سكوت در برابر جريان هاي نفوذي؛ گناهي نابخشودني

 علي شيرازي

يكي از بحث‌هاي داغ و جدي كشورمان، بحث نفوذ به عرصه‌هاي امنيتي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي است. ما نيز بر آن شديم تا در اين نوشتار، به صورت جداگانه، برخي از ابعاد اين نفوذهاي چهارگانه را تبيين نماييم.

* نفوذ امنيتي

تمامي اقداماتي كه امنيت ملي كشور را از لحاظ سياسي، امنيتي(همانند نفوذ، كودتا، ترور و...) به خطر اندازد يا نظام سياسي كشور را با خطر براندازي مواجه كند، تهديد امنيتي ناميده مي‌شود.

مهم‌ترين مؤلفه امنيت ملي هر كشور، امنيت نرم است. براي يك حكومت ديني و مردمي كه مؤلفه‌هاي نرم‌افزاري امنيت در آن جايگاه والايي دارد، اين امر اهميت بيش‌تري خواهد داشت.

اجراي عمليات نفوذي از طريق گماشتن جاسوس، يكي از دقيق‌ترين و حساس‌ترين كارها در موضوع امنيت ملي است.

گماشتن مزدور در عرف تجسس به معناي گماشتن يك يا چند تن از عناصر جاسوسي در درون يك هدف خاص است تا از اين طريق بتوان اطلاعات را به دست آورد و طبق يك برنامه حساب شده و هدفمند، اهداف ديگري را نيز محقق ساخت.

پس از اين‌كه ايالات متحده امريكا و اتحاد جماهير شوروي روابط ديپلماتيك خود را در سال 1933 آغاز كردند، مأموران شوروي شروع به استخدام خبرچينان و پيك‌هايي كردند تا در امريكا به‌طور مخفيانه فعاليت نمايند. عوامل صاحب نفوذ به واژه‌اي تبديل شد كه روس‌ها براي توصيف چهره‌هاي سياسي رده بالا كه در عين حال دوست اتحاد جماهير شوروي بودند، به كار مي‌بردند.

جامعه هدف در اين پروژه، سپاه پاسداران، سازمان بسيج، ارتش، نيروي انتظامي، و بخصوص وزارت اطلاعات است.

قبل از فتنه 78 دقيقاً طرح نفوذ در وزارت اطلاعات و فروپاشي وزارت از درون برنامه‌ريزي شد تا علاوه بر بستن راه‌هاي اطلاعاتي كشور براي دست نيافتن به اطلاعات دقيق از نيروهاي برانداز و اشراف اطلاعاتي نفوذي‌ها بر قدرت نظام، آنان را به سمت برنامه‌ريزي‌اي آسان تا رسيدن به هدف ببرد.

مستكبران با استفاده از كاربرد قدرت امنيتي و بدون استفاده از لشكركشي و اشغال فيزيكي سرزمين، عملاً سيستم حكومت و سياست يك كشور را در اختيار گرفته و از اين راه به تحميل اراده خود مي‌پردازند و منافع خويش را تامين مي‌نمايند.

التيس كندي، يكي از وكلاي دادگستري در ايالات جورجيا، توانست به قلب انجمن كوكلوس كلاس نفوذ كند. هدف وي، تجسس عليه آن‌ها و جمع‌آوري حقايقي بر ضد آن‌ها بود تا بعداً بتواند با حملات برق‌آسا به مقر آن‌ها نابودشان كند.

وي از ميامي در فلوريدا به آتلانتا - مقر اصلي اين انجمن- منتقل شد و نامش را به «جان سي بركنز» تغيير داد. بعد از اين‌كه به درون انجمن راه يافت، رفته رفته اعتماد رهبران آن را جلب كرد و به مهم‌ترين اسرارشان دست يافت و هدفش را محقق ساخت.

خانم ويولتا سانيا، زني بود كه در دستگاه جاسوسي شوروي سابق به نحو خاصي آموزش ديده بود؛ به طوري كه بر تمام فعاليت‌هاي جاسوسي و اطلاعاتي براي تجسس در سفارت امريكا در شوروي مسلط شد. وي با برقراري روابط عاطفي با چند تن از سربازان امريكايي، توانست دروازه سفارت امريكا را براي تعدادي از مزدوران و جاسوسان شوروي باز كند و به اسناد محرمانه و كلمه رمز سفارت دست بيابند.

