بیانات مهم رهبر معظم انقلاب در ديدار مردم تبريز

بیانات مهم رهبر معظم انقلاب در ديدار مردم تبريز

استناد يك رئيس قوه به اتهام اثبات نشده براي متهم كردن دو قوه ديگر خلاف شرع، اخلاق و قانون/ اصل استیضاح،بی فایده و غلط و دفاع رئيس مجلس قدري زياده‏ روي بود/ بنده فعلا نصيحت مي‎كنم

رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در آستانه سالروز قیام ۲۹ بهمن مردم تبریز، با هزاران نفر از مردم این شهر دیدار فرمودند.
به گزارش رجانيوز رهبر معظم انقلاب صبح امروز در آستانه سالروز قیام 29 بهمن مردم تبریز، با هزاران نفر از مردم این شهرستان دیدار کردند.

بخش‌هایی از بیانات امروز معظم‌له بدین شرح است:

* ایشان در بیانات‌شان، نکات مهمی درباره هدف آمریکا از طرح پیشنهاد مذاکره و دلیل ایران برای پاسخ منفی بیان کردند و در مورد حاشیه‌ها و بی‌اخلاقی‌های صورت‌گرفته در قضیه استیضاح وزیر کار نیز بیانات صریحی عنوان نمودند.

* قضیه بد و نامناسبی که در مجلس پیش آمد، ملت را ناراحت کرد و بنده حقیر نیز هم خود در قبال قضیه احساس تاثر کردم و هم به خاطر ناراحتی مردم ناراحت شدم.

* رئیس یک قوه به استناد اتهام ثابت نشده ای در دادگاه، دو قوه دیگر را متهم کرد که کار بد، نامناسب، تضییع حقوق اساسی مردم و خلاف شرع و اخلاق و خلاف قانون بود/ آرامش وامنیت روانی و اخلاقی جزو حقوق اساسی مردم است.

* دفاعی که رئیس محترم قوه از خود در قبال تهمتی که زده شده بود، کرد، قدری زیاده روی بود و لزومی نداشت.

* وقتی همه با هم برادر هستیم و دشمن مشترکی داریم، مسئولین نیز باید مقابل توطئه ها متحد و یکپارچه باشند.

* بنده فعلا نصیحت می کنم که این کار، کار شایسته ای برای نظام جمهوری اسلامی نبود.

* همیشه از مسئولان قوا و کسانی که مسئولیت بر دوش دارند، حمایت کرده ام اما این کارها متناسب با تعهدات، سوگندهای خورده شده و متناسب با شان ملت عظیم ایران نیست.

* اصل استیضاح وزیر در ماه های پایانی دولت، آنهم به علت و دلیلی که مربوط به آن وزیر نیست، بدون توجیه، بی فایده و غلط بود.

* در داخل مجلس نیز برخی افراد حرفهای نامناسبی بر زبان آوردند که این رفتار نیز غلط و نامناسب با نظام جمهوری اسلامی بود.

* مسئولان باید همه تلاش خود را در جهت گشودن گره های اقتصادی و مشکلات مردم به کار گیرند.

* چند سال قبل در صحبت ابتدای سال یادآور شدم که از این به بعد نقشه دشمن بیش از همه متمرکز بر مسائل اقتصادی است.

* چند سال قبل به روسای قوا درباره فساد اقتصادی نامه دادم/ فساد اقتصادی با گفتن زبانی نیست، باید در عمل با فساد مبارزه کرد.

* توقع بنده از مسئولان این است که حالا که رفتار دشمن شدت پیدا کرده، شما هم رفاقت ها را میان خود شدت دهید.

* تقوا، تقوا، تقوا. صبر، صبر، میدان ندادن به احساسات سرکش، ملاحظه مسائل کشور و تمرکز همه توان برای حل مشکلات مردم و کشور جزو توقعات ماست

* این نصیحت و گله‌گذاری امروز نباید موجب شود که عده ای راه بیفتند و علیه افرادی به عنوان «ضد ولایت و ضد بصیرت» شعار بدهند.

* بنده با کارهایی که در قم اتفاق افتاد و یا قبل از آن در حرم امام اتفاق افتاده بود مخالفم/ بارها به مسئولین تذکر دادم که جلوی این کارها را بگیرند.

*اگر این افراد واقعا حزب اللهی هستند این کارها را که به ضرر کشور است انجام ندهند/احساسات و خشم خود را برای جای لازم نگه دارید.


* دشمن به خیال خود فشارها را به امید سست کردن مردم افزایش داد/ جواب ملت ایران در ۲۲ بهمن این بود که مردم پرشورتر از هر سال به میدان آمدند و این ضربه مانند بهمنی بر سر دشمن فرود آمد.

شنبه 28 بهمن1391 ساعت: 20:23 توسط:اهل قم

در پایان خواهش می‌کنم به این پرسش پاسخ دهید که مردم قم اگر در چنین روزی که با یکی از سران بداخلاق توبه نکرده مواجه شدند، اعتراض نمی‌کردند پس کی و کجا اعتراض می‌کردند؟

معذرت میخوام این سوال خیلی خیلی ..... پرسیده شده
برادرم بصیرت بصیرت بصیرت
تقوا تقوا تقوا
من هم اهل قم هستم
این قدر نگیم ما با بصیرتیم
با بصیرتیم که این کارمون بود؟
مایه تعجبه
تورو خدا اگه نمیتونیم قوت دل رهبر تو این قضایای اخیر باشیم حداقل سکوت کنیم که آقا بیشتر از این غصه به دلش نره

رهبر همه چیز را روشن کردند
اگر شما ها می خواید کار دیگری بکنید حسابتان جداست
من طرفدار لاریجانی یا احمدی نیستم
من طرفدار رهبر انقلابیم و همه چیز را صریح می گویم
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

********************

سلام به برادر دلسوز بله شنیدم حق با تو و رهبرمان است من دلم از کار مردم قم  شاد نشد چون  اب به اسیاب دشمن ریختن بود راه راندن لاریجانی ها ان نبود محترمانه راندن بود یعنی رای ندادن به او نه سنگ و کفش  امداختن که حق امریکا بود 

 از بیخ دعوای سه قوه حماقت بود

 این اختلاف افکنبی ها مدتهاست کار دشمن داخلی شده در شهر ما دو نماینده اصولگرا شدند دشمن  محض همدیگر و کار ان شد که نباید میشد بعد یکی پس از دیگری  از شهر رفتند و یکی از ان دو جانباز معنوی شایعات دشمنان داخلی شد و قلبش فجیع کانه جان داد از شکستن های چور واجور

رسوایی دیگر شاهزادگان سعودی:

درخواست رابطه جنسی با پرداخت یک میلیون دلار


پیشنهاد غیراخلاقی میلیون دلاری شاهزاده سعودی به بازیگر هالیوود
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۱ ساعت ۱۳:۰۸

شاهزاده «خالد بن سلطان بن عبدالعزیز آل سعود»، برادر شاهزاده «بندر بن سلطان» رئیس سازمان اطلاعات و امنیت عربستان است.
پیشنهاد غیراخلاقی میلیون دلاری شاهزاده سعودی به بازیگر هالیوود
به گزارش جهان به نقل از شیعه آنلاین، «مارک یونق» که در گذشته چندین سال از محافظان شخصی خاندان حاکم آل سعود به شمار می رفت، از پیشنهاد جنسی یک شاهزاده سرشناس آل سعود پرده برداشت.

وی در این باره گفت: شاهزاده «خالد بن سلطان بن عبدالعزیز آل سعود» معاون وزیر دفاع عربستان که فرمانده نیروهای مشترک آزادیبخش برای آزادسازی کویت از دست ارتش اشغالگر صدام بود، چند سال پیش به «بریقیتی نیلسون» بازیگر سرشناس آمریکایی پیشنهاد یک رابطه جنسی داد.

«مارک یونق» همچنین افزود: شاهزاده خالد یک عکس نیمه عریان از نیلسون را بر روی دیوار اتاق خوابش نصب کرده بود. او به نیلسون پیشنهاد داده بود که در مقابل این رابطه جنسی، یک ملیون دلار پول به وی خواهد داد.

او در ادامه نوشت: پس از شکست ارتش عراق و عقب نشینی از کویت، شاهزاده خالد که فرماندهی نیروهای مشترک را بر عهده داشت، گمان کرد که به یک ستاره نظامی تبدیل شده و غرور او را فرا گرفت.

گفتنی است شاهزاده «خالد بن سلطان بن عبدالعزیز آل سعود»، برادر شاهزاده «بندر بن سلطان» رئیس سازمان اطلاعات و امنیت عربستان است. ناگفته نماند که همسر سابق «بریقیتی نیلسون» هم «سیلوستر استالون» دیگر بازیگر هالیوود بوده است.

در پایان لازم به ذکر است «مارک یونق» اخیرا کتابی بنام "Saudi bodyguar" تألیف و منتشر نموده و در آن ضمن نوشتن خاطرات دوران خدمت خود نزد خاندان آل سعود، بسیاری از اخبار و اطلاعات محرمانه و به ویژه فسادهای مالی و اخلاقی شاهزادگان این خاندان را فاش کرده است.

وقتی لاریجانی را مردم قم    نذاشتن حرف بزند  

باسمه تعالی شأنه العزیز
 کپی از وب اشک آتش ۲

پس از انتشار یادداشت اول برادر اصولگرا و انقلابی استاد شریعتمداری در باره حادثه 22 بهمن قم، مطالبی ضروری به نظر رسید که شفاهی با تماس تلفنی گوشزد کردم ( استاد در جلسه بودند و مشاورشان پاسخ دادند) در آن مکالمه متوجه شدم هیئت تحریریه محترم روزنامه کیهان گزارش حقیقی و درستی از وقایع نداشته‌اند و با اعتماد به اخبار ناقص و تحت تأثیر رسانه‌های دیگر دست به قلم برده‌اند. به پیشنهاد مشاور محترم، متنی را قلمی و ارسال کردم که گرچه منتشر نشد اما حس می‌کنم قدری در تجدید نظر استاد گرامی مؤثر بوده است. چرخش قلم استاد برای اصلاح یادداشت پیشین اما بازهم چنان که باید حق مطلب را ادا نکرده اما قابل تقدیر است. به هر حال لازم است نکاتی را دوباره و این بار سرگشاده مطرح کنم تا کمکی به اصلاح نظرات و ذهنیت‌ها کرده و با جسارت نقد، تراشه‌های قلم را از دوات و مرکب استاد بزدایم!
 
قلم استاد شریعتمداری در بزنگاه‌های رسانه‌ای انقلاب همواره در خدمت نظام مقدس جمهوری اسلامی بوده و خواب تحلیل‌گران سیاسی و مغرضان و دگراندیشان پناه‌برده به دامان غرب و خرده‌پاهای داخلی را مشوش ساخته است. این در حالی است که قلم استاد از نثر مثال زدنی و شیوایی ویژه‌ای برخوردار است که قدر آن در کلاس مطبوعات بر نویسندگان معلوم است. اما چه می‌شود کرد از بازی‌های سیاست که گاه فرصت تحلیل درست را از انسان می‌رباید.
 
جناب استاد! در یادداشت اول که با عنوان « باساز کدام کوک؟!» قلمی فرمودید به خوبی روشن بود که دست‌تان از استناد،‌ تهی بوده است. شما شنیده‌اید که رئیس قوه مقننه با مهر و کفش، آن هم در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها مورد عنایت عده‌ای قرار گرفته و نتوانسته سخنرانی خود را به پایان برساند. از شنیدن این خبر ناراحت شده‌اید و یک لحظه برای خدا همه اختلافاتتان را با شخص آقای لاریجانی کنار گذاشته و برای مصالح انقلاب دست به قلم شده‌اید. اما برای این خبر ناقصی که شنیده‌اید یک سناریوی پشت پرده‌ای ترسیم کرده و سپس به استنادات خود برای باورپذیری آن پرداخته‌اید.
 
نکته در همین استنادات است! نوشته اید:‌ « به گواهی آنچه در پی خواهد آمد، ماجرای اخلال دیروز بیرون از مواضع دو مسئول یاد شده اتفاق افتاده است و شواهد فراوانی در دست است که نشان می دهد ماجرای تلخ روز یکشنبه هفته گذشته در جلسه علنی مجلس فقط دستاویزی برای یک حرکت اخلالگرانه هماهنگ شده با آن سوی آب ها بوده است تعجب نکنید! بخوانید!» اما با خواندن ادامه مطلب چه سند یا استدلالی را به خواننده خود ارایه داده‌اید؟
 
استناد و استدلال شما این است که در آغاز با نقل جمله‌ای از رهبر فرزانه انقلاب، سه گزینه را به اخلال‌گران ادعایی‌تان نسبت داده اید. 1. آنان اعتقادی به رهبری ندارند. 2. به کشور خیانت کرده‌اند. 3. در دایره نظام نیستند!
 
تا این جا همان ادعای اول تکرار شده و مطلب جدیدی به چشم نمی‌خورد. برای همین ضعف است که ادامه داده‌اید: « سوال این است که کدامیک از سه گزینه یاد شده قابل انکار است؟! و درباره کدامیک از آنها می توان کمترین تردیدی داشت؟! و البته بی بصیرتی و کم دانی برخی از آنها- فقط برخی از آنها- نیز می تواند گزینه چهارم باشد.»
 
پس تا این جا ملاحظه می‌کنیم تنها یک گروه اندک بی‌بصیرت و کم دان هستند که شاید بتوان از سر تقصیراتشان گذشت. اما با کدام استدلال و استناد!
 
باز هم ترتب کلمات، خود استاد را راضی نکرده و تلاش کرده‌اید جملاتی بر آن بیافزایید تا مستدل به نظر برسد: « ممکن است گفته شود که آنان از برخی مواضع رئیس مجلس عصبانی بوده اند! که این عذر بدتر از گناه است چرا که می دانستند با اخلالگری در مراسم باشکوه 22 بهمن، قبل از آن که به خیال خود، از رئیس مجلس انتقام بگیرند! ساز دشمنان بیرونی را کوک کرده و به تعبیر حکیمانه رهبرمعظم انقلاب «قطعا به کشور خیانت کرده اند».
 
پس برهان‌نمایی شما این است که چون چنین حرکتی در رسانه‌های بیگانه منعکس شده و اصل راهپیمایی را تحت تأثیر قرار داده پس این حرکت خیانت بوده است. این برهان، غلط نیست اما دو پرسش وجود دارد. یکم آن که مگر این اتفاق نبود رسانه‌های بیگانه قرار بود از حماسه ملت تمجید کنند؟ دوم آن که اگر این بهانه در دست آنان است آیا نباید قدری تأمل کرد و واقعیت را شناخت تا فهمید رسانه‌های بیگانه و فرصت‌طلبان داخلی،‌ چرا یک مسئله حاشیه‌ای را این قدر بزرگ‌نمایی می‌کنند؟ آن‌ها کدام حقیقت را می‌خواهند بپوشانند؟
 
به خوبی روشن است که استاد بازهم از استدلال خویش آرام نشده و دنبال مستمسک دیگری گشته‌ است. آن جا که نوشته‌اید: « به عنوان نمونه می توان از تجمع نزدیک به 100 نفره گروهک های ضد انقلاب در پارک ملت تهران در بعدازظهر 22 بهمن سال 1379 و نمونه های مشابه دیگری از این دست یاد کرد...دشمنان بیرونی، حاشیه سازی های خود را با بهره گیری از عوامل بی تابلوی خود و در پوشش اختلاف ها و درگیری های جریانات و یا شخصیت های سیاسی درون نظام دنبال می کنند...حالا به متن این پیامک توجه کنید!«یکشنبه انتقام، پاسخی به یکشنبه سیاه! دست خدا از آستین مردم بیرون آمد»!تصور می کنید این پیامک را چه کسانی بلافاصله بعد از ماجرای دیروز قم به این سوی و آن سوی ارسال کرده اند؟! خودتان دنبال کنید! و اما درباره «دست خدا» که در پیامک آمده است گفتنی است؛ اوایل انقلاب، اعلامیه ای با متن زیر در یکی از نقاط پر تردد تهران پخش شده بود «همانگونه که خدا صلی الله علیه و آله در قرآن فرموده است...»!! آیا پیامک یاد شده نوع اصلاح شده! اطلاعیه اوایل انقلاب نیست؟!»
 
شگفتا! همه سند استاد برای اثبات ادعا پس از آن همه جمله پردازی، متن یک پیامک است! متنی که برای تشخیص حق و باطل بودن آن باید به قرائن و شواهد حادثه مراجعه کرد اما استاد شریعتمداری آن را با اعلامیه ضد انقلاب مقایسه کرده‌اند! دلیل این مشابهت هم وجود کلمه «خدا»‌ در هر دو متن است!! از قیاسش گریه آمد خلق را!
 
