زمزمه رشد منفی اقتصادی به گوش می‌رسد
مذاکره اقتصادی با خارجی‌ها از موضع ضعف کارساز نیست
 
ت

داوودی  بیان کرد: نمی‌گوییم سرمایه گذاری خارجی درست نیست، اما باید دید در شرایط فعلی سرمایه گذاری خارجی اولویت اصلی دولت است؟ آیا واردات اولویت است؟ مگر غیر از این است که بیش از ۸۰درصد ظرفیت‌های واحدهای تولیدی خالی است. حدود ۵۰درصد واحدهای تولیدی در کشور تعطیل و حدود ۳۰درصد واحدهای تولیدی نیمه‌تعطیل است. چنین شرایطی نشان دهنده این است که سرمایه گذاری‌های انجام شده روی زمین مانده است. بنابراین باید این سرمایه‌ها را فعال کنیم.
عضو اقتصاددان مجمع تشخیص مصلحت نظام ابراز کرد: تا کنون فکر می‌کردم که رشد اقتصادی امسال صفر است اما اخیراً‌ زمزمه‌هایی را مبنی بر رشد منفی اقتصاد شنیدم. اکنون که در چنین شرایطی هستیم باید دقت کنیم، چرا که سرمایه گذاران خارجی به‌گونه‌ای تربیت شده‌اند که اگر مطمئن از سود و منفعت نباشند سرمایه گذاری نمی‌کنند. در شرایطی که ما ضعف اقتصادی داریم باید در تعامل اقتصادی با آنها دقت کنیم.
وی با یادآوری اینکه مقام معظم رهبری در سیاست‌های اقتصاد مقاومتی به توان داخلی تأکید دارند، گفت: ایشان تأکید دارند که باید توان داخلی را تقویت کنیم و اقتدار لازم را  داشته باشیم، کنار این مورد واردات و صادرات نیز جای خود را دارد، اما اینکه تمام اقتصاد را به واردات و صادرات وابسته کنیم و تصور کنیم روش خوبی است اشتباه است.
 داوودی در تحلیل اینکه چرا دولت فعلی پس از سه سال هنوز تمام مشکلات کشور را حاصل دولت قبل می‌داند متذکر شد: حتی اگر بپذیریم تمام مشکلات از دولت قبلی است، مردم در حال حاضر منتظر راهکار این دولت هستند. طرح این موضوع که، مشکلات از چه‌چیزی ناشی می‌شود دردی از مشکلات مردم دوا نمی‌کند.
 وی ادامه داد: دولت یازدهم به‌منظور رفع مشکلات آمده است و رفع تمام مشکلات یکی از شعارهای این دولت بود. این دولت باید زیر سایه فرمایشات مقام معظم رهبری برای حل مشکلات مردم تلاش کند. مردم با اسامی کار ندارند،‌ آنچه برای مردم مهم است که قدرت خریدش تقویت شود، جوان بیکارش مشکلاتش برطرف شود.
عضو اقتصاددان مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره محرمانه سازی اخیر دولت هم گفت: در بحث محرمانه کردن آمارهای دولت نقش مجلس مهم است. مجلس نماینده مردم است، باید در تمام موارد با دقت بررسی و آن بخشی‌هایی از مسائل که ضرورت دارد برای مردم بیان شود.

 
زمزمه رشد منفی اقتصادی به گوش می‌رسد
مذاکره اقتصادی با خارجی‌ها از موضع ضعف کارساز نیست
 
تعداد بازدید : 102

داوودی  بیان کرد: نمی‌گوییم سرمایه گذاری خارجی درست نیست، اما باید دید در شرایط فعلی سرمایه گذاری خارجی اولویت اصلی دولت است؟ آیا واردات اولویت است؟ مگر غیر از این است که بیش از ۸۰درصد ظرفیت‌های واحدهای تولیدی خالی است. حدود ۵۰درصد واحدهای تولیدی در کشور تعطیل و حدود ۳۰درصد واحدهای تولیدی نیمه‌تعطیل است. چنین شرایطی نشان دهنده این است که سرمایه گذاری‌های انجام شده روی زمین مانده است. بنابراین باید این سرمایه‌ها را فعال کنیم.
عضو اقتصاددان مجمع تشخیص مصلحت نظام ابراز کرد: تا کنون فکر می‌کردم که رشد اقتصادی امسال صفر است اما اخیراً‌ زمزمه‌هایی را مبنی بر رشد منفی اقتصاد شنیدم. اکنون که در چنین شرایطی هستیم باید دقت کنیم، چرا که سرمایه گذاران خارجی به‌گونه‌ای تربیت شده‌اند که اگر مطمئن از سود و منفعت نباشند سرمایه گذاری نمی‌کنند. در شرایطی که ما ضعف اقتصادی داریم باید در تعامل اقتصادی با آنها دقت کنیم.
وی با یادآوری اینکه مقام معظم رهبری در سیاست‌های اقتصاد مقاومتی به توان داخلی تأکید دارند، گفت: ایشان تأکید دارند که باید توان داخلی را تقویت کنیم و اقتدار لازم را  داشته باشیم، کنار این مورد واردات و صادرات نیز جای خود را دارد، اما اینکه تمام اقتصاد را به واردات و صادرات وابسته کنیم و تصور کنیم روش خوبی است اشتباه است.
 داوودی در تحلیل اینکه چرا دولت فعلی پس از سه سال هنوز تمام مشکلات کشور را حاصل دولت قبل می‌داند متذکر شد: حتی اگر بپذیریم تمام مشکلات از دولت قبلی است، مردم در حال حاضر منتظر راهکار این دولت هستند. طرح این موضوع که، مشکلات از چه‌چیزی ناشی می‌شود دردی از مشکلات مردم دوا نمی‌کند.
 وی ادامه داد: دولت یازدهم به‌منظور رفع مشکلات آمده است و رفع تمام مشکلات یکی از شعارهای این دولت بود. این دولت باید زیر سایه فرمایشات مقام معظم رهبری برای حل مشکلات مردم تلاش کند. مردم با اسامی کار ندارند،‌ آنچه برای مردم مهم است که قدرت خریدش تقویت شود، جوان بیکارش مشکلاتش برطرف شود.
عضو اقتصاددان مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره محرمانه سازی اخیر دولت هم گفت: در بحث محرمانه کردن آمارهای دولت نقش مجلس مهم است. مجلس نماینده مردم است، باید در تمام موارد با دقت بررسی و آن بخشی‌هایی از مسائل که ضرورت دارد برای مردم بیان شود.

خرید 12 هواپیمای سوپرلوکس، معادل 2 میلیون تسهیلات مسکن مهر یا 6/5 میلیون وام ازدواج

سوغات فرنگِ دولت برای طبقه مرفه
هزینه خرید 12 هواپیمای سوپرلوکس، معادل 2 میلیون تسهیلات مسکن مهر یا 6/5 میلیون وام ازدواج
 
نویسنده : احسان اشرفی
تعداد 

چندی پیش عباس آخوندی وزیر راه و شهر سازی از خرید 117 فروند هواپیمای مسافربری از شرکت فرانسوی ایرباس خبر داد که در بین آنها 12 فروند هواپیمای A380 وجود دارد. هواپیمای A380 بزرگترین هواپیمای مسافربری جهان است که معمولا از آن برای پروازهای طولانی مدت استفاده شده و از جمله هواپیماهای قاره‌پیما محسوب می شود. یکی از ویژگی های قابل توجه این هواپیمای لوکس و غول پیکر این است که تنها در برخی از فرودگاه های دنیا امکان فرود آن وجود دارد و در ایران فقط فرودگاه امام خمینی (ره) توانایی پذیرایی از این هواپیما را دارد.
برای مثال در حد فاصل سال های 2007 تا 2014 تنها چهل و یک فرودگاه در سرتاسر جهان به شرایط لازم برای نشست و برخاست A380 دست یافته اند که از این میان برخی نیز شرایط نگهداری و سرویس دهی به این هواپیمای لوکس را ندارند.
 قیمت هر فروند هواپیمای A380 حدود 414 میلیون دلار است که این هواپیماها به صورت اجاره به شرط تملیک در اختیار ایران قرار خواهد گرفت و مبلغ آنها به مرور در طی 10 سال به شرکت ایرباس پرداخته شود. با حسابی سر انگشتی می توان متوجه شد که دولت یازدهم برای خرید 12 فروند هواپیمای لوکس A380 مبلغی بالغ بر 20 هزار میلیار تومان را هزینه کرده است. مبلغی که حدود 2 درصد از بودجه سال 94 را شامل می شود. اگر مبلغ مورد نیاز برای خرید 12 فروند هواپیمای A380 را با برخی دیگر از هزینه های کشور مقایسه کنیم نتایج جالب و قابل توجهی بدست می آید. تا تاریخ 28 آذر 94 حدود 436 هزار نفر در صف دریافت وام ازدواج قرار دارند که کل بودجه لازم برای پرداخت وام ازدواج به این افراد مبلغی حدود 1300میلیارد تومان می شود. این درحالی است که از سال 88 تا آذر ماه امسال مبلغی حدود 19 هزار میلیارد تومان صرف وام ازدواج شده است که هزار میلیارد تومان نیز از مبلغ اختصاص داده شده به 12 فروند هواپیما کمتر است!
از مقایسه های جالب توجه دیگر این است که برای چهار میلیون و 400 هزار واحد مسکن مهر مبلغی حدود 44 هزار و پانصدو بیست میلیارد تومان تسهیلات داده شده است در حالیکه برای 12 فروند هواپیمای لوکس قاره پیما حدود 20 هزار میلیارد تومان هزینه شده است. همانطور که در قبل اشاره شد این هواپیما برای مسافرت های طولانی مدت بین قاره ای استفاده شده و دولت ترجیح داده است به جای ارائه تسهیلات برای هزاران واحد مسکن مهر این هزینه را صرف خرید 12 فروند هواپیما نماید. آلودگی هوا یکی از مشکلات گریبان گیر مردم است که بلای جان شهروندان تهران و کلان شهرها شده است. یکی از راههای کمک به رفع آلودگی هوا در تهران توسعه خطوط مترو است. این در حالیست که محمد باقر قالیباف در طول دوران تصدی خود در شهرداری تهران همواره از کم توجهی دولت ها به مترو و عدم پرداخت بودجه مشخص شده دولت برای مترو به شهرداری گله کرده است و در دی ماه امسال از پرداخت تنها 50 میلیارد تومان توسط دولت به شهرداری خبر داد.
هزینه ساخت هرکیلومتر مترو رقمی در حدود 240 میلیار تومان تخمین زده شده است که می توان با کمک دولت به شهرداری تهران خطوط مترو را گسترش داد.این در حالیست که با گسترش خطوط مترو علاوه بر کاهش آلودگی هوا میتوان تعداد زیادی شغل نیز ایجاد نمود. برای فهم بهتر این موضوع می توان محاسبه کرد که با مبلغ 20 هزار میلیارد تومان و اعمال سهم 50 درصدی دولت در تامین هزینه ساخت مترو ، می توان حدود 163 کیلومتر به خطوط مترو اضافه نمود و این در حالی است که در حال حاضر کل خطوط مترو بالغ بر 183 کیلومتر می باشد. ولی با این وجود دولت به جای کمک به شهرداری تهران برای ساخت خطوط مترو و خرید واگن های جدید که رقمی به مراتب کمتر از 20 هزار میلیارد تومان است به فکر خرید هواپیماهای لوکس برای سفرهای طولانی مدت خارجی می باشد!
دولت یازدهم حدود 3300 میلیارد تومان در هرماه یارانه می دهد. یارانه ای که وزیر اقتصاد از شب پرداخت آن به عنوان شب مصیبت نام می برد و در حالیکه دولت یازدهم با افتخار از خرید 12 فروند هواپیمای لوکس سخن می گوید.
در نظرسنجی که یکشنبه گذشته در برنامه پایش انجام شد خرید هواپیما در پایین ترین اولویت در بین مردم قرار داشت؛ ناوگان هوایی کشور وظیفه جابجایی تنها 5 درصد از مردم کشور را دارد و البته هواپیمای لوکس A380 به مراتب سهم بسیار ناچیزی را برای جابجایی مردم کشورمان دارد. با این وجود به نظر می رسد دولت تدبیر و امید خرید هواپیماهای لوکس و قاره پیما را بهترین تدبیر برای خرید در دوران پسا برجام دانسته است!
منبع:  598

 

 

 

پایگاه خبری و معتبر “تندرستی طبیعی آمریکا” اخیرا” فهرستی از غذاهایی را منتشر کرده که مصرف روزانهء آنها می تواند منجر به

 

ابتلای به انواع سرطان ها شود

 

 

.

