سلام  اگر مقاله  ام سر و ته ندارد چون از وسط کتابچه ای ایست که خودم نوشتم

/ اسم ان  را گذاشتم  ولایت فقیه در مرز عصمت است نه شخص معصوم . ( اثبات حق حاکمیت ولایت فقیه در روایات و قران . )

  به مناسبت  ایام اغاز ولایت اقامون امام زمان عج و شهادت امام عسکری عزیز ع

 بگذریم خلاصه از ولایت فقیه می خواهم عرض کنم .  علی (ع) فرمود :

 لا َبد للناس من امیر بر او فاجر یعنی  (چاره ای نیست  جز آنکه  مردم   باید  حاکمی  داشته باشند  چه نیکو کار و چه بد کار ) بله  هر جامعه ای حاکمی نیاز دارد چه فاسق چه صالح  . این را که نمی شود منکر شد حا لا عده ای هی می گویند  تو ی گوش جوآنانمان می خوانند که ما اقا با لا سر نمی خواهیم چرا باید ولی فقیه وجود داشته باشد و او را به جای دیکتاتو به جوا نان القا ء می کنند . و خوب هم می دانند که دیکتا تور با ولی فقیه زمین تا آسمان تفاوت دارد  دیکتا تور انچه دلش می خواهد را به عنوان حکم  مملکتی صادر می کند اما ولی فقیه فقط دستور خدا و تکلیف الهی و قر آنی را حکم قرار می دهد و اگر از روی هوای نفسش باشد  از ولایت می افتد . او فقط مجری امر خدا ست و بس . پس این کجا و آن کجا ؟ ولی دشمن تا اینکه خود به دیکتا توری اش نرسد مرتب ولی فقیه را در  اذهان جوان ما دیکتا تور معرفی می کند .   آیا میشود کشوری بی حاکم باشد ؟  با لا خره  باید ریاستی در مدیریت یک جامعه باشد . پس چه بهتر همانی باشد که خدا در قران اشاره می کند که باید کسی حاکم باشد که اقامه عدل و قسط کند و این دستور در  قران  تکرار شده که باید  قصد و داد بپا شود  اگر حکومتی در دست حا کمی نباشد و اگر اسباب حکومت وجود نداشته باشد چطوری می تواند عدل و قسطی که قران دستور داده را اجرا کند وقتی حق حاکمیت نداشته باشد .  سربازی هم نداشته باشد   هیچ ضمانت اجرایی بر این حکم قران نخواهد بود چون حکومت را ندارد   لذا به عقل جور در نمی آید که خدا با رفتن پیا مبران و امامان  مردم را به حال خود رها کند . در قران خطاب به داوود (ع) دقیقا امر شده که خلیفه خدا بر زمین است و باید بر مردم حکومت کند توجه کنید به این آیه 

 یا داود انا  جلناک خلیفته فی الارض  فاحکم  بین الناس  با لحق  سوره ص / ایه 26

 ای داود  ! ما تورا خلیفه در روی زمین قرار دادیم  پس بین مردم  به حق حکم کن و حاکم باش .  در این آیه خلیفه بودن و حکومت کردن را که غیر از نبی بودن است به داود تفویض نموده  و اگر نمیکرد داود حق حکومت کردن نداشت  پس حکومت کردن با کلمه جعل ؛ جعل خدا محسوب میشود و حکومتهای غیر از جعل خدا طاغوت حساب می شود که در روآیات بسیار  تا کید شده از طاغوت پر هیز شود  چون طاغوت کارش یخرجونهم  من النور الی   الظلمات است  سر انجامشان    او لئک  اصحاب النار هم  فیها خالدون  است   آنها مردم را از نور  به سوی تاریکی می برند ولی ولایت الهی برعکس عمل می کند  یخرجو نهم من  الظلمات  الی النور است / 255 بقره 

   اینست که  خود فرموده زمین را خالی از حجت قرار نداده و نخواهد داد بعد از هر امامی امام بعد را منصوب نموده تا به مهدی ((عج)) رسیده که برای محفوظ ماندن و آزمایش کردن مردم او را از نظر ها غایب نمود .  تا روزی برسد و دوباره حکومتی الهی به پا شود و مهدی ((عج)) را برای حکومت کردن  نگهداشته است  .

 لذا زمین حجت دارد ولی همچون خورشید پشت ابر  نور اوامرش را در مواقع لزوم به مردم می رساند .

