فرا به به و فرا اح اح
از امام حسن ع سوال شد بزدلی چیست ؟ امام فرمود بزدلی دلیری در برابر دوست و گریختن از برابر دشمن است . فرا اح اح و فرا به به
اتفاقا می خوام بز دل نباشم
برای به به چه چه کسی یا
اح اح کسی مطلبی نمی نویسم و یا نوشته ام را حذف نمی کنم
شرع و عقل می گوید که برای فقط
به به و چه چه خدا و اح اح فقط خدا و نه مردم کار خوب و یا بد را انجام و یا تغییر دهم و بس
و علت اصلی اختلافات همه زندگی ها
مادر شوهر گرفته تا عروس و داماد و . همین است و بس . . الان خیلی ها به من طعنه میزنند که یک زوج فرهنگی چرا در منزل مبلمان نداریم و همه کار مندان و معلمان اقوام نزدیک و دور دارند
ولی من می گویم رهبرم ساد ه زیستی اش دشمن را متحر کرده تا به دوست برسد اولا/ و دوما وقتی همه آدمهایی که به منزلم می ایند و یا همه دانش آموزانم که گاهی به منزلم می آیند .منزلشون و یه ۹۰ یا ۹۹ در صد مردم مبلمان داشتند منهم خواهم خرید البته خرید کتاب را از هر چیز مهمتر می دانم که ...بسیار موفقم در آن / انقدر که مردم به تجملات پول می دهند تا خدمت حظ نفسشان کنند به کتاب پول نمی دهند تا خدمت فکر و عقل و دینشان کنند . البته زوج فرهنگی هستیم لذا یک برج حقو قمان کافی است .که ...
یا طلا خریدن خانمها ...
همه برای ترس از اح اح مردم و یا کسب چه چه و به به مردم است و کمند کسانی که قربتا الی الله کاری را انجام بدهند و یا طلایی بخرند نه ؟ . اگر همین فرهنگ تو جه فقط به خواست خدا و نه مردم احیا شود بسیاری ار جدلها به صلح می انجامد . خدا را شکر هنوز با کسی و یا دوستی ۵ دقیقه هم قهر نکردم که این دومی باشد .
قابل توجه هرکس که اگر سوار بر اتو مبیل ارزان قیمت است احساس خجالت می کند .
پیامبر فرمود . نه ان وقت که در معراج سوار بر براق بودم (اسبی زیبا ی اسمانی که بال هم داشت درست مثل بعضی فیلمهایی که خارجی ها می سازند من در مطالعاتم به این نتیجه رسیدم که دشمنان از منابع ما فیلمهای زیبا می سازند مثل فیلم چین زمان / و یا فیلم جهش امریکایی ولی ندیدم شنیدم که در واقع از طی الارض عارفان ماست ) بله پیامبر گفت نه ان وقت که سوار براق شدم احساس غرور کردم و نه الان که سوار بر اولاغ شدم احساس حقارت می کنم . این یعنی حرف مردم مهم نیست . ببینید هکس اتو مبیلهایش را هی عوض می کند تا مردم به به کنند کافی بود این حدیث پیامبر را می دانستند یا اینکه برای اح اح مردم خجالت می کشند سوار اتو مبیل ارزان شوند . این تجملگرایی که نقشه دشمن است دارد فرزندان ما را هم از دستمان میگیرد تا به نا بودی خودمان برسد پس
او و یا شمایی که پست قبل را خواندید بگوییدلابد از تهدیدات او من ترسیدم یا نه مهم نیست چون نظر خدا برام مهمتر است و امیدوارم اگر در تنبیه کردن زیاده روی کردم یا کج سلیقه گی کردم خدا مرا بیامرزد .
که امام صادق فرمود :
هر بیماریی دوایی دارد دوای گناهان استغفار است بوی بد گنا هان را با عطر استفغار از بین ببرید
- ما مامو ر به وظیفه ایم نه نتیجه امام راحل
ایت الله بروجردی یا میرزای شیرازی یادم نیست کدامیک فرمودند : من هیچگاه به نتیجه کارم فکر نکردم .
