شیاطین اکبر و اصغر، عامل فتنه 88 بودند
آیت الله محمدعلی تسخیری از جمله علمای برجسته ای است که سالها در زمینه تحقق وحدت امت اسلامی عمر خود را سپری نموده است. ایشان از جمله فقهای مبارزی است که عضو مجلس خبرگان رهبری بوده و در این مجلس وزین نخبگان نیز حضور عالمانه ای داشته است. چهره آیت الله تسخیری چهره ای تقریبی میان مذاهب اسلامی است که کمتر در زمینه های سیاسی داخلی اظهار نظر نموده است اما گفتگوی مابا ایشان که در آستانه یوم الله 9دی انجام شده باعث شد که وجهه انقلابی این عالم مبارز علیه برپاکنندگان فتنه شیطانی 88 نیز برجسته و نمایان شود. ایشان موضع قاطعی علیه براندازان فتنه 88 و هواداران و حامیان آنان داشته و کسانی را که در صدد ادامه دادن آن در مجلس خبرگان رهبری اند، شیاطینی دانست که بصیرت مردم آنان را رسوا ساخته است.
خیلی تشکر میکنم از وقتیکه در اختیار ما قراردادید. جنابعالی جزو شاگردان شهید صدر هستید، برای ورود به بحث میخواستم تبیینی از اندیشههای وحدتبخش شهید آیتالله سیدمحمدباقر صدر و مرحوم حضرت امام خمینی (رحمهالله علیهما) برای ما بفرمایید.
اندیشههای مرحوم امام (رضوانالله علیه) در زمینه وحدت اسلامی معروف است . آنکسی که به فکر تفرقه بین شیعه و سنی و ایجاد درگیری باشد، این نه شیعه است نه سنی؛ این مسئله در این اندیشه های روشن تبیین شد. چنین کسی خارج امت اسلامی است یا مزدور دشمنان امت است. صحبتهای حضرت امام در رابطه با وحدت اسلامی در رابطه با بیداری اسلامی، مظاهر بیداری اسلامی و چگونگی ایجاد این بیداری در بین امت اسلامی واضح و معلوم است. مرحوم شهید والامقام سیدمحمدباقر صدر، هم در رابطه با وحدت امت و عدم تفرقه بین شیعه و اهل سنت، بسیار تاثیر گذار و فعال بود. یعنی حتی ما میبینیم که در ایام حصر مرحوم آقای صدر ، ایشان چند بیانیه داشتهاند. در این بیانیهها مرحوم استاد تأکید میکردند که خطاب من به همه افراد اعم از فرد سنی یا فرد شیعه است. ایشان می فرمود که من برای هر دوی شما هستم . من معتقدم که اسلام همه ما را جمع میکند و باید به فکر کل امت باشیم. مرحوم آقای صدر در کتاب اقتصادنا وقتیکه سخن از احکام است، از فریقین مطلب میآورد. یعنی یکبار مثلاً از فتاوای شیخ طوسی عالم جلیل القدر شیعه، یکبار هم فتاوای سرخسی از عالمای اهل سنت را نقل می کند. در سراسر کتاب اقتصادنا و استنباطاتی که میکرد در رابطه با امت اسلامی واحده از فتاوای سنی و شیعه اخذ می شد. من معتقدم که مرحوم آقای صدر عاشق بیداری اسلامی بود. عاشق وحدت اسلامی بود و در هر مناسبتی مسئله وحدت را مطرح میکردند و به فکر آینده حکومت اسلامی جامعه بود. لذا وقتیکه انقلاب اسلامی پیروز شد ایشان واقعاً سراز پا نمیشناخت و خدمت مرحوم امام نامه نوشت و عرض کرد که من، مرجعیتم، همه امکاناتم در خدمت شماست و شما هرچه دستور دهید من عمل میکنم. برای اینکه مرجعیت و... برای چیست؟ همه اینها برای این است که ما بتوانیم آن حکومت اسلامی مرضی خداوند متعال را برپا کنیم. مهم این نیست که مرجعیت یا مقام باشد و سالم بماند، مهم این است که وظیفه اصلیمان که اقامه شرع خداست در زمین محقق شود.