جناب استاد! این یادداشت شما با تکرار جملات اول در باب خیانت این عده پایان پذیرفته است اما همه ماجرا همین بوده است؟
 
گرچه از تهران تا قم فاصله چندانی نیست اما به نظر می‌رسد عدم ارتباط مستقیم باعث شده واقعیت بزرگی از چشمان تیزبین شما پنهان بماند. مردم انقلابی و مظلوم قم در 22 بهمن امسال از کرده مسئولان‌شان ناراحت بودند. آنان باور نمی‌کردند رؤسای قوا در پیشگاه ملت و چشم نامحرم رسانه‌ها و علی رغم توصیه‌های رهبر حکیم انقلاب، به بداخلاقی بپردازند و با آبروی انقلاب بازی کنند. مردم در شعارها و قطعنامه راهپیمایی با تمام وجود این مسئله را فریاد زدند و هیچ حاشیه‌ای هم درکار نبود. این است آن واقعیت بزرگی که اصحاب رسانه و جناح‌های سیاسی تلاش دارند بپوشانند. آنان هراس دارند حرکت اعتراضی مردم قم را منعکس کنند. آری از بد حادثه یکی از همین سران بداخلاق، پیش از آن که از امام و امت ، عذر خواهی کرده باشد، سخنران جشن انقلاب در قم شده است. و ای کاش در حضور چندصدهزارنفری مردم و سه هزار نفری شبستان امام خمینی (ره) قدری متانت و خضوع به خرج می‌داد و بر قرائت یک متن پیش نویس پافشاری نمی‌کرد. کاش حرف منطقی و اعتراض طبیعی مردم قم را می‌شنید و هیزم بر آتش نمی‌افزود تا کار به‌ آن‌جا برسد که در میان شعارهای یک پارچه چند هزار نفری که فریاد می‌زدند « خواص بی بصیرت مایه ننگ ملت»‌ عده‌ای عنان از کف داده و حرمت آن مکان مقدس را بشکنند و حاشیه‌ای برای رسانه‌های بیگانه تهیه کنند.
 
برادر شریعتمداری!‌ توبیخ این عده بی آن که به مقصران اصلی اشاره شود و پیام اعتراضی مردم قم به محاق برود، تقوای قلم را به باد می‌دهد! و دردی را هم دوا نخواهد کرد.
 
حیرت آور است که مردم قم فردا با جو سازی رسانه‌ها مواجه می‌شوند و سیل محکومیت‌ها. انگار آقایان فراموش کردن رهبری در سفر اخیر خود، قم را شهر بصیرت خواندند.
 
با مزه تر آن که همه تلاش برادر اصول‌گرا شریعتمداری، به توبه نامه یک نفر از عمل انقلابی خود انجامیده و پیامک او در دیگر سایت‌ها هم بازتاب می‌یابد. باید تبریک گفت به شما که توانسته‌اید یک نفر را از سیل خروشان مردم قم جدا کنید تا اظهار ندامت کند از اعتراض به یک مسئول بداخلاق! آن هم با خواندن همان متنی که همه استدلال و استنادش، همان بود که گذشت.
 
اما مرکب آن قلم که باید طلا گرفت از مجاهدت‌هایی که داشته و از ملامت ملامت‌گران نهراسیده و همواره در خدمت انقلاب بوده است در این جا خشک نشده است. جناب استاد پس از سیل نامه‌ها و اعتراض‌ها و تلفن‌ها گویا به درنگ و تامل نشسته‌اند و باز قلم برداشته و با عقب نشینی از تندی یادداشت اول تلاش کرده‌اند به نوعی دل جماعت را به دست آورند. اما باید گفت با همه استادی و مهارتع هنوز از عهده مطلب درنیامده‌اند.
 
استاد شریعتمداری! در یادداشت دوم آورده‌اید: «‌تعدادی از تماس گیرندگان که شاهد ماجرا بودند و شماری از کسانی که با اخلالگران همراهی کرده بودند نیز، درباره ماجرای مورد اشاره توضیحاتی داشتند که به آن خواهیم پرداخت»
 
این پرداختن چیزی نیست جز دسته دسته کردن کسانی که شما در ذهنتان آنان را تصور کرده‌اید . شما در یادداشت اول تصور کرده‌اید که جمعی اندک توانسته‌اند فضای شبستان چندهزار نفری را به گونه‌ای تغییر دهند که سخنران، جلسه را ترک کند و سخنرانی خود را نیمه تمام بگذارد. اما حالا با تماس بی‌شماری از حاضران مواجه شده‌اید که خود را انقلابی و اعتراض را حق مسلم خود دانسته‌اند. این جاست که تصمیم گرفته‌اید دایره خائن و نادان را در ذهنتان تنگ و گشاد کنید! و کمی از جمعیت خائنان کاسته و به جمعیت نادانان بیافزایید!!
 
نوشته‌اید:‌ « کسانی که آن روز شاهد ماجرا بودند و اخلال در مراسم باشکوه و حساس یوم الله 22 بهمن را به شدت محکوم می کردند ولی این توضیح را ضروری می دانستند که اولاً؛ عوامل ایجاد اخلال را نباید با توده های عظیم مردم ولایتمدار و هوشمند شهر مقدس قم که حضور آنان در تمامی عرصه های دفاع از اسلام و انقلاب مثال زدنی بوده است، همسو و همراه تلقی کرد و ثانیاً؛ تعدادی از کسانی که در آن ماجرا با عوامل اخلال همراهی کرده بودند، از ماهیت این حرکت دشمن پسند با خبر نبوده اند و چنانچه کانون این اقدام را می شناختند هرگز با عوامل اخلال همراهی و همزبانی نمی کردند»
 
جالب است که مردم ولایتمدار و هوشمند قم از تشخیص ماهیت این حرکت دشمن پسند، عاجز بوده‌اند و منتظر تحلیل جناب استاد مانده‌اند تا با تکیه بر یک پیامک، هویت آن جریان را برملا ساخته و مردم را از کرده خویش پشیمان سازد!
 
به نقل از همان عده افزوده‌اید: « از برخی مواضع رئیس مجلس ناراضی و حتی عصبانی بودیم و هنگامی که عده ای علیه او شعار دادند، به گمان این که آنها نیز فقط انگیزه ابراز مخالفت و نارضایتی از عملکرد رئیس مجلس را دارند، با آنان همصدا شدیم ولی بعد از آن که مشاهده کردیم تعدادی از شعار دهندگان به سوی رئیس مجلس مهر و... پرتاب می کنند و در پی برهم زدن مراسم باشکوه 22 بهمن هستند، متوجه شدیم فریب خورده ایم و فردای آن روز وقتی یادداشت کیهان را که در آن به کلام حضرت آقا استناد شده و آمده بود ایشان هر حرکت تشنج آفرین را با عبارت «قطعاً خیانت به کشور است» توصیف فرموده اند، احساس گناه کردیم. چند تن از این طیف اظهار می داشتند که بعد از پی بردن به خطای خویش به زیارت حضرت معصومه(س) رفتیم و از شهدا به خاطر گناهی که مرتکب شده و زمینه ای که برای سوء استفاده دشمنان و قاتلان شهدای انقلاب فراهم آورده بودیم، عذرخواهی کردیم. این عده از کیهان گلایه داشتند و می گفتند، خطای آنها را نباید به حساب «خیانت» گذاشت و تأکید می کردند که هرگز نمی دانستیم دست به چه اقدام دشمن پسندی زده ایم.»
خدا را شکر حساب این خائنان هم روشن شده و از اعتراض انقلابی خود به مدد یادداشت کیهان پشیمان شده و استاد را در قامت کشیشی مهربان یافته‌اند تا با اعتراف به گناه، قدری از عذاب وجدان خود بکاهند و خواهش کرده‌اند از دایره خائنان به دایره نادانان، نقل مکان کنند. نکته جالب این است که آن‌ها مهر و کفش پرت نکرده‌اند، تنها اعتراض کرده‌ و شعار بصیرت سر داده ‌اند!
 
باز در ادامه از قول آنان نوشته‌اید: «مقصود ما تنبیه کسانی بود که ماجرای تلخ یکشنبه مجلس را پدید آوردند و تأکید می کردند اگر آقای ... که مقصر اصلی و آغاز کننده آن ماجرای تلخ بود برای سخنرانی آمده بود، از ابتدا به وی اجازه ورود نمی دادیم! و البته کیهان به آنان گوشزد می کرد که در آن صورت هم مرتکب خطای بزرگ دیگری شده بودید»
 
مشخص است که منظور از آقای نقطه چین همان دکتر احمدی نژاد است که مقصر اصلی در استیضاح مجلس آن هم در ماه‌های پایانی دولت بوده است! اما به راستی جناب استاد! شما این درس انقلابی را از کجا آموخته‌اید که نباید به بد اخلاقی مسؤلان نظام اعتراض کرد؟ در کجای قانون اساسی یا وصیت نامه امام راحل قدس سره نوشته است اگر مدیران رده‌بالای کشور چنان غرق بازی کودکانه‌ شدند که در برابر ملت و رسانه‌های جهان، آبروی انقلاب را بردند نه تنها هیچ کس حق اعتراض به آنان را ندارد که بگوید بالای چشمتان ابرو است که آن‌ها حق دارند بی‌آن که خم به ابرو بیاورند و عذر خواهی کنند سخنران جشن انقلاب هم باشند و از وحدت و اخلاق و بهار در بهار سخن بگویند!
 
استاد عزیز! گرچه به آرامی از موضع اول خود که معترضان ( بخوانید خائنان و نادانان)‌ را طرفدار احمدی‌نژاد خوانده بودید، عقب نشسته‌اید اما هنوز از جفایی که در قلمتان به مردم قم روا داشتید پشیمان نشده‌اید.
 
با تکرار مستند خود در باره آن پیامک کذایی نوشته‌اید: « ارسال کنندگان در پی آن بوده اند که اولا؛ جای مقصر اصلی و آغازکننده ماجرای روز یکشنبه استیضاح را با کسی عوض کنند که اگرچه، آغازکننده نبود ولی در پاسخ به آغازکننده ماجرا تندی غیرقابل توجیه و اهانت آمیزی کرده بود. و ثانیا؛ با فرصت طلبی و به قیمت ایجاد اخلال در مراسم دشمن شکن جشن انقلاب، برای مقصود ناشایسته خود به اصطلاح «سند» بتراشند و- همانگونه که بلافاصله دست به کار شدند- اخلال یاد شده را به حساب حمایت مردم قم از جریان متبوع خود بنویسند!! البته این نوشته به اندازه ای بی رنگ و ناشیانه بود که خوانده نشد»‌
 
آری! مردم قم که متوجه این نقشه‌های پیچیده نمی‌شوند! اما باید تأیید کنم چنین پیامک‌هایی هم در قم نوشته و خوانده نشده است! شاید جریان مخوف و هولناکی پشت ماجرا است که شماره هیئت تحریریه کیهان را به دست آورده و این متن‌های بی‌رنگ و ناشیانه را پیامک می‌کند تا سند بتراشد!
 
استاد اهل بصیرت! نوشته‌اید: « اخلال در مراسم 22 بهمن قم اقدامی عجولانه بود که برای کاستن از آثار شکننده این شکست طراحی شده بود که هرچند این پروژه با صحنه گردانی پشت پرده و مشترک برخی از عوامل حلقه انحرافی و اصحاب فتنه در شهر مقدس قم و آن هم در یوم الله 22 بهمن کلید خورد و شماری از شرکت کنندگان در مراسم را فریب داده و به بازی در میدان دشمن کشانید ولی در نهایت از این ترفند طرفی بسته نشد»‌ البته این شماری ، قریب به چند هزار نفری بودند که در شبستان امکان حضور داشتند و باقی مردم هم در خیابان‌ها همه یک صدا در حال اعتراض بودند. برای اثبات این ادعا نیازی به پیامک ندارم. شما که با کارشناسان و مدیران ارشد نظام ارتباط دارید، درخواست کنید یک حلقه از فیلم آن روز را که کامل ضبط شد در اختیارتان قرار دهند شاید چهره کسانی که در همان صحنه در حال پیامک زدن بودن شناسایی کنید.
 
و بالاخره نوشته‌اید: «اگرچه بسیاری از برادرانی که در ماجرای اخلالگری روز 22 بهمن شهر مقدس قم به اصل ماجرا پی برده و از اقدام دشمن پسند خود پشیمانند ولی درباره گلایه آنها از کیهان باید گفت؛ صورت مسئله عوض نشده است و همانگونه که رهبر معظم انقلاب در کلام حکیمانه خود هشدار داده اند «هرکس احساسات مردم را در جهت ایجاد اختلاف به کار گیرد، قطعا به کشور خیانت کرده است». این هشدار تغییر نکرده است که استناد کیهان به آن قابل تغییر باشد. و البته همانگونه که در یادداشت کیهان نیز آمده بود، خیانت متوجه کسانی است که اخلال آن روز را ایجاد کرده بودند و به یقین حساب کسانی که بی خبر از اصل ماجرا وارد صحنه شده بودند از آنها جداست و بدیهی است که خطای آنان هرگز به حساب «خط» منحرفان و فتنه گران نوشته نمی شود و چنانچه از یادداشت کیهان اینگونه برداشت شده باشد، توضیح بیشتری که در این نوشته آمده است می تواند نفی شائبه یاد شده تلقی شود و آخر دعوانا، «أن الحمدلله رب العالمین».
 
باید هم از این همه تیزهوشی که به رسوایی خائنان و نادانان انجامیده است، الله را شکر کنید البته اللهی که با خدای آن پیامک و آن اطلاعیه فرق دارد! اما یک پرسش کلیدی باقی می‌ماند: اگر همه هشدار کیهان، مستند به سخن گهربار رهبری است که باید هم باشد، می‌شود مشخص کنید منظور از واژه »مردم» در عبارت «هرکس احساسات مردم را در جهت ایجاد اختلاف به کار گیرد، قطعا به کشور خیانت کرده است» کیست؟ به نظر شما چند صدهزار نفر معترض انقلابی قم مردم نیستند؟ این هر کس کیست؟ رؤسای سه قوه که نیستند؟ مسئولانی نیستند که یکی از همان قهرمانان روز سیاه مجلس را به جمع مردم انقلابی قم دعوت کرد؟ سخنران همان مراسم نیست که با لجاجت خود کفر عده‌ای را درآورد؟ یا همان عده‌ معدودی هستند که حاشیه ساز شدند و حریم شکستند؟
شما کجا ایستاده‌اید؟ این دایره‌‌های کوچک خائنان و نادانان را در گوشه ذهنتان رها کنید و به مردمی انقلابی و بصیر فکر کنید که به رسالت انقلابی خویش عمل کردند و هرگز با این هیاهوی رسانه‌ای و پررنگ کردن حاشیه‌ها دست از حماسه‌سازی بر نخواهند داشت.
 
در پایان خواهش می‌کنم به این پرسش پاسخ دهید که مردم قم اگر در چنین روزی که با یکی از سران بداخلاق توبه نکرده مواجه شدند، اعتراض نمی‌کردند پس کی و کجا اعتراض می‌کردند؟
 
به نظر شما اگر مردم قم قول بدهند دست بسته و پا برهنه در یک حسینه که مهر ندارد بنشینند آیا مسئولان حاضرند در راستای فرمایش رهبر معظم انقلاب و مطالبه مردم به پاسخ‌گویی بپردازند؟
 
آیا رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام حاضر است در بین مردم انقلابی قم حاضر شود و بگوید ما قسم حضرت عباس را باور کنیم یا دم خروس را؟ وصیت امام و عشق به رهبری را باور کنیم یا میدان‌داری آقازاده‌هایتان را؟
 
آیا رئیس قوه مجریه حاضر است در بین مردم انقلابی قم حاضر شود و بگوید تو را چه به چسبیدن به جریان انحرافی با آن اتهامات بلندبالایی که برادر شریعتمداری برایش قطار می‌کند و تو را که با شعار امام که »مکتب ما مقصد ما است»‌ چه شد که رسیدی به شعار بهار و گل و منگل!
 
آیا رئیس قوه قضائیه حاضر است در بین مردم انقلابی قم حاضر شود و بگوید چطور وبلاگ نویسان حزب اللهی و طلبه سیرجانی و زورگیران آفتابه دزد در اسرع وقت به مجازات می‌رسند اما دانه درشت‌ها در کانادا به ریش ما می‌خندند!
 
آیا رئیس قوه مقننه حاضر است در بین مردم انقلابی قم حاضر شود و بگوید چرا عنان مجلس را به دست یک آقازاده سپرده تا روزی سوال از رئیس جمهور را علم کند و روز دیگر وقت مجلس را برای اصلاح قانون آن بگیرد و روز دیگر امضا جمع کند برای سؤال از رئیس جمهور و نفهمد امروز مصلحت نظام این نیست تا رهبری فرمان قعود بدهد و برای جبران آن بهانه‌ای دیگر برای استیضاح وزیر در چند ماه آخر دولت بیابد و مجلس آرایی کند و بیافریند آن تابلوی کریهی که دشمن را شاد و مردم را ناراحت کرد؟
 
استاد عزیزم! شریعتمداری انقلابی اهل بصیرت! آیا اگر مردم انقلابی قم اعتراض نکنند به نظرتان رجال نابالغ سیاسی اعتراض می‌کنند؟ آیا حس نمی‌کنید از کاروان مردم اهل بصیرت قم جا ماندید؟ از جسارت من بگذرید که اگر این واگویه‌ها را به استادی چون شما نمی‌گفتم پس به که می‌گفتم؟ دل خون است و قلم سرخ! بگذار شرحه شرحه شود صفحه تاریخ از این غم. دلم برای خمینی تنگ شده است این ها همه بهانه بود!
حامد عبداللهی

۲۲ بهمن  امسال  بوی شور جوانی دارد نه شعور ؟  از وب اشک عکسا رو کش رفتم

بدون هاشمی واصلاح‌طلبان برنده مشایی است


 ترفند زیبا کلام  برای امدن  هاشمی

  بدون هاشمی واصلاح‌طلبان برنده مشایی است


صادق زیباکلام در گفتگو با مهر درباره ایجاد اخلال در سخنرانی رئیس مجلس در قم اظهار کرد: آنچه در قم اتفاق افتاد قابل انتظار و تصور بود چون مشابه این داستان در 14 خرداد 89 برای سیدحسن خمینی و به شکلی دیگر در نماز جمعه برای آقای هاشمی رفسنجانی اتفاق افتاده بود. کار به جایی رسیده بود که حتی عده ای تهدید کردند که اگر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به نماز جمعه بیاید، نماز جمعه برهم خواهد خورد.