امام خامنه‌اي در تاريخ 25/6/1394 در ديدار فرماندهان و مسؤولان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي فرمودند: «نفوذ امنيتي چيز كوچكي نيست، اما در مقابل نفوذ فكري و فرهنگي و سياسي، كم اهميت است. نفوذ امنيتي عوامل خودش را دارد، مسؤولين گوناگون – از جمله خود سپاه – جلوي نفوذ امنيتي دشمن را با كمال قدرت ان‌شاءا... مي‌گيرند.»

* نفوذ اقتصادي

آماده سازي تجار و بازرگانان براي جاسوسي يكي از ضرورت‌هايي است كه امروزه انجام مي‌پذيرد. ويليام كلبي، رئيس سابق سازمان اطلاعات مركزي امريكا، مي‌گويد: «كار سرويس اطلاعاتي امريكا در حال حاضر آماده‌سازي افراد سرشناس بخش‌هاي تجاري منطقه اصلي تجاري نيويورك براي فعاليت‌هاي جاسوسي مي‌باشد و تلاش دارد رؤسا و مديران موسسات وال استريت را براي فعاليت‌هاي جاسوسي آماده سازد.»

يكي از راه‌هاي نفوذ نيز ورود شركت‌هاي چندمليتي در كشورهاست كه از طريق سرمايه زيادي كه در اين شركت‌ها نهفته است، كادرسازي ويژه‌اي از راه جذب افراد ذي‌نفوذ در كشورها انجام مي‌شود. اين نهاد قدرت و ثروت، دايره افراد مجذوب خود را با تفكرات و سياست‌هاي امريكايي – غربي وارد عرصه‌هاي سياسي‌ از جمله انتخابات مي‌كند و در نهايت اركان مهم و سرنوشت‌ساز يك كشور را تحت سيطره خود قرار مي‌دهد.

در دوران پساتوافق، با رفت و آمد شركت‌هاي تجاري و اقتصادي، راه براي نفوذ بيش‌تر باز مي‌شود و غربي‌ها راه جاسوسي را براي اشراف اطلاعاتي و براندازي نرم هموارتر مي‌كنند.

دقيقاً‌ در همين راستاست كه در شهريور 1394 مركز امنيت جديد امريكا توصيه مي‌كند: «امريكا تلاش كند تا فرصت‌هاي جديد اقتصادي براي سرمايه‌گذاران امريكايي و بين‌المللي به منظور تقويت بخش خصوصي در ايران فراهم آورد و برنامه‌هاي تبادل فردي و گروهي ميان ايران و امريكا در زمينه‌هاي ورزشي، تجاري و آكادميك را گسترش دهد.»

هدف از اين برنامه‌ريزي براي نفوذ و تسلط بر منابع رشد استقلال، سپردن امور اقتصادي و نوآوري‌هاي فني و فن‌آوري‌هاي ارتباطاتي به شركت‌هاي خصوصي تحت نفوذ غرب با هدف متكي ساختن دولت به بخش خصوصي وابسته به امريكاست.

اين طرح در راستاي وابستگي ايران به غرب و تأمين منافع امريكا و غفلت از پرداختن به اقتصاد ملي است. علاوه بر آن اين تلاش جايگزين كردن واردات به جاي احياي اقتصاد مقاومتي و ممانعت از ابتكار و خلاقيت براي افزايش توليدات داخلي و حل معضل اشتغال و تورم را به همراه دارد.

امام خامنه‌اي درتاريخ 25/4/1394 فرمودند: «در زمينه‌هاي اقتصادي، چشم‌هاي بيناي مسؤولين اقتصادي بايستي باز باشد و مواظب باشند كه [دشمنان] نفوذ اقتصادي پيدا نكنند؛ چون نفوذ دشمن پايه اقتصاد محكم را متزلزل مي‌كند. آن‌جاهايي كه نفوذ اقتصادي كردند، آن‌جاهايي كه توانستند خودشان را بر اقتصاد كشورها و ملت‌ها مثل يك بختكي سوار بكنند، پدر آن كشورها درآمد.»

