بار دیگر او وارد میدان شده است و پیشاپیش و صریح‌تر از دیگر اصلاح‌طلبان به تخطئه ادعای تقلب و تطهیر نظام پرداخته است.

 

اولین دور زدن قانون در دولت حسن روحانی

اولین دور زدن قانون در دولت حسن روحانی// پرتو


به گزارش جهان، علی درستکار در گفت‌وگو با فارس، در پاسخ به این سوال که تکلیف آقای نهاوندیان چه شد و آیا در هر دو جا یعنی ریاست اتاق ایران و رئیس دفتری رئیس جمهور به طور همزمان خواهد بود، گفت: آقای نهاوندیان در هر دو جا هستند و حضورشان ایراد قانونی ندارد.

وی در واکنش به این سوال که اسداله عسگر‌اولادی و علی‌نقی خاموشی از بزرگان اتاق بازرگانی معتقدند که حضور نهاوندیان در هر دو منصب، ایراد قانونی دارد، اظهارداشت: شغل دوم مربوط به کسانی می‌شود که شغل اول آنها هم دولتی باشد یعنی به طور همزمان دو شغل دولتی داشته باشند و موضوع دوم این است که از دو جا حقوق بگیرند درحالی که رؤسای اتاق‌های بازرگانی حقوق بگیر نیستند.

سخنگوی اتاق بازرگانی ایران گفت: تنها کشش و توان فردی می‌تواند باعث شود تا آقای نهاوندیان یکی از دو منصب را انتخاب کند اما وی به هیئت‌رئیسه اعلام کرده است که همچنان رئیس اتاق ایران هم هست و می‌تواند به وظایفش عمل کند.

وی افزود: اگر اراده هیئت نمایندگان این باشد که آقای نهاوندیان رئیس نباشند، آنها در این خصوص تصمیم‌گیری می‌کنند.

درستکار گفت: مستندات قانونی را امور حقوقی اتاق استخراج کرده است و اگر لازم باشد می‌تواند آنها را منتشر کند، لذا منتقدان آقای نهاوندیان و افرادی که معتقدند حضور وی غیرقانونی است هم می‌توانند مستندات خود را ارائه کنند.

سخنگوی اتاق بازرگانی ایران در پاسخ به این سوال که گفته می‌شود کارت بازرگانی آقای نهاوندیان باطل است، گفت: کسانی که چنین اخباری را گفته‌اند از یک فرض غلط یک نتیجه‌گیری غلط کرده‌اند، آنها فرض گرفته‌اند که کارت بازرگانی آقای نهاوندیان به واسطه رئیس بودنشان است پس چون رئیس نیستند پس کارتشان هم باطل است یعنی از یک فرض غلط یک نتیجه‌گیری غلط کرده‌اند در حالیکه کارت بازرگانی آقای نهاوندیان باطل نشده است و او از ریاست استعفاء نداده است و با موافقت هیئت رئیسه همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهد.

وی در پاسخ به این سوال که آقای نهاوندیان از زمانی که رئیس دفتر رئیس جمهور شده اند چه مقدار حضور فیزیکی در اتاق داشته‌اند، گفت: رئیس اتاق‌ها موظف به حضور و غیاب ساعتی نیستند بلکه موظف به انجام وظایفشان هستند، پیش از این هم آقای نهاوندیان همه وقت خود را در اتاق نبودند و به عنوان مشاور سه قوه و یا عضو شورای پول و اعتبار در جلسات مختلف تصمیم‌گیری حضور داشتند.

 

نشریه پرتو منتشر کرده

نامه منتشر کرد:

اولین دستور جلسه دولت یازدهم لغو مصوبات دولت احمدی نژاد است


به گزارش نامه، اولین جلسه هیئت دولت فردا با حضور رئیس جمهور، وزرا و معاونین در نهاد ریاست جمهوری برگزار خواهد شد. این جلسه اولین جلسه دولت یازدهم بعد از گرفتن رای اعتماد از مجلس شورای اسلامی خواهد بود. بیش از این حسن روحانی جلسات هیئت دولت را با وزرای دولت دهم برگزار می‌کرد.

دولت یازدهم در اولین دستور جلسه خود که با حضور وزرای دولت احمدی نژاد برگزار شده بود، با حکم معاون اول، طرح «مهرآفرین» را لغو و آن را غیر قانونی دانست.

در اولین جلسه روحانی با کابینه یازدهم مسائل مربوط به دولت گذشته مورد بررسی قرار خواهد گرفت. در اولین گام قرار است روحانی و وزرایش به بررسی و لغو برخی از مصوبات دولت احمدی نژاد بپردازند و در گام بعدی فهرست موضوعات باقی مانده از دولت قبل، را بررسی کنند.
گفتنی است حسن روحانی در اولین حضور خود در مجلس شورای اسلامی به نمایندگان مجلس شورای اسلامی تاکید کرد که در 100 روز اول دولت خود به بررسی فعالیت‌های دولت قبل و برنامه ریزی برای اجرای طرح‌های خود خواهد پرداخت.


عكسي كه قلب احمدي نژادي ها را به درد آورد...ابر مرد  مردم دوستی یعنی این که بعد از ۸ سال کار کردن مدام برای رفاه  و ابادانی مردم ریشش فوری سفید شد  کمرش درد کرفت سلامتی اش را فدای مردم کرد

 احمدی عزیز تو روز قیامت مشمول حدیث امام صادقی  که فرمود افرادی در  قیامت انقدر نورانی اند و تاجی از نور بر سر دارند که مردم محشر گمان میکنند  انها شهدایند یا اولیا خدایند هر دو کمانشان را منادیان رد میکنند مردم سوال میکنند پس چه کسانی اند

 خدا جواب می دهد کیانی اند که در راه تسهیل زندگی مردم قدم برداشته اند و تلاش کردند

ایا احمدی از انها نیست که مردمان فقیر را برای اولین بار سر سفره عیدشان با سفره پر نشستند  چون  از یارانه ای استفاده بردند که به خاطر ۹ نفر اعضای خانواده نزدیک یک تومان یارانه کرفتند هم یک گاو خریدند من بعد شیر خواهند داشت هم سفره عید و لباسهای عید کودکشان نو بود این محرومین را به تسهیلات زندگی رساند فقط احمدی نزاد به فکر محرومین  بود بس

 

رئیس جمهور در نمازجمعه تهران

 عمار علی

تنها آمدی

تنها جنگیدی

اما تنها نخواهی ماند...

ما با شما هستیم

با سینه ای ستبر

وقتی خدا نباشد همه چیز باور کردنی هست داستان را بخون

[داستان زير  را  در  سایتی خواندم که تا کید کرده کا ملا  واقعی است

خوانندگان این داستان لطفا شما باور می کنید

 ایا این داستان درسته یا تخیل ذهن متخیل نویسنده است

 هرچه هست من فکر می کنم  هر وقت  کینه فراوان قلب را

فرا بگیرد هرگاه ثروت زیاد انقدر دل را می میراند که رحم  نابود شود 

 و در یک کلام هر وقت خدا در دل و جامعه بمیرد

 جهان  منهای خدا  شود همه این اتفاقات غم انگیز ذیل اتفاق خواهد افتاد و باور کردنی هست

 دختر دار ها بیشتر مواظب دخترانشان باشند

"ديبا" اسم دختري استـ كـ حالا 20 سال دارد ! خاطره اش بر ميگردد بـ 4 سال پيش ، روزي كـ تنها 16 سال داشتـ و تلاش ميكرد براي كسبـ عنوان "شاگرد اولي" و درس ميخواند تا در كنكور رتبه اي خوبـ بياورد و بتواند از "ايران" برود !

اصلا ميگذارم "ديبا" خاطره اش را از زبان خودش برايمان بگويد

این داستان بر میگرده به 4 سال پیش که 16 ساله بودم. هیچ وقتـ دوستـ پسر نداشتم چون دلم نمی خواستـ ، با اینکه همه ی دوستام تلاش بسیاری برای آشنا کردن من با یکی می کردند من ترجیح می دادم تنها باشم.
درس خون بودم و میخواستم تو یکـ دانشگاه عالی قبول بشم و بعد ، از "ایران" برم اما همه چیز از بین رفتـ !
دیگه نزدیکـ خرداد ماه بود و شدتـ درس خوندن همه ي دخترا بالا رفته بود. همیشه تو اینطور مواقع دوستام از من کمکـ می گرفتن و منم هر چی از دستم بر میومد انجام می دادم تا اینکه یکـ روز سر کلاس وقتی کـ دبیر در حال پخش کردن نمراتـ مستمر بود یکی از دانش آموزا شروع کرد به داد زدن : "وای گردن بندم نیستـ !"
"سحر" دختر پولداری بود که به بی بند و باری تو مدرسه مون معروفـ بود ، راستش چند روز پیشش با هم دعوای شدیدی داشتیم (دخترا همیشه دعوا می کنن ولی فکر نمی کردم که بخواد به این شدتـ تلافی کنه).
یـ گردنبند طلا داشتـ کـ باباش براش خریده بود (باهاش چشم همه رو در آورده بود). زنگـ قبلش قفل گردن بندش شکستـ ، اونم گردن بندش رو گذاشته بود توی کیفش ؛ اما حالا داد و فریاد راه انداخته بود که گردنبندم نیستـ ، کلاس بـ هم خورد و مدیر و ناظم (همه) سر کلاس بودن مجبور شدن کیفـ همه ی دانش آموزا رو بگردن و نفهميدم چجوری اون گردنبند از تو کیفـ من سر در آورد !
 باورم نمیشد تو چشمام نگاه کرد و گفتـ : "تو دزدیدیش ، تو یـ دزدی" من هم در حالی کـ خیلی عصبانی شده بودم یـ سیلی خوابوندم زیر گوشش (حق نداشتـ با من اونجوری حرفـ بزنه) ؛ روابطمون نفرتـ انگیز شده بود کـ تصمیم گرفتم برای اینکه همه چیز درستـ شه باهاش حرفـ بزنم !
بهش گفتم چجوری می تونم جبران کنم کـ منو ببخشی ؟ اونم گفتـ که باهاش درس کار کنم قرار شد پنج شنبه برم خونشون.
پنجشنبه شد هوا خیلی گرم شده بود دیگه نزدیکـ خرداد بود یـ مانتوی تابستونی نازکـ و یه شال بنفش هم سرم کردم . رفتم خونشون اما گفتـ : "مامانم مهمون داره بیا بریم خونه مادر بزرگم كـ دو خیابون اون طرفـ تر هستـ !"
منو برد توی يـ اتاق كـ خالی بود ، بـ جز یـ میز با یـ تختـ فلزی ديگه چيزي نبود. سحر گفتـ : "تو بشین میرم یـ چیزی بیارم بخوریم" چند دقیقه بعد صدای حرفـ زدنشو با یـ نفر شنیدم ؛ همین جوری تو حال خودم بودم کـ یهو دیدم يـ پسر گنده اومد تو اتاق! تعجبـ کردم ، سحرم پشتـ سرش اومد تو و درو پشتـ سرش بستـ و قفل کرد دیگه ترسیده بودم ، نمیدونستم باید چیکار کنم ، هیچی نگفتم تا ببینم اونا چی میخوان بگن ؛ سحر لبخند پیروز مندانه ای رو لبش بود ،  گفتـ : "من هیچ کاری رو بی تلافی نمیزارم"
پسره اومد جلو و یه مشتـ محکم زد تو شکمم بعد شالمو از سرم کشید و پیچیدش دور گردنم ، با لذتـ می خندید منم جیغ میزدم اما هیچ کس صدامو نمی شنید ؛ خونه خالی بود منو خوابوند رو تختـ ، چنان ضربه محکمی تو سرم زد کـ چند لحظه بی هوش شدم وقتی به هوش اومدم دستـ ها و پاهامو بسته بود به تختـ ، نمی تونستم تکون بخورم از ترس گریه می کردم دیدم منتظر وایساده تا به هوش بیام بعد کارشو بکنه ...
محمد : ادامه ماجرا رو هممون متوجه شديم و من نميخوام ادامه اش رو بگي... نيازي نيستـ از اين گرگـ هاي پستـ چيزي بـ سخن بياري ! آخرش رو بگو ، بعد از اين ماجرا تو چيكار كردي ؟
بعد از اونكه اون آشغال بهم به زور تجاوز كرد ، سحر اومد تو اتاق و گفتـ : "گورتو از اینجا گم کن ... اگه بـ کسی چیزی بگی این فیلمتـ رو همه جا پخش ميكنم !" ، اون كثافتـ از من فيلم گرفته بود.
اما من سکوتـ نکردم ، بـ خونوادم خبر دادم و پلیس هم سحر رو دستگیر کرد ؛ فرستادنش "باز پروری" ولی پسره رو نتونستن پیدا کنن.
بعد از اون ماجرا ، منم دچار افسردگی و ترس شدم ، یـ مدتـ هم بستری در بیمارستان. زندگیم کلا به فنا رفتـ تا پارسال کـ دوباره شروع کردم به درس خوندن و دوباره زندگیم داره حالتـ عادی بـ خودش میگیره ، هر چند اون اتفاق رو هرگز فراموش نکردم و نمی کنم .

[قضاوتـ با شما ... ...]
 

انتشار سندی از سایت محمد خاتمی

با انتشار سندی از سایت محمد خاتمی

باز هم تکذیبیه نجفی تکذیب شد


به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس به نقل از سایت مشرق، پس از سخنان علیرضا زاکانی نماینده اصولگرای مجلس نهم درباره حمایت، دخالت و تحریک مردم به تظاهرات‌های غیر قانونی در فتنه 88 توسط وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش، محمدعلی نجفی به دفاع از خود پرداخت.