چندین دهه است که بحث وهابی گری وابسته به آمریکا و انگلیس در میان جماعت اهل سنت راه افتاده است. در میان شیعیان هم متأسفانه چند سالی است که از سوی انگلیس خبیث، جماعت شیعههای انگلیسی قدرت تحرک پیدا کرده و ترویج شده اند. اساسا سابقه علمی و فقاهتی لیدر های جماعت شیعه انگلیسی و تفکرات آنها چگونه است
من معتقدم که هر دو این گرایش ها منحرفاند و افراطی. وهابیت در حقیقت افراط در تصور توحید و افراط در برخورد با دیگران ست. شما میدانید که محمد ابن عبدالوهاب ابتدا کل شیعه را تکفیر کرد. بعداً کل معتزله را تکفیر کرد. می دانید که سنی ها یا معتزلی اند یا اشعری. او بعداً آمد کل اشاعره را هم تکفیر کرد. بعد کل صوفیها را و عرفا را تکفیر کرد. واضح است که طبیعت تکفیر با اصل اسلام نمیسازد. پیامبر اکرم طبق روایات زیاد، از مسئله تکفیر نهی کردند. ولی چون اینها آدمهای افراطگرایی هستند حتی متعهد به روایاتی که خودشان در کتابهای خوشان آوردهاند، نیستند. مثلاً یک روایتی است که می فرماید: من کفر احد فقد قتل. هرکس کسی را تکفیر کند کانه او را کشته است. یا: هرکس به برادرش بگوید کافر، یکی از این دو کافر میشود. یا این آقا راست میگوید، برادرش کافر میشود یا دروغ میگوید و خودش کافر میشودغ بالاخره یکی از این دوتا کافر میشود. این روایاتی است که در صحاح شان است ولی متأسفانه اینها طبق طبیعت بادیهنشینی، افراطگرند . آنها خیال میکردند که میتوانند با این تشدد به توحید خالص برسند. اما نسبت به این شیعههای انگلیسی هم باید گفت که اینها هم افرادی افراطگرا و خودبین اند، اتفاقاً اکثرشان جاهلند یا بیسواد. اینها متأسفانه به سمت رد اهل سنت و حذف اهل سنت و اهانت به مقدساتشان رفتند. این گرایش افراطی اینها را به اینجا کشاند. وقتیکه انگلیسیها میخواستند درگیری بین مذاهب را تهیه کنند از وجود اینها به بهترین وجه استفاده کردند و سفارت آمریکا یا انگلیس دخالت کرد فردی را که سابقاً در کویت زندان بود ، آزاد کردند. اینها به لندن جذبش کردند ، مرکزی به او دادند، تلویزیونی به او دادند و از او خواستند که هرچه میتواند به اهل سنت حمله کند.
این آقایان که موسوم شدند به شیعه انگلیسی برای اهانت به مقدسات اهل سنت و بالاخره ایجاد این درگیری بین اهل سنت و شیعه، خیلی نقش حساسی دارند. اینها خودشان را اجیر دشمن امت قرارداده اند. این ها هم آدمهای افراطگرایی اند و هم مصلحت شان در افراطگری است. ما هم تشیع انگلیسی را محکوم میکنیم و منحرف میدانیم، هم تسنن آمریکایی را. تسننی که دنبال درگیری و تکفیر شیعیان است . معتقدیم که این دو گرایش هم تشیع انگلیسی و هم تسنن آمریکایی، معلول افراطگری و تعصب خارج از حد هستند . البته ما معتقدیم هردو گروه منحرف از خط طبیعی اسلام اند که هر دو هم حذف خواهند شد بلاریب و مسیر وسطی امت آن حاکم خواهد شد؛ البته زیانهایی زیادی خواهیم دید از این دو گروه.
وزنه علمی تشیع انگلیسی در میان حوزههای علمیه چطور است؟
اصلاً وزنه علمی ندارند. اینها اکثراً بیسوادند و حتی آنهایی که یک مقدار ظاهرا هم درسخوانده باشند هم واقعاً نمیشود گفت باسوادند. سیر طبیعی سیر وسطی امت گرایش وسطی اسلام حاکم خواهد شد.