آخرین الگو که امام زمان عج  باشد یک  روز به آخرین نایب خاصش  فرمود تو 6 ماه دیگر زنده نخواهی بود او عرض کرد پس تکلیف مردم چه میشود  ؟  فرمود بعد از تو غیبت کبرای من شروع میشود و مردم من بعد باید به فقط راویان احا دیث ما و فقها  علمایی که از هوای  نفسشان پیروی نمیکنند ؛  مراجعه و آنها را اطاعت نمایند  و من حجت خدا بر آنها هستم و آنها حجت من بر مردم هستند.( در کتاب شبهای پیشاور )

 بر اساس این آیه قران که می فرماید  (احزاب ایه 6 )

 النبی اولی بالمومنین من انفسهم  یعنی  نبی اکرم برمومنان از  خودشان  اولی تر است  .  این یعنی پیامبر تصمیمش و حکمش  بر ما  از تصمیمی که خودمان برای خودمان میگیریم واجبتر است و مقدم بر تصمیم خودمان است پس او حا کم بر خودمان است و بر ماست که مطیع این حا کمیت باشیم  .   حا لا این حا کمیت امتداد ش شده دوازده امام  و  تا رسیده به  جانشین آخرین امام در مدت غیبت  تا زمان  ظهور و  حضور فیزیکی امام زمان برای حکومت در جامعه  ؛  پس بر ما واجب است همچنان که از پیامبر و اما مان  پیروی کنیم  بر ما واجب است که از جانشین و حجت ا مام بر ما که  ولایت فقیه  است و مجوزش را خود حضرت مهدی ((عج)) صادر نموده ،   اطاعت  کنیم  .

 یا ایهالذین امنوا  اطیعو الله و اطیعو الرسول و اولی الا مر منکم  (نساء ایه 55)یعنی  :

 ای کسانی که ایمان آوده اید از خدا و پیامبر  و کسانی که  صاحبان امر بر شماست اطاعت کنید .  اینجا منظور اما مان و کسانی که از سوی امامان  صاحب امر ما می شوند است .

   یعنی هر کس را که امامان انتخاب نموده اند بر ما حکم فر مایی کنند چه عام و چه خاص که آنها همان نایبان خاص و عام هستند ،  نیز باید اطاعت شود .

 مثلا نواب اربعه معروف  همچون عثمان ابن سعید خاصند و نامشان معلوم اما  ولی فقیه عام است منظور کسی است که به طور کلی ویژگی اش از سوی امام معصوم بیان شده و در تقوا و مدیریت و رهبری کردن  جامعه   شجاعت داشته و اعلم باشد و این اعلمیت را گروهی از افراد با تقوا و  متخصص در دین  مثل فقها و مجتهدین اعلام  کرده باشند گرچه  امام مستقیم نام شخص را  بیان نفرموده .  این ویژگی ها و توانمندیها خود مبین این هست که چه کسی قابلیت این مقام ولایت را داراست !!!.  اولی الامر منکم  را حضرت رضا  (ع)

 واضح بیان نموده اند که چرا خداوند امر فرموده از  اولی الامر اطاعت کنیم

  به این حدیث بلند  امام رضا  توجه کنید .  در کتاب علل الشرایع فرمودند :

ا گر گسی بگوید که چرا خدا وند  اولی الامر برای مردم قرار داده و آنان را به پیروی از ایشان امر فرموده است ؟ پاسخ داده میشود که علل بسیار دارد ازجمله  اینکه  خداوند  حدود و قوانینی برای زندگی  بشر تعیین فرموده است  وبه مردم فرمان داده که از ان حدود  و قوانین تجاوز نکنند چرا که فساد و تباهی برای آنان  به ارمغان

 می اورد ، اما اجرا ی این قوانین و رعایت حدود شرعی  صورت نمی پذیرد  مگر آنکه  خداوند زمامداری ، امین برایشان بگمارد تا آنان را  از تعدی از حدود و ارتکاب محرمات باز دارد در غیر این صورت چه بسا افرادی باشند که از لذت و منفعت شخصی خود ، حتی به بهای  تباه شدن امور دیگران  صرف نظر نکنند از این رو خداوند  سرپرستی برای مردم تعیین فرموده است تا ایشا ن را از فساد و تباهی باز دارد و احکام و قوانین اسلامی را میان آنان اقامه کند  .

 دیگر آنکه ما هیچ گروه یا ملتی را نمی یابیم که بدون زمامدار و سرپرست  زندگی کرده و ادامه حیات داده باشند  زیرا اداره امور دینی و دنیوی آنان به زمامداری  ، مدبر نیازمند است .

