چمران

به یاد بود روز شهادت مهندس چمران

 

بخشی از وب برادر خوبم ۱۳۳ سید عباس

 

جمران  متعهد، عالمي بود كه توان علمي خود را در راه كمك

 به مستضعفان به كار مي‏گرفت، بدون آنكه ادعايي داشته باشد.

 به همين جهت تربيت يتيمان لبنان را، جايگزين تدريس

 و تحقيقات پيشرفته در مؤسسات با اسم و رسم امريكا نمود

. شهيد مصطفي، عارفي بود كه روح بلند پروازش لبريز از ايمان

و توكل بود. ايمان و توكلي كه قلب شيفتگان او را قوت و

آرامش مي‏بخشيد.
دكتر مصطفي كمتر حرف مي‏زد، ولي همان سكوت

و نگاه عميقش بهترين آموزنده بود. با آنكه مي‏توانست

 معلم خوبي باشد، ولي ترجيح مي‏داد به عنوان يك مربي

‌مكتب تربيتي خود را درست اداره كند. مكتب يتيمان

شيعه در لبنان، و كانون گرم ستاد عمليات جنگ‏هاي نامنظم

 در خوزستان، نمونه‏هايي از اين تربيت را پيش چشم

ما قرار مي‏دهند. تا جايي كه تربيت‏شدگان اين مكتب،

به تأسي از مربي خود به راحتي شربت شهادت مي‏نوشند

. تربيت‏شدگاني نه تنها از ايران، بلكه از شيعيان لبنان،

 كه همه تعلقات خود را در آن سرزمين جنگ‏زده رها مي‏كنند

 و به عشق پيروزي انقلاب اسلامي ايران همراه برادران ايراني

 خود، در كربلاي خوزستان شهيد مقابله با مطالع

شيطاني استكبار جهاني مي‏شوند.
باتوجه به اخلاص و ايماني كه در چمران پرهيزگار موج مي‏زد

، همه خداپرستان و مردان و زنان آزاده، او را از خود مي‏دانستند

 و به او عشق مي‏ورزيدند. همين عشق صادقانه بود كه

 انبوه كم‏نظيري از مردم تهران و شهرستان‏هاي ايران و

 حتي لبنان در روز تشيع جنازه آن شهيد به خيابان‏ها

روانه ساخت تا احساسات پاك خود را بدرقه مسافرت ملكوتي

 آن سردار پرافتخار اسلام كنند و البته تعجب نبود كه

انبوه جمعيت، حتي سه‏بار پس از تلاش براي به خاك سپردن

 او در بهشت‏زهراي شهيدان، با هجوم به محل دفن او مانع

از دست دادن پيكر پاكش مي‏شدند. دنباله اين جاذبه هنوز

 نيز ادامه دارد،‌ تا آنجا كه هر كسي كه با چمران

متواضع مراوده‏اي داشته است، دوست دارد آن را به رشته

تحرير درآورد و ديگران را در لذت و مسرت آشنايي با آن

شهيد شريك سازد.
خدايا! روح پاك مصطفاي شهيد را غرق در رحمت خود كن،

 و به ما توفيق ده تا مكتب تربيتي او را كه كانوني گرم و

 فعال نگاه داريم، همانطور كه او در حيات خود نمونه‏اي

 زنده از ميزان حق و باطل عصر خويش را فرا روي ما قرار داد...و بنده محدث پور مدیر این وب ....

 مناجاتشان را  امشب می نویسم

سلام اهالی وبم تو جه کنید

اگر دو باره بلو کفا قطع شد مثل دیروز و اول صبح امروز  به وبلاگم در پارسی بلاگ مراجعه فر مایید  یکی دیگر از بچه ها را هم میگم اپ کنه انجا . در لینک های وبم ادرس هست چفیه را کلیک کنید در ضمن همین وبلاگ به انگلیسی ترجه میشود ان هم در لینک هست به همه بچه های مذهبی توصیه می کنم شما نیز چنین کنید تا مرتب مطالبتان انگلیسی شود خارجی ها هم بخونند . بهتره الان یه سر به وبلاگ انگلیسی ام بزنید تصاویر مربوط به اتش زدن خا نه زهرا س را ببینید خارجی ها همان مدارک را از کتب سنت خودشان  هم بخونند خوبه مسلمان سنی زیادند با زبان انگلیسی حرف می زنند .

 اقای بر قبانی ریاست محترم سایت خبری سلام سزوار

 سلام ضمن اینکه تکرار می کنم سوالمو نفر مودید چه درد سری ؟

 از  شما  و اقایی  .. دوستتون که اس امس  زد که  بنده خوب عمل نمی کنم  .  بیشتر  فکر کنم و در اشتباهم  هردوی شما بخوانید . لطفا 

  لطفا اقای سید ابادی و یاران بسیار .. نزدیکش هم بخوانند گله دارم

 خدا بر مبنای چپی و راستی ما را محا کمه

نمی کند بر مبنای  تقوا محا کمه می کند .

 خدا رو در بایستی ندارد .

 

از شما می خواهم عین واقعیت را بنویس و کلی گویی نفر مایید در باره بنده . گله ات را نزد کسی از مسئولین نمودم .  لطفا توجه کن به این مطلبم .

علما گفتند  عقل انستکه .  هرچه دلت می گو ید بگو، نگو و انچه عقلت می گو ید  بگو بگو . و بلعکس

 چرا که دل بر مبنای هوای نفس سخن می گوید نه بر مبنای عقل .

  لذا منم انچه قبلا و الان می گویم بر مبنای دل نیست عقل است و الا دل می گو ید نگو چون فعلا اقای سید ابادی یک   معاون  معمولی در یک اداره ای بیش نیست قدرتی ندارد و  حرفت حمایت او اگر محسوب شود .  به نفع هوای  نفست نیست . چون طرفداری بی قدرت می نمایی در حالی  که   طرف مقابلش اقای بزرگیان است که  معاون ریاست جمهور  شده و در سخنرانی اش در نزد ان همه زن و مرد  جوین و سبزوار در جمع فعا لان سیاسی  چقدر از  بنده تعریف نمود ( در ایان انتخا باتش  .)  و مرا قبول داشت و ویژه  از اعتقاد خاص قلبی اش  نسبت  به من   در سخنرانی اش بیان نمود  لذا دل و هوای نفس می گو ید نگو یم چون همه ان تعاریفی که اقای بزرگیان از من نمود  همه را  خراب می کنم . و ممکن است اقای بزرگیان را از تعاریفی که از بنده نموده پشیمان نمایم . لذا  نفس و دل می گو ید نگو چون  فعلا در این گروهی که قرار گرفته ام اویز  قدرت هستند هم ستاد احمدی نزاد هم اقای بزرگیان که حا لا شده معاون ریاست جمهور لذا گفتنم  و دفاعم از سید ابادی جز  در پی داشتن خروج من از  باند قدرت سبزوار چیزی  برای من ندارد .

 .   لذا به رغم اینکه خوب می دانم و می دانستم  اگر ان دوعقیده ام را در باره  اقای سید ابادی بگو یم  همه اویز های قدرت را از  دست می دهم وفقط  سید ابادی را که قدرتی و سمتی ندارم به دست می  اورم .

 در حالی که  عقلم  که بر خاسته از ایمانم هست می گو ید انچه که نظر شخصی  ات بر اساس اسلام و حدیث فکر می کنی  درست است بگو  و به منفعت شخصی و هوای نفست گوش نکن .

. پس اینک عقلم می گو ید نه دلم چرا که  هوس همیشه اویز طرفداران قدرت است تا شاید یه روزی  به دردش بخو رند .

 اما من هر گز به قدرت هیچ کس فکر نکردم  جز قدرت حق در تهران مواقعی که داشجویی ساده بودم انجا مرا کسی نمی  شناخت اما قدرت خدا چنان کمکم کرد  که  با دست خالی  و تنها مو جبات اخراج کله گنده ای خلافکار  شدم . و خدا همه اساتید  و دانشجو یان را یاورم قرار داد.  و وقتی همه گفتند که فاتحه ات خوانده شده اخراجت می کنند   و استخدام نخواهی شد و اولین قدمهای اخراج مرا هم بر داشته بودند  به قران تفال زدم .این ایه امد  در سوره انفال .

 

وان یرید وان یدئوک فا ن حسبک الله هولذی  با ایدک با نصره و بالمو نین

 و لذا به این ایه معتقدم که با خدا باش پاد شاهی کن . و اما مجرای سید ابادی شاید این باشد بشنوید از تاریخ . حداقل  اگر اینگو نه فکر کنم مطمئنم روز  قیامت  اگر معلوم شد تهمت هست من رو سفید خواهم شد و اما دیگران  چی ؟

داستان مستند

    کسی خدمت  امام صادق رسید  .  گفت سگی از در خا نه ام  خارج شد  دهنش ماستی بود جایی از ماست هم بر داشته شده بود ایا ان ماست نیم خورده سگ محسوب نمیشه فر مود نه با چشمت ندیدی ان سگ  ماست خا نه تو رو خورده باشه شاید جایی دیگه خورده ان مرد  حرف امام ثصادق را قبول نکرد . گفت شواهد نشون میده که سگ خورده .  امام صادق زیادی خوش بین است .

 

 بعد از مدتی ان شخص سر گو سفندش را بریده بود چاقو بدستش بود  مواد دور ریختنی گو سفندش را برد به

خر ابه ای بریزد  در حا لی که هنوز ان چاقوی خونی دستش بود  یک دفعه دید  سر بازانی امدند  و او را به جرم قتل گرفتند  فر یاد زد با با گوسفندمو سر بریدم گفتند نه نگاه کن این خرابه ای که جنازه ای سر بریده افتاده تو هم از سمت خرابه می امدی چاقوی خونی هم در دستت چطور میگی تو سر نبریدی وقتی در همان خرا به کمی ان ور تر جنازه سر بریده را دید دیگر نتوانست از خودش دفاع کند شواهد او را متهم می کرد اینجا بود  که در حالی که فر یاد می زد امام صادق راست گفت امام صادق راست گفت ان سگ ماست را نخورده بود ان سگ ماست را نخورده بود

 او را وارد زندان کر دند .

 نتیجه اینکه طبق اینجور قضا یا  و ان حدیث  مذکور در پست مذکور وقتی که می نویسم بنده ان تهمت را که راجب اقای سید ابادی قبول ندارم  . و یا اینکه ایشان را قبلا می شناختم در خط ولایتند و اوصوالگرا بودنش بر کسی پوشیده نبوده  و مقابل اقای خیر ابادی که چپی بود  بوده است .  لذا این دو مورد  را نظر مثبت دادن ایا اسمش حمایت سیاسی است ؟

 بنده نوشته بودم که گرچه اختلاف سلیقه ای هم با ایشان دارم .  در نحوه تبلیغ شان و دیگر مسائل ظریف که اختلاف نظر دارم با ایشان چطوری اقای ریا ست سایت   هفته هاست که در  سایتش نوشته حمایت از سید ابادی کردم ؟  تازه بنده روحم از اینکه  او  قصد کا ندید شدن دارد هم  خبر نداشت ان  نو شته ام و ان حدیث باعث شد که  کسی که صلاح نمی داند اسمش را بگم ان را مطالعه نموده بود  با من  تماس گرفت و خبر قطعی  حکم قضایی  مبنی بر تبرئه شدن  اقای سید ابادی   را به من خبر  داد . 

 خوب  دومین مسئله را که گفتم  اعتراض به بخش شنیده های روز نا مه کویر است که ایشان را کا ملا  خارج شده از خط ولایت  معرفی نموده که منجر به دو دستگی بین  مردم سبزوار و جوین می شود  این را هم دوستا نه تذکر  دادم .  همه سر دیران باید  اماده اختلاف نظر های خوانند گان با انها باشند .

 خوب بنده این دو مورد را که   عقیده شخصی ام بوده را گفتم   اینها را  دال بر حمایت سیاسی ایشان نمی دانم  یا اینکه کسی بر داشت کرده در ستاد او اینده خواهم بود  اینها تفکرات غلط است .

.  حتی ذکر کرده بودم وقتی ان خبر را نوشتم که اگر دوم خر دادی محض و دشمنم هم بود  باز هم از اینکه تهمتی از کسی دفع بشود خو شحالم و این فطرت هر انسانی اینگو نه است .مگر اختلاف سیاسی یعنی دشمنی شخصی ؟  با کسی ؟  

  بدانید  روز قیامت بر اساس باور هایمان محا کمه

خواهیم شد اگر  باوری را داشتیم روز قیامت خلافش

ثابت شد  ما ضرر کردیم ولی اگر با ور نداشتیم 

 منظورم تهمتها ست در باره هر کس  اگر باور نداشتیم

 و خلافش هم ثابت نشد باز ما را مواخذه نمی کنند

که چرا تهمت را باور نداشتی پس عقل حکم می کند

 برای نجات اخر تم  باور نکر دنش بی خطر تر است

از باور کردنش .     گرچه  شواهد خیلی

 مبین ان باشد . مثل داستان فوق  بیا یید طوری

جانب داری کنیم که قیا متمان خراب نشود  وفکر کنیم

شاید همین امسال اخرین سال عمر مان باشد

اقای شهر ستانی سال قبل ماه رمضان فکر نمی کرد

 

امسال ماه رجب را هم درک نخواهد کرد تا به رمضان

برسد . کمی به خود اییم . 

 

 ایا نمی شود هم سیاسی بود هم مواظب اخرت بود ؟

هان ؟  خدا که چپی راستی بودنش بر اساس

 

حب و بغضهای نفسانی نیست خدا ما دامی طرف

 

راستی ها و اصو الگرا هاست که از خط ولایتی که

 

 در راستای تقوا باشد خارج نشود .  و الا

خدا فی نفسه طرف  ما راستی ها و اصو الگر ا ها

نیست

 . خدا شخص را نمی پرستتد  خدا شخصیت الهی را

که مطیع امرش باشد تایید می کند و بس .  حتی خا نه

کعبه دور مومن واقعی طواف می کند  اینقدر مو من واقعی عزیز است  .

 نتیجه اینکه لطفا اقای ریاست سایت کلی گو یی را در مورد

من        حذف کند  بهتر است چون کلمه  حمایت یعنی همه

جا نبه و جامع  بودن  کلمه .  ولی ایا من جز دومورد مذکور را  بیان نمو دم ؟  من واقعا گله مندم اخر دوستان که مطالعه می کنند  سوال می کنند  و من جز  این دو مورد مذکور را  بیان نمی کنم .   سه سال هنوز  به انتخا بات مانده کی زنده کی مرده شما از هم اکنون  خط ونشان سیاسی برای من کشیده اید . باور کن بعضی با مطالب شما فکر کردند ایشان از هم اکنون دپی جلسات کاندید شدنش است و من هم لابد قرار است در ستادش باشم یا از من  خواسته شده حا ل انکه  فقط ماجرای  سفر شورای شهر تا اینجا ها مطلبو کشاند . و من روحم نه از تبرئه شدنش به این قطئی قبر داشتم نه از اینکهجلسات سیاسی داشته  و فقط از شما شنیدم و و از شنیده های زوز نا مه کویر همین و بس مسائل نا خواسته به قاطی شد کاملا تصادفی

////////////////////////////////

 یاران  محض اقای   سید ابادی  تو جه بفر مایند .

و اقای سید ابادی .  اقای ابراهیمی دفتر دارشان به بنده گفتند که خیلی رکم  حالا هم رک می گویم . گوش کنید .

  اینارو برای این می نویسم که اقای ... بهم تلفنی گفت میگن نمی شود نظر گذاشت در مطلبی که برای اقای سید ابادی نوشتی میگم دروغ است خوب می شد  در پست اولی که میشد در پست ثابت نمی شد انهم راه داشت .  منکه بچه نیستم   می فهمم تا چه حد  محا فظه کاری بعضی یتان را ببینید بنده انچه حق بود با نام و نشان راجع به سید ابادی گفتم و الانم تکرار کردم  صر فا در ان دو مورد عقیده ام را خا لصا نه گفتم بدون ذره ای تر دید  زیر حرفمم تا زمانی که خلافش بهم ثابت نشه نمیزنم  تا قیامت به دنبالش هم نیستم بهم ثابت بشه اما شما که از من نزدیکتر به اقای سید ابادی هستید  چقدر 

 محا فظه کارید چقدر اقای سید ابادی را تنها می گذارید  فکر می کردم حد اقل ده نفر از شما ها که به سر اقای سید ابادی قسم می خورید   چند نظری راجع به  همان تهمت   برای حمایت  سید ابادی  می نویسید حتی بی نام و نشان هم  اگر می نوشتید خوب بود .

  . و از او حمایت می کردید    البته ان اقایی که تلفنی بهم گفت بچه ها میگن اون خودش بلد نیست من او را متهم نمیکنم  به محافظه کاری  دوستان اورا  که براش وبلاگ منو می خو نند  . .   وجالب است می خواهید منو  مقصر جلوه بدهید که  در پست ثابت نوشتم  نمی شود در ان  پست نظر گذاشت این  را همان  اقایی …. بهم گفت تلفنی میگن نمی شود نظر گذاشت  بچه گل می زنند خوب در نظرات قبلی بزارید و بنو یسند  مربوط به پست اقای  سید ابادی  ولی نظری ندیدم  دلم می سوزد

که چقدر حتی دو ستان نزدیکش تنهایش گذاشته اند .

    البته در پست ثابت  گذاشتم خبر تبرئه شدنش را  تا یک هفته باعث می شد که به ارشیو نرود و مرتبا اولین مطلب همان خبر تبرئه شدن باشد    لذا به نفع اقای سید ابادی بود و ان اقا می گوید نمیشه نظر گذاشت  . من ادم رک گویی هستم  .

 هر طرف نا حقی را  بینم معترض میشوم  البته زمانی که لازم باشد . و وظیفه دینی ام باشد نه هر جا . تا جایی که عدالت فدای مصلحت نشود   .  دوما

   .  کسی که بلد است در وبلاگ نظر بگذارد خوب می فهمد   پست ثابت یعنی چه

 بنده خدا اقای سید ابادی با  اصرار شما ها به نمایندگی

شر کت کرد  در حالی که بنده بهشون دوستا نه گفتم شرکت نکن چون می داستم  مطلب تا کجا ها بیخ پیدا کرده و ابروی

 اصو الگر یان در خطر است  کاش به خاطر اصو الگرایی فدا کاری می کردو  شرکت نمی کرد   و گفتم  اگر شرکت کنی رد صلاحیت بشی بد تر می شود  ولی اقای سید ابادی گوش نداد .. اقای سید ابادی گرامی تو جه بفرما   انهایی که تو را اصرار کردن شرکت کنید جز یک نفر نیا مدند  در پستی که برای شما نوشتم  به طرفداری ات نظر بدهند  البته کسی هم تلفنی حمایتش را با استدلال می فرمودند . الانم اگر قصد داری کا ندید شوید شرکت نکنید بهتر است .  اما برای اعاده حیثیت تبرئه شدنت را  باید به همه شهر اعلام کنی . این موضوع سیاسی نیست   ان یک نفر هم که نرای پست مربوط به شما  نوشت  تیک خصو صی زد و نوشت البته منو تشویق و تشکر کرد و الا  عمومی احدی ننوشت پس بیخودی امید وار نباش که  تنهایت می گذارند . این جماعت که حتی یک نفر نیا مد بگوید من فلانی هستم موافقم این تهمت  بود برای سید ابادی دریغ از یک نفر چنین نکرد حتی یک نفر یعنی بلد نبود عمومی بنویسه خصو صی امد تشکر نوشت . بسوزدپدر محافظه کاری ها اگر تشخیص

می دهی حق است بایکوت عقیده چرا ؟   

 دکتر شریعتی توکه گفتی  :

 خود چگونه مردن را خواهی

 اموخت !!  شهیدت بنا میم یا مرحومت بخوانیم ؟

 

  سلام دوستان کا ملا تصا دفی تولد وبلاگم مصادف با  فوت مشکوک مرحوم

دکتر شریعتی همشهری خودم شده

 اخر ایشان به نظر من اگر خیلی با عجب تمام این جمله را

نمی گفت شاید مر گش واضحتر بود

   گفت خدا یا چگو نه زیستن را به

 

من بیا موز چگو نه مردن را خود

خواهم اموخت .  

 حالا من میگم همشهری عزیزم  اخر اینم شد حرف

مرگ هم دست خداست دیدی خدا هم خودی نشون داد

 و همه گیج و مات ماند ند  که تو را شهید بنا مندت یا 

 مرده  اخر اینم مرگی بود که مرتکب شدی ؟ هان 

  بازم میگم خدا بیامرزد تو را ولی  یه جوری زیستی

که مرد نت هم معلوم نشد اخه گاهی به نعل زدی

گاهی به میخ  گاهی میگی

 اسلام  گاهی هم عالم بزرگواری چون نو یسنده

نهج البلاغه  را و مفاتیح را  توهین می کنی از خدا هم

 نمی ترسی !

 گاهی می گو یی به  رو ضه خوانی ایراد دارم گاهی هم می گویی دلم میخاد برای زهرا س رو ضه بخو نند گریه کنم .

  در شگفتم ازخوابی که از تو دیدم

 درست شبی که خواستم اتاقی را در خوابگاه به نام

 تو نامگذاری کنم  شبش خواب دیدم  خیلی ناراحت

بودی و متا سفانه همه وجودت را مو های بلندی

پو شانده بود غرق مو بودی  . فهمیدم در عالم بزرخ باید

گیر داشته باشی

 اخه مو تعبیرش مشکلات فراوان داشتن است خودتم

انگار نخواستی اتاق را به اسمت کنم  نا راحت بودی

 

 و جلو من سرتو عین مجر مان کج کرده بودی و شر

منده  بعد از ان خوابم دنبالت رفتم بهتر بشناسمت 

 و ان فحش و تو هین هایت را علیه ان علمای بزرگ

دیدم البته تو در روشن کردن جو انان هم زحمتی زیاد

و قابل تشکر کشیدی اما سخنان درد مند ایت الله

مطهری از تو  در نا مه اش به امام هم عجیب  و از تو می نالد است .

  خدا بیا مرزد دیدی چگونه مردنت هم دست خو دت

نبود و الا کاری می کردی که  نا مت بین شهدا می ماند

  

 یک مرگ  عجیبی کردی که موندیم شهیدت بنا میم یا

 مر حومت .اگر خود اموختی چگونه مردن را خوب واضحتر شهید می شدی دیگر  نه ؟ 

 اما از دو حال خارج نیست یا خوب زیستن را نیا موختی

 که اینوری مرحوم شدی  یا خوب زیستن را هم اموختی

 ولی خدا خواست بهت بگه خوب مردن هم دست منه

 جمله ات درست نبوده که گفتی نه ؟ اخر بعضی

می گو یند ساواک مسمو مت کرده

  همشهری عزیز دکتر شریعتی  از این جملاتت

 

خوشم امد به جوا نان گفتی که

  انها  یعنی غربی ها از جسمت که نمی ترسند

 قوی بشی  از خر که قوی تر نمیشی بارت می کنند

 از گاو که گنده تر نمیشی می دو شنت

 از اسب که تند تر نمیری  سوارت می شند

 انهافقط  از فکر تو می ترسند نه از جسم تو انها می ترسند 

 استقلال فکری داشته باشی .

