از تحریف «اسلام انقلابی» تا شیفتگی در برابر فرهنگ انگلیسی بی سابقه ترین تندروی یک رئیس جمهور در تقابل با رهبر انقلاب
حاشیه سازی و افراط در پسا برجام
 

خشم اعتدالی!
حسن روحانی حتی در حد حرف هم به شعار اعتدال - ولو در معنا و مفهوم لیبرالیستی اش-  نتوانسته پای بند بماند. تندی و عصبانیت با منتقدان در الفاظ و در لحن سخنان روحانی دیگر آنقدر عادی شده که وقتی رئیس جمهور  در سخنانش منتقدان را مورد نوازش! قرار می دهد کسی تعجب نمی کند و خبر و تحلیل چندانی هم در مورد آن منتشر نمی شود؛ اما عصبانیت روحانی و لحن نامودبانه اش چندوقتی است وارد فاز جدیدی شده است.
بی شک جدی ترین حامی دولت پر اشتباه یازدهم، و در عین حال دلسوزترین و مشفق ترین منتقد اشتباهات دولت روحانی، کسی نیست جز رهبر معظم انقلاب؛ اما حسن روحانی هر از چندی بعد از بیان نقدهای حکیمانه و دلسوزانه  از سوی رهبر انقلاب، با لحنی دور از شان یک رئیس جمهور، موضعی کاملا آشکار در جهت خلاف فرمایش ایشان می گیرد. هر چند عملکرد و مواضع دولت روحانی طی حدود سه سال گذشته برخلاف بسیاری از جهتگیریهای تصریحی خرد و کلان رهبر انقلاب بوده است. از برجام خسارت بار  و عبورهای مکرر از خطوط قرمز اعلامی از سوی رهبری گرفته تا بی عملی دولت در اقتصاد مقاومتی و از لبخند برای دشمن تا  اخم به جناح مومن انقلابی و حمله به نهادهای قانونی ای مثل شورای نگهبان و .....
اما در پاره ای از موارد که تنها طی هفته گذشته دو نمونه از آن تکرار شد، شخص رئیس جمهور درباره مصادیق روشن و خاصی که رهبری موضع گرفته اند، اظهار نظر نموده است.

«زبان انگلیسی» به مثابه ناموس توسعه
بی شک سخن هفته گذشته روحانی درباره «زبان انگلیسی» بیانگر اعتقاد قلبی اوست چرا که در مراسم روز معلم دو سال قبل هم سخنانی شبیه به امسال درباره زبان انگلیسی بیان کرده بود. اعتقاد قلبی خودش است حتی اگر به توصیه مشاورش سریع القلم، بیان شده باشد. مشاوری که  به شهادت مقالات و سخنانش او را به منزله «تقی زاده» دهه نود بایستی درک کرد. مشاوری که در دی ماه 92 در اظهار نظری ذلیلانه و غیر علمی گفته بود: «کسی که زبان انگلیسی نمی‌داند، منطقی فکر نمی‌کند، چون تولید علم ۹۰ تا۹۵ درصد به زبان انگلیسی است و من شاهد این بودم که در کشوری مثل آلمان و فرانسه در دانشگاه فقط به زبان انگلیسی تدریس می‌شود. اگر رسانه ملی ما معتقد به توسعه و فهم بین‌المللی باشد نیمی از برنامه‌های خود را به زبان انگلیسی تولید و پخش می‌کند و با انرژی که این نهاد ملی دارد می‌تواند ظرف مدت دو سال در فرهنگ جامعه تغییر ایجاد کند!»
سابقه عملکرد روحانی در مسئولیتهای سابقش و همچنین مکتوباتش در حوزه اقتصاد و امنیت ملی نشان می دهد او از بن دندان به تفکرات لیبرالیستی در اداره کشور و توسعه به مفهوم غربی اش اعتقاد دارد و اهل فن می دانند که «زبان» رکن و پایه فرهنگ و تمدن و آموزش «زبان انگلیسی» رکن توسعه – بخوانید غربی شدن- است. بنابراین گویا به اعتقادات مقدس او اهانت شده که اینچنین و با سرعت موضع گیری می کند.

