پرونده ویژه 9دی درباره ابعاد ملاقات یک فتنه گر با بهائیان/ هاشمی از تخلفات خانواده اش شرمنده باشد
جریان انحرافی
فائزه هاشمی رفسنجانی سومین فرزند رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، این روزها مجددا با اقدامات حاشیهساز خود به یکی از سوژههای رسانهای تبدیل شده است. حاشیه سازی ای که پرده از انحرافات عمیق او و جریان فتنه برداشته است. هر طور این اقدام را تحلیل کنیم، نافی انحرافی بودن جریانی که فائزه، یکی از عناصر آن است و در این ماجرای اخیر، آن جریان را نمایندگی می کند، نیست. اگر اقدام او را تکه ای از پازل پروژه برجامهای دیگر و زمینه ساز طرح مساله مذاکرات برای حقوق بشر در ایران بدانیم؛ اگر کار او را در راستای سفر چندی قبلش به آمریکا ارزیابی کنیم و نشانه دوباره فعال شدن جریان فتنه و بهائیت بدانیم؛ اگر دختر هاشمی، این اقدام را در راستای عادی سازی ارتباط با بهائیان و به رسمیت شناختن این فرقه صهیونیستی انجام داده باشد تا پروژه به رسمیت شناختن اسرائیل و دست کشیدن ایران از حمایت نیروهای مقاومت در منطقه را تکمیل کرده باشد؛ یا اگر اقدام او را همجهت با اعتقادات درونی و قلبی اش تلقی کنیم که مسبوق به سابقه نیز بوده است؛ و در آخر، حتی اگر دیدار او را در راستای حاشیه سازی و به انحراف کشاندن اذهان مردم و رسانه ها از عملکرد فوق ضعیف دولت روحانی در حل مشکلات معیشتی مردم بدانیم باز هم اطلاق عنوان «انحرافی» به جریانی که فائزه آن را نمایندگی می کند، تعبیر بامسمایی است. انحرافی عمیق و واقعی، نه تنها از اصول انقلاب که حتی از اصول اولیه اسلام. صراحت فائزه هاشمی در بیان عقاید ضد انقلابی خود حالا به صراحت در بیان عقاید ضد اسلامی رسیده است. حضرت امام خمینی به صراحت، بهائیان را کافر و نجس می خوانند و همین صراحت است که رفستجانی را مجبور کرد برای اولین بار در مقابل اقدام منحرف فرزندش موضع بگیرد؛ البته موضعی نرم و بی خاصیت. در پرونده این شماره نه دی تلاش کردیم گوشه هایی از انحرافات جریان فتنه و بهائیت و پیوند آنها با یکدیگر را منتشر کنیم.
مروری بر برخی اقدامات ضدانقلابی فائزه هاشمی رفسنجانی
کارنامه انحرافات یک فتنه گر
فائزه هاشمی به خانه یکی از اعضای ارشد فرقه بهائیت در ایران رفته و با جمعی از افراد بهائی در آنجا دیدار کرده است. این خبری بود که هفته گذشته همراه با عکسهایی از این دیدار منتشر شد. فردی که فائزه به دیدارش رفته فریبا کمالآبادی است. او همان فردی که فائزه به دیدارش رفته، یکی از 7 عضو شورای رهبری بهائیان در ایران است. فائزه که قبلا و پس از طی دوران محکومیتش گفته بود «زندان تجربه بسیار خوبی بود چرا که با زنان و مردان بزرگ ایرانی، بهائیها، اعضای مجاهدین خلق، اصلاحطلبان و کسانی آشنا شده که برای باورهایشان مبارزه میکنند. در ایران آزادیها بیش از پیش پس رفتهاند.» به دیدار همان کسی رفته است که چند سال پیش به همراه 6 عضو دیگر شورای رهبری بهائیان به علت ارتباطات گسترده با رژیم صهیونیستی و به جرم جاسوسی و اقدام علیه امنیت ملی بازداشت، محاکمه و نهایتا راهی زندان شد.
اقدام اخیر فائزه هاشمی البته مسبوق به سابق هم هست و او در گذشته نیز به دفعات چنین رفتارهایی را در قالب و مدلهای مختلف به نمایش گذاشته است، چنانکه مروری بسیار سطحی و رسانهای از زندگی او نیز موید همین مطلب است.
سوابق تحصیلی
معاون آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد پردیس میگوید دو سالی را در لندن دکتری خوانده است اما از تز حقوقبشری خود در دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات دفاع کرده است.
فرزند عضو هیأت موسس دانشگاه آزاد، که دست بر قضا قبل از ورود به دانشگاه چند سال هم پشت کنکور مانده ، علاوه بر مدرک کارشناسی ارشد و دکتری حقوقبشر، دارای کارشناسی ارشد حقوق بینالملل و همچنین کارشناسی علوم سیاسی و کارشناسی مدیریت هم هست و هم اکنون در رشته حقوق دانشگاه آزاد واحد پردیس که به گفته خودش "به دستور آقای دکتر جاسبی تاسیس کردیم" تدریس می کند و البته مدیر گروه هم هست.
از نکات جالب دوران دانشجویی فائزه هم آنکه او در دوران دانشجویی با فریبا داوودیمهاجر ضدانقلاب فراری و کاملیا انتخابیفر روزنامهنگار ضدانقلاب هم همکلاسیهای بوده است. فائزه مانند خواهر بزرگترش فاطمه با فرزندی از فرزندان آیتالله لاهوتی اشکوری امام جمعه سابق رشت و از دوستان اکبر هاشمی رفسنجانی ازدواج کرد. فائزه هاشمی در 16 سالگی همسر حمید لاهوتی شد که حاصل آن پسری به نام حسن و دختری به نام مونا است.
دوچرخه سواری زنان
دومین دختر اکبر هاشمی رفسنجانی، برخلاف خواهر بزرگتر، خیلی زود و از دوران ریاستجمهوری پدر وارد فعالیتهای سیاسی شد. نمایندگی پنجمین دوره مجلس شورای اسلامی، مدیرمسئولی روزنامه زن، عضویت در حزب کارگزاران و ریاست فدراسیون اسلامی ورزش زنان از جمله فعالیت های مهم اوست. فائزه در جریان وقایع سال 78 و همجنین سال 88 نیز نقشی موثری داشت.
اولین اقدام حاشیهساز فائزه در عرصه فعالیت های سیاسی فائزه هاشمی به زمان ریاست جمهوری پدر وی برمیگردد؛ او که در آن سالها به عنوان نائب رئیس کمیته ملی المپیک انتخاب شده بود توانست با حمایتهای پدر "فدراسیون اسلامی ورزش زنان" را پایهگذاری کرده و خودش نیز به مقام ریاست آن برسد؛ اظهارنظرهای بعدی فائزه هاشمی در این ایام در خصوص دوچرخه سواری زنان موجی از نارضایتی را میان مردم برانگیخت و این مساله به عنوان یک هنجارشکنی اجتماعی تا مدت ها مورد نقد مردم و مجامع فقهی و مذهبی و حتی سیاسی بود.
فائزه هاشمی در سالهای پایانی ریاست جمهوری پدرش برای نمایندگی پنجمین دوره مجلس شورای اسلامی نامزد شد و توانست به مجلس راه یابد؛ فائزه در آن زمان عضو فراکسیون اقلیت مجلس بود و عبدالله نوری، حسین مرعشی و مجید انصاری از چهرههای سرشناس آن فراکسیون بودند.
حمایت از فرح در روزنامه زن
فائزه هاشمی که از ابتدای حضور سیاسی خود به عنوان یک فعال فمنیست شناخته میشد همزمان با نمایندگی مجلس روزنامهای را با حمایت دولت اصلاحات و حتی تبلیغات خبرگزاریهای فرانسه و رویترز با نام "روزنامه زن" منتشر کرد. این روزنامه که دارای مشی فمینیستی و اصلاح طلبی بود با سردبیری ابراهیم نبوی و سپس مسعود بهنود (روزنامه نگار فراری ضدانقلاب) از ۱۷ مرداد ۱۳۷۷ تا ۱۷ فروردین ۱۳۷۸ منتشر شد؛ روزنامه ای که به دلیل توهین به حجاب اسلامی، حمایت از فمنیسم، چاپ کاریکاتوری توهینآمیز در خصوص دیه زنان و حمایت از فرح پهلوی ابتدا در بهمن ۱۳۷۷ به مدت دو هفته و بار دیگر در ۱۷ فروردین ۱۳۷۸ برای همیشه توقیف شد. رفتار روزنامه زن در توهین به ارزشهای اسلامی تا آنجا ادامه پیدا کرد که حتی عطاءالله مهاجرانی وزیر ارشاد وقت برای پاسخ در خصوص بیتفاوتی به این توهینها به مجلس کشیده شد و در نهایت نیز توسط نمایندگان ملت استیضاح شد و حتی بعدها نیز در ادامه انتشار ویژهنامه روزنامه زن باعث شد تا عیسی سحرخیز، عطاءالله مهاجرانی و فائزه هاشمی در فروردین ۱۳۸۲ به دادگاه انقلاب اسلامی احضار شوند.
