سبز های پسته ای یا لجنی ؟

 

  

 سبز های پسته ای باید حسابشان از  سبز های لجنی جدا باشد

 

 هاشمیون رنگشون ابی نفتی است که عده ای سبز می بینند

 چون نزدیک به سبز است

 

 لطفا سبز ها بخونند از شون دفاع کردم ( یه روزی گفته بودم دفاع می نویسم 

 عمل کردم به قولم

 

   به همان دلیل که همه مبارزان با حسین ع در ارتش یزید مثل شمر و عمر سعد  نبو دند و بعضی بی بصیر تان عوام  با وضو

 به قصد قربت امده بود ند  ، به همان  دلیل هم همه سبز ها سبز لجنی نبودند  و به بعضی از انها که

 بی بصیرتیشان  انها را قاطی سبز های لجنی کرد دلم می سوزد و اگر در زندانها هستند باید با یک روانکاوی و تحقیق و گرفتن یه تعهد باید ازادشان کرد 

  من اگر در پست قبل  نو شتم سبز های لجنی  منظورم فقط لجنی ها یند یعنی خواص سبز ند و از اینکه کلی همه را قاطی کردم  بی توجهی کردم و عذر می خواهم   چون دو نوع  سبز در اغتشا شات داشتیم  که  البته سبز های لجنی  اگاه بودند که در پشت این رنگ سبزهمان   رنگ نارنجی  گرجستان خوابیده که جزئی از   کو دتای مخملی  بود   ولی تعمدا وبا  زیر کی   عمر و عاصی  با رنگ سبز امدند و  رنگ سبز سیدی  را منا فقا نه برای عوام  که عاشق اهل بیت سبز پوش   بودند انتخاب کر دند .   با یه ظاهربه عللی موجه  سید بودن موسوی را  انتخاب کردند  که اونم مادر سید از کار در امد و منافقانه سکوت کرد  از نام فامیلی موسوی که مختص سادات است سو استفاده کرد  در حالی که احمدی نزاد هم مادر سید است ولی از انجایی که گو ساله سامری برای گول خوردن عوامشان که سبز های پسته ای می نامم وجود داشته باشد  لازم بود  بهترین گزینه بین چند گو ساله سامری  یعنی گرینه

 مو سوی  انتخاب می شد .

( چون خاتمی تاریخ مصرفش گذشته بود دروغهایش که میگفت جوان جوان دیگر  لو رفته بود  یک موردش وام ازدواج به جوا نان تازه ازدواجهای فامیل نزدیک خودمون  یک سال درست سند از دواج در بانک ماند  و بعد گفتند دیگر تمام شده نداریم   به رغم اینکه وامش 400 هزار تو مان بود   جوان جوان گفتنش توخالی و  استحمار کردن جوان بود برای رای گرفتن ولی احمدی نزاد عزیز  این ها ت و هار ت و هورتها را هم نکرد اما الان نمونه میگم فقط  دوازه ملیون سه نفر از اعضای خا نواده من  وام از دواج گر فتند  و ازدواج کردند  چند خا نوار مثل  ما در ایران این وامها را گرفت ؟ خیلی ها  اخیرا  شده 5 ملیون  خوب اینا رو نمو نه گفتم بریم سر بقیه حرفام ) خیلی از مردم که عشقشان سادات و جد شان بود و در ضمن  نخست وزیر بودن دهه 60 موسوی را  دال بر انقلابی بودن می دانستند به سمت  سبز های لجنی  رفتند چون صدای  گو سا له سامری  از دهن انها در می امد که خیلی خوش صدا به نظر می رسید  و لذا در   نیرنگ خواص سبز گم شده بودند درست مثل کسی که مطلا و بدل را به جای طلا بهتون بفر وشه  اینجوری چند ملیون از سبز های  غیر لجنی یعنی سبز پسته ای را توانستند  به پای رای بیاورند  من  اینها را سبز پسته ای می دانم و دوستشان دارم و  محتر مند اینها مطلقا قصد شان فروش وطن نبود و اینها کسانی اند که  خیلی  از نا مردان ادارات مختلف مملکتمون  چوب خو رده بود ند و خسته امروز برو فر دا بیا های بعضی  کار مندان بیمار ادارات  و روئسای ادارت شده بودند شده بودند  که سادیسم داشتند  و یا تعمدا برای نا راضی کردن مردم از انقلاب  این مردم ازاری را مرتکب می شد ند.