 واقعا قشنگ گفتی اما نیستی الان بیایی ببینی 

امروزه  گدا ها مان هم تلفن همراه دارند   

انقلاب استقلال فکری به جوا نان داد که هر زوز مدال

 طلا در اختراعات می  اورند و  ما هواره امید هوا کردند

 و وقتی از ÷اکستان خواستند  ما هواره بر بخر ند انها

گفتند باید دوازده بر ابر پول رفت و برگشت و

ساختشو بدید جوا نان ما به غیرتشون بر خورد نه

تنها ماهواره بر درست کر دند که ماهواره هم به فضا

پرتاب کر دند کور شند انهایی که نمی بینند استقلال

فکری ما ما را جزئ 8 کشور دنیا در انرژی هسته ای

کرده و جزئ ده کشور ماهواره ..  کورند معاندان

کشو رمان که مقایسه نمی کنند که ایران همان ایران

 زمان شاه است ان وقت هم نفت داشتیم الان هم نفت

داریم اما ان وقت از گرسنگی در ابادان مردم ملخ

می خوردند و لباسشان وصله داشت اما الان حتی

 گدا ها مون در خیا بان لباسشان وصله نداره  تا به

 مردم برسه

 گدا ها مونم تلفن همراه دارند . بیشتر مردم درمنازل

 مبلمان دارند و قالی تا برسه به اینکه ان وقت گلیم و

موکت داشتند و اعیانها فقط قالی بود تو خا نه ها شان

.  سازمان ملل امار رفاه مردم را در قبل و بعد از انقلاب

عکس می دهد میگوید مردم قبل از انقلاب رفاهشان

16 درصد بود  و ندار شان 46 درصد الان بر عکس شده اینو خود سازمان ملل امار داده نه ما 

 ایا آب و لو له اختراع نشده بود زمان شاه ؟

 

ولی حیف مردم باز هم می نالند . قبلا بیشتر مردم

درحما مها صف می کشیدند حمام نوبتشان شود

بروند حمام اما الان دیگر حما می ها ور شکست شدند

 جمع کر دند همه در منازل حمام ساختند  مگر زمان

شاه اب اختراع نشده بود هان ؟ یا لو له اختراع نشده

بود ؟ نه اقا مردم به رغم اینکه یک قران پول بین مردم

رواج داشت ولی همان چند قران توی جیب مردم نبود

 که حمام درست کنند . تلفن بخرند اخه تلفن که اختراع

شده بود اما چرا همه تلفن نداشتند  مشت نمو نه

خر وار  همشهری عزیزم  پاشو بگو جوا نان چرا بازم

نا شکری می کنید میگید بریم دنبال  و امریکا ؟ 

 بهشون بگو جوا نان بی فکر البته بعضی هاشان اخر

 اگر ارتباط با امریکا پیشرفت داشت که زمان شاه حیاط

 خلوت امریکا ایران بود چرا ملخ می خوردید  و نان جو ؟

 هان اگر پیشرفت داشت که عراق الان باید اباد بود

برو ببین عین عهد بوغ زندگی می کنند  کربلا برو ببینی

فقرشان را به رغم اینکه نه تنها با امریکا ارتباط دارند

که پایگاه داخلش دارند و نفت هم دارند افغانستان

همینطور  یا پاکستان را ببین حتی کار خا نه هسته ای

 امریکا را در انجا زدند و 28 سال قبل گاز هایش یه شبه

6 هزار نفر را کشت چون نشت کرده بود گاز ها شان

بیرون کار خا نه خطر نا ک را در کشور ها یی که استحمار شان کرده سوارشان شده قرار می دهد تا ضررش ما ل انها

باشد . هنوز هم ناقص الخلقه بچه هاشون دنیا می

اید  .نظرات مقام معظم رهبری در باره شریعتی

خاطراتش را ببینید

در اینجا هم یک خاطره ای نقل می کنم برای شما در سال 47 یعنی سال آخر عمر جلال آل احمد، مرحوم آل احمد آمد مشهد، یک جلسه مشترکی داشتیم، من بودم، آل احمد بود، مرحوم شریعتی بود و عده ای هم از دوستان مشهدی ما بودند. بحث درباره روحانیون شد، به مناسبت حضور من در جلسه شاید هر کسی یک چیزی می گفت شریعتی یک مقداری انتقاد کرد مرحوم آل احمد به شریعتی گفت شما چرا (البته با تعبیر حوزه علمیه می گفتند نه روحانیت) از حوزه علمیه اینقدر انتقاد می کنی بیا از روشنفکران خودمان انتقاد کن و مرحوم آل احمد یک دو سه جمله درباره انتقاد و تعرض به روشنفکران گفت، مرحوم دکتر شریعتی پاسخی داد که از آن پاسخ هم می شود درست نقطه نظر او را نسبت به روحانیت و روحانیون فهمید.

او گفت علت اینکه من از روحانیت انتقاد می کنم، از حوزه علمیه انتقاد می کنم این است که ما از حوزه علمیه انتظار و توقع داریم از روشنفکر جماعت، هیچ توقعی نداریم، نهادی که ولادتش در آغوش فرهنگ غربی بوده این چیزی نیست که ما در او انتظار داشته باشیم. اما روحانیت یک نهاد اصیلی هست و ما از روحانیت زیاد انتظار داریم و چون آن انتظارات عمل نمی شود به همین دلیل است که انتقاد می کنم. او معتقد بود که روحانیون به آن رسالت بطور کامل عمل نمی کنند. براین اعتقاد بود تا سال حدود 51 و نزدیک 52 از آن سال در اثر تماس هایی که دکتر با چهره هایی از روحانیت به خصوص روحانیون جوان گرفت، کلا عقیده اش عوض شد. یعنی ایشان در سال 54 و 55 معتقد بود که اکثریت روحانیت به آن رسالت عمل می کنند و لذا در این اواخر عمر دکتر شریعتی نه فقط معتقد به روحانیت، بلکه معتقد به روحانیون نیز بود و معتقد بود که اکثریت روحانیت در خط عمل به همان رسالتی هستند که بر دوش روحانیت واقعا هست.

البته با روحانیونی که می فهمید که در آن خط نیستند با آنها خوب نبود و شخصا به امام خمینی بسیار علاقمند و ارادتمند بود. 

گروه های چپ و شبه چپ امروز سعی می کنند شریعتی را قطب و پیشوای خود معرفی کنند از طرفی گروه های سیاسیون غربگرا و یا به اصطلاح رایج لیبرال نیز شریعتی را ملک مطلق خود می دانند. آیا شما می توانید مشکلی که از این دو ادعا حاصل می شود را حل کنید.
جواب - مشکل را خود این دو ادعا حل می کند زیرا که هر کدامی دیگری را تخطئه می کند و بنابراین نتیجه می گیریم نه ملک طلق لیبرالهاست و نه قطب و محور چپ ها و شبه چپ ها اما درمورد چپی ها باید بگویم صریحا و قاطعا شریعتی جزو شدیدترین و قاطع ترین عناصر ضدچپ و ضد مارکسیسم بود. آن روزی که مجاهدین تغییر ایدئولوژی دادند و کتاب مواضع ایدئولوژیک تازه شان چاپ شد و در اختیار این و آن قرار گرفت، که هم من دیده بودم و هم مرحوم دکتر جلسه ای داشتیم در مشهد یک نفری از مواضع جدید مجاهدین که مارکسیستی بود دفاع می کرد.

شریعتی آن شخص را چنان کوبید در آن جلسه ای که برای من حتی تعجب آور بوده که شریعتی اینقدر ضد چپ است و شما آثارش را بخوانید ،مقابله و مخالفت او را با اندیشه چپ و مارکسیستی و اصول تعلیمات مارکسیستی به روشنی در می یابید. بنابراین هرکس و هرچپ گرایی (اگرچه زیر نام اسلام) اگر امروز شریعتی را از خودش بداند یقینا گزافه ای بیش نگفته است. همچنین مجاهدی که امروز شریعتی را از خودش بداند یقینا گزافه ای بیش نگفته است.

همین مجاهدین که امروز طرفداری از دکتر شریعتی می کنند. اینها در سال 51 و 52 جزو سخت ترین مخالفین شریعتی بودند. خوب امروز چطور می توانند شریعتی را قطب خودشان بدانند.
اما لیبرال ها، البته عده ای از عناصر وابسته به نهضت آزادی یا عناصر سیاسی میانه، که خیلی اهل خطرکردن و در مبارزات جدی واردشدن، نبودند، این ها به خاطر امکاناتی که داشتند خانه ای داشتند، باغ بیرون شهری داشتند ،تشکیلاتی داشتند و شریعتی را دعوت می کردند و عده ای را هم با او دعوت می کردند.

ایشان هم در اوقاتی که سخنرانی نداشت در منزل این ها و با استفاده از امکانات این ها برای 50 نفر، 100 نفر، کمتر یا بیشتر جلسه داشت و صحبت می کرد این ارتباطات را شریعتی با این لیبرال ها داشت. البته بیشتر امکانات را بعضی از بازاریان وابسته به این جریان سیاسی به اصطلاح لیبرال فراهم می کردند و بهره برداری های جمعی و سیاسی و فکری را خود آن سیاسی های لیبرال انجام می دادند.

حقیقت این است که شریعتی وابسته به اینها به هیچ وجه نبود.

امروز هم اگر بود با آنها میانه ای نداشت بلکه فقط از امکاناتی که در اختیار آنها بود استفاده می کرد.

امروز هرگروهی این امکان را دارد که بگوید یار شریعتی من بودم، هم فکر شریعتی بودم، شریعتی مال من بود.

اما خوب باید دید چقدر این حرف قابل قبول است. نه مارکسیست ها و نه گروه دیگر هیچ کدام با شریعتی حتی هم خونی فکری و رابطه خویشاوندی فکری هم نداشتند.

اگر شریعتی را مرحله تازه ای از رشد اندیشه اسلامی و در عرصه ذهنیت ایران می بینید مرحله بعد از او را چه می دانید؟
جواب - البته من شریعتی را به صورت یک مرحله می توانم قبول کنم. به این معنا که، همینطور که قبلا گفتم او کسی بود که اندیشه های مطرح شده در جامعه را با زبان درستی با یک سلطه ویژه ای بر فرهنگ رایج آن نسل می توانست بیان کند.

به این معنا که خود او هیچ ابتکاری نداشت. به هیچ وجه قبول ندارم ،بلکه خود خود او ابتکارهای زیادی داشت مسایل جدیدی داشت اما به معنای درست کلمه شریعتی یک مرحله بود ،مرحله بعدی این است که بیاییم آن مسایلی را که شریعتی با استفاده از آشنایی های خودش با فرهنگ اسلام فهمیده بود و ارایه داده بود با اصول اساسی فلسفی مکتب اسلام بیامیزیم و منطبق کنیم.

آنچه که به دست خواهد آمد به نظر من مرحله جدیدی است که می تواند برای نسل ما مفید باشد، به تعبیر بهتر بیاییم شریعتی را با مطهری بیامیزیم.

شریعتی را در کنار مطهری مطالعه کنیم.

ترکیبی از زیبایی های شریعتی با بتون آرمه اندیشه اسلامی مطهری به وجود بیاوریم آن بنظر من همان مرحله نوینی است که نسل ما به آن نیاز دارد.

 والسلام

امروز 29 خر داد فوت همشهری ام دکترعلی  شریعتی را و  سه ساله شدن  وبلاگمو  گرامی می دارم .

 

 

انالله و انا الیه راجعون( عینا کپی شده از وبلاگ

اشک اتش )

 

استعفا نه ! خودکشی !!

 

سلام سردار . خدا قوت ! ما مدیون زحمات شما هستیم . شما ضامن امنیت هستی . اگر برای ما نه لااقل برای منافقان خیلی زحمت کشیدید . اجرتان با حضرت ابلیس ! شما دیگر در تاریخ ماندگار شدی . سرهنگ مولوی هم در تاریخ ماندگار شده بود . خوب و بدش را من قضاوت نمی کنم . کما این که درباره خوب و بد ماندگاری نام شما هم قضاوت را به تاریخ می سپارم . سردار ! هیچ می دانی تا کنون فقط دوبار طلاب حوزه علمیه توسط نیروهای دولتی مورد هتک حرمت قرار گرفتند ؟ یک بار سال چهل و دو در حمله به فیضیه کماندوهایی با ظاهر دهقان ها و یک بار همین چند شب پیش به دست نیروهای کهریزک نشان شما!

تبریک می گویم نام شما برای همیشه در تاریخ خواهد ماند سردار !

من از شما فقط یک خواهش دارم . دستتان را بدهید به من . نه نه ! دست برادری نه . برادری ما دیگر معنی نمی دهد . ما به سربازک های شما در آن گرما آب خنکی را دادیم که سهم خودمان بود و آن ها باتوم هایی را که سهم مافوق های مزدبگیرشان بود . شما دستت را به من بده برویم جاده هراز . از راننده ها بپرسیم بعضی مامورها اوکی می دهند یعنی چه ؟!! آن جا دور است ؟ همین دور و برها . همین تعداد بسیار اندکی از مامورین شما که می پرسند جریمه را نقدی می دهی یا بنویسم یعنی چه ؟ ما را با این ادبیات آشنا کنید . ما با هم برادر نیستیم . بین ما خیلی فاصله است سردار ! بیا برویم همین میدان انقلاب یا اطراف ترمینال . دیگر لازم نیست بابت طرح های پر پیچ و خم اطلاعاتی تان برای مقابله با مفاسد اجتماعی داد سخن برانید و طلب بودجه کنید . همین که یک بابایی توی صورت پر ریشتان زل می زند و در ملأ عام بی پروا می گوید : سی دی ؟ پاسور ؟ عکس ؟  . .. . ؟! برای اثبات موفقیت طرح های پیچیده تان کافی است . سردار ! شما را روی کار آوردند چون بسیجی بودید اما بسیج را کنار زدید و توی گل ماندید تا فتنه شد . سال گذشته بود که برایتان نوشتم : سردار ! به نیروهایتان ساندویج جیگر بدهید !!

حماسه هایتان زبانزد است خدا قوت ! اما نگفتید چرا در غائله اخیر حتی یک شهید هم ندادید ؟ چند نفر از درجه دارهایتان یک سیلی نوش جان کردند ؟ بسیج چطور سردار ؟ رویتان می شود بگویید چند جوان بسیجی بدون سپر و باتوم ، بدون لباس های سوسکی و ملخی ، بدون اضافه حقوق و حق مأموریت و .. . . مظلومانه به شهادت رسیده اند ؟ !مرد هستید در مراسمشان شرکت کنید و تسلیتی به خانواده شان بگویید ؟ می دانید اگر بچه های کم سن و سال بسیجی نبودند الان باید دنبال امان نامه می چرخیدید ؟

شما قال الصادق و قال الباقرتان را از ما یاد گرفته اید . دو شب پیش مأمورهای پولادین شما بر روی طلاب و بسیجیان باتوم بلند کردند به خاطر دفاع بی جا از شیخ خائنی که اعتباری برای قانون قائل نیست و هر روز به ریشتان پوزخند نثار می کند . نیروهای اطلاعاتی شما که اضافه کاری خوبی نصیبشان شد به شما گزارش ندادند که این بسیجی ها حتی سر سوزنی قصد تعرض به کسی و جایی را نداشتند و اگر دخالت های بیجا و نا پخته نیروهای خودسر و خودشیرین کن شما نبود کار به آن ماجرا ها نمی کشید و لانه عنکبوت هم آسیب نمی دید ؟ نیروهای شما خیلی مرد هستند . به خصوص در میدان های بی خطر ! یادتان است در ماجرای غزه سربازان کف کرده شما با باتوم به جان دختران بسیج دانشجویی افتادند تا دیگر مقابل سفارت استعمار پیر تحصن نکنند ؟ دلتان می خواهد تصاویری که از فرار برخی نیروهای بز دل شما در جریان آشوب های 88 جمع آوری کرده ایم بیرون بدهیم . سردار زارعی خوبند انشالله ؟!

داشتم به یکی از نیروهای به ظاهر اطلاعاتی تان اعتراض می کردم که چرا روز تشییع جسد شیخ معزول در مقابل پاره شده عکس امام و آقا مثل چغندر ایستادند و تکان نخوردند ؟ می دانید با چه منطقی پاسخ داد ؟ گفت : علیه یک نهاد رسمی جو سازی میکنی ها ؟! شما با چه منطقی پاسخ مرا می دهی ؟

بارک الله به این مامور چدنی ! آفرین به این سرعت عمل در کشف جرایم ! من الان یک متهم که نه یک مجرم هستم . چون زور شما زیاد است . اگر من هم زور داشتم یقه آن نابه کار را می گرفتم و می گفتم که چرا علیه دو نهاد رسمی یعنی حوزه و بسیج جو سازی می کنی ؟!

یکی می گفت : من هم سرباز انقلاب هستم . باور نمی کنید ؟ این هم فیش حقوقی ام !!

سردار ! شما دیگر بسیجی نیستید . ریش و فیش تان برای خودتان . بشکند دستی که بر روی طلاب بسیجی بلند شد . لال شود زبانی که الفاظ رکیک شایسته خانواده اش را نثار سربازان امام زمان کرد . بسیجی آن نوجوان فال فروشی است که آن وقت شب خودش را رساند ، برگه های فالش را دانه دانه آتش زد و مقابل صورت طلابی گرفت که گاز اشک آور  ، زمینگیرشان کرده بود . سردار !  آیا به شما گزارش دادند که به رغم خروج کروبی خائن و عدم مقاومت طلاب ، بعضی ( گفتم بعضی ! ) از نیروهای متوحش شما انتقام بی خوابی نیمه شبشان را با باتوم و فحاشی و شکستن سر و صورت جوانان بسیجی گرفتند ؟ سردار ! شما آخرش می توانی شهریه مرا قطع کنی اما من آبروی شما را قطع می کنم . شما را به تاریخ می سپارم . سرهنگ مولوی هم در تاریخ ماند . یادتان هست امام در باره او چه گفت ؟

سردار ! شاید به حرف من بخندید اما آیا کسی به شما گفته است طلبه ها بی صاحب نیستند ؟ باور نمی کنید ؟  می خواهید برایتان مثال بیاورم ؟ نه .  به جده ام زهرا شما مثال انتقام الهی خواهید شد . سردار ! بگذارید حرف دلم را به شما بزنم . من دیگر هیچ شهیدی را سردار نخواهم خواند . سردار شمائید . آنها سربدار بودند . سردار ! با این فضاحتی که به بار آوردید ما خواهان استعفای شما نیستیم . استعفا نه سردار ! خودکشی !!

اعتکاف  تبادل عشق

  توجه خواب نما نید ثبت نام اعتکاف در مساجد شروع شد در

 شهر ما ۲۹ خرداد تا سه روز مسجد جامع شهر

 تاسف انگیز است که مسئولین حوزه علمیه به

فکر معتکف شدن طلاب نیستند و امتحا ناتشان

 را درست ایام اعتکاف گذاشتند طلاب محرومند

از شرکت در این فیض عظما . گناهش به گردن

بی فکران بر نا مه ریز حو زه ها  عجیب است هم

مشهد هم قم  . طلاب معتکف نشوند  دیگه کی می

 

مونه ؟ ....انها باید الگو باشند .  

ایت الله کشمیری گفت :  تا بهشت دو قدم راه است

قدم اول را روی هوس و دلت بگذار قدم دوم را در بهشت

 خواهی گذاشت

 اعتکاف به نظر من  تبادل عشق است

بین بنده وخدا و بالعکس

میگی نه دو سخن خدا و بنده را در اخر مطلبم بخوان

اعتکاف یعنی    خط مقدم جهاد اکبر

اعتکاف یعنی    اوج تسلیم خدا شدن

اعتکاف یعنی    اوج ابراز عشق بخدا

اعتکاف یعنی   پارا روی منییت نهادن

اعتکاف یعنی    خدا را به جای خود دیدن

اعتکاف یعنی     یک قدم مانده به بهشت

اعتکاف یعنی     خدا را از انتظار دراوردن

چرا که  خدا برای بنداش فرمود :

اگر انهایی که به من

 پشت کرده اند میدانستند که چگونه چشم به

راهشان نشسته ام وچگونه اشتیاق برگشتن

 انها رادارم از شوق من می مردند و بند از بندشان

 جدا می شد  پس خدا اینطور به بندهاش ابراز عشق

 می کند وبنده هم با اعتکاف پاسخ میدهد و تبلور

عشق ورزیدن بنده به خدا این جمله عارف بزرگ

میرزا علی قاضی است که فرمود :   

                             اگر در بهشت نگذارند نماز

بخوانیم  چکار کنیم ؟!!  

در ماه رجب   همه اعمال نیک دو برابر

محسوب میشود پیامبر ص  فر مود

 این ماه ماه استغفار امت من است خدا بسیار

 به مردم رحمت می فرستد .

 ذکر های این ماه را کلید این رحمت برای خود

قرار دهیم

 و هر ایه قران هم  100 بر ابر محسوب میشه  و خدا عجیب

به دنبال است تا ما را بیا مرزد .  رجب و شعبان و رمضان بها نه

خداست برای امرزش بندگانش چون مثل والدینمون دوستمون داره

 هزار بار تا اخر ماه ذکر استغفر الله  و اسئله التوبه مستحب است

پیامبر و امام رضا فرمودند اگر خیلی خیلی گرفتاری دارید

زیاد استغفار کنید   .

 چون این استغفار است که کلید باز شدن درهای رحمت  به 

 سوی شماست .  همه جور گرفتاری فقط راه حلش استغفار است

. رسول اکرم هر روز 70 بار استغفار می کرد ما که

 حتما محتاجتریم نه ؟

           

     

  التماس دعا خاک پای معتکف واقعی

خواهر محدث پور             

 

 مسئول فر هنگی که شمایید وای به بقیه شما  هرتکی را پاتکی ست !

!!! ازادی اندیشه با مشت و لگد نمیشه

 با عرض سلام به ان دسته از طرفداران سبزی که

مودبند  و از آنها عذرخواهی می کنم 

  و اما این عکس را بر خلاف میل باطنی ام در جواب آن فردی که کا ریکا تور ریاست جمهور و رهبر و سه تن

دیگه را با توهین برای من گذاشته گذاشتم  جواب توهین جز این نیست احساساتمونو  جریحه دار

نکنید تا نکنیم  .

آزادی اندیشه با مشت و لگد نمیشه  شما ادعای

 نرمش  و عدم خشونت دارید اینه نرمش ؟

  که آقای انصاری مسئول نشر فرهنگ آثار امام 

 در مرقد امام  دوبار می آید مانع سخنرانی

 احمدی نزاد می شود می گوید وقت تمام است

و کنارش با تحکم می ایستد که دکتر احمدی بهش

 می گوید بفرمایید بنشینید زشت است اینجا ایستادید .

 انصاری با همراهی حسن خمینی  به وزیر کشور

 حمله می کند حسن  هم دو تا سیلی  زیر  گوش  وزیر می زند  با زبان و لفظ و  انصاری  با

 مشت و لگد بینی اش را که بخیه عمل جراحی داشته

 غرق خون می کند  .  و شروع به تو هین و فحشهای

 رکیک به مسو لین می کند و حسن هم فر یاد

 می زند من یک خمینی هستم مردم هم خوب جوابشو با شعا رها دادند

که نواده روح الله سید حسن نصر الله . مرگ بر منا فقان جدید

.  مرگ بر موسوی  و ... جواب مشت و لگد جز اینه ؟

 حا لا این عکس تقدیم  به بی ادبان مرقد امام و هر کس

 که با توهین با ما برخورد می کند .

 توهین نکنید تا توهین نشو ید .

اغتشاشگران  نوزاد دست پرورده برخورد ها ی 

 زشت دهه شصت با نخست وزیری موسوی  است 

  در ۳۰ سال بدنه اصلی  همه کشور دست همین

منافقان بود که مملکت رنگ صفا را ندید .