ساندویچ خوردن در کوی دانشگاه!
فائزه هاشمی در دوران نمایندگی خود همچنین نقش مهمی در آشوبهای سال 1378 داشت و از جمله افرادی بود که به همراه مجید انصاری، محمدعلی ابطحی، اکبر گنجی، عبدالله نوری، فاطمه کروبی و موسوی لاری به تناوب در کوی دانشگاه تهران حاضر شده، سعی در تهییج معترضین داشت.
فائزه هاشمی در خصوص اتفاقات آن روزها می گوید: "یادم است که ما هر شب خانوادگی به کوی میرفتیم. مردم زیادی آنجا جمع میشدند. دانشجوها بودند. یکی از درگیریهای گروههای فشار با من هم، همانجا بود. یادم است هر بار که به کوی دانشگاه میرفتیم؛ جمعیتی از موافق و مخالف، جمع میشدند و بحث در میگرفت. یادم است گروههای فشار آنقدر عصبانی بودند که وقتی در ماشین نشستیم، آنها دور ماشین را گرفته بودند و میخواستند ماشین را بلند کنند. ماشین را تکان میدادند و حالت حمله داشتند. شرایطی بود که بچههای من از ترس زیر صندلی پنهان شده بودند. همه ترسیده بودند. یادم است یکبار که من رفتم، شلوار جین به پا داشتم. آنها اطراف من راه میرفتند، آن موقع حمله نمیکردند، فقط میگفتند که اگر زن من این را پوشیده بود او را میکشتم. حرفهای دانشجویانی را که مورد حمله قرار گرفته بودند میشنیدم. بعد از آن در مجلس، کمیته تحقیقوتفحصی فکر میکنم بعد از عید نوروز تشکیل شد که من رئیس آن شدم."
فائزه هاشمی در این دوران نه تنها رئیس شاخه زنان حزب کارگزاران سازندگی است بلکه سمت ریاست فدراسیون اسلامی ورزش زنان را که از سال ۱۳۶۹ بر عهده داشته را تا مرداد ماه ۱۳۹۰ که به دلیل تعلق نگرفتن بودجه از سوی سازمان تربیت بدنی تعطیل شد ادامه میدهد البته این پایان ماجرای حضور فائزه هاشمی در عرصه ورزش نبود و پس از آن نیز اخباری مبنی بر تلاش وی برای سازماندهی ترکیبی خاص در انتخابات کمیته ملی المپیک منتشر شد.
از کار اقتصادی در کانادا تا همکاری با مافیای لوازم آرایشی
فائزه هاشمی که با تابلوی حزب کارگزاران پدرش در انتخابات ششمین دوره مجلس شورای اسلامی شرکت کرده بود نتوانست به مجلس راهیابد. شکست فائزه هاشمی در انتخابات مجلس ششم باعث شد تا وی به قول خودش در مقطعی از سیاست کنارهگیری کند، البته برخی اخبار حاکی از افزایش فعالیتهای اقتصادی دختر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در این دوران است.
یکی از نزدیکان فائزه هاشمی در مورد فعالیتهای اقتصادی وی در کانادا میگوید: فائزه (هاشمی) در کانادا دارای یکی از بزرگترین و مجهزترین شرکتهای ساختمانی است که در مناطق جنگلی اقدام به ساخت ویلاهای بسیار شیک مینماید.
فرد مورد نظر در ادامه میافزاید: در کنار این کار فائزه با انتقال نقشههای ساختمانی به سبک اروپایی و آمریکایی به ایران، سود زیادی عایدش میشود.
وی همچنین اظهار میدارد: فائزه (هاشمی) علاوه براین دارای یک شرکت بازرگانی فعال در امر صادرات و واردات بوده که با همکاری باند مافیای صادرات لوازم آرایشی در جهان، اقدام به تجارت و سرمایهگذاری در این زمینه میکند.
دختران فیروزه ای فائزه
وی که پس از شکست پدرش در انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 از محمود احمدی نژاد از مخالفین جدی وی محسوب میشود در جریان انتخابات سال ۱۳۸۸ از میرحسین موسوی رقیب احمدینژاد حمایت کرد.فائزه از پرکارترین اعضای خاندان هاشمی در انتخابات ریاستجمهوری سال 88 بود که در حمایت از کاندیداتوری موسوی سنگ تمام گذاشت.
او در بزرگترین اجرای دختران فیروزهای در مراسم سالگرد دوم خرداد در ورزشگاه آزادی در حضور خاتمی و زهرا رهنورد دوران اصلاحات را تداوم دوران سازندگی دانسته و در توصیف دوران سال 88 گفت: در شرایطی بهسر میبریم که نکبت، خفت و خواری نصیب ملت ایران شده است. همچنین در آن زمان برخی از اخبار حاکی از آن بود که فائزه هاشمی در حمایت از میرحسین موسوی 200هزار مانتوی سبز با هزینه تقریبی 4 میلیارد تومان برای هدیه به دختران و زنان حامی میرحسین موسوی تدارک دیده بود.
پای ثابت تجمعات فتنه و سخنان صریح علیه رهبری و انقلاب
پایان انتخابات برای فائزه هاشمی، پایان فعالیتهای انتخاباتیاش نبود و از همان ابتدا در شکلگیری و تداوم تجمعها نقشآفرینی ویژهای کرد. او 26 خرداد، یعنی چهار روز پس از انتخابات، در تجمعی روبهروی جامجم مدعی شد که تمامی ناظران را هنگام شمارش و تجمع آرا بیرون کردند و صندوقها از قبل پر از رأی به احمدینژاد بود او در عین حال که پایه انتخابات را مخدوش میدانست، تعریضهایی هم به رهبر معظم انقلاب داشت.
ماجرای ساندویچ خوردن در میدان آزادی
روز 30 خرداد 1388، بار دیگر فائزه با شرکت در تجمع دیگری در خیابان آزادی، به تحریک معترضان به تداوم اغتشاشات پرداخت و به همین اتهام دستگیر شد. دستگیری فائزه بههمراه چهارتن از اعضای خانوادهی هاشمی در روز شنبه 30 خرداد در تجمع غیرقانونی چندان طول نکشید. حسن لاهوتی، فرزند فائزه همزمان با دستگیری وی، در مصاحبه با بیبیسی اعلام کرد که مادر و بستگانش بهدلیل شرکت در تجمع اعتراضی در روز شنبه دستگیر شدهاند و وی مدعی شد که از مادرش خواستهاند تا متعهد شود دیگر در تجمعات شرکت نکند و ظاهراً با توجه به عدم امضای این تعهدنامه، وی همچنان در بازداشت است. در جریان بازداشت یکروزه فائزه هاشمی، فشارها برای آزادی وی بسیار زیاد بود. تماسها درنهایت، آزادی او را یکروزه رقم زد.
چندی بعد اسماعیل کوثری، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در گزارشی که از دیدارهای هیئت منتخب مجلس با برخی از چهرههای سیاسی ارائه داد، اعلام کرد: آقای هاشمی گفتند که قصد داشتند بیانیهای در این خصوص (حوادث پس از انتخابات) صادر کنم اما کسی نیستم که زیر فشارها اقدام به صدور بیانیه کنم. منظور ایشان از اعمال فشار، دستگیری دخترشان در اغتشاشات بود. گویا دختر آقای هاشمی به ایشان گفته بود که من برای خوردن ساندویچ به آن خیابان رفته بودم اما من را دستگیر کردند.
فائزه هاشمی مدتی پس از آزادی نیز مدعی شده بود برگزاری جشن پیروزی از سوی احمدینژاد عامل اصلی اغتشاشات بودهاست. دختر کوچک هاشمیرفسنجانی مدت کوتاهی پس از آزادشدن در مصاحبه با یکی از سایتهای حزب کارگزاران، ضمن تکرار ادعاهای قبلیاش دربارهی تقلب در انتخابات مدعی شد که جمهوریت از نظام رخت بربسته و تبدیل به حکومت اسلامی شدهاست. هرچند فائزه هاشمی بعد از بازداشت یکروزه، مدتی حاشیهنشینی کرد و غیر از حرفهای پراکندهای در سطح رسانهها خبری از وی نبود اما در 16 آذر در جمع تعدادی از حامیان موسوی در واحد علوم تحقیقات دانشگاه آزاد سخنرانی داشت و همچنین در میان اغتشاشگران روز عاشورای حسینی در تهران حاضر شد. فائزه هاشمی همچنین یک بار دیگر در ۱ اسفند ۱۳۸۹ در خیابان ولیعصر بالاتر از تقاطع فاطمی بازداشت و مجدداً آزاد شد.