به گزارش شبکه مجازی آستان به نقل   پارسینه این گزارش مبتنی بر مطالعات علمی منابع دانشگاهی و تحقیقاتی در آن کشور

است و شانزده مادهء غذایی را در می گیرد که مصرف یازده مورد آن در ایران رواج کامل و فراگیر دارد . تنها در یک سال گذشته

بیش از یک میلیون و پانصد هزار مورد از ابتلای به سرطان در آمریکا گزارش شده که در آنها ردپای مصرف روزانهء این غذاها

دیده میشود . در این گزارش علمی ، علل سرطانزایی هر کدام از این غذاها بطور مجزا و کامل توضیح داده شده که من وارد همهء
 

 

جزئیات دقیق علمی آنها نمی شوم . نکتهء مهم و هشدار دهنده اینجاست که برخی از این غذاها جزو مواد غذایی اصلی و دائمی ما

 

ایرانی ها هستند ، در نتیجه ، اساسا” غذاها و نوع تغذیهء ما ایرانی ها سرطان زا هست . بهرحال این هم فهرست خوراکی ها و

نوشیدنی های سرطان زایی که مصرفشان بین ما و آمریکایی ها مشترک است ، همراه با توضیحات لازمی که در خصوص مصرف آنها


در ایران به آنها افزوده ام

 

 

 

یک – میوه جات : میوه جاتی که پای درختشان کودها و سموم علف کش از قبیل آترازین ، فسفات ، تیودیکراب ،  داده شده باشد و


یا روی خود آنها سم پاشیده شده باشد . بخشی از این سموم از طریق درخت جذب شده و وارد میوه میشوند و برخی دیگر نیز روی



میوه می نشینند و از طریق پوست میوه جذب آن میشوند . در هر دو حالت ، این مواد شیمیایی و سموم نه از میوه جدا می شوند و


نه با شستن آن از بین می روند . در نتیجه وارد بدن انسان میشوند و بتدریج فرد را مبتلا به سرطان می کنند . به عبارتی دیگر ،


میوه جات که روزگاری خوردنشان به عنوان موثرترین راه طبیعی برای جلوگیری از سرطان شناخته میشدند ، حالا خودشان تبدیل


به عاملی جهت ابتلای به سرطان شده اند . اگر به باغ های میوه در ایران سری بزنید ، به سرعت متوجه میشوید که باغداران


ایرانی برای پرورش محصولات و مراقبت از درختان خود تا چه حد و به چه شکل بی حساب و کتابی از کودها و سموم مختلف و


بسیار خطرناک استفاده می کنند ، بی آنکه کوچکترین نظارتی بر کار آنها وجود داشته باشد .
 

 

 

 

 

 

دو – رب گوجه فرنگی : اگرچه همهء غذاهای کنسروی ، به دلیل مواد نگهدارندهء شیمیایی که در آنها وجود دارند بطور بالقوه


سرطانزا هستند ، اما کنسروهای گوجه فرهنگی و رب گوجه فرنگی به دلیل خاصیت اسیدی بسیار بالایی که دارند ، مواد شیمیایی


موجود در کنسرو – و از جمله بی پی ای – را بسیار بیشتر از دیگر مواد غذایی جذب می کنند . مواد شیمیایی موجود در رب گوجه


فرنگی ، بعد از مصرف ، به سرعت جذب بدن شده و جدای از اختلالی که در تکثیر سلول های بدن ایجاد می کنند ، به مغز انسان


نیز لطمه وارد نموده و بیش از همه ، کودکان را دچار اختلال ذهنی می کنند . در آمریکا و اروپا به پدر و مادرها توصیه می شود که


مراقب باشند تا کودکانشان از غذاهایی که در آنها رب گوجه فرنگی استفاده شده است مصرف نکنند اما در ایران عموم والدین از


این موضوع اطلاعی ندارند .








 

 

سه – کالباس ، سوسیس و همبرگر (غذاهای پرورده) : اگر تکه ای گوشت تازه را حتی در یخچال نگهداری کنید ، بعد از چند روز


بتدریج تیره و خشک و بدبو می شود . اما اگر کالباس یا سوسیس و همبرگر را در همین حالت قرار دهید ، بسیار دیرتر از گوشت


تازه تیره و یا بدبو می شوند . 

 






طعمشان نیز برای چندین روز تازه باقی می ماند . علت این ماندگاری آن است که در گوشتهای کالباس ، سوسیس و همبرگر مقادیر


زیادی نمک و مواد شیمیایی ، و از جمله فسفات و نیترات سدیم ، را ریخته اند  که برای مدتی طولانی رنگ و طعم آنها را تازه و


روشن نگه دارد و از فساد آن نیز جلوگیری کنند . این نمکها و مواد شیمیایی به شدت سرطانزا هستند . اگر در کنار سوسیس و


کالباس و همبرگر ، خیارشور را هم قرار دهیم ، خطر جدی تر می شود . البته منظور این نیست که با چند بار استفاده از کالباس و



سوسیس و خیارشور و همبرگر فرد قطعا” دچار سرطان می شود ، اما اگر این مواد غذایی تبدیل به خوراک روزانه  و یا هفته ای


چند بار  کسی شوند  ، باید انتظار داشت که دیر یا زود علائم سرطان در وی را دیده شوند . متاسفانه ساندویچ خوردن و استفاده از



کالباس و خیارشور جزو غذاهای ساده و محبوب ما ایرانی ها شده است .




چهار – ماهی  : تا به امروز همهء پزشکان و کارشناسان علم تغذیه ما را تشویق کرده اند که برای سالم ماندن و از جمله مبتلا نشدن



به بیماری هایی مانند سرطان ، ماهی مصرف کنیم .




اما کسی به ما نگفته است که چه نوع ماهی هایی را مصرف نکنیم . بعد از خلیج فارس که مهمترین منبع تامین کنندهء ماهی در



کشور است ، حوضچه های پرورش ماهی ها بتدریج در حال تبدیل شدن به دومین منبع غذاهای دریایی ایرانیان است و دریای



مازندران در رتبهء سوم قرار دارد . خلیج فارس به شدت آلوده است . کارخانه های عظیم پتروشیمی در شمال آن ، و بویژه در



منطقهء بندرماهشهر و بندر خمینی ، پسمانده های مایع و مذاب شیمیایی خود را به شکل وحشتناکی ، و بدون محدودیت خاصی ، در



خلیج فارس می ریزند و آنچنان فاجعه ای را رقم زده اند که خوردن حتی صد گرم از ماهی هایی که در شمال خلیج فارس ، و بویژه



در منطقهء دریایی بندرماهشهر ، صید شده باشند می تواند آسیب جدی به مغز ، کبد ، طحال و سیستم عصبی و سلول های مغزی



مصرف کننده بزند . در حال حاضر وضعیت بقدری وخیم شده است که به دلیل آلودگی آب های خلیج فارس به  سرب و جیوه و


دیگر فلزات سنگین ، صید ماهی در برخی از نقاط آن – قانونا” – ممنوع شده ولی در عمل همچنان ادامه دارد .





در واقع با توجه به پخش آلودگی شیمیایی ، همهء ماهی هایی که در خلیج فارس صید می شوند سرطانزا هستند . ماهی های


پرورشی نیز به دلیل تغذیهء غیر طبیعی ، مصرف مواد آنتی بیوتیک و رشد دهندهء مصنوعی و نیز حوضچه های آلوده ای که در آنها



رشد می کنند ، تبدیل به یکی از مواد غذایی سرطانزا شده اند . دریای مازندران هم  چندان وضعیتی بهتر از خلیج فارس و



حوضچه های پرورش ماهی ندارد و ماهی های صید شده در آن نیز می تواند منجر به بروز بیمارهای مختلفی شود .





پنج – چیپس سیب زمینی : تردی و طعم شور چیپس های سیب زمینی با ذائقهء ما ایرانی ها سازگار است ، در نتیجه مردم ایران به



سرعت چیپس خور شده اند . چیپس جدای از مقدار زیادی چربی ، نمک و کالری که دارد و از این جهت می تواند برای سلامتی


زیان آور باشد ، حاوی موادی شیمیایی از قبیل طعم و رنگ مصنوعی و نیز مواد نگهدارنده است که مصرف روزانهء آنها بسیار


خطرناک و سرطانزا است . مدتی هست که خوردن چیپس و ماست و موسیر در ایران باب شده و مصرف این غذای خطرناک به گونه


ای ساده و راحت برای کودکان نیز تبلیغ میشود . خطر مصرف پفک نیز البته دست کمی از چیپس ندارد .






شش – روغن های گیاهی : متاسفانه تبلیغات بازرگانی چنان ذهن مردم را فریب داده اند که گویی مصرف روغن های گیاهی نه تنها


مضر نیستند بله خیلی هم خاصیت دارند! روغن های گیاهی موجود در بازار هیدروزینه هستند . یعنی در واقع بعد از بدست آوری



، چیزی شبیه به کره بوده اند اما در فرایندی شیمیایی به شکلی روان و با رنگ های مختلفی که دیده می شوند در آمده اند تا


بتوانند بازارپسند شده و برای مدتی طولانی سالم بمانند و بدبو نشوند . در تبلیغات بازرگانی همچنین گفته میشود که روغن گیاهی


حاوی امگا هست که برای بدن مفید است . اما در واقع امگای مفید ، امگای۳  است که در ماهی های سالم و برخی سبزیجات وجود


دارد . اما روغن های گیاهی بطور طبیعی نه محتوی امگای ۳ بلکه حاوی امگای ۶ هستند که به شدت سرطانزاست . شاید در کل دنیا


کسی به اندازهء مردم خاورمیانه ، و بویژه ایرانیان ، از غذاهای سرخ شده و چرب مصرف نکند و در مجموع ، غذاهای ایرانی بدون


روغن و چربی تهیه نمی شوند .





هفت – ترشی جات ، شوری جات و آجیل های شور : اسید ، نیترات و نمک سه مادهء اصلی هستند که در تولید ترشی جات ، شوری



جات و آجیل های شور از آنها استفاده میشود . ترکیب اسید و نیترات و نمک در واقع بمبی می شود که روند تولید و تکثیر سلول



های بدن را مختل و نابود می سازد و فرد را جدای از بیمارهای سخت گوارشی ، مساعد ابتلای به سرطان می کند . غذاهای ایرانی


نیز نوعا” به گونه ای هستند که بدون ادویه جات ، ترشی ، و شوری تهیه نمی شوند .






هشت -  آرد سفید (بدون سبوس) : خیلی ها این را شنیده اند که آرد سفید و بدون سبوس مفید نیست ، اما کمتر کسی می داند


که این نوع آرد تا چه حد برای سلامتی زیان آور است . آردی که اکنون برای نانوایی ها تولید میشود و به آرد سفید معروف است ،



در واقع بطور طبیعی اینگونه که می بینیم ، سفید نیست! آردی که ما امروز برای پخت نان و یا کیک از آن استفاده می کنیم در



کارخانه های آردسازی با استفاده از گازی بنام کلوراین سفید میشود که کاربردی شبیه به وایتکس و سفید کردن لباسها دارد .



ممکن است متخصصین علم تغذیه بگویند اگر میزان استفاده از آرد سفید به شکل معقولی باشد ، کلوراین موجود در آن خطری


برای سلامتی ندارد .




اما این را نمی گویند که مصرف معقولانهء آن یعنی چقدر؟ این مادهء سرطانزا شاید برای کسی که هفته ای یکبار نان مصرف کند


مشکلی ایجاد نکند ، اما مردمی مانند ایرانیان که نان اصلی ترین غذای آنهاست و نه هفته ای یکبار ، بلکه روزانه دست کم سه بار


نان میخورند چه؟ کلوراین همچنین موجب افزایش شدید قندخون نیز میشود . به این ترتیب ، همهء مردم ایران با این نانی که از



نانوایی می گیرند و میخورند ، در معرض ابتلای به انواع بیماری های قندی ، قلبی و سرطان هستند . جدای از نان سفید ، برنج های



داخلی و خارجی که مردم ایران مصرف می کنند نیز تماما” آلوده به سم خطرناکی بنام آرسنیک هستند . کشاورزان آرسنیک را به



برنج های خود می زنند تا از بوجود آمدن آفت هایی مانند شپش برنج در آنها جلوگیری کنند . این جدای از سموم و آفت کش هایی


هست که در مزراع برنج ریخته میشود . در یک چنین وضعیتی ، وقتی سفرهء ایرانی بدون نان و برنج پهن نشود ، رشد آمار سرطان


در کشورمان نیز نباید پدیده ای غیرعادی تلقی شود .



نه – غذاهای رژیمی : خوراکی ها و نوشیدنی هایی که وارد بازار میشوند و روی آنها برچسب هایی از قبیل کم کالری و رژیمی دیده



می شود ، در حال تبدیل شدن به یکی از علل بروز سرطان در مردم هستند . میزان سدیم و نیز طعم دهنده های مصنوعی در


غذاهای رژیمی بالاست . علاوه بر این غذاها ، در نوشیدنی های رژیمی نیز از شیرینی های مصنوعی و از جمله اسپارتیم و ماده ای


بنام دی کی پی استفاده میشود که تماما” سرطانزا هستند . کسانی که برای کاهش وزن و یا به دلیل قندخون خود بطور روزانه از


این غذاها و نوشیدنی ها مصرف می کنند قاعدتا” باید خود را برای ابتلای به سرطان آماده کنند . جالب اینجاست که مطالعات علمی


شنان می دهند خوردن غذاها و نوشابه های رژیمی نه تنها تاثیر چندانی در کاهش وزن افراد ندارند ، بلکه موجب بالا رفتن وزن

آنها نیز میشوند .




