مجهدان خلق 2
یک عضو سابق سازمان در کتاب خود، پیدایش یک نوع « عملیات نوظهور» در اقدامات تروریستی سازمان علیه دوست دوران پیش از انقلابش(حاکمیت فرقه ای) را اینگونه شرح داده است:
در پی ضربات شدید در اوایل سال 61 و لو رفتن بسیاری از خانه های تیمی، سازمان دستور داد افراد مشکوکی را که در حوالی خانه هایت یمی مشاهده می کردند، ربوده و سپس آنها را برای کسب اطلاعات مورد شکنجه قرار دهند. این عملیات نو ظهور توسط سازمان، «عملیات مهندسی» نام گرفت… تحلیل در مورد عملیات مهندسی نیز این بود که : کار مهندسی خیلی پیچیده تر از کار عملیاتی است و احتمال بریدن هست. ما شکنجه می کنیم چون مجبوریم ولی وقتی که حاکم شویم، نمی کنیم!.
… جنگ ما با رژیم، جنگ دو سازمان مهندسی است، هر کدام بیشتر شکنجه کند، برنده است. در پی این رهنمود سازمان در مرداد ماه 61، سه پاسدار به نام های طالب طاهری، محسن میر جلیلی و شاهرخ طهماسبی توسط افراد واحدهای عملیاتی مجاهدین در تهران ربوده می شوند. این سه پاسدار ابتدا به یک خانه تیمی در خیابان بهار برده می شوند. مسئولان درجه اول سازمان از جمله مهدی کتیرایی و حسین ابریشمچی برای کسب اطلاعات از آنها به این خانه می آیند و شروع به شکنجه پاسداران کمیته با ضربات کابل به کف پا و سایر نقاط بدن می کنند، با مشت دندان های آنها را می شکنند، روی پاهای کابل زده آب داغ می ریزند و به پشت کمر یکی از آنها، اتوی داغ می چسبانند. بعد با تزریق سیانور آنها را کشته و در یکی از باغ های اطراف تهران دفن می کنند.(راستگو، مجاهدین خلق در آیینه تاریخ، ص 60).
اما ابعاد واقعی آنچه که به نام عملیات مهندسی توسط سازمان انجام شد گسترده تر از آن بود که با گزارش خلاصه مزبور، بتوان آن را به طور کامل تبیین نمود. در مقدمه کیفر خواست “اصدقی“ فرمانده اول نظامی تهران در سال 61، شرحی از چگونگی کشف موضوع ارائه شده است. پش از مرور این مقدمه بخشی از اطلاعات موجود را برای تکمیل تصویر این فاجعه کم نظیر و بی سابقه بازخوانی خواهیم نمود.
مقدمه کیفر خواست اصدقی:( عین متن آورده شده است)
[یک]- پس از مفقود شدن برادر پاسدار کمیته مرکزی انقلاب اسلامی و برادر کفاش، ابتدا خسرو زندی یکی از عوامل شکنجه در تاریخ 22/5/1361 توسط مردم حزب الله، هنگام سرقت جهت انجام ترور، دستگیر می شود: و با توجه به شواهد و مدارک به دست آمده از لانه تیمی وی، محل دفن و اختفای اجساد شکنجه شده 3 تن از برادران کشف می گردد.
[دو]- بعد از یک سلسله پیگیری و با استفاده از اطلاعات قبلی، کلیه عوامل شکنچه گر مورد شناسایی واقع و تحت تعقیب قرار می گیرند؛ و طی چند رشته عملیات، عده ای از آنان معدوم و برخی دیگر دستگیر می شوند.