شما در طی دوران انقلاب اسلامی برگزار کننده اجلاس وحدت بودید. میخواهم ببینیم این اجلاس به واقع غیر از آن نشستهایی که در تهران برگزار میشود ، چه ثمراتی داشته است و چه کارهایی میشود برای وحدت انجام داد که تا کنون در اجلاس های سالانه وحدت انجام نشده است؟ از این به بعد چه ابتکارات جدیدی را در این اجلاسها می توان انجام داد که ثمره اش به کل امت اسلامی و کل تک تک کشورها و ملتها برسد؟
تا به حال کنفرانس وحدت فقط از علمای جهان اسلام دعوت میکرد و این به دلیل نقش ویژه علما است که خیلی عظیم است. علما میتوانند تودهها را آگاه سازند. تودهها هم اگر آگاه شوند حتی اگر دولتهایشآن مخالف مسیر صحیح هستند فشار بیاورند به حکومتهایشان ولی نتیجه عمل مفید خواهد بود. لذا ما علما را دعوت میکردیم و همه همایش هم بر مبنای آگاهی انجام می شد. همه سخنرانی ها در رابطه با خط وحدت بخش قرآن، خط وحدت آفرین پیامبر اکرم، خط وحدت افزای اهلبیت علیهم السلام بود. ولی از سال گذشته قرار شد که همه اصناف جامعه را هم دعوت کنیم. تقریب را باید حتی بین اساتید دانشگاه ، بین تودههای مردم، بین زنان، بین بازرگانان و دیگر اصناف دنبال نمود. معنی تقریب این است که طرف احساس کند که با کل افراد امت اسلامی برابر است. احساس کند که او مسئول است نسبت به دیگران و وظیفه دارد که به دیگران برسد از هر جهت. ما کوشش میکنیم البته دشمن خیلی دارد محاربه میکند حرکت وحدت آفرین ما را. میبینیم که حتی سازمانهای تروریستی را اختراع میکند؛ امثال القاعده ؛ طالبان و داعش را اختراع میکند تا این وحدت را بیایند بشکنند. البته ما معتقدیم خط قرآنی صحیح همین است. مسیر وحدت مقدس است و باید همه به حبل خداوند اعتصام کنند . ما معتقدیم که پیروزیم، گو اینکه ظاهر امر جنگهای شیعه سنی همه جا هست و ادعا میکنند در لبنان در سوریه و... جنگ میان سنی و شیعه در آنجا در جریان است. با اینکه این درگیریها درگیریهای سیاسی است و درگیریهای شیعه و سنی نیست. به هیچ وجه درگیری لبنان و سایر کشورها، شیعه و سنی نیست. چون در دو طرف درگیر، هم سنی و هم شیعه هست مسیحی هم هست در هر دو طرف. دشمن میخواهد بگوید سنی ها باید آگاه باشند راه به شیعه ها ندهند و شیعه ها آگاه باشند راه به سنی ها ندهند. دشمن این را میخواهد ولی انقلاب اسلامی و اسلام و قرآن میگوید که امتکم امت واحده، این امت امت شماست و یک امت یگانه امتی است با وحدت کامل. و انا ربکم فاعبدون، شما باید یک امت واحده ای باشید یک خدای واحد دارید یک عبادت برای آن خدای واحد داشته باشید. معتقدم که حرکت وحدت آفرین ما پیروز است گو اینکه ظاهراً درگیری اینجا و آنجا است ولی اینها یک حرکت مقطعی است و سیر امت بهسوی وحدت خواهد بود.