فائزه هاشمی: توی عمرم نگفتم مقام معظم رهبری!
در ادامه فائزه هاشمی رفسنجانی در پی انتشار مصاحبه وی با ماهنامه نسیم بیداری در اردیبهشت ۱۳۹۰ نسبت به نحوۀ انتشار و انعکاسِ مصاحبۀ مذکور ابراز نارضایتی کرده و با صدور تکذیبیهای، خاطرنشان کرد "تغییراتی در مصاحبه بدون اطلاع اینجانب – و بر خلاف توافقات از پیش صورت گرفته – انجام پذیرفته است، که شامل حذف و اضافۀ برخی کلمات و عبارات می باشد". فائزه هاشمی در اینباره می گوید: از قول من نوشته شده "مقام معظم رهبری"، من اصلا توی عمرم اینو نگفتم، همیشه میگم آقای خامنه ای! اصلا این برای من خوب نیست که از زبون من بنویسن مقام معظم رهبری، این حرف من نیست و اصلا به ادبیات من نمیخوره..."
شش ماه حبس تعزیری
او همچنین در فروردین ۱۳۹۰ در گفتگو با سایت "روزآنلاین" با اشاره به اعتراضی که مدتی پیش در شهرری به وی شده بود، گفت "در زمان شاه این شعبان بیمخ و دار و دستش بودند که مثل همین اراذل و اوباش با رفتار وحشیانه و جمع کردن رجالهها و لاتها با مخالفان خودشون برخورد میکردند. حالا هم متاسفانه همون ادبیات و همون روش با نام اسلام، انقلاب، دفاع از ارزشها و این حرفها انجام میشه. اداره مملکت الان با همین رجاله ها و اراذل و اوباش است." پس از این مصاحبه محسنی اژهای دادستان کل کشور در اردیبهشت ماه ۱۳۹۰، از تشکیل پرونده قضایی برای فائزه هاشمی به اتهام مصاحبه با این سایت ضدانقلاب خبر داد.
پس از تشکیل پرونده قضایی برای فائزه هاشمی به اتهام مصاحبه با سایت روزآنلاین وی که پیش از این در سالهای ۱۳۸۰ و ۱۳۸۲ در جریان توقیف روزنامه زن به دادگاه احضار شده بود در تاریخ ۳ دی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی صلواتی غیرعلنی محاکمه شد. فائزه هاشمی برابر حکم دادگاه به جرم فعالیت تبلیغی علیه نظام به شش ماه حبس تعزیری و ۵ سال محرومیت از فعالیت های سیاسی، فرهنگی و مطبوعاتی محکوم شد. فرزند رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام که در دوران زندان در اوین با اغتشاشات خود نظم زندان را بهم ریخته و پرونده دیگری نیز برای وی تشکیل شده بود 29 اسفند سال 91 از زندان آزاد شد. فائزه هاشمی که بابت بخش دوم محکومیتش پنج سال از فعالیتهای سیاسی، فرهنگی و مطبوعاتی محروم است نه تنها از هیچ کدام از این فعالیتها محروم نبود بلکه هر روز با رسانههای داخلی و خارجی که عمده رسانههای خارجی نیز ضد انقلاب بودند، مصاحبه میکرد و در انتخابات ریاست جمهوری سال 92 نیز بیکار ننشست.
فائزه در آمریکا هم به دیدار بهائیان رفته است
وی با اعتقاد به همان گفته سابق خود که "زمانی که زندانی بودم، کسانی را دیدم که از آنها به عنوان مردان و زنانی بزرگ یاد می کنم: بهایی ها، طرفداران مجاهدین، اصلاح طلبان؛ و در یک کلام تمامی کسانی که در ایران برای ایدههای خود مبارزه می کنند." اخیرا در سفر طولانی مدت خود به آمریکا در آنجا هم با اعضای ارشد فرقه ضاله بهائیت دیدار کرده بود.
ساید ضد انقلاب خودنویس در اینباره نوشته بود: فائزه هاشمی در آمریکا، مهمان خانوادهای بوده است که فرزندشان در ایران زندانی است و علیزاده طباطبایی، وکیل مهدی هاشمی، وکالت او را نیز برعهده گرفته است.
مردم، منتظر اقدام قوه قضائیه
اما این مجموعه اقدامات فائزه در حالی صورت میگیرد که خانواده هاشمی هرکدام به نحوی در سال های اخیر اقداماتی مانند رفتار او را انجام داده اند و هنوز هیچگونه برخوردی نه با او و نه با دیگر اعضای خانواده هاشمی در سطوح مختلف صورت نگرفته است. هفته گذشته هم آیتالله مکارم شیرازی از مراجع عالی تقلید اقدامات فائزه هاشمی را خلاف شرع اسلام و مستوجب تعقیب قضائی دانست و جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد نیز خواهان سلب مسئولیتهای وی در این دانشگاه شدند، از همین رو باید منتظر بود و دید که آیا قرار است از سوی نهادهای مربوطه با وی برخوردی صورت پذیرد و یا اینکه فائزه هاشمی رفسنجانی به دلیل انتساب به خانواده آقای هاشمی همچنان آزاد خواهد بود که مرزهای عقیدتی و قانونی مردم و کشور را خدشهدار کند؟
واکنش صریح آیت الله مکارم شیرازی به دیدار دختر رفسنجانی با بهائیان
اقدام فائزه هاشمی قابل تعقیب قضایی است
آیت الله ناصر مکارم شیرازی از مراجع تقلید هفته گذشته در آغاز درس خارج فقه خود در مسجد اعظم قم به ملاقات فائزه هاشمی با اعضای فرقه ضاله بهائیت واکنش نشان داد.
آیت الله مکارم گفت: من منتطر بود ببینم کسی اعتراض می کند دیدم خبری نیست، تا این که شنیدم پدر او اعتراض ملایمی کرده که جای شکرش باقی است، ولی چرا دیگران سکوت کردند.
این مرجع تقلید یادآورشد: مگر نهی از منکر آن هم منکری به این اهمیت لازم نیست، من به سهم خود این کار را شدیدا محکوم می کنم و معتقدم این جرم قابل تعقیب است، زیرا تقویت دشمنان اسلام و دشمنان نظام از نظر شرعی جرم حساب می شود و می توان مجرم را تعقیب کرد.
متن کامل سخنان آیت الله مکارم شیرازی بدین شرح است:
«شنیدیم دختر یکی از شخصیت های معروف سیاسی به دیدار دوستانه یکی از سران مجرم فرقه ضاله بهائیت رفته و در مجلسی زیر عکس یکی از سران این فرقه ضاله از او عملا تشکر کرده است.
اینجانب منتظر بودم ببینم کسی اعتراض می کند یا نه؟ دیدم متأسفانه خبری نیست. تا اینکه امروز شنیدم پدر او اعتراض ملایمی کرده که جای شکرش باقی است.
ولی چرا دیگران سکوت کردند؟ مگر این کار یکی از منکرات مسلم نیست؟ آیا جای نهی از منکر ندارد؟ بنده به سهم خود اینگونه کارها را شدیدا محکوم می کنم و معتقدم این جرم از نظر شرعی قابل تعقیب است، زیرا تقویت دشمنان اسلام و دشمنان نظام از نظر شرعی جرم محسوب می شود و می توان مجرم را تعقیب کرد.
باید توجه داشت مخالفت ما با فرقه ضاله، تنها به خاطر دشمنی آنها با اسلام و توطئه بر ضدّ مسلمانان نیست بلکه آنها به یقین جزء عوامل بیگانه مانند آمریکا و اسرائیل هستند.
مهم ترین مرکز این فرقه در آمریکاست و مرکز مهم دیگری از آنها در اسرائیل است و در طول تاریخ حیات منفور آنها، همواره دشمنان اسلام به عنوان یک ابزار از آنها استفاده کرده و می کنند و ممکن است این گونه کارها مقدمه ای برای به رسمیت شناختن آنها باشد.»
آیتالله تسخیری: قانون باید با او برخورد کند
دیدار دختر هاشمی با بهائیان دهن کجی به اسلام و انقلاب است
آیتالله محمدعلی تسخیری مشاور عالی رهبر معظم انقلاب اسلامی در امور فرهنگی جهان اسلام و منتخب مردم تهران در پنجمین دوره مجلس خبرگان رهبری درباره فرقه ضاله بهائیت و دیدار اخیر فائزه هاشمیرفسنجانی با اعضای این فرقه، گفت: بهائیت یک فرقه منحرف سیاسی است که به طور کامل ساخته و پرداخته دست انگلستان است و از اسرائیل و سرزمین فلسطین اشغالی هدایت میشوند و رهبرانشان جاسوس غرب هستند.