ده – گوشت قرمز : انسان بطور طبیعی موجودی میوه خوار و تا حدودی گیاهخوار است . 


گوشتخواری برای انسان مرگبار است و با روح انسانی ما سازگاری ندارد . در واقع از نظر تاریخی ، انسان اخیرا” و در همین دو


سه هزار سال اخیر گوشتخوار و مردارخوار شده است . مصرف گوشت حیوانات (و در مقیاسی کمتر، گوشت پرندگان) مستقیما”



روند تولید و تکثیر سلول های بدن انسان را هدف قرار می دهد . کسانی که بطور روزانه گوشت میخورند احتمال ابتلایشان به



سرطان بیش از ۲۰ درصد بیشتر از کسانی هست که گوشت مصرف نمی کنند . مطالعات پزشکی در آمریکا نشان می دهند ارتباط


مستقیمی بین مصرف گوشت و سرطان روده وجود دارد . کباب کردن گوشت و در واقع خوردن کباب ، میزان سرطانزایی آنرا


بیشتر می کند . سرطان بیماری کشنده ای است که معمولا” بین سنین ۵۰ تا ۷۵ سالگی به سراغ آدم می آید . بنابراین ، تا فرصتی


باقی مانده است ، خوردن گوشت را ترک کنیم . فراموش نباید کرد که خوردن هر نوع فرآوردهء گوشتی یعنی شرکت در جرم و



جنایتی بنام کشتن حیوانات . کسانی که گوشت میخورند عملا” دستشان به خون یک گاو ، گوسفند ، بز و یا مرغ آلوده است .




یازده – آبمیوه و نوشابه های گاز دار : هیچ منبع غذایی بی خاصیت تر از آبمیوه ها و نوشابه های گازدار موجود در بازار نیست . در


واقع آنچه که به عنوان آبمیوه می گیریم و میخوریم چیزی بیشتر آب ، شکر ، اسانس ها ، طعم دهنده ها و مواد شیمیایی


نگهدارندهء آنها نیست . هیچ نوع ویتامین و مادهء مقوی هم در آنها یافت نمی شود و تمام آنچه که دربارهء ویتامین ها و خواص



مختلف غذایی روی این محصولاتت نوشته میشود دروغ است . گاز ، نیترات سدیم ، فسفات ، قند ، رنگ مصنوعی و امثال اینها را



می دانیم اما کمتر کسی هست که به عمق کلمهء "افزودنی های مجاز” در ترکیبات این نوشیدنی ها دقت کند .





یکی از این افزودنی ها ماده ای هست بنام میتیل میدازول چهار که مصرف دائمی و روزانهء آن بسیار خطرناک است . در واقع


ترکیبات یک نوشابهء گازدار و یا یک آبمیوهء پاکتی ، بستهء کاملی از مواد سرطانزاست . بدن انسان بطور طبیعی از نوشیدن نوشابه





های گازدار بیزار است . کافیست که برای اولین بار مقدار اندکی نوشابهء گازدار را به یک کودک خردسال بدهید و واکنش او و


چهره اش  را بعد از نوشیدن یک جرعه نوشابهء گازدار ببینید . اما متاسفانه به دلیل تبلیغات و مصرف پی در پی و دائمی این


نوشابه ها ، بدن ما بتدریج نه تنها در مقابل خوردنش مقاومتی نشان نمی دهد، بلکه به مصرف آن عادت هم می کند! در حال حاضر

مردم ایران رکوردار مصرف نوشابه های گازدار – دست کم در خاورمیانه – هستند و اعتنایی هم به عاقبت آن و بالا رفتن آمار

سرطان در کشورشان ندارند .

 

 

 

 

 

و اما حرف آخر و توصیه هایی برای سلامتی خود و عزیزانتان : عادت کنید چایی را بدون قند بخورید ، غذاهای چرب را نخورید ،


عادت کنید بجای نوشابه دوغ کم نمک و کم چرب بنوشید ، از سبزیجات و میوه جاتی که با کود طبیعی و یا حیوانی تقویت شده اند


مصرف کنید ،  حبوبات و غذاهای گیاهی را جانشین گوشت کنید ،  گوشتخواری و مردارخواری را کنار بگذارید

سخ‌های امام‌خمینی(ره) به هتاکی‌های امروز هاشمی‌رفسنجانی نسبت به شورای نگهبان در منطق امام، هتاک به ش

سخ‌های امام‌خمینی(ره) به هتاکی‌های امروز هاشمی‌رفسنجانی نسبت به شورای نگهبان
در منطق امام، هتاک به شورای نگهبان مفسد است
 
نویسنده : حجت الاسلام حمیدرسایی
 

هاشمی‌رفسنجانی در مراسم سالگرد ورود امام خمینی در فرودگاه مهرآباد گفته است:«عده‌ای صلاحیت شخصیتی که اشبه جدش امام خمینی است را قبول نمی‌کنند، باید از آنها پرسید پس شماها خودتان صلاحیت خودتان را از کجا آورده‌اید؟ چه کسی به شما صلاحیت داده است، چه کسی به شما اجازه قضاوت داده است، چه کسی به شما اختیارات، اسلحه، تریبون، تریبون نماز جمعه و صداوسیما داده است؟ اگر امام نبود، اگر آن نهضت نبود، اگر آن اراده مردمی نبود شماها هم نبودید؛ به بیت امام بد کردید و زمانی که باید در این دوران به بیت امام تبریک می‌گفتید تبریک بدی گفتید خداوند از سر تقصیرتان بگذرد و باید عذرخواهی کنید.» در ادامه بیاناتی از امام خمینی را یادآور می‌شوم که به نوعی پاسخ به اظهارات و اهانت‌های امروز آقای هاشمی است:
اگر صد میلیون مخالف شما بودند، کارتان را بکنید (اگر صد میلیون مثل هاشمی هم بود، کارتان را بکنید)
شما (فقهای شورای نگهبان) باید ناظر بر قوانین مجلس باشید و باید بدانید که به هیچ‌وجه ملاحظه نکنید. باید قوانین را بررسی نمایید که صددرصد اسلامی باشد.
به هیچ‌وجه گوش به حرف عده‌ای که می‌خواهند یک دسته کوچک مردم ما خوششان بیاید و به اصطلاح مترقی هستند، ندهید، قاطعانه با اینگونه افکار مبارزه کنید. خدا را در نظر بگیرید.
آنچه که باید در نظر گرفته شود خداست ، نه مردم، اگر صد میلیون آدم، اگر تمام مردم دنیا یک طرف بودند و شما دیدید که همه آنها حرفی می‌زنند که بر خلاف حکم قرآن است بایستید و حرف خدا را بزنید، ولو اینکه تمام بر شما بشورند... خلاصه گوش به حرف طبقه مرفه مترقی ندهید. خدا انشاءالله با ماست . اگر عملمان برای خدا باشد، خدا ما را موفق می کند..." (صحیفه امام ج 13 ص 53)
تضعیف و توهین به شورای نگهبان، انحراف است (آقای هاشمی شما منحرف هستید)
من به این آقایان هشدار می‌دهم که تضعیف و توهین به فقهای شورای نگهبان امری خطرناک برای کشور و اسلام است . همیشه انحرافات به تدریج در یک رژیم وارد می‌شود و در آخر، رژیمی را ساقط می‌نماید. لازم است همه به طور اکید به مصالح اسلام و مسلمین توجه کنیم و به قوانین، هر چند مخالف نظر و سلیقه شخصی‌مان باشد احترام بگذاریم و به این جمهوری نوپا که مورد هجوم قدرت‌ها و ابرقدرت‌هاست وفادار باشیم. (صحیفه امام ج17ص431)
هرکس بگوید رأی شورای نگهبان کذاست مفسد است  (آقای هاشمی شما مفسد هستید)
من تکرار می‌کنم مجلس بالاترین مقام است در این مملکت. مجلس اگر رأی داد و شورای نگهبان هم آن رأی را پذیرفت، هیچ کس حق ندارد یک کلمه راجع‌به این بگوید.
من نمی‌گویم رأی خودش را نگوید؛ بگوید؛ رأی خودش را بگوید؛ اما اگر بخواهد فساد کند، به مردم بگوید که این شورای نگهبان کذا و این مجلس کذا، این فساد است و مفسد است یک همچو آدمی، تحت تعقیب مفسد فی‌الارض باید قرار بگیرد. (صحیفه امام ج14ص370)
توقع نداشته باشید به شورای نگهبان توهین نکنند (از هتاکی هاشمی‌رفسنجانی به شورای نگهبان نرنجید)
از تحمل زحمات و رنج‌های شما (فقهای شورای نگهبان) تشکر می‌کنم. شما توقع نداشته باشید که مورد اهانت واقع نشوید. همه می‌دانید تا کسی کاری انجام ندهد کسی به او توهین نمی‌کند.
توهین برای کسانی است که می‌خواهند زنده باشند. هیچ‌کدام از ما نباید انتظار تعریف را داشته باشیم. باید به حکم خدا عمل کنیم و به این هم کاری نداشته باشیم که چه کسی از این کاری که برای خدا می‌کنیم خوشش می‌آید و یا چه کسی بدش می‌آید. من در تمام مواقعی که مقتضی بوده است، مجلس و شورای نگهبان را تأیید کرده‌ام. (صحیفه امام ج 17ص441)
آنها که نظر شورای نگهبان موافق میلشان نباشد، شایعه‌سازی می‌کنند  (آقای هاشمی شایعه‌سازی نکنید)
چنانچه مشاهده می‌شود پس از انتخابات مرحله اول از دوره دوم مجلس شورای اسلامی، افرادی که نظریه شورای محترم نگهبان در ابطال یا تأیید بعضی حوزه‌ها موافق میل‌شان نبوده است دست به شایعه‌افکنی زده و اعضای محترم شورای نگهبان - ایدهم‌الله تعالی - را که حافظ مصالح اسلام و مسلمین هستند، تضعیف و یا خدای ناکرده توهین می‌نمایند و به پخش اعلامیه و خطابه در مطبوعات و محافل دست زده‌اند غافل از آنکه پیامد چنین اعمال و جوسازی‌ها آن هم در دوره دوم مجلس و نگذشتن سالی چند از انقلاب چه خواهد بود. امید است چنین اعمال، بی توجه به نتایج ناروا و اسف‌بار آن باشد. معلوم نیست در صدر مشروطیت در دوره اول با فقهای ناظر به قوانین این نحو عمل شده باشد. در آن زمان به تدریج فقها را از مجلس بیرون راندند و به سر این ملت آن آوردند که دیدیم. (صحیفه امام ج17ص431)

هاشمی به قانون اساسی و ولایت فقیه التزام عملی ندارد
همچنین هفته گذشته در تذکری شفاهی در صحن علنی مجلس شورای اسلامی نسبت به سخنان تند هاشمی علیه شورای نگهبان واکنش نشان دادم  و خطاب به رئیس مجلس گفتم:«سؤال من این است وقتی روز گذشته در تریبون‌های رسمی این کشور صلاحیت شورای نگهبان زیرسؤال رفت چرا کسی که صبح رئیس جلسه علنی مجلس بود حتی یک کلمه در مورد این موضوع صحبت نکرد و از شورای نگهبان دفاع نکرد؟! آقای ابوترابی امروز به عنوان رییس جلسه هیچ اشاره ای به اهانت های دیروز هاشمی نسبت به شورای نگهبان نکرد.  این جمله حضرت امام است که فرمودند: «توهین به فقهای شورای نگهبان امری خطرناک برای کشور و اسلام است، همیشه انحرافات به تدریج در یک رژیم وارد می‌شود و در آخر آن رژیم را ساقط می‌کند».امام فرمود:«هیچ کس حق ندارد راجع به شورای نگهبان و تصمیمات و رأی این شورا یک کلمه بگوید اگر این را بگوید که شورای نگهبان کذاست، این فرد مفسد است و یک همچون آدمی باید تحت تعقیب مفسدفی‌الارض قرار گیرد». این جمله آقا سید احمدآقاست که در مصاحبه ای گفتند: «ما منصوبین حضرت امام باید توجه داشته باشیم که فقط به علت نزدیکی با امام است که با ما مصاحبه می‌شود یا به ما احترام می‌گذارند، توجه کنیم که اگر امام نبودند هر کسی ما را بدان صورت نمی‌شناخت تا با ما مصاحبه کند، پس من من نکنیم که ما هیچیم، باید توجه کنیم تا از انتساب ما به امام خمینی سوءاستفاده نشود.»
آقای هاشمی‌رفسنجانی با صحبت‌های روز گذشته‌اش درباره شورای نگهبان نشان داد که التزام عملی به قانون اساسی و ولایت‌فقیه را ندارد و قطعاً باید در مورد این موضوع فکری شود.»