در چندساله اخیر بحث راهپیمایی میلیونی اربعین را داشتیم که علاوه بر اینکه کثرت جمعیتش مثالزدنی و بیسابقه است در کل جهان اسلام و تشیع، عمق تاثیر گذاری آن می تواند در جامعه اسلامی مثال زدنی باشد. متاسفانه بحث نفوذ جریان تشیع انگلیسی در این راهپیمایی هم چندساله اخیر به چشم میآید گرچه خوشبختانه معلوم است که اقبال مردمی به اینها کمتر وجود دارد ولی با پول و تبلیغاتف تظاهرات بیرونی زیادی دارند. بنظر شما چگونه می شود یک مراسم بی سابقه ای مثل اربعین که می تواند محور وحدت جهان اسلام شود را از شر این جریان وهابی شیعی مصون داشت؟
معتقدم که مراسم اربعین برای محور قراردادن حرکت اهلبیت برای کل امت اسلامی مراسمی است که امت را به اهداف بلند سبط پیامبر آشنا میکند. هرچه هم این اهداف امام حسین(علیهالسلام) توضیح داده شود، هرچه رابطه عاطفی مردم را بیشتر و قویتر با امام حسین داشته باشند در حقیقت راه تعالی امت باز میشود. مکتب اهلبیت مکتب وحدت امت اسلامی است. مکتب تزکیه نفس مکتب ایثارگری ست. مکتب تقدیم هر چه انسان دارد درراه تعالی اسلام ست، مکتب امربهمعروف و نهی از منکر ست. اینها اصول اسلامند، اینها هستند که به اسلام تحرک و پویایی میدهند. اربعین هرچه بیشتر در وجدان امت اسلامی عمق پیدا کند، بیشتر امت را بهسوی تعالی مطلوب و وحدت سوق میدهد. اگر ما توانستیم وحدت را جا بدهیم در این مسیر تودهها ما میتوانیم دو چیز اساسی را تضمین کنیم: اولی مسئله ایستادگی امت در قبال تهاجمات دشمنان است. دشمن در فراروی امت همه نیروهایش را جمع کرده تا امت را شکست دهد و ضربه به مقاومت امت بزند. پس اگر بهسوی وحدت حرکت کردیم میتوانیم در قبال توطئههای دشمن ایستادگی کنیم و آن را شکست دهیم. و نکته دوم این است که این امت دارای اهداف بلندی است. آیه قرآن میفرماید:و کذالک جعلناکم امه وسطا لتکون شهداء علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا، ما شما را یک امت وسط قرار دادیم، افراط و انحراف ندارد. امت حق و وسطی هستید تا شما الگوی کل تمدن، الگوی کل ملتها، شوید. کما اینکه پیامبر اکرم الگوی شما است. چطور پیامبر اکرم نمونه انسان کامل است: یکون الرسول علیکم شهیدا، شما هم برای دیگر امتها الگو باشید الگوی امت کامل باشید. پیامبر اکرم الگوی فرد کامل است؛ شما هم میباید الگوی امت کامل باشید. پس ما با وحدت، باهمت علمای خود، با امکاناتی که داریم میبایست بهسوی امت الگو حرکت کنیم.
تصور من این است که راهپیمایی اربعین یکی از شعایر اسلامی است که فراتر از اسلام رفته؛ از اینرو ما میبینیم سیک های هندی، مسیحیها، یهودیها در این راهپیمایی می آیند که امسال حضور این افراد بیشتر هم شده بود.کانه اربعین به سازمان تقریب مذاهبی تبدیلشده است که به جای تقریب مذاهب، حتی به سمت تقریب ادیان رفته است. از سوی دیگر وقتیکه حضرت صاحب ظهور میکنند خود را بهعنوان فرزند حسین(علیهماالسلام) معرفی میکنند پس حتماً باید حسین(علیهالسلام) را همه دنیا شناخته باشند که حضرت خود را به حسین(علیهالسلام) معرفی میکنند .اما با توجه به اینکه الآن در ایام سالگرد یومالله 9دی هستیم برداشت من این است که 9دی هم همچنین حالتی داشت. در روز 9دی افرادی را دیدیم که ممکن بود به فرد دیگری رأی داده باشد حتی دین دیگر و آیین دیگر و فرقه دیگری داشته باشند ولی همه حول محوری به نام انقلاب اسلامی و دفاع از حریم ولایت جمع میشوند. میخواستم بدانم این درک و این تشابه میتواند درست باشد؟
