آقاي هاشمي!
عزت اسلامي ملت ايران را لگد مال نكنيد

 قاسم روان‌بخش

مصاحبه اخير آقاي هاشمي رفسنجاني با روزنامه ايران حاوي نكاتي بود كه لازم است درباره آن‌ها تاملي داشته باشيم:
1. مقصر اصلي در پرونده هسته‌اي كيست؟
آقاي هاشمي در اين مصاحبه در باره پرونده هسته‌اي ايران در 12 سال گذشته مي‌گويد «پايه‌هاي كار در دولت من قوي و كارها براي استفاده صلح‌آميز آماده شده بود و آژانس هم به عنوان نهاد بين‌المللي در جريان بود. ولي در دولت آقاي خاتمي متأسفانه بعضي‌ها مي‌خواستند كار تبليغاتي كنند كه همين باعث حساسيت غربي‌ها شد.» بر فرض صحت ادعاي آقاي هاشمي مبني بر اين‌كه در دولت وي كار به درستي انجام شده و آژانس هم خبرداشته است، در واقع آقاي هاشمي در اين ماجرا مقصر اصلي را دولت اصلاحات مي‌داند كه مي‌خواسته است كار تبليغاتي بكند و غربي‌ها را روي پرونده هسته‌اي ايران حساس كرده است. ولي آقاي رئيس جمهور - كه در زمان مدعيان اصلاحات دبير شوراي عالي امنيت ملي بوده است- در گزارش مستقيم خود به گونه ديگري تقصير را به گردن دولت اصلاحات مي‌اندازد؛ وي مي‌گويد در دولت اصلاحات سانتريفيوژهايي كه از يكي از كشورها به عنوان نو خريده بوديم، دست دوم بود و با آن غني سازي 75درصد انجام شده بود كه منشا سوء ظن آژانس به ايران گرديد كه هر چند اين مطلب روشن شد ولي باز هم همچنان در موضوع بمب هسته‌اي انگشت اتهام به سوي ما دارند.
به راستي اصلاح طلباني كه به خاطر كار تبليغاتي ياندانم كاري خود كشور را دچار چالش سنگين كرده‌اند كه يكي از آن‌ها تحريم‌هاي سنگين چند ساله اخير است و از بين بردن منابع مالي كشور و نابودي آن‌ها در توافق‌هاي ژنو تا وين كه ميلياردها دلار تخمين زده مي‌شود، آيا باز هم صلاحيت اداره كشور را دارند كه آقاي هاشمي از اعتدال آن‌ها سخن به ميان مي‌آورد و از بازگشتشان به قدرت سخن مي‌گويد؟
2. حل معضل منطقه به ويژه عربستان
آقاي هاشمي درباره ضرورت حل مسائل منطقه، تقصير را به گردن دولت ايران انداخته و معتقد است «بايد عاقلانه رفتار كنيم. اگر الان آن‌ها شروع كنند و بخواهند مسائل را حل كنند، ما نبايد گذشته را به رخ آن‌ها بكشيم.» وي سپس بااشاره به ديپلماسي دولت خودش در برخورد با دولت عربستان مي‌گويد «در سال‌هاي پس از جنگ يك رفتار من، مسأله عربستان و همه‌ عرب‌ها را حل كرد. در اجلاس سران اسلامي در سنگال كه معمول بود سران با هم ملاقات مي‌كردند. ملك عبدا... وليعهد بود و در آن جا حاضر بود. من هم رئيس‌جمهور بودم و به طور طبيعي او بايد پيش من بيايد. قرار ملاقات را هم سفرا گذاشته بودند. يك وقت به ما اطلاع دادند كه امير وليعهد منتظر شماست. با دكتر ولايتي كه وزير خارجه ما بود، مشورت كرديم و تصميم گرفتيم كه برويم. مي‌دانستم اين‌ها غروري دارند، چون شخصيت سلطان حالت خاصي به آدم مي‌دهد. راه افتاديم و او هم گويا ديد يا فهميد كه ما راه افتاديم، تا دم در دويد و به استقبالم آمد و خيلي