از حکت باری تعالی به دور است که  آفریدگان خود را بدون رهبر و زمامدار رها کند حال آنکه خود  به خوبی می داند   که مردمان باید  حاکمی داشته باشند که جامعه  را  قوام و پایداری بخشد و مردم را در نبرد با دشمنان  رهبری کند و اموال عمومی را  میانشان  تقسیم کند و نماز جمعه و جماعات آنان را برپا دارد و از ستم نسبت به  مظلومان جلو گیری کند .

 دیگر آنکه چنانچه برای مردم زمامداری امین ،  حفیظ و مورد اطمینان قرار نمی داد به یقین  ایین الهی از بین  می رفت . احکام و سنن خداوندی تغییر می کرد  بدعتها  در دین افزایش می یافت بی دینان  در مذهب الهی  دست برده آن را دچار  نواقص و کاستی ها میکردند و شبهاتی  پیرامون اسلام در میان مسلمآنان رواج می دادند چرا که می دانیم  مردمان ، ناقص و نیازمند و آرا و افکار و تمایلات آنان  مختلف است ،  پس اگر حضرت حق زمامداری را که  از ره آوردهای پیامبر اسلامی پاسداری کند تعیین نمی فرمود ،مردمان فاسد وتباه می شدند، آیین و سنت واحکام خداوندی تغییر می یافت .ایمان مردم متزلزل می گشت و تمامی خلق به تباهی و ضلالت می افتادند )

می بینید که امام رضا(ع)در این حدیث بلند فوق کاملا حکیمانه بیان فرموده اند که جامعه مسلمین نیازمند یک حاکم امین است وبسیار حکیمانه به علت لزوم ویژگی امین بودن در یک حاکم رااشاره فرمودند

التبه امام خمینی (ره)نیزدر کتاب ولایت فقیه کاملا به این موضوع پرداخته  که میتوانید مطالعه فرمایید .

واینگه عرض میکنم مجوز حاکم بودن  ولی فقیه در جامعه را خود ائمه معصومین بیان نموده اند صرف نظر از سخن حضرت مهدی(((عج))) به آخرین نایب خاصش ،امام صادق نیز در حدیثی مشابه این فرموده ی امام زمان (((عج))) بیان نموده اند که عدم اطاعت از ولایت فقیه در واقع عدم اطاعت از امام معصوم است .

واما عین حدیث این است (که در کتاب نکاتی پیرامون ولایت فقیه از حوزه نمایندگی ولی فیه سپاه پاسداران سال 72 آمده است )

حدیث مورد قبول از عمر بن حنظله با این عبارت:از امام صادق سوال کردم که هر گاه دو نفر از شیعیان در مورد مسئله ای چون قرض یا ارث با یکدیگر نزاع کنند و برای داوری میان خود نزد پادشاه خود یا قضات رسمی حکومت بروند آیا این کار درست است؟حضرت فرمودند هرکس از آنان داوری بخواهد در امری که حق باشد یا باطل یقینا به طاغوت متوسل شده است و هر آنچه چنان حکمی به نفع او حکم کند اگرچه حق مسلم او باشد حرام است زیرا او حق خود را به حکم طاغوت گرفته است حال آنکه خدا فرمان داده است که به طاغوت کفر ورزند آنجا که می فرماید:آنان میخواهند داوری طلبند در حالی که به ایشان امر شده است که به آن کفر ورزند(نساء آیه 60)عرض کردم پس میفرمایید این دو نفر چه کنند ؟فرمود نگاه کنند کدام یک از شما راوی حدیث ماست و در حلال و حرام ما صاحب نظر است واحکام مارا به خوبی می شنا سد پس حکم خود را به او واگذار کنند وبه نتیجه ی داوری او خشنود باشند زیرا من چنین شخصی را برشما حاکم قراردادم هرگاه چنان حاکمی میان شما حکم کرد و سخن او پذیرفته نشد به یقین حکم خدا کوچک شمرده شده فرمان ما رد شده است و کسی که مارا رد کند گویی که خدا را  رد کرده است وچنین کسی در حد شرک به خداست.

این حدیث مذکور را امام خمینی (ره)از جمله روآیات مورد قبول دانسته وفرموده گردونه قضاوت بر محور آن می چرخد و فقهای شیعه تا آن پایه بدان عمل کرده اند که موصوف به روایت مقبوله شده است.

