صبر بر بلاها کتاب شرح امین الله
صبر بر بلاها کتاب شرح امین الله
صابرة على نزول بلائك
تحليل حقيقت دنيا
خداوند متعال انسان را در اين عالم با قوا و تمايلات ويژه اى آفريده است و به مقتضاى هر ميلى چيزى را خلق فرموده تا آن ميل به نتيجه وجوديش رسيده و وجودش لغو و بيهوده نگردد، در عين حال تمامى اين روابط طبيعى بين انسان و عالم ابزارى است براى رسيدن به هدف عالى از خلقت - كه بندگى خداوند متعال باشد - و نتيجه اش به تمام معنا در اين عالم نمى تواند ظهور كند بلكه در عالم كامل ترى از اين عالم ظهور كرده كه قرآن كريم از اين عالم به متاع تعبير كرده و از عالم ديگر به آخرت ، و ما الحيوة الدنيا فى الاخرة الا متاع (597)، (و زندگى دنيا در آخرت جز ابزارى نيست ) و كسانى كه به اين بازار با نگاه استقلالى بنگرند و همه فكر و توجه و همت خود را آن قرار دهند اين عالم براى آنها ابزار غرور و فريب مى شود قرآن مى فرمايد: و ما الحيوة الدنيا الا متاع الغرور (598)، (و زندگانى دنيا جز ابزار فريب نمى باشد) و چون ايشان با اين توجه از هدف حقيقى باز مى مانند و در نهايت چيزى جز خيالات عايدشان نمى شود، دنيا براى آنها سرگرمى و بازيچه و زينت مى شود، قرآن مى فرمايد: اعلموا انما الحيوة الدنيا لعب و لهو و زينة و تفاخر بينكم و تكاثر فى الاموال و الاولاد... (599) (و بدانيد كه حيات دنيا فقط بازيچه و سرگرمى و زينت و موجب فخر در بين شما و زياده طلبى در اموال و اولاد است ...) لكن ما ماءموريم آن گونه كه اين آيه مى فرمايد بوده باشيم كه : و ابتغ فيما آتاك الله الدار الآخرة و لاتنس نصيبك من الدنيا و احسن كما احسن الله اليك و لاتبع الفساد فى الارض ان الله لايحب المفسدين (600)، (و جستجو كن در آنچه خداوند به تو داده است خانه آخرت را و نصيب و بهره ات را از دنيا فراموش مكن و نيكى كند همان طور كه خدا به تو نيكى كرد و فساد را در زمين جستجو مكن زيرا خداوند فسادكنندگان را دوست ندارد)، روى اين حساب اگر تنها هدف و همت انسان رسيده به مقتضاى تمايلات ظاهرى خود باشد، اين جهان كه از جهت ظاهر به او نزديك است و ارتباط مستقيم با آن دارد و آن تمايلات را تاءمين مى كند، مى شود دنياى مذموم ، لكن اگر هدف و همت او ارتباط و رسيدن به عالم ابدى و ثابت باشد، از راه ارتباط صحيح با اين جهان ، مى شود دنياى ممدوح و از جهتى آخرت ، على عليه السلام مى فرمايد: للّه للّه و بالدنيا تحرز الاخرة (601)، (و به واسطه دنيا آخرت به دست مى آيد) و نيز مى فرمايد: فتزودوا فى الدنيا من الدنيا (602)، (پس توشه برداريد در دنيا از دنيا)، و تمامى آيات و روايات كه در مذمت دنيا آمده است با توجه به اين ديدگاه است و الا موجودات اين عالم و از جمله انسان و تمام خصوصيات وجوديش مخلوق و آيه حق تعالى مى باشند و از آن جهت كه ما را به حق تعالى مى رسانند، نيكو و زيبا مى باشند همان طور كه مى فرمايد: الذى احسن كل شئى خلقه (603) (خداوند آن كسى است كه خلقت هر چيزى را نيكو قرار داد) از اين جهت وقتى على عليه السلام شنيدند عده اى دنيا را مذمت مى كنند فرمود: (دنيا منزل صدق و راستى است براى كسى كه آن را تصديق كند و محل عافيت است براى كسى كه از آن فهم اتخاذ كند و خانه بى نيازى است براى كسى كه از آن توشه بردارد، مسجد انبياء الهى و محل نزول وحى خداوند و جايگاه نماز ملائكه او و مسكن دوستانش ، و وسيله تجارت اوليائش مى باشد كه در آن رحمت را كسب كردند و بهشت را از آن سود بردند(604)). و امام باقر عليه السلام به جابر فرمود: (اى جابر، مؤ منين اطمينان به دنيا پيدا نكردند به جهت باقى ماندنشان در آن و ايمن نيستند از رفتن به طرف آخرت ، اى جابر! آخرت خانه قرارست و دنيا خانه فناء و زوال است ، ولكن اهل دنيا، اهل غفلتند، و مؤ منين فقيهانى هستند اهل فكر و عبرت گيرى ، آنچه به گوشهاى خود مى شنوند ايشان را از ياد خداوند كر نكرده و آنچه از زينت مى بينند ايشان را از ياد خداوند كور نگردانيده است پس به ثواب آخرت رستگار شدند همان طور كه به آن علم رستگار گشتند(605)).