تشكر كرد. با هم نشستيم و يك مقدار حرف زديم، نصف مسأله‌مان حل شد. آن اين‌كه اين‌ها موافقت نمي‌كردند كه ما ميزبان كنفرانس اسلامي شويم. در همان جلسه ايشان موافقت كرد و گفت كه اين دفعه را ما تصويب كرديم، ولي براي دفعه‌ بعد كشور شما باشد. ما هم سختگيري نكرديم و قبول كرديم. ما را خيلي به تعبير خودشان «ايزي من»(Easy Man) ديد و اين لقب من شده بود.» دوباره در جده اعلام شد كه كنفرانس در اسلام آباد برگزار مي‌شود، باز هم آقاي هاشمي مخالفتي نكرد. وي مي‌گويد: «بنا شد با مسؤولان عربستان ملاقات كنيم و اين دفعه او(امير عبدالله) پيش من بيايد. وقتي كه ما آن جا رفتيم، باز عين آن قضيه تكرار شد. ما در جلسه نشسته بوديم، اطراف ما اتاق‌هايي بود و هر كدام از سران يك اتاق داشتند. من در اتاق خودمان نشسته بودم كه شخصي آمد و گفت وليعهد منتظر شماست. آقاي ولايتي گفت كه چه كار كنيم؟ گفتم كه برويم. مگر چه فرقي مي‌كند؟ بلند شديم و به طرف اتاق اميرعبدا... راه افتاديم. از دور ديد كه من دارم مي‌آيم، از داخل اتاق بلند شد و با عجله بيرون آمد و از من تشكر و استقبال كرد.
مسأله را مطرح كرديم و ايشان در همان جا گفت: به سعود الفيصل دستور داده شود كه بيانيه جده را حذف كند و بگويد كه اجلاس بعدي در ايران است. مسأله با يك حركت اخلاقي ساده حل شد. معمولاً ديپلمات‌ها در اين مسائل دقت مي‌كنند و ما اصلاً به اين كارها اهميت نمي‌دهيم. عرب‌ها اين‌گونه هستند.» وي سپس پيشنهاد مي‌كند كه الان هم همين طور باشد؛ چون عرب‌ها اين طوري هستند با آن‌ها همين گونه عمل كنيم! «اگر همين الان اين مسأله اصلاح شود و ما از اين تحريم بگذريم، حقيقتاً خودشان مايل هستند كه مسائل‌شان را با ما حل كنند. ما در اين جا نبايد بگوييم كه مثلاً شما در آن روز اين‌گونه و آن‌گونه گفتيد. بايد بگذاريم حل شود. بعدها يكي يكي صاف مي‌شود. البته نمي‌دانم كه الان اين‌گونه هست يا نه؛ آن موقع حرف اول را خود من مي‌زدم. الان ديگران مي‌زنند.» به اين مي‌گويند سياست خارجي فعال و عزت مندانه! البته ايشان اشاره‌اي به موضوع توافق وي با ملك عبدا... در مساله برگزاري مراسم برائت از مشركين نكرده است؛‌اما آقاي ري شهري به تفصيل از آن سخن گفته‌اند كه آقاي هاشمي پذيرفته بود مراسم در داخل بعثه، آن هم بدون بلندگو و با حضور چندين نفر به صورت فرماليته برگزار شود كه با مقاومت آيت ا... ري شهري نماينده ولي فقيه روبرو شده بود. ولي الان ديگر بحث برگزاري يك اجلاس نيست بلكه مسائل بالاتري مطرح است. عربستان مي‌گويد شما حمايت خود را از دولت‌هاي سوريه و عراق، حزب ا... لبنان و مردم مظلوم غزه، بحرين و يمن برداريد و منطقه را در اختيار سعودي و به عبارتي در اختيار اسراييل و امريكا بگذاريد. در اين صورت آن‌ها با ما خوب خواهند شد. معناي چنين سياستي اين است كه دست از اسلام و آرمان‌هاي انقلاب اسلامي برداريم و به عبارتي دولت ايران همان نقش شاه در منطقه را ايفا كند.