 خوب می بینید که حکم ولایت فقیه در واقع مشروعیتش را از امام معصوم گرفته و لازم به اطاعت و واجب است  .

  حضرت رسول اکرم ص نیز در کتاب من لا یحضر الفقیه شیخ صدوق می فرماید  : بار خدآیا   جانشینان مرا مورد لطف و رحمت خود قرار بده  . سوال شد  جانشینان  شما چه کسانی  هستند ؟ حضرت فرمودند : کسانی که  بعد از من می آیند و  حدیث و سنت مرا  روایت می کنند  . ( در بعضی جا ها آمده حدیث و سنت مرا یاد می دهند ) و این حدیث مورد قبول علماست و امام راحل فرموده این حدیث در خلال دویست حدیث امده  پس میبینید که اختیارات پیامبر از فرموده خودشان به راویان حدیث و سنت که منظور فقیه عادل است منتقل میشود . و امام کاظم ع در کتاب حاکمیت دینی و نیز در کتاب فوق الذکر سپاه پاسداران  در بیان اینکه فقها حافظان جامعه هستند حدیثی قابل تامل بیان شده توجه کنید که فرمود :

  وقتی مومن فقیهی از بین می رود فرشتگان الهی  و معبدی که در آنها پرستش خدا میکرد و در های آسمان که وی به سبب اعمال نیکش در آنها با لا می رفت همگی بر او می گریند و نیز آنچنان شکافی در پیکره اسلام ایجاد می شود که هیچ چیز آن را پر نمی کند  زیرا مومنان فقیه  دژهای اسلامند  همان گونه که دژهای اطراف شهر حافظ آن و ساکنان آن است .

 آیا می شود دژ محافظ باشد ولی بدون حاکمیت و اختیارات یک زمامدار ؟  پس معلوم است که فقیه توانایی اجرایی در جامعه دارد و حق عزل و نصب فرمانداران را دارد و توانایی گماردن سربازان جهت حفظ مرز های کشور  را نیز دارد که  می تواند از جامعه اسلامی و اسلام محافظت کند و الا جز این اگر برداشت شود  حدیث مذکور قابل فهم نمی باشد . و اما  حدیثی دیگر باز  در همان منبع مذکور خواندم که نوشته بود پیامبرص فرمودند :

 فقها امانتداران  پیامبرانند  اما تا وقتی که در دنیا وارد نشوند  . سوال شد  ورود آنان در دنیا چیست ؟ پاسخ فرمودند :  پیروی از سلطان حاکم   اگر آنان این کا ر را انجام دهند  در امر دینی از آنان بر حذر باشید .

 به نظر من اینجا  این برداشت میشود که فقهایی مثل  شریعتمداری که در باری بود و شاه پهلوی از او حمایت میکرد و این هم اورا حمایت میکرد و یا ایت الله منتظری که همه طاغوتهایی چون امریکا و اسرائیل و آیادی آنها چون . شیرین عبادی ..از آنها حمایت میکنند طبق این حدیث فوق پیامبر اخطار دوری کردن  از این نوع فقیه را داده  و طبق حدیث امام زمان (((عج))) هم که نایب عامش را به آخرین نایب خاصش معرفی میفرمود دیدید که شرط ولی بودن فقیه این بود که از هوای نفسش طبعییت نکند   و بر ان اساس فتوا ندهد . می بینید که ایت الله منتظری طبق هوای نفسش که حمایت افرادی مثل شیرین عبادی و امثالهم را از دست ندهد و فتوایی دهد که خوش آیند دل حامیانش باشد . در این که شیرین عبادی در محافل بدون حجاب ظاهر شده و به نا محرم هم دست می دهد و مصا فحه میکند  فتوا داده  خانم شیرین  عبادی پیر است لذا عجوزه محسوب شده در حجاب بلا مانع است . ( نشریه پرتو سال 87)  آیا این نوع فتوا ها از روی هوای نفس نیست یا ایت الله  صانعی  فتوا می دهد که بدون اجازه همسر اول حرام است زن گرفتن و یا 13 ساله دختر به بلوغ میرسد اینها نوعی بدعت  در دین  محسوب سده  چرا که عین ایه قران خلاف ان را بیان نموده فرموده به شرط عدالت تا  گرفتن 4 زن بلا مانع است . جالب است امام خمینی ره فرمودند  ولی فقیه از نظر علم و عدالت وتدبیر بهترین فرد امت است و اگر  دیکتا توری کند و از روی هوا و هوس حکم کند از ولایت ساقط می شود  . پس منتظری و امثالهم از ولایت ساقطند .

