در ادامه دوئل فکری من با
اقای مشایخی وبلاگ ارشاد که خودشو
در نظرات لو داد و اسمشو معرفی کرد و
الا بدون ذکر نامشون در اولین دوئل نوشتمش
قسمت دوم ایشان جمکران را رد میکند
اما علمایی چون بهجت ره برو جردی
توصیه به رفتن به جمکران فرمودند در
قسمت اول بخونید دو پست قبل
سوال از ایت الله بهجت شد که رسول اکرم در باره فتنه های
اخر الزمان نقل فرموده در ان زمان تشخیص تکلیف مشکل است
پس چه باید کرد ؟
ایت الله بهجت جواب دادند . اگر به دست اوردن تکلیف مشکل
باشد احتاط کردن که مشکل نیست باید توقف کرد و احتیاط برای ما
اتمام حجت شده است به انچه یقین داریم عمل کنیم و انچه برایمان
معلوم نیست احتیاط کنیم صفحه 59کتاب پرسشهای شما و
پاسخهای ایت الله بهجت نوشته حامد اسلامجو .
ماجرای شک من به نماز تحیت مساجد که امام زمان یا .هرکه تو
فکرشو میکنی که حلش کرد و
ماجرای شب اخراج من و تفالم به قران که اگر نبود
سکته کرده بودم
مشکل اینه ..شما گویا تفال هم قبول نداری
پرسش و پاسخ ایت الله بهجت در باره مسجد جمکران . که چون
حرفام با ایشان زیاد شد پست بعد اما همه این حرفای منو بخونند
مخصو صا اقا حمید دلپاک و خروش ملی محترم
. حرفای خودمو باهات بزنم بعد جوابهای اقای بهجت ره
رابراتون می نویسم .
ببین سال قبل یک بار هنوز نمیشناختمت اوایل که فکر کردم خیلی
متقی هستی التماس دعا بهت گفتم گفتی یعنی نوشتی
در خصو صی که مگه دعای ادم شکا ک هم مستجاب میشه
چشم .
این اقرارت نشون میده شکا ک هستی حا لا ایت الله بهجت
میگه ایت الله طبا طبایی میگفت اخر کلاس درس عارف اقای
قاضی بود گفت خدا رو شکر مطمئنیم که در جلسه غیبت نبود
اما دروغ را نمیدانیم !!!!
بهجت . ادامه میدهد اخر کسی که ته دلش به مطلبی شک
داره ولی قاطع و یقینی حرف میزند این دروغ گفته و دروغ گناه
است .
خوب برادر خودت خودتو شکا ک معرفی کردی . جالب است
در باره جمکران هم باید فقط اهل شک باشی چون یه روز با
دخترت داشتی میرفتی به جمکران . یادتونه گفتی باید نت
نفهمه ولی من بار ها گفتم اگر دست از جمکران بر نداری فاش میکنم
این رفتنتو به جمکران که حاکی از دو گانه برخورد کردنته . . و حرفم اینه که
خودتم یقین به حرفات نداری شکا کی . حرف خودتو که نمیتونی
منکر بشی . 2
دوما حا لا که شکا کی بهتر این نیست یک ذره احتمال بدی
کارت درست نیست لذا گناه فقط خودتو به دوش بکش چرا
دیگران را هم به شک می اندازی اگر اقا امام زمان الان بیاد
خودش بگه مشایخی تو اشتباه میکنی این مسجدو خودم
دستو ر دادم به حسن جمکرانی و من صاحب الزمانم میشه
صاحب مکان نباشم من امامتم اجازه دارم همه زندگیتو هم برای
ازمایش شما که چقدر در محبت به من راست میگید تصاحب
کنم ایا من اجازه اینکه به حسن جمکرانی بگم دیگه در زمینت
کاشت نکن اینجا را مسجد میکنمچون از اسرار این زمین من
اگاهم ؟ توچی میگی هان ؟ مگر جنازه علی ع را که خودش به
امام حسن وصیت نکرد که جلو تابو تو بگیرید هر جا جنازه ام
رفت و هر جا ایستاد هما نجا را بکنید قبرم انجاست . همان
اتفاق افتاد دیدند جنب قبر حضرت ادم ع است که قبلا ادم ع
خودش محلشو معین نموده و اسم علی ع را هم اورده نوح جای
جنازه علی ع را معین نموده بود . ماجراشو نمیگم برو خودت
بخون . مفصله خوب نوحمیفهمید ان مکان چه مکانیه علی ع هم
می دانست انجا کجاست . ایا اینا رو میگی به عقل جور در نمی
یاد مگه قبر امام حسینو سندشو از بین نبر دند ؟ خراب کردن با
زمین یکسان کردند چطوری باز نقطه مرکزی قبر در امد وقتی
بهش اب بستن اب امد تا دو متری قبر دور تا دور ابها روی هم
ایستاد جلو نیا مد که الان همانجا را میگن حائر و در ان حائر نماز
درست است گر چه مسافری . ایا عقل قبول میکنه اب فهمید
باید جلو نرود اب می فهمد . الان در اولین لینکم ببین تصاویر اب
را که اقای ÷رفسور ایموتو با ده هزار ازمایش ثابت کرد اب می
فهمد به گناه و حرف و رفتار بد واکنش بد نشون میده به خوب و
حرفهای عشقی واکنش خوب نشون میده اب میفهمه . خوب
وقتی هم گاو ها را اوردند که قبر امام حسینو شخم بزنه نا بود
کنه انقدر زدندن اما حیوان حر کت نکرد تا کشته شد مثل خر
بلعم با عورا . خواست بره مو سی را نفرین کنه با لای کوه چون
اسم اعظم بلد بود . خر نرفت تا انقدر زدنش کشته شد .