کاملاً درست است. در همان آیهای که خواندم میگوید شما اگر پیامبر اکرم (ص) را الگوی انسان کامل دانستید و این باور را در عمق وجودتان ایجاد کردید شما میتوانید بعد از او امت وسط برای کل دنیا باشید. امت وسط یعنی اخلاق؛ رفتار این امت، شعارهای این امت شعارهای انسانی است نه مخصوص یک منطقه و نه یک قوم و نه یک قومیت و مسائل ناسیونالیستی. شما میتوانید برای کل مردم شهید باشید. شهید اینجا به معنی الگو ست. اینکه گفته است که : و یکون الرسول علیکم شهیدا، همچنانکه پیغمبر شهید بر شما بود، شما شهید بر کل مردم هستید. ما هرچه بتوانیم به انسانیت حقیقی برسیم، متصف به صفات انسانی بیشتر میشویم ما به فطرت مردم جهان نزدیک میشویم بالفطره مردمدوستمان خواهند داشت، تبعیت خواهند کرد از ما؛ چون فطرت پیش همه هست. براین اساس من دعوت میکنم همه آنهایی که این مراسم را راه میاندازند به فکر آن بعد انسانی انقلاب و اباعبدالله باشند. دیگران میخواهند سوءاستفاده کنند از تجمع؛ مردم میآیند اما آنها می خواهند از اربعین، هدفهای پستشان را محقق کنند که البته مردم اینها را میشناسند. مهم این است که ما بتوانیم شعارهای انسانی اربعین ، ایمان به خدا تا آخرین لحظه تحقق رضای خدا، دادن همهچیز درراه خدا را دنبال کنیم. وقتیکه میگوییم درراه خدا، مگر خدا نیاز به ما دارد؟ یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِیُ الْحَمِیدُ. خداوند چیزی نقص ندارد ولی وقتی ما میگوییم در راه خدا در حقیقت معنای آن این است که در راه مردم و بندگان خدا فعالیت کنیم. ما کل وجودمان را در راه انسانیت و تحقق فضیلت انسانی و تعالی انسانی و رسیدن به تمدن صحیح انسانی حرکت کنیم. این وحدت بیستوهفت میلیونی که آنجا انجام میگیرد نمونه ای است از وحدت امت اسلام. کل امت اسلامی میتواند اباعبدالله را الگوی خود قرار دهد. پیامبر اکرم و ائمه طاهرین الگوی خودشان . حرکت اربعین حرکتی انسانی است که متعلق به هیچ قوم و سنخ خاصی نیست. حرکت اربعین بالا بردن سطح این عشق است تا به مرحله عشق انسانی برسد. وقتیکه میگویند یک عشق انسانی در حقیقت عشق الهی است. خداوند ارحمالراحمین است خداوند میخواهد بشریت را بهسوی تکامل سوق دهد پس این مفاهیم باهم که جمع میشوند میتوانند به نفع بشریت باشند و اینجاست که باید این راهپیمایی را که یک حرکت عاطفی است متعالی کرد. اگر هم ائمه تأکید میکردند بر انقلاب اباعبدالله، برای آنکه هدف اصلی نهضت اباعبدالله و احیای این نهضت بالا بردن صفات انسانی امت اسلامی است. همینکه فرمودید ما دیدیم در اربعین از سیک و مسیحی و.. آمده بودند چونکه همه میدانند این امام در راه خداوند متعال هرچه داشت تقدیم کرد و اینجاست که باید بشریت همینطور درراه تحقق حکومت اسلامی در جهان فداکاری کند.
در سال 88 جماعتی به اسم اعتراض به نتیجه انتخابات و حرکت سیاسی پرچمهای حضرت اباعبدالله را در روز عاشورا آتش زدند ، به عزاداران جسارت کرده و ساحت حضرت اباعبدالله را مورد تعرض قرار دادند که مردم با آن حرکت میلیونی 9دی پاسخ آنها و حامیان شان را دادند. دیدیم که مردم در دفاع از حریم اباعبدالله، حریم ولایت و نظام جمهوری اسلامی هرچه داشتند به کار گرفتند. اما امروز می بینیم که منافقان امت در جریان عاشورای 88 همچنان فعال اند و هنوز هم دارد فتنهانگیزیهایشان را ادامه میدهند . به گونه ای که در آستانه انتخابات مجلس خبرگان میبینیم بعضیها مبارزهشان را با انقلاب اسلامی و نظام اسلامی و ولایتفقیه را با بحث هایی همچون شورایی شدن رهبری ادامه میدهند. نظرتان را میخواستم دراینباره بدانم.