تحليل وجود بلا در دنيا
پس از اينكه ماهيت دنيا اجمالا روشن شد، بايد توجه شود كه اين گونه نيست انسان هر چيزى از امور دنيايى را كه بخواهد بدون هيچ گونه تحمل ناراحتى و رنجى بتواند به آن برسد، حتى اهل دنيا كه تمامى همتشان رسيدن به دنيا و شئون آن است ، آن را بدون رنج و زحمت به دست نمى آورند و اگر هم به دست آورند بدون هم و غم آن را حفظ نمى كنند زيرا اين عالم از امور متزاحم و متضاد تشكيل يافته است ، از تمايلات طبيعى گرفته تا تمايلات خيالى و وهمى ، به عنوان مثال ميل به تغذيه ايجاب مى كند كه انسان به طرف غذاى مناسب با طبيعتش دست دراز كند و آن را خورده و جزء وجودش گرداند اگر قوه جاذبه انسان كار نكند يا كار بكند لكن قوه دفعيه او كه مواد زائد را دفع مى كند، از كار افتاده باشد، آن ميل به هدف طبيعتش نمى رسد و همچنين كسى كه به واسطه ميل به تسخير اشياء مى خواهد حب به رياست طلبيش را به كار بندد، با ميل به تسخير افراد ديگر برخورد مى كند و تا با وسايلى - چه خوب يا بد - آن اميال را سركوب نكند به هدفش نايل نمى شود، و همچنين است ساير امور دنيا از صاحب مال و فرزند و مقام و شهرت و.. شدن لذا قرآن كريم مى فرمايد لقد خلقنا الانسان فى كبد (606)، (بتحقيق انسان را در رنج و تعب آفريديم ) هر چند كه حقيقت انسان ، خلقت اوليه زيبايى دارد و موجودات براى او و استفاده او آفريده شده اند همان طور كه قرآن مى فرمايد: الله الذى جعل لكم الارض قرارا و السماء بناء و صوركم فاحسن صوركم و رزقكم من الطيبات (607)، (خداوند آن كسى است كه زمين را براى شما قرار و آسمان را سازمانى قرار داد و شما را صورت داد پس آن را زيبا و نيكو آفريد و شما را از امور پاكيزه روزى نمود) و اين صورت و خلقت نيكو در سير به سوى حق تعالى ، زيباييش محفوظ مى ماند همان طور كه در آيه ديگر مى فرمايد: خلق السموات و الارض بالحق و صوركم فاحسن صوركم و اليه المصير (608)، (خداوند آسمانها و زمين را بر اساس حق آفريد و شما را صورت داد پس صورتهاى شما را نيكو قرار داد و بازگشت به سوى او است ). لكن در عين حال رسيدن به شؤ ن اين عالم بدون رنج و تحمل بلا ميسر نيست همان طورى كه على عليه السلام مى فرمايد: دار بالبلاء محفوقة و بالغدر معروفة لاتدوم اخوالها و لايسلم نزالها، احوال مختلفة و تارات متصرفة ، العيش فيها مذموم و الامان منها معدوم (609)، (خانه اى است كه به بلا پيچيده شده است و به مكر و حيله معروف است ، حالاتش دائمى نيست و فرود آمدگانش سالم نمى مانند، حالات مختلفى داشته و نوبتهايش دگرگون مى شود، خوشى - تبعيت از هواى نفس - در آن نكوهيده شده و امنيت از آن برچيده شده است ).