وی افزود: اصولگرایان واقعا نمی توانند احمدی نژاد را محکوم کنند چون آنها بعد از خرداد 88 در قبال برخی بی حرمتی ها سکوت کردند و اجازه دادند این گونه اتفاقات از سوی رئیس جمهور و حامیان وی اتفاق بیفتد، لذا امروز چوب این سکوتشان را می خورند.

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب ادامه داد: حتی اگر خود لاریجانی و یا به عبارت بهتر لاریجانی ها بعد از 22 خرداد 88 در قبال برخی اتفاقات ایستادگی و آن رویدادها را محکوم می کردند، سخنرانی رئیس مجلس شورای اسلامی آن هم در 22 بهمن و در شهر قم به هم نمی خورد.

احمدی نژاد به سادگی قدرت را رها نمی‌کند
زیباکلام درباره سخنرانی رئیس جمهور و سردادن شعار زنده باد بهار در راهپیمایی روز 22 بهمن تصریح کرد: خیلی اتفاق شگفت انگیزی رخ نداده است چون از مدت ها قبل احمدی نژاد عزمش را برای چنین اقداماتی جزم کرده بود و بنده نیز این موضوع را پیش‌تر اشاره کرده بودم که وی به این سادگی قدرت را رها نمی کند.

وی ادامه داد: بنده همچنان معتقدم که احمدی نژاد بنا ندارد که از قطار قدرت به این سادگی پیاده شود و تا آنجایی که بتواند برای اینکه قدرت را از دست ندهد، ایستادگی خواهد کرد. لذا اصولگرایان اگر بخواهند احمدی نژاد را کنار بگذارند باید به زور وی را از قطار قدرت پیاده کنند.

احمدی نژاد جریان سوم را تشکیل داده است
استادعلوم سیاسی دانشگاه تهران با بیان اینکه احمدی نژاد اکنون جریان سومی را در برابر اصولگرایان و اصلاح طلبان مطرح کرده است، گفت: نامزد این جریان اسفندیار رحیم مشائی است و احمدی نژاد تمام قدرتش را بکار خواهد بست که او را وارد صحنه انتخابات کند.
زیباکلام افزود: البته احمدی نژاد می داند که قطعا شورای نگهبان مشائی را رد صلاحیت خواهد کرد؛ چراکه پیش‌تر در انتخابات سال 84 دکتر مصطفی معین از سوی شورای نگهبان رد صلاحیت شده بود. امید احمدی نژاد این است که بتوانند به استناد حکم حکومتی از سوی رهبر معظم انقلاب برای مشائی تایید صلاحیت بگیرد.
به گفته وی اینکه در نهایت شورای نگهبان صلاحیت مشائی را برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری تایید کند یا خیر، مشخص نیست و آینده این موضوع را نشان خواهد داد.

احمدی نژاد می دانند استراتژی اش در 84 و 88 دیگر کارساز نیست
این فعال سیاسی اصلاح‌طلب درباره شعار برگزیده شده از سوی جریان انحرافی و اینکه این شعار با رویکردهای گذشته دولت و تیم احمدی نژاد تفاوت دارد اظهار کرد: احمدی نژاد و تیمش آنقدر آگاهی دارند و می دانند که استراتژی آنها در انتخابات 84 و 88 دیگر کارساز نیست.

احمدی نژاد سال 84 به عنوان نماد تقابل با اشرافیت هاشمی به قدرت رسید
وی اضافه کرد: استراتژی احمدی نژاد و تمیش در انتخابات سال 84 این بود که هاشمی نماد اشرافیت و اشرافیت گرایی است که حق مردم را خورده و برده است و احمدی نژاد هم رابین هود اسلامی است که برای محرومان و مستضعفان آمده است تا حق و حقوق آنها را بگیرد. او توانست با این شعار و استراتژی بخشی از آراء سال 84 را به خود اختصاص دهد.
زیباکلام با بیان اینکه احمدی نژاد و تیم او در سال 88 هم چیزی شبیه به استراتژی انتخاباتیشان در سال 84 را در پیش گرفتند که البته خیلی هم جواب نداد، خاطر نشان کرد: آنها به خوبی می دانند که در انتخابات سال 92 اصلا نمی توانند بر مبنای چنین استراتژی حرکت کنند و رأی بدست آورند.

اصولگرایان حریف مشایی نیستند
وی تاکید کرد که به فرض گرفتن تایید صلاحیت برای مشائی از سوی احمدی نژاد و دولتی ها اگر اصلاح‌طلبان و هاشمی در انتخابات سال آینده حضور نداشته باشند، قطعا مشائی در این انتخابات پیروز خواهد شد. تنها عاملی که از پیروزی این جریان جلوگیری می کند حضور جدی هاشمی و اصلاح‌طلبان در انتخابات است، در غیر اینصورت آقایان ولایتی، حدادعادل، جلیلی و... قادر نخواهند بود جلوی مشائی را بگیرند.
استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران با بیان اینکه اگر هاشمی وارد انتخابات سال آینده شود، بعد می دانم که احمدی نژاد و تیمش به دنبال استراتژی های سال های 84 و 88 برای تخریب وی بروند، یادآوری کرد: چون آنها می دانند که این حنایشان دیگر رنگی ندارد، لذا تلاش می کنند که شعارهای جدید و مبتنی بر شرایط روز ارائه کنند.

شعارهای انتخاباتی احمدی نژاد، جریان انحرافی و جبهه پایداری
وی درباره شعارهای احتمالی احمدی نژاد و جریان انحرافی در انتخابات سال آینده گفت: شعارهایی مثل «زنده باد بهار»، «زنده باد ایران» و «درود بر مردم آزاده ایران» ابزار و شعارهای جدیدی است که از سوی احمدی نژاد و جریان انحرافی برای انتخابات آینده برگزیده می شود. ل با اشرافیت هاشمی به قدرت رسید
وی اضافه کرد: استراتژی احمدی نژاد و تمیش در انتخابات سال 84 این بود که هاشمی نماد اشرافیت و اشرافیت گرایی است که حق مردم را خورده و برده است و احمدی نژاد هم رابین هود اسلامی است که برای محرومان و مستضعفان آمده است تا حق و حقوق آنها را بگیرد. او توانست با این شعار و استراتژی بخشی از آراء سال 84 را به خود اختصاص دهد.
زیباکلام با بیان اینکه احمدی نژاد و تیم او در سال 88 هم چیزی شبیه به استراتژی انتخاباتیشان در سال 84 را در پیش گرفتند که البته خیلی هم جواب نداد، خاطر نشان کرد: آنها به خوبی می دانند که در انتخابات سال 92 اصلا نمی توانند بر مبنای چنین استراتژی حرکت کنند و رأی بدست آورند.

اصولگرایان حریف مشایی نیستند
وی تاکید کرد که به فرض گرفتن تایید صلاحیت برای مشائی از سوی احمدی نژاد و دولتی ها اگر اصلاح‌طلبان و هاشمی در انتخابات سال آینده حضور نداشته باشند، قطعا مشائی در این انتخابات پیروز خواهد شد. تنها عاملی که از پیروزی این جریان جلوگیری می کند حضور جدی هاشمی و اصلاح‌طلبان در انتخابات است، در غیر اینصورت آقایان ولایتی، حدادعادل، جلیلی و... قادر نخواهند بود جلوی مشائی را بگیرند.
استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران با بیان اینکه اگر هاشمی وارد انتخابات سال آینده شود، بعد می دانم که احمدی نژاد و تیمش به دنبال استراتژی های سال های 84 و 88 برای تخریب وی بروند، یادآوری کرد: چون آنها می دانند که این حنایشان دیگر رنگی ندارد، لذا تلاش می کنند که شعارهای جدید و مبتنی بر شرایط روز ارائه کنند.

شعارهای انتخاباتی احمدی نژاد، جریان انحرافی و جبهه پایداری
وی درباره شعارهای احتمالی احمدی نژاد و جریان انحرافی در انتخابات سال آینده گفت: شعارهایی مثل «زنده باد بهار»، «زنده باد ایران» و «درود بر مردم آزاده ایران» ابزار و شعارهای جدیدی است که از سوی احمدی نژاد و جریان انحرافی برای انتخابات آینده برگزیده می شود.

 این مطلب فوق را پرتو نوشته ولی بیخودی  قاطی کرده مشایی را با احمدی / سعار مشایی زنده باد بهاره احمدی که نمیاد او نخواهد بود 

شفاي نابينا با قرآن

شفاي نابينا با قرآن

 چرا حمد ما   معجزه نمیکند 

 اگر عشق به خدا را و مبارزه با نفس را بیاموزیم و مراقبه داشته باشیم  سوره حمد ما نیز شفا بخش خواهد بود همین و بس همه در اینجا می لنگیم نمره مان بیست نیست

کشتن  هوای نفس و مدام به کمین امواج نفسانی خودمان بودن و انها را نابود  کردن است فقط نجات بخش خودمان و جامعه مان می باشد بابا مبارزه با نفس مگر چقدر فهمیدنش سخت است که در دبستان در کتابهای مدارس نمی گذارند بچه ها سخترین معادلات ریاضی را حل می کنند کسی نمیگوید سخت است به شناخت هوای نفس که میرسه میگن سخته فقط باید مهارت شناخت امواج و خطورات نفسانی و امیال نفسانی را باید کودک بفمد حود به خود مکلف  که شود بدون زور چوماق تکالیف را انجام میدهد .

 من موفقیتم را در تربیت دخترهایم   این میدانم که حاصلش شده

 خدا را شکر بدون زور بدون  اجبار هردو فرزندم و دختر   کوچکم که امسال مکلف شده

 خودش چادر  خواسته بخرم خودش حتی بدون من مسجد محل میرود نماز میخواند 

 من کار داشته باشم نمیرم او میرود کاری به من ندارد  او خدا را دوست دارد مبارزه با نفس را هم یاد گرفته همین وبس   و اما

 شفای نابینا

 

آيت ا... العظمي بهجت(ره): در احوالات پدر مرحوم شيخ جعفر شوشتري(ره) آورده اند که پسر نابينايي را نزد ايشان آوردند، ايشان هم دست روي چشم بچه گذاشتند و مشغول خواندن سوره حمد شده بودند. مقداري که خوانده بودند بچه گفته بود بابا از ميان انگشتان آقا مي بينم. و وقتي که حمد تمام شده بود، همه جا و همه چيز را کاملا ديده بود.
حوزه نيوز

خفاشهای ضد نظام

سه شنبه 24 بهمن1391 ساعت: 20:10 توسط:مــــعجزه خامـــوش

سلام
منظورتان از مسخره نمودن هاشمي چيه؟ ها؟
ملاقات دخترش و ياد حضرت زهرا(س) افتادن و غيره يعني چي؟
خانم محترم
همه ي شما فقط و فقط دارين از دين استفاده ابزاري ميكنين. مگر شما تو وبلاگتون اينكار رو انجام نميدين؟ ها؟ شما شعار نميدين؟ حالا چيه شده چشم ديدن و شنيدن شعارهاي ديگران رو ندارين؟! ها؟
از الطاف الهي بود كه مملكت و دولت در سال 1384 به دست اصول گراها افتاد و الآن بعد از هفت سال و خوردي داريم دست پختتون رو مي بينيم!
گند زدين به مملكت حرمت آقا رو كه نگه نميدارين مابقي هم كه معلوم و مشخصه . . . . بس كنيد بابا. مدام شعار . . . شعار . . . . شعار . . .

 

 .........................

 

 سلام همه افرادی که مثل شما فک میکنند گند زدیم احمدی را  رای دادیم و برای ستادش کار کردیم بدانند ادمهای روشنی نیستند

 چون ان موقع ما به اصلح رای دادیم اجر و ثوابمان محفوظ است و پشیمان نیستیم ساده لو ح است اگر کسی  پشیمان باشد 

 مشایی مستر بین سیاسی یا  خیار شور سیاسی که توسط دشمان در نمک خوابانده شده بود برای چنین روزی او می اید با شعار بهار زنده است  شعاری که احمدی در سازمان ملل گفت اما بداند در شهرمان توسط وبلاگ بهار فرهنگی تیر باران سیاسی خواهد شد  او خودش را مردم نزاد از جنس مردم نامیده

 اما مردم میدانند او

 در پرونده اش  دوستی   مردم اسرائیل  را دارد  میدانند   او مکتب ایرانی را دارد نه اسلامی  بیداری اسلامی را دارد نه اسلامی   او  نیکی کریمی را ماییه  تبارک احسن خالقین میداند  نگاه به او را  مایه یاد خدا میداند  / مردم میدانند او جوایز به بد حجابها را هنر میداند و دقکان و .. هنرمند میداند 

 مردم به  زنده بار بهار او رای نمیس دهند مردم به زنده بار بهار اسلامی رای می دهند به زنده بار بهار فرهنگی رای می د هند

خلاصه احمدی ان وقت ورود به ریاست جمهوری اصلحترین بود ولی

 بعدها افراد جادو گری چون دوستان  مشایی   که  در کاخ فهد برای جادو گری و رمالی    به سر می بردند و اینها کسانی بودند که قبلا مثل موسوی در آب نمگ خوابانده شده بودند برای چنین روزی خدا میداند دبه ترشی و شوری سیاسی ضد انقلابها چه کسانی دیگر را در اب نمک خوابانده اند

  مشایی که من مستر بین ساسی می خوانمش  از دبه در آمد 

 منتظر باشید ببنیم ان دبه ترشی و شوری دیگر از توش شلغم یا چغندر یا سیب زمینی سیاسی هم در میاد یا نه هنوزم ما ممنون احمدی عزیز هستیم که  کشور را آباد کرد اما چشمان کور ضد خورشید خفاش صفت خدماتش را برای چند اشتباه که تحمیلش کردند   را نمی  بیند کور باد چشمان خفاشهای ضد  نظام

 و  زنده بار نظام اسلامی ما زنده باد ولی فقیه جهان امام خامنه ای

جایزه «جشنواره انقلاب» به خانم ضدانقلاب/ پرتو

جایزه «جشنواره انقلاب» به خانم ضدانقلاب


به جهان نیوز ، هیئت داوران جشنواره، شب گذشته در مراسمی که نسخه برداری کاملی از شیوه اجرای جایزه اسکار بود، سیمرغ بهترین بازیگر نقش مکمل زن را به یک زن جنجال ساز داد؛ پگاه آهنگرانی. خانم آهنگرانی که شاید خود نیز باور نمی کرد از جشنواره ای که به اسم انقلاب اسلامی است، جایزه بگیرد، به نظر غافلگیر شده بود. زیرا او با عملکردش نشان داده است که نه به نظام جمهوری اسلامی و نه ارزش های اسلامی اش پایبند نیست!

پگاه آهنگرانی که تا چندی پیش تنها یک بازیگر معمولی بود، به یکباره و البته به لطف منیژه حکمت، مادر کارگردانش و رسانه های اصلاح‌طلب، به چهره‌ای سینمایی بدل شده است. او در آشوب های خیابانی سال 88 علیه نظام حضوری فعال داشت و آنقدر افراط کرد که حتی حاضر شد مدتی را هم در زندان بگذراند.





وی توسط نهادهای امنیتی به دلیل همکاری با رسانه ضدایرانی بی بی سی دستگیر اما با برخی میانجی‌گری آزاد شد.

بنابر گزارش ها، او همچنان ارتباط خود را با رسانه ها و محافل اپوزیسیون و تندرو حفظ کرده و دست از رویکرد سیاسی اش نکشیده است.

در بی توجهی او به اعتقادات دینی و اسلامی هم کمتر کسی تردید دارد؛ سخنان و تصاویر غیراخلاقی او که خودش در فضای عمومی اینترنت منتشر کرده، گواهی بر این واقعیت تلخ و در واقع دهن کجی به قوانین و ارزش های دینی کشور است.







اکنون این بازیگر سیاسی کار، نه تنها با آزادی کامل در کشور فیلم می سازد و فیلم بازی می‌کند که شوربختانه، سیمرغ «جایزه انقلاب» را هم با پوزخند دریافت می کند! آیا این رویداد تامل برانگیز و دردآور نیست؟!

جشنواره ای که قرار بود زمینه ای برای تبیین هنری، ترویج و تبلیغ ارزش های انقلاب و اسلام باشد اکنون دچار تناقض درونی شده و درست در سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی و روزی که میلیون ها ایرانی علیه دشمن و فتنه انگیزان شعار سر داده است، کسانی را روی دست می برد و الگو می کند که نه تنها انقلاب و ارزش های دینی را قبول ندارند که علیه آن شوریده اند!



بی شک مدیران وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی باید از این خواب خرگوشی بیدار شوند و ضرورت تحول در شیوه داوری جشنواره فجر را جدی بگیرند. باید به این ژست شعاری و روشنفکری پایان داد که «هنر برای هنر.»

البته این به معنی سیاسی کردن جشنواره و بی اعتنایی به ارزش ها و معیارهای هنری و سینمایی نیست بلکه در کنار اصول فنی و هنری در سنجش آثار سینمایی، باید حداقل‌های اعتقادی و دینی هم که اساس ایجاد چنین جشنواره ای بوده است، در نظر گرفته شود؛ قطعا اجرای چنین شیوه ای دست کسانی را که سابقه مبارزه علیه انقلاب در کارنامه دارند، از جایزه انقلاب محروم می کند.