و فقط به این فکر کردم که الان وظیفه شرعی من چیست ؟ هرچه حکم الهی بوده عمل کردم چه نتیجه به ضررم باشد چه به نفعم مهم اجرای به موقع امر خداست ( کتاب گلزار ربانی از ابوالحسن ربانی سبزواری )
1- پیامبر فرمود : (نهج الفصاحه ) برادرت را یاری کن خواه ستمگر باشد خواه ستم دیده اصحاب متعجبانه پر سیدند که یا رسول الله ستم دیده که معلوم است و وظیفه دینی ماست اما ستمگر را چطور یاری کنیم ؟
پیامبر فرمود : کمک به این نیست که او را در زور گویی و ستمگری حمایت و کمک کنید یاری او به این است که جلو ظلم و ستم او را بگیرید و سلاح را از دستش بگیری
2- علی (ع) از جدال کردن بپر هیزید که این کار شک و دو دلی می اورد (میزان الحکمه )
پیامبر ص 3- / هر کس به زن و یا مرد مومن بهتان زند یا در باره او چیزی بگوید که از آن مبراست خدا در روز رستا خیز وی را بر تلی از آتش نهگدارد تا از حرف خود در باره او برگردد .(میزان الحکمه )
4- علی ع بهتان زدن به آدم بی گناه بزرگتر از آسمان
5- امام صادق : بهتان زدن به ادم بی گناه سنگینتر از کوههای استوار است /. میزانالحکمه /
سلام دوستانی که در این نظر سنجی من شرکت نمودید . نه تنها از همه شما تشکر می کنم که باید از اینکه بعضی از شما متحمل شنیدن حرفهای نا خوشایند شدید ، معذرت هم بخواهم .
امروز صبح زود امدم که پست قبل که پستی ابرو برنده یک دوست بود را حذف کنم اما دیدم بد جوری تهدید کرده این بار نه برای رضای خدا بلکه برای رضای هوای نفسم و تحریک شدن غرورم حذف نکردم و در حالی که بارها نوشته ام علی ع وقتی در حال پیکار با عبد ود ملعون بود . او به روی مولی تف انداخت و امام خشمگین شد . لذا جنگ را در اوج لحظات حساس که موجب شگففتی و نگرانی تماشاگرانی از یارانش شد . اما علی ع اورا رها و چند قدمی راه رفت تا عصبانیت حاکی از غرض شخی ان لحظه تمام شود و بعد با انگیزه الهی و نه شخصی با او بجنگد . و این را توجه نکردم که فقط باید به انگیزه الهی کار خوب را ادامه و کار بد را ترک کرد یعنی فرا اح اح و فرا به به عملی را انجام دهیم نه با به به کسی کاری را ادامه و نه با اح اح کسی کار ی را ترک کنیم فقط ببینیم کی خدا به کارمان به به میگوید و کی اح اح میگوید . و لذا بدون توجه به امر خدا . در این جا . عصبانی شدم / ( نوشتم چون تهدید کردی حذف نمیکنم تا بدونی نمی ترسم اگر می ترسیدم که سه روز است تهدید می کنی خوب ان پست را نمی گذاشتم )
تا ظهر به صحت و سقم کارم فکر کردم مرتب به دو سخن فوق اذکر از ایت الله بروجردی و
امام را حل ره فکر کردم / دیدم دیروز انگیزه ام الهی بود ویا حد اقل اینطور فکر میکردم که انگیزه ام الهی است چون قصدم مجازات کسی بود که طی چند روز و با چندین پیام با ر ها و بار ها بر گناه خود پا فشاری میکند .. لذا فقط اندازه جرمش باید تنبیه شود . که دیشب فکر کردم . یک روز تمام برایش کا فی است گرچه با نا راحتی نوشته بودم تا یک ماه حذف نخواهم کرد . اما مجازات بیش از جرم درست و عادلانه نیست . لذا به قصد یک تصمیم اسلامی خدا پسند ا نه امدم حذف کنم / اما به محض دیدن پیا مهای جدید تهدید امیز از او / خشمی که علی ع فرمود کلید بدی هاست . امد سراغم و دچار استدلا های 100 گانه شیطان شدم و لذا بر اساس انگیزه ای که از غرور هوای نفسم بود و نه بر اساس انگیره الهی و وظیفه شرعی ام / تصمیم گرفتم حذف نکنم چون شیطان و هوای نفسم می گفت : اگر الان حذف کنی نه تنها او بلکه همه بچه های وبلاگت و همه باز دیدکنند گانی که تهدیداتش را دیده اند خواند گفت او ترسید . و اینجا بود که کارم رضای خدا نبود فقط رضایت هوای نفسم بود . و بس .