زبان انگلیسی عامل استعمار یا پیشرفت هند؟!
رییس جمهور یک روز پس از انتقاد رهبر معظم انقلاب درباره اصرار بر آموزش زبان انگلیسی به عنوان زبان انحصاری خارجی در کشور، گفت: «امروز شما ببینید در شبه قاره هند به خاطر اینکه این جمعیت عظیم به زبان انگلیسی تقریبا مسلط هستند شما ببینید که در IT چه کارهایی انجام داده‌اند و چه شغل بزرگی را این شبه قاره به دست آورده است، ما باید زبانی را یاد دهیم که در کنارش علم، راحت‌تر به دست آید و شغل بیشتر برای نسل جوان آینده به وجود بیاورد و ارتباط اقتصادی ما را با دنیا تسهیل کند.»
مثال رئیس جمهور هم جای تعجب دارد. آنها که اندک آشنایی با تاریخ دارند می دانند که زبان مردم هند پس از استعمار انگلیسی ها و بالاجبار و با ترفندهای بریتانیایی ها به انگلیسی تغییر یافت. هند از مهمترین مستعمرات بریتانیا بود و همچنان هم تحت سلطه فرهنگی و سیاسی غربیهاست. از اولین اقدامات استعمار گران برای هویت زدایی از ملتها و از بین بردن «استقلال طلبی» آنها تغییر زبان مادری مردم کشور هدف است. آیا روحانی معتقد است مسیر پیشرفت از  تحت سلطه قرار گرفتن و غربی شدن می گذرد؟ آیا روحانی حاضر است با همین صراحتی که در برابر نظر رهبر انقلاب درباره آموزش زبان انگلیسی موضع گرفت درباره مفاهیمی مانند «استقلال» و «عزت ملی» هم موضع بگیرد؟جالب آنکه مشاور مورد اشاره روحانی با روحیه «استقلال طلبی» هم مشکل دارد. سریع القلم دی ماه سال گذشته در سخنانی با بیان اینکه اگر کشوری نتواند به کشورهای دیگر قفل شود، نمی تواند راه پیشرفت را طی کند، تصریح کرد: «ما ایرانی ها باید واژه استقلال را مورد بازبینی جدی قرار دهیم و این را بدانیم که امنیت ملی کشور زمانی تامین خواهد شد که درآمد سرانه کشور به بالاتر از 10 و حتی 15 هزار دلار برسد.»
رهبر معظم انقلاب هفته گذشته در در دیدار جمعی از معلمان فرمودند: «من همین‌جا این حرفی را که گاهی هم گفته‌ام به مسئولین آموزش‌وپرورش [تکرار میکنم‌]؛ شاید به مسئولین محترم فعلی نگفته باشم امّا قبلها مکرّر گفته‌ام؛ این اصرار بر ترویج زبان انگلیسی در کشور ما یک کار ناسالم است. بله، زبان خارجی را باید بلد بود امّا زبان خارجی که فقط انگلیسی نیست، زبان علم که فقط انگلیسی نیست. چرا زبانهای دیگر را در مدارس به‌عنوان درس زبان معیّن نمیکنند؟ چه اصراری است؟ این میراث دوران طاغوت است، این میراث دوران پهلوی است. [مثلاً] زبان اسپانیولی؛ امروز کسانی که به زبان اسپانیولی حرف میزنند کمتر از کسانی نیستند که به زبان انگلیسی حرف میزنند؛ در کشورهای مختلف، در آمریکای لاتین یا در آفریقا کسان زیادی هستند. مثلاً میگویم؛ بنده حالا مروّج [زبان] اسپانیا نیستم که بخواهم برای آنها کار بکنم، امّا مثال دارم میزنم. چرا زبان فرانسه یا زبان آلمانی تعلیم داده نمیشود؟ زبانهای کشورهای پیشرفته‌ی شرقی هم زبان بیگانه است، اینها هم زبان علم است. آقا جان! در کشورهای دیگر به این مسئله توجّه میکنند و جلوی نفوذ و دخالت و توسعه‌ی زبان بیگانه را میگیرند؛ ما حالا از پاپ کاتولیک‌تر شده‌ایم! آمده‌ایم میدان را باز کرده‌ایم و علاوه بر اینکه این زبان را کرده‌ایم زبانِ خارجیِ انحصاریِ مدارسمان، مدام داریم می‌آوریمش [در مقاطع] پایین؛ در دبستانها و در مهدِکودک‌ها! چرا؟ ما که میخواهیم زبان فارسی را ترویج کنیم، باید یک عالَم خرج کنیم و زحمت بکشیم. [وقتی‌] کرسی زبان را در یک‌جا تعطیل میکنند، باید تماسهای دیپلماتیک بگیریم که چرا کرسی زبان را تعطیل کردید. نمیگذارند، اجازه‌ی دانشجو گرفتن نمیدهند، امتیاز نمیدهند، برای اینکه زبان فارسی را یک‌جا میخواهیم ترویج کنیم؛ آن‌وقت ما بیاییم زبان آنها را خودمان با پول خودمان، با خرج خودمان، با مشکلات خودمان ترویج کنیم. این عقلائی است؟ من نمیفهمم! این را داخل پرانتز گفتم، برای اینکه همه بدانند، توجّه کنند. [البتّه‌] نمیگویم که فردا برویم زبان انگلیسی را در مدارس تعطیل کنیم؛ نه، حرف من این نیست؛ حرف این است که بدانیم چه‌کار داریم میکنیم؛ بدانیم طرف میخواهد چگونه نسلی در این کشور پرورش بیابد،  و با چه خصوصیّاتی.»

