كسب حضور قلب
عزيزم !
تو مناجات با حق را مثل تكلم با يكنفر بندگان ناچيز حساب نكن . چه شده است كه اگر با يك نفر از دوستان ، سهل است با يك نفر از بيگانگان ، اشتغال به صحبت داشته باشى مادام كه با او مذاكره مى كنى ، از غير غافلى و با تمام توجه به او مشغولى ، ولى در اشتغال به مكالمه و مناجات با ولى النعم و پروردگار عالميان بكلى از او منصرف و غافلى و به ديگر امور متوجهى !آيا قدر بندگان از ذات مقدس حق افزون است ؟ يا تكلم با آنها ارزشش از مناجات با قاضى الحاجات بيشتر است ؟ آرى و (شما) مناجات با حق را نمى دانيم چيست . تكاليف الهيه را سربار امور مى دانيم . البته امرى كه تحميل بر شخص شد و سر بار زندگى گرديد در نظر، اهميت نخواهد داشت . بايد سرچشمه را اصلاح كرد وايمان به خداوند و فرمايشات انبياء پيدا كرد تا كار اصلاح شود همه بدبختى ها از ضعف ايمان و سستى يقين است
(199).
موعظه 85: چگونگى كسب حضور قلب
عزيزم !
اين مطلب از امور ممتعنه
(200) نيست ... وقتى كه نفس توجه تام به يك امرى پيدا كرد از ملك بدن غافل مى شود... ولى افسوس كه ما به هر امرى توجه تام داريم جز به عبادت پروردگار، و از اين جهت استبعاد(201) مى كنيم . در هر صورت فراغت قلب از غير حق از امور مهمه است كه انسان بايد با هر قيمت هست تحصيل آن را بكند و طريق تحصيل آن نيز ممكن و سهل است . با قدرى مواظبت و مراقبت تحصيل مى تواند كرد بايد انسان مدتى اختيار طاير(202) خيال را بدست گيرد و هر وقت خواست از شاخه اى به شاخه اى پرواز كند آن را حفظ كند پس از مدتى مراقبت رام و آرام شود و توجه آن از امور متشتته منصرف شود و خير عادت او گردد - والخير عادة - و فارغ البال اشتغال به توجه به حق و عبادت او پيدا كند(203).
موعظه 86: شوق وصال
افسوس كه ما بيچاره هاى محجوب از معرفت ، از توجه به حق تعالى بى بهره ايم و از دوستى ذات مقدس او اطلاعى نداريم ، و دوستى حق را قياس مى كنيم به دوستى بندگان . اهل معرفت مى گويند حق تعالى براى محبوب خود رفع حجب (204) مى كند و خدا مى داند در اين رفع حجب چه كرامت هايى است ! غايت آمال (205)اولياء و نهايت مقصد آنها همين رفع حجب بوده (206).
موعظه 87: چگونگى محاسبه از نفس
اى عزيز!
قدرى از حال غفلت بيدار شو و در امر خود تفكر كن و صفحه اعمال خود را نگاه كن . بترس از آنكه اعمالى را كه به خيال خودت عمل صالح است از قبيل نماز و روزه حج و غيره آن ، خود اينها اسباب گرفتارى و ذلت نشوند در آن عالم ، پس حساب خودت را در اين عالم تا فرصت دارى بكش و خودت ميزان اعمالت را برپا كن و در ميزان شريعت و ولايت اهل بيت اعمال خود را نسج و صحت و فساد و كمال و نقص آن را معلوم كن و آنها را جبران كن تا فرصت هست و مهلت دارى و اگر در اينجا خود را محاسبه نكنى و حساب خودت را درست نكنى در آنجا كه به حسابت رسيدگى مى شود و ميزان اعمال برپا مى شود مبتلا به مصيبت هاى بزرگ شوى . بترس از ميزان عدل الهى و به هيچ چيز مغرور مباش و جد و جهد را از دست مده
(207).