[سه]- از جمله افراد دستگیر شده در این رابطه، مهران اصدقی فرمانده اول نظامی گروهک تروریستی منافقین در تهران و یکی از عوامل اصلی شکنجه می باشد، که پس از دستگیری تا مدتها سعی در کتمان جزئیات و حقایق مربوط به این جنایت سهمگین می نماید. وی ، پس از بازداشت، با تنی چند از تروریست های منافق تحت مسئولیتش- از جمله محمدرضا نادری و خسرو زندی- مواجهه داده می شود و جرایم و اتهاماتش به وی تفهیم می گردد؛ ولی در جلسات اولیه بازجویی، صرفا به گوشه ای از جنایات بی شمار خود اعتراف می نماید ، و منافقانه و موذیانه از بیان جزییات شکنجه برادران پاسدار طفره می رود، و به بیان اکاذیب و مطالب ساختگی در رابطه با نحوه شکنجه این برادران می پردازد، و اطلاعات خود را خصوصا در رابطه با جریان شکنجه اظهار نمی دارد.
[چهار]- ابتدا اصدقی اظهار می دارد که سه جسد کشف شده در بیابان های باغ فیض متعلق به سه برادر پاسدار می باشد؛ ولی در تحقیقات بعدی، پس از گذشت یک سال و نیم، مشخص می شود که این سه جسد شکنجه و مُثله شده متعلق به دو برادر پاسدار شهید طال طاهری و شهید محسن میر جلیلی و برادر کفاشی به نام شهید عباس عفت روش بوده و پاسدار شهید شاهرخ طهماسبی در لانه تیمی دیگر، توسط افراد همین شاخه از گروهک منافقین مورد شکنجه واقع شده و جسدش در محل دیگری در اطراف شهر تهران انداخته شده است. البته جسد مذکور ، که به وسیله افراد این گروهک شکنجه و مورد ضرب و جرح شدید قرار گرفته بود، در آن ایام توسط مامورین انتظامی کشف، و به عنوان مجهول الهویه به پزشک قانونی منتقل و در یکی از قطعات بهشت زهرا دفن شده بود.
[پنج]- در سال 1363، در مراحل بعدی بازجویی، مهران اصدقی پس از گذشت یک سال و نیم از بازداشت خود، با مشاهده تمام و کمال مدارک و شواهد مستدل جنایات خود و پس از تفهیم کلیه جرایمی که مستقیما در آن دست داشته… به ناچار به جزئیات کاملا جدیدی از اعمال بسیار فجیع و ددمنشانه خود و سایر عوامل شکنجه اعتراف می نماید. برگه های بازجویی ارائه شده، سیر تدریجی اقاریر و همچنین جدیدترین اعترافات وی را نشان می دهد…
داد ستانی انقلاب اسلامی تهران- مرداد ماه 1363
مسئولان و عوامل اصلی «عملیات مهندسی»:
مسئولان:
1- مسعود رجوی: رهبری
2- علی زرکش یزدی؛ با نام مستعار “فرهاد رضوی“ : عضو مرکزیت- معاون رهبری
3- محمود عطایی؛ با نام های مستعار حسن کریمی و عسکر عضو مرکزیت- مسئول کل عملیات تروریستی و عملیات مهندسی.
4- مهدی افتخاری؛ با نام های مستعار عباس اراکی و فتح الله عضو شورای مرکزی- طراحی و هداست کننده عملیات تروریستی و عملیات مهندسی.
5- محمد مهدی کتیرایی؛ با نام های مستعار ید الله، رحیم و خلیل ؛ عضو شورای مرکزی – طراح و هدایت کننده عملیات تروریستی و عملیات مهندسی.
6- حسین ابریشمچی؛ با نام های مستعار محمود، شیرزاد و رحمت عضو مرکزیت نهاد- مسئول اجرایی عملیات تروریستی و عملیات مهندسی.
7- محمد شعبانی؛ با نام های مستعار حمید و نادر عضو مرکزیت نهاد- مسئول اجرایی عملیات تروریستی و عملیات مهندسی. ..........بقیه در پست ثابت یا بعدی
به وبلاگ رضوان محدث پور خوش آمدید .تشکر از شما که اینجا تشریف آوردید از انتقاد مودبانه ات هرگز ناراحت نمیشم من یک خانم معلم ساده هستم گاهی نویسندگی هم می کنم ×××خدایا اصولگرا های خرماییی ما را خدایی کن تا هم خدا هم خرما نخواهند که اگر در هر عصری اینجور آدمها نبودند نه امام حسین تنها می شد نه امام حسن غریبانه صلح می کرد