پس از دفاعیات نجفی و رد حمایت و دخالت وی در فتنه، سایت مشرق در مطلبی با عنوان امضای نجفی روی کارت سوخت فتنه، اقدام به انتشار نامه سراسر توهین، افترا و بهتان چندی از فتنه‌گران در فتنه 88 کرده که نام آقای نجفی نیز به عنوان یکی از امضاکنندگان و تأییدکنندگان این نامه، در کنار دیگر امضاکنندگان دیده می‌شود.

از سوی دیگر، ظهر امروز نجفی در پاسخ به ادعای چند نفر از نمایندگان مجلس مبنی بر شبهه‌دار بودن پاسخ‌های آقای نجفی و اسناد موجود، جوابی داده که نیاز به توضیحات بیشتر دارد.

در این راستا، مشرق برای روشن‌ شدن موضوع، اقدام به انتشار منبع مستند دیگری از دخالت، حمایت و تحریک مردم توسط آقای نجفی می‌کند.

نمایندگان مجلس در سؤال خود از آقای نجفی پرسیده‌اند: «پس از دفاعیات جنابعالی مطالبی در صحن علنی مطرح گردید که شبهاتی برای نمایندگان محترم که ضرورت دارد با اطلاع کامل رأی دهند، ایجاد کرده است. لطفاً در ارتباط با موارد زیر به‌صراحت و شفاف اطلاع‌رسانی فرمایید:

1- ایراد فرمودید نام میدانی که قرار بود به 9 دی تغییر یابد قبلا به نام آیت‌الله حق‌شناس بوده و به حرمت نام ایشان با تغییر نام مخالفت کرده بودید. دوستان مدعی شده‌اند این میدان قبلا به نام مالکی به نام حق‌شناس بوده و ارتباطی با مرحوم آیت‌الله حق‌شناس نداشته.

2- نامه سرگشاده‌ای منتشر شد که نام جنابعالی به همراه تعداد دیگری در ذیل آن آمده است که در این نامه که به مراجع عظام منتشر شده است نکاتی مطرح شده که مطابق اصول نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران نبوده و اهانت به ساحت مقدس نظام کرده است. مزید استحضار این نامه به تاریخ 26 جولای 2009 مصادف با 4 مرداد 1388 می‌باشد.

غلامرضا تاجگردون، غلامرضا اسداللهی، هادی قوامی، سیدهادی حسینی، محمود نگهبان سلامی، بهروز نعمتی، علیرضا سلیمی‌، محمدعلی مقیمی، علی مطهری، سبحانی‌فر، عباس صلاحی.»



جواب نجفی نیز در پاسخ به سؤال دوم: «نامه مورد اشاره را نه‌تنها بنده امضا نکرده‌ام بلکه برای اولین بار هفته گذشته در جلسه کمیسیون آن را دیدم. این ترفند برخی سایت‌های هدایت شده خارج از کشور است که مطالبی برعلیه نظام تنظیم می‌کنند و نام عده‌ای از شخصیت‌های داخلی را برای اعتباربخشیدن به مطالب کذب خود درج می‌نمایند.»

آقای نجفی در جواب خود، به چند مورد اشاره می‌کند که مشرق برای روشن‌شدن موضوع، توضیحاتی ارائه‌ می‌کند تا مردم خود به قضاوت بنشینند.

آقای نجفی می‌گویند: نه تنها بنده امضا نکرده‌ام بلکه برای اولین بار هفته گذشته در جلسه کمیسیون آن را دیدم.

1- آقای نجفی! اگر منظور جنابعالی از لفظ امضاء، همان خط کشی عامه مردم زیر اسناد و مکتوبات است، باید گفت که در عرف نامه‌نگاری، قرار گرفتن اسم شخص زیر نامه به معنای امضاء و تأیید محتوای نامه است و نیازی به این نیست که شما حتماً امضاء به معنای عرف کنید.

2- آقای نجفی! اینکه جنابعالی پس از چهار سال از فتنه 88، تازه هفته گذشته از محتوای این نامه باخبر شدید، هم جای شکر دارد و هم جای بسی تأسف.

جای شکر دارد برای اینکه ادعای حمایت شما از فتنه 88 سبب شد که از کرده خود برائت جویید و بگویید که نامه را امضا نکرده‌اید.

3- آقای نجفی! شما در پاسخ خود به نمایندگان، به نکته بسیار مهمی اشاره کردید؛ شما گفتید: این، ترفند برخی سایت‌های هدایت‌شده خارج از کشور است که مطالبی علیه نظام تنظیم می‌کنند و نام عده‌ای از شخصیت‌های داخلی را برای اعتبار بخشیدن به مطالب کذب خود درج می‌نمایند.

جناب آقای نجفی! برای روشن‌شدن مطلب باید گفت حرف جنابعالی تا حدی صحیح است، آنجا که گفته‌اید سایت‌های هدایت شده خارجی اما امیدواریم منظورتان پایگاه اطلاع‌رسانی رسمی سید محمد خاتمی رئیس جمهور اسبق کشورمان نباشد که متن نامه شما و همفکران‌تان با امضای شما در آن به وضوح دیده می‌شود. سند نامه فتنه‌گران به مراجع عظام تقلید در فتنه 88 با امضای نجفی

برای مشاهده در سایز اصلی روی عکس کلیک کنید

با توجه به تأیید سند منتشرشده از سوی مشرق توسط پایگاه رسمی محمد خاتمی، امیدواریم تا پیش از کسب رأی اعتماد نمایندگان، از حمایت خود از فتنه عذرخواهی کنید. همان‌گونه که رهبر انقلاب نیز به‌تازگی در دیدار دانشجویان تأکید کردند افرادی که در انتخابات 88 فکر می‌کردند تقلب شده است باید عذرخواهی کنند.

مسئله‌ اصلى گم نشود. خب، در انتخابات سال 88، آن کسانى که فکر می‌کردند در انتخابات تقلب شده، چرا براى مواجهه با تقلب، اردوکشى خیابانى کردند؟ چرا این را جواب نمی‌دهند؟ صد بار ما سؤال کردیم؛ نه در مجامع عمومى، نخیر، به شکلى که قابل جواب‌دادن بوده؛ اما جواب ندارند. خب، چرا عذرخواهى نمی‌کنند؟ در جلسات خصوصى می‌گویند ما اعتراف می‌کنیم که تقلب اتفاق نیفتاده بود. خب، اگر تقلب اتفاق نیفتاده بود، چرا کشور را دچار این ضایعات کردید؟ چرا براى کشور هزینه درست کردید؟ اگر خداى متعال به این ملت کمک نمی‌کرد، گروه‌هاى مردم به جان هم مى‌افتادند، می‌دانید چه اتفاقى مى‌افتاد؟ مى‌بینید امروز در کشورهاى منطقه، آنجاهایی که گروه‌هاى مردم مقابل هم قرار می‌گیرند، چه اتفاقى دارد مى‌افتد؟ کشور را لب یک چنین پرتگاهى بردند؛ خداوند نگذاشت، ملت هم بصیرت به‌خرج دادند. در قضایاى سال 88، این مسئله اصلى است؛ این را چرا فراموش می‌کنید؟

 

ماجرای درخواست دختر 10 ساله از رهبری

ماجرای درخواست دختر 10 ساله از رهبری


اسمش پریا بود و محصل کلاس چهارم ابتدایی. می گفت تو نامه ام به آقا نوشتم خیلی دوست دارم از شما یه یادگاری داشته باشم.
به گزارش مشرق به نقل از رسا، یکبار که با یکی از رانندگان تاکسی های بجنورد صحبت را کشانده بودم. به سفر رهبری، او بدون اینکه بداند من از اعضای تیم خبری سفر هستم، شروع کرد به تعریف کردن که دخترش روز استقبال نامه ای داده است به بچه های ارتباط مردمی و از آقا یادگاری خواسته است. چند روز بعد هم کتابی آمده است دم در که رهبر با دست خط خودشان در ابتدای کتاب به نامه دختر او جواب داده اند.

راننده می گفت: « من اصلا باورم نمی شد اینطور باشه، به دخترم می گفتم آخه این چیه که تو خواستی؟!»

بعد هم تعریف می کرد که دخترش به قدری ذوق زده است که کتاب را از خودش جدا نمی کند و هر کس می خواهد ببیند، در دست های خودش می برد نشان می دهد و بر می گرداند سرجایش!

شماره تلفن راننده را گرفتم و بعدا زنگ زدم تا دخترش صحبت کنم.

اسمش پریا بود و محصل کلاس چهارم ابتدایی. می گفت تو نامه ام به آقا نوشتم خیلی دوست دارم از شما یه یادگاری داشته باشم.

آقا تو کتاب چی نوشته بودند؟

از رو برایم می خواند:

« سلام به دختر خوبم پریا خانم، نامه ات به دستم رسید، خیلی خوشحال شدم. امیدواریم در همه ی مراحل زندگی و در فرائض دینی ات موفق باشی.»

گفتم: فکر می کردی رهبری به نامه ات جواب بده؟

جواب داد: آره چون می دونستم امام خامنه ای ما بچه ها را دوست داره !

پریا می گوید اسم کتاب، قصه های خوب برای بچه های خوب و درباره ی نماز است و او هم در همین چند روز نشسته و تمامش را خوانده است. من هم اگر چنین هدیه ای می گرفتم تا آخر عمر فراموش نمی کردم چه برسد به پریای ده ساله. توجه دفتر رهبری به این درخواست های به ظاهر ساده و کم اهمیت واقعا قابل تقدیر است.

 
 


 

كسب حضور قلب
عزيزم !
تو مناجات با حق را مثل تكلم با يكنفر بندگان ناچيز حساب نكن . چه شده است كه اگر با يك نفر از دوستان ، سهل است با يك نفر از بيگانگان ، اشتغال به صحبت داشته باشى مادام كه با او مذاكره مى كنى ، از غير غافلى و با تمام توجه به او مشغولى ، ولى در اشتغال به مكالمه و مناجات با ولى النعم و پروردگار عالميان بكلى از او منصرف و غافلى و به ديگر امور متوجهى !آيا قدر بندگان از ذات مقدس حق افزون است ؟ يا تكلم با آنها ارزشش از مناجات با قاضى الحاجات بيشتر است ؟ آرى و (شما) مناجات با حق را نمى دانيم چيست . تكاليف الهيه را سربار امور مى دانيم . البته امرى كه تحميل بر شخص شد و سر بار زندگى گرديد در نظر، اهميت نخواهد داشت . بايد سرچشمه را اصلاح كرد وايمان به خداوند و فرمايشات انبياء پيدا كرد تا كار اصلاح شود همه بدبختى ها از ضعف ايمان و سستى يقين است
(199).
موعظه 85: چگونگى كسب حضور قلب
عزيزم !
اين مطلب از امور ممتعنه
(200) نيست ... وقتى كه نفس توجه تام به يك امرى پيدا كرد از ملك بدن غافل مى شود... ولى افسوس كه ما به هر امرى توجه تام داريم جز به عبادت پروردگار، و از اين جهت استبعاد(201) مى كنيم . در هر صورت فراغت قلب از غير حق از امور مهمه است كه انسان بايد با هر قيمت هست تحصيل آن را بكند و طريق تحصيل آن نيز ممكن و سهل است . با قدرى مواظبت و مراقبت تحصيل مى تواند كرد بايد انسان مدتى اختيار طاير(202) خيال را بدست گيرد و هر وقت خواست از شاخه اى به شاخه اى پرواز كند آن را حفظ كند پس از مدتى مراقبت رام و آرام شود و توجه آن از امور متشتته منصرف شود و خير عادت او گردد - والخير عادة - و فارغ البال اشتغال به توجه به حق و عبادت او پيدا كند(203).
موعظه 86: شوق وصال
افسوس كه ما بيچاره هاى محجوب از معرفت ، از توجه به حق تعالى بى بهره ايم و از دوستى ذات مقدس او اطلاعى نداريم ، و دوستى حق را قياس مى كنيم به دوستى بندگان . اهل معرفت مى گويند حق تعالى براى محبوب خود رفع حجب (204) مى كند و خدا مى داند در اين رفع حجب چه كرامت هايى است ! غايت آمال (205)اولياء و نهايت مقصد آنها همين رفع حجب بوده (206).
موعظه 87: چگونگى محاسبه از نفس
اى عزيز!
قدرى از حال غفلت بيدار شو و در امر خود تفكر كن و صفحه اعمال خود را نگاه كن . بترس از آنكه اعمالى را كه به خيال خودت عمل صالح است از قبيل نماز و روزه حج و غيره آن ، خود اينها اسباب گرفتارى و ذلت نشوند در آن عالم ، پس حساب خودت را در اين عالم تا فرصت دارى بكش و خودت ميزان اعمالت را برپا كن و در ميزان شريعت و ولايت اهل بيت اعمال خود را نسج و صحت و فساد و كمال و نقص آن را معلوم كن و آنها را جبران كن تا فرصت هست و مهلت دارى و اگر در اينجا خود را محاسبه نكنى و حساب خودت را درست نكنى در آنجا كه به حسابت رسيدگى مى شود و ميزان اعمال برپا مى شود مبتلا به مصيبت هاى بزرگ شوى . بترس از ميزان عدل الهى و به هيچ چيز مغرور مباش و جد و جهد را از دست مده
(207).
موعظه 88: مقام عارفين
افسوس كه ما بيچاره هاى گرفتار حجاب ظلمانى طبيعت و بسته هاى زنجيره اى آمال و امانى (208) جز مطعومات (209) و مشروبات و منكوحات و امثال اينها چيزى نمى فهميم و اگر صاحب نظرى يا صاحبدلى بخواهد پرده از اين حجب را بردارد جز حمل به غلط و خطا نكنيم و تا در چاه ظلمانى عالم ملك مسجونيم (210) از معارف و مشاهدات اصحاب آن چيزى ادراك ننماييم . ولى اى عزيز! اولياء را به خود قياس مكن و قلوب انبياء و اهل معارف را گمان مكن مثل قلوب ما است .دلهاى ما غبار توجه به دنيا و متشهيات آن را دارد و آلودگى انغمار (211) در شهوات نمى گذارد مرآت (212) تجليات حق شود و مورد جلوه محبوب گردد. البته با اين خودبينى و خودخواهى و خودپرستى بايد از تجليات حق تعالى و جمال و جلال (213) او چيزى نفهميم ، بلكه كلمات اولياء و اهل معرفت را تكذيب كنيم و اگر در ظاهر نيز تكذيب نكنيم در قلوب تكذيب آنها نماييم (214).
موعظه 89: سكرات موت
ما گمان مى كنيم واقعه موت و سكرات (215) آن شبيه به اوضاع اين عالم است .عزيزم ! تو با يك مرض جزئى تمام معلوماتت را فراموش مى كنى پس ‍ چه معلوم ميشود با آن سختى ها و فشارها و مصيبت ها و وحشت ها!؟ اگر انسان دوستى كرد و به لوازم دوستى رفتار كرد و متذكر محبوب بود و از او تبعيت كرد، البته آن دوستى با ولى مطلق و محبوب مطلق حق ، مورد نظر حق و محبوب حق است .ولى اگر ادعا كرد و عمل نكرد بلكه مخالفت كرد ممكن است قبل از رفتن از اين عالم و در اين تغييرات و تبديلات و جلوه هاى گوناگون اين دنيا انسان از دوستى آن سرور منصرف شود، بلكه نعوذبالله دشمن شود با آن حضرت . اگر فرضا از اين عالم هم با محبت (اهل بيت ) منتقل شد گرچه به حسب روايات شريفه و آيات مباركه در قيامت از اهل نجات است و منتهى به سعادت شود، ولى در برزخ و اهوال (216) موت و قيامت انسان باز مبتلا است ، چنانچه در حديث است كه : (ما در قيامت از شما شفاعت مى كنيم ولى براى برزخ خود فكرى كنيد) (217). پناه مى برم به خدا از عذاب و فشار قبر و زحمت و عذاب برزخ كه در اين عالم هيچ چيز به آن شباهت ندارد. آن درى كه از جهنم به قبر باز مى شود اگر به اين عالم باز شود تمام موجودات آن هلاك مى شود. نعوذبالله منه (218).
موعظه 90: بزرگ شمردن اعمال
اى عزيز!
تمام (عمر) ما كه پنجاه شصت سال است ، فرض مى كنيم كه در آن قيام كنيم به جميع وظايف شرعيه ، و با ايمان صحيح و عمل صالح و توبه صحيحه از اين دنيا برويم . آيا اين مقدار اعمال و ايمان ما را چقدر جزا است ؟ با آنكه به حسب كتاب و سنت و اجماع جميع و ملل چنين شخصى مورد رحمت حق است و به بهشت موعود مى رود، بهشتى كه در آنجا مخلد در نعمت و راحت و مؤ بد در رحمت و روح و ريحان خواهد بود. آيا در اينجا مجال انكارى هست ؟ با اينكه اگر بناى جزاى عمل باشد - (به ) فرض باطل كه عمل ما جزايى داشته - اينقدرى كه عقل از تصورش كما و كي