 

داعش غلط زیادی میکنه ایرانو تهدید میکنه

سخن منتقدان درباره جاسوسی آژانس انرژی اتمی تأیید شد 2 نفر از 12 بازرس پارچین، جاسوس بودند  

سخن منتقدان درباره جاسوسی آژانس انرژی اتمی تأیید شد
2 نفر از 12 بازرس پارچین، جاسوس بودند
 
 

سید محمود نبویان عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در گفتگو با خبرگزاری بسیج  درخصوص اظهارات اخیر سیدعباس عراقچی مبنی بر نگرانی از جاسوسی صنعتی توسط آژانس تصریح کرد: اکنون این ابراز نگرانی هیچ ارزشی ندارد؛ آقای عراقچی به جای اینکه الان ابراز نگرانی کند، آن وقتی که مقام معظم رهبری نهی کرده و به تیم هسته ای گفته مبادا مجوز دسترسی به اماکن نظامی دهید باید به فرامین رهبری توجه می‎کرد. عضو کمیسیون آموزش مجلس تاکید کرد: این اظهارات، تایید حرف منتقدانی بود که بیان داشتند آژانس بین المللی انرژی اتمی گزینه مناسبی برای داوری نیست و جاسوس است. نبویان در توضیح این مطلب بیان کرد: حتی شخص آقای روحانی نیز به این مطلب اشاره می‎کند؛ رئیس جمهور در کتاب امنیت ملی و دیپلماسی هسته‎ای صفحه 211 تصریح می‎کند که "در سال 82 تا 84 که مسئول پرونده هسته‎ای بودم، آژانس از ما بازرسی از اماکنی را تقاضا کرده بود که قاعدتا این اماکنی بودند که سرویس‎های اطلاعاتی غرب برای آژانس معین کرده بودند" یعنی صراحتا تصریح می‎کند که افراد آژانس جاسوس هستند. وی با اشاره به بازدید چند ماه پیش آمانو و 12 مامور آژانس از پارچین تصریح کرد: یکی از معاونین وزارت اطلاعات بیان داشته که در بررسی بین این 12 نفر مامور متوجه شدیم دو نفر از آنها جاسوس است؛ یکی جاسوس سازمان سیا و یکی نیز جاسوس سازمان اطلاعاتی فرانسه بود. نبویان یادآورشد: مقام معظم رهبری در خصوص برجام فرمودند که ما هزینه دادیم، اما بهتر از این می‎توانستیم عمل کنیم و تاکید کردند که آقایان سیاسی و دیپلمات از دوستان سپاهی یاد بگیرند که ملوانان امریکایی را دستگیر کردند و نسبت به کار سپاهیان می‎فرمایند عالی بود؛ اما ایشان به تیم هسته‎ای اینطور نمی‎گویند.
نماینده مردم تهران درمجلس خاطرنشان کرد: ناموس یک مملکت مسائل نظامی آن است؛ اگر کشور در معرض اندک خطری واقع شود، مسئول آن آقای روحانی، آقای ظریف و آقای عراقچی و تیم هسته‎ای هستند، ملت قطعا یقه مسئولین را خواهد گرفت، آنها باید در پیشگاه ملت پاسخ دهند و یک زمانی ملت ازاین افراد پاسخگویی خواهند کرد.

 
 
  نظر شما  
نام: ایمیل:

مرّ قانون شکنی

 
نویسنده : علی رستگاری
مرّ قانون شکنی

مرّ قانون یا مرّ سلیقه رئیس جمهور؟
خیز غیر شرعی و غیر قانونی دولت برای تصاحب مجلس به صورت بی سابقه ای از دوران انقلاب اسلامی تاکنون در حال پیگیری است. بروز دادن اشتهای عجیب و سیری ناپذیر قدرت طلبانه، و انجام تحرکات افراط گرایانه از سوی مسئولان عالی رتبه اجرایی در حالی به اوج خود می رسد که وظیفه اصلی دولت، نه دخالت در انتخاب ملت که گره گشایی از زندگی روزمره مردم و فعالیت برای آنان و دوری از رفتارهای سیاست زده و تشنج آفرین است. از ابتدای سال، اشتهای دولتی ها به بلعیدن خانه ملت، کاملا هویدا بود. این اشتها، حتی از دید ناظران خارجی نیز دور نماند . به گونه ای که دشمنان ملت با دریافت پالس های دولتی ها، در کنار آنها قرار گرفته و از ضرورت کمک کردن به دولت در برجام و چیدن محصول آن و تصاحب مجلس دلخواهش سخن گفتند. برای همین هم بود که تمامی رسانه های معاند با مردم و انقلاب اسلامی به صورت یکپارچه در حمایت از دولت بنفش وارد صحنه شده و به صورت برجسته ای، اظهارات تنش آفرین وی را پوشش داده اند.
روحانی هفته گذشته نیز اما در حالیکه تنها یک روز از سخنان قاطع رهبری فرزانه انقلاب اسلامی گذشته بود، موضعی در برابر فرمایشات سکاندار انقلاب اسلامی اتخاذ کرد. در حالیکه در آن سخنرانی، رهبری انقلاب از ضرورت احترام و حفظ شانیت نهادهای قانونی انتخابات از جمله شورای نگهبان سخن گفته و عده ای نق زن مریض را که دائما در صدد شبهه افکنی در اذهان مردم نسبت به سلامت انتخابات اند را به ترک این خصیصه زشت و مذموم فراخواندند، وی با حمله به نهاد قانونی شورای نگهبان دست به تحریف تاریخ زده و تلویحا اعلام کرد که چرا افرادی مثل زیاد بن ابیه ها نباید در مجلس نماینده مردم شوند.
سستی استدلال روحانی آنقدر هویدا بود که بلافاصله علمای اعلام واکنش نشان داده و از ضرورت عذرخواهی رسمی روحانی از نهاد قانونی ناظر سخن گفتند. علاوه بر این شنیده شد که جامعه مدرسین حوزه علمیه قم نیز به عنوان ریشه دار ترین نهاد علمی – حوزوی- سیاسی درصدد صدور تذکر و اعتراض نامه رسمی به روحانی است.
اما علاوه بر این، روحانی در سخنان خود رسما و علنا برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی اقدام خلاف قانون دیگری مرتکب شد. جناب رئیس دولت در این سخنرانی، بر خلاف فرمایش رهبری معظم انقلاب مبنی بر حفظ احترام انتخابات از سوی روسای قوا و نیز رعایت اصل بی طرفی، همچنین عمل به «مر قانون»، اعلام نمود که «دل»ش، مجلسی همسو با دولت را می طلبد!!؟
این در حالیست که ورود اینچنینی دولت برای تحت الشعاع قرار دادن انتخابات ملت، خود به نوعی شبهه افکنی در سلامت انتخابات و تلاش برای هدم مردم سالاری بوده و اقدامی بدیع است که جز از برخی رجال دولت اعتدال از کس دیگری بر نمی آید.
دخالت رسمی دولت حقوقدان در انتخابات مردم
اینچنین بود که ۱۴ انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه‌های کشور وابسته به دفتر تحکیم وحدت در بیانیه‌ای اعلام کردند: دولت باید قانوناً در انتخابات بی‌طرف باشد و فراجناحی عمل کند ولی سخنان اخیر رئیس جمهور در دفاع از یک جناح سیاسی خاص زیرپا گذاشتن قانون بود.در این بیانیه با بیان اینکه مطابق قانون اساسی وظیفه احراز صلاحیت نهایی داوطلبان مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری بر عهده شورای محترم نگهبان است، تصریح شده است: لازم است همگان اعم از مسئولین دولتی و غیردولتی به ویژه شخص رییس جمهور به قانون تمکین کرده و آن را فصل الخطاب بدانند. هیچ کس از شخص رئیس جمهور گرفته تا جریانات سیاسی، حق توهین و تعیین تکلیف برای شورای نگهبان را نداشته و حق ندارند خود را فراتر از قانون بدانند. ۱۴ انجمن اسلامی وابسته به تحکیم وحدت با بیان اینکه متاسفانه عده‌ای معلوم الحال و وابسته به جریان برانداز فتنه ۸۸ از مدت ها قبل حمله به شورای نگهبان را آغاز کردند، اعلام کرد: شوربختانه سخنان جناحی و بی اساس اخیر ریاست محترم جمهور نیز این پازل ضد انقلاب را تکمیل کرد. سخنانی خلاف شرع و قانون و اخلاق در دفاع از یک جناح سیاسی خاص (که در برهه‌های حساس عدم اعتقادش به اصل نظام را نشان داده است) و در جهت تضعیف نهاد قانونی شورای نگهبان! « دولت باید قانونا در انتخابات بی‌طرف باشد و فراجناحی عمل کند ولی سخنان اخیر رئیس جمهور در دفاع از یک جناح سیاسی خاص زیر پا گذاشتن قانون بود. آقای رئیس اگر خدایی نکرده مجلسی مطابق میل شما و جناحی که به ناحق از آن طرفداری کردید شکل بگیرد باید گفت خدا به داد مردم برسد!».لازم است هشدار دهیم به شخص رییس جمهور، جریان سیاسی خاص که ناکارآمدی خود را در این سالها نشان داده است و پیاده نظامهای یکبار مصرف دولت ساخته انتخاباتی به نام تشکل دانشجویی! که مراقب باشید آتش آخرت را به ساختن دنیای دیگران نخرید»

تلاش برای باز کردن پای دشمن به انتخابات ملت
حسن روحانی اما علاوه بر این در سفر خود به ایتالیا نیز در اقدامی عجیب که نه‌تنها خلاف عرف دیپلماسی بلکه خلاف قانون محسوب می‌شود با اشاره به مسائل سیاست داخلی ایران و مسئله انتخابات گفت: « ما انتخابات بسیار مهمی در پیش رو داریم  و در این انتخابات نمایندگان دهمین دوره  مجلس شورای اسلامی  که مرکز قانونگذاری ماست  و  نمایندگان پنجمین دوره خبرگان رهبری انتخاب می شوند.انتخابات مجلس خبرگان رهبری مهم است چرا که اگر در  شرایط آینده مسئله ای پیش بیاید، برای رهبری آینده تصمیم گیری می کند. » همچنین حسن روحانی در ادامه اظهاراتش با اشاره به مسئله احراز صلاحیت‌ها گفت: « بسیار امیدوارم شورای نگهبان که یک نهاد بسیار مهم در جمهوری اسلامی ایران است به رفع نگرانی هایی که وجود دارد، اقدام کند.»
بسیار عجیب است که رئیس جمهور با وجود حضور چندین و چند ساله در عرصه سیاست و معرفی خود به عنوان حقوق‌دان در تشخیص مسائل سیاست اشتباه می کند. طبیعتاً حمله به شورای نگهبان -که پاسدار  و مفسر قانون اساسی می‌باشد- آن هم در خارج از کشور و در حضور خبرنگاران خارجی که اغراض آن‌ها در خبرپراکنی علیه انقلاب اسلامی و همه ارکانش کاملاً مشهود است نه‌تنها غلط است بلکه حتی تازه‌کار ترین افراد حاضر در عرصه سیاست نیز از انجام این کار پرهیز می‌کنند. گفتنی است اظهارات روحانی علیه شورای نگهبان آن هم در خارج از کشور از جمله اقدامات نابه‌جای رئیس جمهور است که ناشی از خوش‌بینی بیش از حد روحانی به هم‌پیمانان استراتژیک غربی خود محسوب می‌شود. همچنین این اقدام رئیس جمهور مشخص می‌سازد که انتخابات آتی این‌قدر برای او حائز اهمیت است که برای رسیدن به نتیجه مطلوب خود حتی در کشوری چون ایتالیا نیز از حمله به شورای نگهبان که همواره سدی در مقابل ساختارشکنی‌ها بوده خودداری نمی‌کند. این نشان می دهد که بعید نسیت روحانی برای تصاحب مجلس، روی کمک اجنبی ها و همپیمانان خارجی خود نیز حسابی ویژه باز کرده و بی تمایل نباشد که دشمنان ملت هم  برای تشکیل مجلسی همسو با دولت، به او کمک کنند.

خویشاوندسالاری دولت اعتدال
در حالیکه روحانی با ارائه این تحلیل ها و حملات به شورای نگهبان، سعی دارد تا از بدنه رای جماعت موسوم به اصلاح طلب برای بدنه لرزان رای خود کمک بگیرد، اخبار رسیده حاکی است که اتفاقا اصل نگرانی دولتی ها نه رد صلاحیت فتنه گران و برخی مدعیان اصلاح طلب که رد صلاحیت برخی از منسوبین نزدیک دولتی نظیر برادر آقای ج یا فرزند آقای ع و یا فامیل نسبی آقای ن و... است. شاید از همین بابت هم باشد که روحانی در سخنان خود اعلام کرد که به جهانگیری ماموریت داده تا با شورای نگهبان برای رد صلاحیت شدگان رایزنی کند. واقعیت این است که تلاش دولتی‌ها برای تقویت جریان همسو با خود در انتخابات مجلس مساله‌ای نیست که دولتی‌ها و حسن روحانی از بیان آن ابا داشته باشند.