صابرة على نزول بلائك
تحليل حقيقت دنيا
خداوند متعال انسان را در اين عالم با قوا و تمايلات ويژه اى آفريده است و به مقتضاى هر ميلى چيزى را خلق فرموده تا آن ميل به نتيجه وجوديش رسيده و وجودش لغو و بيهوده نگردد، در عين حال تمامى اين روابط طبيعى بين انسان و عالم ابزارى است براى رسيدن به هدف عالى از خلقت - كه بندگى خداوند متعال باشد - و نتيجه اش به تمام معنا در اين عالم نمى تواند ظهور كند بلكه در عالم كامل ترى از اين عالم ظهور كرده كه قرآن كريم از اين عالم به متاع تعبير كرده و از عالم ديگر به آخرت ، و ما الحيوة الدنيا فى الاخرة الا متاع (597)، (و زندگى دنيا در آخرت جز ابزارى نيست ) و كسانى كه به اين بازار با نگاه استقلالى بنگرند و همه فكر و توجه و همت خود را آن قرار دهند اين عالم براى آنها ابزار غرور و فريب مى شود قرآن مى فرمايد: و ما الحيوة الدنيا الا متاع الغرور (598)، (و زندگانى دنيا جز ابزار فريب نمى باشد) و چون ايشان با اين توجه از هدف حقيقى باز مى مانند و در نهايت چيزى جز خيالات عايدشان نمى شود، دنيا براى آنها سرگرمى و بازيچه و زينت مى شود، قرآن مى فرمايد: اعلموا انما الحيوة الدنيا لعب و لهو و زينة و تفاخر بينكم و تكاثر فى الاموال و الاولاد... (599) (و بدانيد كه حيات دنيا فقط بازيچه و سرگرمى و زينت و موجب فخر در بين شما و زياده طلبى در اموال و اولاد است ...) لكن ما ماءموريم آن گونه كه اين آيه مى فرمايد بوده باشيم كه : و ابتغ فيما آتاك الله الدار الآخرة و لاتنس نصيبك من الدنيا و احسن كما احسن الله اليك و لاتبع الفساد فى الارض ان الله لايحب المفسدين (600)، (و جستجو كن در آنچه خداوند به تو داده است خانه آخرت را و نصيب و بهره ات را از دنيا فراموش مكن و نيكى كند همان طور كه خدا به تو نيكى كرد و فساد را در زمين جستجو مكن زيرا خداوند فسادكنندگان را دوست ندارد)، روى اين حساب اگر تنها هدف و همت انسان رسيده به مقتضاى تمايلات ظاهرى خود باشد، اين جهان كه از جهت ظاهر به او نزديك است و ارتباط مستقيم با آن دارد و آن تمايلات را تاءمين مى كند، مى شود دنياى مذموم ، لكن اگر هدف و همت او ارتباط و رسيدن به عالم ابدى و ثابت باشد، از راه ارتباط صحيح با اين جهان ، مى شود دنياى ممدوح و از جهتى آخرت ، على عليه السلام مى فرمايد: للّه للّه و بالدنيا تحرز الاخرة (601)، (و به واسطه دنيا آخرت به دست مى آيد) و نيز مى فرمايد: فتزودوا فى الدنيا من الدنيا (602)، (پس توشه برداريد در دنيا از دنيا)، و تمامى آيات و روايات كه در مذمت دنيا آمده است با توجه به اين ديدگاه است و الا موجودات اين عالم و از جمله انسان و تمام خصوصيات وجوديش مخلوق و آيه حق تعالى مى باشند و از آن جهت كه ما را به حق تعالى مى رسانند، نيكو و زيبا مى باشند همان طور كه مى فرمايد: الذى احسن كل شئى خلقه (603) (خداوند آن كسى است كه خلقت هر چيزى را نيكو قرار داد) از اين جهت وقتى على عليه السلام شنيدند عده اى دنيا را مذمت مى كنند فرمود: (دنيا منزل صدق و راستى است براى كسى كه آن را تصديق كند و محل عافيت است براى كسى كه از آن فهم اتخاذ كند و خانه بى نيازى است براى كسى كه از آن توشه بردارد، مسجد انبياء الهى و محل نزول وحى خداوند و جايگاه نماز ملائكه او و مسكن دوستانش ، و وسيله تجارت اوليائش مى باشد كه در آن رحمت را كسب كردند و بهشت را از آن سود بردند(604)). و امام باقر عليه السلام به جابر فرمود: (اى جابر، مؤ منين اطمينان به دنيا پيدا نكردند به جهت باقى ماندنشان در آن و ايمن نيستند از رفتن به طرف آخرت ، اى جابر! آخرت خانه قرارست و دنيا خانه فناء و زوال است ، ولكن اهل دنيا، اهل غفلتند، و مؤ منين فقيهانى هستند اهل فكر و عبرت گيرى ، آنچه به گوشهاى خود مى شنوند ايشان را از ياد خداوند كر نكرده و آنچه از زينت مى بينند ايشان را از ياد خداوند كور نگردانيده است پس به ثواب آخرت رستگار شدند همان طور كه به آن علم رستگار گشتند(605)).