چواب به مریم جان

دوشنبه 21 مرداد1392 ساعت: 11:19 توسط:مریم

سلام عزیزم
من میدونم که شما ادم فوق العاده با خدا و خیلی خوبی هستید و مطالبتون را همین طوری نمی نویسید و حرفتان را ابتدا با کتاب خدا و احادیث انطباق می دهید بعد در وبلاگتون قرار می دهید
اما این مطلبتون راجع به چند زن گرفتن مردان حال من را با این که مجردم خیلی بد کرد من فکر می کنم اگه قران هم این توصیه را کرده فقط برای ادمهای با جنبه است نه برای کسهایی که بدون حساب و کتاب زن بگیرند و هدفشون هم همون فقط و فقط خود خواهی خودشونه شما که این مطلب را می نویسید خواهش می کنم اینم بنویسید که ائمه ما اگه چند زن هم داشتند در درجه اول خودشون عادل خالص بودند و بلد بودند عدالت را بین زنهاشان برقرار کنند
حتی با این وجود هم خواهش میکنم منو ببخشید به نظر من مردی که به همسرش خیانت کنه را باید اعدامش کرد
البته شوخی کردم ولی به نظر من زیاد جالب نیست

 

..........................

 

سلام مریم جان ممنونم  جرفتو قبول دارم چون جامعه فرهنگ سازی نشده 

من دو سال قبل شاهد عینی جنایت بودم

 به عنوان مشاور درد دل زنی را  گوش می دادم که به حساب خودش خیابت کرده بود و مخفیانه زن صیقه کرده بود و البته ان زن هم نا مردی کرده بود حامله شده بود در حالی که قرار بوده حامله نشه

 خلاصه   زن اول فهمید   وادار کرد دکتر برد به زن امپول زد  فرزندش را که سه ماهه بود سقط کرد  شوهر بد بخت  همه کارها را به خواست زنش کرد بعد جنین را در کاسه گذاشت اورد به زنش نشان داد تا خیال خانمش راحت بشه و طلاق نگیره 

 خوب این زن تند تند کربلا مگه هم میره ایا اگر فرهنگ سازی میشد و این زن با ان موضوع عادی برخورد می کرد مرتکب جنایت قبل نفس میشد ؟

شدهر هم دلایلی برام اورد که خانمش مقصر بوده به  وظایفش در امر زناشویی در اثر مثغله کاری عمل نمی کرده خوب ان اقا هم مخفیانه زن گرفته بود

 البته هردو اشتباه داشتن من از مرد طرفداری نمیکنم اما موافق این جنایت جنین کشی هم نبودم

 به زن گفتم تو می گویی شاید شوهرم پسر می خواهد که ان کار را کرده چون فقط دوتا دختر داشت  گفتمش خوب چه بهتر تو باید صبر می کردی ان نوزاد به دنیا می امد اگر پسر بود به اسم خودت بر می داشتی از شوهرت هم بود زحمت حاملگی را هم او کشیده بود یک بچه راحت و بی درد سر مخصوصا که شرط بوده حامله نشه حقی از بچه هم نداره

 ان زن با حرفای من شاخ در اورد گفت مگه من میتوانم ان بچه که از هووی من است را بپذیرم  از بجه بی گناه بدش می امد اینها همه رنیا خواهی و بی دینی است نیست 

 تازه این زن مومن و اهل نمازش بود 

 وای به دیگران  اگر فرهنگ سازی بشه این جنایتها اتفاق نمی افته و.........مریم جان  چون همه حرفمو نخوندی این قسمت را اینجا کپی کردم تا بخوانی نوشته ام که

 

اولا اینو عرض کنم که من به نام جلاله الله قسم می خورم که زنی را که می داند مردی که از او خواستگاری کرده همسر دارد و همسرش هم راضی نیست زن د وم اختیار کند با همه اینها میرود زن دوم این ادم میشود را منفور و نا جوانمرد میدانم بی وجدان می دانم حتی بی  ایمان می دانم چون میداند در اثر کار او زندگی دیگری متلاشی میشود یا موجبات فشار روحی برای مسلمانی  می شود .

 پس با این کار به شدت مخالف هستم خدا را هم خوش نمی اید و ادم مومن چنین کاری نمی کند اما همه حرفم این است که باید انقدر فرهنگ سازی شود فیلم ساخته شود روایت و قران خوانده شود تا زنان عاقل شوند و با قران موافقت کنند  و اجازه بدهند تا مردی که بنا به دلایلی  موجه دوست دارد زن دوم اختیار کند اجازه بدهد و ان را یک امر عادی  ببیند تا دیگر ناراحت و رنجور هم نشود  باید زنها عاقل و مومن واقعی و تسلیم قران بشوند همین وبس والا پس فطرتی است که زنی  نا مردانه زن دوم کسی شود بدون اجازه مرد ولی باید زنها اجازه دهند تا

با موضوع راحت کنار ایند و دیگر طلاقها هم کمتر می شود حتی بیماری ایدز هم امارش کم میشود که وقت ندارم علتشو بگم . فرهنگ سازی شود  تا زن دوم داشتن عادی عادی شود دیگر هزاران فاجعه جلوش گرفته میشود زنها را باید فرهنگ سازی کرد طرز فکرشان را اصلاح کرد به خدا این بی غیرتی نیست  غیرت مال مرد است نه مال زن ان حساسیتی که زن نسبت به زن دوم نشان می دهد اسمش غیرت نیست اسمش حسارت و بیماری و دنیا خواهی است و الا اگر غیرت نام داشت مگر می شود خداوند که خالق زن و مرد است غیرت  زن را نادیده بگیرد و تا 4 زن را مجاز بداند اما برای زن همزمان دو شوهر را مجاز نداند ؟ خدا خالق است خوب هم می فهمد انچه در قلب زنان است حسادت است یا غیرت من هم زن هستم اما وقتی ان روحانی را در برنامه شبکه سه دیدم  به شدت به سخنان ان روحانی جوان  اعتراض کردم او

 چون زنان در استادیوم بودند  خواست زنان را جلب  و خوشحال کند اسدلال اورد که ما مردان وقتی بفهمیم زنمان یک شوهر دیگه داره در حد انفجار نا راحت می شویم خوب از ان طرف هم زنان همینطور چطور باید انفجار شدن زن را نادیده بگیریم  خوب این روحانی  میخا د بگه خدا بی غیرت شده که غیرت زن را نا دیده گرفته ؟ نه بله خدا میخاد به زن بفهماند تو غیرتی نمیشی تو بیمار حسادتی باید قلبت را از دنیا خواهی  و حسادت پاک کنی و با چهار زن به شرط عدالت هم خدا اگر اجازه  داده منظورش اینه که عادل نمیشه سخته ÷س وقتی نمیشه عادل باشی باید با یکی بسازی  باید توی مرد بتوانی ولو  نیازت نسبت به زنها بیشتر است باید بتوانی خودت را انقدر بسازی و ادم شوی که یا مرد عادل باشی که چهارتا بشه بگیری یا خود ساز باشی بتوانی با یک زن هم بسازی خلاصه مطلب زیاده نمیرسم با جزئیات افکارم را که کارشناسی خود قران است نه من بیان کنم یک کتاب حرزف میشه  اما فقط بگم که ایران داره نابود میشه شیعه داره کم میشهع اگه دشمن حمله کرد سرباز خا نه ها مان خالی شده فرزندانمان اینده  قحطی خاله عمو دایی دارند و همه اینها تقصیر

 مریم خانم جان عرض شود که

 

 البته امامها هم برای هوس چند زن نداشتند حضرت علی مدامی که زهرا س را داشت زن دوم نداشت یا خدیجه ع را وقتی محمد ص داشت اما زنان اون وقت دوران جاهلیت بود زنان را به هم کادو می دادند به پیامبر قبایل مختلف به لج همدیگر و رقابت زن به حصرت کا دو می دادند و التماس می کردند فقط اسم رسول الله روی او باشد تا افتخار قبیله باشد و ان امر موجب میشد که یک قبیله به اسلام رو بیارد لذا حضرت مصلحتی کا دوی زن را قبول می کرد  با بعضی حتی یک شب هم همبسار نمی شدند فقط اسمش بود . ازدواجهای سیاسی و مصلحتی زیاد داشتند اما

 الان که سنی و یهودی داره تولید نسل میکنه میگم ما شیبعیان نباید تک فرزند باشیم و چون فرهنگ سازی نشده زن دوم را زنان خیانت می نامند یه غلط لذا

 اگر زنی زن دوم کسی شود که زن اول راضی نیست خیلی کار کثیف و نا جوانمردانه و بی وجدانی کرده به شدت مخالفم ولی عرضم اینه باید فرهنگ سازی بشه همه زنهای اول راضی شوند و کناتر بیاییند و خیانت ندانند تا سرباز و شیعه زیاد شود همین وبس و امار طلاق هم کم میشود اکثریت طلاقها برای ان است که زن به شوهرش بد بین شده که مبادا زن دوم گرفته باشه اما اگر فرهنگ سازی بشه و با ان راحت کنار بیایند اماز طلاق هم کم میشه  ان فوتبالیست  که زنش زن دوم شوهرشو کشف کرد قاتلش شد  حکم قتل عمد او را هم کشت ان فوتبالیست  با دو زن الان زن ندارد اینها همه در اثر این خلائ فرهنگی موضوع است

نه افراط نه تفریط

 

 

دساور رهبرمان است که نسل را زیاد کنیم

  این عکس اقایی است که ۳۹ همسر و این همه فرزند دارد  این اقا افراط کرده مردان ایران هم تفریط می کنند که البته تقصیر  ما زنان است

یا  زن دوم  یا  چند فزرندی به جای تک فرزندی

 مشکل  پیر شدن جمعیت ایران را حل میکند ایران 

 دارد پیر میشود این فاجعه است

 در دو استان شمالی جمعیت به صفر رسیده

 

 

  تصمیم کبری خانم دوست و همشهری من

 دوستان یادتان هست که دو سال قبل حدودا  تحت عنوان تصمیم کبری 

 یک پستی زدم نوشتم  زنی از شهر ما اجازه داد همسرش فقط برای خدا زن دوم بگیرد ؟  اسمش واقعا کبری است الان