باز تعریف دوگانه «افراطی – اعتدالی» در قالب «انقلابی – اعتدالی»
«اسلام انقلابی» کلیدواژه دیگری بود که مورد حمله حسن روحانی قرار گرفت. پس از آنکه رهبر انقلاب با صراحت در مقابل دو گانه «افراط - اعتدال» موضع گرفتند و از اینکه جوانان مومن انقلابی را افراطی بنامند انتقاد کردند، هر چند این دوگانه سازی از ادبیات رئیس جمهور و پدر معنوی دولت، هاشمی رفسنجانی حذف نشد اما کمرنگ گردید. اما هفته گذشته، روحانی به بهانه سالروز شهادت استاد مطهری به دست گروهک «فرقان»، مفهوم «اسلام انقلابی» را مغایر با انقلاب اسلامی و همنشین «افراطی گری» معرفی کرد و دست به بازسازی دوگانه «افراط - اعتدال» در قالب «انقلابی – اعتدالی» زد.
روحانی در سخنانی به مناسبت روز معلم گفت: «انقلاب اسلامی به معنای ایجاد تحرکی بزرگ در جامعه در عرصه‌های مختلف با هدف اسلام و ارزش‌های اسلامی است اما اسلام انقلابی بدان معناست که ما اصل را بر انقلاب و مبارزه قرار دهیم و صرفاً بخشی از اسلام را که ما را به جهاد و مبارزه دعوت می‌کند، قبول کنیم. یکی از مشکلات ما در زمان‌های پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در برابر برخی از گروهک‌ها این بود که آنها انقلاب اسلامی را نپذیرفته‌ بودند بلکه اسلام انقلابی را قبول داشتند! امروز باید کتب مطهری را بازخوانی کنیم و معلمان ما باید برای جوانان تشریح کنند که ما انقلابی اسلامی داریم و به دنبال اسلام انقلابی نیستیم.»

 «اسلام انقلابی»؛ مورد تاکید امام خمینی
و امام خامنه ای
این در حالی است که «اسلام انقلابی» از کلیدواژه های ادبیات حضرت امام خمینی و رهبر انقلاب است و در ادبیات این دو بزرگوار در مقابل اسلام سکولار و اسلام آمریکایی استفاده می شود. هر چند این صراحت بیشتر را هم باید مورد استقبال قرار داد. چرا که روحانی اعتراف کرده است اعتدالیون و جریان اعتدال نه تنها نسبتی با انقلابی گری و روحیه انقلابی ندارند که نقطه مقابل آن هستند.  حضرت امام خمینی در سخنانی در جمع طلاب و روحانیون می فرمایند: «هر روز ما در جنگ برکتی داشته‏ ایم که در همۀ صحنه‏ ها از آن بهره جسته ‏ایم. ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر نموده‏ ایم، ما مظلومیت خویش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نموده ‏ایم، ما در جنگ، پرده از چهرۀ تزویر جهانخواران کنار زدیم، ما در جنگ، دوستان و دشمنانمان را شناخته ‏ایم، ما در جنگ به این نتیجه  رسیده ایم که باید روی پای خودمان بایستیم، ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم، ما در جنگ ریشه‏ های انقلاب پر بار اسلامی‏مان را محکم کردیم، ما در جنگ حس برادری و وطن دوستی را در نهاد یکایک مردمان بارور کردیم، ما در جنگ به مردم جهان و خصوصاً مردم منطقه نشان دادیم که علیه تمامی قدرتها و ابرقدرتها سالیان سال می‏توان مبارزه کرد، جنگ ما کمک به افغانستان را به دنبال داشت، جنگ ما فتح فلسطین را به دنبال خواهد داشت، جنگ ما موجب شد که تمامی سردمداران نظامهای فاسد در مقابل اسلام احساس ذلت کنند، جنگ ما بیداری پاکستان و هندوستان را به دنبال داشت، تنها در جنگ بود که صنایع نظامی ما از رشد آنچنانی برخوردار شد و از همۀ اینها مهمتر استمرار روح اسلام انقلابی در پرتو جنگ تحقق یافت.»
رهبر معظم انقلاب هم در سال 69 در حرم رضوی می فرمایند: «مردم نباید فراموش بکنند که ما هرچه داریم، به برکت اسلام ناب و اسلام انقلابی است؛ اسلامیکه به فکر طبقات مستضعف و محروم است، نه اسلامی که در خدمت قدرتمندان و اغنیاست. بله، در دنیا کسان دیگری هستند که ادعای اسلام میکنند؛ اما اسلام آنها اسلام محمّد نیست؛ اسلام ابوجهل و ابولهب است؛ اسلام امریکاست.» همچنین ایشان در سال 78 در جمع بسیجیان می فرمایند: «دشمنی با اسلام انقلابی، اسلام امام، اسلام زندگی‌بخش، اسلامی که وقتی پرچمش برافراشته می‌شود، همه‌ی دنیا را به خود متوجّه می‌کند؛ همچنانی که امروز هم همین‌طور است. دشمنی با این اسلام به‌خاطر این است که اسلام، دست بیگانگان را از اینجا کوتاه کرد و منابع این کشور را از دست بیگانگان نجات داد. لذا امروز خدمت به ایران و خدمت به ملت ایران، عبارت از خدمت به اسلام است. هرکس که امروز اسلام انقلابی، اسلام امام، اسلام زندگی‌بخش و اسلام مبارزه با ظلم و ستم را گرامی بدارد نه آن چیزی که به نام اسلام در مقابل ظلم و ستم، تعظیم می‌کند! آن اسلام نیست، فریب است هرکس که امروز اسلام حقیقی و به تعبیر امام بزرگوار ما اسلام ناب محمّدی را تأیید و حمایت کند، اوست که برای ایران و ملت ایران، برای تاریخ ایران و آینده‌ی ایران و یکایک آحاد این ملت خدمت می‌کند.»  شبیه به همین تعابیر را ایشان سال گذشته و در جمع فرماندهان سپاه نیز فرمودند: «اسلامِ فقط عمل شخصی، اسلامِ سکولار، اسلام «یؤمن ببعض و یکفر ببعض»، اسلامی که جهاد را از آن خط بزنند، نهی‌ازمنکر را از آن خط بزنند و بردارند، شهادت فی‌سبیل‌الله را از آن بردارند، اسلامِ انقلاب نیست. اسلامِ انقلاب، همانی است که انسان در قرآن کریم -در آیات متعدّد الهیِ قرآنی- مشاهده میکند؛ به زبان خود ما هم [مشاهده میشود]؛ این وصیّت‌نامه‌ی امام است، این یادگارهای منطوق و مکتوب امام است. این اسلام ما است»