 
 


 

پرتو نوشته / جشنواره فجر

چگونه هم به نظام فحش بدهیم و هم در جشنواره فجر سيمرغ بگيريم

طنز- محمدرضا شهبازی: همانطور که واضح و مبرهن است سی و یکمین جشنواره فیلم فجر به اتمام رسید (یعنی انصافا دیگر از این واضح و مبرهن‌تر نمی‌شود!). اختتامیه این دوره از جشنواره حاوی نکاتی بود که برخی از آن‌ها تصویری است و ما نمی‌توانیم ذکر کنیم، اما برگزیدگان این دوره حاوی نکاتی بودند که انصافا نمی‌شود از کنارشان گذشت. در همین راستا و با توجه به برگزیده شدن شخصی به نام آهنگرانی و فرخ‌نژاد و... چند نکته موثر در برگزیده شدن در این جشنواره خدمتتان ارائه می‌شود. باشد که مورد عنایت شما در دوره‌های بعدی قرار گیرد.

۱. خیلی به این فکر نکنید که در طول سال به جشنواره فجر گفته‌اید جشنواره حکومتی و دولتی و الخ؛ حالا که همین دولت و همین حکومت سفره‌ای پهن کرده است بی‌خیال ژست‌های ضد دولتی خود شوید و زود‌تر از بقیه به سوی آن بشتابید. ده روز که هزار شب نمی‌شود؛ از فردای جشنواره دوباره شروع کنید به بد و بیراه گفتن به سینمای دولتی و نفتی و....

۲. دقت کنید که نه تنها بد و بیراه گفتن‌های شما به دولت و حکومت و انقلاب و... نباید شما را از شرکت در جشنواره مایوس کند، که اتفاقا باید به خاطر همین فحش‌ها انتظار جایزه هم داشته باشید. در زیر منوی این فحش‌ها همراه با بارم بندی آن‌ها پیوست شده است:

الف. فحش به نظام، حکومت، انقلاب و...: ۲۵ امتیاز با سه چراغ روشن

ب. فحش به مقامات رسمی کشور: ۲۰ امتیاز با حذف یک چراغ خاموش

تبصره ۱: فحش به رییس جمهور این امتیاز را تا حد بند الف ارتقا می‌دهد.

تبصره ۲: تشبیه مقامات رسمی به انواع جک و جانور‌ها از دید هیئت داوران پنهان نمانده و مشمول عنایات خاصه خواهد شد.

ج. حضور در تجمعات غیر قانونی: ۱۵ امتیاز با ساندیس اضافه.

تبصره ۱: باید حتما عکس اصلی این حضور با کیفیت بالا ضمیمه شود.

د. همکاری با رسانه‌های ضد انقلاب و ساخت فیلم علیه کشور: ۱۷ امتیاز با ثبت در پرونده برای سنوات آتی.

ه. بازداشت به علت اقدامات مختلف خلاف قانون: ۳۷ امتیاز همراه با کلی امتیازات دیگر.

۳. فحش دادن به حوزه هنری و هر ارگانی که با سازمان سینمایی مشکل دارد را فراموش نکنید. از آنجا که آبرو و رای و نظر برخی مسئولین از آبرو و رای و نظر کشور و نظام بیشتر است، بنابراین فحش دادن به کسانی که با سازمان سینمایی مشکل دارند کلی امتیاز محسوب می‌شود. حواستان باشد که هر جور شده یکی از این فیلم‌ها را برای بازی کردن انتخاب کنید تا رستگار شوید.

تبصره ۱: طبیعتا عمل خلاف این بند، یعنی بازی در فیلمهای حوزه هنری یا نهادهای مخالف سازمان سینمایی هرگونه شانس برای بردن سیمرغ که هیچ، برای گرفتن کلاغ را هم از بین می‌برد.

۴. از آنجا که جشنواره فجر یک جشنواره انقلابی است سعی کنید برای ساختن فیلم یا بازی در آن‌ها، فیلم‌هایی را انتخاب کنید که این موضوعات را در بر‌می‌گیرند: تجاوز به کودکان، قصاص، بد بودن طالبان در افغانستان، مهاجرت از ایران خوب است (اگر مهاجرت به آلمان باشد که چه بهتر!)، فقر ناشی از تحریم‌ها و بی‌کفایتی مسئولان و...

۵. این بند ربطی به سیمرغ بردن ندارد اما خداوکیلی به این فیلم برداران و تدوین‌گران صدا و سیما رحم کنید. با توجه به اینکه قرار است مراسم اختتامیه زنده پخش شود، جون مادرتان یک کم کمتر آرایش کنید و لباس‌های عجیب و غریب بپوشید تا آن بنده‌های خدا هم دائم روی میخ ننشسته باشند!

البته قطعا برای سیمرغ بردن باید به نکات دیگری هم توجه داشت که انصافا جامعه هنری ما در این سی و یک دوره با انواع آن‌ها آشنا شده و نیاز به ذکر مجدد نیست. شما فحشتان را بدهید!

ظهور  نزدیک است

کشیش ویلیام دی. برهم// از وب مبشرات ظهور امام زمان عج

46  عیسی مسیح در حال آمدن است به زودی.

 

کشیش ویلیام دی. برهم (William D. Brehm) محقق و نویسنده آمریکایی در سایت رسمی خود - برای ظهور آماده باشیم - به آدرس http://www.be-ready.org به تشریح این موضوع می پردازد و دلایل خود را ذکر نموده و آمادگی مسیحیان را برای ظهور حضرت عیسی (ع) می طلبد. او می گوید:

بله, عیسی مسیح (ع) در حال آمدن است به زودی. بسیاری از مسیحیان واقعاً بر این باورند که مسیح به زودی بازخواهد گشت و برخی دیگر هنوز به بازگشت دوباره مسیح ایمان نیاورده اند؛ و البته گروه سومی هستند که می گویند مسیح بازخواهد گشت, لیکن هیچگونه آمادگی و انتظاری برای بازگشت دوباره مسیح در آنها مشاهده نمی شود.

باور کنید که مسیح به زودی بازخواهد گشت؛ اما نه به تنهایی؛ بلکه به همراه گروهی از فرشتگان عالی رتبه و برخی از انسان های پاک درگذشته (رجعت) و گروهی از شما انسان های عصر ظهور ؛ پس باید آماده باشیم ...

مهم مهم  در باره قدرت دفاعی ایران از زبان امریکا

آمريكن اينترپرايز: سپاه پاسداران براي لطمه به آمريكا دسترسي جهاني دارد (خبر ويژه)

يك انديشكده مؤثر در قشون كشي هاي دهه اخير آمريكا به افغانستان و عراق اعلام كرد سپاه پاسداران ايران، به سياه چاله مبهم براي دستگاه جاسوسي آمريكا تبديل شده است.
آمريكن اينترپرايز كه تدوين كننده اصلي راهبرد دولت نومحافظه كار بوش در آستانه قرن 21 بود، در گزارشي به قلم مايكل روبين نوشت: ساختار سياسي ايران پيچيده است و احتمالاً اسرارآميز به نظر مي رسد. ايران به آزمايش خطوط قرمز آمريكا ادامه خواهد داد تا زماني كه آمريكا با قدرت واكنش نشان دهد.
«روبين» در نوشته خود توضيح نمي دهد كه از قدرت نمايي در افغانستان و عراق چه چيزي جز شكست هاي راهبردي و گشايش فضا براي جمهوري اسلامي، عايد آمريكا شد اما ضمن حمله به سپاه پاسداران كه يكي از عوامل اصلي خالي شدن زير پاي آمريكا در منطقه است، مي نويسد: همزمان با افزايش قدرت سپاه پاسداران، جمهوري اسلامي تلاش خود را براي صدور ايدئولوژي انقلابي خود به خارج احيا كرده تا از اين طريق نفوذ خود را گسترش داده و خود را در موقعيتي راهبردي براي مقابله با آمريكا و اسرائيل قرار دهد. راهبرد ايران علاوه بر اقدامات نظامي شامل قدرت نرم و اقدامات خيرخواهانه هم مي شود.
تحليلگر آمريكن اينترپرايز مي افزايد: آمريكا و متحدانش اگر مي خواهند با تهديدهاي ايراني كه بطور فزاينده جسور مي شود مقابله كنند بايد منابع نفوذ بر راهبرد سياسي و نظامي ايران و نيز شيوه هايي را كه تهران از طريق آنها راهبرد خود را شكل مي دهد درك كنند.
تحليلگر آمريكايي در ادامه مي نويسد: براي تحليلگران اطلاعاتي آمريكا، نوع نظام سياسي در ايران مشكلي ايجاد مي كند و آن اينكه هيچ مدرك قاطعي در سيگنال هاي اطلاعاتي به دست نمي آيد. اگر سياست گذاران تنها شنودهاي تلفني يا دستورات كتبي را مد نظر قرار دهند هيچگاه به مدركي دست نمي يابند زيرا به احتمال بيشتر در ايران به جاي دادن دستورات اجرايي مستقيم، خطوط قرمزي تعيين مي شود كه كسي نمي تواند آنها را نقض كند.
روبين با بيان اينكه ايدئولوژي انقلابي در افزايش قدرت سپاه پاسداران يك اصل به حساب مي آيد و تشيع پايه ايدئولوژي جمهوري اسلامي است، ادامه مي دهد: براي دستگاه اطلاعاتي آمريكا سپاه پاسداران همچنان يك سياهچاله است و تقسيم اعضاي آن به جناح هاي مختلف آسان به نظر نمي رسد، برخلاف سياستمداران ايراني كه به آساني مي توان آنها را به تندرو، اصلاح طلب يا عملگرا تقسيم كرد.
در ادامه اين گزارش آمده است: هر چند مؤسسه «رند» در گزارشي در سال 2009 مدعي شد كه تقسيم بندي هايي را در ميان اعضاي سپاه شناسايي كرده است اما گزارش رند بيشتر حالت فرضي و تئوريك داشت و قادر نبود هيچ يك از اعضاي خاص را در يك رديف خاص قرار دهد. در سپتامبر 2007، محمد علي جعفري در مقام فرماندهي سپاه جانشين يحيي رحيم صفوي شد و فوراً تجديد ساختار گسترده اي را اجرا كرد.
روبين «فقدان اطلاع سياستگذاران آمريكايي از تقسيم بندي هاي احتمالي موجود در داخل سپاه» را «مايه تأسف» خواند.
مايكل روبين در پايان اين مقاله در ارتباط با ارزيابي اقدامات ايران و پاسخ آمريكا مي نويسد: نه توافق هاي ديپلماتيك و نه مهار سنتي موجب پايان يافتن تهديد ناشي از ايران نمي شود. براي تهران، ايدئولوژي نظام قابل مذاكره نيست. جمهوري اسلامي تا زماني كه حضور داشته باشد به اقدام براساس مباني ايدئولوژيك خود براي صدور انقلاب و تسلط بر محيط پيراموني و مقابله با دشمنانش بخصوص اسرائيل و آمريكا ادامه خواهد داد. سپاه پاسداران و نيروي قدس حضور و دسترسي جهاني دارند و تا حدي كه بتوانند در هر جا كه امكانپذير باشد با آمريكا رويارويي مي كنند.
گزارش مؤسسه آمريكن اينترپرايز خاطرنشان مي كند: با توجه به نفوذ ايران در عراق حتي در صورت ضربه به سوريه، ضربه جدي به ايران وارد نمي شود. تصور ضعف آمريكا موجب مي شود كشورهاي منطقه نقش ايران را بيشتر بپذيرند. ايران اكنون شجاع و جسور شده است.
 

هاشمی  بیاد

 یکی میگفت !

 متاسفانه  اگر همه ضد انقلابها بیایند هاشمی را حمایت کنند رای های سنتی و پیر زن و پیر مردها ها  هم   با بی بصیرتی به هاشمی رای می دهند بعد رای میاره مملکت بد بخت میشه یه هو دیدی  فائزه خانم که قبلا خانم دکتر الهام تو کتابش نوشته بود  رفت روی قبر شاه فاتحه خواند  در کتابها نوشتن  و هاشمی سکوت کرد به دخترش اعتراض نکرد که بماند  تازه نشریه پرتو نوشته بود وقتی هاشمی میره زندان  با دیدن دخترش بهش میگه یاد حضرت زهرا افتادم  جالبتر اینکه سرهنگ مشفق  که سی دی اش پخش شد و میترسم انو هم دستگیرش کنند که فاش کرد کارهای زشت مهدی هاشمی را   چون مدرک دارند نتوانست هاشمی اعتراض کند سرهنگ گفت از  همه مدرک دارند دو هزار صفحه پرونده دادگاهشه   ولی هاشمی  بعد از ازادی مهدی باهاش عکس میندازه  نشریه پرتو نوشته بود ده ملیارد وثیقه گذاشته با چند اپارتمان در بهترین نقطه  تهران این اموال از کجا امده ؟ بابای  او که وقتی طلبه بود  با خر میرفت به شهر  چندان ارثی نداشت که به بچه اش بده  فائزه چطوری سهامدار اصلی موسسه هسته ای داروهای هسته ای شد داروی پرتوی دامسز که فتمیل خودمان کارمند انجاست  فقط چون دختر هاشمی بود خبر نگار در برنامه شبکه دو گفت چرا تو  ریاست ورزش بانوان را داری گفت  چون دختر هاشمی هستم اینو همه شنیدیم خودم گوش دادم  و دیدم به صرف دختر هاشمی بودن اما احمدی پسرش در سربازی مخفی بود بعد ها فهمیدن این سرباز پسر ریاست جمهور است خوب قدرتمند شدن  اینجوری چه فرقی دارد به  روش قدرتمند شدن  سابق ؟ خلاصه   ربع پهلوی که بد جورری  این روزا در خواب پنبه دانه می بیند     بلخره  ما  اصولگرا ها  اگر اجماع نکنیم رو یک نفر   احمقیم

 و اما  بقیه اش را از نشریه پرتو بخوانید


هاشمی ایثار کند و نامزد شود؛ من خودم پادویی‌اش را می‌کنم


به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس، روزنامه کیهان امروز دوشنبه 91/11/23 نوشت:

 قائم مقام حزب اعتماد ملی از اصلاح طلبان خواست در انتخابات پشت سر هاشمی رفسنجانی قرار بگیرند. منتجب نیا می گوید «بنده خودم حاضرم پادویی کنم». رسول منتجب نیا عضو سابق مجمع روحانیون مبارز در مصاحبه با روزنامه زنجیره ای بهار، با بیان اینکه «هاشمی اگر نامزد انتخابات شود ایثار کرده» می گوید: من این پیشنهاد را به دوستان اصلاح طلب می دهم که بیاییم دست به دست هم دهیم و متحد و منسجم پشت سر آقای هاشمی برای انتخابات سال 92 قرار بگیریم. بنده خودم حاضرم پادویی کنم.

وی در پاسخ این سوال که آیا «این بازگشت به سال 68 است؟ بعد هم نه هاشمی خودش را اصلاح طلب می داند و نه بسیاری از اصلاح طلبان او را.» می گوید هاشمی الان هاشمی سال 68 نیست به هر حال انسان در مسیر تکامل است، آیت الله هاشمی امروز و بعد از وقایع سال 88 بسیار متفاوت از سال 68 و 78 و حتی 88 است. فضای امروز هم فضایی است که ما باید واقع بینانه تصمیم بگیریم با توجه به واقعیت ها من فکر می کنم آقای هاشمی تنها کسی است که همه اصلاح طلب ها و جمع عظیمی از مردم پشت سرش هستند منتها باید این انگیزه در ایشان ایجاد شود و به ایشان اطمینان داده شود که همه او را می خواهند تا نامزدی را بپذیرد.

قائم مقام کروبی در حزب اعتماد ملی در عین حال با این سوال خبرنگار مواجه شد که «خود این هم تضاد است. خانواده هاشمی می گویند اصلاح طلبان این تخریب ها را انجام داده اند و الان شما می گویید اصلاح طلبان باید پشت سر او بایستند. چرا فکر می کنید بازخورد این تضاد در جامعه به نفع اصلاح طلبان است؟» وی پاسخ داد: بالاخره خود اصلاح طلبان هم در قضیه تخریب نقش داشتند اما حرف من این است که اصلاح طلبان از تندرو و کندرو و بدلی و غیربدلی و زندانی و حصر خانگی و همه و همه بیایند از نامزدی هاشمی حمایت کنند.

(پس راهبرد شما اجماع بدلی و تقلبی و تندرو و کندرو است؟) همه روی یک شخص اجماع کنیم.

منتجب نیا در بخش دیگری از این مصاحبه درباره شرط گذاری فتنه گران برخی مدعیان اصلاح طلبی برای حضور در انتخابات می گوید: اینکه اصلاح طلبان شرط بگذارند که در صورتی وارد انتخابات می شوند که زندانی ها آزاد شوند و حصر شکسته شود، رویاپردازی است.

وی همچنین درباره تفاوت هاشمی و خاتمی گفته است: آقای هاشمی یک امتیازهایی دارد که آقای خاتمی ندارد متدینان اکثریت شان هاشمی را قبول دارند؛ اهمیت نمی دهند که دخترش را گرفتند، یا به پسرانش انگ سوءاستفاده مالی زدند. در مقابل آقای خاتمی در بدنه متدینان آن محبوبیت و موقعیت را ندارد یا در حوزه نفوذ ندارد اما بین روشنفکران و مردم عادی بسیار محبوب است ولی من عرضم این است که اگر آقای هاشمی نامزد انتخابات شود آقای خاتمی هر چه اعتبار دارد به صحنه می آورد و می گوید مردم، من تشخیص دادم که آقای هاشمی امروز منجی کشور است و ...

منتجب نیا این واقعیت را که حمایت از خاتمی از هاشمی در سال 84 و نیز حمایت هر دو از موسوی در سال 88 باعث پیروزی ائتلاف اصلاح طلبان و هاشمی نشد، مورد بحث قرار نداد.