  و به اینصورت مردم  موظفند در مدت غیبت از  عالمی که اعلم در تقوا و مدیریت اسلامی است پیروی کنند و مردم به آنها مراجعه کنند امام حسین ع  هم فرموده اند علما حاکمان روی زمینند . امام حسین ع در سخنرانی خود در  منی  علماء را سرزنش میکند  که  چرا حکومت را   از دست داده و آنرا به ستمگران واگذار نموده اند  ( در تحف العقول ص 172  باب ما روی الحسین ع ) . توجه کنید  می فرماید : مصیبت شما  از همه مردم بزرگتر است  زیرا دیگران بر شما چیره شده اند   و شما مقام و منزلت بزرگ علما را از دست داده اید.

، اگر شما ظرفیت چنین مقامی را می داشتید  این بدان سبب است که جریان امور و اجرای احکام  به دست دانشمندان  الهی است  که بر حلال و حرام  خدا امین هستند  ولی از شما این مقام  گرفته شده  و این سلب مقام از شما جز به دلیل  فاصله گرفتن شما  از حق و اختلاف شما در باره  سنت  با وجود دلیل روشن نیست و ا گر شما بر آزار ها  صبر می کردید  و در راه  خدا مشکلات را  تحمل  می نمودید  ؛  امور خدا بر شما وارد می شد  و از سوی  شما صادر و اجرا می گردید  و به سوی شما  باز می گشت ، ولی شما خود ستمگران را به جای خویش  قدرت و موقعیت  دادید ، و امور حکومت خدا را به آنها وا گذاشتید  ، آنان هم  به شبهات عمل می کنند  و در راه شهوات  خویش  حرکت می کنند .

 به نظر من از همه احادیث واضحتر  همین  بیان  امام حسین ع در منی  است  که مستقیما فرموده باید از حکومت کردن ستمگران  جلو گیری شود و  علما ء امین که آگاه به دستورات خدا و حلال و حرام خدا  یند  حکومت را به دست بگیرند  .

 کاملا اثبات کننده ولایت مطلقه  فقیه عادل  و با تقواست .

 البته علی ع  در آغاز حکومتش که با اصرار و خواست مردم اتفاق افتاد  احادیثی  را فرمودند که  به  علماء     متذکر میشوند  که مبادا   حکومت را با بت  صرفا حکومت کردن و حب ریاستش  بخواهند  بلکه باید از چنین انگیزه ای  بپرهیزند و فقط به بعد  اجرایی  حکومت در  احقاق حق و ممانعت از اجحاف حق  مردم  بیند یشند  تا  جامعه ای  مبتنی بر عدالت  و صداقت   داشته باشند  و اگر جز این باشد حکومت از کفش هم بی ارزشتر است .

و  ان احادیث این است .علی  (ع )  فرمود :

 سوگند به آن خدایی که  دانه را شکافت  و انسان را خلق کرد ،  اگر این افراد  حاضر نمی شدند  و به سبب وجود یاران ،  حجت تمام نمی شد  و خدا از علماء پیمان نگرفته بود  که بر سیری ظالم  و گرسنگی مظلوم  آرام نگیرند ، افسار شتر خلافت را  بر کوهان آن  می انداختم و رهایش می کردم  (نهج البلاغه ص 52 ) و در جای دیگر هم می فرماید :

به خدا سوگند  این کفش نزد من  از امارت  و حکومت بر شما  محبو ب تر است ، مگر آنکه  در سایه آن ، حقی را  بپا دارم  یا باطلی را  بر اندازم  ( نهج البلاغه ص 111 )  

   علی ع  بعضی دیگر از ویژگی های  رهبر و حاکم  یا امام   به معنی لغت امام و نه معصوم ، را بیان می فر مایند که بسیار حکیمانه مبین چگونگی شخصیت ولی فقیه هست .آن حدیث این است  قال (ع) : یحتاج الامام  الی قلب عقول و لسانا قوول و جنان علی اقامه الحق صئول  (شرح غرر و درر ج 6ص 472 )      یعنی  امام ( رهبریا حاکم )  به قلبی اندیشمند ، زبانی گویا ، و دلی که  به اقامه  حق استوار باشد  نیاز مند است   . می بینید که  طبق این بیان  علی ( ع)، رهبر باید  هم بصیرت داشته باشد  که همان قلب اندیشمند یا متفکر و عقل منظور است  و دوم  فن بیان خوبی داشته باشد یعنی  سخنور باشد و دارای  دلی که به دنبال اقامه حق  باشد .    این حدیث علی ع و   دیگر احادیث فوق الذکر  که از امام صادق ع و امام رضا ع وامام کاظم ع و  امام زمان ((عج))  هست ،  همه دال بر مشروعیت  ولایت  فقیه  بر مردم  است  و اتمام حجت کافی بر ما مردم مبنی بر اطاعت از ایشان می باشد .