حمایت از روحانی از بی بی سی و آمریکا تا نهضت آزادی
اظهارات روحانی در حالی از سوی دشمنان ملت و رسانه های وابسته به آنان مورد استقبال واقع شد که رئیس گروهک منحله نهضت آزادی هم از اظهارات هفته گذشته روحانی علیه شورای نگهبان استقبال کرد.ابراهیم یزدی در مصاحبه با ارگان فتنه درباره رد صلاحیت برخی وابستگان به فتنه گفت: مردم(!) انتظار دارند روحانی در برابر بی‌قانونی شورای نگهبان بایستد.آقای روحانی به حق این اقدامات شورای نگهبان را خلاف قانون اساسی تلقی کرده است. گفتنی است هاشم صباغیان اردیبهشت ۹۴ در مصاحبه با آرمان روحانی را از برخی جهات شبیه بازرگان  معرفی کرده بود.

جنجال‌آفرینی دولت برای فرار از پاسخگویی
جنجال آفرینی های انتخاباتی روحانی اما از دید فراکسیون روحانیت مجلس نیز به دور نماند. چنانچه آنان در نامه ای خطاب به روحانی نوشتند: سخنان شما در جمع فرمانداران موجب تأسف و تأثر شد و این‌ طور القا می‌کند که دولت برای فرار از پاسخگویی درباره مشکلات اقتصادی اقدام به جنجال‌آفرینی می‌کند. سخنان شما در جمع استانداران و مسئولان اجرایی انتخابات کشور بار دیگر تعجب علاقمندان به نظام و ارزش‌ها را برانگیخت و موجب تاسف و تاثر شد. جناب عالی براساس قانون اساسی باید پاسدار قانون اساسی باشید و به عنوان مجری انتخابات نباید موضعی اتخاذ کنید که شائبه  حمایت از یک جناح و باند جبهه سیاسی خاص د اذهان متبادر شود. آیا امروز و در آستانه دو انتخابات مهم تضعیف نهاد قانونی و مقدس شورای نگهبان جایز است.
حضرت امام راحل (ره) فرمودند همه باید مقید به این باشید که قانون را بپذیرید ولو برخلاف رای شما باشد. (صحیفه امام جلد ۱۴ صفحه ۳۷۷). دولت برای که دولت برای فرار از پاسخگویی در مورد مشکلات عدیده اقتصادی و پوشاندن ضعف‌های عمده خود این گونه جنجال‌آفرینی می‌کند که باید گفت که این ترفندها دیگر کهنه شده است و مردم با چشمی باز متوجه این حرکات هستند و در زمان مناسب اقدام مقتضی را انجام خواهند داد. بار دیگر به جنابعالی تذکر می‌دهیم که به سوگند خود پایبند باشید و از مواضع جناحی پرهیز کنید.

 

نه دی بهمن 94

پیام معنادار مکان عجیب نشست خبری روحانی و نخست وزیر ایتالیا در موزه شهرداری رم
تعامل با جهان زیر سم اسب رومی!
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

انتشار عکسهای رئیس دولت جمهوری اسلامی ایران در کنار (یا بهتر بگوییم زیر سایه) مجسمه امپراطور رومی فاتح ایران  در حال سوار بر اسب، چنان ناراحت‌کننده بود که ماجرای التماس دعای روحانی از پاپِ کاتولیکها را به حاشیه برد.   
این غفلت یا انفعال دولتیها در برابر رفتارهای تحقیرآمیز تعمدی غربیها و اروپاییها برای هر ایرانی باغیرت و عزتمندی دردآور است.
آیا در شهر رم، مکان دیگری برای انعقاد قرارداد و برگزاری نشست خبری وجود نداشت؟ اگر مشاوران رسانه ای رئیس جمهور و دست اندرکاران دولت متوجه پیام واضح انتخاب این مکان برای انعقاد قرارداد با ایتالیایی ها نشده اند پس در شایستگی و کاربلدی این مشاوران باید تردید جدی کرد و اما اگر فهمیده اند و هیچ واکنشی نشان نداده اند باید گفت یا نشانه انفعال و از سرِ ضعف در مقابله با تحقیر طرف مقابل بوده و یا نشانه اینکه در فهم سیاسی و درکشان از این رفتار، هیچگونه امر ناپسندی مشاهده نکرده اند که  این، نشانه غرب گرایی و غرب دوستی افراطی این دولتمردان است.

یعنی مشاوران رسانه ای روحانی، سواد  وحواس نداشتند؟!
حسین دهباشی، سازنده مستند انتخاباتی روحانی که مدتی است از تیم رسانه ای دولت جدا شده است، با انتشار عکس رئیس جمهور در کنار مجسمه فاتح ایران و اسبش، در صفحه شخصی خود در یک شبکه اجتماعی نوشت:
اطمینان دارم که رئیس‌جُمهورِ میهن‌دوستی چون آقای دکتر روحانی بعدا بسیار رنجیده، امّا یعنی مُشاورانِ فرهنگی و رسانه‌ای ایشان نیز سواد و حواس‌اش را نداشته‌اند؟ که لحظه‌ای تردید کُنند در انتخابِ بی‌سابقهء محل موزهء Capitoline شهرداریِ رُم برایِ برگزاریِ جلسهء رسمیِ روسای دو کشور و امضاء انبوهی از پیمان‌های تفاهم؟ آنهم در سایه مجسمه و زیرِ سُم اسبِ «مارکوس آئورلیوس آنتونیوس»؟ که ایرانیان را در عصرِ پارتیان و سلسلهء اشکانی به سختی شکست داده و مغلوبِ خود ساخته؟

تصمیم سازی جریان نفوذ
دکتر رضا سراج طی یادداشتی در کانال شخصی اش با اشاره به سفر روحانی به ایتالیا و استقبال از وی در شهرداری رم نوشت:ایشان در موزه  capitoline شهرداری رم و در زیر سم اسب‌های مارکوس آئورلیوس آنتونیوس مشغول انعقاد قرار داد با میزبان خود شدند.
این اقدام آقای روحانی را از سه منظر می توان تحلیل کرد:
1  غفلت ایشان و کم اطلاعی مشاورانشان از تاریخ
2  تصمیم سازی جریان نفوذ
3  معنادار بودن و حامل پیام بودن این اقدام
مارکوس آئورلیوس از امپراطوران روم بود که نقش برجسته ای در آخرین دوره جنگ های روم علیه پارت ها ( ایرانی ها ) داشت.

مارکوس آئورلیوس که بود؟
مارکوس آئورلیوس از امپراطوران روم بود که نقش برجسته ای در آخرین دوره جنگ های روم علیه پارت ها (ایرانی ها) داشت. وی در سال ۱۶۲ میلادی برادر خوانده اش ( لوسیوس وروس) که جانشین او در امپراطوری بود را به برای مقابله با گسترش نفوذ پارت ها در ارمنستان و غرب بین النهرین به جنگ با آنان فرستاد. لوسیوس علاوه بر اشغال ارمنستان و غرب بین النهرین (فرات تا رود خابور) تیسفون پایتخت اشکانیان را نیز فتح کرد و کاخ بلاش سوم را با خاک یکسان کرد و نواحی غربی بین النهرین را از دولت اشکانی جدا کرد.
این دوره از جنگ های رومیان که از سال ۱۶۲ میلادی آغاز شده بود، در سال ۱۶۶ میلادی با پیروزی رومی ها خاتمه یافت و مارکوس آئورلیوس (امپراطور روم ) القاب پارتیکوس و مادیکوس ( فاتح پارت ها و مادها ) را به لوسیوس اعطا کرد.

پسابرجام و مهار عمق استراتژیک ایران
 در حالی که غربی ها به شدت نگران نفوذ و اقتدار منطقه ای ایران به ویژه توسعه عمق راهبردی ایران در عراق و سوریه می باشند، انعقاد قرارداد در روم و در زیر سایه سم اسب مارکوس آئورلیوس که در زمان او بخشی از حوزه عراق و شام از پارت ها ( ایران ) جدا شد، حامل چه پیامی می تواند باشد؟!
گفتنی است پس از برجام، غربی ها با اقدامات گسترده ای از جمله تحریم های جدید و توسعه نفود در ایران، به دنبال مهار عمق راهبردی جمهوری اسلامی ایران در منطقه به ویژه در عراق و سوریه می باشند.

نه دی بهمن 94

پیام معنادار مکان عجیب نشست خبری روحانی و نخست وزیر ایتالیا در موزه شهرداری رم
تعامل با جهان زیر سم اسب رومی!
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

انتشار عکسهای رئیس دولت جمهوری اسلامی ایران در کنار (یا بهتر بگوییم زیر سایه) مجسمه امپراطور رومی فاتح ایران  در حال سوار بر اسب، چنان ناراحت‌کننده بود که ماجرای التماس دعای روحانی از پاپِ کاتولیکها را به حاشیه برد.   
این غفلت یا انفعال دولتیها در برابر رفتارهای تحقیرآمیز تعمدی غربیها و اروپاییها برای هر ایرانی باغیرت و عزتمندی دردآور است.
آیا در شهر رم، مکان دیگری برای انعقاد قرارداد و برگزاری نشست خبری وجود نداشت؟ اگر مشاوران رسانه ای رئیس جمهور و دست اندرکاران دولت متوجه پیام واضح انتخاب این مکان برای انعقاد قرارداد با ایتالیایی ها نشده اند پس در شایستگی و کاربلدی این مشاوران باید تردید جدی کرد و اما اگر فهمیده اند و هیچ واکنشی نشان نداده اند باید گفت یا نشانه انفعال و از سرِ ضعف در مقابله با تحقیر طرف مقابل بوده و یا نشانه اینکه در فهم سیاسی و درکشان از این رفتار، هیچگونه امر ناپسندی مشاهده نکرده اند که  این، نشانه غرب گرایی و غرب دوستی افراطی این دولتمردان است.

یعنی مشاوران رسانه ای روحانی، سواد  وحواس نداشتند؟!
حسین دهباشی، سازنده مستند انتخاباتی روحانی که مدتی است از تیم رسانه ای دولت جدا شده است، با انتشار عکس رئیس جمهور در کنار مجسمه فاتح ایران و اسبش، در صفحه شخصی خود در یک شبکه اجتماعی نوشت:
اطمینان دارم که رئیس‌جُمهورِ میهن‌دوستی چون آقای دکتر روحانی بعدا بسیار رنجیده، امّا یعنی مُشاورانِ فرهنگی و رسانه‌ای ایشان نیز سواد و حواس‌اش را نداشته‌اند؟ که لحظه‌ای تردید کُنند در انتخابِ بی‌سابقهء محل موزهء Capitoline شهرداریِ رُم برایِ برگزاریِ جلسهء رسمیِ روسای دو کشور و امضاء انبوهی از پیمان‌های تفاهم؟ آنهم در سایه مجسمه و زیرِ سُم اسبِ «مارکوس آئورلیوس آنتونیوس»؟ که ایرانیان را در عصرِ پارتیان و سلسلهء اشکانی به سختی شکست داده و مغلوبِ خود ساخته؟

تصمیم سازی جریان نفوذ
دکتر رضا سراج طی یادداشتی در کانال شخصی اش با اشاره به سفر روحانی به ایتالیا و استقبال از وی در شهرداری رم نوشت:ایشان در موزه  capitoline شهرداری رم و در زیر سم اسب‌های مارکوس آئورلیوس آنتونیوس مشغول انعقاد قرار داد با میزبان خود شدند.
این اقدام آقای روحانی را از سه منظر می توان تحلیل کرد:
1  غفلت ایشان و کم اطلاعی مشاورانشان از تاریخ
2  تصمیم سازی جریان نفوذ
3  معنادار بودن و حامل پیام بودن این اقدام
مارکوس آئورلیوس از امپراطوران روم بود که نقش برجسته ای در آخرین دوره جنگ های روم علیه پارت ها ( ایرانی ها ) داشت.

مارکوس آئورلیوس که بود؟
مارکوس آئورلیوس از امپراطوران روم بود که نقش برجسته ای در آخرین دوره جنگ های روم علیه پارت ها (ایرانی ها) داشت. وی در سال ۱۶۲ میلادی برادر خوانده اش ( لوسیوس وروس) که جانشین او در امپراطوری بود را به برای مقابله با گسترش نفوذ پارت ها در ارمنستان و غرب بین النهرین به جنگ با آنان فرستاد. لوسیوس علاوه بر اشغال ارمنستان و غرب بین النهرین (فرات تا رود خابور) تیسفون پایتخت اشکانیان را نیز فتح کرد و کاخ بلاش سوم را با خاک یکسان کرد و نواحی غربی بین النهرین را از دولت اشکانی جدا کرد.
این دوره از جنگ های رومیان که از سال ۱۶۲ میلادی آغاز شده بود، در سال ۱۶۶ میلادی با پیروزی رومی ها خاتمه یافت و مارکوس آئورلیوس (امپراطور روم ) القاب پارتیکوس و مادیکوس ( فاتح پارت ها و مادها ) را به لوسیوس اعطا کرد.