 

 
 وبلاگ چراغی برای روزهای تاریک اینطور نوشسته

سایت جام‌نیوز، شبکه صدای آمریکا این روزها با تمام توان خود می کوشد، با دروغ های تاریخی و بزرگ نمایی برخی ضعف ها، سه دهه انقلاب مردم ایران را به چالش بکشد.

در برنامه روی خط این شبکه با تأکید چند باره بر دروغ تاریخی آب و برق مجانی، از عملی نشدن وعده های امام خمینی(ره) سخن می گویند.

رؤیا ملکی، مجری برنامه گفت: «آن روزها اتفاقات خاصی افتاد. یکی از چیزهایی که در ذهن مردم مانده است و خیلی دست به دست می شود و من هم در صفحه فیس بوک گذاشته ام، سخنرانی آیت الله خمینی در بهشت زهراست که در بدو ورود، وعده هایی به مردم ایران داد.»

سپس سخنان امام خمینی(ره) پخش شد که ایشان می فرماید: «دل خوش نباشید که فقط مسکن می سازیم، آب و برق و اتوبوس را مجانی می کنیم. به این مقدار دل خوش نباشید؛ معنویات و روحیات شما را عظمت می دهیم.»

در حالی این دروغ تاریخی هر سال در شبکه های ماهواره ای تکرار می شود که اصل وعده آب و برق مجانی را سخنگوی دولت موقت(آقای عباس امیر انتظام) مطرح کرده است؛ البته برای اقشار کم درآمد.

هر سال این تحریف تاریخی مبتنی بر دو دروغ، در شبکه های ماهواره ای تکرار می شود:

1.این سخنان در تاریخ 8 اسفند در مدرسه فیضیه از سوی امام بیان شده است، نه 12 بهمن در بهشت زهرا(س)

2.آب و برق مجانی را دولت موقت پیشنهاد داد نه امام خمینی(ره)

این سخنان امام خمینی(ره) هم در 8 اسفند57 و نه 12 بهمن 57 ، در واکنش به سخنان سخنگوی دولت موقت از سوی امام مطرح شد. این که ملت فقط دلشان را به آب و برق مجانی و ...خوش نکنند؛ بلکه به پیشرفت معنویات توجه بیشتر نمایند.

در ادامه همین برنامه مخاطبی پرده از این دروغ صدای آمریکا برداشت و تصریح کرد: «احساس می کنم این موضوع سخنرانی امام درباره آب و برق مجانی به تحریف و دروغی تاریخی تبدیل شده است. این صحبت های امام خمینی مربوط به تاریخ 8 اسفند در مدرسه فیضیه است و هیچ ربطی به سخنان امام در 12 بهمن ندارد.  این سخنان امام، اشاره به تسهیلات و رفاه اقتصادی نیست، بیشتر توجه به معنویات است...این صحبت ها را ابتدا سخنگوی دولت موقت مطرح کرد و سخن امام جوابی به سخنان سخنگوی دولت است

مهشید ندیری، مجری روی خط که از پاسخ مستدل بیننده و دروغ شبکه اش دستپاچه شده بود، گفت: «اجازه بدهید سر این موضوع خیلی بحث نکنیم! به هر حال مردم حضور داشتند. این که آن سخنرانی کجا بوده است من هم متاسفانه نمی دانم؛ اما مطمئنم خیلی ها می دانند

گفتنی است توجیهات مجری دستپاچه صدای آمریکا در صورتی پذیرفته است که این دروغ برای بار اول مطرح شده باشد؛ اما این شبکه هر سال به بهانه سالگرد انقلاب این دروغ را مطرح می کند.

 

جمعه 20 بهمن1391 ساعت: 22:32 توسط:مجذوب الحسین (ع)
متاسفانه با خبر شدم که پسرعمه ی یکی از دوستان وبلاگیمان که از بیماری سرطان

رنج می بردند ، الان متاسفـانه تو بستر کما هستند.مثل پنجم خرداد ماه سال ۸۵ که

آسید جواد ذاکر عزیزمون به کما رفتند و حالشون بد شد،این پسرعمه ی عزیزمان هم

الان در کما هستند.از شما دوست عزیز تقـاضامندم که برای شفای همه ی بیماران و

علی الخصوص این پسر عمه ی عزیزمان متن دعـای زیر رو به نیت پنج تن آل عبا،

پنج بار زمزمه کنید :


أَمَّن يُجـِيبُ الْمُضْطَـرَّ إِذا دَعَـاهُ وَيَكشِفُ السُّوءَ

ارثيه كسي نيست ! (يادداشت روز)

1- بامداد ديروز سعيد مرتضوي كه دوشنبه شب هفته جاري بازداشت شده بود از زندان آزاد شد. دادستاني تهران با انتشار بيانيه اي درباره علت و چرايي اين اقدام خود آورده است «پس از اعلام جرم دادستان تهران عليه سعيد مرتضوي به اتهام قيد شده در اعلام جرم، نامبرده به دادسرا احضار و پس از تحقيق و تفهيم اتهام توسط بازپرس پرونده به زندان معرفي گرديد. متعاقبا پس از تكميل تحقيقات بازپرس، نامبرده با صدور قرار تامين مناسب آزاد شد. همچنين از فاضل لاريجاني با توجه به مطالب منعكس در نوار منتشره تحقيقات لازم توسط بازپرس انجام گرفت. رسيدگي به پرونده هر دو نفر فوق ادامه دارد.»
در بيانيه دادستاني تهران ابهامات درخور توجهي ديده مي شود از جمله آن كه؛
الف- در بيانيه دادستان محترم تهران به اتهام سعيد مرتضوي اشاره نشده و در اين باره تنها به جمله مبهم «اتهام قيد شده در اعلام جرم»! بسنده شده است و سؤال اين است كه «كدام اتهام»؟ پاسخ اين سؤال را مي توان از بخش پاياني اين بيانيه كوتاه به دست آورد. آنجا كه آمده است «همچنين از فاضل لاريجاني با توجه به مطالب منعكس در نوار منتشره، تحقيقات لازم توسط بازپرس انجام گرفت. رسيدگي به پرونده هر دو نفر فوق ادامه دارد» اين جمله از بيانيه دادستان محترم تهران نشان مي دهد كه سعيد مرتضوي و فاضل لاريجاني پرونده مشتركي دارند و از آنجا كه درباره سعيد مرتضوي از لفظ «اتهام» به صورت مفرد استفاده شده، مي توان نتيجه گرفت كه برخي از اتهامات ديگر مرتضوي در اين بازداشت دخالت نداشته است.
اكنون جاي اين سؤال است كه چرا مرتضوي براي تفهيم اتهام بازداشت مي شود- آنهم بازداشت شبانه- ولي فاضل لاريجاني براي تفهيم اتهام بازداشت نمي شود؟!
ب- در بيانيه دادستاني آمده است «پس از اعلام جرم دادستان تهران عليه سعيد مرتضوي به اتهام قيد شده در اعلام جرم، نامبرده به دادسرا احضار و...» پرسش بعدي آن است كه چرا دادستان محترم عليه سعيد مرتضوي اعلام جرم كرده ولي عليه فاضل لاريجاني اعلام جرم نكرده است؟! مگر به استناد بيانيه دادستاني تهران، هر دو نفر متهم يك پرونده نبوده اند؟! اگر يكي از آنها شاكي و ديگري متهم بود، برخورد دوگانه دادستاني قابل توجيه بود ولي بيانيه دادستاني بر متهم بودن فاضل لاريجاني نيز تاكيد و تصريح دارد. بنابراين بازداشت شبانه يكي از دو متهم و خودداري از بازداشت متهم ديگر چگونه قابل توجيه است و اين تبعيض از كجا ناشي شده و به چه علت صورت پذيرفته است؟!
ج- بيانيه دادستاني نشان مي دهد كه اتهام هر دو متهم «به مطالب منعكس در نوار منتشره» مربوط است، كه بايد گفت اگر انتشار نوار ياد شده جرم باشد كه هست و اقدام ضد اخلاقي، مجرمانه و غيرقابل توجيهي نيز هست، اين جرم را آقاي رئيس جمهور مرتكب شده است. بنابراين جرم مرتضوي مي تواند اقدام غيراخلاقي و صد البته مجرمانه وي در تهيه نوار باشد. و جرم فاضل لاريجاني درخواست غيرقانوني او - صرفنظر از صحت و سقم آن - است. با اين حساب وقتي قرار و تصميم به دستگيري باشد اتهام فاضل لاريجاني اگر بيشتر از مورد اتهامي مرتضوي نباشد، كمتر از آن نيز به نظر نمي رسد و بار ديگر اين سوال مطرح مي شود كه چرا با فاضل لاريجاني برخوردي مشابه سعيد مرتضوي صورت نپذيرفته است؟!
از آنجا كه فاضل لاريجاني، برادر رياست محترم قوه قضائيه است برخورد دوگانه و غير قابل توجيهي كه به آن اشاره شد مي تواند توهم تبعيض از سوي دستگاه تحت مديريت ايشان را در پي داشته و برخلاف تاكيد چندباره رهبرمعظم انقلاب و گواهي عقل و منطق؛ مصداق «به كارگيري احساسات مردم در جهت ايجاد اختلاف» باشد. اگر چنين باشد كه متأسفانه هست، چه كسي پاسخگوست؟!
2- و اما، نوار مطرح و منتشر شده در جلسه علني روز يكشنبه مجلس كمترين ارتباطي با موضوع و دستور كار جلسه يعني استيضاح وزيركار نداشت. اگر برادر رئيس مجلس - بر فرض صحت آنچه در نوار آمده است- مرتكب جرمي شده باشد، اين موضوع چه ربطي به استيضاح وزير كار دارد؟! و يا اين جرم احتمالي! چه ارتباطي مي تواند با رئيس مجلس داشته باشد؟! در كدام سيستم حقوقي و قضايي، گناه برادر- بر فرض صحت- را به حساب برادر ديگر مي نويسند؟! و سوال اين است كه آيا جناب رئيس جمهور از اين نكته بديهي بي خبر بوده اند؟! پاسخ نمي تواند مثبت باشد، بنابراين بايد پرسيد با چه انگيزه و براي رسيدن به كدام مقصود و منظور اقدام به انتشار نوار ياد شده كرده اند؟! به يقين منظور ايشان برخورد با يك فساد اقتصادي نبوده است، چرا كه اگر چنين بود اولا؛ بايستي نوار را در اختيار مراجع قضايي و مراكز مربوطه قرار مي دادند كه ندادند! ثانيا؛ چنانچه نگران فساد اقتصادي بودند چرا نوار مورد اشاره را مدتها نزد خود نگاهداشته و تا روز يكشنبه كذايي منتشر نكرده بودند؟ ثالثا؛ چرا در موارد مشابه كه به اطرافيان ايشان مربوط مي شود، نظير ملاقات آقاي «م» با يكي از متهمان رديف اول فساد كلان اقتصادي در هتل لاله تهران، ماجراي «فيوضي» در كيش و نمونه هاي ديگري كه موضوع اين يادداشت نيست، سكوت كرده اند؟! بنابراين با جرأت مي توان گفت؛ كه منظور آقاي رئيس جمهور مقابله با مفاسد اقتصادي نبوده است مخصوصا آن كه از نوار ياد شده براي وادار كردن مجلس به پس گرفتن طرح استيضاح وزير كار استفاده كرده اند و قبل از جلسه استيضاح نيز به انتشار اين نوار در صورت استيضاح وزير كار اشاره كرده بودند!
اكنون جاي اين سؤال است كه آقاي رئيس جمهور از انتشار نوار ياد شده در صحن علني مجلس- صرفنظر از غيرقانوني و غيراخلاقي بودن آن- چه منظوري داشته اند؟! در اين باره سخني به ميان نمي آوريم چرا كه ذوق زدگي دشمنان تابلودار بيروني از اقدام رئيس جمهور و تعجب توأم با تاسف مردم از اين اقدام غيراخلاقي و غيرقانوني، پاسخ روشن و خالي از ابهامي به سؤال ياد شده است؟! و فقط اشاره مي كنيم كه ماجرا بسيار فراتر از يك به اصطلاح افشاگري- آنهم با مشخصات فوق الذكر- بوده است!
گفتني است كه براساس يك خبر موثق، برخي از اعضاي دولت و نزديكان رئيس جمهور با توجه به سخيف و غيراخلاقي بودن اقدام ياد شده و نيز پيامدهاي منفي آن براي شخصيت رئيس جمهور، با انتشار نوار مخالف بوده اند ولي آقاي «م» اصرار به انتشار آن داشته اند! چرا و با كدام انگيزه؟! بماند!
3- استيضاح وزير كار اگرچه اقدامي قانوني بود ولي بسيار بعيد به نظر مي رسد كه استيضاح كنندگان از پيامدهاي سوء اين اقدام خود باخبر نبوده باشند. مجلس و نمايندگان نيز با توجه به شرايط حساس كنوني از هرگونه اقدام تنش آفرين به شدت نهي شده و مشمول اين هشدار رهبر معظم انقلاب بودند كه «از امروز تا روز انتخابات هر كس احساسات مردم را در جهت ايجاد اختلاف به كار گيرد، قطعا به كشور خيانت كرده است» بنابراين چرا بر استيضاح اصرار ورزيدند؟! از برخي نمايندگان استيضاح كننده كه اندك و كم شمارند، انتظار چنداني نبوده و نيست ولي بسياري ديگر به شدت درخور ملامت هستند كه چرا شرايط حساس كنوني را ناديده گرفته اند؟!
4- و بالاخره با عرض پوزش از مسئولان محترم بايستي خطاب به برخي از آنان اين سخن حضرت امام راحل(ره) را گوشزد كرد كه انقلاب و نظام ارثيه شما نيست كه به ميل خود در آن دخل و تصرف كنيد و بعد از نشستن بر كرسي هاي مسئوليت كه برآمده از خون صدها هزار شهيد و خون دل خوردن توده هاي عظيم پاكباز و فداكار اين مرز و بوم اسلامي است، اندازه نگه نداريد و توهم «اين منم طاووس عليين شده»! در ذهن خود بپرورانيد.

حسين شريعتمداري
 


اسرائيل: القاعده در سوريه براي ما

اسرائيل: القاعده در سوريه براي ما

مي جنگد  کیهان

رئيس پيشين اطلاعات نظامي رژيم اسرائيل خواستار روابط قويتر اين رژيم با شبه نظاميان وابسته به القاعده براي مقابله با ايران شد.
روزنامه جروزالم پست به نقل از سرلشگر عاموس يادلين نوشت رژيم اسرائيل بايد رابطه خود با نيروهاي در حال ظهور در سوريه را براي مقابله با دشمن بزرگ، كه ايران است تقويت كند.
وي كه در مراسم انتشار گزارش ارزيابي استراتژيك 2012-2013 موسسه مطالعات امنيت ملي (INSS) سخن مي گفت افزود: سوريه يك جزء با نفوذ محور منطقه اي تحت كنترل ايران است.
به گزارش پرس تي وي، وي تاكيد كرد خشونت ويرانگر جاري در سوريه در راستاي منافع استراتژيك رژيم اسرائيل بوده است.
اريك دريستر، موسس stopimperialism.com در گفت وگو با پرس تي وي بيان كرد كه رژيم اسرائيل و القاعده دو روي يك سكه در ايجاد بي ثباتي و تحريك خشونت در سوريه هستند.
وي گفت: «اسرائيل و القاعده دو روي نظام امپرياليستي تحت سيطره آمريكا هستند و اين نظام امپرياليستي همزمان با آغاز جنگ در كشور مستقل سوريه سعي بر نابودي اين كشور دارد.»
نقش آفريني تروريست هاي مسلح القاعده در سوريه و در خدمت آمريكا و رژيم صهيونيستي در حالي است كه ماجراي تروريستي 11سپتامبر- به عنوان بهانه حمله آمريكا به افغانستان در سال 2001- نيز به القاعده منتسب شد اما بعدها اسنادي حاكي از اطلاع صهيونيست ها از اين ماجرا منتشر شد. جريان هاي سلفي و القاعده در كشورهاي مختلف اسلامي فتنه انگيزي كرده اما هرگز متعرض رژيم اشغالگر صهيونيست نشده اند.

 

.

امان از دل رهبر... نشریه پزتو نوشته

(اما من بهار  میگم  احمدی را مثل بروسلی چند نفره  محاصره کردند  چند نفر چند قدرت به یک نفر از طرفی هم لشکری از جنیان و شیاطینی که دوستان مشایی که با ابر جن گیر ها در ارتباط بود  لابد  حمله ور شدند جدا احمدی دعایی شده جادو شده مگر نه اینکه آخر الزمان دوباره مثل زمان سلیمان قدرت جادو گری و شیاطین بین مردم می ایند داره این اتفاق میفته  دشمنان احمدی مجبورا  به جنیان متوسل شدند )

بقیه از نشریه است  

اين بود عمل به منويات معظم له؟!... اين بود لبيک به تواصي رهبري انقلاب؟!... اين بود فرمانبرداري، اطاعت و ولايتمداري؟!

با اتفاقات رخ داده در کارزار استيضاح وزير کار، شک‌ها به يقين بدل شد که آقايمان غريب است!

غريب از اين جهت که حتي رؤساي قوا هم فرامين حضرتش را روي زمين مي‌گذارند و عمل بدان را نه براي خود، بلکه تنها براي ديگران لازم مي‌دانند!

با اين وجود چه انتظاري مي‌توان از سايرين داشت، زماني که سران بلند پايه مملکتي، عليرغم توصيه مؤکد زعامت انقلاب مبني بر حفظ وحدت، عکس و نقيض آن رفتار مي‌کنند؟!