دو سال می گذرد با خوبی و خوشی زندگی می کنند  و هووی کبری خانم مادر شد اولین فرزند را اورد ولی هنوز در یک منزل زندگی می کنند

 کاش  برنامه ماه وعسل انها را به عنوان نمونه معرفی کند و تلوزیون دعوت کند

  جالبتر اینکه یک مجلسی رفتم سخنرانی کنم دیدم ان کبری خانم خوش قلب مهربان ابر جوانمرد  با هوی خودش  دارند سراغم می ایند با خودم گفتم لابد اختلاف پیدا کردند می خواهند من میانچیگری کنم   اما دیدم خلاف فکر من اتفاق افتاد امدند به من گفتند ما خیلی با هم  خوش بخت هستیم  جالبه که در یک منزل هم زندگی می کنند و امسال فزرند هو ویش هم دنیا امد یعنی کبری دوتا بچه داشت با بچه هویش میشه سه تا کودک در یک منزل با دو تا مادر و یک  پدر بعد هر دو از من خواستند که برای یشان دعا کنم مردم این صمیمیتشان را  چشم نکنند خیلی خوشحال شدم  کبری خانم را بوسیدم بهش گفتم نمی دانی تو چه ثواب بزرگی کردی تو در واقع فرهنگ سازی می کنی  تا جما معه یاد بگیرد و گفتمش تو طلایی ترین قلب را داری احسنت و به هوی کبری خانم هم گفتم قدر کبری خانم را بدان سعی کنید نسبت به هم فقط خوش انصاف باشید و خدا را ناظر بر اعمال خود بدانید اجرتون با حضرت ساره و هاجر  خانم حضرت ابراهیم باشه  باشه  . خلاصه ارزو کردم تلوزیون کبری خانم را دعوت کند و زندگی انها را فیلم بسازد تا  فرهنگ سازی شود اخه تک فرزندی  بد جوری دارد نسل فردای ما را بی خاله بی عمو بی عمه می کند یا باید زنان دست بکار شوند  تا توان دارند بچه بیارند شیعه زیاد کنند  به هر کشته کودک شیعه چند کودک شیعه متولد کنند یا اگر نمی اورند و تک فرزندی  را دوست دارند پس اجازه دهند هوو بیارند او شیعه زیاد کند هم خدا هم خرما خیلی نا مردی است که زنان می خواهند

 مخصوصا مردانی که  همسرشان اولاد دار نمی شوند  بعد از نا امید شدن از اولاد دار شدند  باید وجدانند زنشان اجازه دهد مزه بابا شدن را  مرد  بچشد ایا انصاف است که چون زن نمی تواند مامان شود  نباید اجازه دهد شوهر هم مزه بابا شدن را بچشد مهمتر از ان نسل مرد چرا باید خفه شود و محکوم به مرگ نسلش شود اینها ایا نامش مرود و جوانمردی است که تلوزیون سعی دارد در ماه و عسل اینها را نمونه جلوه دهد

اولا اینو عرض کنم که من به نام جلاله الله قسم می خورم که زنی را که می داند مردی که از او خواستگاری کرده همسر دارد و همسرش هم راضی نیست زن د وم اختیار کند با همه اینها میرود زن دوم این ادم میشود را منفور و نا جوانمرد میدانم بی وجدان می دانم حتی بی  ایمان می دانم چون میداند در اثر کار او زندگی دیگری متلاشی میشود یا موجبات فشار روحی برای مسلمانی  می شود .

 پس با این کار به شدت مخالف هستم خدا را هم خوش نمی اید و ادم مومن چنین کاری نمی کند اما همه حرفم این است که باید انقدر فرهنگ سازی شود فیلم ساخته شود روایت و قران خوانده شود تا زنان عاقل شوند و با قران موافقت کنند  و اجازه بدهند تا مردی که بنا به دلایلی  موجه دوست دارد زن دوم اختیار کند اجازه بدهد و ان را یک امر عادی  ببیند تا دیگر ناراحت و رنجور هم نشود  باید زنها عاقل و مومن واقعی و تسلیم قران بشوند همین وبس والا پس فطرتی است که زنی  نا مردانه زن دوم کسی شود بدون اجازه مرد ولی باید زنها اجازه دهند تا

با موضوع راحت کنار ایند و دیگر طلاقها هم کمتر می شود حتی بیماری ایدز هم امارش کم میشود که وقت ندارم علتشو بگم . فرهنگ سازی شود  تا زن دوم داشتن عادی عادی شود دیگر هزاران فاجعه جلوش گرفته میشود زنها را باید فرهنگ سازی کرد طرز فکرشان را اصلاح کرد به خدا این بی غیرتی نیست  غیرت مال مرد است نه مال زن ان حساسیتی که زن نسبت به زن دوم نشان می دهد اسمش غیرت نیست اسمش حسارت و بیماری و دنیا خواهی است و الا اگر غیرت نام داشت مگر می شود خداوند که خالق زن و مرد است غیرت  زن را نادیده بگیرد و تا 4 زن را مجاز بداند اما برای زن همزمان دو شوهر را مجاز نداند ؟ خدا خالق است خوب هم می فهمد انچه در قلب زنان است حسادت است یا غیرت من هم زن هستم اما وقتی ان روحانی را در برنامه شبکه سه دیدم  به شدت به سخنان ان روحانی جوان  اعتراض کردم او

 چون زنان در استادیوم بودند  خواست زنان را جلب  و خوشحال کند اسدلال اورد که ما مردان وقتی بفهمیم زنمان یک شوهر دیگه داره در حد انفجار نا راحت می شویم خوب از ان طرف هم زنان همینطور چطور باید انفجار شدن زن را نادیده بگیریم  خوب این روحانی  میخا د بگه خدا بی غیرت شده که غیرت زن را نا دیده گرفته ؟ نه بله خدا میخاد به زن بفهماند تو غیرتی نمیشی تو بیمار حسادتی باید قلبت را از دنیا خواهی  و حسادت پاک کنی و با چهار زن به شرط عدالت هم خدا اگر اجازه  داده منظورش اینه که عادل نمیشه سخته ÷س وقتی نمیشه عادل باشی باید با یکی بسازی  باید توی مرد بتوانی ولو  نیازت نسبت به زنها بیشتر است باید بتوانی خودت را انقدر بسازی و ادم شوی که یا مرد عادل باشی که چهارتا بشه بگیری یا خود ساز باشی بتوانی با یک زن هم بسازی خلاصه مطلب زیاده نمیرسم با جزئیات افکارم را که کارشناسی خود قران است نه من بیان کنم یک کتاب حرزف میشه  اما فقط بگم که ایران داره نابود میشه شیعه داره کم میشهع اگه دشمن حمله کرد سرباز خا نه ها مان خالی شده فرزندانمان اینده  قحطی خاله عمو دایی دارند و همه اینها تقصیر زنان است و فیلم سازان و مدیران فرهنگی کشود که تنیشتوانند فرهنگ سازی کنند فقط فیلمها به زود زن دوم داشتن را خیانت معرفی می کنند و موجبات طلاقهای مکرر جامعه میشوند

 

 

 اما

 جای تاسف است که در ایران تفریط شده انقدر  ما زنها البته به جز من  زن نوعی ایرانی نه منه  زن استثنایی چون موافق قران هستم بلخره ما زنای ایرانی انقدر  همراه فیلمسازان ایرانی زن دوم گرفتن را بد و منفور اعلام کردیم و به خورد جامعه دادیم که اندازه یک کراک کشیدن و اعتیاد داشتن  زن گرفتن برای مردانمان بد و منفور جلوه داده شده است 

 و این حود عامل اصلی طلاقهای فراوان  در کشورمان است اگر زن دوم که حق مسلم مردان است عادی باشد و زنها با ان کنار بیایند فقط به خاطر قران به خاطر  وطنمان که جمعیتش  در حال پیر شدن است اگر با ان کنار بیایند بسیاری از دعوا ها و جنجالها و بیماری های روانی جامعه حل میشود

اگر زنان مومن ما زن مومن واقعی باشد و وطن پرست واقعی باشد باید مثل من دلشان برای وطن و کم بودن شیعه بسوزد من دلم میسوزد که سرباز خا نه ها خالی است سربازان ما در  نگهبانی ها بی خوابی می کشند چون اندازه کافی سرباز نداریم که زود به زود کشیک بکشند ساعتها طول میکشه تا نوبت دیگری بشه همه برای ان است که  فرهنگ سازی ایران در تک فرزندی و تک همسری غلط بوده

 اگر زنانی  بد ویارند  و از حاملگی می ترسند از زایمان می ترسند و ... به چند دلیل نمی خواهند نسل را اضافه کنند باید اجازه بدهند با رضایت کامل بدون دعوا و جنجال همسرانشان تولید نسل کنند هم از نظر عاطفی و مالی  یتیم ها و بیوه زنها به ارامش روحی می رسند هم سرباز خا نه ها خالی نمیشند الان سنی ها به کوب دارند ۵ زن می گیرند تا سنی زیاد شود و حککومت ایران را صاحب بشند یهودی ها هم ۸ تا بچه اوردن را برای هر زن در دست اجرا دارند  و ما ایرانی ها رو به تک فرزندی و تک همسری اوردیم

 اگر بد بود قران تا چهار تا مجاز نمی دانست

 قران را یا باید قبول کنیم یا نکنیم

 زن با مرد محال است در این باب مساوی باشد و الا خدا نا دیده نمی گرفت

 امسال ماه عسل ماه رمضان پیر مردی را نسان داد که در ۱۰۸ سالگی بچه نوزاد داشت ایا یک زن ۱۰۸ ساله میتواند بچه دار شود ؟ راز مجاز دانستن قران تا ۴ زن همین است  چه هیچ زنی در ان سن بچه دار نمیشه اما مردان میشند حکمت قران غلط نیست  ...........بقیه حرفام باشه بعد الان کار دارم