 من شخص موسوی را زبا له دانی نکردم شخصیت فکری او

 دیگر عین گورباچف که رهبر گفت کمونیست را در زبا له دانها

بگردید منم افکار این مو سوی که منافقا نه است گاهی

دم از بسیج و امام می زند و گاهی شیرین عبادی را پروفسور

 و متفکر جهانی می داند  را در زباله دان انداختم  به شخص

مو سوی کاری ندارم . بالاخره  تفکر امام  و تفکر بسیجی

  یا شیرین عبادی ؟ کدام را قبول جوا نان را  از دین

زد و اسلام را خشن نشون داد  در زمان نخست وزیری اش 

 جوا نان را  اگرنیم استین بودند می گرفتند و اکبر گنجی 

اطلاعاتی  و سپاهی بود زمان او به پیشانی جوا نان خطا کار

 پونز وارد می کرد شکنجه می کرد تا  امروز همه انها را بدل

 به اغتشاشگر کرد اغتشاشگران نوزادان دست پرورده دهه

۶۰  نخست وزیری مو سوی بود و سپاهی بودن اکبر گنجی

 حالا همه  همینها  خودشان باز رنگ عوض کردن جوا نان را از

 کار های قدیم خودشان  فراری می دهند میگن آزادی منافق

هر زمان یه رنگه اکبر گنجی حا لا با گوگوش است خشونتهای 

من درآوردی خودشان را  به اسلام می چسبا نند

  این عکسو  از  وبلاگ  اقای  بهمن حسینی  کپی کردم . که در پیوند ها هست  / اسم وب هم  بهمن حسینی است مطلبش جالبه  

 

خاطرات خانم رضوان محدث‌پور از انتخابات88

رضوان محدث پور! فعال سياسي ديار سربداران

است.اين روزها حمايت صريحش از حسن سيدآبادي

 برايش دردسرساز شده است! عادتش است براي

 هر مناسبتي كه "صلاح" مي‌داند اطلاعيه دهد!

اعتراض را هم حق خود مي‌داند حتي اگر در حضور

 امام جمعه، فرماندار و يا هادي خامنه‌اي باشد

.از او خواسته‌ايم خاطرات خود از انتخابات سال گذشته

در سبزوار را بنويسد.

//////////////

 این مطلب  فوق را در سایت سبزوار سلام برای من نو شته اند

و اما جواب من

 سلام به   ریا ست  محترم  سایت خبری سلام سبزوار ضمن تشکر  از شما که  خا طرات بنده را در سایتتون قرار دادید  اما  

 متوجه منظور تان که برای بنده نو شته اید 

 حمایتم از اقای سید ابادی نماینده سابق شهر مون

درد

 سر شده چیه  چه درد سری ؟ ضمنا

 

 اقای خالصی سر دبیر محترم کویر هم  لطفا از پدر خانمش نوشتم .... بخوانند .  

 

 

 

 نه این را باور ندارم  شاید اگر منظور از مشکل ساز

  این است که چند بار بنده را به این سایت ممنو ع

الورود  نمو دند این است  ؟ که باید به اصو الگرایی

 واقعی   بو د نشان شک کرد چرا که حق هر سبزواری

است که به ان سایت برود چه چپی چه راستی اطلاع

 

 یافتن از اخبارحق مسلم هر کسی است  مگر شما 

 خواننده خاصی  برای این سایت می خواهد ؟  لطفا

 بفر مایید بدانم و اما  این را هم همه بدانند

اگر درد سر برای حمایت از یک کسی است

که ولایتمدار است  با جان و دل پذیرای 

  هر درد سری هستم درد سر من از زمانی که

 

دور اول انتخا بات سید ابادی بود و بنده سخنران

 و مسئول ستاد ایشان بودم   و طرف مقابلش هم

 اقای خیر ابادی بود که جزئ

امضا کنند گان 

 جام زهر به رهبر بود ،  ان زمان درد سر من شروع شد

 لذا  تازگی ندارد  درد سرم را   بروید در ارشیو من

خاطره  تو طئه کردن به این که من را از مدرسه 

 شاهد در بیا رند بخو نید  مسئول  ستاد اقای خیر اباد

ی به ریاست اداره زنگ زده بود یا خانم محدث پور را در

 بیا رید یا درش می اریم و کور خو ندند  حتی رئیس هم

 خواست این کا را بکند زورش به بنده نرسید   گفت

برو مدرسه عادی  گفتم تا دلیل واقعی اش را ندانم از

سر جام تکون نمی خورم  گفت من میگم  گفتم 

تو بدون دلیل وسط سال نمیتونی فقط با نظر شما تنها

نیامدم که حا لا تنها با نظر شما  برم بیرون  حراست

بنیاد شهید همه دخیلند حا لا همه نظر اصلی را بگن

تا بیرون بیام داد زد از  اینکه امر ریاست اداره ام برام

 مهم نبود گفت تو گرایش سیاسی داری باید

 از مدر سه شاهد بری بیرون گفتم اهان از اول اینو بگو

باید معلمانی که سر کلاس میگن امریکا خو به انها

بیان مدرسه شاهد نه ؟  .. بقیه را  با عنوان   مو چه

 چیه فشار خون داشته باشه .  خودتان در ارشیو

مطا لعه بفر مایید .

 

 .  اقا یان  طرف مقابل سید ابادی بدانند  تا   خروج از

 خط  ولایت اقای سید ابادی بر من ثابت نشده 

 البته که حمایت می کنم  نه به عنوان شخص اقای

سید ابادی بلکه به عنوان تفکر ولایت محوری که در

راه ولایت مهوری اش    با تهمت شخصیتش جا نباز

 راه افکارش شد . مگر بنده روزی که در ستاد اقای

بزر گیان اقای برو غنی و احمدی نژاد کار کردم برای شخص کار کردم که این بار دومش باشد البته ایشان

الان کا ندید نشده است که  حرف از تهمت شد

 من هم حدیث اوردم مدعیان تقوا اگر تقوا دارند بترسند از قبول تهمتی که با چشم خود ندیده اند همین و بس

. اقای سید ابادی را از سال 69  می شناسمش  و

اولین قد مهای تبلیغی ایشان را در جوین  در سال  و 76 و77  هم بنده بر داشتم از سالی که برای ناطق نوری

در کاشمر محل خدمتم  به بخشها رفتم  و تبلیغ کردم درد سر من شروع شد نفاق بازی هایی که اقای

 خباز

 در کاشمر کرد و الان هم در نو شته هاش دو رویی

 موج می زند من یک ادم یک رو هستم تهمت را برای

دشمن نمی خوام ایا بد است . ؟  

 الان در شهر  در باره پدر اقای سر دبیر رو زنامه کویر

 هم شایعه پیچیده ایا باور کنم ؟ اما  برای اینکه

 جواب کسانی که گفتن پدر خانم ایشان بوده را بدهم 

 به اقای اهنج زنگ زدم  معلوم شد تشا به اسمی

 بوده  ماجرای مو تو رهای ....  اگر تهمت برای سید

ابادی را باور کنم و نباید از او حمایت کنم پس باید 

 برای اقای خالصی هم شایعه را باور کنم و حمایتش

نکنم اما خوب می دانم این دروغ است و تشابه اسمی بوده  تهمتها را هر گز تا بر من ثابت نشده باور ندارم این امر اسلام است .

 

  من هر گز برای شخص کار نکردم برای فکر انقلابی کار کردم و اگر بر من ثابت شود اقای سید ابادی ضد  رهبر شده خوب  رهایش خواهم کرد اما هنوز ثابت نشده  چنان که یه روزی برای هاشمی  تبلیغ می کردیم اما حا لا مخالف او هستم چون خطشو با رهبر تغییر داده . لذا  درد سری که سایت سلام سبزوار برای بنده نو شته مفهوم نیست   . یعنی چه

 

 

 

 خدا یا شکرت  که احمدی نژاد با پر چم مو سا یی اش  در مقا بل مثلث  قدرت  که هر ضلعش  یک رنگ داشت

  مردانه مقا ومت کرد و  پیروز شد .   امروز سالگرد انتخا ب

 ابر مرد  شجا عت و تقوا و  اخلاص و یک رنگی ست 

 اولین سالگرد انقلاب انتخا باتی

 سوره انفال  فر موده  .

 

 اگر خواستند به تو نیرنگ بزنند  و  خدعه بو ر زند  بدان که خدا

تو را کافی است او تو را تا یید می کند تو سط مو منین

 

 . این ایه کلی است هر کس که نیت الهی دارد  خدا قول تا یید او را داده   حتی اگر    مو سایی  باشد که

 فر عو نیان حتی با جا دو گری مغلو بش شدند و لو اینکه در پشت سرش سپاهیان  فرعون تا دندان مسلح و در رو به رو در یا یی مواج و خطر ناک  که به دریا زدن حتما غرق شدن را در  پی دارد .  اما وقتی سپاهیان موسی ع  در این محا صره عجیب نا امید شدند مو سی گفت نه نا امید نباشد ما خدا را داریم    . خدا ما را رها نخواهد کرد و چنین شد که با معجزه ای دریا شکافته شد   .  و راهی از در یا برای عبور باز شد که هم نجات مو سی و یارانشان را همراه داشت هم همزمان  غرق شدن  سپا هیان فر عون .را  همراه داشت .

  

 خدا یا  امروز سالگرد نجات مو سایی است که بر ضد فر عو نیان و قارو نیان و بلعم    باعو را عیان    چهار سال جنگید و دست و پنجه نر م کرد و این بار بیشتر از پیش این مثلث  سه رنگ قدرت  تجهیز شده بو دند تا احمدی نژاد  نیا ید  جالب اینجاست که  اسرائیل گفته بود فقط احمدی نژاد نیا ید هر کس می خواهد بیا ید بیا ید .  مو سای ما چه خطری داشت که دشمنان داخلی اش نیز عینا همین حرف را زده بودند  .

 اقای هاشمی رفسنجانی گفته بود   سعی کنید احمدی نژاد نیا ید اقای حمید رو حا نی گفته بودند شما فرد خا صی را در نظر دارید گفت نه هر خری می خواهد بیا ید بیا ید فقط احمدی نژاد نیا ید .

  اقای  هاشمی باید  علت این همسو شدن با دشمن را تو ضیح دهد .  که چرا ؟

  احمدی نژاد ابرا هیمی بود   که بتهای  قدر ت طلبان را شکست که یک ضلع     مثلث قدرت بود و  هم  مو سا یی بود که  سراغ  غرور  فر عو نهایی که طغیان کرده بودند را گرفت و  غر  ور فر عو نیشان را که به خود حق خدا شدن داده بو دند  ،  در هم کو بید    که  ضلع دیگر مثلث  قدرت بود . و  هم   عیسایی بود با دم مسیحایی که در هر نقطه جهان فطرتی پاک وجود  داشت .  جذب  لطا فت و  رو ح مسیحایی و نفس مسیحایی اش نموده بود  که در ان طرف افریقا  فردی نام فر زندش را محمود احمدی نژاد می گذارد .

 . وقتی در سخنرانی اش در خارج از کشور  یک دفعه دو نفر از جوا نان وهابی  به سمتش می ایند  دستان احمدی نژاد را می بوسند و همراهان دکتر تعجب می کنند می گو یند شما که بو سیدن در حرم رسو ل الله را حرام می دانید چطوری  این کا را کردید  ان دو جوان می گو  یند  رئسای ما از امریکا می ترسند  اما ایشان تنها کسی است که شجا عا نه مقابل امریکا  و اسرائیل ایساده دستانش بو سیدنی است .

 

تو سل به نفرین

 

 دکتر احمدی نژاد مقابل بلعم عورا ئی ها هم که دست به دعا و نفرین بر دند   هم جان سلامت برد چون نفرینشان را خدا به خودشان بر گر داند یکی از نما ینده ها در  مجلس گفته بود باید نفرین کنیم احمدی نژاد بمیرد .  دیگر ندا نستند اگر بلعم با عورا هم بو دند و اسم اعظم بلد بودند وقتی خدا احمدی نژاد را می خواهد .  اسم اعظمشان نیز به نفع دکتر عمل می کند .  

.  بلعم با عورا  هایی از رو حا نی نما ها  ساختند . خدا را شکر که عدو شود سبب خیر گر خدا خو اهد .

 

وقتی اقای رضا یی پیشنهاد منا ظره می دهد

 

 ذره ای فکر نمی کرد سه نفری هر کدام که امدند به مناظره حمله به  دکتر کر دند باز هم کار ساز نباشد مناظره ها خیلی از رای هایی که بی غرض و مرض و فقط گل خو رده بودند و به سمت انها  متمایل  شده بود   یک دفعه با دیدن صداقت و شجاعت این ابر مرد و افشا ی  مغرو رین فر عونی         همه به سمت احمدی نزاد امدند  . وقتی دیدند او ترسی از فرعو نها  ندارد . همه مشتاق رای او شدند وقتی دیدند او همچون عزیز مصر   چها ر سال خادم واقعی مستضعفان بود  به او رای دادند .   نقشه شوم اقای رضایی  به نفع ما و ضرر خودش نتیجه داد و الان از این پیشنهاد سخت  پشیمان است  .

///////////////////////////////

و اما  خا طرات بنده از انتخابات سال قبل .

 

 روزی که رفتم رای بدهم  دیدم پیر زنی بعد از رای دادن باز رفته اخر صف ایستاده برای رای دادن دو باره  بهش گفتم تو که الان رای دادی در این هوای گرم چرا دو باره با این سن و سالت می خواهی صف با ایستی ؟ گفت   می خواهم به احمدی نزاد دو باره رای بدهم گفتم نمی گذار ند تو الان رای دادی گفت حا لا می ایستم خدا کریمه شاید به پیری من دلشون سوخت التماسشون می کنم دو باره بزارن رای بدهم .

 

 ظاهری رو ستایی و مستضعف  داشت خو دش هم گفت  خودم کلی مشکل مالی دارم  اما  هیچکس مثل احمدی نزاد به فکر  ما مردم فقیر و رو ستایی نیست .

//////////////////////////////

  رفتم در ستاد اقای رضایی   . مدتی ایستادم دیدم فقط و فقط فیلم علیه احمدی نژاد بخش میشو د  تیکه تیکه فیلمهای ایشان را نشان می دهند کلی منتاژ  های نا مردانه و  او را متهم به درو غگو یی می کند  و کنارش 

 هم تلوزیون  دیگری از گناه دروغ  دارد حدیث می گو ید .  هر چه ایستادم تا ببینم رضایی چه می گو ید بر نا مه اش چیست دیدم خبری نیست  بلخره عصبانی شدم  تا گلو حر فهایم امد اعتراض کنم باز قورتش دادم چون دیدم کلی مرد  جلو تلو زیون ایستاده نگاه میکنه  را ه پیاده رو بسته شده بود از بس جمعیت بود ولی یک زن هم نبود .اگر حرف می زدم  یه جوری بود  همه بهم نگاه خواهند کرد  از طرفی دیدم خیلی نا مردی  ست اینجا ستاد رضایی بود یا احمدی نژاد اینکه همه فیلمهای  احمدی بود ولی خیا نت شده . اخرش  تصمیم گرفتم اعتراض کنم   داد زدم گفتم اقا  دو ساعته اینجا هستم تا ببینم نظر رضایی چیه مگه اینجا ستاد رضایی نیست چرا همش شده احمدی نزاد این اخر نا مردیه که  همش تخریب احمدی   می کنید این شیوه جدید تبلیغه  کو ر خو ندید احمدی رای میاره همه مردم با احمدی حتی شما ا ین درو غها رو بخش کنید . من نمی دانم  یکی اعتراض کرد خوب برو ستاد احمدی گفتم نه من نو عی امدم رضایی را هم بشناسم شاید به ایشان کسی می خواهد رای بدهد اینجا نا می از رضایی نیست همش تخریب احمدیه .  و بعد راه افتادم رفتم دیدم یه موتور سوار  دنبالم می امد بهم رسید گفت احسنت خواهرم احسنت  خیلی مردی . . معلوم بود بیچاره روش نشده بود  در ان جمع   او هم اعتراض کنه . و بعد به فر مانداری زنگ زدم انها هم کمی نا امید کر دند گفتند باید به خود اقای فرماندار زنگ بزنی و فلانی گفتم مگه شما چکاره اید الان و لو شب است باید کسی باشد جلو این نا مردی ها را  بگیرد  اگر جلو شو نگیرید .   علیه ستاد انها اطلاعیه می دهم بعد نگید  تخریب ستاد کردید و بعد  ان شب را امدم منزل یک اطلاعیه  نو شتم و همه نا مردی هایی ان فیلمهای تبلیغی ستاد رضایی سبزوار انجام داد  را نوشتم و گو شه ان عکس بروسلی  زدم  که یک نفری در حال جنگ  با کا را ته و دست خالی بود .

 بود

 زیرش نو شتم

 چند نفر به یک نفر ؟

 وقتی بردم چاپش کنم ان اقا  ی مغازه دار دید خندید

 گفت وا قعا الان کار احمدی به همین سختی است یکنفری با همه ان سه نفر باید  مبارزه کنه .

  و درشت نو شتم کسی که قدرت را با پول بخرد عدالت را هم با پول می فروشد  . دویست ملیون فقط خریدن ما نتوی سبز و بخش کردن توسط فائزه رفسنجانی را زیر سوال بردم  و ده هزار لب تابی که اقای جاسبی به ستاد های مو سوی داد . بعد  دیدم  عکس برو سلی را بعضی گفتن حذف کنم روی ان را پو شاندم

 و نوشتم   مه نا جوانمردی نیست که سه نفر با یک نفر مچ بندازه  ؟ حیف ان شب چقدر دنبال عکس بر سلی گشتم .

 اخه اطلاعیه ای که عکسی عجیب  و خارج از مو ضوع داشت از تعجب هم مو سوی ها می خوندند هم ستاد رضایی و همه طیفها  مثلا هم زمان همان شبها فیلم جومونگ بخشمی شد 

 به قسمتی رسید که   سر بازان تسو لباس دهقا نان را  پو شیدند تا جو مونگ را به دام بندازند درست فردای همان قسمت فیلم  منم اطلاعیه ای با عکس تسو جو مونگ و شیرین عبادی نو شتم با این تیتر که چرا چو پا نهای دروغگو لباس دهقان فدا کار را  پو شیدند ؟

 و تو صیه کردم مواظب جومونگ ذهنتان باشید که تسو های

 

زمان با پو شش دهقا نان به دامتان می اندازد

 

  و زهرا رهنورد را زیر سوال بردم و مو سوی را که دم از خط امام و قران پژوهی می زنند اما شیرین عبادی را می گو یند افتخار ماست که او مدال گرفته و روشنفکر ترین زن جهان معرفی اش میکند و به داشگاه الزهرا می اورد تا سخنرانی بکند و نوشتم این زن بی حجاب را وجوان را منتظری می گوید عجوزه است تا  برهنگی اش را تو جیه کند .

//////////////////

خاطره تلخ و شیرین من  روزی گریه کردم و روزی که  بسیار خندیدم

 

  دوره اول بود که احمدی را کسی نمی شناخت همه جا شایعه کر ده بودند که او رای نمی اورد . حتی  بزرگانی مثل اقای ... خود مان یعنی نماینده شهر مون هم قبول کرده بود که او رای نمی اورد و جلسه ای تلخ در مسجد جامع گرفت که بچه هایما و بنده هم پای سخنرانی اش  فریاد زدیم و اعتراض کردیم و  سخنرانی اش نا تمام تما م شد این تلخترین روز ایام   تبلیغات احمدی بود چرا که درد اور بود که حتی  نماینده اصو الگرای ما هم گل تبلیغات خورده بود که او رای نخواهد اورد .

 بنده قبل از  سخنرانی اش درخواست کردم تلفنی که بی خیال این سخنرانی بشه بچه های ستاد مان هستند و نا راحت خواهند شد . ولی گوش نکرد و من مجبور شدم  بر خلاف   میل باطنی ام که ایشان را مردی ولایتمدار و اصو الگرا و رو شنفکر می داستم اما متا سفا نه  مجبور به اعتراض  در سخنرانی اش شدم  یکی از اقا یان ستاد ما هم همینکا را کرد و سخنرانی تبدیل به جلسه به هم ریخته ای شد که مجبور به ترک تریبون شد . ان شب من گر یه ام گرفت که چقدر احمدی مظلوم است که حتی رفیقش که ایشان باشد مر دم را دعوت می کند به رای ندهد معنای اصلی حرفش این بود .

 

 البته الان ایشان شده از مشا وران وزیر احمدی نزاد به ایشان تبریک می گو یم .

/////////////////////////

 و اما خاطره خند ه دار من .

 

 تبلیغ دکتر احمدی نژاد  و جیگرکی و دل و قلوه  

 

 با  خواهرم و یک راننده رفیتم در رو ستا های بخش جوین سخنرانی . چهار را ه حکم اباد دیدم در و دیوار عکس قالی باف است  ستاد ما تبلیغی نداشت غریب بود .

   من با سو پری بزرگ دو نبشه چهار راه صحبت کردم  میشه پر چم احمدی ما را بزنید او گفت خیلی خوب میدو نیم احمدی خو به اگر بیا د دزد ها رو می گیره ولی  متا سفا نه شنا خته شده نیست رای نمی اورد گفتمش قلبها دست خداست لحظه اخر هم باشه شاید   خدا به دل مردم انداخت  به او رای بدهند . خودمچند روز روزه نذر کردم خیلی ها نذر کردن  یکی از نذر ها قبول بشه بسه خلاصه او نو راضی کردم بعد به یک اقایی  پو ل دادم گفتم من به رو ستای جزندر میرم سخنرانیدارم تا عصر بر گردم میشه این مطلب را بنو یسید  نصب کنید او قبول کرد حتما   چون  پو لشو زیاد دادم دیگه حتما انجاممی داد البته پول ستاد نبود از جیب خودم بود چون دوست داشتم مکان به ان مهمی را از دست ندم دو برا بر زحمتش و خر جش پو لشو دادم .  او خو شحال رفت دنبال کارش  بعد از سخنرانی هام که تموم شد امدم به ان مکان یعنی چهار راه حکم اباد مسیر عبور مسا فران شهر اسفراین و جغتای و نقاب هم بود خیلی محل مناسب بود  بر گشتم به ان  محل البته پر جمعیترین روستا  هم بود بع د از نقاب انقدر بزرگ بود که نمیشد رو ستا گفت بانگ  هم حتی داشت بانگ دو لتی .  خلاصه اخرین سخنرانی من بعد از مغرب و عشا مسجد جا مع حکم اباد بود و معمو لا هم  مرد و زن   می امدند  نمی شد فقط برای خا نمها صحبت کنم نصف جمعیتو از دست می دادم  حتی بلند گو ها هم وصل بیرون بود صدا رو قطع نمی کردیم اهالی چون می دیدند صدای  سخنران یک زن است بیشترجمعیت می امد  چون تو ی رو ستا ها سخنران زن  نیم امد و جالب بود براشون .