فتنه 88 یک حرکت شیطانی بود. اینهایی که در داخل فتنه را اجرایی کردند براساس هوای نفس انجام دادند. واضح است که شیاطین اکبر و اصغر به سران فتنه القا کردند . اینها از نقص دینی که این سران فتنه داخلی داشتند استفاده کردند و این حرکت انجام گرفت. من یادم هست آنوقت در یک مصاحبهای گفتم که آیا این آقایانی که شعار میدهند و فتنه را مدیریت می کنند، حتی تهاجم به یک مقدسی از مقدسات را فروگذار کردند که مطرح نکنند یا آنکه ضد همه مقدسات و ضد همه ارزشها حرکت کردند؟ اینها چیزی برای آینده نگذاشتند. اولاً قانون اساسیمان را انکار کردند؛ ولایتفقیه که میراث امام ازیکطرف و مورد تأکید ائمه طاهرین از طرفی دیگر است را مورد اهانت قرار دادند. به قرآن جسارت کردند ؛ به اباعبدالله جسارت کردند؛ همه مقدسات را؛ اینها حتی به آن چهره انسانی جمهوری اسلامی که ضد صهیونیزم است را هم حتی جسارت کردند . مگر نگفتند که نه غزه نه لبنان؛ جانم فدای ایران! این آقایان مسئله ایران را مطرح کردند تا مسائل مقاومت علیه صهیونیزم که بزرگترین میکروب جهانی است را کند کنند. معلوم بود که اینها همه صفات شیطانی را نشان دادند. روز عاشورا 88 همه صفات فضائل اهلبیت و فضائل جمهوری اسلامی را انکار کردند. من معتقدم 9دی جوهر ملت مسلمان را نشان داد؛ آن حرکتی که آن روز 9 دی انجام گرفت، توانست به عون خداوند همه این آرزوهای منحرفین و مصلحت طلبها و همه آنهایی که خط شیطان را طی کردند همه را مفتضح کرده و سرجایشان نشاندند. 9دی روز نزول رحمت الهی بود.
کسانیکه سران فتنه را به فتنه انگیزی تحریک کردند امروز هم بحث شورایی کردن رهبری را برای حمله بهنظام ولایتفقیه آغاز کردند...
بله؛ متأسفانه بعضی فتنه گری می کنند و تیول آنها هم این مسائل را مطرح میکنند. ما تجربه کردیم؛ شوراهای مختلفی داشتیم؛ نظیر شورای قضایی . شورا نقش یک ولیِ عادلِ مخلصِ آگاه را نخواهد داشت. به اضافه آنکه در قانون اساسی امروز، مساله شورایی شدن که قبلا بود حذف شده است. بعد از اصلاح قانون اساسی، مطرح کردن این حرکت با هدف تضعیف ولیفقیه صورت می گیرد. در حقیقت طرح این مساله یعنی یک حرکت ارتجاعی که ما به چیزی که تجربه کرده و به علت ناکارآمدی آن، حذفش کردیم، بازگردیم.
ازجمله تحرکات امروزی کسانی که در روز 9دی سال 88 علیه انقلاب اسلامی، علیه امام راحل، علیه ولایتفقیه و حضرت اباعبدالله تحرک انجام دادند، این است که در سطوح مختلف دست به تحریف بنیانهای انقلاب اسلامی میزنند ازجمله تحریف خود شخصیت حضرت امام راحل. امام بهعنوان یک نماد اسلامی و بنیانگذار انقلاب اسلامی مطرح بود که با تحرکات جریان فتنه، سعی دارند امام را طور دیگری برای نسل جوان معرفی کنند. میخواهند جمهوری اسلامی را در برابر جمهوری اسلامی مطرح شده از سوی امام قرار دهند. سعی دارند امام خمینی خود ساخته ای بسازند و آن را در برابر امام خمینی واقعی بود قرار دهند. ازجمله تحرکات شان این است که سعی دارند مجلس خبرگان رهبری که ضامن اصل ولایتفقیه است را در برابر ولیفقیه قرار دهند. نظر شما در این رابطه چیست؟
اینها حرکات رمزی در فتنه 88 انجام دادند ، آنها عکس امام را پاره کردند. در حقیقت میخواستند بگویند ما دیگر در چهارچوب مسیر امام نیستیم. ولی مردم جوابشان را دادند. ما خیلی خوشحالیم که مردم مان آگاهند. حتی بعضا برخی از مردم افرادی کماطلاع از حوادث اند ولی وقتی که مباحث به امام، به دین، به امام حسین، به آرمانهای بزرگ، به رهبری می رسد، اینها خودشان را جلو میاندازند و فداکاری میکنند. من معتقدم که ملت، کل حرکتهای ما را رصد میکند. و بالاخره جواب این تحرکات را دائماً آماده است که بدهد. با یک اشاره رهبری بزرگوار جواب این تحرکات مفسد را میتواند ملتمان بدهد . الحمدالله خداوند منت به این ملت گذاشته و روز به روز بصیرتش بالا میرود، بصیرتش قوی میشود و حاضر است هرچه هم فداکاری کند، موجودیاش را فدای انقلاب کند.