پسابرجام و مهار عمق استراتژیک ایران
 در حالی که غربی ها به شدت نگران نفوذ و اقتدار منطقه ای ایران به ویژه توسعه عمق راهبردی ایران در عراق و سوریه می باشند، انعقاد قرارداد در روم و در زیر سایه سم اسب مارکوس آئورلیوس که در زمان او بخشی از حوزه عراق و شام از پارت ها ( ایران ) جدا شد، حامل چه پیامی می تواند باشد؟!
گفتنی است پس از برجام، غربی ها با اقدامات گسترده ای از جمله تحریم های جدید و توسعه نفود در ایران، به دنبال مهار عمق راهبردی جمهوری اسلامی ایران در منطقه به ویژه در عراق و سوریه می باشند.

اجراي «قانون ويزا» با چند استثناي بي فايده/ نامه كري تأثير نداشت

رئيس كميته هسته‌اي مجلس، با اشاره به ابلاغ قانون بودجه 2016 آمريكا گفت: در اين نامه فقط چند استثناي بي‌فايده براي اجراي قانون محدوديت سفر به ايران اعمال شده و نامه كري به ظريف، تأثيري نداشت.
ابراهيم كارخانه‌اي در گفت وگو با خبرنگار مهر، با بيان اينكه در طول 6 ماه بعد از نهايي شدن برجام تا زمان اجراي آن، آمريكا بدعهدي‌هاي بسياري مرتكب شده است، اظهار داشت: با وجود اين بدعهدي‌ها تاكنون هيچ اقدام قاطع و متقابلي از سوي دستگاه ديپلماسي ما صورت نگرفته تا طرف مقابل دست از اين روال بردارد.
وي خاطرنشان كرد: در يكي از نمونه‌هاي مشخص بدعهدي آمريكا و نقض برجام، كه مربوط به تصويب و ابلاغ قانون ويزا در اين كشور بود، رئيس جمهور و رئيس مجلس و وزير امور خارجه ما همگي اعلام كردند كه اين كار، نقض برجام است و وقتي در اين رابطه جان كري نامه اي به مسؤولان ما داد، آقايان گفتند كه مساله حل شده و حتي آقاي عراقچي تصريح كرد كه مكاتبات ديپلمات‌ها در حكم سند است.
رئيس كميته هسته‌اي مجلس با اشاره به ابلاغ بودجه 2016 آمريكا، گفت: در اين ابلاغيه، با توجه به نامه جان كري به همتاي ايراني وي، چند استثناي بي‌فايده در رابطه با اجراي قانون محدوديت ويزا قائل شده اند، از جمله اين كه محدوديت ويزا درباره كساني كه سفرهاي ديپلماتيك به ايران دارند و يا كساني كه بعد از تاريخ 14 جولاي (23 تير 94) به ايران سفر كرده اند، اعمال نشود؛ يعني كساني كه تا قبل از اين تاريخ به ايران سفر كرده اند همچنان مشمول محدوديت ويزا هستند.
وي ادامه داد: به اين ترتيب، نامه جان كري تامين‌كننده اهداف و خواسته‌هاي جمهوري اسلامي در رابطه با فعاليت اقتصادي در عرصه بين‌المللي نيست و اين محدوديت رواديد اثر خود را گذاشته است.

اگفته هايي از عمليات اسارت تفنگداران آمريكايي؛ صدها موشك آماده شليك بود

ناگفته هايي از عمليات اسارت تفنگداران آمريكايي؛
صدها موشك آماده شليك بود

سردار حسين سلامي جانشين فرمانده كل سپاه با حضور در برنامه زنده تلويزيوني «نگاه يك» دستگيري نظاميان آمريكايي را يك پيروزي آشكار براي ايران در يكي از حساس‌ترين مقاطع انقلاب دانست و گفت: بعد از يك ساعت از دستگيري تفنگداران دريايي توسط سپاه، ناوهاي رزمي آن‌ها به نزديكي آب‌هاي ما آمده و فضاي آشوبي را حدود يك ساعت ايجاد كردند.

آن‌ها درخواست كردند كه بالگردشان به جزيره فارسي بيايد و نيروهايشان را ببرد اما بلافاصله رزمندگان نيروي دريايي سپاه به آن‌ها نهيب زده و اخطار دادند كه در اين صورت مورد اصابت قرار مي‌گيريد.

سردار سلامي گفت: آن‌ها هم به محض اخطار مقتدرانه سپاه، شروع به عقب نشيني كردند.

جانشين فرمانده كل سپاه خاطرنشان كرد: ما احتمال مي‌داديم امريكايي‌ها با يك خطا و اشتباه اقدامي كنند كه بايستي پاسخي درخور به آن‌ها بدهيم لذا بلافاصله شناورهاي موشك انداز سپاه روانه جزيره فارسي شدند.

وي با بيان اين‌كه صدها موشك آماده شليك بودند، گفت: به آمريكايي‌ها اخطار داده شد كه اگر ادامه دهيد، مورد اصابت جدي قرار مي‌گيريد و اگر اشتباه مي‌كردند، جهنمي از آتش برايشان ايجاد مي‌شد.

جانشين فرمانده كل سپاه افزود: در عرض 15 ساعت از شروع ماجرا، حجم ناوهاي امريكايي و فرانسوي و غيره به 25 فروند با آرايش خطي رسيد ولي هرچه نيروهاي ما جلوتر مي‌رفتند، عقب‌نشيني آن‌ها بيش‌تر مي‌شد به گونه‌اي كه همان ناو هواپيمابري كه تا 20 مايلي جزيره فارسي آمده بود، تا 75 مايلي عقب رفت.

سردار سلامي با بيان اين‌كه تماس‌هاي مكرري با وزارت خارجه از طرف آمريكايي‌ها بر قرار بود، گفت: آقاي ظريف به سردار فدوي گفته بود كه كري(وزير خارجه آمريكا) به شكل تمنا و خواهش درخواست مي‌كرد كه اين نيروها آزاد شوند.

ناگفته هایی از علامه مصباح درباره لیست های انتخاباتی اصولگرایان ملاک اصلی در تنظیم لیست، ضدیت با فتن

ناگفته هایی از علامه مصباح درباره لیست های انتخاباتی اصولگرایان
ملاک اصلی در تنظیم لیست، ضدیت با فتنه گران باشد
 
نویسنده : محسن منصوری
 

پس از مقام معظم رهبری علامه مصباح را در مقام نظر آرمانخواه ترین آرمان گرایان و در کسوت عمل، عامل ترین عمل گرایان می دانم.
خطاب به آنان که حضرت علامه مصباح و جریان سیاسی منتسب به ایشان را وحدت شکن و بازی بر هم زن معرفی میکنند مینویسم: چند روز مانده به انتخابات شورای شهر گذشته به اتفاق جناب آقای دکتر زارعی نماینده محترم تهران جهت ارائه گزارشی در خصوص انتخابات به محضر علامه مصباح مشرف شدیم. وقتی گزارش آقای زارعی به پایان رسید، حضرت علامه مصباح در خصوص احتمال رأی آوری گزینه های اصلاح طلب در انتخابات شورای شهر تهران مطالبی را بیان فرمودند. همزمان که فرمایشات ایشان را می شنیدم با خود می گفتم احتمال رای آوری اصلاح طلبان در این انتخابات بسیار پایین است و از موضعی نابخردانه، نگرانی حضرت علامه را بجا نمی دانستم. در طول نشستی که شاید کمتر از یک ساعت به طول انجامید حضرت استاد مکرر بر موارد زیر تاکید فرمودند: «بروید و اشتراکاتتان را با سایر لیست های اصولگرا بالا ببرید. ملاک اصلی در انتخاب مصادیق ضدیت با اصلاح طلبان باشد و نه ارادت به جبهه پایداری و...» موارد را شنیدیم و انتقال دادیم و متاسفانه به برخی عمل نکردیم و نتیجه شد آنچه نباید می شد. کمتر از یک هفته بعد حدود نیمی از اعضای منتخب شورای شهر از اصلاح طلبان بودند. باز هم به بصیرت سیاسی استاد ایمان آوردیم. خطاب به همه کسانی که پیش دستانه نسبت به جدایی شاگردان حضرت علامه از ائتلاف، ابراز نگرانی می کنند عرض می نمایم : آن زمان که تمام دوستان اصولگرا سنگ خود را بر سینه می زدند و بعضا در ظاهر پای میز همگرایی می نشستند و در عمل ستاد های موازی جریان متبوع خود را شکل می دادند تا شب انتخابات فهرست اختصاصی خود را بازنشر دهند، این پیر دیر سیاست بر همگرایی و افزایش اشتراکات تاکید داشت چه رسد به حال که ضرورت همگرایی بیش از پیش نمایان است.

 

جشن دولت بدون ملت

 

مردم لغو تحریم ها را باور نکردند، «هزینه های سنگین» را احساس کردند؛ جشن برجام را تحریم کردند
جشن دولت، بدون ملت
امام خامنه ای: نادیده گرفتن هزینه های سنگین برجام، بی صداقتی با ملت است
نویسنده : امیرحسین ثابتی
تعداد بازدید : 303

شاید برای نوشتن درباره روز اجرای برجام کمی دیر باشد اما واقعیت این است که در این روز اساسا اتفاق جدیدی بوقوع نپیوست که نیاز به نوشتن و یا تحلیل داشته باشد، زیرا همانطور که از قبل نیز بارها منتقدان برجام اعلام کرده بودند، به معنای واقعی کلمه زیرساخت تحریم ها سر جای خود باقی مانده است و در مقابل آن چیزی که از بین رفته، زیرساخت تاسیسات هسته ای ایران است.
اما واقعیت مهم تری از روز اجرای برجام وجود دارد و آن این است علیرغم اینکه طی دو سال گذشته و بعد از اعلام خبر توافق ژنو در آذر ۹۲، لوزان در فروردین ۹۴ و وین در تیر ۹۴ بخشهایی از حامیان دولت و طبقات مرفه در نقاط شمالی تهران به بهانه توافق هسته ای و لغو تحریم ها به خیابان آمده و ابراز شادمانی کردند، این بار پس از آنکه حتی بارها اعلام شده بود قرار است در روز اجرای برجام رسما تمام تحریم ها برداشته شود، هیچ واکنش اجتماعی مثبتی در این باره از سوی همان طیف خاص نیز صورت نگرفت و از همین گزاره می توان به خوبی فهمید امروز ادعای  لغو همه تحریم ها در دل توده های مردم چقدر باور شده است.
تاکید می کنم که از ابتدا نیز واکنش های متوهمانه اقلیت مرفه ساکن شمال تهران نمادی از خوشحالی توده های مردم نسبت به توافق هسته ای نبود اما نکته مهم اینجاست که این بار حتی این بخش از جامعه نیز نتوانستند روز اجرای برجام را بهانه ای برای یک واکنش اجتماعی مثبت نسبت به توافق هسته ای قلمداد کنند چرا که طی دو سال و نیم اخیر، گذر زمان و افزایش تجربه و ظرفیت فکری مردم، یک آدرس غلط را بیش از همیشه ابطال کرد و آن  جمله معروف حسن روحانی بود: «چرخ زندگی مردم  زمانی بهتر می چرخد که چرخ سانتریفیوژها کمتر بچرخد.»
همه واقعیت برجام و پسا برجام در همین رویداد مهم اجتماعی نهفته  است. چرا که اساس شکل گیری برجام هم در همین مساله ریشه داشت. برجام  تابستان ۹۴ منعقد نشد، خرداد ۹۲ به ثمر نشست، همان زمانی که آدرس غلط ارتباط دادن چرخ زندگی مردم با چرخ سانتریفیوژها توسط مردم باور شد و حالا دقیقا این گزاره اشتباه به سرعت در شیب ابطال افتاده است چرا که مردم به جای آرزوها، واقعیات را مشاهده می کنند که امریکا چطور در همان روز اجرای برجام تحریمهای جدید علیه ایران را اعمال می کند!
واقعیات برجام امروز  به خوبی به مردم نشان داده که در ازای از بین بردن ده تن اورانیوم غنی شده، بتن ریختن در راکتور اراک، از بین بردن چند هزار سانتریفیوژ، صدور مجوز بازرسی های بی سابقه برای آژانس و ... قیمت دلار حتی ۲۰۰ تومان هم ریزش ندارد و سقوط بورس ادامه دار است و دقیقا درس گرفتن از همین واقعیات اجتماعی تلخ و تحقیر کننده است که می تواند باعث جهش تاریخی یک ملت شود. اساسا اگر باور داشته باشیم که رشد اجتماعی و سیاسی مردم برای پیشبرد اهداف و آرمان های انقلاب چقدر مهم است، قطعا اذعان می کنیم که این مساله آنقدر ارزش دارد که حتی بیش از این نیز برای آن هزینه شود چرا که والاترین اهداف انسانی و آرمانی با وجود بهترین رهبر تاریخ نیز بدون آمادگی و رشد امت امکان تحقق ندارد! لذا امروز دیگر هر چقدر این بخش از سخنان حکیمانه رهبر انقلاب در ۱۲ آبان ۹۲ را مرور کنیم، کم است: «این تجربه (مذاکره با آمریکا در موضوع هسته ای) ظرفیّت فکرى ملّت ما را بالا خواهد برد؛ مثل تجربه‌اى که در سال ۸۲ و ۸۳ در زمینه‌ى تعلیق غنى‌سازى انجام گرفت، که آن‌وقت تعلیق غنى‌سازى را در مذاکرات با همین اروپایى‌ها، جمهورى اسلامى براى یک مدّتى پذیرفت. خب ما دو سال عقب افتادیم، لکن به نفع ما تمام شد. چرا؟ چون فهمیدیم که با تعلیق غنى‌سازى، امید همکارى از طرف شرکاى غربى مطلقاً وجود ندارد. اگر ما آن تعلیق اختیارى را - که البتّه به‌نحوى تحمیل شده بود، لکن ما قبول کردیم، مسئولین ما قبول کردند - آن روز قبول نکرده بودیم، ممکن بود کسانى بگویند خب یک ذرّه شما عقب‌نشینى میکردید، همه‌ى مشکلات حل میشد، پرونده‌ى هسته‌اى ایران عادى میشد. آن تعلیق غنى‌سازى این فایده را براى ما داشت که معلوم شد با عقب‌نشینى، با تعلیق غنى‌سازى، با عقب افتادن کار، با تعطیل کردن بسیارى از کارها مشکل حل نمیشود؛ طرف مقابل دنبال مطلب دیگرى است ... البتّه بنده همچنان که گفتم خوشبین نیستم؛ من فکر نمیکنم [از] این مذاکرات آن نتیجه‌اى را که ملّت ایران انتظار دارد، به‌دست بیاید، لکن تجربه‌اى است و پشتوانه‌ى تجربى ملّت ایران را افزایش خواهد داد و تقویت خواهد کرد؛ ایرادى ندارد امّا لازم است ملّت بیدار باشد.»