وی افزود: بهائیان یک حزب سیاسی و اساساً جاسوس هستند و نمیتوان گفت اقلیت مذهبیاند، بلکه ضد همه ادیان تلقی میشوند.
آیتالله تسخیری درباره دیدار فائزه هاشمیرفسنجانی با تعدادی از اعضای فرقه ضاله بهائیت، این اقدام را محکوم کرد و متذکر شد: این حرکت دهن کجی به دین اسلام و نظام اسلامی است و باید از جهات قانونی با آن برخورد شود.
واکنش آیت الله حائری شیرازی درباره اقدام فائزه هاشمی:
یهود برای استحاله تشیّع بهائیت را تأسیس کرد
آیت الله حائری شیرازی در پیامی نسبت به دیدار و مراوده [فائزه هاشمی] فرزند یکی از شخصیت ها با سران بهائیان واکنش نشان داد و این موضوع را در راستای تلاش دشمن برای استحاله تشیع و نفوذ کفار به اسلام دانست.
متن کامل این پیام در ادامه می آید:
بسم الله الرّحمن الرّحیم. یهود برای استحاله ی اسلام اهل سنت، وهابیّت تکفیری را جعل نمود و برای استحاله ی تشیّع، بهائیت را تأسیس کرد. وهابیّت، افراط در سنت گرایی است و بهائیت، افراط در تجدّد خواهی و سنت شکنی است.
حکم نجاست کافر برای برای پیشگیری از نفوذ کافر در اسلام و مسلمانان است. می بینیم مسیحیّت در یهود حل شد. چون حکم به اجتناب از آن ها را نداشت. اما اسلام به وسیله ی حکم نجاستِ کافر، مصونیّت یافت. اینکه علماء بزرگ نسبت به مراوده فرزند یک شخصیّت با افراد شناخته شدهی جریان کذایی (بهائیّت) موضع گیری میکنند؛ دلیلش استشمام عادی سازی روابط با ایشان است و عادی سازی، در جهتِ عکسِ مسئله ی نجاست کفار است.
معاون اول قوه قضائیه: دیدار فائزه با اعضای بهائیت زشت و قبیح بود
مطابق قانون با فائزه هاشمی برخورد میشود
حجت الاسلام محسنی اژهای معاون اول قوه قضاییه هفته گذشته در نشست خبری خود در خصوص اعلام جرم علیه فایزه هاشمی به واسطه دیدار با اعضای فرقه ضاله بهاییت گفت: این کار بسیار زشت و قبیح بود.
اژهای گفت: تا آنجا که من رصد کردم بسیاری از مردم، مراجع تقلید، علما و حتی پدر ایشان این کار را تقبیح کردند.
وی افزود: زشت تر از این کار این است که بعد از همه این تقبیحها و اینکه پدر ایشان به وی سفارش کردند که کارشان را جبران کنند وی عذرخواهی نکرد و حقیقتا جای تأسف دارد. معاون اول قوه قضاییه گفت: دستگاه قضایی هر جرمی که اتفاق بیافتد در نوع خود آن را دنبال میکند و این امر هم مانند سایر موارد به صورت مقتضی و طبق قانون و براساس آنچه که قانون معین کرده رفتار میشود. اژه ای همچنین درخصوص دستیگری زنی که گفته میشود از عوامل انفجار دفتر حزب جمهوری بوده است گفت: متأسفانه رسانههای مختلف از خودشان یک حدس و گمانهایی در مورد برخی مسائل دارند و آنرا به عنوان خبر منتشر میکنند. که این موضوع خوب نیست. وی افزود: درخصوص این قضیه نیز از افرادی اسم بردند که فلان نفر دستگیر شده یا به طور فرض فلان آقا دستگیر شده است. معاون اول قوه قضاییه تصریح کرد: این فرد هم اتهاماتی داشته و براساس این اتهامات از مدتها قبل در مورد وی اقدام قضایی صورت گرفته است و پلیس او را دستگیر کرده است اما الان آنطور که شنیده ام در بازداشت آنها نیست.
دکتر حسن عباسی: دیدار با بهائیان ادامه پروژه ای است که در آن باید ایران از سوریه خارج شود
موضع پدر فائزه هاشمی یک کار تاکتیکی بود
دکتر حسن عباسی، رئیس اندیشکده یقین در نشست بزرگداشت سوم خرداد و روز مقاومت با تاکید بر اینکه کسانی که بیشترین فاصله را از مردم دارند اعلام می کنند عصر حاضر عصر گفتمان است نه موشک، ادامه داد: این صحبت ها در زمانی گفته شده که آمریکا در عصر نهم موشک سازی خود است. پس از عبور از جریان موشک سازی به حقوق بشر می رسند که مسئله اول آن بهائی ها و سپس هم جنسبازان هستند. جریان لیبرالی نشان می دهد که امروز در عصر حقوق بشر به بهائی ها ظلم شده است و این گونه جا می افتد که فردی در حین رفتن برای خوردن ساندویچ به ناگاه با بهائی ها هم دیدار می کند. درحالی که این گونه نیست و در خانواده سیاستمداران کارکشته این گونه رفتار برنامه ریزی شده است.
عباسی افزود: سفرهای بی حساب و کتاب که همین افراد انجام می دهند در راستای همین پروژه است. حسین موسویان نزدیک به جریان قدرت نیز می باشد بعد از تبرئه شدن از جاسوسی در ایران به طور کل از کشور خارج شد و رفت پیش همان دوستانش در خارج از کشور نشست. سیستم نحله بهائیت، وهابیت و قادیات را انگلیسی ها به وجود آوردند.
وی با تاکید بر اینکه گروه های القاعده، النصره و داعش را که قرابتی با وهابیت دارند انگلیسی ها در صده های گذشته ایجاد کردند، خاطرنشان کرد: این رفتار نشان می دهد پروژهای در داخل کشور کلید خورده است که پروژه حساب شدهای است. این خانم که با بهائی ها دیدار می کند در سال های اخیر و حتی چند ماه گذشته بی سر و صدا به انگلیس و آمریکا رفت و آمد می کند. این رفتارها آگاهانه است تا پالس های خاصی را به دشمن بدهند.
کارشناس مسائل استراتژیک ادامه داد: وقتی که افراد نزدیک به حزب کارگزاران چنین سخنانی می گویند این اتفاق می افتد. پس از صحبت از گفتمان موشک و دفاع از جریان بهائیت در هفته های آتی باید منتظر دیدار با همجنس بازان نیز باشیم. جریان لیبرال که خود را اصلاح طلب و اعتدال معرفی می کند این دیدار را محکوم نمی کند بلکه معترض می شود که منتقدین به این دیدار، نگاه سیاسی دارند.
این استاد دانشگاه با اشاره به پروژه نرمالیزاسیون در کشور بیان داشت: نرمالیزاسیون یعنی اینکه اگر مشکلی در کشور وجود دارد بگذارید همان مشکل باقی بماند مثلا اگر می گوییم علوم انسانی ما غربی است و یا نظام بانکی ما ربوی است بگذارید همین شکل باقی بماند. آنها فقط به دنبال گرفتن رای از مردم هستند و همچنین به دنبال این می باشند که روحیه انقلابی را از مردم بگیرند.
رئیس اندیشکده یقین با تاکید بر اینکه پروژه ای در جمهوری اسلامی کلید خورده است که غیرت را از بین ببرد اظهار داشت: پس از این پروژه، پروژه دیگر به نام امید است تا امید کاذب ایجاد کنند. اینها افقی را ترسیم می کنند که مردم به 1+5 و نظام سلطه کولی بدهند. پس از اینکه سیستم هسته ای را بتن ریختند در اقدام بعدی این گفتمان را عنوان می کنند که نباید موشک ها را امتحان کنید. باید بدانید امنیت ما را اس 300 روسی تامین نمی کند بلکه موشکی که در داخل ساخته می شود تامین کننده امنیت کشور ما است. موشکی که امنیت ما را تضمین می کند موشکی است که امثال حسن تهرانی مقدم آن را می سازد.
عباسی با اشاره به سیستم بانکی یوترن بیان داشت: یوترن یک دور برگردان برای رصد کارهای ایران توسط آمریکا است. پروژه ایران هراسی در یوترن این است که آمریکا از ما بخواهد موشک هایمان را به او بدهیم.