معظم‌له افزودند: «رئيس يكي از همين كشورهايي كه جزو كشورهاي پيشرفته منطقه ما بود، در سفري كه به تهران داشت و پيش ما آمد، به من گفت آقا ما به خاطر نفوذ اقتصادي در ظرف يك شب تبديل شديم به فقير، به گدا؛ راست مي‌گفت. فلان سرمايه‌دار، به خاطر فلان خصوصيت اراده مي‌كند اين كشور را به زانو در بياورد؛ سرمايه خودش را مي‌كشد بيرون يا تصرفاتي مي‌كند كه اقتصاد آن كشور به زانو دربيايد.»

مقام‌ معظم‌ رهبري نفوذ اقتصادي را كم‌ اهميت‌ترين مي‌دانند و مي‌فرمايند: «از همه مهم‌تر، نفوذ سياسي و نفوذ فرهنگي‌ است.»

* نفوذ فرهنگي

در حقيقت، فرهنگ را بايد گستره‌اي وسيع در نظر گرفت كه شامل اعتقادات، اصول، مباني‌، ارزش‌ها و هنجارهايي است كه شالوده انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي بر اساس آن‌ها شكل گرفته است و خدشه در هر كدام از آن‌ها تزلزل در نظام سياسي به شمار مي‌آيد.

اصول و ارزش‌هايي چون دين و معنويت، ايمان مذهبي، عدالت خواهي، ‌استكبار ستيزي، دفاع از مظلومين و مستضعفين جهان، ظلم ستيزي، حاكميت ديني و ولايت فقيه از جمله بنيان‌ها و آرمان‌هاي اصيل انقلاب اسلامي‌اند كه اين انقلاب، هويت خود را در قالب آن‌ها يافته و حذف اين اصول به معناي بي‌هويتي و تهي شدن انقلاب اسلامي از درون است.

استكبار جهاني به خوبي اين حقيقت را دريافته و امروز با نفوذ فرهنگي، ارزش‌هاي معنوي و انقلابي را هدف قرار داده است.

در شهريور 1379 «فرد هاليدي» عنصر سياسي انگليسي به تهران سفر كرد و ميهمان دفتر مطالعات سياسي و بين‌المللي وزارت امور خارجه ايران بود.

وي يك انگليسي ايرلندي الاصل است كه پيش‌تر ماركسيست و طرفدار تروتسكي بوده است. او در دهه هفتاد ميلادي براي تحقيق پيرامون اوضاع عمان و انقلابيون عرب، از طريق انقلابيون منطقه از سوي سازمان جاسوسي انگليس به اين منطقه گسيل مي‌شود.

فرد هاليدي در سال 1360 و به دنبال ورود سازمان منافقين به فاز نظامي در داخل كشور از آن‌ها به شدت حمايت مي‌كند.

وي معتقد است كه فقط در سايه سكولاريسم مي‌توان حكومت قانون را برقرار ساخت.

در دي ماه همان سال مجيد تهرانيان، معاون «رضا قطبي» رئيس راديو و تلويزيون شاهنشاهي و عامل شناخته شده دستگاه‌هاي سياست خارجي و اطلاعاتي- امنيتي امريكا و يكي از عوامل كليدي طراح و مجري استراتژي براندازي خاموش به ايران آمد.

منافع دولت‌هاي غربي در ايران عمدتاً توسط شيفتگان تمدن غرب حفظ و تامين شده است؛ كساني كه در طول زمان در اروپا و امريكا جذب سازمان فراماسونري شدند و به هنگام بازگشت به ايران، مدارج ترقي را در خدمت اين سازمان پيمودند و با قرارگرفتن در رأس مناصب مهم سياسي و فرهنگي كشور و نفوذ در نهادهاي فرهنگي، استحاله فرهنگي را در ايران شكل دادند.

امروز نيز با نفوذ دادن همينان در درون كشور و اثرگذاري بر روي خط فكري مسؤولان، روحانيان و دانشجويان به دنبال تهي شدن انقلاب اسلامي از درون هستند و در عرصه‌هاي اجتماعي، فرهنگي‌، سياسي و تبليغاتي، حول محور ترويج و اشاعه سكولاريسم، ليبراليسم و مبارزه با اسلام ناب محمدي(ص) فعاليت مي‌نمايند.

سكولار كردن، زمينه را براي تضعيف و نابودي فرهنگ‌هاي ديني وملي فراهم مي‌آورد و استراتژي يكسان سازي فرهنگي از طريق حاكميت بخشيدن به فرهنگ امريكايي در ايران را محقق مي‌سازد.