مصاديق ياد قلبى   از کتاب  شرح امین الله

مصاديق ياد قلبى   از کتاب  شرح امین الله
حال براى ياد قلبى مصاديقى معرفى شده كه توجه و ارتباط با آنها مؤ يد خوب و لازمى است براى حصول ياد قلبى پروردگار.
1- ديدن ، توجه و تبعيت از رسول خدا و ائمه عليهم السلام اين امر كامل ترين و اساسى ترين اقسام توجه به خداوند متعال است از جهت گرفتن دستورات الهى از ايشان و نيز مظهر اسماء و صفات كماليه و جماليه حق تعالى بودن ايشان ، لذا رسول خدا در اين آيه به ذكر تعبير شده است ، للّه للّه قد انزل الله اليكم ذكرا، رسولا يتلو عليكم آيات الله مبينات
(243) (بتحقيق خداوند به سوى شما ذكر را - رسول - فرستاد تا آيات آشكار خداوند را برايتان تلاوت كند) و اهل بيتش اهل ذكر معرفى شده اند، همان طور كه امام رضا عليه السلام در اين آيه فرموده (244) است و روايات زيادى در اين مطلب رسيده است ،(245) البته نه تنها اطلاق اين عنوان به ائمه عليهم السلام بيانگر اين است كه بايد توجه به خداوند متعال از طريق ايشان باشد بلكه تمامى عناوين ديگرى كه به ايشان در روايات بسيارى كه از حد شمارش ‍ بالاتر است اطلاق شده از قبيل صراط مستقيم ، آية الله ؛ كلمات الله ، خليفة الله و... بايد به اين لحاظ باشد كه هر يك از اينها بعدى از ابعاد وجودى ايشان را در ارتباط با خداوند بيان مى كند و ما از آن بعد بايد توجه به خداوند متعال كنيم .
2- زيارت ائمه عليهم السلام
(246): نيز يكى از موارد مهم ذكر قلبى است كه سبب نجات و وصول به مقامات عاليه انسانى است و هر مقدار معرفت انسانى به مقامات ايشان بيشتر باشد سبب رسيدن به فيوضات عالى تر مى گردد.
3- نماز: تمامى دستورات دينى هرچند موجب توجه انسان به خداوند متعال مى گردد از آن جهت كه اعمال مختلف انسان را در جهت پياده كردن فرامين الهى قرار مى دهد لكن دستورات عبادى كه در انجام آنها قصد قربت - به عنوان اينكه او فرمان داده - شرط است و اگر اين قصد نبوده باشد آن دستور انجام نشده ، از يك توجه ويژه اى برخوردار است ، در عين حال نماز از يك توجه عبادى خاصى بهره مند است زيرا از اذكار و اجزائى تشكيل شده كه تمامى آن اظهار خضوع وجودى در برابر كمال مطلق خداوند است از اين جهت امام باقر عليه السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل مى كند كه آن حضرت مى فرمايند:
(247) (هنگامى كه بنده مؤ من در نماز مى ايستد خداوند به او نظر مى كند - يا اينكه فرمود: خداوند بر او روى مى كند. (ترديد از راوى است ) - تا اينكه از نماز منصرف شود و رحمت الهى از بالاى سرش تا افق آسمان بر او سايه مى گستراند و ملائكه اطراف او را در بر مى گيرند تا افق آسمان و خداوند ملكى را موكل او كرده بالاى سرش ‍ مى ايستد و به او مى گويد: اى نمازگزار اگر مى دانستى چه كسى به تو نظر مى كند و با چه كسى مناجات مى كنى هرگز به جاى ديگر متوجه نمى شدى و از جايگاهت جدا نمى شدى )، از اين جهت در آيات بسيارى بر نماز سفارش شده و برترين چيزى كه موجب قرب به خداوند مى شود. بعد از معرفت او نماز(248) معرفى شده است تا جايى كه در تفسير اذان و اقامه روايت طولانى از على عليه السلام نقل شده كه محتواى آن حقايق و معارفى است كه به واسطه اجزاى اذان و اقامه ما را به آن متوجه مى كنند تا آنجا كه در تفسير (قد قامت الصلوة ) حضرت مى فرمايد: حان وقت الزيارة و المناجات و قضاء الحوائج و درك المنى و الوصول الى الله عز و جل و الى كرامته و غفرانه و عفوه و رضوانه (249)، (رسيد وقت زيارت و مناجات و برآورده شدن حوائج و درك كردن آرزو و رسيدن به خداوند عز و جل و به كرامت و بخشش و پوشش و رضايت او)، و در اهميت و فضيلت نماز روايات بسيارى از ائمه عليهم السلام روايت شده و كتابهايى از طرف علماى بزرگ در اسرار آن نوشته شده است .
4- زيارت عالمى : آن عالمى كه ديدنش ما را به ياد خدا بيندازد همان طور كه حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله از حضرت عيسى عليه السلام نقل مى فرمايد: كه حواريين از آن حضرت سؤ ال كردند كه با چه كسى مجالست كنيم ؟ آن حضرت فرمود: من يذكركم الله رويته و يزيد فى علمكم منطقه و يرغبكم فى الاخرة عمله
(250)، (كسى كه ديدنش شما را به ياد خدا اندازد و سخنش علم شما را زياد كند و عملش شما را در آخرت مايل كند)، لذا (زيارت و نگاه به چنين كسانى عبادت است ) همان طور كه على عليه السلام فرمود(251).
البته امور ديگرى نيز بالخصوص در شرع مقدس معرفى شده اند كه توجه به آنها موجب توجه به خداوند است و عبادت مى باشد
(252) مانند نگاه به كعبه و پدر و مادر، لكن عمده آنها آن چيزهايى بود كه ذكر شد.
بنابراين برطرف كردن موانع ذكر پروردگار و تحصيل اسباب و شرايط آن و تداوم بخشيدن به ذكر، موجب حصول اشتياق به آن و مراتبش مى گردد تا جايى كه ذكر موجب آبادانى اوقات و عمر انسانى شده همان طور كه على عليه السلام در دعاى كميل پس از قسم هاى متعدد و مهم از خداوند متعال اين معنا را طلب كرده و عرض مى كند: اللهم انى اسئلك بحقك و قدسك و اعظم صفاتك و اسمائك ان تجعل اوقاتى من الليل و النهار بذكرك معمورة و بخدمتك موصولة حتى تكون اعمالى و او رادى كلها وردا واحدا و حالى فى خدمتك سرمدا
(253)، (بارالها! سوگند به حق و مقام قدست و بزرگترين صفات و اسمائت ، از تو مى خواهم كه اوقاتم را از شب و روز با يادت آباد گردانى و به خدمتت متصل كنى تا اينكه تمامى اعمال و اذكارم يك ياد شده و حالم همواره در خدمتت بوده باشد)، و عدم اشتياق به ذكر الهى در برابر اشتياق به امور ديگر، موجب مرگ و نابودى روح و جان انسان مى گردد همان طور كه على عليه السلام به نوف بكالى تعليم فرمود، الهى انه من لم يشغله الولوع بذكرك و لم يزوه السفر بقربك ، كانت حياته عليه ميته و ميتتة عليه حسرة (254)، (بارالها! همانا كسى كه اشتياق به ذكرت او را به خود مشغول نكند و آماده سفر به نزديك شدن به تو نباشد، زندگانيش بر او مردن است و مردنش بر او حسرت است ).
اشتياق به دعا  
دعا يكى از مصاديق آشكار و مهم ذكر لفظى است كه موجب ذكر قلبى پروردگار متعال مى شود و به جهت اهميت آن و داشتن شرايط خاص به خود، جداگانه شده است ، از اين جهت تمامى موانع اشتياق به ذكر الهى و اسباب و شرايط تحصيل آن كه قبل از اين ذكر شد در اينجا نيز مى آيد و به سبب اهميت دعا در حصول ذكر، مطالبى را در رابطه با دعا ذكر مى كنيم تا با توجه و مراعات آنها حالت اشتياق به آن پيدا شده و رو به افزايش باشد.
حقيقت دعا و اهميت آن  
دعا آن خواندنى است كه موجب جلب توجه شخص خوانده شده شود، از آنجا كه حقيقت وجود انسان و موجودات جز فقر و نياز در تمامى شئون وجودى به حق تعالى نيست از اين جهت تمامى موجودات در آنچه دارند سائل و خواننده حق تعالى هستند هر چند كه با زبان ، دعا و سؤ ال نكنند، قرآن كريم در اين باره مى فرمايد: يساءله من فى السموات و الارض كل يوم هو فى شاءن (255) (هر موجودى در آسمانها و زمين از خداوند سؤ ال مى كنند و هر روز او در شاءن و كارى است )، اين خواندن موجودات با يك درك خاصى نسبت به وجود حق تعالى تواءم است و آن اينكه او مالك حقيقى آنها بوده و آنها مملوك حقيقى او مى باشند به گونه اى كه آن از احاطه وجودى و قيومى او خارج نيستند هر چند كه ما به اين درك خاص ‍ آگاهى نداشته باشيم همان طور كه قرآن كريم مى فرمايد: و ان من شى ء الا يسبح بحمده ولكن لاتفقهون تسبيحهم (256) (هيچ چيزى نيست مگر آنكه خداوند را همراه با ستايش او تسبيح مى كنند ولكن شما تسبيح آنها را نمى فهميد) اين تسبيح بدون درك خاص از مقام ربوبى مسير نيست .
لكن دعاى مطلوب كه موجب تكامل موجود است دعاى با توجه آگاهانه به مقام مدعو است و اين قسم از دعا از انسان و هر موجودى كه بتواند توجه آگاهانه به حق تعالى داشته باشد امكان پذير است و اگر انسان نسبت به حق تعالى اين گونه نباشد كه كمالات را از او دانسته و خود را در برابر او فقير محض بداند، خاصيت وجوديش بر او مترتب نشده و مورد عنايت خاص ‍ خداوند نمى باشد، لذا قرآن كريم مى فرمايد: قل مايعبو بكم ربى لولا دعائكم
(257) (بگو اى پيامبر؛ اگر دعا و خواندن شما نبود پروردگارم به شما اعتنايى نمى كرد) و على عليه السلام مى فرمايد: الدعاء مفاتيح النجاح و مقاليد الفلاح (258) (دعا كليدهاى رسيدن به حاجتها و رستگارى است ). از اين جهت هر مقدار معرفت بنده نسبت به غناى حق تعالى و فقر خودش بيشتر باشد او را بيشتر با اوصاف كماليه مى خواند در عين حال كه خود را به حسب ظاهر مرتبط به اسباب و مسببات عادى مى داند لكن از اين سپر نيز استفاده مى كند همان طور كه انبياء(259) عليهم السلام استفاده مى كردند و امام باقر عليه السلام درباره اين آيه شريفه ان ابراهيم لاواه حليم (همانا ابراهيم بسيار آه كشنده و بردبار است ) فرمودند: (او بسيار دعاكننده بود(260)). و على عليه السلام نيز اين گونه (261) بوده است . و براى انسان مؤ من نيز ابزار پيروزى بر شيطان و دشمنانى ايمانى و سپر در برابر تمامى بلاهاى مادى و معنوى است همان طور كه رسول خدا و على عليهماالسلام فرمودند،(262) و امام صادق عليه السلام آن را از نيزه آهنين نافذتر و كارى تر مى داند: الدعاء انفذ من السنان الحديد (263). زيرا دعا در حال جنگ براى مؤ من ، موجب مى شود كه مؤ ثر حقيقى در پيروزى و غير آن را خدا بداند نه زور بازوى خويش يا غلبه سلاح مادى و پس از پيروزى ، ايمان به خدا را بر كفر يا نفاق يا شرك پيروز بداند نه خود را، و اگر شكست خورد، سستى در ايمان را كه لازمه اش غلبه هواهاى نفسانى است موجب آن بداند نه چيز ديگر را، همان طور كه در جنگ بدر كه اولين جنگ رسمى مسلمانان با مشركين بود پس از زيادتر ديده شدن جمعيت مشركين از مسلمانها پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله دست به دعا برداشته و از خداوند براى مؤ منان طلب پيروزى كرد و خداوند به واسطه نزول (264) ملائكه آنها را كمك كرد و به پيروزى رساند،(265) لكن در جنگ حنين مسلمانها به واسطه توجه به كثرت جمعيتشان و خوشحال (266) شدن نسبت به آن و اعتماد نكردن بر خداوند در پيروزى بر مشركين و يهود، با احاطه دشمن بر ايشان در تنگنا قرار گرفته و عده اى از ايشان فرار كردند ولى به واسطه اينكه افراد كمى از ايشان در كنار پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله ، اعتماد بر خداوند كردند و ثبات عمل بخرج دادند و پيامبر از خداوند كمك طلبيد و او را ستود، خداوند سكينه را بر دل ايشان و نيروهاى غيبى را براى كمكشان نازل كرد و تمامى آنها را پيروز گردانيد،(267) در اين رابطه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله دست به دعا برداشته و عرض مى كند: اللهم لك الحمد و لك الشكر و اليك المشتكى و انت المستعان ، سپس بعد از پاشيدن مقدارى از ريگ در چهره مشركين عرض مى كند: اللهم ان تهلك هذه العصابة لم تعبد و ان شئت ان لا تعبد لا تعبد (268)، (خدايا اگر اين جمعيت را هلاك كنى بندگى نخواهى شد و اگر بخواهى كه كسى تو را بندگى نكند، نمى كند) پس به جهت اهميت دعاست كه آن از طرف ائمه عليهم السلام عبادت و برترين آنها محسوب شده (269) و سر و كار با دعا نداشتن و خداوند را به كمالات توصيف نكردن و تنها خود را منشاء آثار دانستن ، استكبار(270) از عبادت به حساب آمده ، بلكه دعا از محبوبترين اعمال به سوى خداوند در روى زمين معرفى (271) شده است .....

در مکاشفه ایشان حضرت زهرا فرمودند«فرزندم علي (خامنه ای) غريب، مظلوم و تنهاست»


حجت الاسلام رحيميان: يك پدر شهيد در تير 78 در مکاشفه دیده بود که امام زمان فرمودند: «به آقاي فاضل لنكراني بگو قيام كند اين ميمونها را از قم بيرون بريزند، من از نايبم حمايت ميكنم» با اشاره حضرت کابینه دولت خاتمی جلوی چشم من آمد، دو نفرشان مهاجراني و عبدالله نوري و يكي در رأس شان بود. چهره هاي بقيه مبهم بود و تنها چهره هاي اين سه نفر روشن بود.

بخشی از سخنان حجت الاسلام و المسلمين رحيميان نماينده محترم ولي فقيه در بنياد شهيد و امور ايثارگران ، همزمان با سالروز حماسه 9 دي ماه ، در پنجمين نشست ماهيانه سازمان بسيج جامعه پزشکي که در دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي برگزار شد. سوم بهمن 1389

در اين همايش حجت الاسلام رحيميان طي سخناني عنوان كرد:

نكته مهم در نهم دي اين است كه ماجراي فتنه 88 از جنگ تحميلي و حتي از اصل مبارزه با شاه و مبارزه نهضت ،سخت تر و عميق تر مي باشد. از زمان پيامبر ، حتي در جنگ تحميلي و دفاع مقدس صف ها مشخص بود ،چهره دشمن هم مشخص بود، اما در اين فتنه مهمترين مسئله اين بود كه با نام و ياد امام و خط امام براي نابود كردن حقيقت امام و ميراث امام و خط امام وارد مبارزه شدند و اين كار را خيلي مشكل مي كرد .

رحيميان گفت: در روز 9 دي افراد زيادي به خيابانهادر حمايت از رهبري آمده بودند ، اما از آنجا كه سران فتنه با نام خط امام، وارد عرصه شده بودند، خيلي زود چهره واقعي آنها شناخته شد وهمه فهميدند كه آنها براي ايجاد يك فتنه بزرگ و براندازي نظام اسلامي و مردم آمده اند و با الهام از تجربه تاريخي شيعه از صدر اسلام تا زمان حضرت امام و سال هاي بعد رحلت حضرت امام خيلي زود به عمق فتنه پي بردند. و فهميدند

آشوب طلبها همان روزه خوارها ، بهايي ها و خانواده اعدامي ها، سلطنت طلب ها ، اشرار، هستند كه در روز قدس و 16 آذر و نماز جمعه و روز عاشورا به خيابان ها ريخته اندو شرارت كرده اند و نكته اين است كه در اعترافات بعد از دستگيري مشخص شد كه اكثر آشوبگران اصلاً در انتخابات راي نداده اند و اهل راي دادن نبودند.

ايشان اشاره كردند : اين فتنه دو چهره داشت ،خير و شر ، چهره خير فتنه براي انقلاب اين بود كه چهره حقيقي افراد فتنه گر و قانون شكنان براي همه مشخص شد و در عين حال، اقتدار ولايت و رهبري و نقش سرنوشت ساز و بي بديل ولايت را دريافتند.

رحيميان گفت: مجاهد بزرگ سيد حسن نصرا... براي خود من تعريف مي كرد در آن شب هاي فتنه با توجه به اينكه عموم رسانه هاي دنيا از سوي صهيونيست ها اداره مي شود نگران بودند ، چشم ميليون ها و بلكه دهها ميليون مسلمان و حتي غير مسلمان آزاده ، آن شب ها تا صبح به خواب نرفت ؛ عده زيادي از مومنين تا صبح اشك ريختند و براي نظام دعا كردند .