و تا ظهر بر انگیزه هوای نفسم باقی ماندم و در این مدت هرکس دید و ابروی او بیشتر از حد جرمش نابود شد .. گناهش به گردن خودم هست ..
دوما / بر اساس حدیث امام حسن / که بزدل را معرفی می کند که / بز دل ان است که در برابر دوست دلیری کند و در برابر دشمن فرار کند . دیدم طبق این حدیث این کارم بز دلی است نه شجاعت .. چون او دوست است نه دشمن گر چه دوست ساده که در دوستی ها دچار افراط و تفریط میشود . اما ادمی جایز الخطا ست من نیز افراط و تفریط در زندگی را مرتکب شده ام . به هر او مدافع رهبری و نظام و احمدی نزاد عزیز بوده و لذا دشمنم محسوب نخواهد شد . پس ایستادگی را در مقابلش ا مام حسن ع بز دلی . می نامد .
و اما دلایل 100 گانه شیطان برای اینکه ما عملی را انجام دهیم چیست . ؟
خدا به حضرت مو سی فر مود : شیطان برای گناه کردن . 97 دلیل حقیقت و درست می اورد به حدی که استدلا ل کا ملا درست به نظر میرسد . و حقیقت ، لذا راضی به انجام می شوی بعد ان 3 تای دیگر را دروغ گفته و فرد را به بیراهه می برد . . درست دلایلی که به ذهن من اورد . همه در پست خواندید . مثل اینکه خدا مجازات را در قران اورده پس قصدم تنبیه گناهکار است که بر گناهش هم اصرار می ورزد . و از تهمتها پشیمان نیست پس تنبیه من کار اسلامی است . و.
اندازه گناهش اشکال ندارد . (. البته هنوزهم درست نمی دانم کار م درست بود یا نه .)
از تذکر آقای راهی که معقول به نظر می رسید تشکر میکنم . و کسی دیگر
و اما از یک نظر دشمن نظام و موج سبز اموی بیشتر بر آشفتم تا بقیه چون نوشته بود
/
( آخ جووووووووووووووووووووون از اینکه بسیجی ها با هم در افتادند لذت بردیم و خر کیف شدیم ) / او کور خواند بحثی و جدلی در فهم
سلیقه ای فتوا ها ی احکامی بیشتر نبود که که مربوط به مراجع است که نمی ایند تکلیف را برای این جملات محبت آمیز و شکلکهای رد و بدل شده بین مردان و زنان اینتر نت معلوم کنند ./
خلاصه کا سه ها سر طلاب اینترنت می شکند
که همش میروند تو حوزه علمیه بعضی از در سهای عهد بوغی را می خوانند و حفظ می کنند ولی مسائل به روز را و مشکلات این چنینی را بررسی نمی کنند . و یا فتوای واضح صادر نمی فر مایند . و یا روی ان بحث نمی کنند ؟ ایت الله بهجت ره فرموده چت کردن با نا محرم اشکال دارد .
ای کاش این کلمات (عزیزم و عزیز تر از جانم و جان گفتن و شکلکها را هم می فرمودند تکلیف چیست . ؟ )
تا ما اینطوری اینجا به سر و کله هم نمیزدیم . ریشه اصلی این جنجال این بود . پدر رو حانی من فرمودند . (: من که وبلاگ نویسی بلد نیستم .. شکلکها را هم ندیدم) / گرچه ممکن است پیش درامدی و زمینه ای به تدریج برای گنا هان شود اما هر کس به مرجع خود عمل کند . شاید مرجع تقلید فلان اقا و خانم گفته است اشکال ندارد که به رغم اینکه می گو یی ادم ولایی و اهل حدیث است باز در این موضو ع مجادله می کند .