موعظه 88: مقام عارفين
افسوس كه ما بيچاره هاى گرفتار حجاب ظلمانى طبيعت و بسته هاى زنجيره اى آمال و امانى (208) جز مطعومات (209) و مشروبات و منكوحات و امثال اينها چيزى نمى فهميم و اگر صاحب نظرى يا صاحبدلى بخواهد پرده از اين حجب را بردارد جز حمل به غلط و خطا نكنيم و تا در چاه ظلمانى عالم ملك مسجونيم (210) از معارف و مشاهدات اصحاب آن چيزى ادراك ننماييم . ولى اى عزيز! اولياء را به خود قياس مكن و قلوب انبياء و اهل معارف را گمان مكن مثل قلوب ما است .دلهاى ما غبار توجه به دنيا و متشهيات آن را دارد و آلودگى انغمار (211) در شهوات نمى گذارد مرآت (212) تجليات حق شود و مورد جلوه محبوب گردد. البته با اين خودبينى و خودخواهى و خودپرستى بايد از تجليات حق تعالى و جمال و جلال (213) او چيزى نفهميم ، بلكه كلمات اولياء و اهل معرفت را تكذيب كنيم و اگر در ظاهر نيز تكذيب نكنيم در قلوب تكذيب آنها نماييم (214).
موعظه 89: سكرات موت
ما گمان مى كنيم واقعه موت و سكرات (215) آن شبيه به اوضاع اين عالم است .عزيزم ! تو با يك مرض جزئى تمام معلوماتت را فراموش مى كنى پس ‍ چه معلوم ميشود با آن سختى ها و فشارها و مصيبت ها و وحشت ها!؟ اگر انسان دوستى كرد و به لوازم دوستى رفتار كرد و متذكر محبوب بود و از او تبعيت كرد، البته آن دوستى با ولى مطلق و محبوب مطلق حق ، مورد نظر حق و محبوب حق است .ولى اگر ادعا كرد و عمل نكرد بلكه مخالفت كرد ممكن است قبل از رفتن از اين عالم و در اين تغييرات و تبديلات و جلوه هاى گوناگون اين دنيا انسان از دوستى آن سرور منصرف شود، بلكه نعوذبالله دشمن شود با آن حضرت . اگر فرضا از اين عالم هم با محبت (اهل بيت ) منتقل شد گرچه به حسب روايات شريفه و آيات مباركه در قيامت از اهل نجات است و منتهى به سعادت شود، ولى در برزخ و اهوال (216) موت و قيامت انسان باز مبتلا است ، چنانچه در حديث است كه : (ما در قيامت از شما شفاعت مى كنيم ولى براى برزخ خود فكرى كنيد) (217). پناه مى برم به خدا از عذاب و فشار قبر و زحمت و عذاب برزخ كه در اين عالم هيچ چيز به آن شباهت ندارد. آن درى كه از جهنم به قبر باز مى شود اگر به اين عالم باز شود تمام موجودات آن هلاك مى شود. نعوذبالله منه (218).
موعظه 90: بزرگ شمردن اعمال
اى عزيز!
تمام (عمر) ما كه پنجاه شصت سال است ، فرض مى كنيم كه در آن قيام كنيم به جميع وظايف شرعيه ، و با ايمان صحيح و عمل صالح و توبه صحيحه از اين دنيا برويم . آيا اين مقدار اعمال و ايمان ما را چقدر جزا است ؟ با آنكه به حسب كتاب و سنت و اجماع جميع و ملل چنين شخصى مورد رحمت حق است و به بهشت موعود مى رود، بهشتى كه در آنجا مخلد در نعمت و راحت و مؤ بد در رحمت و روح و ريحان خواهد بود. آيا در اينجا مجال انكارى هست ؟ با اينكه اگر بناى جزاى عمل باشد - (به ) فرض باطل كه عمل ما جزايى داشته - اينقدرى كه عقل از تصورش كما و كي