  پس  ائمه ( که مدام نگران جامعه هستند که  مبا دا اجحاف حقی از حق الناس و حق الله   شود ، چطور به عقل جور در می آید   حاکمی همچون امام زمان ((عج))  از نظر حضور فیزیکی غیبت از حاکمیت داشته باشند   ولی جانشینی معین نفرموده باشند  ومردم را به حال خود واگذارند  ؟

 کدام عقل سلیم می پذیرد ؟

  لذا باید تا آمدن حضرت ملت مسلمین را رهبری باشد ، تا مدیریت کند و از نفوذ گرگهای دین و اخلاق ، آنها را حفظ کند و همچون دژی محکم محافظ ملت باشد و اتحاد بین مسلمین ایجاد کند تا دشمن با تفرقه انداختن بینشان آنها را به نا بودی  نکشاند .

  در زمان ما  همه فقها و علما رای دادند آنکه از همه زوآیا  چه شجاعت و مدیریت و چه دیگر ویژگی ها ی رهبریت ، را داراست و نسبت به دیگران  اعلم است آیت الله  خامنه ای است بعد از رحلت امام  خبرگان  اکثریت علما و مجتهدین   متقی  رای را به

 آقای خامنه ای دادند . این نظر علمایی چون حسن زاده عاملی و فاضل لنکرانی ها ونو ری همدانی ها جوادی عاملی ها بود که حاضر نیستند آخرتشان را به دنیای کسی بفروشند پس شرعا مجاز دیدند که رای دادند او اعلم است . ولایت فقیه باید در تقوا و مدیریت و شجاعت  و عدالت و ...نشانه هایی داشته باشد و اینها در بحرآنهای مختلفی که تا کنون دشمن ایجاد کرده

کا ملا به همه اثبات شده که ایشان لایق بوده اند  . و بارها ایران را در بحرآنهای مختلف  به راه درستی رهبریت نموده اند  .  اگر ولی فقیه گناه کند از ولایت می افتد و تا کنون کسی ندیده چیزی را که  او را از ولایت بیندازد . همانطور که واجب است از امام اطاعت کنیم چون ولی فقیه حجت امام زمان ((عج)) بر ماست پس واجب است از ایشان هم اطاعت کنیم . ولی فقیه فقط حافظ حکم خدا در قران است و حدود الهی را محافظت میکند نه اینکه تاسیس حکومتی را  و قانونی را بنماید که با قانون خدا در قرآن در تضاد باشد او فقط حکم نگهبانی از حکم خدا را دارد و بس و در بحرآنهای اجتماعی باید بتواند از فرو پاشی نظام اجتماعی و حکومت اسلامی محافظت نموده و جامعه را مقتدرانه رهبریت نماید که تا کنون بعد از امام راحل این توانمندی را ایت الله خامنه ای داشته و دارند .

 خوب حا لا  اصلاح طلبها می گویند  که مگر خامنه ای معصوم است ما 15 معصوم که نداریم که حتما باید از او پیروی کنیم . این را فقط یک حربه درست کردن برای عوام فریبی والا خوب می فهمند اینطور نیست و ما هم به این عوام خوش باور  میگوییم درست است معصوم نیست عین معصوم نیست اما فاسق هم نیست و اکثریت  رای مجتهدین خبرگان  را اخذ نموده  که لیاقت  ولی فقیه بودن را دارد . یعنی انتخابی مردمی هم شده انهم مردمی خاص مثل علمای با تقوا و متخصص در دین و هم انتصابی الهی صورت گرفته چون در ادامه حاکمیت امامان معصو مند و حجت انان بین مردم هستند بر اساس روایات  مذکور   یک مثال روشن  مبنی بر شغل خودم  که معلمی می باشد ، بیان می کنم تا منظورم را   بهتر عرض کنم که  ولی فقیه معصوم  نیست  اما جانشین معصوم هست و تفاوتش هم بسیار است اما بنا بر مشروعیتی که از جانب  .....