وی با اشاره به اینکه نمایشگاه کوچک هولوکاست بنیان لیبرالیزم را به هم ریخت، ادامه داد: این صحبت جبران کردن که توسط پدر این خانمی که با بهائیت دیدار کرده گفته شده، یک کار تاکتیکی است. دیدار با بهائیان ادامه پروژه ای است که در آن باید قاسم سلیمانی و نیروی قدس از سوریه خارج شوند و کار را به وزارت خارجه بسپارند.
کارشناس مسائل استراتژیک در مورد پروژه حقوق بشر در کشور نیز بیان داشت: مرحله بعدی در پروژه حقوق بشر پس از دیدار با بهائیان دیدار با همجنس بازان است. بخش نظامی و سیستم موشکی تعدیل شده است. اینکه می گویند سیستم دفاعی کشور در این دولت بیشترین حجم را داشته است دروغ بزرگی است.
این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه برخی می خواهند روحیه انقلابی را از مردم بگیرند اظهار داشت: جناح سیاسی که یک عده اش با بهائی ها دیدار می کند و یک عده ای دیگر نیز به دنبال نرمالیزاسیون جامعه هستند مسئله اش این است که قرآن را بزنند.
هم نشینی عنصر فعال فتنه 88 با عضو ارشد فرقه بهائیت
همنوایی با اسرائیل؛ از فعالیت در فتنه صهیونیستی تا رفاقت با فرقه صهیونیستی
حضور فائزه هاشمی در میان بهاییان، برای چندمین بار خصلت و ماهیت این فرزند هاشمی رفسنجانی را مشخص کرد. هرچند که برای اولین بار پدر و مادر فائزه به نفع فرزندشان موضعی نگرفتند اما سوال های فراوانی از پس این دیدار به ذهن می رسد. سوال اول اینکه آیا این دیدار و پخش شدن تصاویر آن برنامه ریزی شده بود؟ آنچنانکه فائزه در گفت و گو با «یورونیوز» درباره این اتفاق گفته است: «این موج هم میگذرد من نگران نیستم، نگذشت هم مهم نیست باید هزینه داد.»
حال باید دید که فائزه قرار است برای چه دستاوردی هزینه بدهد و چه چیزی قرار است به دست آورد که هزینه آن باید دیدار با بهاییان باشد؟ جالب آنکه در شرایطی می خواهد این هزینه را بدهد که حتی پدرش هم دیگر پشت او نیست و آنطور که در اخبار آمده «هاشمی رفسنجانی در واکنش به دیدار فائزه هاشمی با عناصر بهایی گفته است: فائزه اشتباه بدی کرده و باید آن را تصحیح و جبران کند.»
این در حالی است که قبل از این هاشمی همواره پشت فرزندان خود می ایستاد و سعی می کرد خطای آنان را بپوشاند چنانکه از مهدی و فائزه همواره حمایت می کرد و به قول همسرش عفت مرعشی که معتقد بود رسیدگی به مسائل اقتصادی و امنیتی مهدی «پدرسوخته بازی» است، سعی می کرد مهدی را پاک و طاهر نشان دهد و همچنین حضور فائزه در میان اغتشاشگران سال 88 را به دلیل خوردن ساندویچ در آن منطقه عنوان کرده بود.
اما اینبار خطایی از فائزه سر زد که حتی پدر نیز تصور آن را نمی کرد و توقع چنین اشتباهی را از سوی فرزند نداشت؛ دیدار یک «آیت الله زاده با بهاییانی» که مصداق ضلالت دینی هستند، برای بسیاری از اصلاح طلبان نیز سنگین آمده است. هرچند این روزها بسیاری از بازماندگان فتنه 88 به سراغ بهاییان رفته اند و در شرایطی که خود را از مردم جدا کرده اند، می کوشند تا یک گره عقیدتی و سیاسی میان خود و بهاییت ایجاد کنند. هنوز از یاد نرفته که پیش از فائزه چنین حرکاتی را از سوی محمد نوری زاد شاهد بودیم؛ او هم روزگاری در سال 88 را میان فتنه گران گذراند و سوژه به رسانه های بیگانه داد. اما بعد از آنکه غبارها کنار رفته و مردم از حقایق آگاه شدند، پایگاه خود را از «مردم و اصلاح طلبان» به سوی بهاییت تغییر داد. اکنون که فائزه هم با سوابق سنگین امنیتی در سال 88 به دیدار بهاییان می رود، دیگر کمتر شکی باقی می ماند که «بهاییت» و «فتنه» یک «خط مشترک» را برای «هزینه دادن» و رسیدن به «یک هدف» انتخاب کرده اند.
این دو فرقه هر دو در شرایط افراط متولد شدند و هر دو به دنبال گریز از حقیقت و منطق و اسلام ناب هستند و هر دو نوعی دیکتاتوری را در رفتار و منش دنبال می کنند و به همین دلیل با مردم سالاری دینی در ایران به شدت مخالف هستند و می کوشند تا هر ضربه ای که بتوانند به این انقلاب وارد کنند. از همین رو بهاییت که طی سال های اخیر دچار انزوای عمیقی میان جامعه مسلمین شده است، بعد از سال 88 فرصت را مغتنم شمرد تا بتواند از طریق نزدیکی با برخی «آیت الله زاده ها» و فرزندان مسئولین کشور، برای خود پایگاهی نو بسازد و جان و تن از دست رفته را دوباره احیا کند. در چنین شرایطی بود که بهاییت با یک برنامه ریزی دقیق و عمیق به سراغ افرادی نظیر فائزه هاشمی رفسنجانی آمد تا آنچه رهبر معظم انقلاب درباره «نفوذ موریانه وار» پیش بینی کرده بود را ثابت کند.
فائزه هاشمی معتقد است که پایه این دیدار یعنی دیدار او با فریبا کمال آبادی (عضو ارشد فرقه ضاله بهاییت) به دوران محکومیت او در اوین بازمی گردد و تاکید می کند: «بارها گفتهام من این زندان را خیلی دوست داشتم و بسیار تجربه گرانبهایی برای من بود. خیلی چیزها آنجا یاد گرفتم، خیلی چیزها را متوجه شدم و این هم یکی از ارتباطاتی بود که آنجا ایجاد شده بود و خود اینها سبب ایجاد این ارتباطات شدند.»
بر اساس همین گفته ها به نظر می آید که فائزه باید به همان زندان بازگردد تا چیزهای بیشتری یاد بگیرد؛ چراکه او در برابر خشم امت مسلمان نه تنها به خاطر دیدارش با بهاییت ابراز پشیمانی نمی کند که می کوشد نظام اسلامی را مقصر و عامل این دیدار نشان دهد و این دیدار را زمینه هزینه دادن در عرصه های دیگر مطرح کند. حال آیا بهتر نیست قبل از آنکه «فائزه و فریبا» در یک خط ضداسلامی، حرکتی شبیه به منافقین را رقم زنند، در همان بند اوین کتاب آشپزی را با یکدیگر مرور کنند؟ چنانکه فائزه در ایام حبس گفته بود: «اینجا وضعیت خوب است و فرصت مطالعه و آشپزی پیدا کرده ام.»
ای کاش قبل از آنکه نظام با حامی فتنه و همنشین فرقه ضاله بهاییت، خانم فائزه هاشمی قصد برخورد کند، جناب پدر فائزه، اکبر هاشمی رفسنجانی که ردای آیت اللهی بر تن دارد با دختر خود قصد برخورد کند و این شجاعت را به خرج دهد که نظیر بزرگانی چون آیت الله احمد جنتی و آیت الله ابوالقاسم خزعلی مقابل خطای فرزندانشان بایستد و سر دو راهی «انقلاب اسلامی و ملت ایران» و «فرزند خرابکار»، «انقلاب» و «اسلام» و «مردم» را انتخاب کند.
توصیف حضرت امام خمینی از فرقه ضالّه بهائیت:
کافرانِ نجسِ صهیونیستی
نویسنده: دکتر مهدی سیف اللهی
9دی- مناسب دیدیم به بهانه رفتار غیر شرعی و غیر قانونی اخیر فرزند هاشمی رفسنجانی بخشی از سخنان و دیدگاههای حضرت امام پیرامون فرقه صهیونیستی و ضالّه بهائیت را مرور کنیم تا احتمالا در آینده برخی مدعیان پیروی از خط امام نتوانند برای توجیه عقاید ضالّه و انحرافی خود با خاطره سازی و خوابگویی، حضرت روح الله را – نعوذ بالله- مدافع حقوق بهائیان معرفی کنند. هر چند از کسانی که در برجام هسته ای، مدعی مخالفت امام با شعار مرگ بر آمریکا شدند تا گفتگوی تلفنی با اوبامای مودب و پیاده روی با کری را توجیه کنند دور از انتظار نیست که در پروژه برجام حقوق بشری که مد نظر دارند، بزرگترین و اصلی ترین دشمن اسرائیل در تاریخ را مدافع حقوق این فرقه صهیونیستی معرفی کنند.