امام خامنه‌اي در تاريخ 4/6/1394 در ديدار رئيس‌جمهور و اعضاي هيأت دولت فرموند: «دستگاه‌هاي مختلف، دستگاه‌هاي اقتصادي، دستگاه‌هاي فرهنگي، توجه داشته باشند كه ما در داخل نقشه طراحي شده دشمن قرار نگيريم و بازي نكنيم... من چند روز قبل از اين، در صحبت گفتم كه اين‌ها درصدد نفوذند، درصدد رخنه كردنند؛ اين رخنه از جاهاي مختلفي ممكن است باشد، مواظب باشيد.»

معظم‌له افزودند: «يك وقت آدم خبر مي‌شود كه فرض بفرماييد فلان سازمان آمده يك بخشي از مجموعه فرهنگي ما را – مثلاً‌ فرض كنيد مهدكودك‌ها را- به يك شكل خاصي دارد هدايت مي‌كند؛ اين را آدم مي‌فهمد، بعد كه نزديك مي‌شود مي‌بيند كار خطرناكي و كار بزرگي است [اما] آدم توجه نداشته، اين‌ها رخنه است.»

امام خامنه‌اي همچنين در تاريخ 25/6/1394 در ديدار فرماندهان و مسؤولان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي فرمودند: «دشمن سعي مي‌كند در زمينه فرهنگي، باورهاي جامعه را دگرگون كند؛ و آن باورهايي را كه توانسته و اين جامعه را سرپا نگه دارد جابه‌جا كند، خدشه در آن‌ها وارد كند، ‌اختلال و رخنه در آن‌ها به وجود بياورد. خرج‌ها مي‌كنند؛ ميلياردها خرج مي‌كنند براي اين مقصود؛ اين رخنه و نفوذ فرهنگي است.»

ارتباطات جريان نفوذي با جوانان و فعالان دانشجويي از اواسط دهه هفتاد رو به گسترش گذاشت و در سال‌هاي پاياني دوران اصلاحات به نقطه اوج خود رسيد. در آن ‌سال‌ها تساهل‌ورزي‌هاي سياست‌مداران و مسؤولان وزارت‌هاي ارشاد و علوم، حاشيه امني را براي تردد مخالفان و دشمنان نظام به دانشگاه‌هاي كشور و حضور در محافل دانشجويي فراهم ساخت و افرادي نظير كيان تاج‌بخش و جهانبگلو- مرتبطين با بنياد امريكايي سوروس در مقوله براندازي نرم- را براي تغيير نگرش و بينش جوانان وارد دانشگاه‌ها كرد.

امام خامنه‌اي در تاريخ 4/6/1388 فرمودند: «من شك ندارم كه در آينده نه چندان دور، در بين اسناد محرمانه دستگاه‌هاي جاسوسي- كه بالاخره اين اسناد يك وقت‌هايي هرجا باشد منتشر مي‌شود- خواهيد يافت و خواهيد خواند كه عوامل دشمن، روي دانشگاه‌هاي ما چگونه كار مي‌كردند، روي فلان دانشگاه چگونه كار مي‌كردند، روي فلان شخص دانشگاهي چگونه كار مي‌كردند! الان اين‌طوري است، دارند كار و فعاليت مي‌كنند. دشمن خيلي فعال است.»

معظم‌له همچنين در تاريخ 15/7/1394 در ديدار فرماندهان و كاركنان نيروي دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي فرمودند: «[دشمنان جمهوري اسلامي ايران] به دنبال تغيير محاسبات مسؤولان و تغيير افكار مردم در خصوص مسائل انقلابي، ديني و مصالح ملي كشور هستند.»

معظم‌له با تاكيد بر اين‌كه در موضوع تغيير افكار مردم، هدف اصلي جوان‌ها هستند، جوانان را به هوشياري بيش از پيش فراخواندند و افزودند: «‌البته به لطف خداوند جوانان، در دانشگاه‌ها و همچنين در نيروهاي مسلح بيدار و پاي كار هستند و من از اين جهت هيچ نگراني ندارم.»

* نفوذ سياسي

پژوهشگران غربي در سايه بررسي‌ها و تجربه‌هاي چندين ساله آموخته‌اند كه گزينش افراد با استعداد و ساختن مهره‌هاي مورد نياز، مطمئن‌ترين راه براي دستيابي به اهداف مورد نظر است.