خر گاو و اب میفهمه . زمین کجاست مقدسه نباید شخم بزنه .
اب میفهمه قبر حسینه نباید جلو بره و اینطوری هر وقت
÷ادشاهان خواستند سند زمین قبر حسینو نا بود کنند اسرار
الهی نذاشت . خدا سند هم نزد تا تو بهش گیر بدی مگه میخاد
معا مله کنه قبر حسینو و مسجد جمکرانو بفروشه تا سند
بزنه . اولین کسی که به روی قبر مثل زمین صاف بود امد و
همه نمیدانستند کجاست قبر حسین ع جابر بود دیدن
بو میکشه نقطه قبر حسین خاکش بوی عطری میده که جابر خودشو روی قبر زمین صاف انداخت گریه ها کرد عاشق
میفهمه محبوبش کجا قدم میزاره / حتی ملا فیض کاشی
حدیث ها رو بو می کشید می فهمید کدام حدیث از فاطمه س
است ایا اینا سند داره ؟ معقوله ؟ نوزادی عیسی ع که حرف زد
معقوله ؟ اگه همه چیزو تو بدونی چه فرقی با خدا داری خوب
میری خدا میشی دیگه
گر میسر نشود بوسه زدن پایش را
هر کجا پا بنهد بوسه زنم جایش را
حرفم اینه حد اقل نظرتو به دیگران به کم سن و سالها نگو بزار
انها با اقاشون مناجات کنند این مناجات به تو چه ضرری
میرساند . به خودش قسم الان دارم اشک میریزم و اینو می
نویسم خودت دیگه پیر شدی دلت نر میشو از دست داده
تکون نمیخوره گنا هانی که بعضی هاشو فقط ......
.باعث شده دهنه دلتو بسته بارون رحمت خدا توش نمیره
. اما التماست میکنم نکن دهنه دل جوانانو چرا می خواهی
ببندی . نمیترسی . ؟ بعد بفهمی بعد از مرگت و گناهت دو
چندان بشه یکی خودت و یکی هم دیگرانی که تو باعث
انحرافشون شدی . گریه ام برای تونیست گرچه به تو هم
دلم میسوزه گریه ام برای حمید اقا ست که دلش پا که
زمینه ÷اکی داره گریه ام برای منتظر و امثال انهایی که
کم سن و سالند و جذب تو شدن . گریه ام برای فاطمه ان
موقع که فکرشو متزلزل کردی .
بیا و رها کن اخه تو حتی به استخاره هم عقیده نداری
اخه ایت الله بهجت نظرشو هم در باره استخاره خوندم
خودشم با تسبیح استخاره میگیره در های تشخیص رحمت خدار
و چنان به روی خودت بستی که راه نداره می خام بگم برو
استخاره کن تفال بزن ببین خدا راجع به کارت چی میگه باز
می بینم به استخاره هم معتقد نیستی .
نمیدونم چطوری زندگی میکنی من راه ارام شدنم در بن بستها
قرا نه وقتی تفا ل میزنم قران چنان با من واضح حرف میزنه
نظرشو میگه که دیگه ارام ارام میشم مثلا . وقتی به خاطر امر
به معروف منو خواستند اخراجم کنند درد انشگاه در تهران
یعنی اخراجمم کردن بعدا ماجرا رو مینویسم همه گفتن تو
دیگه استخدام نمیشی . فاتحه پرونده ات را خوندی . با ریاست
دانشگاه انهم به ان دیکتا توری افتادن . و .. دیگه حتما کارت
تمومه
اوج امتحا نات هم بود . دلمو غم عالم گرفت . توی فامیلها
چه بگم . اخراجم جدی باشه چی میگن دختره رفت تهران
نتو نست درس بخونه وسط را در ش اوردن . ؟
دو بار به قران تفال زدم . شبی که از خوبگاه بیرونم انداختن
شب تولد امامحسن ع ماه رمضون بود .