تحليل وجود بلا در دنيا
پس از اينكه ماهيت دنيا اجمالا روشن شد، بايد توجه شود كه اين گونه نيست انسان هر چيزى از امور دنيايى را كه بخواهد بدون هيچ گونه تحمل ناراحتى و رنجى بتواند به آن برسد، حتى اهل دنيا كه تمامى همتشان رسيدن به دنيا و شئون آن است ، آن را بدون رنج و زحمت به دست نمى آورند و اگر هم به دست آورند بدون هم و غم آن را حفظ نمى كنند زيرا اين عالم از امور متزاحم و متضاد تشكيل يافته است ، از تمايلات طبيعى گرفته تا تمايلات خيالى و وهمى ، به عنوان مثال ميل به تغذيه ايجاب مى كند كه انسان به طرف غذاى مناسب با طبيعتش دست دراز كند و آن را خورده و جزء وجودش گرداند اگر قوه جاذبه انسان كار نكند يا كار بكند لكن قوه دفعيه او كه مواد زائد را دفع مى كند، از كار افتاده باشد، آن ميل به هدف طبيعتش نمى رسد و همچنين كسى كه به واسطه ميل به تسخير اشياء مى خواهد حب به رياست طلبيش را به كار بندد، با ميل به تسخير افراد ديگر برخورد مى كند و تا با وسايلى - چه خوب يا بد - آن اميال را سركوب نكند به هدفش نايل نمى شود، و همچنين است ساير امور دنيا از صاحب مال و فرزند و مقام و شهرت و.. شدن لذا قرآن كريم مى فرمايد لقد خلقنا الانسان فى كبد (606)، (بتحقيق انسان را در رنج و تعب آفريديم ) هر چند كه حقيقت انسان ، خلقت اوليه زيبايى دارد و موجودات براى او و استفاده او آفريده شده اند همان طور كه قرآن مى فرمايد: الله الذى جعل لكم الارض قرارا و السماء بناء و صوركم فاحسن صوركم و رزقكم من الطيبات (607)، (خداوند آن كسى است كه زمين را براى شما قرار و آسمان را سازمانى قرار داد و شما را صورت داد پس آن را زيبا و نيكو آفريد و شما را از امور پاكيزه روزى نمود) و اين صورت و خلقت نيكو در سير به سوى حق تعالى ، زيباييش محفوظ مى ماند همان طور كه در آيه ديگر مى فرمايد: خلق السموات و الارض بالحق و صوركم فاحسن صوركم و اليه المصير (608)، (خداوند آسمانها و زمين را بر اساس حق آفريد و شما را صورت داد پس صورتهاى شما را نيكو قرار داد و بازگشت به سوى او است ). لكن در عين حال رسيدن به شؤ ن اين عالم بدون رنج و تحمل بلا ميسر نيست همان طورى كه على عليه السلام مى فرمايد: دار بالبلاء محفوقة و بالغدر معروفة لاتدوم اخوالها و لايسلم نزالها، احوال مختلفة و تارات متصرفة ، العيش فيها مذموم و الامان منها معدوم (609)، (خانه اى است كه به بلا پيچيده شده است و به مكر و حيله معروف است ، حالاتش دائمى نيست و فرود آمدگانش سالم نمى مانند، حالات مختلفى داشته و نوبتهايش دگرگون مى شود، خوشى - تبعيت از هواى نفس - در آن نكوهيده شده و امنيت از آن برچيده شده است ).
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۲ ساعت 19:31 توسط رضوان محدث پور
|
به وبلاگ رضوان محدث پور خوش آمدید .تشکر از شما که اینجا تشریف آوردید از انتقاد مودبانه ات هرگز ناراحت نمیشم من یک خانم معلم ساده هستم گاهی نویسندگی هم می کنم ×××خدایا اصولگرا های خرماییی ما را خدایی کن تا هم خدا هم خرما نخواهند که اگر در هر عصری اینجور آدمها نبودند نه امام حسین تنها می شد نه امام حسن غریبانه صلح می کرد