اين افراد در صورتي كه از هويت فرهنگي و ملي خود بيگانه شوند و به مهره‌هاي ساخته و پرداخته استعمار تبديل گردند، با زبان و قلم خويش و با بهترين شيوه، تلاش مي‌كنند تا فرهنگ غرب را جايگزين فرهنگ ملي و بومي و فرهنگ اسلامي بنمايند و از اين راه و با اين روش، عرصه سياست ايران را از نيروهاي انقلابي تهي سازند.

شهيد مطهري در كتاب نهضت‌هاي اسلامي در صد ساله اخير مي‌نويسد: «هر نهضت مادام كه مراحل دشوار اوليه را طي مي‌كند سنگيني‌اش بر دوش افراد مؤمن، مخلص و فداكار است، اما همين كه به بار نشست و يا لااقل نشانه‌هاي باردادن آشكار گشت و شكوفه‌هاي درخت هويدا شد، افراد فرصت طلب نفوذ مي‌كنند.»

اين افراد با نفوذ در نهادها و ساختارهاي يك نظام سياسي، انديشه، عزم و اراده يك ملت را به اشغال درمي‌آورند و خواست و اراده خود و اربابانشان را بدون كاربرد زور و نبرد سخت محقق مي‌سازند.

اثرگذاري بر روي فكر اطرافيان مسؤولان؛ حتي بر روي تفكر رؤساي كشور از سوي همينان اجرا و عملي مي‌شود. هشام بن ابراهيم راشدي همداني از نزديك‌ترين اصحاب امام رضا(ع) در مدينه بود. او مردي دانشمند و فهيم بود و كارهاي حضرت به وسيله او و به دست وي اجرا مي‌شد. بعد از ورود امام هشتم(ع) به مرو، هشام با ذوالرياستين مرتبط شد.

ذوالرياستين او را مقرب درگاه خود گردانيد و بسيار به خويش نزديك كرد.

هشام از آن پس، اسرار امام را به ذوالرياستين و مأمون گزارش مي‌داد. مأمون براي بهره‌گيري بيش‌تر، وي را دربان حضرت رضا(ع) كرد. افراد مي‌بايست با اجازه هشام خدمت امام هشتم(ع) برسند. او بر امام رضا(ع) چنان سخت گرفت كه دوستداران حضرت نمي‌توانستند خدمت ايشان برسند و هر حرفي هم كه امام در خانه خود مي‌زد، هشام آن را به مأمون و ذوالرياستين گزارش مي‌كرد.

امام خميني(ره) مي‌فرمودند: «آن‌ها در اين ده سال انقلاب اسلامي ايران ضربات سختي از اسلام خورده‌اند و تصميم گرفته‌اند كه به هر وسيله ممكن آن را در ايران كه مركز اسلام ناب محمدي است، نابود كنند. اگر بتوانند با نيروي نظامي، اگرنشد، با نشر فرهنگ مبتذل خود و بيگانه‌كردن ملت از اسلام و فرهنگ ملي خويش و اگر هيچ‌كدام از اين‌ها نشد، ايادي خودفروخته از منافقين و ليبرال‌ها و بي‌دين‌ها را كه كشتن روحانيون و افراد بي‌گناه برايشان چون آب خوردن است، در منازل و مراكز ادارات نفوذ مي‌دهند كه شايد به مقاصد شوم خود برسند.»

امام خميني(ره) در تاريخ 3/12/1367 در پيامي به روحانيان سراسر كشور آوردند: «استكبار وقتي كه از نابودي مطلق روحانيت و حوزه‌ها مأيوس شد، دو راه را براي ضربه‌زدن انتخاب نمود؛ يكي راه ارعاب و زور، ديگري راه خدعه و نفوذ. در قرن معاصر وقتي حربه ارعاب و تهديد چندان كارگر نشد، راه‌هاي نفوذ تقويت گرديد.»

بنيان‌گذار جمهوري اسلامي ايران در همان پيام افزودند: «يقيناً روحانيون مجاهد از نفوذ بيش‌تر زخم برداشته‌اند.»