 خلاصه سراغ ان اقا را گرفتم به همراهش زنگ زدم گفت بله خانم نوشتیم گفتم الان باید نصب مغازه می بود هنوز نصب نکردید گفت الان میرم در خطا طی بگیرم   ایشان امد سوار به ماشینمان کر دیم رفتیم به خطا طی او پیاده شد با عجله رفت  پلا کارت را بگیرد  پارچه نو شته شده رو بغلش گرفت به سمت ما می امد گو شه پار چه

 از زیر دستش بیرون امده بود دیدم نو شته جیگرکی و دل و قلوه   داشتم از تعجب شاخ در می اوردم با خودم گفتم دو بر ا بر پولش دادم با یک تیر دو نشون زده تبلیغ مغازه خودش  را  هم زیر تبلیغ احمدی نژاد زده ؟ خندم گفت حسابی   تعجب کرده بودم هنوز دو قدمی ما نده بود بهمون برسه ان خطاط  صدا زد به زبان تر کی گفت با با اشتباه بردی اون مال شما نیست بعد  متو جه شدم طرف از عجله که می خواست نشونم بده کا  ر را تمام کرده  اشتباهی تبلیغ  جیگرکی را  به جای تبلیغ احمدی نژاد اورد ه.   من و خواهرم و اقای را ننده مان کلی خندمون گرفت

  یادش بخیر رانند مان  پسر شهید امینی بود  . هدیه به روح شهید امینی و همه شهدا صلوات  

شب بعد از مغرب و عشا با جمعیت بسیار زیاد ی که فکرشو هم نمیکردم گو یا حسابی تبلیغو که رو حا نی محل قول داده بود بکنه مو فق بوده خوب جمع شده بودند اما سخترین سخنرانی انتخا با تی ام بود  چون بین ها شمی و  احمدی بود دور دوم  بود . و هنوز هاشمی  ابهتش نشکسته بود  لذا وسط سخنرانی ام چند کا غذ نوشته رویمیزم گذاشتند که ها شمی را تخریب نکن یکی هم که رو حا نی بود از ترس امام جمعه ها شمی شده بود  و الا احمدی بود از ترس نوشت در مسجدو می بندم لطفا رعایت کنید ها شمی را تخریب نکنید  بعدا متو جه شدم حدیثی که گفتم مناسبش بر سیسای  عابد را برای تفهیم حدیث اوردم همه بر داشت  بد کر دند فکر کر دند که منظورم هاشمی بوده ولیکار خدا بود و الا منظورم اون نبود . بعدا یکی بهم گفت اگر تو مرد بودی می زدنت چون ها شمی های داغ زیاد داشتیم

 

 

 

 

 

 

 

 گلایه از رو زنا مه  هاییی

 مثل کویر سبزوار

  مقام معظم رهبری  در قم سال 74 فر مودند :

 

 که اگر مو ریا نه ها  به جان انقلاب از داخل نیفتند 

 

بنای ان از بیرون  هیچ  اسیبی نخواهد دید و

 

محکم . است  البته همه بخوانند کار مو ریا نه ها را

 در جلسه  ضد انقلاب خارج از  کشور  یعنی 

 اقای سعیدی سیر جانی

  می گو ید

  الان زمان کار احزاب سیاسی نیست 

 . اعلامیه نو یسشندگان ایران کار  شش تا  حزب سیاسی

رو  الان میکنه  ،

 4 تا فیلم خوب ایران کار ده تا  حزب سیاسی رو انجام می دهد

 

 رسالت رو انجا انجام میدن

 ... در ادامه این اقا اشاره به پروژه  نفوذ و استحا له  می گو ید 

 کمکهایی که به ما میشه برای اینه که این نقش رو انجام بدیم

  در نتیجه  ما در نظر داریم با نفوذ در دانشگاهها  با نفوذ در

مراکز فر هنگی با نشر مقالات با نشر کتب

 این خواسته روو این چیزی رو که به ما گفته شده رو انجام بدیم

 در این مورد هر نوع کمکی که لازم باشد دست ما بازه و

می تو نیم حتی تا مر حله  تا سیس چا پخو نه  تا سیس مجله

 هر نو ع فیلم ..هر نو ع تشکیلات و سازمان  و عملکردی که

منجر به اجرای این سیاست خاص امریکا بخصو ص کنگره امریکا

 

بشه ، بکنیم

 

 /////////////////////

 رادیو امریکا در بخش خبری 17 مر داد 1373

 

  بر نا مه های غربی ماهواره ها را از سیاستهای  کلینتون

 در برابر ایران موفقتر می داند .

 /رادیو دولتی انگلیس در 14  مرداد 73  قدرت ما هواره ها 

در ضربه زدن به ارزشها و  مظاهر اسلام  را از همه گروهها

 

مخالف دولت بیشتر تو صیف کرد .

///////////////////

 و جالب است که اقای بی غیرت ایرانی  

 یعنی سعیدی سیر جانی    را در همان جلسه می گو ید

 

 بنا بر این چیزی را که می خوان به ایران وارد کنن این فر هنگ

 

و هنر نیست 

 

 بلکه این چیزی از مقو له جشن هنریه  که در شیراز داشتیم

است / 

 ( از کتاب هویت ص 270 و 71 )

 

 خوب مور یا نه هایی که رهبر می گو ید  ببینید چگو نه در جهت

 دشمن نظام گام بر می دارد   در جلساتشان ببینید چگو نه  سخن می گو یند .

. هزارا ن مقا له و نوشته  در دوره اصلاحات  علیه نظام و دین

اسلام و تضعیف رهبری  نو شته شد . همههم با دست

 مو ریا نه های داخلی .

 

 

 

  برای بهتر مو فق شدن در امر استحاله  فرهنگی ادمی مثل

 مها جرانی میشود  وزیر ارشاد مملکت که در پی فساد اخلاقی

 که داشته  بین زن دوم و سومش  اختلاف و شکایت می شود

 که ایشان به خارج فرار می کند چون محکوم است و 6 همسر

هم دارد . حا لا ایشان  وزیر ارشاد مملکت  می شود 

 در زمان خا تمی  تا حسابی در مجوز د ادنهای  انواع فیلمها

و نشریات   دستشان باز باشد حتی جالب اینجاست که در 

 هفته نا مه پرتو با ارائه مدرک  هم نوشته بود اقای مهاجرانی

داخل پاکت تراول ها گذاشته بوده و به منزل فیلمسا زان ضد

 نظام رفته و برای فیلمهای خاصی در تخریب نظام و .

. فیلم بسازند .

    فیلم دلشکسته را به دید نقد نگاه کنید  تابلو است که در

راستای همین  اهداف سبز های لجنی است

 بسیجی را یا بو می خواند  و ..اما م حسین را هم ... خلاصه

اقای هر ندی جوابی بهم نداشت بده  و باید جلو نشر این فیلم

گر فته بشه .

 خلاصه می خوام بگو یم که دشمن در چه فکریه  دو ستان ما 

 در رو زما مه شهر مان در چه فکر ی ؟

  با با اگر اهل تو جه و دلسو زی برای مملکت و وطن نباشیم

 به قول رهبر مو ریا نه ها از داخل ما رو نابود می کنند  .

 

 در سال 59 امام خمینی فر مودند که ما امروز از دشمن

 نمی ترسیدم از دو ستان بی تو جه می ترسیم  .

 ونصیحت فر مود که مواظب باشند و ایجاد اختلاف نکنند

. متحد در راه هدف اصلی انقلاب باشند . کلمه دو ستان بی

توجه را بنیانگذار در ان زمان  به عنوان یک خطر  

 مطرح می فر مایند .

  الان هم دغدغه رهبر مان همین دوستانی که در داخل

 ندانسته  در راه مو ریا نه ها گام بر می دارند است  

 بیا ییم عین عمار باشیم در تبیین حقایق   که رهبر مان چقدر

سو زناک می فر مایند  این عمار ؟

 کجایند انهایی که پیمان جانبازی  بستند ؟ رهبر  مان  دغدغه

بصیرت دادن به مردم را دارد و دشمن شناسی را مطرح می کند که دشمن واقعی رهبر و ولایت و انقلاب را به مردم نشان   دهیم .

 تحلیل سیاسی مردم را با لا ببریم تا اینکه بلایی که سر امام حسن مجتبی امد  سر مملکت ما نیا ید  .

 مگر زمان امام حسن ع مردم بی دین بو دند نماز نمی خو ندند اما امام حسن در حال نماز بود یه عده از دو ستانش امدند خشمگین از صلح  تحمیلی امام حسن سجاده امام را از زیر پایش چنان کشیدند که امام  افتادند . و به ایشان اعتراض کر دند که چرا صلح کردید . ؟

  .

 این بی بصیرتی است .

 خوب اقا یان نو یسنده و سر دیران  رو زنا مه ها چقدر در امر رو شنگری و بصیرت دهی به مردم گام بر داشته اید ؟

 امام راحل فر مودند  : وظیفه نو یسنده غفلت زدایی است .

 اقایان نو یسنده شما ها وظیفتان بسیار سنگین است در قبال بود جه  بیت المال    که به عنوان کمک به چاپ روز نا مه میشود   مسو لیت شر عی دارید . لذا نمی توان هر چیزی را غیر کار شنا سانه و کیلو یی و کشکی نوشت .

 و هر شخصیتی را تخریب کرد  و متهم به  خروج از خط ولایت کرد .

 

 سعی کنید هیئتهای تحریریه تان اهل درد باشند انهم درد انقلاب و درد بصیرت دهی به مردم درد قلم داشته باشند .

 

 اینها را کلی میگو یم به تمام سر دبیران رو زنا مه ها که سیاسی و اجتماعی می نویسند از رو زنا مه کشوری گرفته تا محلی اما

سخن اصلی بنده با  سر دبیر روز نا مه محلی سبزوار

 

یعنی  ماهنا مه   کویر است

 

 

  چندی پیش یک تیتری درشت در روزنا مه دیدم که شگفت زده شدم هرکس می دید فکر می کرد  لابد این را چپی ها نو شتند  نه راستی و اصو الگر یان .  بنده خودم خیلی عصبانی شدم . چه وقت ان حر فها بود .   در باره نظر امام خمینی و قبض اب و برق بود . در اوایل انقلاب بود .

 دومین نقد بنده به  شماره  اردیبهشت ماه بود و هفته معلم  در مقام معلم یا تو صیه به معلم و هزار و یک مطلب مفید باید بهمعلمان گفته میشد ولی حیف شما مقاله زده بودید صد راه برای عصبانی کردن معلم که جواب داده دانش اموز چطوری معلم را می تو اند عصبانی کند  .

 ان روز هم بنده  از نا راحتی بغضم کرفت که بیت المال عجب کا ر بردی پیدا کرده  طنز خوب است اما کوتاه نه اینکهجای یک مقاله را در باره معلم بگیرد  . یک  مطلب خوب برای روز کار گر و معلم نداشت  . جز نظر ریاست اقای راه چمنی ریاست محترم اداره مان .

   

 و اما اصل اصل گلایه بنده از این شماره جدیدتان است  در صفحه  8 قسمت  شنیده ها

  چرا ان نماینده را که خوب می دانید  مسئله اش و تهمتی که برایش ساختند  جز مسائل خا نوادگی نبود و ربطی به  ولایتی بود و نبودن نداشت  ولی شما طوری در رو زنا مه شروع به تخریب چهره ولایتی بودن ایشان نمو ده اید که انگار به خو اننده قصد داریدئ القا کنید او در خط ولایت و رهبری نیست .  این اغاز یک شایعه ÷راکنی توسط یک رو زنا مه اصو الگراست انهم برای کسی که هیچ مدرکی برای ضد رهبری و ولایتی بودن ایشان در دستر س ندارید .

 اگر قرار است ماجرای خا نوادگی را که توسط مو ریا نه های فوق الذکر به مسائل سیاسی ربط داده شد را  یک هدف برای تخریب چهره ولایی ایشان قرار داد پس قبل از ان اقای     از دا نه درشتهای  مملکت سزا وار تر بو دند که  خودتون هم لابد سی دی  ان اقا راگوش دادید  در باره ترور  و تیر اندازی به ایشان چه گفته شده است اگر هر شا یعه ی  بی اساس را به مسائل سیاسی مربوط دانست . پس بلای نا حق سیاسی را که بر سر این نماینده ولایی  شهر مان اوردند باید سران   فرد بزرگ مملکتی هم  می اوردند .  البته ان سی دی فردی بسیار مشهور و مورد اطمینان رهبری در باره ایشان می گو ید . .

 خلاصه اقای  سر دبیر محترم رو زنامه کویر لطفا هنوز خیلیمانده به انتخا بات شما شروع کننده شا یعه نا عا دلا نه نباشید . شما می تو انید قسم شرعیبخورید که این نماینده  در خط ولایت و رهبری نیستند ؟ فرمانده سپاه خرا سان بو دند جانباز و تا الان  در خط ولایت بودند در حالی که با بلایی که نا جوانمردان بر سر ایشان اوردند هر کس بود از دامن نظام و انقلاب جدا می شد و به مو سوی می پیوست اما ایشان در خط ولایت ونظام ماندند . و اینکه جذب ان معاندان نشدند خود دال بر محکمی عقیده انقلابی گری ایشان است .و ولایتمداری ایشان  است .

  اقای سر دبیر شما با ان مطلب نه تنها ایشان را به  خروج از خط ولایت متهم می کنید بلکه ایجاد یک تفرقه و دو دستگی بین مردم سبزوار و  جوین می کنید ایا ایجاد تفر قه گناه نیست  .؟ لطفا فقط وظیفه اصلی یتان که غفلت زدایی ازجامعه است و با لا بردن  بصیرت  و دشمن شناسی  واقعی نظام و  مردم است  بپر دازید   وبه  خبر سازی و شایعه پر اکنی دامن نزنید که برای یک  فرد اصوالگرایی چون شما  بسیار  بعید است .

 این بخش شنیده های منصفا نه نبود .  

 دشمن نظام و مو ریا نه ها را شاد میکند . باید نقش شما ایجاد اتحاد بین سبزوار و جوین باشد نه تفرقه .  

   

  

 

 

ماکسیمیلیان وجدان ج

 

اسفند ماه 1377  نو شته خودم در روزنامه وارثان زمین سبزواربه چاپ رسید همزمان با فیلم مردان انجلس

 

به نام خدا

 

 

ماکسیمیلیان وجدان در فیلادلفیای ادارات

 

 البته این نو شته ام قدیمی است فقط  برای اینکه  تلویزیون فیلم اصحاب کهف مردان انجلس  را  شبکه یک بخش میکنه دو باره  یادی  ازش میکنم

  ای کاش می شد روزی برسد که ماکسیمیلیان وجدان

در فیلادلفیای ادارات ندای مسیح زمان خامنه ای را می شنید و در انجیل قوانین می خواند که عدالت نباید

 فدای مصلحت شود

و فقط قدرت حق و منطق حاکم فیلادلفیای ادارات شود و بس.

 و اگر ماکسیمیلیان وجدان بخواهد به دنبال حقیقت برود،

 باید درد و رنج ها را تحمل نماید و از دریچه تفکر و تعقل

که انتهایش آزادی از زنجیرهای اسارت دقیانوس نفس است، عبور کند و از سربازان و مامورین تعلقات و تعصبات از تخلفات و نفسانیات و تهدیدات اداری رهایی یابد. و خود را به سرزمین رقیم شهامت و صداقت و اخلاص و عمل یکرنگی و محبت برساند، کوه آنجلس حقیقت را خواهد دید و به غار عین الیقین عدالت و ضوابط

 اداری، گام خواهد گذاشت و آنجاست که ماکسیمیلیان وجدان

 به دور از پرستش ژوپیتر روابط، در آرامش بی نظیر با

نسیم الهامات الهی می آرامد و در حق الیقین عدالت و

قضاوت می آساید و با خود می گوید:

 

  خــدا گو با خــدا جــو فــرق دارد     حقــیقت با هــیاهو فــرق دارد

 خداجو مومن حسرت نصیب است   خداگو حاجی مردم فریب است.                                                                                           

وقتی بنده در تجربیات کاری ام بعضی بی عدالتی ها را

مشاهده کردم، آرزویی کردم که آن آرزویم را در قالب

تشبیهاتی در سریال زیبای اصحاب کهف،

 که همان روزها از تلویزیون بخش می شد، تحت عنوان:

 

(ماکسیمیلیان وجدان در فیلادلفیای ادارات)

 روزنامه محلی وارثان زمین در سبزوار به چاپ رساند

، آن روز حتی در ابتدا مطلب را سیاسی قلمداد کردند و

 از چاپ آن خواستند خودداری کنند، و با اکراه به چاپ رساندند

 نمی دانم چه کسانی آن را خواندند همین را می دانم

 که آن آرزوی ناباور من در آن روز حالا، احساس می شود

 که باور شد، که شدنی هست. مشروط بر این که یک

 مسئول متعهد و مومن همچون ریاست جمهور محبوبم

 یعنی احمدی نژاد بخواهد. بسیار با دستورات

و فرامین عدالت خوهانة ایشان می شود امیدوار شد

 که ماکسیمیلیان وجدان، در فیلادلفیای ادارات بیدار خواهد شد و به ندای هشت سال پیش مسیح زمان خامنه ای لبیک

 گفته خواهد شد. چرا که او سالها بود عدالت اجتماعی

 و وجدان کاری می خواست، کسی لبیک نمی گفت و

این موجب ضربه های فراوانی در پیکرة اجتماع شد،

 ای کسانی که آن مقاله  مرا در روزنامه مذکور خواندید. دیدید به آن مطالب رسیدم آنهم فقط حالا که رئیس جمهور محبوب و عدالت محوری چون احمدی نژاد دارم. و افتخار می کنم که جزء نوکرانش در ستاد انتخاباتی او بودم. به کوری چشم دشمنانش

 او را بیمة ابوالفضل (ع) نموده ام.

یعنی ماهانه به عدد ابجد ابوالفضل (ع) یعنی 133 مبلغی را برای سلامتی اش صدقه می دهم.

                                                                 

بمب جنسی

 بمب جنسی !!!!.

 

در اپیدمی شدن بی حیایی  چه کسی مقصر است ؟

از شال سیتا  تا  دامن یانگوم

 

 یک ژنرال امریکایی به خبر نگار گفت من

از ازار های جنسی ما فو قهایم نا راحتم .

 

  اینهم مدرک برای انهایی که میگن چون همه

 

انجا لختند چشمها سیر است

 

از علی ع سوال شد کدام فصل را دوست دارید ؟

 فرمودند   : فصل  بهار را به دو دلیل یکی  خرمی آن دوم

به دلیل حیای بهار زیرا که درختان لخت و عریان را با برگ و گل می پو شاند .

 در این حدیث خوب دقت بفرمایید می بینید که بین حیا

و پوشش  یک ارتباط مستقیمی  وجود دارد که حضرت به

آن اشاره فرموده  یعنی مواظب باشید  بادهای  زمستانی دشمن   که از ماهواره ها و از سمت دشمن  می وزد عریانتان نکند که عریان از حیا اگر بشوید عریان از اعتقاد  هم می شوید .  چنانکه امام صادق (ع) در دو حدیث جدا گا نه فرمودند : کسی که ایمان ندارد حیا ندارد و جای دیگری هم فرمودند :  کسی که دین ندارد حیا ندارد .

( در اصول کافی و بحا ر الانوار )

خواهرم می دانی از چه زمانی  شمارش معکوس انفجار بمب جنسی برای  نا بودی امنیت اخلاقی در ایران شروع شد ؟ 

   از ان زمان شروع شد  که   گوش به گوش خونه به خونه  دهن به دهن این جمله دشمن حیا و عفت  و دشمن امنیت اجتماعی و اخلاقی  بین ما زنان پیچید  و آن ، این جمله است که   گفتند  :  

  باید جلو محارم مثل پسر  و برادر و عمو و دایی و .. دیگر محارم خودمان را خیلی آزاد  و پوششی نیمه عریان داشته باشیم تا اینکه چشمان  پسر و برادر و عمو و دایی مان آنقدر سیر بشود که دیگر در خیابانها دنبال ناموس مردم نباشند   .  شمارش معکوس انفجار  بنمب جنسی از آن شعار شروع شد و متاسفانه  چقدر بعضی از زنان ما  این شعار دشمنان حیا و عفت را به عنوان یک اصل  پذیرفتند که حتی  دختر خانمی میگفت من عمدا لباسم را جلو برادر جوانم تعویض می کنم تا  او چشمانش سیر باشد .  و تشنه نگاه  زنان مردم نباشد .  دیگر نمی گوید اگر این راه سیر کردن شهوت مرد است  پس شوهران  دیگر سیر سیرند چرا باز  بعضی شان چشم چرانی را که سیر نمیشوند بماند بلکه از یکی دوتا  همسر داشتن هم سیر نمیشوند .  مثل  خفاش شب تهران دویست دوست دختر داشت . و یا اینکه در غرب که زنان پوشش داخل منزل و بیرون منزلشان یکی است  دیگر نباید تجاوز جنسی صورت بگیرد در حالی که بالاترین آمار را نشان می دهد .

  متاسفانه زنان ما البته آنهایی که اهل تحلیل نبودند و اهل تحقیق در دستورات دین نبودند این اعتقاد غلط را سر منشأ نابودی مرز پوششهای درست و اسلامی قرار دادند و عاملی شدند که به تدریج این فکر  بیمار به شکل اپیدمی  و بیماری  واگیر در آمد  و مرز هایی که باید بین محارمی جز همسر رعایت میشد دیگر رعایت نشد خواهر جوان پیش چشم برادر  و عمو و دایی جوانش و آنهم مجرد  هر لباس تنگی و نیمه عریانی پوشیدند تا اینکه  تدریجا حیایی دیگر مبنی بر رعایت مرز دختر و پسر در منزل و یا دختر و پدر جوان  باقی نماند و اینطوری دشمن با آن شعار توانست اول از منزل شروع کند  مرز شکنی کند  و آفتی برای حجاب و حیا و عفت بفرستتد و بعد که قبح این مرز شکنی و ساختار شکنی که سالها در بین ایرانیان  یک ارزش بود ، شکست  کم کم وارد جامعه میشود این عقیده درست عکس سخن امام حسن (ع) است که فرمودند چشم چرانی مرد از خا نه شروع میشود . بله زنان بی حیا چشمان مردان را بی حیا میکنند .  کسی که تمام ویژگی های جنسی بدنش در بین محارمی چون برادر و عمو و دایی و پدر  نمایان شد و لباسهای چسب و تنگ  و  نیمه عریان بودنش او را وادار به خجالت و حیا نکرد صد در صد  وارد جا معه هم بشود دیگر قبح این نیمه عریانی و لباسهای چسب ریخته شده و جلو نا محرم هم همان حسی دارد که جلو محرمش  دارد  لذا بسیاری از زنان ما که این اعتقاد باعث شده  مرز پوششها را بین محارمی جز همسر  رعایت نکنند  و مرزی بین همسرش و دیگر محارمش  قائل نشوند باعث شده که به شدت بعضی  دختران نسل جدید   که مادرانشان بر آن اعتقادند بی حیا  تربیت شوند .  و در این بی حیایی آنقدر پیشرفته اند  که مثل آن دختر خانم  فوق الذکر  حتی نزد برادرش لباس تعویض میکند بدون اینکه خجالتی بکشد و یا حیایی داشته باشد . دختران  نیمه عریان  یا با لباسهای چسب ، مولود  این افکار وارداتی  دشمن دین و حیا و عفتند . این شعار جز یک شعاری  کودتایی انهم از نوع مخملی  در براندازی حیا و عفت  از زنان و غیرت ازمردان نبود و این افکار شیطانی از سوی دشمن بود و الا  نه تنها ایرانی بلکه هر انسانی در هر دینی از قدیم بر این اعتقاد بوده که زن زمانی زن خوب و با ارزشی است که در  پوشش صدفی از  حجب و حیا  باشد همچون دری با ارزش در درون صدف که فقط صاحب اصلی ان صدف حق دیدن آن را دارد و بس .  لذا  در تمام  فیلمهایی که  نمایش قدیم را دارد چه قدیم اروپایی و چه قدیم ژاپنی و کره ای  زنان را با دامنهایی بسیار بلند نشان می دهد که حتی قوزک پا هایشان هم دیده نمیشود تا چه رسد به ساق پایشان .  نمونه اش  دامن بلند    خانمها  در فیلم  پزشک دهکده   و یا دامن بلند خانمها در فیلم  جواهری در قصر مثل یانگوم . یا خا نم سو سانو . ...  این نشانگر این است که بالفطره  حیا و پوشش زن با هم ارتباط مستقیم داشته  و یک ارزش محسوب میشده  و ارتباطهای خا نوادگی هم بسیار عمیقتر  و امینتر هم بوده است . و بار عاطفی بیشتری نیز داشته است چرا  که پوششهای درست زنان امنیت اخلاقی جا معه را به همراه داشته که یک خا نواده بزرگ محسوب میشود . و  امار طلاق نیز در ان جوامع قدیم  بسیار  پایین بوده است .  حتی جند همسری هم بسیار  کم بوده است .  در همینجا لازم به ذکر است که بگویم آیا فکر کرده اید  که به محض اینکه فیلمی  بخش میشود فورا  قسمتهایی از آن به اشکال مختلف در بازارما  بروز می کند  مثلا   وقتی فیلم مسافری از هند بخش میشد شال سیتا به بازار آمد  . اما چرا وقتی یانگوم بخش میشد  یک سال هم طول کشید  خیا طها دامن یانگوم  را  به بازار ارائه ندادند  ؟ این جای سوال نیست ؟ همه اینها بو دارد اما نمی خواهیم ان رفتار های بو دار   را استشمام کنیم !