ايشان در جمله اي از امام فرمودند : جنگ حق و باطل از اول بوده و خواهد بود و تا زمان ظهور امام زمان (عج) وجود خواهدداشت.

رحيميان با نقل يك خاطره از مكاشفه يك پدر شهيد در 18 تير 78 گفت: در اين مكاشفه ائمه از مرحوم آيت الله فاضل درخواست كرده بودند كه به كمك رهبر انقلاب برود.

حجت الاسلام رحيميان به بيان خاطره اي از يك پدر شهيد در مورد رهبر انقلاب پرداخت و گفت: خاطره اي از يك پدر شهيد شنيده بودم كه از نزديكان بيت مرحوم فاضل لنكراني بود. هميشه دوست داشتم اين خاطره را از زبان خود ايشان بشنوم. فاطميه اول امسال به همين منظور راهي قم شدم .منزل مرحوم فاضل جلسه روضه بود. رفتم آنجا و از حاج آقا جواد فاضل فرزند مرحوم آيت ا....فاضل لنكراني سراغ آن پدر شهيد را گرفتم.ايشان آدرسي به من داد و گفت ضمنا يكي از نكاتي كه اين پدر شهيد خواب ديده و بيان كرده محقق شده است.(كه در ادامه بيان مي كنم)

 مشخص شد كه اين پدر شهيد خادم بازنشسته حرم حضرت معصومه (س) است. بنابراين حرم رفتم و بعد از اقامه نماز مغرب و عشاء آدرس دقيق تري از يكي از خدام گرفتم و راهي منزل اين پدر شهيد شدم. هنگامي كه در را زديم سريعا باز كردند؛گويا منتظر ما بودند. من از پشت پرده گفتم من فلان كس هستم. گفتند بفرماييد منتظر شما بوديم. ابتدا فكر كردم شايد منتظر فرد ديگري بودند و اشتباهاً در را به اين سرعت به روي ما باز كردند ولي معلوم شد كه خير اين طور نبود. بالاخره خدمت اين پدر شهيد رسيديم كه تازه از بيمارستان و عمل جراحي فارغ شده بودند و فكر كرده بودند كه ما براي عيادت ايشان آمده ايم.

رحيميان افزود: بعد از احوالپرسي خواستار اين شديم كه داستان را از زبان اين پدر شهيد بشنويم ولي به دلايلي امتناع كردند. خلاصه از ما اصرار و از وي انكار. ولي بالاخره تصميم بر اين شد كه براي يك بار ديگر قضيه را بازگو كند.(حدود چهل سال بود كه اعتكاف اين پدر شهيد ترك نشده بود. يعني قبل از اينكه اعتكاف در ايران مرسوم شود و از قديم در مسجد امام و مسجد اعظم معتكف مي شد.) گفت از اعتكاف به منزل باز مي گشتم و بي خواب و خسته بودم و به منزل گفتم كه مي خواهم بخوابم. (حتي جايي كه خوابيده بود به ما نشان داد)

نماينده ولي فقيه در بنياد شهيد با بيان اينكه اين پدر شهيد يك يا دو روز بعد از حادثه 18 تير 78 اين خواب را ديده بود، خاطرنشان كرد: اين پدر شهيد ادامه داد: نمي دانم كه چقدر از خوابم گذشته بود كه ديدم گويي چراغ ها روشن شدند. آمدم كه اعتراض كنم كه چرا چراغ ها روشن شده اند احساس كردم كه نور چراغ نيست بلكه نور ديگري است.

دقت كردم ديدم بانويي دست به كمر گرفتهكنار اتاق ما ايستاده. تا كمي به ايشان توجه كردم كنار من روي زمين نشست.

خطاب كرد:

«آقاي احمدي! علي من غريب است، علي من مظلوم است، علي من تنهاست».

من همان وقت ناگهان احساس كردم اين بانو حضرت زهرا(سلام الله علیها) و منظور ايشان از علي من، حضرت علي(علیه السلام) است.

تا چنين چيزي به ذهن من خطور كرد ايشان تكرار كردند:

«فرزندم علي غريب است، فرزندم علي مظلوم است، فرزندم علي تنهاست».

ديگر من منقلب شده و در همان حال متوجه شدم آقايي قائم كنار ما ايستاده است.

(مشخصات آن آقا را نيز توصيف كرد. خواست خدا بود كه امكاني فراهم شود و ما فيلمي از اين بيانات پدر شهيد نيز تهيه كرديم)

اين آقا كه كنار ما ظاهر شده بود به من خطاب كرد:

«آقاي احمدي! برو نزد آقاي فاضل لنكراني و به ايشان بگو قيام كند. اين ميمون ها را از قم بيرون بريزند.

(چون همان روزها يعني 18 تير در قم نيز امتداد فتنه وجود داشت)

بعد با دست چپش اشاره كرد و گفت:

«اين ها خيال مي كنند با توهين كردن به من، دست از حمايت از نايب ام بر مي دارم. من از نايب ام حمايت مي كنم».

هنگامي كه دست آقا حركت كرد ،ديدم جايش كابينه فلان (دولت اصلاحات خاتمی) جلوي صورت من شكل گرفت. چهره ها مبهم بود ولي سه چهره روشن بود. يكي در رأس شان بود و دو نفر ديگرشان مهاجراني و عبدالله نوري بود. چهره هاي بقيه مبهم بود و تنها چهره هاي اين سه نفر روشن بود..در ادامه مطلب ...

ادامه نوشته

عید فطر حض عاشق از معشوق

عید فطر حض عاشق از معشوق

خدایا مصیبت ما را در فقدان ماه رمضان  جبران فرما و

 عیدفطر مان  را بر ما مبارک گردان

 این جملات از دعای وداع ماه رمضان در صحیفه سجادیه است  با توجه به کلمه مصیبت میتوان عمق تاسف امام سجاد را از ترک روزه و رمضان که حاکی از شدت عشق مولا به خدا و ماه رمضان است ؛ حس کرد ان تاسف حضرت و نگرانی عارف با الله میرزا علی قازی از نخواندن نماز در بهشتو ( که فرمود اگر در بهشت نگذارند نماز بخوانیم چکار کنیم؟!) هردو حاکی از رابطه عاشقانه بنده به خدا یعنی رابطه عاشق و معشوق است و چون این عشق دو طرفه است خدا نیز با حدیث قدسی اش نسبت به بنده ابراز عشق نموده و
می فرماید (اگر انانکه به من پشت کرده اند می دانستند که چقدر چشم براهشان نشسته ام و اشتیاق برگشتن آنها را دارم از شوق من می مردند و بند از بندشان جدا می شد )

با این حساب عید فطر را می توان روز جشن کسب فیض عاشق از معشوق نامید

 چرا که بنده با اقامه نماز عید فطر به حض کامل از معشوق میرسد.

از وب من حدیث زیبا عیدی بگیر ید از چهار پیامبر ع

 حضرت  موسی ع :   هر کس از رفیق بد ببرد  گویا به تورات عمل کرده

 حضرت دادود ع :     هر کس از هوا و هوس خود داری کند گویی به زبور عمل کرده 

 حضرت عیسی ع :   انکه به قسمت خدایی  رضایت دهد  گویی انجیل را  به کار بسته

حضرت محمد ص :    گسی که زبانش را  نگهدارد گویا  به همه قران عمل کرده 

(کتاب تصایح ایت الله مشکینی ص ۱۹۹

ماجرای نماز عید فطر امام رضا(ع) که نیمه‌کاره ماند

ماجرای نماز عید فطر امام رضا(ع) که نیمه‌کاره ماند

امام در حالی که پاچه‌های شلوار را تا نصف ساق بالا زده بود و آستین را هم بالا زده بود، به راه افتاد. آن حضرت مانند رسول‌الله(ص) عمامه‌ بسته بود و عصا به دست گرفت بود. امام اندکی راه رفت، آن‌گاه رو به آسمان کرد و تکبیر گفت. مردم وقتی ابوالحسن(ع) را دیدند و صدای تکبیر او را شنیدند، به ایشان پیوستند و شهر مرو یکپارچه در شور و غوغا فرو رفت.
به گزارش وبگاه بنیاد بین‌المللی امام رضا(ع) www.shamstoos.ir، نماز عید فطر سنت به جا مانده‌ای از پیامبر اعظم(ص) است که در طول تاریخ از سوی مسلمانان اقامه شده و اکنون با همان سبک و سیاق به ما رسیده است. اما این نماز پرفضیلت ـ که در زمان حضور امام معصوم بر همگان واجب است ـ در زمان خلفای عباسی تغییر کرده بود.

شهید مطهری در این باره می‌گوید: نماز عید خواندن، کتاب الله و سنّت رسول‌الله(ص) است اما چگونه نماز خواندن، سیره است. پیغمبر نماز عید فطر و عید قربان مى‏خواند، اینها هم نماز عید فطر و عید قربان مى‏خواندند، اما روش نماز خواندن به تدریج فرق کرده بود، سیره فرق کرده بود. کم کم دربارهاى خلفای عباسی مانند دربارهاى ساسانى ایران و قیاصره روم شده بود، دربارهاى خیلى مجلّل. لباس خلیفه و سران سپاه داراى انواع نشانه‏هاى طلا و نقره بود. خلیفه وقتى مى‏خواست به نماز عید بیاید، با جلال و شکوه خاص و با هیمنه سلطنتى مى‏آمد. خودش سوار بر اسبى که گردنبند طلا یا نقره داشت مى‏شد و شمشیرى زرّین به دست مى‏گرفت، سپاه نیز از پشت سرش مى‏آمد، درست مثل این که مى‏خواهند رژه نظامى بروند. بعد مى‏رفتند به مصلّى‏، دو رکعت نماز مى‏خواندند و برمى‏گشتند. (مجموعه آثار استاد شهید مرتضی مطهری ، جلد ۱۷ ، صفحه ۱۷۴)

این موضوع همه ساله رواج داشت تا اینکه پس از پذیرش ولایت‌عهدی از سوی امام رضا(ع)، مأمون از ایشان خواست نماز عید فطر آن سال (201 هجری) را اقامه کنند.

شیخ مفید در جلد دوم صفحه 254 کتاب «الارشاد» از معتبرترین منابع روایی شیعه، این اتفاق را چنین شرح داده است:

امام رضا(ع) در پاسخ پیغام داد: تو خود شروطی را که در پذیرفتن ولی‌عهدی میان من و تو بود، به خوبی می‌دانی، پس مرا از نمازخواندن با نمردم معذور بدار. مأمون نیز در پاسخ به امام رضا(ع) گفت: می‌خواهم این کار را انجام دهی تا قلب‌های مردم مطمئن شود و آنان فضل تو را بشناسند. پیک میان آن‌دو همچنان رد و بدل می‌شد و مأمون نیز همچنان بر خواسته خویش پافشاری می‌کرد. بالاخره امام به او پیغام داد: دوست داشتم مرا از این کار معاف بدای،‌ در غیر این صورت همان‌گونه که رسول‌الله(ص) و امیرالمؤمنین علی‌بن ابی‌طالب(ع) برای نماز خارج می‌شد، من نیز همان‌گونه خارج می‌شوم. مأمون نیز گفت: هرگونه که می‌خواهی برای نماز خارج شو! مأمون به فرماندهان، نگهبانان و سایر اقشار مردم دستور داد تا صبح زود برای نماز به در خانه امام رضا(ع) بروند.

راوی (یاسر خادم و ریان‌بن صلت) می‌گوید: مردم در راه‌ها و روی پشت‌بام‌ها نشسته بودند و زنان و کودکان نیز جمع شده بودند. فرماندهان و لشکریان همگی سوار بر مرکب‌های خود درِ خانه امام منتظر بودند تا اینکه آفتاب طلوع کرد. آن‌گاه ابوالحسن(ع) غسل کرد و جامه‌اش را پوشید و عمامه‌ای سفیدرنگ و پنبه‌ای را بر سر بست که یک سرِ آن را روی سینه انداخته و طرف دیگرش را میان دو کتف خود انداخته بود و کمی هم عطر زده بود. سپس عصایی بر دست گرفت و به همراهان خود فرمود: شما هم کاری را انجام دهید که من کردم. آنان پیشاپیش امام حرکت کردند.

امام در حالی که پاچه‌های شلوار را تا نصف ساق بالا زده بود و آستین را هم بالا زده بود، به راه افتاد. اندکی راه رفت، آن‌گاه رو به آسمان کرد و تکبیر گفت و صدای تکبیر اطرافیان نیز او را همراهی می‌کرد.

شهید مطهری در این باره می‌گوید: امام با یک حالت خضوع و خشوعى از همان داخل منزل که بیرون مى‏آمد، با صداى بلند شروع کرد به گفتن «اللَّهُ اکْبَرُ، اللَّهُ اکْبَرُ، اللَّهُ اکْبَرُ عَلى‏ ما هَدانا وَ لَهُ الشُّکْرُ عَلى‏ ما اوْلانا». سال‌ها بود که مردم این ذکرها را درست نشنیده‏اند. امام که به در منزل رسید، فرماندهان سپاه و سران قبایل انتظار دیدن حضرت را به این شکل نداشتند، بى‏اختیار خودشان را از روى اسب‌ها پایین انداختند و اسب‌ها را رها کردند.

تاریخ مى‏نویسد: چون مى‏بایست پاها برهنه باشد و آنها چکمه به پا داشتند و چکمه نظامى را به زودى نمى‏توان بیرون آورد، هرکس دنبال چاقو مى‏گشت که زود چکمه را پاره و پاهایش را برهنه کند. این‌ها نیز دنبال حضرت به راه افتادند.