احسنتم نمايندگان!... دست مريزاد دولتمردان!... به کجا چنين شتابان!

«حاسبوا قبل أن تحاسبوا». به عقب برگرديم و کارنامه خويش را مرور کنيم و دريابيم که در طول دو سال اخير، چه مقدار از وقت و انرژي و ظرفيت‌هاي دو قواي مجريه و مقننه، بر استيضاح‌هاي نافرجام و لجاجت‌هاي کودکانه، تلف شده است!

افراد و جريانات و دولت‌ها و ادوار مجلس و... مي‌آيند و مي‌روند، اما اين شجره طيبه نهضت روح الله است که ان‌شاءا... تا قيام بقيه ا... (ارواحنا له الفداه) پايدار خواهد ماند. از همين رو روا نيست تا با اقوال و افعال غير معقول و احساسي، ظرفيت‌هاي مادي و معنوي کشور و انقلاب را صرف يارکشي‌ها و منازعات بي ثمر سياسي نماييم.

اي شيفتگان خدمت و نه تشنگان قدرت!... ‌اي نمايندگان ملت!... ‌اي دولتمردان مهرورز!

آيا شايسته بود که فقط و فقط به دليل اختلاف نظر بر سر بودن يا نبودن يک شخص، خوراکي چند ماهه، آن هم در برهه حساس انتخابات يازدهم رياست جمهوري، براي دشمنان قسم خورده انقلاب و رسانه‌هاي معاند نظام مهيا شود؟!

تداعي و تصور رويدادهاي صحن علني مجلس، زماني موجبات شرمساري بيش از پيش را فراهم مي‌آورد که بدانيم اين اتفاقات همزمان با ايام الله دهه مبارک فجر و سالگرد پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي رخ داده است!

يقين داشته باشيم که مي‌بايد در قبال انجام هر يک از حرکات و سکنات خويش در برابر امام راحل عظيم الشأن، شهداي انقلاب و دفاع مقدس و تمامي ايرانيان ذوي الحقوق، جوابگو باشيم و از اقداماتمان دفاع نماييم.

با اين حال آيا مي‌توان رخدادهاي عصر 15 بهمن 1391 را در جهت تضمين مصالح و تأمين منافع جمهوري اسلامي ارزيابي نمود؟!

از يک طرفه به قاضي رفتن بپرهيزيم و براي يک‌بار هم که شده مصالح ملي را بر منافع شخصي و گروهي ترجيح دهيم. اين را بدانيم که دير يا زود، هر کدام از ما سر بر سينه خاک خواهيم گذاشت و تنها نام ماست که به يادگار خواهد ماند.

حال به نيکي يا بدي نام بردن از ما توسط آيندگان، رابطه مستقيمي با اقدامات و افعالمان خواهد داشت.

رهبري معظم پيش‌تر از اين خطاب به رؤساي دوقوه فرموده بودند: "دردمندانه مي‌گويم، اگر در قيامت خداوند از من بپرسد چه کردي؟ من مي‌گويم که کسي جز اين‌ها را نداشتم". "اگر به اختلافات خود ادامه بدهيد به ملت و نظام اسلامي خيانت کرده ايد"

به‌راستي حال و هواي اين روزها و لحظات رهبر معظم انقلاب پس از کش و قوس مجلس و دولت و آبي که به آسياب دشمن ريخته شد چگونه است؟

نامه سرگشاده روزنامه‌نگاران به هاشمي رفسنجاني

نامه سرگشاده روزنامه‌نگاران به هاشمي رفسنجاني// نشریه پرتو نوشته

جمعي از خبرنگاران و فعالان عرصه رسانه که در ديدار با شما حضور نداشتند

 


آقاي هاشمي! اگر از جايگاهتان در ميان مردم خبر نداريد بار ديگر کانديدا شويد

جمعي از روزنامه نگاران، خبرنگاران و فعالان عرصه رسانه با انتشار نامه‌اي سرگشاده خطاب به هاشمي رفسنجاني نسبت به مواضع اخير وي واکنش نشان دادند.

به گزارش فارس جمعي از روزنامه نگاران، خبرنگاران و فعالان عرصه رسانه با انتشار نامه‌اي سرگشاده خطاب به هاشمي رفسنجاني نسبت به مواضع اخير وي واکنش نشان دادند.

در ابتداي اين نامه که به امضاي 110 نفر از اصحاب رسانه رسيده است، (که اسامي امضا کنندگان در حال افزايش است) برخلاف نامه معروف بدون سلام و والسلام هاشمي رفسنجاني، به رسم ادب و مسلماني به وي سلام شده و ضمن اشاره به ديدار اخير وي با جمعي از خبرنگاران همسو با خود، مواضع هاشمي نقد شده است.

در ادامه متن کامل و اسامي امضا کنندگان اين نامه را که نسخه‌اي از آن در اختيار خبرگزاري فارس قرار گرفته است، مي‌آيد:

هوالحبيب

آقاي هاشمي رفسنجاني!

به رسم ادب و آيين مسلماني با سلام نامه جمعي از فعالان رسانه اي به شما را، آغاز مي‌کنيم.

اين نامه را آن دسته از فعالان رسانه اي نوشته اند که گويا صلاح نبوده است در جلسه اي که شما ترتيب داده بوديد حضور داشته باشند و حرف هايشان مطرح شود. از آنجا که جلسه شما به نام فعالان رسانه اي برپا شده بود، ما نيز اين حق را بر خود محفوظ مي‌داريم که چند نکته را براي شما و مردم بيان کنيم.

شما مدعي شده ايد که عده اي مي‌خواهند ميانه شما با رهبر انقلاب را بر هم بزنند، ما نيز اين مهم را قبول داريم که تمام تلاش برخي افراد ايجاد شکاف بين حضرت عالي و رهبر معظم انقلاب است، ولي اين افراد چه کساني هستند و از کجا سازماندهي مي‌شوند؟ خوب است به نوارهاي صوتي فائزه، دختر و مهدي، پسرتان گوش فرا دهيد تا ببنيد کساني که اين رابطه را بر هم مي‌زنند از درون خانه خودتان مي‌باشند نه جاي ديگر!

رييس سابق مجلس خبرگان رهبري!

ما شما را همان طور که خود مدعي هستيد از ياران و شاگردان حضرت امام مي‌دانيم و مگر آن مرد الهي نفرمود که ولايت فقيه همان ولايت رسول الله است؟ چطور مي‌شود که شما به جاي تبعيت از ولايت فقيه، دم از تعامل با ولايت فقيه مي‌زنيد؟ آيا نسبت متولي و ولي تعامل است يا پيروي؟!

شما چگونه يار و ياور رهبري بوديد و در هنگامه فتنه 88 تکيه گاه فتنه گران شديد و در روز عاشوراي 88 محاربان و منافقان پس از وقيحانه ترين توهين‌ها به عزاي امام حسين(ع)، شعار درود بر هاشمي سر مي‌دادند.

ما جمعي از روزنامه نگاران، خبرنگاران، وبلاگ نويسان و فعالان عرصه رسانه، به رسم خيرخواهي از باب امر به معروف و نهي از منکر به شما تذکر مي‌دهيم که متاسفانه امروز نام شما، سخنان پر از نيش و کنايه شما به نظام مقدس جمهوري اسلامي، در ميان رسانه‌هاي ضد انقلاب خارجي و داخلي با تعريف و تمجيد بيان مي‌شود و در ميان رسانه‌هايي که به انقلاب و امام دلبستگي دارند با تاسف و تاثر!

شما که افتخار شاگردي حضرت امام را داريد، نامه‌هاي پر از دردشان را به آقاي منتظري در آخرين بهار عمرشان بايد خوب به ياد داشته باشيد. رنج نامه حاج احمد آقا را به آقاي منتظري در باب جفايي که به حضرت امام کردند نيز همچنين. و آيا فراموش کرده ايد جمله تاريخي پير جماران خطاب به قائم مقام خويش را که فرمود: "تاريخ اسلام پر است از خيانت بزرگانش به اسلام"؟

آقاي هاشمي رفسنجاني!

اطرافيانتان شما را ستون و استوانه انقلاب اسلامي مي‌دانند که خرج انقلاب اسلامي را مي‌داده اما شما در سال 88 شرط برادري را براي انقلاب اسلامي رعايت نکرديد و کينه‌هاي شخصي تان از شخص آقاي احمدي‌نژاد،‌ مي‌رفت تا بنيان‌هاي جمهوري اسلامي يعني جمهوريت(راي 40 ميليوني مردم) و اسلاميت (اصل ولايت مطلقه فقيه) را با تزلزل روبرو کند.

در اين ميان حتي توصيفات کريمانه رهبر انقلاب اسلامي در نمازجمعه 29 خرداد 1388 نيز نتوانست آتش خشم شما و خانوادتان را خاموش کند و بيل و پيل نيز نمي توانست مهدي و فائزه را از فتنه گري بازدارد که اگر مردي هم بود با سند 10 ميلياردي مجبور به سکوت مي‌شد.

رييس جمهور اسبق!

شما بهتر از هر کس ديگري اکبر گنجي را مي‌شناسيد، نويسنده کتاب عاليجناب سرخ پوش را. او بود که اين لقب را به شما داد. او که آن روزهاي اصلاحات بر عليه هاشمي رفسنجاني کتاب مي‌نوشت امروز در حمايت از موسوي و کروبي صحبت مي‌کند و از نامزد شدن شما در انتخابات رياست جمهوري 92 حمايت.

اکبر گنجي عوض شده است که امروز از شنيدن صحبت‌هاي شما احساس رضايت مي‌کند يا اکبر گنجي نويسنده کتاب عاليجناب سرخ پوش انقلابي شده؟

در پايان جا دارد متذکر شويم وقايع سالهاي اخير بوي‍ژه بعد از انتخابات دهم رياست جمهوري به اندازه کافي سوابق انقلابي شما را در ميان توده‌هاي مردم تحت الشعاع قرار داده است؛ عملکرد شما بگونه اي بوده است که از هم اکنون بسياري از افراد و جريانها که در انتخابات آتي قصد جلب آراي عمومي را دارند، مي‌دانند در صورت دوقطبي سازي جامعه بين خود و شما، توده‌هاي مردم به آنها اقبال خواهند داشت و لذا از شما مي‌خواهيم در صورت ترديد نسبت به اين مساله، بار ديگر خود را در معرض راي ملت قرار دهيد تا ببينيد به چه صورت رقباي شما پيروز اين ميدان خواهند بود!

والسلام

جمعي از خبرنگاران و فعالان عرصه رسانه که در ديدار با شما حضور نداشتند.

 

 قلم چرا برادرم دوباره ناله می کند

دوباره درد را کجا ،کجا حواله میکند ؟

 چرا هوای چشم  تو دوباره ابری ست هان ؟

 چرا نمی دهد دمی به دیده  اشکها امان 

سکوت تو شکسته به  ، بگو چه دیده ای بگو

 زخاک تازگی چها ، چها شنیده ای بگو

 بگو گناه مد شده  دوباره در قبیله ها 

بگو زدرد و رنجها بگو زمکر و حیله ها 

بگو دوباره مردها به دخمه ها  فسرده اند

که سروها زبی کسی به باغ جان سپرده اند

 کنون قلم بدست توست بگو که فصل گفتن است

قبیله گوش کن تو هم که کار تو  شنفتن است

بگو زدردها  دلم  هوای  گریه  کرده

بگو زکربلا  دلم هوای  گریه کرده است

  سروده نویسنده  روزنامه نگار  عباسعلی زاده فرهنگی

 فیلتر وبلاگ اشک آتش ۵۷  یعنی شهادت  قلم اشک آتش یعنی  آتش گرفتن  قلمی که  اشک و آتش سال ۵۷ را خوب تفهیم می کرد  گرچه سنی نداشت  او  سال ۵۷ سال  خون و آتشی که منجرع به پیروزی خون بر شمشیر  شد متولد شدند و طلبه ای  آهنین در عالم مجازی بود و اکنون قلمش آتشین و اشک آلود برای ماست 

 و قلم او  گل محمدی بود که  عطرش

برای  همه دلهای  بی مرض لذت بخش بود و برای  انانی که قران گفته فی قلوبهم مرض رنج آور ولی  با توجه به عکسی از گل که برای قلمش انتخاب نمودم باید عرض کنم    پژمرده میشود و حتی پژمرده شدنش هم  با ادمها حرف میزند و پیام میدهد که آدمم  اسکلتم مثل جمجمه آدم است نمیبینی یعنی گلی که  میفهمید  عطر فرهنگی منتشر میکرد اما دیگه اسکلت شدم  چون قلمم  را ساکتوندند

 و پیام میدهد  به ادمهایی که آدمند و میفهمند درد چیست و آدمی که درد را نمیفهمد به درد نمیخورد او در یک کلام دردمند جامعه بود و درد را تفهیم میکرد . منتظر کتابهای جدید این استاد و دانشمند  قلم هستیم   همانی که بلخره در دفاع از مرد عدالتخواه سیرجانی

قلمش جان باخت  مثل این گل  که حتی اسکلتش هم ادم است

گل محمدی باش تا به ادکلن فرانسوی محتاج نباشی  (حسن حسینی )

ضمن اینکه  با قیام دست  تنهای طلبه سیر جانی به خاطر خروس بی محل بودنش موافق نبوده و نیستم اما چون  فریادی در سکوت برای زمین خواران  و بی عدالتی  انجا بود   باید مظلوم را یاری کرد با یاری اش موافقم اما الان در زندان بی محاکمه است  بی تکلیف و دستگاه قضایی ما بد جور مشکوک میزند 

 یعنی...ادامه مطلب کلیک بشه

ادامه نوشته

تو چطور در اسمان میخای دیده بشی یا زمین ؟

  میخاد دیده بشه  برای زمینی ها   اما   چرا یاد نمیگیریم دیده شویم برای آسمانی ها ؟

خاک توی سر مادرانی که  انقدر  به بچه هاشون بی محلی در محبت و توجه کردن  به انها کوتاهی کرده اند که بیچاره کار به اینجا کشیده  که جوان حتی راضی شده فقط دیده شود ولو به بد شکلی  فقط همه نگاش کنند و لو به بدی   *

 همه آدمها به قول دکتر فرهنگ دوست دارند دیده شوند  اما یگ ادم که جنبه نداره ایمانشم ضعیفه بی توجهی های اطرانیانشم او نو  بیمار کرده  دوست داره و لو اینجوری برای ادمها دیده شود

 اما ایت الله ها هم  حتی ایت الله بهجت هم دوست دارد دیده شود مطرح شود  مهم شود اما یک ایت الله با ایمان دوست دارد برای آسمانی ها دیده شود چون  جنبه اش ظرفیتش خیلی بالا رفته از کره زمین هم فراتر رفته  هر ر

وز دوست داره برای خدا دیده شود برای ملائک دیده شود هر شب از خدا می پرسه  کیف کردی دیدی اخلاصو پسندیدی دیدی فقط برای تو امروز را شب کردم ؟ اهای ملائک نوشتید اهای اقای رقیب فرشته ای که سمت راست من اعمال خوبمو می نویسی نوشتی ؟  اقای  عتید تو چطور حسابی

از کارت انداخت.م ؟ .نتونستی حتی یک کلمه از. من بنویسی که برای  زمینی ها کار

کردم برای ادمهای بی ارزش و ریا کاری برای  مردم روی زمین کار کردم ؟ میدانم ننوشتی چون من همه کارهام برای آسمانی ها خدا و ملائگش بود و بس میخام فقط انها کارهای جالب خالصمو ببینند و بس

گرايش فرانسوي ها به اسلام در طول 25 سال دو برابر

گرايش فرانسوي ها به اسلام در طول 25 سال دو برابر شده (خبرويژه کیهان نوشته )

گرايش شهروندان فرانسوي به اسلام در طول 25 سال گذشته دو برابر شده است.
برنارد گودار، مقام مسئول امور مذهبي در وزارت كشور فرانسه گفت: تصور مي شود حدود 100 هزار نفر از شش ميليون مسلمان حاضر در كشور فرانسه نوآيين (تغيير كيش داده از اديان ديگر) هستند و اين در حالي است كه اين رقم در سال 1986 ميلادي 50 هزار نفر بود.
به گزارش پرس تي وي به نقل از نيويورك تايمز، گودار گفت: پديده گرايش به اسلام بويژه از سال 2000 قابل توجه و چشمگير است و ماهيت تغيير آيين عوض شده است.
سمير امغار، جامعه شناس و كارشناس امور اسلامي در اروپا مي گويد: حتي افراد غيرمسلمان كه ساكن مناطق مسلمان نشين هستند، مراسم ماه مبارك رمضان را به جا مي آورند زيرا اثر جمعي و بعد آكنده از شادي اين ماه را دوست دارند.
براساس اين گزارش، بسياري از مسلمانان در فرانسه مي گويند بيشتر اوقات با پيش داوري و تبعيض از سوي دولت روبرو مي شوند. آنها همچنين ممنوعيت دولتي در استفاده از برقع در اماكن عمومي و افزايش نگراني ها در مورد گرويدن به اسلام را بازتاب تعصب و نابردباري دولت فرانسه قلمداد مي كنند.
پاريس اعلام كرده كه هر زني- فرانسوي يا خارجي- كه در اماكن عمومي از برقع استفاده كند 150 يورو جريمه خواهد شد و كساني كه زنان را وادار به استفاده از اين پوشش مي كنند با جريمه هاي سنگين تر و همچنين تا 2 سال حبس در زندان مي شوند.
كارشناسان مي گويند، افزايش تغيير آيين به اسلام در فرانسه چالشي بزرگ براي دولت سكولار اين كشور به شمار مي رود زيرا پاريس همواره رويكردي غيردوستانه و گاه خصمانه در قبال مسلمانان داشته است.