دیدم پدرم راست می گوید . بله من به رغم اینکه پدر و برادرم طلبه اند همیشه به طلاب اعتراض داشته ام به قوانین حوزه علمیه هم اعتراض داشته ام حتی در جمع مسوئولین مهمان که از مرکز امده بودند در سالن اجتما عات سپاه پاسداران شهرمان در حضور جمعیتی از بسیجیان و فرماند هان ، یکی از مشکلات فر هنگی جا معه را
قوانینی من در اوردی وسلیقه ای و نه اسلامی بعضی از حوزه ها ی علمیه بیان نمودم . ودر شهرمان مقاله ای با نام طلبه تو چرا ؟ نوشتم / خلاصه همه بدانند . من با ان فرد مقابلم بعد از یک پیکار صلح نمودیم به کوری چشمان موج سبز
که امام حسن فرمود دلیری در برابر دوست و فرار از دشمن بز دلی است . . والسلام . از او خواستم یکی یکی برود از بچه ها یی که بهشان توهین کرد عذر خواهی کند . و او آ درس وب کسی را گرفت تا چنین کند . که خیلی بهش توهین شد . .///
یادم رفت بگم یکی از دلایل حذف پست قبل که به نیت تنبیه اپ کرده بودم تفا ل به قرآن بود که وقتی خودش بعد از مزاکره از من خواست گفتم به قران تفعل میزنم نظر خدا را می پرسم .. و سوره فصلت امد تنها سوره ای که بلا فاصله به محض شروع کلمه الحمن الرحیم تکرار شده . خدا خواست بهم بگه اون آدم عاقلی نیست تو مثل من رحمانیت و رحیمیت کن / اینو میگم برای اینکه هی نیایید بپر سید که چی شد / ترسیدی وظیفه شرعی برام مهم است افرادی مثل نگار و راهی هم منو سر زنش کردند که چرا ابروی بنده خدا را می برید کجای دین اینو نوشته دیدم راست میگن / الانم بهش گفتم تیک موقت زدم برای مبادا / من در راه استخدامم از ریاست دانشگاه نترسیدم امر به معروفی کردم که به زودی آپ میکنم ما جرای خودمو /
ترسو بودن از صفات ادم خدا شناس نیست / و خدا یاری ام کرد استخدام هم شدم ان ریاستم اخراج شد رو سیاهی به همکلا سان اهل کوفه ام ماند . که قول یاری دادند با یک تشر ریاست دانشگاه مبنی بر اخراج محدث پور از دانشگاه و هرکس با او باشه / همه منو تنها گذاشتند . مسئول خوابگاه اقا بود تو ی دخترا می لو لید وقتی اعتراض کردم گفت من به نفسم مسلطم و ...
بارها تهدید شدم و ... اما در شهر تهران ان زمان خفقان دانشگاهها نه حا لا که دانشجو جلو ریاست جمهور عکسشو اتش میزنه / سال ۷۲ / قیام کردم یک دختر جوان و تنها بودم که از خوابگاه به جرم اعتراض به اینکه ان مرد به بهانه حاضر و غایب کردن می امد نا گهانی دخترا رو با لباس نا مناسب می دید بیرون انداختند و من ان روز نترسیدم تهدید به سیاه شدن پر ونده و استخدام نشدن شدم اما امر به معرو فمو کردم حا لا از کی می خواهم بترسم ؟
حا لا هم از قبل فقط قصد مجازات اندازه جرمش کرده بودم نیم روز اضافه شد که تهدیدش با عث شد . ان پست قبل نیم روز از صبح تا عصر دیروز سه شنبه بماند .
نمایند های شهرم یکی فعلی و دو تا هم قبلی منو به شجاعت می شناسند .
من جز از خدا از کسی نمی ترسم چند پست قبل را هم بخونید که عنوانش
مورچه چیه فشار خون داشته باشه دوم خردادی ها امدند فشار خونمو بگیرند . ماجرایی در زمان خاتمی بود ./ اینا رو میگم تا بدونید . لطفا شک نکنید میگم تا شما که حس کردم از ش می ترسید قوت بگیرید او
بسیار نا توان ست . جدی نگیرید .
به وبلاگ رضوان محدث پور خوش آمدید .تشکر از شما که اینجا تشریف آوردید از انتقاد مودبانه ات هرگز ناراحت نمیشم من یک خانم معلم ساده هستم گاهی نویسندگی هم می کنم ×××خدایا اصولگرا های خرماییی ما را خدایی کن تا هم خدا هم خرما نخواهند که اگر در هر عصری اینجور آدمها نبودند نه امام حسین تنها می شد نه امام حسن غریبانه صلح می کرد