ایه عینا مناسب حالم امد سوره حج بود ایه 40 اصلا کلمه
اخراج امده بود و ناحق ببین اینه ترجمه اش
الذین اخرجوا من دیارهم بغیر حق الا یقولو ربنا الله و لو دفع الله الناس بعضهم ..... ترجمه
انانی که از خا نه و شهر خود به نا حق رانده شدندن جز اینکه
می
گفتند پرورد گار ما خدای یکتاست و اگر خدا بعضی از مردم را به وسیله
بعضی دیگر دفع نکند دیر ها صومعه ها و معابد یهود و نصارا و
مساجدی که نام خدا در ان بسیار برده می شود ویران میگردد و خدا
وند کسانی را که یاری او کنند یاری می کند لقوی عزیز خدا شکست
نا پذیر است . و ایه بعدش هم گفته امر به معروف میکنند
اخر همه کارها خداست . وقتی این ایه را دیدم دلم ارام شد
گفتم ممنونم که اخراجمو داری تا یید میکنی که به خاطر
امر به معروف است و به نا حق .
ببین ایا این تصادفی است این ایه درست لحظات اخراجم از
خوابگاه امد همه حال منو توصیف کرده این یعنی قران با کتاب
معمولی فرق داره او از دهن خدا بیرون امده زنده است
با هات
حرف میزنه . وقتی گیر کردی نا چاری قرا نو باز کن مناسب
حالت با هات حرف میزنه . در حین در گیری هایم با دانشگاه
یک بار دیگه باز از غصه و ترس بی تاب شدم به خدا گفتم
نظرت چیه من عاقبتم چی میشه البته هنوز در گیر شده بودم
اخراج کلی نبود تهدید بود ایه قران را باز کردم
اینو دیگه حفظ کردم شمار ایه را نمیدونم ولی در سوره نمل
است .
ایه اینه . و ان یریدوا ان یدعو ک فا ن حسبک الله هو
الذی با ید ک بنصرهی و بالمومنین .
ایه انقدر ارام بخش بود که خیلی قدرت بهم داد و یقین کردم
مشکلمو خدا حل میکنه . معنی بازم مناسب بود
یعنی کسانی که اراده کرده اند نیرنگ بزنند به تو خدا تو را بس
است و او کسی است که تو را یاری و تایید می کند توسط مو
منین همینطوری شد خدا به دل اساتید و کار مندان دانشگاه
انداخت چنان جا نا نه از من دفاع کنند و ریاست دانشگاه را سر
زنش کنند که دیگه رئیس ضایع شد .
اقای الیاس کلانتری نو یسنده کتاب قران شناسی و حافظ قران .
الانم هنوز همان دانشگاه تدریس داره به ریاست گفته بود اگر دانشجوی سالم می خواهی که این
دختر محدث پور سالم و مومن اگر هم لا ط می خواهی که ان
یه چیز دیگه است و بعد گفت خوب دانشو را اورد پیشم گفت
به اقای کلانتری بگو این مسئول اقای ... منو سر لخت و با لباس
نا جور دیده انهم پیشم اعتراف کرد ولی هر چه بهش گفتم بیا
پیش ریاست هم بگو نیو مد گفت میترسه و ... خلاصه خدا طبق
ایه مو منینو وادار به طرفداری من کرد . خوب اینا رو گفتم عقیده
پیدا کنی به تفال به قران برو تفال بزن ایا کارت درسته جو انان را به جمکران بی عقیده میکنی ؟
ببین ایه چی میاد تو انقدر کارت زاره که اینو هم عقیده نداری
استخاره خواب دیدن مهدی عج مسجد همه را کشک میدانی
خیلی برات نگرانم عمرتم دیگه به سرازیری رسیده 50 سالته
هنوز شیطان تو رو سرگرم کرده باید بری به فکر شب اول قبر
باشی منم همینطورعمر مون به سرازیری رسیده امام صادق
فرمود به ان شب اول قبر فکر کن دفنت میکنند دوستانت می روند
تنهات می زارن ان هنگامی که مفاصل بدنت از هم باز میشه متلاشی
میشه و از سوراخ بینی ات کرم بیرون میاد .... بله من که ده
سال کو چکترم وصیت کردم کدان نمازو مو قع
دفنم بخونند چی توی کفنم بزارن کفنم خریدم باید هی بپوشم
البته قبرمو نخریدم باید بخرم هی توش برم کم کم اماده بشم
انس بگیرم توکه ده سال بزرگتری تا کی اینجا الافی من سعی
میکنم دیگه ترک کنم برم به اخرتم بچسبم وجز تکلیف شرعی
به نت نیام اخه همش سر گرمی شیطانه تا عبادتمون کم بشه . .