تلاش رژیم طاغوت برای رسمیت بخشی به بهائیت
حضرت امام خمینی(ره) در آغاز مرجعیت خویش و حتی پیش از قیام 15 خرداد، خطر "بهائیت" را گوشزد می کردند. جالب اینجاست که آن بزرگوار اساساً این تشکیلات را یک "حزب صهیونیستی" می دانستند. آن بزرگوار در آذر 1341 (رجب 1382 ه. ق) در پاسخ به استفتاء بازرگانان و اصناف قم درباره اظهارات اسدالله علم نختوزیر وقت، در خصوص «انتخابات انجمنهاى ایالتى و ولایتى» به نکات ظریفی اشاره می کنند. صورت مساله این بوده است که رژیم، قصد داشت الزام نمایندگان در مراسم "تحلیف" را از قرآن برداشته و آنها آزاد باشند به "هریک از کتب آسمانی" و در نتیجه حتی کتب ضاله بهائیت هم سوگند یاد کنند. این امر به نوعی راه را برای به رسمیت شناختن فرقههای ضاله در یک کشور اسلامی میگشود. در پی اعتراض حضرت امام خمینی(ره) و مراجع عظام به این امر، علم کوشید طی یک مصاحبه مطبوعاتی به توجیه مساله بپردازد. اما حضرت امام خمینی(ره) در پاسخ به یک استفتا می فرمایند: «خطر بزرگى که براى اسلام و استقلال و کیان مملکت به واسطه این تصویبنامه، که شاید به دست جاسوسان یهود و صهیونیستها تهیه شده براى نابودى استقلال و به هم زدن اقتصاد مملکت، به قوت خود- به نظر دولت آقاى عَلم- باقى است؛ .....
اینجانب، حسب وظیفه شرعیه، به ملت ایران و مسلمین جهان اعلام خطر مىکنم قرآن کریم و اسلام در معرض خطر است. استقلال مملکت و اقتصاد آن در معرض قبضه صهیونیستهاست، که در ایران به حزب بهایى ظاهر شدند. و مدتى نخواهد گذشت که با این سکوت مرگبار مسلمین، تمام اقتصاد این مملکت را با تأیید عمال خود قبضه مىکنند و ملت مسلمان را از هستى در تمام شئون ساقط مىکنند. تلویزیون ایران پایگاه جاسوسى یهود است و دولتها ناظر آن هستند و از آن تأیید مىکنند. ملت مسلمان تا رفع این خطرها نشود، سکوت نمىکند.» (صحیفه امام، ج1، ص: 110- 111)
یک مشت کلیمی در صورت بهائی
امام خمینی(ره) تنها به این استفتا اکتفا نکردند و در اجتماعات و دیدارهای مردمی نیز همین هشدارها را به صورت جدی تکرار می کردند. امام خمینی(ره) در جمع صدها تن از کسبه بازار فرش فروشها و اصناف بازار حضرتى تهران به ایراد سخن پرداخت. این سخنرانی تاریخی ، ضمن افشای ابعاد مختلف این لایحه اشارات صریحی به صهیونیسم و نیز بهائیت دارد.
حضرت امام خمینی(ره) در این سخنرانی می فرمایند: «... این قانونى که مىخواهند در مملکت شیوع بدهند، در حزب آقاى عَلم طرح شده، و آقاى عَلم بدانند که مردم از پاى نمىنشینند تا لایحه لغو شود؛ و پس از تشکیل مجلس نیز ساکت نخواهند نشست. مطبوعات را سانسور نمودهاند و مىگویند آزادى هست. ملاقات با علماى شیراز را ممنوع نمودهاند. من از آیت اللَّه محلاتى شیرازى احوالپرسى نمودهام، به او نرسیده است. جریان کار ما را دولتهاى خارج، حتى امریکا هم سابقه دارد. ما به گوش دنیا مىرسانیم. دولت، خوب است وظیفه خود را بداند؛ ما را زیر دست یک مشت «کلیمى» که خود را به صورت «بهایى» درآوردهاند پایمال ننماید. ما به همان نحو که در روزنامهها تصویب لایحه را نوشتند، مىخواهیم لغو آن را هم درج کنند. ما باز هم با مسالمت حرفهاى خودمان را مىزنیم؛ خدا نیاورد روزى را که به مردم بگوییم که خود مىدانید. ان شاء اللَّه دولت متوجه مىشود و جواب صریح مىدهد.» (صحیفه امام، ج1، ص: 95)
هدف؛ تسلط یهودیان بهائینما بر کشور
حضرت امام خمینی(ره) مجدداً، یک هفته بعد (9 آذر 1341 مصادف با 2 رجب 1382) در جمع گروهی از اهالى تهران، هشدارهای خود را صریحتر و انقلابی تر تکرار کردند. جالب آنکه حضرت امام خمینی(ره) در ابتدای سخنرانی سوره «فیل» را قرائت کردند. گو اینکه امید داشتند همان وعدهای که عبدالمطلب به ابرهه داده بود، در انتظار لشکریان پرهیبت رژیم طاغوتی وابسته به صهیونیسم بین الملل باشد. حضرت امام خمینی(ره) در ادامه این سخنرانی می فرمایند: «دولت باید بداند که علماى اسلام اهل اطلاع هستند و انسان بصیر و با دیانت نمىتواند قرآن و دیانت را در خطر ببیند و ساکت باشد. و آن مسلمانى که احتمال دهد- ولو به نحو یک در هزار- قرآن در خطر است نباید آرام باشد. ذخایر مردم را بردند، تحمل کردند؛ مادیات را بردند، صبر کردند؛ حالا دست دراز کردهاند به قرآن و نوامیس مسلمین. استانهاى این کشور را که باید مسلمانان حفظ و اداره نمایند. اینها مىخواستند با تصویب لایحه انجمنهاى ایالتى و ولایتى و الغاى شرط اسلام از رأى دهنده و انتخاب شونده، مقدرات مسلمین را به دست غیر مسلمانان مانند «یهودیهاى بهایى» بسپارند. اگر استانهاى این کشور به دست غیر مسلمان بیفتد چه بسا ممکن است از حلقوم خبیث آنان صدایى غیر از قرآن شنیده شود و آن روز است که خطرهاى بزرگى متوجه مىشود؛ نه تنها اسلام و قرآن حفظ نخواهد شد، بلکه تمام حیثیات شما خواهد رفت. اقتصادیات، بازار، ذخایر مملکت، همه و همه خواهد رفت. » (صحیفه امام، ج1، ص: 104- 105)
وای بر علمای ساکت! وای بر قم و تهران و مشهد ساکت!
«دو هزار نفر بهایى را به اقرار خودشان که در روزنامه دنیا [نوشته است]- بعد فردا مردک [شاه] نگوید که اشاعه اکاذیب است- در روزنامه دنیا، دو هزار نوشته است، اسرائیل بهایى را، اسم بهایى [را] نیاورده؛ [نوشته] بعض وابستگان به مذاهب، اسمش را مذهب گذاشت!؛ دو هزار نفر را، و مىگویند پنج هزار است، دوتایش را اینجا نوشته است، اینکه نوشته حالا؛ اینها با کمال احترام- نه مثل حاجیهاى بدبخت ما... که فلان آقا را بگیرید از باب اینکه جایى حرف حقى زده است، گفته اسلام در خطر است از دست یهود. آقا مگر شما یهودید؟ مگر مملکت ما، مملکت یهود است؟- دو هزار نفر را با کمال احترام، با دادن به هر یک از اینها 500 دلار ارز، به هر یک پانصد دلار از مال این ملت مُسْلم به بهایى دادهاند، ارز دادهاند، به هر یک 1020 تومان تخفیف هواپیما [دادهاند]، چه بکنند؟ بروند در جلسهاى که بر ضد اسلام در لندن تشکیل شده است شرکت کنند.»
«واى بر این مملکت! واى بر این هیأت حاکمه! واى بر این دنیا! واى بر ما! واى بر این علماى ساکت! واى بر این نجف ساکت، این قم ساکت، این تهران ساکت، این مشهد ساکت! این سکوت مرگبار، اسباب این مىشود که زیر چکمه اسرائیل، به دست همین بهاییها؛ این مملکت ما، این نوامیس ما، پایمال بشود...»