بياييم به جاي غر زدن مبارزه كنيد! (خبرويژه)

بياييم به جاي غر زدن مبارزه كنيد! (خبرويژه)

 ارگان حلقه لندن اعلام كرد گروه هاي معارض جمهوي اسلامي صرفاً در حال «غرغر كردن» و «نق زدن» هستند.
«مرتضي-ك» از اعضاي متواري گروهك ملي-مذهبي است كه در پاريس پناهندگي گرفته است. او بدون آن كه توضيح بدهد غير از خوش نشيني در پاريس و درباره مستمري از برخي نهادهاي ويژه اروپايي چه كار مؤثري انجام مي دهد، در سايت اينترنتي جرس مي نويسد: كنش اپوزيسيون به شكل روزافزوني، واكنش به اقدامات حاكميت شده و در حد واكنش به پروژه هاي آنان تقليل يافته است. فروكاسته شدن اقدامات اپوزيسيون به نق نق و غرغر در خور ما نيست، حتي اگر اين نق نق و غرغر در شكل ظاهراً مدرن در فضاي مجازي باشد و به لايك زدن و درج عكس و استاتوسي اعتراضي محدود شود.
وي مي افزايد: نگارنده از آن رو كه در داخل كشور نيست، از ارائه هرگونه پيشنهاد پرهيز مي كند و اين را به خلاقيت و عزم و همت و انگيزه و تدبير سبزهاي اميدوار و پيگير داخل وامي نهد. اما آن دسته كه در خارج كشور مستقرند، آيا از پتانسيل و امكاني كه بودن در خارج از مرزها براي آنان فراهم كرده، اگر نه به تمام و كمال، دست كم چنان كه در خور حمايت از جنبش در داخل كشور باشد، سود مي جويند؟ به عنوان يك شاهد؛ همين چند روز پيش بود كه به همت جمعي از روزنامه نگاران و فعالان مقيم آلمان، تجمعي اعتراضي در برابر سفارت ايران در برلين محقق شد. متأسفانه، ميزان مشاركت سبزها در اين مراسم، در خور نبود.
وي در پايان نوشت: دريغ است كه صداي اعتراضي محدود شود به تمجيد از حبيب الله عسگراولادي و علي مطهري، يا نقد و ارزيابي همدلي آنان و تلاش براي واكاوي انگيزه اظهارات آنان.
اظهارات اين گروهك متواري تداعي تحليل هاي پيشين منتشره در شبكه صهيونيستي بالاترين است كه تصريح كرده اند اپوزيسيون كاري جز «كليك-كليك»، «بنگ بنگ»! در فضاي مجازي و نشستن كنار سواحل مديترانه و مبارزه سايبري با جمهوري اسلامي از لب دريا! بلد نيست.

ماكت نبود راكت بود،سياه دانه نبود باروت بود! (خبرويژه)

ماكت نبود راكت بود،سياه دانه نبود باروت بود! (خبرويژه)

رسانه ها و مقامات صهيونيستي به همراه برخي رسانه هاي ضد انقلاب مي گويند جنگنده توليد ايران فقط يك ماكت و تصاوير فرستادن موجود زنده به فضا، فتوشاپ است.
راديو اسرائيل با اشاره به خبر توليد جنگنده پيشرفته قاهر 313 از سوي ايران گفت: كارشناسان مي گويند آنچه از سوي ايران نشان داده شده در واقع يك ماكت است كه قادر به پرواز نيست و اگر هم پرواز كند، سقوط آن پس از چند دقيقه حتمي خواهد بود.
پايگاه صهيونيستي عاروتص شوع نيز مدعي شد ايران توانمندي ساخت هواپيماي جنگنده را ندارد.
در همين حال رسانه هاي صهيونيستي به همراه رسانه هايي چون راديو فردا مدعي شده اند تصاوير مربوط به ارسال موجود زنده به فضا فتوشاپ بوده و واقعيت ندارد.
اين محافل رسانه اي به هنگام اعلام تك تك اخبار مربوط به پيشرفت هاي تكنولوژيك در حوزه هاي هسته اي، نانو، بيوتكنولوژيك و... نيز مدعي شده بودند خبرهاي مذكور واقعيت ندارد اما به مرور اعتراف كردند كه آن اخبار حقيقت دارد. اتفاق مشابهي در زمينه غني سازي 20درصدي پيش آمد و انكار اوليه به ابراز هراس ثانويه از سرعت رشد ايران انجاميد.
اما صرف نظر از ترديدافكني صهيونيست ها درباره جنگنده قاهر 313 بايد از آنها پرسيد موشك فجر5 و انبوه راكت هاي مقاومت فلسطين هم كه در شهرهايي چون تل آويو و هرتزليا سيلي پرسروصدا به گوش اشغالگران نواخت، ماكت بود يا فتوشاپ؟ پهپادهاي تجسسي گوناگوني كه سراسر آسمان فلسطين اشغالي را درنورديدند و دعاوي امنيتي و اطلاعاتي صهيونيست ها را به چالش كشيدند، چطور؟ آن هم ماكت و فتوشاپ بود؟ ظاهرا حكايت اين جماعت حكايت همان كسي است كه باروت را سياه دانه مي خواند و هنگامي كه باروت را كف دست او ريختند و كبريت زدند و آتش سر و صورت وي را سوزاند، با ملاحتي مثال زدني گفت عرض نكردم سياه دانه است؟

 هاشمی هم خواهد امد اما خدا کند عمرش کفاف ندهد اخه مردی که از رهبر پیر تر است  خجالت نمیکشد بیاید او باید به فگر تهیه کفن باشد منکه نسبت به اون خیلی جوانم کفنم را آماده کردم  مطالب فرهنگی که باید در عزایم منتشر شود را هم در حال اماده کردنم  اما اخه چرا اون میخاد بیاد ؟ ای داد وای

 اگر بیاد

سايت

"هاشمی اسامی افراطی‌های جنگ را اعلام کند"


اینکه افراطی و متعصب از دیدگاه آقای هاشمی چه تعریفی دارد و افراطیون چه کسانی هستند مشخص نیست. دیگر اینکه عقلانیت و تدبیر امام در پذیرش قطعنامه موضوعیت داشته یا زهری که به او خوراندند هم در هاله ای از ابهام است.

به گزارش فارس، در آستانه سی و چهارمین سالگرد انقلاب شکوهمند اسلامی و سالگرد ورود تاریخی مصلح قرن، عزیزتر از جانمان، خمینی عزیز جملاتی می‌شنویم. از کسی که اندک ارادتی به او به خاطر همراهی اش با آن یار سفر کرده در دلمان مانده و خدا می‌داند که دوست داریم این ارادت بماند. برادر عزیز این جمله شما ما را شوکه کرد؛ امید آن داریم که اصلاح و یا تکذیب کنید.

« اگر قرار بود حضرت امام تسلیم افراطیون و متعصبان شوند، هنوز هم ما با عراق در جنگ بودیم اما عقلانیت و تدبیر ایشان ایجاب کرد ادامه پیروزی‌ها در صلح و پذیرش قطعنامه دنبال شود.» ( بخشی از صحبت‌های آقای اکبر هاشمی رفسنجانی در دیدار شورای مرکزی و جمعی از اعضای حزب اراده ملت ایران)

اینکه افراطی و متعصب از دیدگاه شما چه تعریفی دارد و افراطیون و متعصبین چه کسانی هستند مشخص نیست. و دیگر اینکه عقلانیت و تدبیر امام در پذیرش قطعنامه موضوعیت داشته یا زهری که به او خوراندند هم در هاله ای از ابهام است.

برادر عزیز مگر شماها به ما نگفتید که از امام سؤال کردند یاران و سربازان نهضت شما کجایند و ایشان فرمود در دامن مادرها و در گهواره ها هستند.

امام عزیز که در 12 بهمن57 تشریف فرما شدند آنها پانزده ساله بودند و وقتی جنگ را بر انقلاب امام تحمیل کردند، هفده ساله شده و به فرمانش سلاح به دست گرفتند.

پنج روز از تهاجم دشمن گذشته بود که امام فرمودند: « جنگ جنگ است و عزت و شرف میهن و دین ما در گرو همین مبارزات است و میهن از جان عزیزتر ما امروز منتظر است تا یکایک فرزندان خود را برای نبرد با باطل مهیا سازد . ما برای میهن عزیزمان تا شهادت یکایک سلحشوران ایران زمین مبارزه میکنیم و پیروزی ما حتمی است.»

روز پانزدهم بعد از آغاز جنگ فرمودند: « اولا ما به تبع اسلام همیشه با جنگ مخالفیم و میل داریم که بین همه کشورها آرامش و صلح باشد لیکن اگر جنگ را بر ما تحمیل کنند ما تمام ملتمان جنگجوست و با تمام قوا مقابله می‌کنیم ولو اینکه تمام ابر قدرت‌ها دنباله او باشند.برای اینکه ما شهادت را یک فوز عظیم می‌دانیم.»

و خطاب به حبیب شطی دبیر کل کنفرانس اسلامی در آبان 59 فرمودند: «مسئله ما مسئله نزاع بین دو حکومت نیست. مساله هجوم یک بعثی عراقی غیر مسلم است به یک حکومت اسلامی و این قیام کفر علیه اسلام است و بر همه مسلمین قتال با او واجب است.»

فرمانده روزهای حماسه جوانان این ملت! جوانان انقلابی ما که در قامت یک رزمنده جان برکف به جبهه ها شتافتند با دستور شرعی مرجع تقلید و امامشان بود. آنان شرعا وارد نبرد شدند اگر چه عقل هم تایید می‌کند که باید در مقابل دشمن ایستادگی کرد و امام به آنها نوید شهادت داد و تا آخرین روز نبرد، هم امام بر سر پیمان بود و هم فرزندانش به عهد خود وفا کردند.

برادر عزیز! امام پذیرش قطعنامه را خوردن جام زهر دانستند و در پیامشان به مناسبت سالگرد شهادت حجاج در مکه معظمه چنین فرمودند: « ای فرزندان انقلابی‌ام. ای کسانی که حاضر نیستید از غرور مقدستان دست بردارید شما بدانید که لحظه لحظه عمر من در راه عشق مقدس خدمت به شما می‌گذرد .می‌دانم که شهادت شیرین تر از عسل پیش شماست. مگر برای خادمتان این گونه نیست. ولی تحمل کنید که خدا با صابران است. بغض و کینه انقلابی تان را در سینه ها نگه دارید با غضب و خشم بر دشمنتان بنگرید و بدانید که پیروزی از آن شماست.»

برادر عزیز ! انشاءالله که بنا ندارید با جمله ای که فرمودید امام را خرج خود کنید، چرا که آن عزیز سفر کرده خود، راه را بر توجیه بعد از خود بسته است چرا که فرمود: «کسی تصور نکند که ما راه سازش با جهانخواران را نمی‌دانیم. ولی هیهات که خادمان اسلام به ملت خود خیانت کنند. اگر بند بند استخوانمان را جدا سازند، اگر سرمان را بالای دار برند، اگر زنده زنده در آتشمان بسوزانند، اگر زن و فرزند و هستی مان را در جلوی دیدگانمان به اسارت و غارت برند، هرگز امان نامه کفر و شرک را امضاء نمیکنیم.»

برادر عزیزی که با پیشنهاد امام خامنه‌ای، از سوی حضرت امام (ره) تا پذیرش قطعنامه به مدت 45 روز سمت رسمی جانشینی فرمانده کل قوا را در دوران دفاع مقدس به عهده داشتید! امام ما فرمود: «قبول قطعنامه از طرف جمهوری اسلامی ایران به معنای حل مسئله جنگ نیست.»

برادر عزیز! حلقه مفقوده در تحلیل حقیقی نتایج قطعنامه که ریشه در حوادث روزهای بلافاصله پس از آن دارد به شما هم که تا روز آخر نبرد جانشین فرمانده کل قوا بودید گوشزد می کند که تنها 3 روز بعد از پذیرش قطعنامه 598 توسط جمهوری اسلامی ایران، دشمن با نادیده گرفتن پذیرش قطعنامه در تاریخ 31 تیرماه تهاجم گسترده ای در منطقه شمال خرمشهر و جنوب اهواز با هدف دست یابی به جاده اهواز خرمشهر و سپس تصرف خرمشهر و ورود به اهواز آغاز کرد.

همزمان با این حمله در جنوب در تاریخ سوم مرداد 67 نیز ارتش عراق از قصرشیرین تا مهران شروع به پیشروی در خطوط مرزی نمود و به وسیله گروهک منافقین تا شهر اسلام آباد گستاخانه جلو آمد.

دشمن می‌خواست با این کار آخرین بقایای توان فرزندان امام و اقتدار نظام را در هم بشکند چرا که برای او تعهدات به قوانین بین الملل و عقلانیت داشتن برای پیدایش امنیت و شعار صلح خواهی هیچ گاه اصالت نداشته و پذیرش قطعنامه 598 توسط ایران برایش این‌گونه معنی داشت که ما از روی ناتوانی دستهایمان را به نشانه تسلیم بالا برده ایم. چون به آنها اینگونه القا شده بود که دیگر کسی به جبهه نمی آید و یگان‌های ما توان عملیاتی خود را از دست داده اند و مضاعف اینکه امکان ترمیم و تهیه تجهیزات نظامی برای ایران فراهم نیست. چرا که آمریکا و دنباله اش در خلیج فارس وارد جنگ مستقیم با جمهوری اسلامی شده اند.

اما دشمن و بعضی از ترسوهای داخلی نه امام را خوب شناخته بودند و نه امت امام را. یگان‌هایی که به زعم بعضی ها سرخورده شده بودند و توان عملیات نداشتند خود را به جاده اهواز - خرمشهر رساندند و جنگ عاشورایی شروع شد.

برادر هاشمی! در جاده اهواز خرمشهر و در پشت دژ پادگان حمید و در ظهر روز عرفه و در گرمای بیش از 50 درجه روزهای اول مرداد عقلانیت نبود که می‌جنگیدند. به قول شما افراطی گری و تعصب و به قول رزمندگان و امام غیرت و وفاداری بود که جلوی دشمن را سد کرده بود. در طول جنگ، ما عملیات جدی در اوج گرمای جنوب و آن هم مرداد ماه نداشتیم. عاشورا و کربلا تکرار می‌شد.

به خدا دیدیم تابلوی کربلا را که «العطش قد قتلنی و ثقل الحدید قد اجهدنی». تشنگی و سنگینی سلاح امان همه را بریده بود. از یک طرف هرم آفتاب و از طرف دیگر دویدن روی زمین داغ با تجهیزات و آتشباران سنگین دشمن که از حد تصور بیرون است.

رزمندگان لشگر 10 سید الشهداء (ع) به همراهی تعدادی از یگان های دیگر در جنوب و سایر رزمندگان در غرب کشور در عملیات مرصاد کاری کردند که ظرف چند روز دشمنی که مغرور به گرفتن چند کیلومتر از سرزمین ما شده بود پا به فرار گذاشت. رزمندگان مهیای ورود به خاک دشمن شده بودند و اگر نبود فرمان امام در عدم تعقیب دشمن بعد از مرز به دلیل قبول قطعنامه به گواه فرماندهان در خط مقدم، نیمه اول مرداد67، ما در تعقیب دشمن با کمترین تلفات به بصره و العماره رسیده بودیم.

برادر عزیز! قطعا در حافظه تاریخ شفاهی و کتبی دفاع مقدس پیام 30 تیرماه 67 امام عزیز به فرمانده سپاه ثبت شده، امام عزیز با پیامش همه را به میدان کشید. ایشان فرمودند: «فرزندان انقلابی ام. توجه کنید امروز روز حضور گسترده در جبهه هاست. فکر نکنید که دیگر جنگ تمام شده است. خود را مسلح به سلاح ایمان و جهاد کنید. بر دشمن غدار رحم جایز نیست و اینها تمام حرفشان یک فریب است. ما خواستیم به دنیا ثابت کنیم که صدام معتقد به مجامع بین المللی نیست و ما تا قبول قطعنامه از سوی عراق جواب دشمنان اسلام را در جبهه ها خواهیم داد.»

با این پیام امام و حضور مولای عزیز ما امام خامنه ای در جبهه آنچنان شور و شوقی به اردوگاه اسلام بازگشت که یگان‌های عملیاتی اعلام عدم نیاز از جهت نیرو و امکانات را می‌کردند. به طور مثال لشگر حضرت سیدالشهداء(ع) استعداد هر گردانش به 1000 نفر رزمنده رسیده بود و همه رزمندگان اصرار حضور در خط مقدم را داشتند.

برادر عزیز و محترم!ما امید آن داریم که حرف‌های شما تسلی بخش دردمندان نظام مقدس جمهوری اسلامی باشد، نه اینکه جملات شما به غصه آنها بیافزاید. موضع گیری های سیاسی شما را در این چند سال اخیر، دیگرانی هستند که نقد کنند. اما این حقیر بر خود فرض دیدیم به نمایندگی از همسنگران شهید و ایثارگر تخریبچی ام که عقلانیت خود خوانده شما در دفاع مقدس به چالش کشیدند چند خطی بنویسم تا جوانان این مرز بوم که شاید از اتفاقات آن روزها کم اطلاع باشند و خدای نکرده شبهه ای در ذهنشان نقش نبندد که افراطی گری در دفاع مقدس و عدم عقلانیت حاکم بوده و امام بعد از 8 سال به عقلانیت رجوع کرد. در حالی‌که از روز اول دفاع مقدس عقلانیت توام با عشق شهادت در راه خدا حاکم بود و متاسفانه غیرت و حمییت و اطاعت محض رزمندگان و فرماندهان از امامشان معادل افراطی گری و تعصب ترجمه شده که این جفا به امام و فرماندهان سلحشور و رزمندگان جان برکف هشت سال دفاع مقدس است و بر همه فرماندهان دفاع مقدس فرض است که در صورت نداشتن عذری قلم به دست بگیرند و از دو هفته پایانی دفاع مقدس ( از 31 تیرماه تا 15 مردادماه 67) بنویسند.