آیا «افراطی ها» ، دولت اعتدال را دچار بحران می کنند؟
هر چند هیچگاه از ابتدای روی کار آمدن این دولت نا کنون، «اعتدال» مصداقی در حرف، عمل، جهت گیری و برنامه های دولتمردان یازدهم نداشته است اما روحانی هواره با سخنانش نشان داده نقطه مقابل اعتدالی که از آن دم می زند – یا همان افراط – در معنای واقعی اش خود او و دولتش است. «افراطی» گری های اعتدالیون این روزها رو به فزونی است. افراطی  گری هایی که به لحاظ تاکتیکی و پراگماتیستی تکنوکراتها هم اگر به آن نگاه شود، سرنوشتی جز یک دوره ای بودن دولت اعتدال به بار نخواهد آورد.  افراط در حمله به منتقدان، افراط در دفاع بی مبنا از عملکرد پر اشتباه دولت، افراط در انداختن تقصیر همه مشکلات به گردن دولت قبل، افراط در دفاع خنده دار از برجام تو خالی، افراط در بیان عباراتی مانند «مردم تفاوت قبل از برجام و بعد از برجام را در زندگی خود احساس می کنند» و «آفتاب تابان» و ... افراط در حاشیه سازی، افراط در تکه پرانی و نیش و کنایه زدن به این و آن، افراط در اعتماد ساده لوحانه به غرب و آمریکاییها، افراط در سکوت در مقابل تحقیرشدنهای مکرر ملت و دولت ایران از سوی عربهای متحجر منطقه و ...
شاید عقلایی در جمع اعتدالیون باشند که این روزها به فکر بیفتند و کمی جلوی افراطی گری ها را بگیرند.

دولت حاشیه و فرار از پاسخگویی در قبال برجام خسارت بار!
اما در کنار این نمی توان از تمایل روحانی به حاشیه سازی برای فراموش شدن «بی کاری» و نه کم کاری دولت در رفع مشکلات اقتصادی کشور گذشت. حاشیه هایی که چند روزی ذهن همه رسانه های را درگیر می کند تا خسارتهای برجام در پسا برجام مورد غفلت قرار گیرد و منتقدان دولت نتوانند نقض تعهدهای مکرر کدخدا  و بی نتیجه بودن برجام  را به رخ دولت بکشند.
نکته دیگر اینکه همانگونه که در ابتدا اشاره شد روحانی عصبانی است و این عصبانیت را نمی تواند پنهان کند؛ شاید عصبانی از اینکه تحقق تفکرات توسعه محورش در اداره کشور با سد محکمی روبروست که هر از چندی می تواند با سخنانش همه آنچه حلقه های اعتدالی اعم از نیاورانیها، فرانکفورتیها و.... رشته کرده اند را پنبه کند.