اما مسئله شورای رهبری مسئله ای است که خیلی نابجا مطرح شد. معتقدم مسیر انقلابی ما در 88 تصحیح شد. میخواستند بیایند و تلقین کنند ملتمان به آن ایدههای انحرافی معتقد است ولی ملت مان این تهدید را به فرصت مبدل کرد. در قرآن در دو جا به شکل واضح داریم که یکی از صفات مؤمن این است که تهدید را به فرصت مبدل میکند. در بعد از معرکه و جنگ احد یک سری آیات آمد که درسهای احد را مطرح میکند یکی از این درسها این است که : الذین قال لهم الناس ان الناس قد جمعوا لکم فاخشوهم فزادهم ایمانا. مؤمنان اینهایی هستند که اگر مردم بهشان بگویند کل دنیا علیه شما جمع شدند و بترسید، فاخشوهم، عکسالعمل شان بهعکس است، آنها ایمان شان زیادتر میشود، فزادهم ایمانا. بترسید کجا؛ فزادهم ایمانا کجا؛ درآیات سوره احزاب هم شبیه این آیه هست. من معتقدم الحمدالله بصیرت امت آنچنان بالاست که تهدیدها را مبدل به فرصت میکند.
شما یکی از خبرگان ملت هستید. در این مدتی که در مجلس خبرگان بودید یا در مدتی که با رهبری معظم انقلاب حشر و نشر داشتید درحالیکه در مسئولیتهای متعدد عضو مجلس خبرگان هم نبودید چه تعریفی از رهبری معظم انقلاب برای نسل جدید ارائه می دهید؟
الحمدلله ملت حقیقت رهبری را خوب درک کردند. عشق شان به رهبری خیلی عالی است. شناخت شان از رهبری عالی است. واقعا من چیز اضافی ندارم؛ بحمدالله رهبری که داریم یک منت بزرگ الهی به ملت ایران نه بلکه بر ملت مسلمان است. این رهبری با این آگاهی با این حکمت با این شجاعت با این زهد نظیری در جایی ندارد. زهدی که ایشان دارند، نظیر در جهان ندارند و من نمیتوانم چیز اضافهای بیاورم. مردم ما خوب رهبرشان را میشناسند، قرآن هم برای معرفی پیامبر اکرم، گاهی زندگی خصوصی ایشان را عرضه میکند؛ برای اینکه امت با رهبرش حتی در زندگی خصوصیاش مطلع باشد. ما الحمدالله روز بروز یقین میآوریم که خیلی خداوند لطف به این ملت کرد و چنین رهبری را برای این ملت قرارداد. واقعا نمی شود کسی را به جای رهبری حتی تصور کرد. اینیک لطف الهی است. دشمن هم معتقداست که این رهبری، رهبری بی نظیریست. بعد از رهبری امام به آن عظمت، همه می گفتند چه کسی جانشین ایشان می تواند شود؟ دیدیم خداوند لطف کرد و مقام معظم رهبری انتخاب شد. آقا در دل همه مردمند و میدانند چه ویژگی هایی دارند. خدا به ایشان عمر طولانی دهد و ما را موفق کند که بتوانیم در رکاب ایشان بهعنوان یک سرباز کوچک در خدمت انقلاب و ایشان باشیم.
به وبلاگ رضوان محدث پور خوش آمدید .تشکر از شما که اینجا تشریف آوردید از انتقاد مودبانه ات هرگز ناراحت نمیشم من یک خانم معلم ساده هستم گاهی نویسندگی هم می کنم ×××خدایا اصولگرا های خرماییی ما را خدایی کن تا هم خدا هم خرما نخواهند که اگر در هر عصری اینجور آدمها نبودند نه امام حسین تنها می شد نه امام حسن غریبانه صلح می کرد