قاسم سلیمانی، مرتضی قربانی، علی فضلی، رودکی، قآنی، رئوفی، کوثری و... این جملات را تا در تاریخ ایجاد تحریف نشده شرح کنند و تاکید کنند که هر گونه صلح و پیشرفت در کشور اسلامیمان و ضمانت بقای تعهدات بین المللی تنها در سایه ثبات قدم مبتنی بر بصیرت در اطاعت از امام و رهبری میسر بوده و هست.

برادر هاشمی؛ دلسوزان نظام جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند تا حرمت شما بماند و خود هم باید همکاری کنید و قطعا می‌دانید که حرمت خون های شهدای 8 سال دفاع مقدس از اوجب واجبات است.

توجه داشته باشید عقلانیت و تدبیر جعلی که شما، امام عزیز ما را به آن متهم می‌کنید زهر به کام امام کرد و غیرت و وفاداری رزمندگان و سرداران لشگرخمینی در دو هفته بعد از قطعنامه و سیلی محکم به صدام عسل در کام امام ریخت.

و جمله آخر، جوانان عزیزمان را به این پیام امام ارجاع می‌دهم که در نامه عدم صلاحیت آیت الله منتظری در 6/1/68 مرقوم فرمودند که: «والله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولی در آن وقت شما را ساده‌لوح می‌دانستم که مدیر و مدبر نبودید... و الله قسم، من با نخست‌وزیری بازرگان مخالف بودم ولی او را هم آدم خوبی می‌دانستم. و الله قسم، من رای به ریاست جمهوری بنی‌صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذیرفتم.»

جوانان ما باید بدانند که امام در قضیه انتخاب بازرگان و مرحوم منتظری و انتخاب بنی صدر و در مورد قطعنامه 598 به نظر دوستان عمل کردند و دیدیم آنچه شد. در قضیه قطعنامه 598، جمهوری اسلامی ایران یکطرفه قطعنامه را پذیرفت اما رژیم بعث عراق از پذیرفتن قطعنامه سرباز زد و یورش رزمندگان افراطی و متعصب بخوانید با غیرت و وفادار به امام چنان سیلی به دشمن زد که صدام لعین در اواخر مرداد 67 قطعنامه 598 را پذیرفت.

این ایام مصادف است با حماسه عملیات کربلای 5 و خواندن روایتی از فرمانده "بخوانید با غیرت و مطیع محض ولایت" لشگر 10 سیدالشهداء(ع) از تعصب و غیرت "نخوانید افراطی گری"سربازان و سرداران جان برکف خمینی، تلخی جمله گفته شده آن عزیز را که امیدواریم اصلاح کند برطرف خواهد کرد.

برادر فضلی روایت می‌کند:

نظر فرماندهان در قرارگاه این بود که دسترسی به دژ شلمچه از غیر ممکن‌ها است چون از جهت نظامی نقطه اتکا و پشتیبانی نداشتیم. سه شبانه ‌روز بر احتمالات مختلف، همه فرماندهان بحث و تبادل نظر کردند و همه‌ی فرماندهان در سطوح مختلف در موفقیت عملیات تردید داشتند. روز سوم بود که حضرت حجه‌الاسلام والمسلمین آقای هاشمی رفسنجانی فرمودند که امام خواسته‌اند که نیروها این عملیات را انجام بدهند. به ‌محض این‌ که در جلسه منتشر شد که امام از نیروها خواسته‌اند که این‌کار را انجام دهند، مثل این بود که آبی روی آتش ریخته شود. همه‌ی فرماندهان برآشفته شدند. چه کسی می‌گوید در شلمچه نمی‌توان جنگید.

من یادم هست چهره‌ی نورانی شهید حسین خرازی این فرمانده دلاور لشکر امام حسین (ع) علی‌رغم این‌ که در عملیات کربلای 4 یگانش آسیب دیده بود، ولی خوشحال بود که به ندای امام لبیک می‌گوید. چهره‌ی دیگر، شهید حسن شفیع‌زاده فرمانده توپخانه‌ی سپاه هم گفت ما برای چنین روزهای سختی ساخته و آماده شده‌ایم تا کاری کنیم که رضایت خاطر امام عزیزمان را تأمین کنیم. حالا که امام خواسته و ما بگوییم که آمادگی نداریم! همه برای عملیات اعلام آمادگی کردند. و بحث بر این شد که چه کسی به دژ شلمچه می‌زند؟ گفتند لشکر 10 سیدالشهداء (ع) که در خط است، همان لشکر مأموریت دژ شلمچه را داشته باشد..

نیروهای لشگر 10 در اردوگاه کوثر(جاده اهواز-سوسنگرد) بودند. به اردوگاه آمدم و در روز ولادت حضرت زینب در تجمع رزمندگان در میدان صبحگاه گفتم: امام خواسته‌اند که نیروها بمانند و عملیات دیگری را انجام دهند. و بعد پیام آقای هاشمی رفسنجانی و بعد هم پیام آقای محسن رضایی را قرائت کردم. و بعد رو به رزمندگان کردم و گفتم که این صحنه‌ها و این روزها، روزهای کربلایی و عاشورایی است. برای این‌که حجب و حیایی بین بچه‌ها ایجاد نشود، من دقایقی صورتم را به سمتی گرفتم و گفتم هر کس مشکلاتی دارد و می‌خواهد برود، هیچ مانعی ندارد و خودش را از صف رزمندگان جدا کند.

دقایقی بعد که برگشتم، می‌توانم قسم به‌ خدا یاد کنم که حتی یک‌ نفر هم از صف این میدان صبحگاه جدا نشده بود. بعد یک‌ نفر برای من نقل کرد که رزمنده‌ی بسیجی کنار من نشسته بود که برای ایشان چند روز قبل از قرنطینه نامه‌ای آمده بود که این رزمنده دارای سه دختر بچه است که هر سه نفر این بچه‌ها ظاهراً معلولیت جسمی دارند.

آن نامه که از طرف همسر ایشان آمده بود خبر می‌داد که یکی از بچه‌ها در برف و یخ‌بندان زمین خورده و لگنش شکسته شده است. این برادر بسیجی به آن رزمنده‌ی بسیجی گفت برادر فضلی حجت را تمام کرد و گفت شما می‌توانید از این‌جا خارج شوید. شما می‌خواهی بروی، برو. گفت: من برای چی باید بروم! می‌خواهید من بروم و شرمنده‌ی خانواده‌ام شوم و دوباره برگردم به جبهه. گفتیم چه‌طور مگه؟ گفت: من با همسرم قرار گذاشتیم که من بیایم جبهه و از فرزند زهرا (س) حضرت امام حمایت کنم، و همسرم هم بماند از بچه‌های خودمان پرستاری کند.

گفتم: به‌ شما خبر رسیده که یکی از فرزندانت لگنش شکسته است. اشک در چشمانش جمع شد و گفت می‌خواهی من را از عزت سایه‌ی امام جدا کنی؟

وقتی من احوال خوش نیروها را می‌دیدم، آرزوی سلامتی برای فرمانده کل قوا حضرت امام می‌کردم که ان‌شاء‌الله امام سلامت باشند و سایه‌شان همیشه بر سر ما مستدام باشد. تمام این نیروها با بصیرت آمده بودند که جانشان را فدا کنند. و هیچ‌کس هم حاضر به ترک آن صحنه نشده بود.آنجا به فکرم رسید برای سلامتی امام نذری داشته باشیم... گفتم خدایا چه چیزی را نذر امام کنیم؟ دیدیم بهترین راه و ماندگارترین هدف امام، تشکیل ارتش 20 میلیونی عالم اسلام است که این ابتکار و خلاقیت حضرت امام ( ره ) بود و این باعث عزت و افتخار نظام اسلامی در مقابل همه‌ی خطراتی که در طی این 20 سال بعد از پیروزی انقلاب تا به امروز نظام اسلامی ما را تهدید کرده است، شد.

این ارتش 20 میلیونی که مبتکرش امام است بیاییم به نشانه‌ی این اقتدار 20 میلیون صلوات نذر سلامتی امام کنیم و این‌موضوع را به اطلاع بچه ها رساندم و همه با تکبیر اعلام آمادگی نمودند و همه داوطلب شدند که این صلوات‌ها را قبل از عملیات ادا کنند.

رزمندگان لشگر10 روز 19 دیماه 65 پشت هلالی اول رسیده بودند و دشمن به شدت مقاومت می‌کرد و داشت آماده می‌شد که پاتک سنگینی اجرا کند. روی خط بی سیم غوغایی بود. مدام فرمانده های در خط کسب تکلیف می‌کردند. معلوم بود گردان‌های آنها روز سختی را پشت سر گذاشته بودند.‌ می‌گفتند ادامه درگیری میسر نیست. نیروی دیگری جایگزین شود. از طرف دیگر فرماندهان قرار گاه فشار می آوردند که از نونی ها عبور کنید و قبل از اینکه دشمن به خودش بیاید خود را به جاده شلمچه بصره برسانید. من هم به فرماندهان بالاتر می‌گفتم شرایط سخت است و امکان فشار بیشتر به نیروهای درگیر در خط وجود ندارد و آنها تاکید داشتند که اگر این کار صورت نگیرد ادامه عملیات با مشکل جدی مواجه خواهد شد. تصمیم گیری خیلی مشکل بود تا اینکه به ذهنم رسید که بچه ها عاشق امام هستند و قول دیدار امام به رزمندگان توان جنگیدن بچه ها رو مضاعف می‌کند.

پشت بی سیم گفتم برادر محسن تنها یک راه به‌ن ظر می‌رسد و آن تنها راهی است که می‌تواند ما را به هدف برساند. و از نظر تاکتیکی چیز دیگری برای استفاده نمانده و بچه‌ها از همه شیوه‌ها استفاده کرده اند. برادر رضایی گفتند: موضوع چیست؟ من گفتم که اگر امکان دارد یک هماهنگی داشته باشید تا بچه‌های رزمنده با توجه به علاقه‌ای که به امام دارند، ملاقات حضوری با امام داشته باشند. اگر زنده برگشتند، به دیدار امام بروند. در پاسخ به ما گفت چند لحظه‌ای صبر کنید تا جواب شما را بدهم. ما از قبل این ملاقات را پیش‌بینی کرده بودیم. برای همین منظور بچه‌های تبلیغات آماده‌ی نصب پلاکارد و خبررسانی به گردان‌ها شده بودند تا به ‌محض هماهنگی به این کار اقدام نمایند.

دقایقی گذشت و برادر محسن تماس گرفتند که امام بچه‌های لشکر 10 سیدالشهداء (ع) را به ملاقات پذیرفتند. این خبر به‌سرعت در خط منتشر شد به ‌طوری که در ظرف چند دقیقه‌ تمامی بچه‌های خط متوجه شدند که بعد از فتح و پیروزی کربلای 5 ملاقاتی با امام خواهند داشت. شور و شعف وصف‌ناپذیری در بچه‌ها بوجود آمد. به حوالی اذان ظهر رسیدیم و بچه‌ها برای ادامه‌ی عملیات تک کردند. و نونی ‌شکل یا هلالی اول که بزرگ‌ترین و بلندترین هلالی بود به دست رزمندگان ما فتح گردید.

* نویسنده: جعفر طهماسبی

سلام به همه نمیدونم چه کسی رمز منو مرتب کشف میکنه  فقط بدونه من دوباره رمز عوض کردم

شرايط رهبرى

شرايط رهبرى

دو شرط اساسى

شرايطى كه براى زمامدار ضرورى است مستقيماً ناشى از طبيعت طرز حكومت اسلامى است. پس از شرايط عامه مثل عقل و تدبير، دو شرط اساسى وجود دارد كه عبارتند از:
1- علم به قانون
2- عدالت
چنانكه پس از رسول اكرم «صلى الله عليه وآله» وقتى در آن كسى كه بايد عهده‏دار خلافت شود، اختلاف پيدا شد باز در اينكه مسئول امر خلافت بايد فاضل باشد، هيچ گونه اختلاف نظرى ميان مسلمانان بروز نكرد. اختلاف فقط در دو موضوع بود.
.........بقیه در ادامه مطلب از سایت  رهبری عزیز

ادامه نوشته

 علی مطهری

سايت

علی مطهری سخنگوی رسانه های ضد انقلاب شد PDF چاپ نامه الکترونیک


قابل توجه آقای علی مطهری یکم بیشتر فکر کنید...

در حالی که وزارت اطلاعات با دادن بیانیه رسمی پرده از ارتباط پنهانی روزنامه نگاران رسانه ها و مطبوعات اصلاح طلب با شبکه های ضد انقلاب و سازمان جاسوسی انگلیس برداشت صحبت هایی را از علی مطهری شنیده ایم که بسیار باعث تاسف است.

به گزارش انقلاب نیوز - سرویس سیاسی ؛ با هجمه گسترده تبلیغاتی رسانه ها و سایتهای معاند بر علیه نظام در پی دستگیری تعدادی از جاسوسان که در لباس خبرنگار ظاهر شده و قصد خیانت داشته اند ولی با هوشیاری سربازان گمنام امام زمان (عج) اقدامات انها قبل از اجرا خنثی گردید و انها بازداشت و روانه زندان شدند اما امروز صحبتی از علی مطهری نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی تیتر رسانه ها و سایتهای ضد انقلاب شد که بسیار تاسف بار است .

در دهه مبارک فجر و بهار انقلاب اسلامی که علی مطهری فرزند شهید آیت الله استاد مرتضی مطهری می تواند از خاطرات انقلاب و پدر بزرگوارش خاطره ها بازگو کند و همراه و همسو با انقلاب و نظام باشد اما شاهد ان هستیم که تیتر یک رسانه ها و سایتهای ضد انقلاب شده است.

علی مطهری که بارها مطالب متناقض و صحبت هایی مغرضانه را روانه نظام و انقلاب کرده است اینبار هم برای انکه از قافله عقب نماند با رسانه های بیگانه همراه و هم سخن شد و همان چیزی که از زبان ضد انقلاب بیرون می امد را علی مطهری بازگو کرد.

این نماینده به اصطلاح اصول گرا که صحبت های مغرضانه دیگری نیز در کارنامه خود دارد و اینبار هم همراه و همسو با رسانه ها و سایتهای ضد انقلاب سخنگوی انها شده و هر انچه که انها تائید می کنند را به زبانش می اورد.

علی مطهری صراحتا به دفاع از خبرنگاران دستگیر شده می پردازد و اعلام می کند : من پیگیر کار انها هستم و در کمیسیون تحقیق مجلس پیگر این اوضاعی که برای خبرنگاران درست شده است هستم!

مطهری در ادامه می گوید : انها فقط تعدادی خبرنگار بوده اند نباید انها را مجرم بدانیم یک تماس تلفنی منوط به این نیست که انها با شبکه های ضد انقلاب همکاری داشته اند!

این بخش سخنان علی مطهری را که در بالا امده است فقط گوشه ای از صحبتهای اوست و چندین تهمت و دروغ دیگر را به نظام نسبت داده است که به انها نپرداختیم ,سایتها و شبکه های ضد انقلاب هم بلافاصله پس از دستگیری خبرنگاران این مطالب را عنوان کردند حال چه شده که نماینده مردم باید این سخنان که از زبان رسانه های بیگانه بیرون امده بر زبان بیاورد و حامی عده ای که بر اساس گزارشات وزارت اطلاعات امده است جاسوس هستند بر اید.

برای انکه سخنان مغرضانه علی مطهری تبلیغ نشود از نشر بقیه صحبت هایش در انقلاب نیوز معذوریم.

سایت خبری انقلاب نیوز هیچ قصدی جزء روشنگری و بصیرت افزایی مردم برای شناختن چهره های مختلف سیاسی نداشته و ندارد .

پیکر شهید در ماشین حمل مرغ!

 خدا را شکر  و تبریک به دوستان که 
 وبلاگ اشک آتش ۲  به کوری چشم  دشمنان  افتتاح شد
  و این  پست از ایشان است با افتخار لینک ممیشود اما امیدوارم مواظب باشه به اشک ۳ یا ۴ نرسد و این هم فیلتر نشود / او خبر زیر را نوشته

حدود دوماه پیش بود که استخوان های مطهر موذن شهید شهرمان حسن درستی را به بابل آوردند. به گمانم اولین بار جواد بیژنی بود که خبر داد پیکر شهید را با ماشین حمل مرغ! آورده اند. آن موقع سرگرم قیل و قال های دیگری بودم و قضیه را پیگیری نکردم.

این بار وقتی شنیدم حسین آقای منصف در سخنرانی هایش به این مسئله اعتراض کرده و این اعتراضش مورد تکذیب بعضی مسئولان امر قرار گرفته مصمم شدم ساده از کنار این ماجرا نگذرم.

حسین احمدنژاد نیز این تصاویر را در "دو چشم وقف..." قرار داده است که جای تشکر دارد.

شنیدم یکی از مسئولان عزیز در توجیه این اقدام گفته است: به خاطر صرفه جویی در هزینه ها این شهید را با ماشین حمل مرغ منتقل کرده اند!.......اخرین لینک وب مرا کلیک بفرما      پیوند ۲۵۸