منم یک شک داشتم اما فقط برای اینکه کسی دیگر را به شک
نندازم از دلم در نیاوردم احدی جز خدا نمیدانست که من اعتقادی
به نماز تحیت مساجد ندارم و نمی خونم . جز جمکران .
تا اینکه مشکلو خود امام زمان یا باید دوستانش باشند
نمیدونم خلاصه حل شد ////////////////////
شب احیا 23 ماه رمضان سال 74 دانش اموزم کلاس اول
راهنمایی که سا دات بود پدرش هم روحانی معمم بود و امام
جماعت بسیار مومن . البته بعد از این مو ضوع کنجکاو شدم
تحقیق کردم با بای او کیست . با دوستش امد سراغم گفت .
خانم اجازه ؟ گفتم بفرمایید گفت دیشب خواب دیدم سه تا
اقا ی رو حانی مثل ایت الله ها با پدرم جلو حرکت میکردند و
منم با شما پشت انها حرکت میکردیم به در زیارتگاهی
رسیدیم دیدم از در ان مکان صدا امد وارد بشوید انها اول
بعد ما وارد شدیم . یکی از ان اقا های رو حانی بر گشت به
عقب رو به من گفت به خانم محدث پور بگو نمازشو سر وقت
بخونه و در نمازش دقت کنه اینجا ( دانش اموز خجالت کشید
گفت ببخشید خانم روم نمیشه گفتم می دونم نمازم عیب داره
گفت اره گفت دقت کنه و اینجا با دوستش سر سری کردن بازم
روش نشد بگه هنوزم حیفم میاد کاش بیشتر اسرار میکردم
ادامه داد اره گفت نمازتو دقت کن و برای ظهور دعا
کن .گفتم یعنی در مداحی هام دیگه ؟ گفت هم به مردم هم
خودت . بعد اینجای خوابش بود که خیلی عجیب بود گفت خانم
ان اقا گفت نماز تحت یا تح هنوز ته ته میکرد منکه مشکلمو
میدونستم چیه گفتم نماز تحیت گفت اره اره همینو گفت
بخون . دیدم جز خود خدا نمیدونست من عقیده ندارم به نماز
تحیت مساجد فکر میکردم خرافات پیر زنها من در اوردی میگن
. اما حا لا چطوری این بچه اول راهنمایی سادات فهمید هم
نمازم مشکل داره هم نماز تحیت نمیخونم . خدا ابرومو پیش
دانش اموزم برد ایا ان شخصی که از ته دلم خبر داده حتی به
مادرم نگفته بودم با خودم گفتم چکار دارم بگم فقط نمیخونم
دیگه . با سوال من اگر کسی به شک بیفته گناهش گردنه منه
لذا به خدا قسم به خود اقا قسم مطلقا احدی خبر نداشت اما از
ان زمان دیگه سعی میکنم در مداحی هام حتما ظهور اقا را دعا
کنم نمازمو دیگه تند تند نخونم که هنوزم گاهی گیرم . ولی نماز
تحیت را در مساجد می خونم . نماز سر وقتمو هی کو تاهی
می کنم هی خدا کو شمالی ام میده دو باره شروع میکنم
باز ... الانم یکی از گو شمالی ها رو تو میدونی چیه بهت گفتم
دو باره باعث شد هم نماز اول وقتو و هم روزه گرفتن
5 شنبه ها رو که تو میگی صیغه نذر را نخوندم لازم نیست
بگیرم دیگه دارم میگیرم . موضوع بین .... همونی که میدونی
و دعوا و ... خلاصه از خدا خواستم اگر موضوع بیخ پیدا نکنه 5
شنبه روزه و ... خدا رو شکر حل شد و کار خدا میدونم
فقط شاید برای من برکت معنوی شد برای او هم چنین شود
. خلاصه دیدی خدا چطوری مشکل شک منو چون به کسی
نگفتم حل کرد تو هم مشکل شکتو عقل حکم میکرد به کسی
نمیگفتی جز حا لا استادت یا بهجت ره نه اینکه بلند گو بر داری
همه را از مسجد بزنی . بقیه که نظر بهجت ره در باره مسجد
جمکرانه را پست بعد میگم فعلا اینا رو جواب بده .