اهی به تقارن عجیب «تجاوز ملوانان آمریکایی» با «پرشدن قلب راکتور اراک با سیمان» اصحاب کدخدا و امداد آ

گاهی به تقارن عجیب «تجاوز ملوانان آمریکایی» با «پرشدن قلب راکتور اراک با سیمان»
اصحاب کدخدا و امداد آمریکایی!
 
 

چرا دقیقا چهارشنبه؟!  شاید این سوال، مهمترین و البته مغفول‌ترین سوالی بود که پس از انتشار نخستین اخبار مربوط به بازداشت ملوانان متجاوز آمریکایی به آبهای سرزمینی ایران باید پرسیده می‌شد. چرا آمریکایی‌ها دقیقا در روزی که جایگاه قلب رآکتور اراک با سیمان پر شد، دست به چنین ماجراجویی‌ای زدند؟!
آیا ارتباطی میان اقدامات دوستان داخلی آمریکا با آمریکا در کار بود؟! آیا اقدامات دقیق و زمان‌بندی شده دولت آمریکا با تحولات داخلی ایران کوک شده است؟! آیا صدقه‌‌ی آمریکایی‌ها از اموال خودمان، به خودمان(!) دقیقا در شب انتخابات مجلس از راه خواهد رسید؟! واقعا ارتباط جریان بزک شیطان بزرگ با نهان‌خانه‌ی شیطان تا کجاست؟
بدون تردید؛ چهارشنبه 23 دی‌ماه 94 یکی از تلخ‌ترین و عبرت‌آموزترین صفحات تاریخ این مُلک بود. در این روز قلب رآکتور آب سنگین اراک که یکی از افتخارات کم‌نظیر و غرورآفرین در صنعت ملی و بومی هسته‌ای ایران بود، با قلدری شیطان بزرگ از سینه رئاکتور مظلوم بیرون کشیده شده و حاصل دسترنج جوان دانشمندِ مومنِ انقلابیِ ایرانی، آنچنان با «سیمان»، بتن‌ریزی شد تا زین پس، دانشمند ایرانی، با تک‌تک سلولهای خویش؛ شیرفهم شود که کدخدای جهان کثیف مدرن کیست! این روز سیاه بدون تردید در تاریخ سیاسی این مملکت هرگز فراموش نخواهد شد. روزی که شعار «مامی‌توانیم» زیر کفشهای واکس‌خورده و یقه‌های تانخورده‌ی اصحاب دیپلماسی لبخند، لگدمال شد...
نگارنده‌ی این سطور تا قبل از چهارشنبه همچون بسیاری از ناظران رسانه‌ای؛ 23 دی‌ماه 94 را روزی سخت برای دستگاه دیپلماسی دولت آقای روحانی پیش‌بینی می‌کرد. روزی که رسانه‌های غیردولتی می‌توانستند با استناد به تخلفات متعدد در تخریب دستاورد ملی هسته‌ای اراک، ملت را نسبت به دور زدن متوالی خطوط قرمز نظام جمهوری اسلامی، هوشیار کنند. اما چنین نشد!
قلب رآکتور آب سنگین اراک در شرایطی از کار افتاد که برخلاف خط قرمزهای قطعی و مکتوب رهبر انقلاب، اولا هیچ تضمینی برای بازطراحی رئاکتور توسط دشمنان اسلام و انقلاب(!) ارائه نشده، ثانیا در قرارداد بی‌خاصیت و بدون ضمانت اجرای بازطراحی؛ هیچ اشاره‌ای به باقی ماندن هویت «آب سنگین» رآکتور نشده است! و این یعنی حاصل حدود یک دهه خون دل خوردن دانشمندان مملکت در یک دیپلماسی سرشار از گل و بوسه و لبخند به فنا رفته است!
دقیقا در چنین روزی که مردم، تخریب سرمایه‌های ملی‌شان را در کنار تشدید تحریمها و خالی‌تر شدن جیبها و تمسخر اقتصاد مقاومتی و دوختن چشمها بر دست اجنبی، نظاره می‌کردند؛ به یکباره گاوچرانها سر از خلیج فارس درمی‌آورند و اندک تعرضی به آبهای سرزمینی ایران می‌کنند و در ازای درست کردن جنجالی، رسانه‌ای در ایران و جهان، تن به بازداشت یک روزه‌ی ملوانان متجاوز خویش می‌دهند!

واقعا چرا دقیقا در این روز؟!
چرا آمریکایی‌ها دقیقا در روز تخریب رئاکتور اراک دست به چنین عملیات رسانه‌ای زدند؟! آیا قرار بود خبر اصلی  23 دی‌ماه 94 که بی‌شک؛ بخشی از کارنامه تاریک دوستان آمریکا به حساب می‌آمد، در سایه‌ی خبری ساختگی و بی‌خاصیت، گم شود؟ آیا قرار بود وزیر محترم امور خارجه کشورمان پس از مذاکره تلفنی با وزیر خارجه آمریکا در مورد ماجرای ملوانان، بار دیگر جلوی چشم ملت مظلوم ایران، خط قرمز «ممنوعیت هرگونه مذاکره‌ی غیرهسته‌ای با مقامات آمریکایی» را زیرپاگذارد تا التزام عملی ایشان به ولایت مطلقه فقیه برای چندمین بار به اثبات رسد؟!!
حقیقتا هدف از بازی پیچیده آمریکایی‌ها چه بود؟! هدف آمریکایی‌ها و البته جریان بزک شیاطین عالم در داخل کشور، هرچه بود، مهمتر از آن؛ بازی‌ای بود که بخش مهمی از رسانه‌های جبهه اسلام و انقلاب در آن گرفتار آمدند. بی‌پرده بگویم؛ برخی از دوستان رسانه‌ای ما این بازی را باختند! برخی عناصر سیاسی، رسانه‌ای و بعضا نظامی ما بدون آنکه قصد و عمدی در کارشان باشد دقیقا پازل عملیات روانی دشمن را تکمیل کردند! کار به جایی رسید که همین عزیزان در حالی که قطعا می‌دانند؛ ارتش آمریکا تحت فرمان رئیس‌جمهور این کشور است و نه کنگره؛ تجاوز ارتش آمریکا به آبهای سرزمینی ایران را توطئه جمهوری‌خواهان کنگره آمریکا خواندند!!! تا همچنان دولت تروریستی آمریکا را جریانی معتدل در مقابل کنگره نشان دهند! تمام صفحات رسانه‌های چهارشنبه و پنجشنبه پر بود از اخبار بی‌خاصیت ماجراجویی آمریکایی‌ها در خلیج فارس و در این میان کمتر کسی صدای سرازیر شدن خروار خروار سیمان به قلب صنعت هسته‌ای این کشور را شنید. اما گوشهای اهل بصیرت، گرفتار این هیاهو نگشت. صدای سیمانِ سرازیر شده از میکسر برادر صالحی در تاریخ ماند، همانطور که صدای سخنان وزیر محترم امور خارجه در شورای روابط خارجی آمریکا برای ثبت در تاریخ باقی ماند! همانجایی که وی خطاب به صحنه‌گردانان اصلی سیاست صهیونیستی آمریکا؛ وابستگیِ «بقاء دولت آقای روحانی» به «تصمیم سیاستمداران آمریکایی» را بی‌پرده بیان داشت و در حالی که هیچگاه گمان نمی‌کرد فیلم سخنان وی در این لابی صهیونیستی و جاسوسی منتشر شود، راه جلوگیری صهیونیسم آمریکایی از بازنشستگی زودتر از موعد کدخداسالاران - در اثر شکست در انتخابات - را حمایت آمریکا از سیاست خارجی دولت فعلی معرفی کرد!

 

خسارت مدیریت نفتی ژنرال زنگنه، معادل 25 برابر بدهی ب.ز زنگنه معادل 5/6 سال یارانه مردم را به باد داد

خسارت مدیریت نفتی ژنرال زنگنه، معادل 25 برابر بدهی ب.ز
زنگنه معادل 5/6 سال یارانه مردم را به باد داد
زنگنه: جمع کردن پول یارانه، عذاب الیم است!
 

دکتر زاکانی یکشنبه گذشته در یک نشست خبری با موضوع بررسی قرارداهای جدید نفتی، برای نخستین بار از ضررهای این معاهده‌ی ننگین گفت و نسبت به خلق موارد مشابه دیگری از این زیان‌ها در اثر اجرای تیپ جدید قراردادهای نفتی هشدار داد. معاهداتی که به زعم زاکانی می‌تواند هزینه‌هایی را بارها سنگین‌تر از آنچه کرسنت تراشید، برای مملکت به همراه داشته باشد.
مهرداد بذرپاش هم دو روز بعد در نشست خبری خود اعلام کرد که جناب آقای زنگنه، وزیر نفت دولت آقای روحانی، در طول تصدی‌گری خود بر وزارت نفت، 72 میلیارد دلار به ملت ایران ضرر زده است. 72 میلیارد مورد اشاره آقای بذرپاش از جمع 54 میلیارد دلار (خسارت کاهش قیمت نفت در دوره وزارت زنگنه) و 18 میلیارد دلار(خسارت ناشی از رای دادگاه لاهه علیه ایران در پرونده  کرسنت) حاصل شده است.
ماجرا چیست؟ چگونه زنگنه توانسته در تمام سال‌های حضورش در صنعت نفت هزاران میلیارد تومان به مردم ضرر بزند؟