 اینکه رسم کردند به بها نه اینکه زن مقدم است زنها را واداشتند که در خیا بانها جلو تر از مرد   حرکت کند اینها رفتار های بو دار و وارداتی است به نظر من چرا که روا یات و آیات قران  عکس آن را نشان می دهد . وقتی حضرت موسی با دختران شعیب حرکت می کردند باد هم می وزید و لباسهای دختران به بدن می چسبید لذا موسی گفت شما  پشت سر من حرکت کنید .  راه رفتنهای دختران شعیب را هم قران به خاطر وقار و حیا ستوده است .  حدیث  هم داریم که  یکی از معصومین (ع)  به جوانی فرمود به پشت سر شیر و پلنگ  و مار خطر ناک نگاه کنی برایت بهتر است از نگاه بر پشت سر زنان  دیدن اندام  زن توسط مرد و لو از پشت سر  ممکن  است  مرد  را  در فضای آلوده و محرکی وارد سازد متاسفانه بر اساس همین شعار استحمارگرا نه وارداتی حتی گروه سرود را زنان جلو می ایستند و مردان عقب کجای اسلام این را گفته اوایل انقلاب عکس این انجام میشد این رفتارهای مشکوک ازدهه هفتاد شروع شد .     

 (کتاب پاسخ به پرسشهای جوانان از محمدی نیا)  این دو شعار هردو نوعی استحمار به معنی لغت حمار بود و بس  نه از شعار اول قصدشان تعدیل  شهوت و هوس مرد بود نه از شعار دوم قصدشان احترام به زن و مقدم دانستن زن بود بلکه هردو نقشه ای شوم  برای  اپیدمی شدن بی حیایی و مرز شکنی و قداست شکنی در اعتقادات  ما ایرانی ها بود و بس  من و تو باید  بیدار باشیم و ببینیم  دستورات  اسلام چیست

  در اشعار شاهنامه هم اگر دقت کنید می بینید زنانی که خود را بسیار با ارزش می خواند نشان دهند زنی است که حتی آفتاب او را ندیده باشد نمونه هایی از حجاب در ایران باستان دقت بفرمایید .

 حجاب در ایران باستان یا شاهنامه

 شیرین زن پرویز چنین در اشعار شاهنامه افتخار میکند که به رغم صورتی چون ماه داشتن و انبوهی از مو داشتن اما  هنر می نامد که  همه اش نهان بوده و نه اشکار  بببینید

 چنین گفت شیرین که ای مهتران             جهان گشته و کار دیده سران

 جستم همیشه جز راستی                      زمن دور بد  کژی  و کاستی

 بگفت این و بگشاد چادر ز روی             همه روی ماه و همه پشت  موی

مرا از  هنر  موی بد  در نهان                  که او را ندید ی کس اند ر جهان 

 نه کس موی من پیش از این دیده بود          نه از مهتران  نیز  بشنیده بود

  (شاهنامه ج9ص 286تا288)

 و اما تهمینه همسر رستم  نیز اشاراتی بر  پنهانی اش در پس پرده حجاب می نماید.

به گیتی زخوبان مرا جفت نیست                     چو من  زیر  چرخ کبود  اندکیست

 کس از پرده  بیرون  ندیدی مرا                        نه هرگز  کس آواز شنیدی مرا

شاهنامه ج 2 ص 175 داستان سهراب

 و اما سخن منیژه

 منیژه  منم دخت افراسیاب           برهنه  ندیده  رخم آفتاب

 البته در نقاشی های به جا مانده  از ایران باستان و لباسهای سا سانیان و اشکا نیان همه نمایانگر  لباسهای بلند و گشاد  زنان و ارزشی بودن این امر در زمان قدیم بوده .

 

و اما نظر دو  مرجع بزرگ مسیحیت  در باره حجاب

 

  کلمنت  و  ترتو لیان  می گویند  :  زن باید   کاملا در حجاب  و پوشیده  باشد  الا انکه در خانه باشد  زیرا فقط لباسی که او را می پوشاند  می تواند از خیره شدن چشم ها به سوی او مانع گردد  . زن نباید صورت  خود را عریان ارائه دهد تا دیگری  را با نگاه کردن به صورتش وادار به گناه  نماید .

برای زن مومن عیسوی در نظر خدا پسندیده نیست که به زیور  آراسته گردد و حتی زیبایی طبیعی  آن باید با اختفا و فراموشی ان  از بین برده شود  زیرا برای بینند گان  خطر ناک است .

 درست کردن موی سر و آرایش ان و تنظیم آنها در ایینه فقط از حصو صیات زنانی است  که شرم و حیا  را از دست داده اند   ....ای زن مو هایت را به رنگهای مختلف نیاور  خلخال طلا مبند  و صورت ظاهری خود را تغییر نده   ( زن و ازادی ص 52 )

  وقتی امام رضا  (ع )دید دختر خانمی قصد رفتن به منزل برادر خود دارد به او توصیه فرمود نزد برادرت مواظب باش لباس جذاب و رنگی محرک نداشته باشید . (کتاب پاسخ به پرسشهای جوانان از محمدی نیا )

 این سخن امام رضا ثابت می کند زنان حق ندارند لباسهای چسب و تنگ و محرک حتی نزد محارمی غیر از همسر شان  بپو شند . این خود امر مستقیم  امام معصوم است  بر دوری از این نوع پوشش نزد محارمی غیر از همسر . تا چه رسد نزد نا محرمان .  پس اگر مادران ما در منزل این مرز پوشش  نزد محارمی غیر از همسر را رعایت کنند و به دختران خود هم آموزش دهند حتما   جلو این بیماری واگیر و  اپیدمی  بی حیایی گرفته میشود . از والدین جسمی  گرفته که پدر و مادرند تا والدین فرهنگی که  من  یک مربع فرهنگی می نامم  یعنی ارشاد و رسانه آموزش و پرورش و حوزه علمیه  و سازمان تبلیغات  همه در ایجاد این بیماری  به شکل اپیدمی و واگیر شدن  مقصرند .

رحلت امام و حرفم با هادی خا منه ای

 خبر انقلاب  ما و امام  راحل ره  و ایران در احادیث 

 ائمه ع  که   به  عنوان علائم ظهور بیان فر مودند

.

  رحلت جانگدازش را تسلیت می گویم  

 

اسمان هم گر یه کرد

 

در عزای تو نه من صاحب زمان هم گریه کرد

 

وز غم تو خاتم پیغمبران هم گریه کرد

 

در شب تدفین  جسم  پاکت ای ازاد مرد

 

خود به چشم  خویش دیدم  اسمان هم گر یه کرد

 

تو شعر ناب عر فانی خمینی

 

تو روح سبز قرانی خمینی

 

 درون سینه ها در بستر شب

 

 طلوع نور ایمانی خمینی

 توهین با کاریکاتور امام به امام بسیار  زشت 

 

 که منجر به تو قیف شد و سر دبیرش هادی خا منه ای بود  ///جالب است ایشان دبیر کل مجمع نیرو های خط امام است  . و در رو نا مه اترک از بجنورد سخنانشو نوشته . که نگذارید کسانی بیا ید به دانشگا هها که مردم را فر یب دهد راست گفته بگذارید هادی بیا ید فریب دهد .

  

 قبل از  احادیث   حرف دلمو به مکار ترین مرد سبز های مخملی

 یعنی اقای هادی خا منه ای   بگویم  .

 

 اگر میگم مکار برای این دلیل دارم  اقای هادی خا منه ای امدی

به شهر مان  در سخنرانی حسابی احمدی نزاد را که به مرد

کو چک و فریب دهنده تخریب کردی که امر رهبر این نبود 

  در ستاد تبلیغاتی کاندیدا های دیگر را تخریب کنی .

 و اما مکرت این بود که دلم خونک شد  مچتو گرفتم

اینجوری . بعد از سخنرانی امدم جلوت گفتم اقا چقدر هی

 می گو یی به دانشجو یان ازادی بیشتری بدهید و برای

 حجاب هم گفتی سخت نگیریم از این ازادی بیشتر که عکس

ریا ست  جمهور را جلو ش دانشجو پاره کرد ؟ در جوابم

 گفتی

 نه کو کجا ؟ کلا زیرش زدی  انهم چیز به این واضحی را

 که تلوزیون هم نشون داد یک رو حانی مگه نمی دانی

دروغ گناه کبیره است  ؟چقدر هم مو سوی  دم از این میزد که

احمدی دروغگو است و از دروغ خسته شده  اقای هادی خا منه

 ای تو فکر نکردی منم همان صحنه عکس اتش  زدن  عکس

احمدی را در دانشگاه امیر مبیر داشته باشم نشا نت دادم

گفتم این  هم تصویرش . و چون محکوم شدی دروغت و کتمانت

از یک حق لو رفت فقط بهم گفتی عجب خوب بلدی  چکاره ای

  ؟  و نو شته های افشا گرا نه ام را  بهتون دادم گفتم بخون

.  اما حیف شد اگر تصادفی به ان مجلست نیو مده بودم

 ان تصویر کا ریکا تور  امام را هم که تو هینش کرده بودی

و چاپ کرده بودی را  نشونت می دادم حیف

 

 

 اقای هادی خا منه ای دیروز عکستو و حرفتو از خط امام تیتر

شو در روزنا مه خو ندم از عصبانیت  رهایش کردم

 

 بی مروت  تو همانی که   سر دیر رو زنا مه حیات نو بودی

و در ان روز نا مه در تیر ماه گو یا 76 بود

 

 عکسشو هنوز دارم  اما بلد نیستم الان بزارم و گو یا  ممنوع

 هم هست چون تر ویج تو هین به امام میشود انقدر

 تو هینت زشت است در ان تصویر که نباید بخش شود چون

تو در مسیر همان نقشه شوم اسرائیل یعنی قداست شکنی

این تصویر امام را در روز نا مه ات  چاپ  کردی  و ریاست  

جمهور ما هم در مناظره به ان اشاره فر مود و به مو سوی

 گفت از کدام خط و راه امام حرف می زنید  ؟ چرا وقتی

تو هین در رو زنا مه شد و کاریکاتور  چاپ کر دند سکوت  کردید

. حا لا دلتون به راه امام می سوزد ؟

 هادی خا منه ای  !!  اینو بدن به کو ری چشم تو  و امثال تو

 همان مدر ک را  صبح ان شب مناظره مذکور هزار تا چاپ کردم 

 و بین شهر مون بخش کردم تا مدرکی بر صحت سخنان دکتر

 احمدی باشه .  مقداری هم به مسافران عبوری از شهر مان 

 از شهر های دیگرپخش نمودم ای کاش  ثر وتمند بودم و 500

هزار بخش می کردم   حیف شد .  در همان محلی که رفتی 

 

 در شهر نقاب سخنرانی کنی هم بخش کردم و خیلی ها نمی

 

شناختنت  شنا ختنت که یکی اش همان  کسی بود که برام

کپی میگرفت انقدر بدش امد که از فر دایش تمام مغازه اش را

پر از عکس احمدی نزاد کرد  در حالی که  فکر می کرد مو سوی

 و تو خط امامی هستی و رنگ سبز را برای جدتان استفاده

می کنید این عکس را دید و مو جب بیداری اش شد تو را

با همان عکس  کا ریکا تور امام به همه معرفی کردم

 

 کاریکاتور امام را در حا لی که روی زمین نشسته و با یک

انگشت شصت بزرگ او را که دو ر و برش پر از کتاب است

به زمین فشارش می دهد  و اقای هادی خا منه ای تو سر

دبیر ان روز نا مه بودی بیا به همه اتراف کن برای ان تو هین

 رو زنا مه ات توقیف شد . حا لا حیا نمی کنی از خط امام

 

حرف می زنی حقا که رو داری !!!!!!!!!!!!!

 //////////////////////////////////////////

خبر از اعمال رضا شاه   از زبان  علی ع 

  در اخر الزمان حکومت مردی  از مازندران  بر ایران است که الگوی لباس را تغییر تغییر  می دهد و شکل لباسهای اسلامی را  به لباسهای غیر  اسلامی تبدیل می کند .

 از جنایتهای رضا شاه   این بود که احکامالهی را تعطیل کرد   / چادر زنان را گرفت  و لباسهای  بلند مردان را قیچی کرد  . حسینیه ها و مراسمات محرم را تعطیل نمود و عما مه  علمای ایرانی را برداشت . از کتاب اینده و اینده سازان ص 111

 

 ( البته  این روایت مطابقت دارد با شعر شاه نعمت الله ولی که همه این زمانها را   سال قبل در اشعارش که همه   پیش بینی های  ایران بود  و حتی امدن رضا شاه و رفتنش  ...  و همه هم اتفاق افتاد سروده بود   او عارفی بود اینده را با شعر میگفت حتی امدن خمینی و سید بعد از او که   مقام رهبری است  را پیشبینی کرده  و احتمالا بعد رهبر دیگه اشعار البته اطلاعات من کمه ولی دیگر بعد از ایشان نگفته لزا  با سخن امام هادی که فر مود ظهور امام زمان بعد از سالهای  1416  ظهور میکند که الا در همان زمانیم  لذا  انقلاب وصل  ظهور و انقلاب امام زمان میشود . به این دلایلی از احادیث .

 

 

امام صادق   فرمود   :   و سر زمین ایران بخاطر خو نهایی که در ماه محرم ریخته می شود دچار تحولات سخت می گردد تا انکه پادشاه ایران  برای  انکه او را دستگیر  نکنند  فرار می کند  و با غم و اندوه نا بود می شود .

 ( بیان الائمه  ج 1 ص224)

////////////////////////////////////////////

 و اما حدیث راجع به امام خمینی و قیامش .

  امام کاظم فرمود 

 مردی از اهل قم مردم را به حق دعوت می کند  گروهی از مردم با او گرد هم ایند که  هما نند تکه های اهن مستحکمند   و باد های سخت انها را نمی لرزاند  از جنگ و مبارزه  به ستوح  نمی ایند . از دشمن نمی هراسند  و بر خدا توکل می کنند .  و عاقبت با متقین است .

 /////////////////////////////////////////////

 

 مشابه  حدیث فوق امام  صادق می فرماید که نام رو ح الله را می برد و  ایت الله شهید صدوقی در ملاقات با امام بعد از  پیروزی  به ایشان می گو ید 

 اقا این رو ح الله که  که در حدیث  (تحابو  برو ح الله )  وجود دارد  شما هستید ؟   چون امروز تمام مردم با شما متحد شدند  امام خمینی  با لبخندی گذشت    ( کتاب اینده و اینده سا زان )

 با  تو جه به حدیث می بینید که یا ران اما م چقدر مصمم بودند مثل شهید  اندرز گو که مبارزاتش با لباسهای مختلف   و نیز اقای عزت شاهی که کتابش را و کمی هم فیلمش را ساختند  حتما بخوانید تا متو جه شکنجه های ساواک بشوید که  اقای عزت شاهی ابر مرد  تحمل در شکنجه ها بود و الان زنده است  بنگاه معا ملات دارد . بسیار کتاب خاطرات شکنجه ایشان مثال زدنی است خشن ترین شکنجه گران از  تحملش به ستوه امد ند البته مجسمه اش در حال  شکنجه در مو زه زندان اوین شاه مو جود است   لذا ست  این حدیث  می گو ید تکه ها ی  اهنند  درست است .

 ////////////////////////

 

 رسول اکرم .

 مردی از اولاد حسین ع از جانب  مشرق   قیام می کند که اگر کو ه ها در مقابل او قد علم کنند  همه انها را نا بود می کند و از درون انها را باز می نماید و به حر کت خود ادامه می دهد .  (  الاملاحم الفتن ص 86 

 احادیثی زیاد در کتاب  نشا نه های شگفت اور اخر الزمان از محمد جواد مهری مطالعه فر مائید .

 

 

زن سبیلدار

 

  به  زنان  بی سبیل  و زنان

 سبیل دار روزتان  مبارک

 

مردان شبه مرد چون غیرت نداری

 و زن شدی  هم روزت مبارک

 

 مردان مظلومی که زنانتان سبیلتان

 را کنده  هم روزت مبارک 

  چون تلویزیون مقصره 

خدا فمنیست واقعی است

 

 این کافی نیست مگه ؟

 

 که از خدا هم دارند جلو میزنند

بعضی هااز  زنان  سبیل دار  !!!!!!!!!!!!!!!!

 پیامبر فرمود من از دو گروه بیزارم   1/  کسانی که شلاق بدست

گرفته اند و مردم آزاری می کنند ( که به نظر من منظور  حضرت شامل

 پلیسهایی که مجرمانه مجرم میگیرند /  کار مندانی که  ارباب رجوع

را اذیت می کنند  و زنان سبیلداری که شوهر اذیت می کنند و مردان

نا جوانمردی که از مردی فقط سبیلشان مانده و در حق زن ظلم

می کنند نامردند و همه کسانی هم که در اینترنت  با آبروی مردم

 بازی می کنند شامل می شود دروغگویان چه راستی که نادرند و

 چه چپی که فراوانند  شامل میشود

 2/ فرمود از زنان پو شیده ولی عریان بیزارم  یعنی زنان امروز که

 لباس چسبانشان  گو یی عریانشان کرده پیامبر ابراز تنفر از این

زنها نموده . آیا این زنها نمی خواهند دعایشان را پیامبر دعا کند

  مستجاب شود بی نیاز ار پیامبرند ؟

///////////////////////////////////////////////////////////////////

 به  همه زنانی که زنند و تکلیف زنانه را  عین امر اسلام عمل

می کنند روزتان مبارک و اما متاسفم برای زنانی که نا مردند از

نظر تحکم بر مرد بعضی  و مطیع کردن نا مردانه شوهرشان بر

خواسته هایی که حقشان نیست از همین  نسلهای فعلی و

جدید .  آنقدر نا جوانمردانه به شوهر شان ظلم می کنند که دلم

نمیاد به رغم این که من هم زنم ولی باز به آن زنها بگویم روزت

مبارک دیگر خدا می داند  شوهرانشان به چه کراهتی امروز به

 آنها می گو یند روزت مبارک  اگر کمیسیون بانوان را برای  احقاق

 حق زنان  تاسیس کردند  باید کنار ش هم یک کمسیون مردان

 تا سیس کنند . چرا ؟ چون بنده در مشا وره هایی که با خانمها 

 انجام دادم  به مظلو میت شوهرانشان پی بردم  .  و به آن

خانمها هم عرض کردم فکر نمیکنی این متلاشی شدن خا نواده ات ودر آستانه طلاق قرار گرفتنت  همش مقصر خودتی به

دلایلی که خودت گفتی در پاسخ سوالهایم ؟ گفتند  درست

است . اگر وظایف  را اینطور که گفتی عمل میکردم . طلاق

نمیشد .  عروس خا نم در عقد است شو هرش را که کارمند

نیروی انتظامی است ساکن تهران  مثلا با فرهنگ بعد

شوهرش را با سیلی میزند .  مرد می گو ید اینجا با این آرایش

غلیظت که به حرفم نمیکنی انجام می دهی پس جلو این مکان

که رو به روی آن جو انان چشم نا پاک می ایستند نایست

دقایقی بعد داماد می آید می بیند دقیقا همانجا ایستاده  و

 به شوهرش می گو ید تو امل هستی بی ظرفیتی  . مرد

سا لاری دوره اش گذشت   همین خانم 200 هزار تومان پول

موبایلش آمده میگه دندت نرم خرج و نفقه با توست باید بدهی

 ماشین شوهرشو بر داشته رفته تفریح زده داغونش کرده 

بی اجازه شوهرش  رفته او گفته راضی نیستم  میگه دندت

 نرم خرج و نفقه مال توست . مرد میگه با کی اینقدر حرف زدی

200 هزار تومان قبض امده ؟ میگه مگه فضولی ؟ اخه باید پولشو

همین مرد بدهد .  هنوز توی عقد است میگه نمی خواهم چفت

 برادر جوانم بنشینی دختره میگه دوست دارم میره چفت برادر

 شوهرش و به برادر شوهرش میگه  مهتی جان مشکلیه ؟

 من پهلوت نشستم ؟  خوب باید گفت تخت گاز فیلمها و جا معه

داره میره به سمت زن سالاری منم زنم ولی میگم  غلط کردند

آنهایی که حق زن و شوهر را در اسلام تغییر دادند و کاری

کردند که از مرد بودن بعضی مردان فقط سبیلشان  مانده .

 در حالی که اگر به دستورات اسلام همه عمل کنند آنطور

نیست که حق مرد یا زن بسوزد خدا فمینیست واقعی واقعی

است همین و بس  روز زن مبارک و  روز  زنان سبیل  دار هم

مبارک روز مردان  شبه مرد چون غیرت ندارند زنشان  با حجاب

باشد هم مبارک روز  مردان بی سبیل که زنانشان

با شعار دوره مرد سالاری گذشت  سوار بر گرده مردانشان

شده  و  سبیلشان  را کنده و مردان بی سبیل شدند هم

مبارک   . و تلویزیون مقصر است . همین و بس . همه بدانند

 من یک زنم اینها را می گو یم   و این حر فاها رو زدم من مخالف زن سالاری امروزی هستم که

 مرد میگه من راضی نیستم فلان کا ر را بکنی و او می کند

 

 راز طلاقهای  هر ساعت 4

طلاق  این است

.   زنده باد مرد سالاری

 

اسلامی که قران بهش

 

این حقو داده و به نفع

 

 زن و جامعه است  

گلایه به فرماندار سابق ما

 

 گلایه از اقای عنابستانی استاندار فعلی

 

چهار محال بختیاری و فرماندار سابق ما

 

 

موقعی که هنوز فر ماندار نبود ریاست ستاد احمدی نزاد  را

بعهده داشت در مشهد و استان آن شب معروف که

دکتر احمدی خواست در مشهد اولین خبر انرژی هسته ای

را بدهد در جمع نخبگان در مشهد همه یادشان است ان شب دو مجلس بود یکی خبر انرزی هسته ای که ما نبودیم یکی هم آخر شب بعد از آن مجلس بود که تا نزدیک یک شب از هر صنفی آمدند حرف زدند و درد دلهایشان را گفتند و فقط ریاست جمهور مان گوش کرد و در آخر به همه با یک سخنرانی جواب داد   تا یک شب کشید  اقای عنابستانی مجری آن برنامه بودند .   اقای عنابستانی سوالم این است آیا خواستید به ریاست جمهور  بگویی که اینقدر  رعایت بیت المال می کنید که حتی به مردم یک  شیرینی زبانی که رسم همه مجالس است  هم  به مهمان نمی دهید  ؟  خواستید بگید ریاست جمهور عزیز ببین اگر دشمنان  از نوع مرفهین بی درد  تهرانی  در  اینترنت به شما میگن محمود گدا بهتون توهین میکنند و  مظلومیتت اینه ، منم از تو بیشتر رعیت بیت المال می کنم  انقدر که ان  ورتر از محمود  باید بهم بگن نه ؟ حتی یک شیرینی معمولی هم نمی دهیم جالب است آن شب . من که با دکتر حامدی نیا  و خانمش و  ..ما از سبزوار همراه ریاست ستاد احمدی نژاد از سبزوار   وارد مشهد شدیم  و آنجا مستقیم وارد جلسه شدیم .   بدون شام تا  یک شب  جلسه  به طول انجا مید   . همراهان ریاست جمهوری هم گفتند آقای ریاست جمهور نهار هم نخوردند بنده خدا حسابی ضعفشان کرد  یادمه گفتند حال ریاست جمهوری از گرسنگی و تشنگی داشت بهم می خورد خوب بی انصاف حا لا می خواهید بگید  خیلی بیت المال رعایت می کنید دکتر گفته بود   خرجهای اضافی در سمینارها و مجالس که ملیاردی خرج می شد زمان خاتمی نکنید نگفته بود یک شیرینی زبانی هم ندهید تا کسی که داره از ضعف ورم معده و نا راحتی در  مجلس گیر افتاده هم نمی تواند از مجلس بیرون برود   مثل خود ریاست جمهور  حالش به هم بخورد اگر یادت باشد درها را بستند مردم زیادی پشت درها بودند و همه دوست داشتند داخل بیایند نمی شد چون فضا کم بود و گاهی مردم معترضانه داد میزدند در می کوبیدند . خلاصه حسابی داخل مجلس شما گیر افتاده بودیم نمی شد برویم بیرون یک      ساند ویجی بگیریم من دلم به حال رئیس جمهوری سوخت . تا خودم آخر اگر یک دانه شیرینی هر کس می خورد و ریاست جمهور هم همینطور  حالش بد نمی شد در مجلس به ان مهمی فقط آب بود حتی یک چای هم ندادید تا بابت شیرینی قندش مردم و ریاست جهور ضعف نکند .