علامه سیدمحسن امین ادامه ماجرا را اینچنین شرح می‌کند: امام که به در اصلی خانه رسید، تکبیر گفت و مردم همگی تکبیر گفتند، آن‌گونه که گمان می‌رفت دیوارها نیز صدا به تکبیر بلند کرده‌اند و امام را همراهی می‌کنند.

مردم وقتی ابوالحسن(ع) را دیدند و صدای تکبیر او را شنیدند، شهر مرو یکپارچه در شور و غوغا فرو رفت. خبر این ماجرا به مأمون رسید. فضل‌بن سهل ذوالریاستین به او گفت: ای امیرمؤمنان! اگر رضا با این حالت به جایگاه نماز برسد، مردم را می‌شوراند و ما بر خون خود می‌ترسیم. فردی را به سوی او بفرست که بازگردد.

سپس مأمون فردی را به سوی امام فرستاد و گفت: ما شما را به رنج و زحمت انداختیم و ما هرگز دوست نداریم که به شما رنج و سختی برسد؛ بازگرد تا فردی که همیشه با مردم نماز می‌خواند، امروز نیز اون نماز بگذارد. امام رضا(ع) کفش‌ خود را طلبید و پوشید و سوار بر مرکب خود بازگشت. در آن روز مردم پراکنده شدند و نماز منظمی هم خوانده نشد.

ابن شهرآشوب در کتاب «المناقب» ابیاتی را که بحتری در مدح متوکل سروده، آورده است، ولی به حق این ابیات درباره امام رضا(ع) صدق می‌کند:

هنگامی که از میان صفوف نمایان شدی / با دیدن سیمای تو، پیغمبر را به یاد آوردند و تکبیر گفتند
تا این که به جایگاه نماز رسیدی/ در حالی که نور هدایت بر تن کرده بودی و این نمایان بود
با خشوع که نشان از تواضع در برابر پروردگار بود/ راه رفتی و هیچ کبر و غروری نداشتی
منبر آنچنان مشتاق تو بود/ که اگر در توانش بود، به سوی تو می‌آمد

ماجرای نماز عید فطر امام رضا(ع) که نیمه‌کاره ماند

ماجرای نماز عید فطر امام رضا(ع) که نیمه‌کاره ماند

امام در حالی که پاچه‌های شلوار را تا نصف ساق بالا زده بود و آستین را هم بالا زده بود، به راه افتاد. آن حضرت مانند رسول‌الله(ص) عمامه‌ بسته بود و عصا به دست گرفت بود. امام اندکی راه رفت، آن‌گاه رو به آسمان کرد و تکبیر گفت. مردم وقتی ابوالحسن(ع) را دیدند و صدای تکبیر او را شنیدند، به ایشان پیوستند و شهر مرو یکپارچه در شور و غوغا فرو رفت.
به گزارش وبگاه بنیاد بین‌المللی امام رضا(ع) www.shamstoos.ir، نماز عید فطر سنت به جا مانده‌ای از پیامبر اعظم(ص) است که در طول تاریخ از سوی مسلمانان اقامه شده و اکنون با همان سبک و سیاق به ما رسیده است. اما این نماز پرفضیلت ـ که در زمان حضور امام معصوم بر همگان واجب است ـ در زمان خلفای عباسی تغییر کرده بود.

شهید مطهری در این باره می‌گوید: نماز عید خواندن، کتاب الله و سنّت رسول‌الله(ص) است اما چگونه نماز خواندن، سیره است. پیغمبر نماز عید فطر و عید قربان مى‏خواند، اینها هم نماز عید فطر و عید قربان مى‏خواندند، اما روش نماز خواندن به تدریج فرق کرده بود، سیره فرق کرده بود. کم کم دربارهاى خلفای عباسی مانند دربارهاى ساسانى ایران و قیاصره روم شده بود، دربارهاى خیلى مجلّل. لباس خلیفه و سران سپاه داراى انواع نشانه‏هاى طلا و نقره بود. خلیفه وقتى مى‏خواست به نماز عید بیاید، با جلال و شکوه خاص و با هیمنه سلطنتى مى‏آمد. خودش سوار بر اسبى که گردنبند طلا یا نقره داشت مى‏شد و شمشیرى زرّین به دست مى‏گرفت، سپاه نیز از پشت سرش مى‏آمد، درست مثل این که مى‏خواهند رژه نظامى بروند. بعد مى‏رفتند به مصلّى‏، دو رکعت نماز مى‏خواندند و برمى‏گشتند. (مجموعه آثار استاد شهید مرتضی مطهری ، جلد ۱۷ ، صفحه ۱۷۴)

این موضوع همه ساله رواج داشت تا اینکه پس از پذیرش ولایت‌عهدی از سوی امام رضا(ع)، مأمون از ایشان خواست نماز عید فطر آن سال (201 هجری) را اقامه کنند.

شیخ مفید در جلد دوم صفحه 254 کتاب «الارشاد» از معتبرترین منابع روایی شیعه، این اتفاق را چنین شرح داده است:

امام رضا(ع) در پاسخ پیغام داد: تو خود شروطی را که در پذیرفتن ولی‌عهدی میان من و تو بود، به خوبی می‌دانی، پس مرا از نمازخواندن با نمردم معذور بدار. مأمون نیز در پاسخ به امام رضا(ع) گفت: می‌خواهم این کار را انجام دهی تا قلب‌های مردم مطمئن شود و آنان فضل تو را بشناسند. پیک میان آن‌دو همچنان رد و بدل می‌شد و مأمون نیز همچنان بر خواسته خویش پافشاری می‌کرد. بالاخره امام به او پیغام داد: دوست داشتم مرا از این کار معاف بدای،‌ در غیر این صورت همان‌گونه که رسول‌الله(ص) و امیرالمؤمنین علی‌بن ابی‌طالب(ع) برای نماز خارج می‌شد، من نیز همان‌گونه خارج می‌شوم. مأمون نیز گفت: هرگونه که می‌خواهی برای نماز خارج شو! مأمون به فرماندهان، نگهبانان و سایر اقشار مردم دستور داد تا صبح زود برای نماز به در خانه امام رضا(ع) بروند.

راوی (یاسر خادم و ریان‌بن صلت) می‌گوید: مردم در راه‌ها و روی پشت‌بام‌ها نشسته بودند و زنان و کودکان نیز جمع شده بودند. فرماندهان و لشکریان همگی سوار بر مرکب‌های خود درِ خانه امام منتظر بودند تا اینکه آفتاب طلوع کرد. آن‌گاه ابوالحسن(ع) غسل کرد و جامه‌اش را پوشید و عمامه‌ای سفیدرنگ و پنبه‌ای را بر سر بست که یک سرِ آن را روی سینه انداخته و طرف دیگرش را میان دو کتف خود انداخته بود و کمی هم عطر زده بود. سپس عصایی بر دست گرفت و به همراهان خود فرمود: شما هم کاری را انجام دهید که من کردم. آنان پیشاپیش امام حرکت کردند.

امام در حالی که پاچه‌های شلوار را تا نصف ساق بالا زده بود و آستین را هم بالا زده بود، به راه افتاد. اندکی راه رفت، آن‌گاه رو به آسمان کرد و تکبیر گفت و صدای تکبیر اطرافیان نیز او را همراهی می‌کرد.

شهید مطهری در این باره می‌گوید: امام با یک حالت خضوع و خشوعى از همان داخل منزل که بیرون مى‏آمد، با صداى بلند شروع کرد به گفتن «اللَّهُ اکْبَرُ، اللَّهُ اکْبَرُ، اللَّهُ اکْبَرُ عَلى‏ ما هَدانا وَ لَهُ الشُّکْرُ عَلى‏ ما اوْلانا». سال‌ها بود که مردم این ذکرها را درست نشنیده‏اند. امام که به در منزل رسید، فرماندهان سپاه و سران قبایل انتظار دیدن حضرت را به این شکل نداشتند، بى‏اختیار خودشان را از روى اسب‌ها پایین انداختند و اسب‌ها را رها کردند.

تاریخ مى‏نویسد: چون مى‏بایست پاها برهنه باشد و آنها چکمه به پا داشتند و چکمه نظامى را به زودى نمى‏توان بیرون آورد، هرکس دنبال چاقو مى‏گشت که زود چکمه را پاره و پاهایش را برهنه کند. این‌ها نیز دنبال حضرت به راه افتادند.

علامه سیدمحسن امین ادامه ماجرا را اینچنین شرح می‌کند: امام که به در اصلی خانه رسید، تکبیر گفت و مردم همگی تکبیر گفتند، آن‌گونه که گمان می‌رفت دیوارها نیز صدا به تکبیر بلند کرده‌اند و امام را همراهی می‌کنند.

مردم وقتی ابوالحسن(ع) را دیدند و صدای تکبیر او را شنیدند، شهر مرو یکپارچه در شور و غوغا فرو رفت. خبر این ماجرا به مأمون رسید. فضل‌بن سهل ذوالریاستین به او گفت: ای امیرمؤمنان! اگر رضا با این حالت به جایگاه نماز برسد، مردم را می‌شوراند و ما بر خون خود می‌ترسیم. فردی را به سوی او بفرست که بازگردد.

سپس مأمون فردی را به سوی امام فرستاد و گفت: ما شما را به رنج و زحمت انداختیم و ما هرگز دوست نداریم که به شما رنج و سختی برسد؛ بازگرد تا فردی که همیشه با مردم نماز می‌خواند، امروز نیز اون نماز بگذارد. امام رضا(ع) کفش‌ خود را طلبید و پوشید و سوار بر مرکب خود بازگشت. در آن روز مردم پراکنده شدند و نماز منظمی هم خوانده نشد.

ابن شهرآشوب در کتاب «المناقب» ابیاتی را که بحتری در مدح متوکل سروده، آورده است، ولی به حق این ابیات درباره امام رضا(ع) صدق می‌کند:

هنگامی که از میان صفوف نمایان شدی / با دیدن سیمای تو، پیغمبر را به یاد آوردند و تکبیر گفتند
تا این که به جایگاه نماز رسیدی/ در حالی که نور هدایت بر تن کرده بودی و این نمایان بود
با خشوع که نشان از تواضع در برابر پروردگار بود/ راه رفتی و هیچ کبر و غروری نداشتی
منبر آنچنان مشتاق تو بود/ که اگر در توانش بود، به سوی تو می‌آمد

هر روز صدقه بدهيد

ره‌نماي خوبان
هر روز صدقه بدهيد

عارف گران‌قدر شيخ حسنعلي نخودکي مي‌فرمايند:

 بين الطلوعين را به چهار قسمت تقسيم کنيد؛ يکي اذکار و تسبيح، ديگري ادعيه، سوم قرائت قرآن و بالاخره انديشيدن در اعمال روز گذشته. اگر موفق به طاعتي بوده‌ايد، شکر کنيد و اگر خداي ناکرده ابتلا به معصيتي يافته‌ايد، استغفار کنيد. ديگر آن که هر روز صدقه دهيد ولو به وجه مختصر.

داستان پندآموز
پندهاي لقمان براي پسرش

روزي لقمان به پسرش گفت:
امروز به تو سه پند مي‌دهم که کامروا شوي.
اول اين‌که سعي کن در زندگي بهترين غذاي جهان را بخوري!
دوم اين‌که در بهترين بستر و رختخواب جهان بخوابي!
و سوم اين‌که در بهترين کاخ‌ها و خانه‌هاي جهان زندگي کني!
پسر لقمان گفت: ‌اي پدر! ما يک خانواده بسيار فقير هستيم چطور من مي‌توانم اين کارها را انجام دهم؟
لقمان جواب داد: اگر کمي ديرتر و کم‌تر غذا بخوري، هر غذايي که مي‌خوري طعم بهترين غذاي جهان را مي‌دهد.
اگر بيش‌تر کار کني و کمي ديرتر بخوابي، در هر جا که خوابيده‌اي احساس مي‌کني بهترين خوابگاه جهان است.
و اگر با مردم دوستي کني و در قلب آن‌ها جاي گيري، آن گاه بهترين خانه‌هاي جهان مال توست.

نامه نخست‌وزیر انگلیس به روحانی

بعد از تحلیف رئیس جمهور ارسال شد

نامه نخست‌وزیر انگلیس به روحانی


به گزارش خبرگزاری فارس، «دیوید کامرون» نخست‌وزیر انگلیس با ارسال نامه‌ای به «حسن روحانی» رئیس‌جمهور اسلامی ایران، نسبت به بهبود روابط تهران لندن در دولت جدید ایران، ابراز امیدواری کرد.

وی در این نامه که به مناسبت تحلیف آقای روحانی ارسال شده، نوشته است که بهبود روابط بین ایران و انگلیس روندی تدریجی است.

کامرون از دولت جدید ایران خواسته است برای رفع نگرانی‌ها در مورد برنامه هسته‌ای و همچنین یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای بحران سوریه، به صورتی «جدی و سازنده» تعامل کند.

وی در بخشی از این نامه آورده است: به مناسبت تحلیف شما، می‌خواهم امیدواری خودم را نسبت به اینکه انتخاب شما به فرصتی برای ارتقا روابط بین کشورهایمان تبدیل شود، اظهار کنم.

نخست‌وزیر انگلیس در پیام خود به آقای روحانی می‌افزاید: ارتقا روابط دوجانبه روندی تدریجی است و مسائلی وجود دارد که باید برطرف شوند.

پیش از این «کاترین اشتون» مسئول دستگاه سیاست خارجی اتحادیه اروپا هم با ارسال نامه‌ای به رئیس‌جمهور ایران، تحلیف آقای روحانی را تبریک گفته و آغاز فوری مذاکرات هسته‌ای را خواستار شده بود.