3. تهديد مجلس شوراي اسلامي
آقاي هاشمي درباره توافق هسته‌اي با 1+5 كه طبق اصول روشن قانون اساسي(از جمله اصل 77) بررسي آن حق مجلس شوراي اسلامي است، با تهديد نمايندگان مجلس مي‌گويد «الان با اين فضايي كه مردم دارند، ديگر مجلسي‌ها جرأت نمي‌كنند كه در كار مشكل‌ ايجاد كنند.» به فرض اگر اين ادعا را بپذيريم اين سوال مطرح مي‌شود كه اين فضا راچه كسي ايجاد كرده است؟ جز اين است كه امثال آقاي هاشمي و دولت روحاني با فضا سازي سنگين اين گونه وانمود كرده‌اند كه كار تمام است؟ آيا با فضا سازي، حق مجلس ساقط مي‌شود؟! اگر چنين چيزي پذيرفته شود در همه موارد مي‌توان جوّسازي كرد و با فضاسازي قانون را دور زد؟ مثلا بافضا سازي از اجراي حكم مهدي هاشمي جلوگيري كرد كه البته نشد. آيا اجازه مي‌دهيد ديگران نيز با فضا سازي قانون را دور بزنند؟ يا در مواردي كه به ضرر شما و حزب مورد قبولتان باشد جايز نيست؟! البته بر اساس همين منطق است كه آقاي هاشمي درباره كاري كه در صدر اسلام صورت گرفت و با فضا سازي علي(ع) راخانه نشين كردند، سخناني قابل تامل مي‌گويد!(به عبارت ذيل توجه كنيد)
4. اعتدال يعني چه؟
آقاي هاشمي با تكيه بر اعتدال، انقلابيون را به تندروي متهم مي‌سازد و عملكرد امام علي(ع) را نوعي اعتدال معرفي مي‌كند و مي‌گويد: «حضرت علي(ع) را كه خدا تعيين كرده بود كه بعد از پيامبر(ص)، امام باشد و پيغمبر(ص) در راه برگشت از مكه دست او را بلند و معرفي كرد و گفت كه علي(ع) بعد از من ولي شماست. اما وقتي پيامبر(ص) رحلت فرمودند، حضرت علي(ع) را بركنار كردند و مي‌بينيم كه قبول نكردند. قبل از آن پيامبر(ص)، حضرت علي(ع) را به صورت خصوصي خواستند و گفتند كه شما امام و ولي اين مردم بعد از من هستيد. ولي اگر مردم نخواستند پافشاري نكن و به خودشان واگذار كن. حضرت علي(ع) هم كاملاً به اين وصيت عمل كردند و 25 سال در خانه نشستند و كشاورزي مي‌كردند و كاري به اين چيزها نداشتند و به حكومت هم كمك مي‌كردند.» به راستي منظور آقاي هاشمي از اين نكته كه بارها در سخنان وي تكرار شده چيست؟ آيا منظورشان اين است كه مردمي كه علي(ع) را كنار گذاشتند و امامت حضرت را قبول نكردند حق داشتند وحضرت هم كه پذيرفت و به آن‌ها مشاوره هم مي‌داد آن‌ها را مشروع مي‌دانست؟! اگر كسي به چنين چيزي معتقد باشد منكر بديهيات مكتب تشيع شده است. چنين كسي نسبت به خطبه‌هاي آتشين حضرت زهرا(س) چه موضعي اتخاذ مي‌كند؟ آيا به نظر وي حضرت زهرا(س) در خطبه فدكيه دچار اشتباه شده اند؟! ولي اگر منظور اين است كه حضرت به خاطر حفظ مصالح اسلام و مسلمين در برابر غصب خلافت، تحمل كنند تا اصل اسلام حفظ شود و به تدريج مسائل براي مردم روشن شود، مطلبي صحيح است. در اين چارچوب، خطبه حضرت زهرا(س) و فريادهاي ابوذر و... نيز توجيه مي‌شود. به هرحال معلوم نيست طرح اين مساله در اين زمان به چه مناسبت است؟