 آن چه گدا بازی بود که در آوردید .  خلاصه اقای عنبستانی آبروی مشهد را بردید  دکتر ضعف کرد یک شیرینی نبود آن شب به همه فقط آب دادند .  در همه عمرم اینقدر  اینجوری جلسه آنهم با حضور ریاست جمهوری ندیده بودم باید جرء نوادر  ثبت شود نه به آن شب و آن همه بی اعتنایی   نه به سمینار هایی که فقط برای یک تنفس  اندازه   یک نهار  بهمان می دادند زمان خاتمی . حتی الان بین مجالس سبزوار اینطور است . حتی در یک مجلس  پایگاه بسیج جنوب شهر بهتر از ان شب مجلس ریاست جمهور بود این یعنی  لطفتان به ریاست جمهور بود ؟ یا نه نوعی     تظا هر به جلو گیری از ریخت و پاش بود ؟  توصیه می کنم اگر ریاست جمهور به شهر کرد و چهار محال بختیاری امد از این آبرو ریزی ها نفرمایید که من یکی بهتان  شک افتادم که از دو حال خارج نیست  یا مهمانداری بلد نیستی ؟ یه تظاهر به عدم استفاده از بیت المال حتی برای یک  پذیرایی مهمان  می کنید . آبروی سبزوار و مشهدی ها را نبری ها . من خیلی سمینار و جلسات رفتم  اما این نوبری بود که در عمرم ندیده بودم

   اقایان شورای شهر مان  و اقای تعصبی قائم مقام شورا  و  اقای عنابستانی فرماندار

سابق  تو جه کنید بگو یم تقصیر کیست !!

 

 کاسه ها سر دانه درشتها باید بشکند که تشریفات را

در مراسمات نهادینه کردند .

 

 اولا میگویم باید کا سه ها سر مسو لین دانه درشت 

کشور  بشکند

که نهادینه کرد سفر هایی که چندان همراه لازم نداشت

 اما سیا هی

لشکر با خود می بردند .

 

 همه مطلب را بخوانید خیال همه را راحت کنم از بیخ همه سفر های

 

مسوئلین به دلا یل زیر ایراد دارد و مسئولش ؟ از سی سال قبل باید

 

اقدام می کردند .

 

 تا امروز اینطور نشود .

///////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

  سخنی با  مهندس تعصبی قائم مقام  شورای

 شهر مان  سلام 

 

 اقا خواستید ابرو  درست کنید چشمو هم کور کردید .

 

 در سایت سلام  سبزوار  خوندم که اشاره فرمودید 

 به  اینکه ان تو یو تا را خریداری نمودید برای سفر های دسته جمعی

  شو رای  شهر

 

 دیگر نمیدانم خواستید جواب  به معترضین اخیر بدهید که حق استفاده

 از ان ماشین داشته اید یا نه ؟  اگر در زمینه امور اداری و شورایی و

دولتی هست که حتما  حق استفاده داشته و دارید در این خصو ص

اعتراضات باید بگم  قبول نیست . اما اگر به جا نبوده   ولی استفاده

شده    باید بگم   با ان نوشته

  گو یا خواستید ابرو درست کنید زدید چشم را هم کور کردید

 

 چون یکی از اعضای محترم که همسفر تان به شهرکرد بوده  

 حرف از ماشین شخصی زد ولی شما از عمو می که در نظرات کسی

هم به من گیر داده که خود اقای تعصبی می گو ید استفاده از ان

وسیله دولتی شده و

 شما می گو یید  نه ؟ لطفا در نظر ها بخونید  به من اعتراض شده .

 

/////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

  ولی من به  همه مسوئلین میگم که اصل استفاده از اموال بیت المال  چیست .

 

همه به نحوی مقصرند . حتی تو که اعتراض می کنی به شورای شهر ما   اگر ...

 

 

اقا تو خودت از کا مپیو تر محل کارت داری استفاده

 میکنی و بعد میگی اصو الگر ها چنین   من با برسی 

 نظرات چنین کشف کردم  . چقدر جالب است  خودشان

 معترض به بیت المالند خودشان به وبلاگ من می ایند

 چند بار در روز از کا مپوتر محل کار شان که دولتی است استفاده می کنند .

 

 اهای کسانی که از اینترنت محل کار تان به وبلاگم

 امدید  باید مدتش را محا سبه کرده به محل کار تان

 پر داخت کنید از خرج نت  و برق ان  گر فته تا استهلاک

 کا مپیو تر محل کارت و الا حقو قت حلال نیست .

  . حتی استفاده  کاغذ سفیدی که برای خودت شخصی

 از اداره بر می داری ولو یک ادرس وبلاگی مثل این وب

 من  یعنی بهار فرهنگی را یاد داشت کنی    ، حرام

است . مگر حساب شود .

تو فقط عصر در منزل حق استفاده از نت را داری مگر

اینکه قصدت  این است به ان محل مبلغی پر داخت

کنی . که من اینو برای شما فکر می کنم انجام میدهی

 چون هر سه  نفر  شما   را مو من می شناسم و ان

 کس که از کامپیو تر مغازه در وب من می اید انجا چند

 نفر شریک  هستی   خودت گفتی باید پول برق و نت را

 خودت بدهی چون زیاد از نت استفاده می کنی مگر

اینکه شریکانت راضی باشند

 خوب این است اصل اسلام 

و اما حرامخواری ما معلمان ببینید .

 

 . فرم  امد مدر سه که همه معلمان مستا جر پر کنند تا

 منزل 99 ساله احمدی نژاد را بهش بدهند

 دیدم اکثر  همکاران پر کردند گفتم   بهشان یعنی همه

شما مستا جرید ؟   گفتن نه ولی شوهر مان اگر یه

روزی بیرونمون کرد منزل نداریم  از شوهر مان است 

 اقایان هم  پر کرده بودند حتی کسی که خودش

مستاجر دارد    او هم همین  حرف را زد . گفت خوب

منزل از زنم است مستاجر هم از زنم است .  حتی

کسی را میشناسم که منزلش را به اسم زنش کرد تا از

 اداره اش  منزل بگیرد  همه اینجور ادما به نحوی غم

بزرگی هم در زندگیشان دیدم افتاده که متوجه نیستند

این چوب خداست که می خورند و می نا لند چرا

دعایمان مستجاب نمی شود  با با حرام خور دعایش

مستجاب نمی شود دیگه دهنش بوی  خون و غم و غصه

 فقر را  دارد . ان کس که خمس و زکا ت هم نمی دهد

 چنین است .

 

 خلاصه  وقتی معلم جا معه که  مهندس فرهنگ مملکت

 است  دزدی  می کند دیگر بقیه حق دارند .

 کد خدای جا معه ما معلمان و رو حا نیان  هستیم همه

خو بان  اگر از زیر دست ما معلمان بیرون می ایند  همه

 خلافکا ران هم از زیر دست ما بیرون رفتند .

  معلمی که خا نه دارد ولی فرم مستا جری پر میکند .

اگر منزل را بگیرد حق بی منزلها را غصب نموده   و

غسلشان و نمازشان و تو لید بچه هایشان دچار اشکال

 است

بعد لقمه های حرام فرزندان خلاف به جا معه تحویل

میدهد .

 راز خلافکاری های بچه های نسلهای جدید لقمه های

 حرامی است که میریزیم توی شکمشان اگر در منزل

هستیم مشکل مو جه نداریم اما غایب می کنیم  هم

دزدی کردیم .

.  دانش اموز را نمی گذارند  تقلب کنند  که در اثر تقلب

 امتیاز خاصی  جز نمره  هم کسب نمی کند   اما خود

معلمان سر جلسات ضمن خدمت  با همکاری بعضی

اساتید تقلب می کنند من می گو یم حرام است

میخندند .

 ایا ان نمره ضمن خدمت اگر منجر به یک گروه گرفتن و

اضافه حقوق شود و یا منجر به انتخاب محل بهتری در

 شهر بشود  ایا حق دیگران که تقلب نکردند را

نمیخوری . انقدر طبیعی تقلب در بین معلمان می شود

که حرفهای من شاخدار و تعجب انگیز است برایشان .

  امسال کتابهای امر به معروف که بیت المال زیاد

خرجش کرد امد مدارس یک نفرپاسخ سو الات را در

می اورد همه  معلمهای دیگر می نوشتند خوب با منکر

مسابقه امر به معروف و نهی از منکر داده شد    . 

تفسیر سوره یس چند سال قبل هم همینطور ی شد

اینها همه دزدی و حرام است . ان جوایز هم حرام است

مگر خودشان خوانده و پاسخ داده باشند جایزه مکه هم

 باشه حرامه .    

  /////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

   اما سفر اعضا ی  شورای  شهر مان   چه حکم شرعی دارد .

 

 و اما  من نظر شخصی ام این است  که اینجا این سفر

 شورای محترم  به  شهر کرد جهت مراسم معارفه  اقای

 عنابستانی     همشهری مان و فر ماندار سابق شهر

 مان   را نمی توان  خلاف صد درصد  شرع حساب کرد

  شاید یک سفر شبه ناک  باشد و احتیاط  لازم بود که

 ترک کنند اما صد درصد  نمی شود گفت حرام مرتکب

شده اند . قانون شرعی منو ط به اجازه ریاست هر اداره

 است .

گیرم که از ماشین شورای شهر رفته اند  اینهم 

 نمیشود  گفت  صد درصد حرام و استفاده شخصی از

 بیت المال شده است البته احتیاط واجب این بود که  با

 وسیله شخصی می رفتید .  ولی نفس شر کت کردن

 به ان مجلس خلاف شرع نیست  با ماشین دولتی

رفتنش شبه نا که اما   در مجلس شرکت کردنش 20 در

 صد احتمال شبه ناکی داره  دلیلم چیه ؟

 اینه که مگر خا نه خاله رفته اند  ؟  مراسم کا ملا

دولتی معارفه فر ماندار ما در ان شهر بوده و این گروه

درست  حکم هیئت همراه را دارد که از زمان هاشمی

 رفسنجانی نهادینه شده تشریفاتی بودن  سفر ها .

 

مشابه هیئت همراه  که رسم است مسوئلین راه

انداخته اند وقتی کسی به  جایی می رود  از مسئولین

  یک هیئت هم همراه می برد که اگر این هیئت  در حین

 این کار نهار و شامی از بیت المال بخورد . انهایی که

 وجو دشان مفید نبوده و لازم نبوده حرام خوردند .  پس

باید همه اینجور سفر ها حرام باشد   قا نون ایراد دارد

وقتی همراها نی  همراه مسئولی می روند سفر اگر 

 قسمتی در امور این سفر مربوط به ان فرد باشد و ان

 همراه در سفر  کاری از دستش جز همراهی  بیا ید

همه خرجش و خوردنش حلال است در غیر این صورت

فقط اگر حکم سیاهی لشکر را دارد  باید خرج هایش

 همه از جیب مبارک باشد این حلال است .   پس اینها

 در مجلس یک معارفه دولتی بوده اند که به علت 

   همشهری بودن ان  مسئول وبا شورای شهر مان 

 اینها حکم هیئت همراه را  داشته اند پس ایراد به همه

 هیئتهای همراه  مسئولین  وارد است   نه فقط شورای

 شهر ما 

  .   دستور اسلام این است اگر حتی به  منزل دو ستت

 دعوت میشوید  برای یک عروسی شما حق اینکه

مهمانت را هم ببری نداری چون غذای یک نفر دعوت

شده  حلال است و ان طفیلی و غفیلی  ها  اگر

صاحبخانه  یا صاحب عروسی راضی نباشد حرام  است .

 بنده خودم  در سخنرانی هایی که مهم است از نظر

 سیاسی و تهمت به سخنرانی هایم زده اند   .

 لذا برای جلو گیری از  تهمتها  چند سالی است که  در

 سخنرانی هایم فیلم بر دار می برم تا

  فیلم سخنرانی ام مدر ک بما ند .  گاهی در

شهرستانهای کو چک اطراف مثل  اسفراین و  نقاب 

 

  اگر فقط مرا دعوت نمو ده اند و نهار یا شام هم  بعد از

 سخنرانی بهم می دهند  مو قع دعوت قید می کنم

  فیلم بر دار هم همراهم هست اشکال ندارد ؟

 اگر اجازه دادند او نیز مصرف می کند اگر نه به عللی

 یادم رفته بگو یم  چند  نفریم  لذا  به همراهم می گویم

 باید یک  پرس غذا را با هم بخوریم و بیشتر از همان یک

 نفر همراه که مجبور است باید کاری کند فیلم بگیرد 

 کاملا حلال است   ولی اگر یک هیئت را فقط همراه

 ببرم سیاهی لشکر این  زشت است که از عیوب  فعلی

 سفرهای مسئولین است  در حالی که  هر کس

وجودش  لازم است باید باشد .   محا فظان برای

 حفاظت 

  لازم است معا ونین برای اینکه بیشتر بتوا ند  در حل

 مشکل مردم و مرا جعان  در سهیل این کار  مفید باشند

 اما کسانی که برای فقط  پوز و سیاهی لشکر و ابهت

بخشیدن و تشریفات الکی می روند این زشت و غیر

اسلامی و خورا کهایشان از بیت المال حرام است . علی

 ع اگر الگو ست که ایشان از هیئت همراه خو شش

نمیامد حتی مسئولین  منتخب او تو جه کنید .

/////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

مثلا  سلمان فارسی یک استاندار بود

 داشت میرفت به  جایی انقدر تنها بود که فردی او را

 گفت این بار من سنگین است لطفا کمک کن به مقصد

 برسیم گو یا مقصد هر دو یمان یکی است سلمان  

فارسی که استاندار شهر بسیار بزرگ بود  این بار را اورد

 در اخر ان مرد مزدش را داد 20 درهم یا دینار که او

 نگرفت و ان فرد هم   اصرار می کرد بگیرد کسی این

 صحنه را دید او سلمان را شناخت گفت چه شده است

 چرا اصرار می کنی او پو لی را بگیرد ؟ ان فرد تو ضیح

 داد   ان شخص دست تعجب بر دهانش برد گفت جدی

 میگی تو این کا را با ایشان کردی ؟  او گفت بله مگر

 خلاف  شرع کردم خودش قبول کرد گفت  نه خلاف

نکردی اما مگر تو او را نشناختی از پر  رو ئی تو در

تعجبم  او گفت نه من نشناختم   . ان مرد گفت این

سلمان فارسی استاندار است  .

  /////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

 خوب این است اصل مسئولیتهای اسلامی  فقط هیئت همراه  باید لازم و ضروری باشد .

  اما اگر در بخشنا مه هایمان امده که باید در مراسم

 معارفه  همرا هان ان مسئول باشند  جهت   عمل به

بخشنا مه  حضور شان درست است اشکالی ندارد و

اشکالش بر ان نو ع رسمها یی است که عرف شده  

 پس فقط اینها حلال و حرامش بر می گردد به اصل ان

مفاد بخشنا مه های اجرایی مرا سمات معا رفه  که 

نویسند گان بخشنا مه مقصر اصلی اند  و کسانی که

این رسمهای غلط را   پا یه ریزی نمودند و اصل اصلش

برمی گر دد به اقای هاشمی رفسنجانی  کا سه های

همه اینجور سفر ها  بر سر هاشمی می شکند که از

دوره ریاست  جهوری اش

 باید جلو سفر های پر خرج و تشریفاتی را میگرفت که

نگرفت متاسفم .  فعلا اینجور ریاست جمهوری که با

صلابت  و عزمی راسخ جلو سفر های غیر  ضروری با

نهار و شامهای  تجملی و پر خرج برق  را گرفته دکتر

احمدی نژاد است که به همین لحاظ  مرفهین بی درد 

تهرانی به ایشان می گو یند محمود گدا  باید دکتر با خود

 بگو ید

  نمی دانیم به کدام دایره مردم برقصیم    جلو خرج

اضافی و حیف و میلهای اضافی را می گیریم بهمان

 میگویند محمود گدا   بریز بپاش می کنیم می گو یند

 بیت  المال را خوردند

بقیه  گلایه بنده از اقای عنابستانی فر ماندار سابق ما و استاندار فعلی شهر کرد فردا .. 

 

 

گلایه از فرماندار و

 استخری که ماهی نداشته باشد  قورباغه سلطانه

 مواظب قورباغه باشید یواش می آیند ماهی ها را مجاب

کنند تا هر چه می خواند بشود .

 

 

 چرا مجوز  راهپیمایی ضد بی حجابی  در  سبزوار لغو شد

 

  آقای فر ماندار محترم شهرم  و دکتر حا مدیان  ریاست ستاد دکتر احمدی نژاد

 

                                شما حتما مطالعه فرمایید                                       به خدا شما از ما هییانی مفید هستید در استخر سیاست اصولگرایی اماچرابه قو رباغه ها اجازه می دهید 

خودشان را سلطان کنند و حرفشان را بر کرسی نشانند

تا  ماهیان را منزوی کنند ؟ یا مطیع خواسته های مکارانه 

 و اهداف خود کنند ؟  مگر امام سجاد نفر مود گوشهایتان

 را جلو هر دهنی نگیرید .  گوش دروازه روح است راه ورود

 به روح آدما گوش است این قورباغه هایند که شما را از

امنیت ترساندند و راهپیمایی که سایت سلام سبزوار و

  دیشب هم در مسجد جامع اعلام کردند راهپیمایی 

از جلو مسجد تا  میدان کار گر خواهد بود  امام جمعه محترم

هم دیشب نماز مغرب و عشا خواندند لذا شنیدند

راهپیمایی است نه تجمع   چه شد یک دفعه راهپیمایی

 شد تجمع همه گفتند آقای فرماندار مجوز ندادند چرا ؟

  همه ناراحت بودند فقط من ناراحت نیستم وقتی در

  مسجد در جمعیت  با صدای بلند  امروز  اعتراض کردم

جمعیت با گفتن تکبیر و صحیح است حمایتم کردند یعنی

 همه ما با نوان سبزواری  از این اقدام نا گهانی شما

نا راحتیم  چه شد ؟ از مردم شنیدم که ترسیدید امنیت 

به هم بخورد این یعنی توکل شما به خدا کم است

مورچه چیه فشار خون داشته باشه شهر کوچک  هم مگه

 ترس داره  خوب بود شما در شیراز و تهران نبودید  که دل                      شیر می خواهد  جواز دادن .....  مگه نیروی انتظامی یا خدا مرده بود؟

 هم خدا حامی این حر کتهای الهی است هم مملکت

  نیروی انتظامی دارد . متاسفم سعی کن نه به قو رباغه

     هایی که القا کننده ترسند اجازه بدهی در گوش شما                              زمزمه کنند نه توکل بر حمایت خدا که قول دادن اگر یاری

کنیم خدا را  یاری می کند ،  را فرا موش کنید  سالگرد

خرداد انتخاب احمدی نژاد است همین احتیاط ها را آقای

 دکتر حا مدیان هم نمو ده درد دلمو بد نیست  خالی کنم

 اولا فرمانداران  و مسئو لان دکتر احمدی نژاد باید مثل

خودش دارای توکلی قوی و عزمی راسخ و شجاعتی

 ستو دنی  باشند و الا نام دکتر بد خواهد شد .

 شما منصوب به ریاست جمهوری هستید . و اگه ما مردم

24 میلیون بهشون  رای نمی دادیم او نمی آمد شما را 

 فرماندار کند لذا من غیر مستقیم در انتخاب شما  دخیل

 بودم لذا اعتراض حق منه .

  بله شعر ذیل را توجه فرما "یاران نانی و زبانی و جانی"

 انقلاب را غربال کن .

 

 

دلا  دوستان  سه قسمند گر بدانی

  

    زبانی اند و نانی اند و جانی

 

به نا نی نان بده  از در برانش   

 

  محبت کن به دوستان زبانی  

 

 ولی دوستان جانی را نگهدار       به جانش جان بده تا

می توانی

   

   یاران انقلاب نیز اینگونه اند زبانی اند و نانی اند و جانی 

  البته به نانی ها نمی شود نان داد چون مال بیت المال

است مگر از جیب مبارک  نان داد تا نانی ها هم تنهایتان  نگذارند

 اما دوستان زبانی را طوری عمل کن که از روی محبت زبانی  شما  ،          رو یشان نشود دیگر علیه تو عمل کنند یعنی چنان جبهه نگیر که به دشمنی

 علنی و عملی با  شما مسئو لان بر خیزند .  یه جوری نگهدارشان که

 تبدیل به دشمن اشکار نشوند  ولی تا حدی که تو مجبور

به  ترک وظیفه شرعی نشوی ..  ولی کسانی را که با 

  انقلاب و مسئو لان نظام جانی عمل می کنند جانشان و                            

مالشان را حاضر ند فدا کنند آنها را حفظ کن نه اینکه کم کم

 دشمن ما دارد به این شعر عمل می کند . او سعی دارد 

 مسئو لانی چون شما را که اهل احتیاط هستید و محتاطانه عمل

می کنید را  طوری نگهدارد که هر وقت خواستهای از تو خواسنتد

عمل کنی  و مستقیم هم از تو نمی خواهد بلکه راههای منطقی را جلو

چشمت جلوه می دهند تا تو به حر فشان گوش دهی مثلا در این

راهپیمایی در گوش تو می خوانند  نه مجوز ندهی برای

 راهپیمایی ها امنیت نداره   خوب با این ترسوند ن شما به

 خطر امنیتی شما را ملزم می کند تا به هدفش که عدم

 انجام این راهپیمایی  علیه بد حجاب بود برسد . دو ستانه هم 

ظا هرا  می گو ید نمی گوید که من مخالف حجابم  می گو ید خطر ناک است . 