خسارتهای کرسنتِ اول
قرارداد کرسنت در سال 2001 و در زمان وزارت آقای زنگنه و با مدیریت ایشان منعقد شده بود. بر اساس مفاد این قرارداد که از طریق شرکت کرسنت و ما بین ایران و امارات منعقد شد، مقرر شده بود که ایران از سال 2005 میلادی، با لوله‌کشی در خلیج فارس، به میزان روزانه 500(و به اعتقاد برخی منابع 600) میلیون فوت مکعب  به امارات گاز صادر کند.
بنا به گفته مهرداد بذرپاش، که بسیاری از کارشناسان آن را تایید می‌کنند، طبق این قرارداد که مهندس زنگنه متولی عقد آن بود، گاز ایران به نصف مبلغ منطقه و یک چهاردهم تراز جهانی به امارات فروخته شده بود!
پس از کشف این موضوع، برخی مسئولان نفتی در دوره‌های بعد، این قرارداد را مصداقی از خیانت به منافع ملت خواندند و با توجه به فساد موجود در آن، خواستار لغو شدند. در سال 2009 امارات به دلیل عدم اجرای قرارداد توسط ایران، شکایتی را تقدیم دادگاه لاهه کرد. در صورت اثبات وجود فساد در این قرارداد، دادگاه لاهه می‌توانست راساً رای به لغو آن داده و مانع وارد آمدن خسارت فراوان به کشورمان شود. مسئله در حال پیگیری بود تا آنکه با پیروزی آقای روحانی در انتخابات 92، ایشان مجدداً آقای زنگنه را به عنوان وزیر پیشنهادی نفت معرفی کردند. به گفته مهرداد بذرپاش، تصدی مجدد بیژن زنگنه در وزارت نفت موجب شد دادگاه لاهه با این استدلال که "اگر ایشان در عقد قراداد فساد کرده پس چگونه دولت جمهوری اسلامی مجددا او را به عنوان وزیر نفت منصوب کرده است"،  این انتصاب را مصداق نقض ادعاهای ایران لحاظ و رای خود را علیه کشورمان صادر و ما را به پرداخت خسارت 18 میلیارد دلاری به امارات ملزم کرد.
جناب آقای نوبخت، سخنگوی دولت و رئیس سازمان برنامه و بودجه در برنامه‌ گفت‌وگوی ویژه خبری 28 دی 93 تاکید کرد: ""هر یک دلاری که از قیمت نفت کاسته می‌شود، 1000 میلیارد تومان از درآمدهای کشور کاهش می‌یابد."  بدین ترتیب و با احتساب میزان افت قیمت نفت در دولت آقای روحانی و ضرب آن در تعداد روزها، مبلغ 54 میلیارد دلار حاصل شده است.
اگر بخواهیم 72 میلیارد دلار(54+18) را به اعداد روشنتری برای جامعه تبدیل کنیم، نتایج جالبی به دست خواهد آمد. 72 میلیارد دلار با احتساب دلار 3600 تومانی(امروز)، رقمی معادل 260 هزار میلیارد تومان است.
دولت ایران هر ماه مبلغی حدود 3400 میلیارد تومان به عنوان یارانه به مردم ایران پرداخت می‌کند. اگر 266 هزار و 400 میلیارد تومان در عدد مذکور تقسیم شود، این مبلغ به معنای 6 سال و 6 ماه یارانه کل ملت ایران خواهد بود.
مقایسه بزرگی این عدد با یکی از بزرگترین اختلاس‌های تاریخ ایران نیز نتیجه جالب‌تری پیش روی ما می‌گذارد. خسارت 72 میلیارد دلاری به ملت ایران، معادل 88 برابر یک اختلاس سه‌هزار میلیاردی است.
بدین معنا که اگر گفته‌های بذرپاش مبنی بر خسارت 72 میلیاردی مدیریت آقای زنگنه بر وزارت نفت به ملت ایران را بپذیریم (ادعایی که بسیاری از کارشناسان نیز آن را تایید کرده‌اند)، بدین معنا خواهد بود که خسارت مدیریت آقای مهندس زنگنه به اقتصاد کشور، تا این لحظه حداقل 88 برابر اختلاس سه‌هزار میلیارد تومانی بوده است.
به یک معنای دیگر، اگر چنین خسارتی به اقتصاد کشور وارد نشده بود، دولت جمهوری اسلامی می‌توانست به هر یک از 78 میلیون نفر ایرانی، 3 میلیون و چهارصد هزار تومان به صورت بلاعوض اعطا کند. بدین صورت یک خانواده 4 نفری می‌توانست نزدیک به 13 میلیون و 600 هزار تومان دریافت کنند. این در حالی است که در دولت آقای روحانی هنوز وام ازدواج زوج‌های جوان نیز متوقف است.
مقایسه میزان خسارت مدیریت آقای زنگنه بر وزارت نفت، با بدهی 2.8 میلیارد دلاری بابک زنجانی به وزارت نفت نیز معنای جالبی به خود می‌گیرد.  خسارت 72 میلیارد دلاری معادل 25 برابر بدهی بابک زنجانی به وزارت نفت است.

کرسنت‌های جدید در راه است!  
اما کرسنت و خسارت ناشی از کاهش قیمت نفت، تنها ثمرات مدیریت ژنرالها نبوده است. این روزها صحبت از کرسنتهای جدید شنیده می شود؛ قراردادهای جدید نفتی!
قراردادهای جدید نفتی را زنگنه با هدف آنچه "ترغیب خارجی‌ها برای سرمایه‌گزاری در صنعت نفت ایران" عنوان کرده بود، آذرماه امسال و در سالن سران تهران رونمایی کرد؛ قراردادهایی که از بدو نمایش محل ابهامات فراوانی بود و موجبات نگرانی کارشناسان و صاحب‌نظران را فراهم آورد. قراردادهایی که علیرضا زاکانی می‌گوید با استعانت از انگلیسی‌ها تدوین شده و بخش‌های زیادی از آن هم‌چنان محرمانه باقی مانده است: «متن قراردادهایی که هشتم مهرماه در دولت تصویب کردند 13 برگ بیشتر نیست، و در آبان ماه امسال توسط زنگنه ابلاغ شد. این سیزده صفحه برای هیئت تطبیق مجلس هم آمد، در حالی که اصل قرارداد 70 صفحه با متن انگلیسی و مشتمل بر موارد متعدد حقوقی است که به هیچ وجه رونمایی نشد» اگر آن طور که ادعا می‌شود، این معاهدات نتیجه‌ی بیشتر از دو سال کوشش و پژوهش زنگنه و دوستان باشد، به نظر نمی‌رسد دلیل چندان موجهی برای پنهان‌کاری و عدم انتشار متن کامل آن‌ها از سوی دولت وجود داشته باشد. به هر ترتیب آن طور که نمایندگان می‌گویند، حتی مجلس شورا نیز از محتوا و جزییات کامل این قراردادها بی خبرند.
با این همه انتشار همان متن خلاصه‌ی قراردادها نیز، نتوانست مانع از بروز گسترده‌ی انتقادات شود؛ انتقاداتی که بیشتر به لگدمال شدن استقلال مملکت و حاکمیت ملی بر مخازن طلای سیاه اشاره داشت. از جمله دکتر ابراهیم رزاقی نویسنده کتاب «قراردادهای نفتی یا اسناد خیانت» معتقد است اجرای این معاهدات ایران را به دوران پهلوی می‌برد، و البته با شعارهای اساسی جمهوری اسلامی یعنی استقلال و آزادی در تناقض است. ابراهیم رزاقی معتقد است: «این شرایط و امتیازدهی به خارجی‌ها در دوران پهلوی‌ هم اتفاق افتاد؛ زمانی که شاه اختیار صنعت نفت و توسعه میدان‌های نفتی و فروش نفت خام را به شرکت‌های کنسرسیوم سپرد»
«دیگر پولی در جیب نداریم که برای کرسنت دو، سه و چهار و ... هزینه کنیم!» علیرضا زاکانی با اشاره به این موضوع، از تذکرات متعددی که برای این قراردادها به وزارت نفت و دولت داده شده است، پرده برداشت؛ تذکراتی که هیچ‌گاه گوش بدهکاری در دولت پیدا نکرد.  مهرداد بذرپاش دیگر نماینده مردم تهران در مجلس شورا نیز، ضمن انتقاد شدید بابت پنهان‌کاری درباره‌ی قراردادهای جدید نفتی، تاکتیک دولت در این موضوع را مشابه برجام دانست. وی هم‌چنین دولت را بابت «دور زدن» شورای اقتصاد سرزنش کرد و افزود: «در واقع این موضوع باید در شورای اقتصاد تصویب می‌‌شد، به همین دلیل امروز نیاز است آنچه را هیئت دولت تصویب کرده توسط هیأت تطبیق مصوبات دولت با قوانین مجلس بررسی شود.»
علیرغم حجم انبوه انتقادات و نظرات کارشناسان مختلف، ژنرال نفتی روحانی ترجیح می‌دهد به اجرای چراغ خاموش نقشه‌ی تازه ای که برای سرمایه‌های ملی کشیده است، ادامه دهد. کسی چه می‌داند اجرای این IPC های زنگنه‌ساز، چه اندازه خسارت برای مردم ایجاد خواهد کرد. کرسنت‌های تازه‌ وارد می‌شوند!

نفت مفت!
شاید آن روزها که رضا قُلدر پادشاه توتالیتر ایران، به خاطر یک ضرر ۹۰۰ هزار پوندی از درآمدهای شخصی‌اش حاصل از عایدات فروش نفت، معاهده‌ی ویلیام دارسی را درون «بخاری» می انداخت، حتی تصور روزهایی را نمی‌کرد که کسی پیدا شود و بیش از 70 میلیارد دلار برای مملکت زیان بتراشد. اما ژنرال «نامدار» روحانی در روزهای صدارتش در دولت اصلاحات توانست با انعقاد یک قرارداد مبهم و پُرحاشیه رکورد پادشاهان قجر را در ضرر زدن به بیت المال بزند! قراردادی که همان زمان هم با اعتراض دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی همراه شد. حسن روحانی آن روزها با انتشار نامه‌ای خطاب به رییس دولت اصلاحات؛ انعقاد آن قرارداد را «غیرقانونی» و از طریق واسطه اعلام کرده بود و نسبت به تبعات سنگینی که می‌توانست برای مملکت به دنبال داشته باشد، هشدار داد.
زنگنه این روزها در حالی هفتمین دهه‌ی زندگی را می‌گذراند، که با دیپلماسی نفتی و منفعلانه، موجبات سقوط آزاد قیمت نفت را فراهم آورده است. نه برجام کارساز شد، نه دیپلماسی دهان پُرکن دولت توانست مانع از سقوط بیشتر و بیشتر قیمت نفت شود، ژنرال‌های نفتی دولت پیر شدند، آنقدر پیر که از پسِ حفظ بازار و مدیریت اوپک برنیایند. آنقدر که حتی اگر خیال چنگ و دندان نشان دادن‌ هم داشته باشند، کسی حتی از دور نترسد. دیپلماسی فرتوت ژنرال نامدار روحانی، قافیه را بدجوری به بنی‌سعود باخت! عربستان به خوبی توانست در سایه‌ی انفعال دیپلماسی نفتی روحانی، قیمت طلای سیاه را به قهقرا ببرد.
این رزوها در حالی نفت کانال ۳۰ دلاری را هم رد کرده است، که در بودجه‌ی عمومی امسال بشکه ای 72 دلار پیش بینی شده بود. این یعنی کسری، یعنی ضرر! با یک حساب و کتاب سرانگشتی ( با احتساب فروش روزانه تقریباً یک میلیون بشکه نفت خام و نرخ دلار 3600 تومانی)، معلوم می‌شود ناتوانی زنگنه در مدیریت بازار روزانه بیشتر از ۱۵۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰ تومان ضرر روی دست بیت المال گذاشته است.
بررسی نمودار قیمت نفت در سال جاری (یعنی تقریباً از مارس 2015 به این طرف) میانیگن قیمت نزدیک ۴۷ دلاری را نشان می‌دهد، که البته با تداوم روند سقوط آزاد قیمت‌ها، شرایط بد و بدتر نیز خواهد شد.
بررسی عملکرد بیژن زنگنه، در دوران هشت سال مدیریت پیشین وی در دولت اصلاحات بر وزارت نفت، نشان می‌دهد ناتوانی وی در مدیریت بازار و حفظ ارزش نفت ایران مطلبی سابقه دار است. بیژن زنگنه یک بار دیگر نیز و در سال ۱۳۷۷ با ناتوانی در مدیریت اوپک، قیمت نفت را به 12.4 دلار در هر بشکه رساند، یعنی کمترین قیمت نفت بعد از جنگ! که با توجه به پیش بینی درآمد 16 میلیارد دلاری پیش بینی شده در بودجه سال۷۷ ( بند 1-د، تبصره 29) و با احتساب فروش روزانه دو و نیم میلیون بشکه در روز در بودجه، ضرری بالغ بر سه میلیارد دلار بر کشور تحمیل کرد. این رقم با احتساب قیمت دلار 700 تومان در سال 77، به بیش از  ۲.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰ تومان خواهد رسید!
هم چنین بررسی نمودار میانگین قیمت سالانه نفت نشان می‌دهد، در روزهای استقرار دولت اصلاحات و البته وزارت ژنرال زنگنه، کمترین رکوردهای قیمت‌ نفت در تاریخ بعد از جنگ ثبت شده است.

260 هزار میلیارد تومان خسارت!
به هر ترتیب اگر قرار باشد تنها همین چند قلم ضرر را که مهندس بیژن نامدار زنگنه به جیب مردم و اقتصاد بیت المال وارد کرده، یعنی خسارت ۲.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰ تومانی سال ۷۷، و خسارت  ناشی از ارزان‌فروشی نفت در دوره جدید مدیریت زنگنه با هم جمع کنیم، به رقم خیره‌کننده‌ی 54 میلیارد دلار یا 200 هزار میلیارد تومان خواهیم رسید! که با احتساب خسارت 18 میلیارد دلاری کرسنت رقم خیره کننده 260 هزار میلیارد تومان (با احتساب دلار 3600 تومان) به دست می آید. بدیهی است البته تمام این اعداد و ارقام بدون در نظر گرفتن نرخ بهره و یا ارزش پول در سال‌های مختلف به دست آمده است. ضمناً اگر قرار بود خسارت‌های ناشی از ارزان فروشی نفت در دیگر سالهای دولت اصلاحات را به آمار فوق اضافه می‌شد، بدون تردید به ارقامی بیشتر از 200 هزار میلیارد تومان می‌رسید. ۲6۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰  تومان ضرر به بیت‌المال؛ تمام دستاورد سال‌های طولانی مدیریت زنگنه است!
۲6۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰  تومان! این تنها ضرری است که زنگنه بابت ناتوانی در مدیریت بازار در سال ۱۳۷۷ و امسال و البته از سربند ماجرای کرسنت به اموال کشور وارد کرده است. با این همه او دست بَردار نیست! مدل جدید قراردادهای نفتی، آن طور که نمایندگان تهران می‌گویند کرسنت‌های متعدد دیگری را خلق خواهد کرد.