هوشیاری امام درباره ارتباطات جاسوسی بهائیت با صهیونیستها
در صحیفه امام(ره) پس از چند نامه از مکاتبات خانوادگی و عرفانی نخستین و تاریخى ترین سند مبارزاتى امام خمینى(ره)، متعلق به نیمه اردیبهشت 1323 (مصادف با11 جمادى الاول 1363ق) است. این سند که یک اعلامیه سیاسی است، حاوی مطالب شگرف و شجاعانهای است که طی آن حضرت امام خمینی(ره) مردم و علما را به قیام براى خدا دعوت می کند. خواندن این اعلامیه به خودی خود تا حدود زیادی مشی سیاسی آن بزرگوار را روشن میسازد. از نکات جالب توجه در این سند تاریخی، اشاره صریح آن بزرگوار به تکاپوی حزب صهیونیستی بهائیت برای بسط نفوذ خود در ایران و الغای اسلام است. هوشمندی حضرت امام خمینی(ره) در قبال فرقه صهیونیستی بهائیت، در جملات پایانی همین سند تاریخی روشن میشود که ویژگیهای شبکهای این فرقه و ارتباطات آن برای جاسوسی با اجانب را روشن میسازد:
«خوب است دیندارى را دست کم از بهاییان یاد بگیرید که اگر یک نفر آنها در یک دیه (روستا) زندگى کند، از مراکز حساس آنها با او رابطه دارند و اگر جزئى تعدى به او شود براى او قیام کنند. شماها که به حق مشروع خود قیام نکردید، خیره سران بىدین از جاى برخاستند و در هر گوشه زمزمه بىدینى را آغاز کردند و به همین زودى بر شما تفرقه زدهها چنان چیره شوند که از زمان رضاخان روزگارتان سخت تر شود. وَ مَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهاجِراً الَى اللَّهِ وَ رَسولِهِ ثُمَّ یُدرِکْهُ الْمَوتُ فَقَد وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ (نساء: 100؛ و هرگاه کسى از خانه خویش براى هجرت بسوى خدا و رسول بیرون آید، و در سفر مرگ او فرا رسد، اجر و ثواب چنین کسى بر خداست).»
تلاش برای محو اسلام با شعار تساوی حقوق!
دو دهه بعد از این سند تاریخی، بسط نفوذ بهائیان در ایران به خوبی آشکار شده بود. در صحیفه امام خمینی(ره) چند سند دیگر حاکی از دغدغه آن حضرت برای افشاگری درباره اعطای تسهیلات از بیت المال مسلمین به اعضای این فرقه ضاله وجود دارد. از جمله آن بزرگوار در اردیبهشت 1342 (ذى القعده 1382ق) طی نامهای به علمای یزد در این خصوص میفرمایند: «لازم است توجه حضرات آقایان را جلب کنم به اعمال گذشته و حاضر دستگاه جبار؛ در گذشته به اسلام و قرآن اهانت کرد و خواستْ قرآن را در ردیف کتب ضاله قرار دهد. اکنون با اعلام تساوى حقوق، چندین حکم ضرورى اسلام محو مىشود. اخیراً وزیر دادگسترى در طرح خود شرط اسلام و ذکوریت را از شرایط قضات لغو کرده. از چیزهایى که سوء نیت دولت حاضر (اسدالله علم) را اثبات مىکند تسهیلاتى است که براى مسافرت دو هزار نفر یا بیشتر از فرق ضاله قائل شده است، و به هر یک 500 دلار ارز دادهاند و قریب 1020 تومان تخفیف در بلیت هواپیما دادهاند؛ به مقصد آنکه این عده در محفلى که در لندن از آنها تشکیل مىشود و صددرصد ضداسلامى است شرکت کنند. در مقابل، براى زیارت حجاج بیت اللَّه الحرام چه مشکلات که ایجاد نمىکنند و چه اجحافات و خرج تراشیها که نمىشود.»
نکته جالب در این سند اشاره حضرت امام به شعار تساوی حقوق است که برای اعضای این فرقه ضاله به کاربرده می شده و حضرت امام هدف نهایی را محو اسلام معرفی می کنند. این نکته دقیقا همان سخنی است که امروز تحت عنوان حقوق بشر در ایران در محافل غربی مطرح می شود و بسیاری از تحلیلگران، دیدار اخیر فائزه هاشمی با یهائیان و رسانه ای شدن آن را در راستای اقدام برای تحمیل برجام حقوق بشری ارزیابی می کنند.
می خواهند اسرائیل را به رسمیت بشناسند!
حضرت امام خمینی(ره) در سخنرانیهای عمومی خود نیز به توسعه نفوذ حزب صهیونیستی بهائیت در کشور هشدار میدادند. آن بزرگوار در 23 اردیبهشت 1342 (مصادف با 19 ذى الحجه 1382) در جمع روحانیون و مردم همدان که به مناسبت عید سعید غدیر به دیدار معظم له رفته بودند، میفرمایند:
«... سلام مرا به عموم مردم و روحانیون همدان برسانید و بگویید: دین شما مردم مسلمان در معرض مخاطره و هجوم قرار گرفته است؛ دولت شما مىخواهد به دست بهاییها و اسرائیلیها شما را از بین ببرد. بدانید که دولتِ شما به دو هزار نفر بهایى، هر یک 500 دلار کرایه طیاره داده که به لندن بروند، جمع شوند و علیه قرآن و پیغمبر شما تصمیم بگیرند. دولتِ شما در یک معامله فروش روغن و مواد نفتى از شرکت نفت به «ثابت پاسال» بهایى، پنج میلیون تومان استفاده رسانیده است که با این پول، مخارج اعزام بهاییها به لندن و تبلیغات بهایى تأمین بشود. به مردم بگویید: از مالیاتى که دولتِ شما از شما مسلمانها مىگیرد، این مخارج را مىکند، و یهودى و اسرائیلى و بهایى را تقویت مىکند.»
«اطلاع کامل دارم، مىخواهند برخلاف تمایل ملت مسلمان ایران و سایر ملل اسلامى و عرب، دولت اسرائیل را به رسمیت بشناسند؛ ولى هنوز مثل اینکه جرأت نکردهاند و از شما وحشت دارند که موضوع را رسماً اعلام کنند. دو سال قبل همین کار را کردند که مورد اعتراض علما و مردم مسلمان قرار گرفت؛ فورى تکذیب کردند. حالا هم همین خیال را دارند. شما به دیگران، و دیگران به دیگران، و همه به همه، بگویید: آماده باشند، متحد باشند، تا روزى که بنا شود با مشت به دهان این دولت نوکر اجنبى و ضد اسلام بکوبیم. خدا با ماست و پیشرفت از آنِ ما خواهد بود.» (صحیفه امام، ج1، ص: 228)
فتوای صریح امام: بهائیان، کافر و نجس هستند
نکته قابل توجه آنکه حضرت امام خمینی(ره) گرچه عناصر فرقه ضاله بهائیت را عمال صهیونیسم و رژیم اسرائیل میدانستند اما برای آنها همانند پیروان حضرت موسی(ره) و آئین کلیمی اعتبار قائل نبودند. به بیان دیگر آن بزرگوار، همانگونه که بین مذهب کلیمی و جهانخواران صهیونیسم تفاوت قائل بودند، فرقه ضاله بهائیت را شعبهای از صهیونیسم، کافر و حتی نجس میدانستند. حضرت امام خمینی(ره) این نکات را صریحاً در پاسخ به نامه آیت الله محمد على گرامى در خرداد 1342 (مصادف با محرّم 1383) مورد اشاره قرار دادهاند. در این اجازه فرقه صهیونیستی بهائیت صریحاً "کافر" و "نجس" توصیف می شود. آیت الله گرامی طی نامهای به آن بزرگوار نوشتهاند: «پیشگاه مبارک جناب مستطاب حضرت آیت اللَّه العظمى آقاى حاج آقا روح اللَّه خمینى- متّع اللَّه المسلمین بطول بقائه. مستدعى است حکم فرقه بهاییه را از نظر شرع انور در جهت ازدواج با مسلمانان- زن دادن و زن گرفتن- و همچنین در جهت طهارت و نجاست و خصوصاً وارد شدن آنها به حمامهاى مسلمانان روشن فرمایید. ممنون مىشویم. الداعى محمدعلى گرامى القمى»
حضرت امام خمینی(ره) در این خصوص نوشتهاند: «بسمه تعالى. این طایفه ضالّه، کافر و نجس هستند و ازدواج با آنها جایز نیست و به حمام مسلمین نباید وارد شوند.- روح اللَّه الموسوى الخمینى.» (صحیفه امام، ج1، ص: 237)
نجات مستبصران
در کنار طرح مباحث تبلیغی و ارشادی برای روشنگری آحاد جامعه، حضرت امام خمینی(ره) اتخاذ تمهیداتی برای مستبصران نوآگاه و هدایت افرادی که از فرقه ضاله بهائیت رویگردان بودند را لازم میشمردند. یک نمونه از اقدامات ایشان در پاسخ به اجازه نامه آیتالله هادى روحانى نماینده معظم له در بابل، روشن میگردد. آقای روحانی طی نامهای به حضرت امام خمینی(ره) ضمن طرح چند پرسش برای نحوه استفاده از وجوهات شرعیه، مینویسد: «... آیا اجازه هست که از سهم مبارک، به بعضى از جدید الاستبصارهاى از فرقه ضالّه بهاییه به عنوان تشویق یا براى رفع احتیاج کمک شود؟»
حضرت امام خمینی(ره) در پاسخ میفرمایند: «بسمه تعالى. تمام مراتب مسطوره را مجازید. لکن نصف از سهم مبارک را براى اداره حوزه مبارکه نجف بفرستید. والسلام علیکم. روح اللَّه الموسوى الخمینى.» (صحیفه امام، ج3، ص: 92)
مقابله امام با خط رسانه ای مظلومنمایی بهائیان
دروغهایی که فرقه صهیونیستی بهائیت برای مظلومنمایی خود تکرار میکند از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی شدت گرفت. آنان، توقع دارند حتی اگر به آشوبهای خیابانی، تخریب اموال عمومی، شورش علیه آرای 40 میلیونی ملت ایران نیز پرداختند، چون صاحب یک دین(!) هستند نباید با آنان برخوردی صورت گیرد. بدین ترتیب مظلومنمایی آنان موجب میگردد چهره دیگری از مزدوری این فرقه صهیونیستی برای استکبار جهانی نمایان گردد. زیرا آنان، به شیطان بزرگ و رسانههای صهیونیستی فرصت میدهند از اسلام و انقلاب اسلامی سیمائی مخالف با حقوق بشر را به نمایش بگذارند. این همان خط تبلیغی است که امروز هم فرقه صهیونیستی بهائیت، در پوشش تشکلهائی مانند کانون به اصطلاح مدافعان حقوق بشر(شیرین عبادی)، کمپین حقوق بشر در ایران، کمیته حق تحصیل، مجموعه فعالان حقوق بشر و... ادامه میدهند و مواضع دختر رفسنجانی درباره بهائیان و دیدار جنجالی اخیر او که به زعم بسیاری، با برنامه، رسانه ای شده است، در همین راستاست.