 درست مثل دوستان  دور بر آقای دکتر حامدیان  

  ایشان با همان صداقت و قلب پاکی که داشتند هنوز

 منافقان دور شان را نگرفته بودند و  مشورت  هم با

 دوستان منافق نکرده بود راجع به من  خیلی راحت  به من

 گفتند من  به بچه های ستاد می گو یم سخنرانی های

 شما را بر نامه ریزی کنند . و از زمان 24 اردیبهشت که

 هنوز  خر داد و تبلیغات شروع نشده بود  این گفتگو و

اعلام امادگی مبنی بر این سخنرانی ها  انجام گرفت .

 بعد از شروع تبلیغات جز چند مجلس  انهم چون صاحبان

مجالس با خودم  مستقیم تماس گر فتند  که  فلان جا جمع

 زیادی از جوا نان هستند بیا یید ستاد هم دیگر در کار

انجام شده قرار گرفت منو فرستاد  . کم کم متو جه شدم

 سخنرانی ها کم شد یکی دو جلسه هم  که همسرم 

 سخنرانی کرد و بر  اساس سر فصلهایی که در استان در

 جلسه معین شده بود ایشان سخنرانی کرد که همه اش

اهداف انقلابی احمدی نژاد و رهبری و دشمن شناسی بود 

 بعد دیدیم ایشان را هم  فقط نا مش را  در

 لیست سخنرا نان فرما لیته گذاشته اند ولی عملا کم

رنگ است .  من بو بردم که نفو ذی هایی که در بین

اغتشاشگران دستگیر شدند گفتند  یکی از بر نا مه های ما

 نفوذ در ستاد احمدی نژاد بود و اینکه نگذاریم افراد تا ثیر

 گذار  فعال شوند  این عینا در محاکمه انها تلویزیون نشان

 داد .  این بود که یاد حرف دکتر حا مدیان ریاست ستاد

احمدی نزاد شهر مون افتادم   که سالها ست با خانمش

 دوستم از نزدیک منو و افکارمو هم می شناسند .  خلاصه

 یاد حرفش افتادم وقتی که بهشون گفتم آقا  چی شد

  پس فرمو دید بر نا مه سخنرانی منو بر نا مه ریزی می فر مایید .

من منتظرم  داره وقتم الکی هدر میره  چرا زیاد بخش سخنرانی

فعال نیست ؟ . بعد گفت می دو نی که

 مردم همه مثل هم نیستند بعضی اما کن سخنرانی های

 خا ص خودشو داره  . شما حرفا تون مذهبیه  مساجد

 جنوب شهر  را برو  انجا ها مردم مذهبی تر و ...... خوب

است .  و بالای شهر و ..دانشگاهها باز یه جور دیگه

سخنرانی مفید است . گفتم منکه خوب بلدم خودمو با

مستمع تنظیم کنم بعد براش اس امس زدم که  ضد

انقلابها بهتون میگن محدث پور نیاد شما هم گوش می دید

 عجیبه یه هو تغییر رفتار دادید مگر من همان فرد دوره قبل

 نیستم  4 سال پیش هم همه مان   برای احمدی نژاد کار

 می کردیم من در 4 سال عوض شدم  

 من برای جنوب شهر خوبم یعنی بیشتر برای بی سواد ها

 خوبم جایی که نام برد بی سواد زیاد داشت در حالی که

 مسئول  دانشجو یی ستاد ..اقای .... به من گفت

 سخنرانی هایی که در اطلاعیه نو شتید بخش کردید را

 خوندم و همه را دارم  اینها برای دانشجو یان و اسا تید

 خوبه  چون عوام نمی فهمند خیلی سیاسی صحبت

کردید .  گفتم دکتر میگه برای جنوب شهری ها تو میگی

برای اساتید .خوبم  من که گیج شدم چه می گذرد خلاصه

 من بیکار نمی شینم میکرفن را از من بگیر ند قلم بر می

 دارم .  می نویسم و بخش می کنم بعد آن آقا گفت

راستی این سخنان ریاست جمهوری امریکا را خیلی ها

 گفتن پخش نکنید کسی نمی فهمه منم گفتم مگر تر کی نوشتم کسی

نفهمه ؟  و جالبتر اینکه در اخر شنیدیم در ستاد آقا یان گفته بودند

 انقدر  خانم محدث پور بیمارند حادثه ای اتفاق افتاد ه

 براش  که نمی تواند راه برود . چرا اینو بخش کردند چون

قبلا اقا یان  در سخنرانی بنده در مسجد الزهرا بو دند و

همه استقبال کرده بودند که سی دی اش مو جود است

 تحت عنوان قلمهای الوده از مشرو طه تا به  امروز .

سخنرانی کرده بودم که  جلسه هم جلسه اصو الگرا یان

 سبزوار بود . لذا خواستار سخنرانی بودند و الا به اقا یان

 چه مربوط که در ستادشان

 بگو یند خانم  محدث  بیمار است نمی  تواند بیا ید . 

  همین اقای دکتر حامدی منو برای سخنرانی در مولکول

اب به دانشگاه تربیت معلم دعوت کرد  . دکتر خیلی خوش

 قلب بود فکر نمیکرد  دشمنان ایه و حدیث و ولایت فقیه در

 این دانشگاه لا نه کردند نخواهند گذاشت حتی سخنرانی

 غیر سیاسی که تطبیق ایات و روایات با تحقیقات

÷رفسور ایمو تو بود را هم مخالفت خواهند کرد . دکتر

حالش گرفته شد ه بود . وقتی رفتار دانشگاه را دید به بها

 نه ای سخنرانی را مو کول به وقت دیگه ای کردند . این که دیگه  سیا سی نبود . چرا ؟... 

 

 خلاصه دشمن اینگو نه عمل می کند غیر مستقیم و دو

 ستا نه وارد می شود می گو ید فلانی سخنرانی اش 

نتیجه عکس می دهد و سخنرانی نکند  . خوب است  در

حالی که من معتقدم . برای  احمدی نزاد اطلاع رسانی

کنم و اگاهی سیاسی بدهم فقط گفتن اینکه بگو ییم به

 احمدی رای بدهید را ،من قبول نداشتم باید رو شنگری

 کنیم .  اما ستاد خواهران بودم از اقای .. شنیدم گفت به

 سخنرا نان گفتیم فقط  عملکرد ها ی احمدی را بگید کافی

 است یعنی چه ؟ خوب یعنی افرادی مثل منکه اطلاع

رسانی  سیاسی میکنم دیگر حق سخنرانی ندارم .

از خدا خواستم برام درست کند و خدا هم کاری کرد که .

در مسجد جامع شهر نقاب جمعیتی دو هزار نفری را برام

 درست کرد که  خودشان از همه رو ستا های اطراف با

مینی بوس همه بسیجیان را اوردند     چون قر ار بود اقای

 بروغنی  نمایده شهر سبزوار و نقاب سخنرانی کنند لذا تا

 تواستند جمعیت اور دند و من قبل از سخنان اقای بروغنی

 سخنرانی کردم ستاد  احمدی نزاد شهر نقاب که مستقل

 از شهر ما سبزوار عمل می کرد من و اقای بروغنی را

دعوت کرد هر دو سخنرانی کردیم خدا بهشان عوض دهد

 او هم خوب صحبت و دفاع از احمدی نزاد کرد .  و من  از

 کار های هاشمی و سنگ اندازی هایش برای احمدی نزاد

  و مظلو متهای احمدی نزاد و بعضی اسرار پشت پرده

گفتم  که بعدا از اهالی جو انانی بهم گتند  خواستیم مو

سوی رای بدهیم چون نخست وزیر انقلاب بوده و ..

شناختی اینجوری از او ضاع نداشتیم شما باعث شدید به

 احمدی رای دادیم بعد خدا رو شکر کردم . مو ثر افتاد اما

 در ستاد خواهران سبزوار خودم شنیدم که گفتند فقط

دستو ر دادند به سخنرا نان از عملکرد احمدی تنها بگن و

بس یعنی ما که اطلاع رسانی سیاسی و اگاهی می دهیم باید کنار باشیم .

  و اما شما ببینید که به این  نو شته من بیشترین اعتراض

 را کرده بودند  به بها نه اینکه مردم نمی فهمند . بخش

 نکنید حا لا شما قضاوت کنید  ایا نمی فهمند مردم این حر فهایم را

 نوشته بودم اگر مسولین ما هم نفو ذی ها را که احمدی

می کو ید به طور منظم اطلاعات درون سیستم را به

دشمنان می دهند و  وقتی پر ونده درست میشه   فشار

می اورند به قاضی که تبر ئه کنند .نو شته بودم  اگر این

ستون پنجمی ها را مثل .... مو سویان در انرزی هسته ای

 و انهایی که حسین نصر رئیس دفتر پهلوی را سال 84 می

 اورند  در خا نه هنر سخنرانی کند  انها را ... از نظام اخراج

 نکنید همان بلاتیی سر مان می اید که بنیامین پیش بینی

 کرد برای امریکا و اتفاق افتاد حرفهای بنیامین جان کلام

 من است برای نفو ذی هایی که در نظام ما هستند . تو جه کنید .

 

 

گوشه ای از صحبتهای رئیس جمهور آمریکا بنیامین

 فرانکلین در سال 1779 میلادی توجه کنیم که پیش بینی

 هایش امروزه کاملاً تحقق پیدا کرده است:

«جهودان(اسرائیلی ها) همچون مساکین و فقرا وارد سرزمینهای

 مختلف می شوند و بی درنگ زمام امور این ممالک را در اختیار

 می گیرند. آنان آن گاه بر اهل این سرزمین ها برتری جسته و

 آنان را از خیرات و برکات سرزمین خویش محروم می سازند.

 جهودان، شیطان دوزخ اند و خفاشان شب و مکنده خون ملتها!

شما نمایندگان مجلس به خاطر مسئولیتی که در قبال مصلحت

 ملت و نسل های آینده آن دارید، این جماعت فاسد و هرزه را از

 مملکت خود بیرون کنید قبل از آنکه وقت بگذرد اگر چنین نکنید

 پس از یک قرن خواهید دید که آنان خطرناکتر از آن هستند که

شما فکر می کنید... مطمئن باشید که آنان به نوادگان ما رحم

نخواهند کرد و در اندک زمانی آنان را همچون بردگانی در خدمت خویش خواهند گرفت!

روزی خواهد رسید که آنها پشت میزهای خود لم داده با شادی و

 سرور بر حماقت و نادانی ما می خندند و جهالت ما را به

مسخره می گیرند! آقایان(نمایندگان مجلس) مطمئن باشید که

اگر فوراً این تصمیم را نگیرید و اسرائیلی ها را از آمریکا اخراج

 نکنید، نسل های آینده ی آمریکا شما را نفرین خواهند کرد در حالی که پیکر آنان زیر


چکمه ی جهودان به فریاد فغان در خواهد آمد.»

یک روز بعد از سخنرانی بنیامین وقتی روزنامه چارلز بیکنی این

 سخنرانی را چاپ کرد اسرائیلی ها آن روزنامه ها را جمع آوری

کرده و آتش زدند. آنها هر کس که مردم آمریکا را از خطرات

اسرائیلی ها آگاه می ساخت بلافاصله از سر راه بر می داشتند

. مثل «هنری فورد» (موسس شرکت خودرو سازی فورد)، «جیمز فورستال»
(وزیر دفاع آمریکا در زمان هری ترومن) «جان اف کندی»(رئیس

 جمهور اسبق آمریکا) با توجه به صحبتهای بنیامین فرانکلین می

 بینید که امروز جورج بوش و کلینتون، واقعاً از بردگان تمام عیار جهودان صهیونیست


می باشند. (از کتاب آمریکا در معرض نمایش)

 

گلایه

گلایه  اینجانب  از مسئول   سایت  خبری

سلام سبزوار

مگر تو یا ما پلیسیم ؟

به طور کلی عرض کنم  فقط پلیس 

 شغلش ایجاب می کند به همه چیز شک

 

داشته باشد جز اینکه خلافش ثابت شود

 و مومن وظیفه شرعی اش حکم می کند

  

که به همه چیز خو شبین باشد مگر اینکه

 

خلافش ثابت شده باشد.  

 بر اساس این حدیثی که خواهم اورد

 

من حتی ان شایعات نا مردانه ای که

 

 تقریبا همه مردم و بعضی مسئولین قبول

 

کردند راجع به اقای حسن سید ابادی نماینده محترم

سابق شهرمون من ان  شایعه  را

 

هم قبول نکردم  مسئله یک چک را

 

تا ...زشترین مسئله کشیدن تا نماینده

 

اصوالگرا را  تخریب کنند  همه و هر کس ان شایعه را قبول کرد

 

روز قیامت باید جوابگو باشد .جواب را حدیث فرموده که خواهم

 نوشت

  زحماتی که او در بد ترین مو قع که اخذ بودجه برای شهر

 

کار   ی در حد نا ممکن   چون زمان خاتمی بود که  مثل الان نبود

 که احمدی نزاد امد بودجه را به استان داد کار همه نمایند گان

 را راحت کرد و شهر اباد شد  دوندگی های اولیه را ایشان

انجام داد و بعد هم اقای بزرگیان اقای سید ابادی   ان زمان

برای شهر

 

دوندگی های فر وان کرد و از همه

 

مکاتباتش خبر دارم و با چشمم دیدم .

 

  تو طئه ای بزرگ برایش چیدند .

 

 از اقا یان نماینده سابق شهر  یعنی

 اقای بزرگیان و سید ابادی و نماینده فعلی

 شهرمون  یعنی اقای برغنی بپرسید وقتی به منزلمان تشریف

 اوردند .

  به انها عرض کردم اگر برادر من هم

باشید ولی در مقابل انقلاب بو دید بر

خلاف شما عمل می کردم مقابلتان می

ایستادم  اما چون در راه ولایت هستید

حاضر به کار کردن در ستاد های شما

هستم اقای محسنی نمایند محترم فعلی

 که فا میل هستند چقدر هم فا میلمان و

خواهر شان از من  خواستند و گلایه کردند

که به فامیل که رسید شرط می گذارید

که در ستادش کار کنید . فامیل بودن

باعث نشد رو ربایستی کنم شرط کردم

اگر اقای محسنی به فلان سوالم پاسخ

دهد در ستادشان کار می کنم . 

 یک سوال اسان را  پاسخ واضح ندادند 

 و من رها کردم فقط عرض کردم اگر اقای

احمدی نزاد و هاشمی  در رئیس جموری

 

کا ندید شوند به کدامشان رای می دهید

 

 گفت خیلی سوالت سیاسی است و

 

جواب نگفتند  منهم رها کردم البته در سخنرانی ها معرفی میکردم اصو الگرایند ولی در ستاد شان نرفتم و غیر مستقیم   

برایش کار میکردم در حد وظیفه شرعی ام . لذا ست که

همه اموری که انجام می دهم همان

 

است که اعتقاد دارم . و هیچ گاه جز به وظیفه دینی ام فکر

نکردم و به سود و زیان کار ها نیندیشیده ام جز اینکه  تو جه کردم الان

وظیفه شرعی مان چه حکم می کند .همان را انجام می دهم و دادم .  

 

   زمانی که اقای بزرگیان در جلسه فرمود دکتر احمدی نزاد

 

کاندید نشده اند قرار بود در ستاد لاریجانی باشم چون اقای

بزرگیان با او بود . و ما هم که قبلا در ستادش بودیم بچه ها

 همه با او بودند . بچه های ستاد بزرگیان به محض اینکه

فهمیدم اقای  احمدی نزاد کاندید شدند بدون رو در بایستی

  رفتم ستاد احمدی نزاد و مقا له ای هم در شهر با عنوان

یا خدا یا خر ما بخش کردم  . و دعوت کردم  بیا یند به ستاد

غریب وتنهای او  جالب بود در ستاد  هاشمی  گفته بودند

 محدث پور خواب دیده احمدی نزاد رای میاره رفته به ستاد او .

  چون فکر نمیکردند او رای بیاورد و چه غریبا نه هر جا می رفتیم

 کم مانده بود بهمان بخند ند بعد دیدم یکی از  بچه های

لاریجانی فقط روی ظاهری به ستاد لاریجانی رفته  تا مبا دا

اقای نماینده یعنی بزرگیان دوستی اش با او قطع شود

 ولی رایش احمدی نزاد بود .  اینها را ریا کاری می نامم

 اگر

 بچه های ستاد لاریجانی به او رای داده بودند رای لاریجانی

 نفر ششم  در سبزوار نمیشد  .حا لا همان خانم که مدیر

مدرسه است می گوید  اگر محدث پور را دعوت کنم برای

سخنرانی

متهم می شوم او و من  اصوالگراییم متهم به چی میشوید  ؟ 

جواب ندادند اینها هم خدا  هم  خر ما می خواهند .

 اینجور اصولگرایی منا فقا نه حالمو می گیرد . و اماحدیث

 

در جلد 72 بحار صفحه 255  امده : محمد بن فضیل

از امام موسی ابن جعفر ع روایت کرده   به حضرت

عرض کردم برادران من در باره یکی از

 

دوستانم چیز هایی می گو یند  که من انها را

خوش ندارم چون از او

می پرسم  خودش منکر می شود  در حالی که

کسانی که به من خبر داده اند مورد اطمینان بوده اند 

 .

 حضرت  فرمودند :گوش و چشمت را در باره  

 

 برادرت تکذیب کن اگر 50 نفر سوگند بخو رند 

 

  و او به تو بر خلاف انها  چیزی  بگو ید او را تصدیق کن

 

و ان 50 نفر را تکذیب کن و مبا دا در باره او مطلبی

 

بخش کنی که خلاف مروت باشد  و او را خوار دارد و

 به شخصیت او اسیب برساند در این صورت تو

 

از کسانی خواهی بود که خدا در باره او فرموده

 

 ان الذین یحبون  ان تشیع الفاحشه فی الذین امنوا 

 

لهم عذاب  الیم

 

فی الدنیا و الاخره

 

 

 من بر اساس وظیفه شرعی  این نقد را   انجام می دهم 

 

 به هیچ کس و گروه نسبت ندهید .

بار ها بنده در مناسبتها  مطالب اجتماعی و سیاسی خود را

شخصی در شهر بخش نمو دم یا در رو زنا مه سر بداران و اخریا هم

 در کویر  نو شته ام  لذا کا ملا شخصی است .

 به عنوان یک شهر وند

 . از شهرم دفاع میکنم  چون اینترنت جایی است که اخبار به خار ج

از مرزها میرود لذا غیرت وطن دوستی و غیرت دینی ام حکم می کند

 این نقد را بنویسم   . و اگر در جهت امر به معروف حتی بمیرم نمی

ترسم چون ارزوی من شهادته و الا با هادی خا منه ای که امد سبزوار

انگو نه صحبت نمیکردم و مقا لاتم را علیه  انها بهش نمی دادم و او

همه مشخصاتم را هم گرفت  مثلا اگر رای اوردند  من بترسم  پس

 لطفا یک حرف چهل حرف نشود.  و اگر شما هم سایت سبز بودید

که بو یی از تقوا نبرده اند  را به حال خودتان رها میکردم  چون 

  بی تقو ایان انتقاد منطقی را هم بر داشت سیاسی  می کنند

.

 و اما جان کلامم این است که  با امدن تکنو لوزی  نرم افزاری و

 کامپو تری واینترنت و حتی تلفنهای همراه  خیلی دامنه تهمت

بستن و بخش اخبار  بی اساس  و تخریب افراد مو من راحتر از سابق

  شده است  و اما اینجاست

 که تنها تر مزی که  نگهدارنده  سرعت  تخریب و تهمت و افشا گری

 و دروغ  قلمهای الوده دراین  عرصه  هست فقط تقوای نو شتاری و

قلمهای  پاک است .که حاکی از  ترسیدن از خدا و قیامت  می باشد

 و بس

 

 حدیث از محمد ص  داریم  در میزان الحکمه که هر سخنرانی سخنرانی

 می کند روز قیامت از او می  پرسند انگیزه ات چه بوده ؟   از انجایی

 که سایتها هم نوعی سخنرانی محسوب می شود  . لذا روز قیامت 

همه مو اخذه می شوید . و رها نخواهید شد .

 اقای .... مسول  سایت  خبری سلام سبزوار !!

! شما هم حتما بدان

 روز قیامت باید هر جمله ای که راجب کسی می نویسید

 پاسخگو باشید .

 من خیلی وقت نداشته ام و به تازگی  به سایت شما امده ام و حتی

سایتتان را انقدر بهش ارادت داشته ام که در لینک  وبلاگم قرارش داده

 ام .اما الان انتقادی منطقی به شما دارم .  

 اخریا  در باره  سفر  اعضای شورای اسلامی شهرمون  به چهار محال

 بختیاری  و شر کت در جلسه ای که  کا ملا رسمی بوده  و

حا لا فر ماندار محترم  سابق شهرمون  اقای عنابستانی  هم به نحوی

حضورشان در ان جلسه  لازم بوده  شما در سایت این خبر را طوری به

 خواننده القا نمو دید که این سفر یک سفر تفریحی بوده ولی حق ما

 موریت  محسوب شده که از  بیت المال پرداخت شده  البته شما هم

به طور سوالی مطرح نمودید . اما ( با جمله خوب تفریح خوش گذشت

؟) و بعد هم مطرح کردن حق ما موریت و بیت المال ) و لو کا ملا متهم

ننموده اید ولی زیر کا نه به خو اننده انطور القا نمودید . و بنده که بعضی

از اعضای  اصو الگرا  را از نزدیک شناخت دارم . و مومن می شناسم 

 و صداقت و ایمانشان را قبول دارم .  بعید می داستم و گر چه لازم به

تحقیق نبود باز هم از خودشان صحت و سقم   این سفر را پرسیدم .

یکی از دیگری مو منتر و شریفتر کدامشان اهل این بی تقوایی اند که

متهم به بیت المال خوری  شوند .  ؟   با   بعضی از انها صحبت کردم

دقیقا  صبحا نه نهارشان را هم که منزل چه کسانی از دوستانشان 

 در مسیر بودند نیز برایم بیان فرمودند .به رغم اینکه  در ان جلسه 

    حضورشان الزامی بوده نه تنها ما موریت محسوب نشده که از

خودشان هم خرج نمودند که حتی مقدارش را هم گفتند .

 

  اقای ... لطفا در بیان اینگو نه اخبار بیشتر تحقیق کنید که حق هر

 فرد مو من است که تحقیق شده راجبش حرفی یا خبری منتشر شده

باشد . و الا تخریب و قتل  شخصیت مو من در روایت داریم از قتل

شخص هم گناهش بیشتر است  . و ایا  این تهمت بیت المال خوری 

جز تهمت دزدی و حرامخوری است که به این راحتی  مسوئلین مومن

را با سابقه  حتی سپا هی و مداحی   و همکار فرهنگی یمان  اقای

حسین مقصودی که بنده از نزدیک می شناسمشان   مومن دلسوز و

فعال و بسیار خستگی نا پذیر در اداره امور و خوش بر خورد در حل

مشکلات ارباب رجوع . به این راحتی همه انها را متهم به بی تقوایی

مالی نمایید . و یا اقای ارغیانی محترم و اقای کرامت که

 از خودمان و اصو الگرایند و نیز اقای مقصودی همچنین .