آن رهبر فقيد و حكيم متأله در وصيت‌نامه الهي- سياسي خود نيز بر اين مهم تأكيد فرموده و در تبيين طراحي دشمن در پهنه نفوذ سياسي آورده‌اند: «قدرت‌هاي بزرگ چپاولگر در ميان جامعه‌ها افرادي به صورت‌هاي مختلف از ملي‌گراها و روشنفكران مصنوعي و روحاني‌نمايان كه اگر مجال يابند از همه پرخطرتر و آسيب‌رسان‌ترند، ذخيره دارند كه گاهي سي چهل سال با مشي اسلامي و مقدس‌مآبي يا پان ايرانيسم و وطن‌پرستي و حيله‌هاي ديگر با صبر و بردباري در ميان ملت‌ها زيست مي‌كنند و در موقع مناسب مأموريت خود را انجام مي‌دهند... لازم است همه با هوشياري اين قسم توطئه را خنثي نمايند.»

امروز امريكايي‌ها شايد زمينه را مناسب ديده‌اند و با طراحي‌اي پيچيده و نفوذ سياسي به دنبال بهره‌گيري از فرصت پيش‌رويند.

امام خامنه‌اي در تاريخ 12/6/1394 در ديدار رئيس و اعضاي مجلس خبرگان رهبري فرمودند: «مي‌گويند برجام فرصت‌هايي را – هم در داخل ايران و هم در بيرون از ايران و در منطقه- در اختيار امريكا قرار داده؛ اين را امريكايي‌ها مي‌گويند و جزو حرف‌هاي آن‌ها است. عرض من به دوستانمان در دولت و در مسؤوليت‌هاي گوناگون اين است كه اجازه اين فرصت‌طلبي را در داخل مطلقاً به امريكا ندهيد؛ در خارج هم تلاش كنيد كه اين فرصت‌ها را در اختيار امريكا قرار نگيرد.»

معظم‌له در تاريخ 25/6/1394 اين مطلب مهم را بازتر كردند و فرمودند: «امروز نفوذ دشمن يكي از تهديدهاي بزرگ است براي اين كشور؛ دنبال نفوذند... نفوذ اقتصادي... نفوذ امنيتي... نفوذ فكري و فرهنگي و سياسي.»

ايشان در تبيين نفوذ سياسي افزودند: «نفوذ سياسي هم اين است كه در مراكز تصميم‌گيري، و اگر نشد تصميم‌سازي، نفوذ بكنند. وقتي دستگاه‌هاي سياسي و دستگاه‌هاي مديريتي يك كشور تحت تاثير دشمنان مستكبر قرارگرفت، آن‌ وقت همه تصميم‌گيري‌ها در اين كشور بر طبق خواست و ميل و اراده مستكبرين انجام خواهد گرفت؛ يعني مجبور مي‌شوند. وقتي يك كشوري تحت نفوذ سياسي قرار گرفت، حركت آن كشور، جهت‌گيري آن كشور در دستگاه‌هاي مديريتي، بر طبق اراده آن‌ها است.»

امام خامنه‌اي در تاريخ 15/7/1394 نيز با بياني شفاف‌تر فرمودند: «بيش‌ترين تلاش و برنامه‌ريزي قدرت‌هاي استكباري، براي دشمني با نظام اسلامي ايران است و ادعاي امريكا براي مذاكره با ايران نيز در همين چارچوب و براي «نفوذ» است.»

معظم‌له در تاريخ 18/6/1394 هم فرمودند: «مذاكره بهانه است، مذاكره وسيله‌اي براي تحميل خواست‌ها است.»

رهبر معظم انقلاب اسلامي در تاريخ 15/7/1394 فرمودند: «در اين مذاكرات، طرف مقابل، تلاش داشت، از هر فرصتي براي نفوذ استفاده كند و حركتي بر خلاف منافع ملي كشور انجام دهد، البته مذاكره‌كنندگان ايراني، حواس‌شان جمع بود، اما بالاخره امريكايي‌ها در جاهايي فرصت پيدا كردند.»

اين همان فرصتي است كه از آن تغيير محاسبات مسؤولان در خصوص مسائل انقلابي، ديني و مصالح ملي كشور بيرون مي‌آيد و برخي را به ميدان دست‌دادن با اوباما و تلاش براي آغاز مذاكرات بعدي مي‌برد.

هشدار امام خامنه‌اي پس از مذاكرات هسته‌اي به ممنوعيت مذاكره با امريكا، اشاره به همين واقعيت دارد. معظم‌له در تاريخ 15/7/1394 فرمودند: «مذاكره با امريكا ممنوع است؛ زيرا اين مذاكره نه تنها نفعي ندارد، بلكه ضررهاي بي‌شماري نيز دارد.»