 

ذوق زدگی رسانه های غربی-امریکایی از انتخاب زنگنه

ذوق زدگی رسانه های غربی-امریکایی از انتخاب زنگنه/ پرتو نوشته



به گزارش ایسنا، خبرگزاری رویترز درباره انتخاب زنگنه نوشت: حسن روحانی رئیس جمهور ایران در مراسم تحلیف خود کابینه ای متشکل از تکنوکراتهای باتجربه را معرفی کرد و گفت: امیدوار است اعتمادسازی با قدرتهای خارجی به حل مناقشه هسته ای و کاهش تحریمهای بین المللی کمک کند.

روحانی تصمیم گرفته بیژن نامدار زنگنه به پست وزارت نفت که به مدت هشت سال در دوران دولت اصلاحات آن را برعهده داشت بازگردد.

رویترز نوشت: اگرچه زنگنه در دوران اصلاحات وزیر نفت بود اما وی یک تکنوکرات بی طرف است که گمان می‌رود از حمایت رهبر ایران نیز برخوردار باشد.

زنگنه در دوران صدارت خود بر وزارت نفت به جذب میلیاردها دلار سرمایه گذاری خارجی در بخشهای حیاتی نفت و گاز ایران کمک کرد که البته این سرمایه گذاریها قبل از اعمال تحریم‌های سختگیرانه علیه ایران صورت گرفت.

شبکه خبری ان بی سی آمریکا نیز گزارش داد: در میان انتخابهای کلیدی روحانی در کابینه پیشنهادی باید به محمد جواد ظریف دیپلمات کارکشته ایرانی در سازمان ملل برای وزارت خارجه و بیژن نامدار زنگنه وزیر نفت سابق ایران برای بازگشت به این سمت اشاره کرد.

کابینه پیشنهادی روحانی عمدتا متشکل از تکنوکراتهای اصلاح طلب یا میانه رو است که بسیاری از آنها در دولتهای خاتمی و رفسنجانی حضور داشته اند.

خبرگزاری فرانسه نوشت: بیژن نامدار زنگنه یکی از انتخابهای کلیدی روحانی برای کابینه است.

روزنامه نیویورک تایمز درباره انتخابهای روحانی برای کابینه خود نوشت: تحلیلگران میگویند: روحانی با انتخاب افراد باتجربه و قدیمی دوران رفسنجانی به دنبال سالهای معتدل تر گذشته برای حل مشکلات کنونی و برنامه ریزی برای آینده است. نادر کریمی تحلیلگر سیاسی گفت: بیشتر وزرای کلیدی در دوران هاشمی رفسنجانی حضور داشته اند.

براساس گزارش این روزنامه، در مراسم تحلیف روز یکشنبه هاشمی رفسنجانی بارویی خندان در کنار رئیس جمهور جدید نشسته بود.

یکی از نزدیکان هاشمی، بیژن نامدار زنگنه است که برای وزارت نفت پیشنهاد شده است.

وی تا حد زیادی به عنوان معمار نوسازی صنعت نفت ایران نگریسته می‌شود که تاکنون شرکت‌های نفتی خارجی زیادی وی را به کار دعوت کرده اند.

روزنامه جاکارتا گلوب نیز به نقل از علیرضا نادر تحلیلگر یک موسسه تحقیقاتی در ویرجینیا نوشت: روحانی تکنوکراتها را برای کابینه خود انتخاب کرده است.

 

پرتو نوشته

عضو کمیسیون انرژی مجلس:

نفت در زمان مدیریت زنگنه شاهد تخلفات متعدد بود


مهدی موسی‌نژاد در گفت‌و‌گو با فارس در خصوص گزینه پیشنهادی روحانی برای تصدی وزارت نفت یعنی بیژن نامدار زنگنه، اظهار داشت: زنگنه به هیچ عنوان گزینه مناسبی برای تصدی این وزارتخانه نیست.

وی افزود: زنگنه در این سطح گزینه مناسبی نیست و اگر قبلا مدیریتی داشته با شرایط فعلی و در حال حاضر گزینه خوبی برای وزارت نفت محسوب نمی‌شود.

عضو کمیسیون انرژی مجلس تصریح کرد: در زمان مدیریت زنگنه در حوزه‌های متعدد و نفت شاهد تخلفاتی از سوی وی بوده‌ایم.

موسوی‌نژاد بیان داشت: نوع تفکر، جریان فکری و انتصاب بیژن نامدار زنگنه به بخشی از جریان‌های فتنه قابل اغماض نیست.

وی افزود: نفت یکی از محصولات ملی و بسیار مهم است که مدیریت آن باید به فردی امانت‌دار سپرده شود و نباید اجازه سوء استفاده از این محصول استراتژیک را به کسی داد.

موسوی نژاد در پاسخ به این سؤال که نظر دیگر اعضای کمیسیون انرژی در خصوص گزینه پیشنهادی وزارت نفت چیست، بیان داشت: بطور فردی نظرات چند نفر از اعضای کمیسیون را در این خصوص جویا شدم که آن‌ها نیز با نظر من موافقند و زنگنه را گزینه مناسبی برای تصدی وزارت نفت نمی‌دانند.

 

اولین مردودی حسن روحانی در قانونمداری

اولین مردودی حسن روحانی در قانونمداری//پرتو نوشته

محمدكاظم انبارلویی
يكي از مباحثي كه جناب حجت‌الاسلام والمسلمين دكتر حسن روحاني در ايام تبليغات انتخابات رياست جمهوري و نطق‌هاي پس از آن روي آن تاكيد مي‌كردند موضوع حاكميت قانون، پرهيز از قانون‌گريزي و پاسداشت حاكميت قانون بود.
ايشان در اولين مصاحبه خبري خود با خبرنگاران داخلي و خارجي گفتند: "اعتدال بر اين متكي است كه مسير قانون‌گرايي دنبال شود." (1)
و نيز در همايش ملي افق رسانه تاكيد كردند: "اعتدال بدون قانون‌گرايي امكان‌پذير نيست. همه مقامات بدون استثناء ذيل قانون تعريف مي‌شوند." (2)
همچنين آقاي روحاني در ديدار با نمايندگان تصريح كردند: "دولت خود را مجري قانون اساسي و قوانين موضوعه كشور مي‌داند و بدون قانون‌گرايي كشور سامان نخواهد يافت." (3)
آقاي روحاني در مراسم تنفيذ نيز تكرار كردند: "كشور به تمركز بر حاكميت قانون و قانون‌گرايي نياز دارد." (4)
به نظر مي‌رسد آقاي روحاني در اولين آ‌زمون قانون‌پذيري و رعايت حريم قانون در معرفي اعضاي كابينه امتحان خوبي ندادند. برخي از وزراي پيشنهادي در كارنامه اجرايي خود اعتنايي به قانون و رعايت مقررات قانوني نداشته‌اند وبعدها هم بعيد است بر اين سبيل حركت كنند. يكي از وزراي پيشنهادي آقاي روحاني جناب آقاي بيژن زنگنه است. وي كارنامه 20 سال وزارت از جمله هشت سال تصدي وزارت نفت در دوران اصلاحات را در كارنامه خود دارد. مجلس و دولت دوران اصلاحات حتي يك سطر در نفي و اثبات تفريغ بودجه نفت گزارشي ندارد تا معلوم شود عملكرد مالي وي به عنوان بالاترين مقام مسئول در حوزه نفت وگاز وفق مقررات قانوني بوده است يا نه؟! مجلس ششم با زير پا گذاشتن اصول 54 و 55 قانون اساسي به خاطر مناسبات گروهي و جناحي چشم بر روي تخلفات در حوزه نفت و گاز بست و حاضر نشد در دوره 4 ساله خود گزارش تفريغ نفت را به نمايندگان مجلس تسليم كند. در مجلس هفتم در آخرين سال دولت اصلاحات ديوان محاسبات موفق شد تفريغ نفت را در دستور كار خود قرار دهد و آن را در 100 صفحه به مجلس تقديم كند. مطابق تفريغ نفت سال 83 جناب آقاي بيژن زنگنه بر خلاف تبصره38 قانون بودجه سال 58 كه از ابتداي انقلاب تا سال 83 حاكم بر مناسبات مالي شركت ملي نفت و دولت بود، 6 ميليارد دلار از درآمد نفت را به خزانه واريز نكرد.
وقتي در اسفند سال 83 در مجلس بودجه سال 84 بررسي مي‌گرديد آقاي زنگنه وزير نفت وقت در برابر پرسش نمايندگان مجلس كه چرا تبصره 38 قانون بودجه سال 58 را رعايت نكرديد گفت: ما هيچ سالي آن را رعايت نكرديم. به جز يكي دو سال هيچ سالي رعايت نمي‌شد!
او اعتراف كرد كه نه تنها سال 83 بلكه سال‌هاي گذشته هم اين قانون را رعايت نمي‌كرده است!
اعتراف به تخلف و عدم رعايت قوانين و مقررات موضوعه از سوي متخلف نه در محاكمه و بازجويي بلكه در صحن علني مجلس در برابر نمايندگان ملت انجام شد. اداره بزرگترين بنگاه اقتصادي دولت آن هم بدون رعايت قوانين عادي و اساسي و قوانين پايين دستي، بدون رعايت الزامات قانوني مالي- محاسباتي از عجايب مديريت آقاي زنگنه در آن دوران بود. او به عنوان بالاترين مقام مسئول نفتي به اين قانون‌ستيز تجري جسته و اين تجري را به عنوان يك تجربه در مديريت كاري خود به رخ مجلس كشيد.
در گزارش يكصد صفحه‌اي ديوان محاسبات در مورد تفريغ نفت بودجه سال 83 علاوه بر عدم واريز 6 ميليارد دلار درآمد نفت به خزانه، از قرارداد ننگين كرسنت و فسادهاي مترتب بر آن رونمايي شد.
موضوع رشوه و ارتشاء در قرارداد استات اويل و كرسنت و تخلفات مالي در حوزه سازمان بهينه‌سازي سوخت به گزارش بازرسي نفت در دوران آقاي زنگنه اتفاق افتاده است. در قضيه استات اويل، راشي در دادگاه‌هاي خارج از كشور محكوم شد اما مرتشي در داخل همچنان بدون تعقيب و مراقبت رها گرديد.
همچنين در گزارش تفريغ نفت سال 83 از ده‌ها تخلف مالي در حوزه نفت سخن رفته است و اغلب بندها و تبصره‌هاي بودجه سال 83 در حوزه نفت، گاز و پتروشيمي رعايت نشده است.
با اين كارنامه قانون‌ستيزي و قانون‌گريزي توسط آقاي زنگنه واقعا چه حجت عقلي و شرعي براي آقاي روحاني وجود داشته كه وي را به عنوان وزير نفت به مجلس معرفي كند.
جناب آقاي رحماني فضلي رئيس فعلي ديوان محاسبات كشور كه اكنون به عنوان وزير كشور به مجلس معرفي شده است مي‌تواند يك نسخه از گزارش تفريغ نفت بودجه سال 83 را كه مزين به امضاي اعضاي هيئت عمومي ديوان محاسبات است به رئيس جمهور تسليم كند تا وي مجبور نشود يكي از بي‌انضبا‌ط‌ترين مجريان سابق كشور را در وزارتخانه مهمي چون نفت بگمارد.
اكنون هشت سال از حضور آقاي زنگنه در مديريت صنعت نفت و گاز و پتروشيمي گذشته است. در دولت‌هاي نهم و دهم پيشرفت‌هاي عظيمي در اين حوزه صورت گرفته كه قابل مقايسه با آن دوران نيست.
آقاي زنگنه اگر حرفي براي گفتن داشت در آن سال‌ها زد، بعيد است در اين سال‌ها كه دوران پيري خود را مي‌گذراند براي خدمت در صنعت نفت و پيشرفت اين بنگاه بزرگ اقتصادي حرفي داشته باشد.
در پايان انتظار داريم نمايندگان مجلس از نگاه اصولگرايي و به لحاظ رعايت قانون و از باب صيانت از حريم قانون‌گرايي اشتباه رئيس‌جمهور را در معرفي زنگنه با راي اعتماد تكرار نكنند.
پي نوشتها:
1- رسانه‌ها 26/3/92
2- رسانه‌ها 8/4/92
3- رسانه‌ها 24/4/92
4- رسانه‌ها 12/5/92

یانگوم باز تابی از فطرت انسان اما ناقص

یانگوم باز تابی از فطرت انسان اما ناقص

 این تیتر مقاله بنده در روزنامه سربداران شهر  بود سه شماره پشت سر هم چاپ شد

 و مغرضان بد جودی تلاش کردند این مقاله مرا جنجال درست کنند  اما خدا  با من یار بود .  حیف که ان مقاله ام را  در ارشیوم ندارم به زودی خلاصه می نویسم  این روز ها باز شبکه تماشا یانگوم را هر شب نشان میده بد نیست حرفامو با بهانه یانگوم بزنم  باز اگه خورده گیرانی که عالم بی عملا به این عکس ایراد نگیرند اخیرا یک اقایی به عکسهای زن در وب من اعتراض کرده که در وب خودش عکس زن با یقه بار دارد خدا از انجایی که باید باطن  ان معترض را به خودش بنماید او را دچار فراموشی کرد تا یادش بره در حال حاضر عکسی که او در وبش هست بد تر از عکسهایی است که من در وب دارم قربان خدا برم طرف را ضایع کرد برای همینم به من منافق و بی شرم وبی حیا خواند حالا چه کسی به تو بگوید عالم بی عمل که این جمله را هم به من گفته بود 

 ایه قران است چرا می گویید انچه را که خود عمل نمی کنید

به زودی خواهم نوشت