بقیه را هم شناختی ندارم و گو یا دونفرشان در این سفر نبودند ///////////////////////////////////////////////

 

 و اما دومین خبری که بسیار زشت وبا  جمله ای بسیار بی خر دانه

و نسنجیده  نو شته بودید و حتی عکسش را هم منتشر کرده بودید

 این جمله بود کنار  تصویر اقای کرامت . نوشته بودید مردی که می

خواهد  دلقک بماند . البته در همان مطلب در باره خبری که از ایشان

نوشتید که خواستار  حذف شمشیر از دستان مجسمه  سر بداران

بوده  من انتقاد از این کارشان  نمودم . اما نظر بعدی را که انتقاد  از

شما برای کلمه دلقک بود  اینترنت قطع شد ارسال نشد و بعدا که ا

مدم دیدم  عکس ایشان نیست و مطلبی نیست که انتقادم را

بنویسم  . فکر کردم لابد خودشان معترض شده لذا شما حذف نمودید

ولی  شنیدم به رغم اینکه  حق شکایت داشتند از این توهین بزرگ

 ولی سعه صدر و صبری و سکوتی نشون دادند که بسیار ستو دنی 

است که سکوت ایشان خود از بزرگواری شان  است و کاری بزرگ در

جلو گیری از در گیری بین اصو الگرا یان هست

. چون انها و شما هردو صولگرا یید و بر مصلحت اوضاع خبری شهر و

ارامش شهر بوده .  ولی من به عنوان یک شهر وند معترضم که  هنر

مجری گری را دلقک نا میدن  نوعی  بی حرمتی و توهین است

. انهم برای علامه بزرگ عبد الاعلاء سبزواری  در حضور مهما نان خارجی  مخصو صا که

 ایشان از اعضای شو رای شهر و یک مسئول است اگر غیرت

 اصو الگرایی داشتید  یک اصوالگرای     جانباز سپاهی و مداح امام

حسین را  دلقک نمی خواندید . . حا لا چطوری یک

مداح امام حسین را که در سپاه  هم بوده دلقک می نا مید ؟حرمت

مداحی و شان شورای شهر بودن کجا ؟

 دلقک نا میدن کجا این دیگر خیلی  رو می خواهد یک مسئولی

 که با رای بسیار بالایی  منتخب مردم شده را  دلقک بنا مید و حا لا

چند نفر حسود  حرفی زدند نباید  فورا در سایت اینترنتی که در جهان

منعکس می  شود  بگذارید .  باید احسنت به این سکوت ایشان گفت .

 واقعا از سعه صدر ایشان و دیگر اعضای شورای شهر که جلو گیری از

 تشو یش و تنش  خبری در شهر نمودند باید  تشکر نمود .

دوئل فکری ام با ارشاد قسمت دوم

 در ادامه دوئل  فکری  من با

 

 اقای مشایخی   وبلاگ ارشاد  که خودشو

در نظرات  لو داد و اسمشو معرفی کرد و

الا بدون ذکر نامشون در اولین دوئل نوشتمش

 قسمت دوم ایشان جمکران را رد میکند

 اما علمایی چون بهجت ره برو جردی

توصیه به رفتن به جمکران فرمودند در

قسمت اول بخونید دو پست قبل 

 سوال از ایت الله بهجت شد که   رسول اکرم در باره فتنه های

اخر الزمان نقل فرموده  در ان زمان تشخیص  تکلیف  مشکل است 

 پس چه باید کرد ؟

 ایت الله بهجت جواب دادند  .   اگر به دست اوردن  تکلیف مشکل 

باشد  احتاط کردن که مشکل  نیست  باید توقف  کرد و احتیاط برای ما

اتمام حجت شده است  به انچه یقین داریم عمل کنیم  و انچه برایمان

معلوم نیست احتیاط کنیم  صفحه 59کتاب پرسشهای شما و

پاسخهای ایت الله بهجت   نوشته حامد اسلامجو .

 

 

 ماجرای شک من  به نماز تحیت  مساجد که امام زمان یا .هرکه تو

فکرشو میکنی  که حلش کرد  و

ماجرای شب اخراج من و تفالم به قران که اگر نبود

سکته کرده بودم 

 مشکل اینه ..شما گویا  تفال هم قبول نداری

پرسش و  پاسخ ایت الله بهجت در باره مسجد جمکران  . که چون

 

حرفام با ایشان زیاد شد پست بعد  اما همه این حرفای منو بخونند

مخصو صا اقا حمید دلپاک  و خروش ملی محترم

 

  .  حرفای خودمو باهات بزنم بعد جوابهای اقای بهجت ره

رابراتون می نویسم  . 

  ببین  سال  قبل یک بار هنوز نمیشناختمت اوایل که فکر کردم خیلی

متقی هستی  التماس دعا بهت گفتم گفتی یعنی نوشتی

 در خصو صی که مگه دعای ادم شکا ک هم مستجاب میشه

چشم .

 این اقرارت نشون میده شکا ک هستی حا لا ایت الله بهجت

میگه ایت الله طبا طبایی میگفت اخر کلاس درس عارف اقای

قاضی بود گفت خدا رو شکر مطمئنیم که در جلسه غیبت نبود

اما دروغ را نمیدانیم  !!!!

 

 بهجت . ادامه میدهد اخر کسی که ته دلش به مطلبی شک

داره   ولی قاطع و یقینی حرف میزند این دروغ گفته و دروغ گناه

است .

 خوب برادر خودت خودتو شکا ک معرفی کردی . جالب است

در باره جمکران هم باید فقط اهل شک باشی چون یه روز با

دخترت داشتی میرفتی به جمکران . یادتونه گفتی باید نت

نفهمه  ولی من بار ها گفتم اگر دست از جمکران بر نداری فاش میکنم 

 این رفتنتو به جمکران  که حاکی از دو گانه برخورد کردنته . . و حرفم اینه که

خودتم یقین به حرفات نداری  شکا کی . حرف خودتو که نمیتونی

 منکر بشی . 2

 دوما حا لا که شکا کی بهتر این نیست یک ذره احتمال بدی

کارت درست نیست لذا گناه فقط خودتو  به دوش بکش چرا

دیگران را هم به شک می اندازی اگر اقا امام زمان الان بیاد

خودش بگه مشایخی تو اشتباه میکنی این مسجدو خودم

 دستو ر دادم به حسن جمکرانی و من صاحب الزمانم  میشه

 

صاحب مکان نباشم من امامتم اجازه دارم همه زندگیتو هم برای

 ازمایش شما که چقدر در محبت به من راست میگید تصاحب

کنم ایا من اجازه اینکه به حسن جمکرانی بگم دیگه در زمینت

کاشت نکن اینجا را مسجد میکنمچون از اسرار این زمین من

اگاهم ؟ توچی میگی هان ؟ مگر جنازه علی ع را که خودش به

امام حسن وصیت نکرد که جلو تابو تو بگیرید هر جا جنازه ام

رفت و هر جا ایستاد هما نجا را بکنید قبرم انجاست . همان

اتفاق افتاد دیدند جنب قبر حضرت ادم ع است که قبلا ادم ع

خودش محلشو معین نموده و اسم علی ع را هم اورده نوح جای

 جنازه علی ع را معین نموده بود .  ماجراشو نمیگم برو خودت

بخون . مفصله خوب نوحمیفهمید ان مکان چه مکانیه علی ع هم

 می دانست انجا کجاست . ایا اینا رو میگی به عقل جور در نمی

 یاد مگه قبر امام حسینو سندشو از بین نبر دند ؟ خراب کردن با

زمین یکسان کردند چطوری باز نقطه مرکزی قبر در امد وقتی

بهش اب بستن اب امد تا دو متری قبر دور تا دور ابها روی هم

ایستاد جلو نیا مد که الان همانجا را میگن حائر و در ان حائر نماز

درست است گر چه مسافری . ایا عقل قبول میکنه اب فهمید

باید جلو نرود اب می فهمد . الان در اولین لینکم ببین تصاویر اب

را که اقای ÷رفسور ایموتو با ده هزار ازمایش ثابت کرد اب می

فهمد به گناه و حرف و رفتار بد واکنش بد نشون میده به خوب و

 حرفهای عشقی واکنش خوب نشون میده اب میفهمه . خوب 

وقتی هم  گاو ها را اوردند که قبر امام حسینو شخم بزنه نا بود

 کنه انقدر زدندن اما حیوان حر کت نکرد تا کشته شد مثل خر

بلعم با عورا . خواست بره مو سی را نفرین کنه با لای کوه چون

اسم اعظم بلد بود . خر نرفت تا انقدر زدنش کشته شد .

 خر گاو و اب میفهمه . زمین کجاست مقدسه نباید شخم بزنه .

 اب میفهمه قبر حسینه نباید  جلو بره و اینطوری هر وقت

÷ادشاهان خواستند سند زمین قبر حسینو نا بود کنند  اسرار

الهی نذاشت . خدا سند هم نزد تا تو بهش گیر بدی مگه میخاد

 معا مله کنه قبر حسینو و مسجد جمکرانو بفروشه تا سند

بزنه .   اولین کسی که به روی قبر مثل زمین صاف بود امد و

همه نمیدانستند کجاست قبر حسین ع جابر بود دیدن

بو میکشه نقطه قبر حسین خاکش بوی عطری میده که جابر خودشو روی قبر زمین صاف انداخت گریه ها کرد عاشق

 میفهمه محبوبش کجا قدم میزاره / حتی ملا فیض کاشی

حدیث ها رو بو می کشید می فهمید کدام حدیث از فاطمه س

است ایا اینا سند داره ؟ معقوله ؟  نوزادی عیسی ع  که حرف زد

معقوله ؟  اگه همه چیزو تو بدونی چه فرقی با خدا داری خوب

میری خدا میشی دیگه

 گر میسر نشود بوسه زدن پایش را     

      هر کجا پا بنهد بوسه زنم جایش را

 حرفم اینه حد اقل نظرتو به دیگران به کم سن و سالها نگو بزار

 انها با اقاشون مناجات کنند این مناجات به تو چه ضرری

میرساند .  به خودش قسم الان دارم اشک میریزم و اینو می

نویسم  خودت دیگه  پیر شدی دلت نر میشو از دست داده

 تکون نمیخوره گنا هانی  که بعضی هاشو فقط  ......

.باعث شده  دهنه دلتو بسته بارون رحمت خدا توش نمیره

. اما التماست میکنم نکن دهنه دل جوانانو چرا می خواهی

ببندی .  نمیترسی . ؟  بعد بفهمی بعد از مرگت و گناهت دو

چندان بشه یکی خودت و یکی هم دیگرانی که تو باعث

انحرافشون شدی . گریه ام برای تونیست گرچه به تو هم

 دلم میسوزه گریه ام برای حمید اقا ست که دلش  پا که

زمینه ÷اکی داره گریه ام برای منتظر و امثال انهایی که

کم سن و سالند و جذب تو شدن .  گریه ام برای  فاطمه ان

موقع که فکرشو متزلزل کردی . 

 

  بیا و رها کن اخه تو حتی به استخاره هم عقیده نداری

 اخه ایت الله بهجت نظرشو هم در باره استخاره خوندم

 خودشم با تسبیح استخاره میگیره در های تشخیص رحمت خدار

 و چنان به روی خودت بستی که راه نداره می خام بگم برو

استخاره کن تفال بزن ببین خدا راجع به کارت چی میگه باز

 می بینم به استخاره هم معتقد نیستی  . 

 

 نمیدونم چطوری زندگی میکنی من راه ارام شدنم در بن بستها

قرا نه وقتی تفا ل میزنم قران چنان با من واضح حرف میزنه

نظرشو میگه که دیگه ارام ارام میشم مثلا . وقتی به خاطر امر

 به معروف  منو خواستند اخراجم کنند درد انشگاه  در تهران

یعنی  اخراجمم کردن بعدا ماجرا رو مینویسم همه گفتن تو

دیگه استخدام نمیشی . فاتحه  پرونده ات را خوندی . با ریاست

 دانشگاه انهم به ان دیکتا توری افتادن . و .. دیگه حتما کارت

تمومه

 اوج امتحا نات هم بود .  دلمو غم عالم گرفت . توی فامیلها

چه بگم .  اخراجم جدی باشه چی میگن دختره رفت تهران

نتو نست درس بخونه وسط را در ش اوردن . ؟

 دو بار به قران تفال زدم . شبی که از خوبگاه بیرونم انداختن

شب تولد امامحسن ع ماه رمضون بود .

 

 ایه عینا مناسب  حالم امد  سوره حج بود  ایه 40  اصلا کلمه

اخراج امده بود و ناحق ببین اینه ترجمه اش

 الذین اخرجوا من دیارهم بغیر حق  الا یقولو ربنا الله و لو دفع الله الناس بعضهم ..... ترجمه

 انانی که از خا نه و شهر خود به نا حق رانده شدندن جز اینکه

می

گفتند پرورد گار ما خدای یکتاست و اگر خدا بعضی از مردم را به وسیله

بعضی دیگر دفع نکند  دیر ها صومعه ها و معابد یهود و نصارا  و

 مساجدی که نام خدا در ان بسیار برده می شود ویران میگردد  و خدا

وند کسانی را که  یاری او کنند  یاری می کند  لقوی عزیز  خدا شکست

 نا پذیر است .  و ایه بعدش هم   گفته امر به معروف میکنند

 اخر   همه کارها  خداست .  وقتی این ایه را دیدم دلم ارام شد

 گفتم ممنونم که اخراجمو داری تا یید میکنی که به خاطر

 امر به معروف است و به نا حق .

 ببین ایا این تصادفی است این ایه درست لحظات اخراجم از

خوابگاه امد  همه حال منو توصیف کرده این یعنی قران با کتاب

معمولی فرق داره او از دهن خدا بیرون امده زنده است

 با هات

حرف میزنه . وقتی گیر کردی نا چاری قرا نو باز کن مناسب

 

 حالت با هات حرف میزنه .  در حین در گیری هایم با دانشگاه 

 یک بار دیگه باز از غصه و ترس بی تاب شدم به خدا گفتم

نظرت چیه من عاقبتم چی میشه البته هنوز در گیر شده بودم

اخراج کلی نبود تهدید بود ایه قران را باز کردم

 اینو دیگه حفظ کردم شمار ایه را نمیدونم ولی در سوره نمل

است .  

 ایه اینه .  و ان یریدوا      ان  یدعو ک  فا ن  حسبک الله  هو

الذی با ید ک بنصرهی   و بالمومنین .

 ایه انقدر ارام بخش بود که خیلی قدرت بهم داد و یقین کردم

مشکلمو خدا حل میکنه . معنی بازم مناسب بود

 یعنی کسانی که اراده کرده اند  نیرنگ بزنند به تو خدا تو را بس

است  و او کسی است که تو را یاری و تایید می کند توسط مو

منین  همینطوری شد خدا به دل اساتید و کار مندان دانشگاه

 

انداخت چنان جا نا نه از من دفاع کنند و ریاست دانشگاه را سر

 

 زنش کنند که دیگه رئیس ضایع شد .

  اقای الیاس کلانتری نو یسنده کتاب قران شناسی و حافظ قران  .

الانم هنوز همان دانشگاه تدریس داره به ریاست گفته بود اگر دانشجوی سالم می خواهی که این

 دختر محدث  پور سالم و  مومن اگر هم لا ط می خواهی که ان

یه چیز دیگه است و بعد گفت خوب دانشو  را اورد  پیشم  گفت

به اقای کلانتری بگو این مسئول اقای ... منو سر لخت و با لباس

 نا جور دیده انهم  پیشم اعتراف کرد ولی هر چه بهش گفتم بیا

پیش ریاست هم بگو نیو مد گفت میترسه و ... خلاصه خدا طبق

ایه مو منینو وادار به طرفداری من کرد . خوب اینا رو گفتم عقیده

پیدا کنی به تفال به قران  برو تفال بزن ایا کارت درسته جو انان را به  جمکران بی عقیده میکنی ؟

 

 ببین ایه چی میاد تو انقدر کارت زاره که اینو هم عقیده نداری

 استخاره خواب دیدن مهدی عج  مسجد همه را کشک میدانی

 خیلی برات نگرانم عمرتم دیگه به سرازیری رسیده 50 سالته

هنوز شیطان تو رو سرگرم کرده باید بری به فکر شب اول قبر

باشی  منم همینطورعمر مون  به سرازیری رسیده امام صادق

فرمود  به ان شب اول قبر فکر کن دفنت میکنند دوستانت می روند

تنهات می زارن   ان هنگامی که مفاصل بدنت از هم باز میشه متلاشی

 میشه و از سوراخ بینی ات کرم بیرون میاد .... بله من که ده

سال کو چکترم وصیت کردم کدان نمازو مو قع

دفنم بخونند  چی توی کفنم بزارن کفنم خریدم باید هی بپوشم

البته قبرمو نخریدم باید بخرم هی توش برم کم کم اماده بشم

انس بگیرم  توکه ده سال  بزرگتری تا کی اینجا الافی من سعی

 میکنم دیگه ترک کنم برم به اخرتم بچسبم وجز تکلیف شرعی

به نت نیام   اخه همش سر گرمی شیطانه تا عبادتمون کم بشه . .

 

 منم یک شک داشتم اما فقط برای اینکه کسی دیگر را به شک

نندازم از دلم در نیاوردم احدی جز خدا نمیدانست که من اعتقادی

 به  نماز تحیت مساجد ندارم و نمی خونم . جز جمکران .

 

 تا اینکه مشکلو خود امام زمان   یا باید دوستانش باشند

نمیدونم خلاصه حل شد ////////////////////

 شب احیا 23 ماه رمضان سال 74  دانش  اموزم کلاس اول

 راهنمایی که سا دات بود  پدرش هم روحانی معمم بود و امام

 جماعت بسیار مومن .  البته بعد از این مو ضوع کنجکاو شدم

تحقیق کردم با بای او کیست .  با دوستش امد سراغم گفت .

  خانم اجازه ؟ گفتم بفرمایید گفت دیشب خواب دیدم   سه تا

 اقا ی رو حانی مثل ایت الله ها  با پدرم جلو حرکت میکردند و

منم با شما پشت انها حرکت میکردیم به در زیارتگاهی

رسیدیم         دیدم از در ان مکان صدا امد وارد بشوید انها اول

 بعد ما وارد شدیم .  یکی از ان اقا های رو حانی بر گشت به

عقب رو به من گفت  به خانم محدث پور بگو  نمازشو سر وقت

بخونه و در نمازش دقت کنه اینجا ( دانش اموز خجالت کشید

گفت ببخشید خانم روم نمیشه گفتم می دونم نمازم عیب داره

گفت اره گفت دقت کنه و  اینجا با دوستش سر سری کردن بازم

 روش نشد بگه هنوزم حیفم میاد کاش بیشتر اسرار میکردم

ادامه داد اره  گفت  نمازتو دقت کن   و برای ظهور دعا

کن .گفتم یعنی در مداحی هام دیگه ؟ گفت هم به مردم هم

خودت . بعد اینجای خوابش بود که خیلی عجیب بود گفت خانم 

ان اقا گفت نماز تحت یا تح هنوز ته ته میکرد منکه مشکلمو

میدونستم چیه گفتم نماز تحیت گفت اره اره همینو گفت

بخون   .  دیدم جز خود خدا نمیدونست من عقیده ندارم به نماز

تحیت مساجد فکر میکردم خرافات پیر زنها  من در اوردی  میگن

. اما حا لا چطوری این بچه  اول راهنمایی سادات فهمید هم

 نمازم مشکل داره هم نماز تحیت نمیخونم . خدا ابرومو پیش

 

دانش اموزم برد ایا ان شخصی که از ته دلم خبر داده حتی به

مادرم نگفته بودم با خودم گفتم چکار دارم بگم فقط نمیخونم

دیگه . با سوال من اگر کسی به شک بیفته گناهش گردنه منه

لذا به خدا قسم به خود اقا قسم مطلقا احدی خبر نداشت اما از

ان زمان  دیگه سعی میکنم در مداحی هام حتما ظهور اقا را دعا

کنم نمازمو دیگه تند تند نخونم که هنوزم گاهی گیرم . ولی نماز

تحیت را در مساجد می خونم .  نماز سر وقتمو هی کو تاهی

می کنم هی خدا  کو شمالی ام میده دو باره شروع میکنم

باز ... الانم یکی از گو شمالی ها رو تو میدونی چیه بهت گفتم

 دو باره باعث شد هم نماز اول وقتو و هم روزه گرفتن

 5 شنبه ها رو که تو میگی صیغه نذر را نخوندم لازم نیست

بگیرم  دیگه دارم میگیرم .  موضوع بین .... همونی که میدونی

 و دعوا و ... خلاصه از خدا خواستم اگر موضوع بیخ پیدا نکنه 5

شنبه روزه و ... خدا رو شکر حل شد و کار خدا میدونم    

 فقط شاید برای من برکت معنوی شد برای او هم چنین شود

. خلاصه  دیدی خدا چطوری مشکل  شک منو چون به کسی

نگفتم حل کرد تو هم مشکل شکتو عقل حکم میکرد به کسی

نمیگفتی جز حا لا استادت  یا بهجت ره نه اینکه بلند گو بر داری

 همه را از مسجد بزنی . بقیه که نظر بهجت ره در باره مسجد

جمکرانه را  پست بعد میگم فعلا اینا رو جواب بده .

 

 

عکس شیطان پرست ها

عکس: شیطان پرستان//از سایت سلام سبزوار در لینک موجود است
 اقای حیدر کرار قلابی یا اقای  مشایخی 
 
   توهم میگی جوانان !! جمکران نروید
 شیطان پرستها هم همین کار تو را میکنند
 
 تا جوانان عبادت و راز و نیاز با خدا و مهدی
 
 را رها کنند. تو احساست چیه که با دشمن
 
 همگام شدی در عبادت زدگی و قداست
 
شکنی ؟ هان ؟ کمی فکر کن این عکسها
 
 رو فقط برای تو اوردم اینجا  در راستای
 
دوئل فکری ام با توست  تو با دشمن دوئل
 
 میکنی  یا  همراهی کدام ؟
 
 
 
اکنون بیش از 70 فرقه شیطان‌پرستی در کشور فعال هستند. به گزارش خبرنگار اجتماعی جهان، شيطان پرستي اکنون در حال انتقال نمادها به جامعه است و بزودي به انتقال ايدئولوژي نیز خواهد پرداخت
چندی پیش یک گروه تحقیقاتی نسبت به گسترش شیطان‌پرستی در جامعه هشدار و خبر داده بود که اکنون بیش از 70 فرقه شیطان‌پرستی در کشور فعال هستند. به گزارش خبرنگار اجتماعی جهان، شيطان پرستي اکنون در حال انتقال نمادها به جامعه است و بزودي به انتقال ايدئولوژي نیز خواهد پرداخت. شيطان پرستي داراي يک جهان بيني بوده و شیطان پرستان براي اثبات حقانيت خود شواهد زيادي دارند و در مواردی مي توانند افراد 6 تا 60سال را با خود همراه کنند. بر پایه این گزارش، شیطان پرستان اکنون در دانشگاه ها و بين دانشجويان رخنه کرده و به اجراي برنامه ها از جمله کنسرت در دانشگاه مي پردازند. شیطان پرستان، شيطان را به عنوان قدرت غالب در جهان مي دانند و اگر کسي مي خواهد در جهان خوب زندگي کند بايد با شيطان باشد به طوريکه معتقدند راه خدا از طريق ارتباط با شيطان مي گذرد! اما نکته جالب توجه در این میان اینست که آنها از طريق تهيه فيلم و موسيقي، شيطان پرستي را ترويج مي دهند و اکنون اين موسيقي در ميان تعدادي از جوانان دست به دست مي شود. مظاهري سيف، نویسنده و جامعه شناس در این باره می گوید: ستاره پنج پر، دو مثلث معکوس روي هم (ستاره داود)، صليب معکوس ( ضد مسيحيت) و نشانه آمون خداي مصريان را ازجمله نمادهاي پيروان شيطان پرستي است. وي همچنین تاکید می کند: بايد براي مقابله با اين فرقه ها‌، موج فرهنگي در کشور ايجاد شود تا ماهيت اين فرقه هاي انحرافي هر چه بيشتر به جامعه شناسايي شود.

شیطان پرستان