حضرت امام در 20 اسفند آن سال (مصادف با 6 جمادى الثانى 1404) در جمع مسئولان وقت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی میفرمایند: «امیدوارم شما بتوانید چهره اسلام را آن گونه که هست نشان دهید. امروز دولتها مىخواهند ایران را به صورت زنندهاى به دنیا معرفى کنند. رسانههاى گروهى و سازمانهاى آنچنانى وقتى پیروزى ایران و اسلام را مىبینند و یا وقتى مىفهمند که عراق آن همه ظلم به ما کرده است، به دروغ مسئله نقض حقوق بشر در ایران را عنوان مىکنند و ادعا مىکنند که بهاییها در ایران هیچ آزادى ندارند و آنها به خاطر بهاییگرى زنداناند.» «حتى مىگویند زنان آبستن را در خیابانها مىکشند. آنها هرچه مىخواهند بگویند، ولى شما بدانید مردم محروم دنیا یعنى آنهایى که وابسته به دولتها نیستند با ما هستند، و بالاخره اسلام راه خودش را باز نموده و چهرهاش را به همه نشان مىدهد. ما هم باید هر کداممان به اندازه قدرتمان سعى کنیم تا در راه تحقق اسلام قدم برداریم.» (صحیفه امام، ج18، ص: 389 به بعد)
شرمندگی هاشمی «پیش» خانواده اش یا «از» خانواده اش؟
شرمنده در پیشگاه ملت
عدم وجود دست آورد قابل اعتنا توسط دولت یازدهم و بی نتیجه ماندن برجام باعث شده حتی هاشمی هم بار دیگر سیاست حمله به جای دفاع را در پیش بگیرد و پای منتقدان را به سخنان خود باز کند. اکبر هاشمیرفسنجانی 23 اردیبهشت در دانشگاه آزاد اسلامی قزوین اظهار داشت: «اگر دولت لیست مشکلات حلشده به واسطه برجام را منتشر کند، این افرادی که میگویند برجام دستاوردی نداشته به واسطه این دروغ بزرگ نزد خانواده خود نیز شرمنده میشوند».
با این وجود در حالی هاشمی رفسنجانی این روزها از شرمنده شدن سخن می گوید که پیشبینیهای منتقدان قبل از برجام این روزها به درستی تعبیر شده است و در مقابل این دولت یازدهم است که باید به صراحت بگوید که در برابر از دست رفتن سرمایه ها و دستآوردهای هستهای کشور چه چیزی را کسب کرده است.
اما هاشمی رفسنجانی در حالی تلاش می کند تا زمین بازی را تغییر دهد که بهتر است ابتدا به چند سوال باقی مانده درباره عملکردش را پاسخ دهد.
«دنیای فردا دنیای گفتمان هاست، نه دنیای موشک ها»؛ این توئیتی بود که حساب کاربری منتسب به هاشمی رفسنجانی در اوج چالش موشکی میان ایران و غرب منتشر کرده بود و اسباب ناراحتی دلسوزان انقلاب و در رأس ایشان، رهبر انقلاب اسلامی را در پی داشت و ایشان در اقدامی کمسابقه به صراحت در قبال این تعبیر، موضع گیری داشتند. در این میان، هرچند انتظار میرفت موضع هاشمی در قبال این توئیت پیش از واکنش رهبر انقلاب مشخص شود اما در حالی که تا قبل از سخنان رهبری، هیچ موضعی نه از سوی هاشمی و نه از شوی دفترش در اینباره گرفته نشد، بعد از سخنان رهبر انقلاب، صرفاً رسانههای نزدیک به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، موضع گیریهای متناقضی در این رابطه داشتند که دامنهاش از عدم ارتباط این حساب توئیت با دفتر هاشمی و ادارهاش توسط یکی از دوستداران هاشمی تا اداره این حساب توسط معاون سردبیر سایت هاشمی و بدون هماهنگی با هاشمی ـ در خصوص متنهای منتشره ـ را شامل میشد. همه این تلاش ها برای حل و فصل این ماجرا در حالی انجام شد که دفتر رئیس مجمع تشخیص اگر مدعی بود که جمله وی تقطیع شده است، می توانست به صورت رسمی جمله درست را برای مردم بیان کند.
شاید بهتر باشد که هاشمی رفسنجانی به جای نگرانی برای شرمنده شدن منتقدان برجام نزد خانوادهشان، نگاهی به خانواده و فرزندان خود داشته باشد تا شاید بهتر مشخص شود چه کسی باید شرمنده باشد. چرا که علاوه بر محکومیت مهدی هاشمی به جرائم مالی از جمله اختلاس و ارتشاء و همچنین وجود جرائم امنیتی در کارنامه قضایی او، فائزه هاشمی نیز اوضاع بهتری ندارد. فائزه هاشمی در سال 91 به جرم تبلیغ علیه نظام به شش ماه حبس محکوم شده بود. وی در آن مقطع با بیان اظهارات خارج از ادب و منطق گفته بود :«در زمان شاه این شعبان بیمخ و دار و دستهاش بودند که مثل همین اراذل و اوباش با رفتار وحشیانه و جمع کردن رجّالهها و لاتها، با مخالفان خودشون برخورد می کردند. حالا هم متاسفانه همون ادبیات و همون روش با نام اسلام، انقلاب، دفاع از ارزشها و این حرفها انجام میشه. اداره مملکت الآن با همین رجّالهها و اراذل و اوباش است. آدم چی میتونه به این جریان بگه و چه انتظاری میتونه داشته باشه؟». این روزها نیز فائزه هاشمی در نقش حامی حقوق فرقه ضاله بهایت ظاهر شده است و به دیدار خانواده آنها رفته و با آنها عکس یادگاری می اندازد. حال باید پرسید چه کسی باید شرمنده باشد؟ کسی که از طرفی فرزندانش مجرم اقتصادی و امنیتی بوده و وکیل مدافع حقوق بهاییان شده است، و از سوی دیگر در مناقشه تسلیحاتی میان ایران و غرب سخنگوی وزارت خارجه آمریکا می شود، یا کسانی که واقعیت آن چه در برجام به وقوع پیوسته است را دلسوزانه گوشزد می کنند؟
به وبلاگ رضوان محدث پور خوش آمدید .تشکر از شما که اینجا تشریف آوردید از انتقاد مودبانه ات هرگز ناراحت نمیشم من یک خانم معلم ساده هستم گاهی نویسندگی هم می کنم ×××خدایا اصولگرا های خرماییی ما را خدایی کن تا هم خدا هم خرما نخواهند که اگر در هر عصری اینجور آدمها نبودند نه امام حسین تنها می شد نه امام حسن غریبانه صلح می کرد