‌اي كاش خود آقاي هاشمي به اين درسي كه مي‌دهد عمل مي‌كرد؛ وقتي مردم در انتخابات 84 او رانخواستند و يا در انتخابات 88 نامزد مورد تاييد وي را نپذيرفتند منتخب مردم رامي پذيرفت و دست به كارهايي نمي‌زد كه فتنه 88 شعله‌ورتر گردد. همچنين خوب است روش حضرت امير(ع) درهمه جهات الگوي ما باشد نه فقط آن چه كه تصور مي‌كنيم منافع ما را اقتضا مي‌كند. حضرت امير(ع) نسبت به بيت المال نيز بسيار حساس بود و به خاطر تقاضاي يك گرده نان بيش تر، آتشي نزديك دست برادرش عقيل برد و سوزش آتش را به او فهماند. آيا آقاي هاشمي نسبت به بيت المال اين حساسيت را دارد؟
5. جرقه انتخابات
آقاي هاشمي درباره انتخابات آينده خبرگان و مجلس شوراي اسلامي مي‌گويد «اگر زور نگويند، انتخابات خوب مي‌شود و الان اكثريت آراي آقاي روحاني و راه ايشان را تأييد مي‌كنند.» معلوم نيست كه وي اتهام زورگويي را متوجه چه كساني مي‌كند. ولي از قرائن صحبت ايشان در جمع‌هاي ديگر اين است كه وي شوراي نگهبان را زير سوال مي‌برد. آيا استفاده كردن شوراي نگهبان از حقوق قانوني خود در تاييد يا رد صلاحيت افراد، زورگويي است؟ اگر زورگويي باشد آيا استفاده كردن خود از حق قانوني‌تان در مجمع تشخيص را هم زورگويي مي‌دانيد؟ وانگهي، از كجا متوجه شده ايد كه طرفداران آقاي روحاني اكثريت آراء دارند؟! آيا فتنه ديگري در راه است و قرار است آتش فشان‌ها در كف خيابان‌ها عمل كنند و مردم به ريختن در خيابان‌ها دعوت شوند؟
6. پيشنهاد كار مشترك با آمريكا در رابطه با داعش
آقاي هاشمي در موضوع داعش معتقد است خطر جدي ايران را تهديد مي‌كند ولي پيشنهاد وي اين است كه با امريكاهمكاري كنيم. «اين كاملاً معلوم است كه در قسمتي ما با همه‌ آن‌ها مشترك هستيم. همين الان كه ما در عراق كمك مي‌كنيم، نمي‌رويم كه بجنگيم، اما به عراق كمك مي‌كنيم. در آن جاهايي كه عراق نمي‌تواند بمباران كند، امريكا مي‌آيد بمباران مي‌كند. امريكا در زمين نيرو ندارد. ولي پادگاني دارد كه به نيروهاي عراق آموزش مي‌دهد. به نظرم كار مشترك در اين ميدان اشكالي ندارد. بخصوص در سوريه اشكالي ندارد. اتفاقاً در مذاكرات اخير يكي از ادله‌اي كه آن‌ها قانع شدند، همين بود كه ايران بعد از اين مي‌تواند در برخورد داعش با آن‌ها صريح‌تر همكاري كند.»ولي آيااين ساده‌انگاري نيست كه امريكايي كه خود به وجود آورنده و از حاميان اصلي داعش است و سوريه و عراق را به خرابه‌اي تبديل كرده وميلون‌ها انسان را به خاك و خون كشيده و آواره كرده است امروز از مخالفان داعش تلقي شود و ما با امريكا دست همكاري بدهيم؟! تعبير زيباي مقام معظم رهبري نسبت به داعش را از ياد نبريم كه دشمن در صدد است باجنگ‌هاي نيابتي كشور ما را نيز تهديد كند؛تعبيري كه بعدها يكي از مقامات امريكايي از آن استفاده و به آن اعتراف كرد.