يكي از ضررها «نفوذ سياسي» است. هشداري كه شايد برخي از مسؤولان را هنوز بيدار نكرده است. همان سهل‌انگاران و سهل‌انديشان داخلي كه متوجه ابعاد و عمق اين موضوع نيستند و يا برخي اصلاً به مصالح و منافع ملي كشور اهميتي نمي‌دهند و بر اثر نفوذ اطرافيان، همچنان بر اصل مذاكرات و رابطه با امريكا پاي مي‌فشرند.

امام خامنه‌اي در همان تاريخ افزودند: «متأسفانه عده‌اي براي توجيه مذاكره جمهوري اسلامي ايران با شيطان بزرگ، با نگاهي عوامانه، اين‌گونه مسائل را در روزنامه‌ها، سخنراني‌ها و فضاي مجازي مطرح ‌مي‌كنند، كه كاملاً اشتباه است.»

عدم معرفي اين افراد به جامعه، گناهي نابخشودني است كه شايد اصل نظام را مورد ضربه قرار دهد.

حفظ نظام اسلامي ايجاب مي‌كند كه امروز به تبيين نگاه امام خود بپردازيم و روش‌هاي دشمن در صحنه‌هاي نفوذ را تبيين و حتي از معرفي نفوذي‌ها واهمه نداشته باشيم.

يقيناً تغيير نگاه رئيس‌جمهور و رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام و برخي از مسؤولان نظام در پرتو همين نفوذ سياسي است؛ همان نفوذي كه منتظري و كروبي و موسوي و خاتمي را از انقلاب گرفت و تاريخ تكرار خواهد شد. توجه به هشدارهاي ولايت، مي‌تواند مانعي بر سر راه سقوط بزرگان امروز شود. اگر منتظري به هشدارهاي امام خميني(ره) توجه مي‌كرد، يقيناً‌ سقوط نمي‌كرد.

امام در تاريخ 26/1/1368 در نامه‌اي به نمايندگان مجلس و وزراء نوشتند: «همين قدر بدانيد كه پدر پيرتان بيش از دو سال است در اعلاميه‌ها و پيغام‌ها تمام تلاش خود را نموده است تا قضيه [حضرت آقاي منتظري] بدين جا ختم نگردد، ولي متأسفانه موفق نشد... لذا با دلي پر خون حاصل عمرم را براي مصلحت نظام و اسلام كنار گذاشتم.»

اگر كروبي و موسوي و همراهان آن دو، به هشدارهاي امام خامنه‌اي توجه مي‌كردند، به يقين امروز گرفتار رنج دنيوي نمي‌شدند و فردا نيز از گرفتاري اخروي در امان بودند و چه بسا امروز در جايگاه رؤساي دو قوه، به انقلاب اسلامي و مردم خدمت مي‌كردند.

اگر امروز نيز مسؤولان دچار خطا شوند و محاسبات خود را تغيير دهند و گرفتار دام امريكا بشوند و با زمينه‌سازي براي نفوذهاي امنيتي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي، به انقلاب اسلامي و ملت ايران ضربه بزنند، به همان درد منتظري و كروبي و موسوي و خاتمي گرفتار مي‌شوند.

امام خميني(ره) در تاريخ 26/1/1368 فرمودند: «دفاع از اسلام و نظام شوخي بردار نيست و در صورت تخطي، هر كس در هر موقعيت بلافاصله به مردم معرفي خواهد شد.»

امام خامنه‌اي نيز در تاريخ 22/9/1388 فرمودند: «كساني كه از اوايل انقلاب يادشان هست، مي‌دانند، بعضي بودند از ياران امام، از نزديكان امام در دهه اول انقلاب و در حال حيات امام، كه كارشان به مقابله با امام كشيد، كارشان به معارضه با امام كشيد،... انقلاب، اين‌ها را مطرود كرد... اين‌ها بايد عبرت باشد براي همه ما، بايد عبرت باشد، بايد بفهميم.»

اميد است از اين هشدارها درس بگيريم و بدانيم كه امروز سكوت در برابر جريان نفوذي نيز، همراهي با دشمن است و مجازات سختي را به همراه دارد.