 خیلی از سبز های پسته ای خسته این ازار ها شده بودند  و لذا نا خواسته با دلی از دردی که نمی دانستند این سبز ها لجنی مخملی  دوای درد شان نیست و نمی دانستند که  این سبز ها رنگشان لجنی است و نه پسته ای  لذا

 اینان نیز قاطی انها شد ند و من اگر قاضی بودم برسی می کردم سبز های لجنی را با سبز های پسته ای جدا

 می کردم  وقر بال می کردم و فقط در زندانها این نو ع سبز های لجنی که وطن فروشی هدفشان بود را نگه می داشتم و بقیه از دم بعد از یک روانکاوی ازادشان می کردم و می دانم چنین شد و خیلی ا ز انهایی که رهبر عزیزمان ازاد شان کرد عفو رهبری خورد  همین سبز های  پسته ای بودند  قصد کو دتا نداشتند قصد ابراز اعتراضی داشتند که نمی دانستند به کجا باید مراجعه کنند هدفشان پسته ای و نان شکمی بود که شکمشان را سیر کند یا مشکلات اجتماعی و کاری یشان  چگو نه حل می شد اینو معترض بودند و بس   البته با تبلیغ ماهواره های ضد انقلاب اجیر شده بودند  و کم سن و سالانی گول خورده بود ند درست مثل ادمهایی در ارتش یزید  که با تبلیغ یزید که حسین خارجی و کافر است امد ند با او بجنگند  لذا بحث این نوع سبز جدای  سبز های لجنی اند و یک عده هم که نه با دشمن بودند و نه اسلامی واقعی مثل پسر زبیر اشرافی گری مد نظر شان بود و افراد بی درد بود ند که مرد نبود ند چون مرد دارد درد .  مثل دکتر  احمدی بیخود نیست

 به قول اقای حسینی درد  تنها هم قافیه اش  مرد است و اینها نمی دانم رنگشان چیست اینها سبزنیستند  چون فکر نمی کنم به فکر سقوط  نظام بوده باشند بلکه به فکر تاج و تختی و قدرتی و ÷ولی راحت بودند  لذا اسمشان را میذارم  ابی نفتی  اگرکسی  کور رنگی داشته باشه انقدر ابی به سبز  نزدیک هست که   ابی را سبز می بینند  پس قشنگتره بگم اب نفتی  اخه به دنبال قدرت  مال  نفت را کرده بودند  حیاط خلوت  خویش   اینها هاشمیون هستند

 مثل طلحه و زبیر ند که شمش های طلایشان را با تبر می شکستند  مثل   خیلی از ایا دی جریان  هاشمیون و یا رفاه طلبان بی درد  در رئوس اداراتمان قرار داشتند  همین عبد الله نو ری ها و

 کر باسچی ها .. که اتاق دفتر ریاستش یک کاخ کو چک  شاهنشاهی شده بود .. اینا  ابی نفتی بود ند که سبز به نظر می رسد ...و.  یه عده هم مثل رضاییون  ها  چقدر کا رخا نه هایی مثل کار خا نه قند ...را در برا بر ظلم به کار کران  بیمه میکرد انقدر که  ریاست  خا نه قند گفته بود برید خود رهبر را بیارید این کار خا نه پشتوانه اش  محسن رضایی  بوده اینطوری که بعضی از کار گران ناله می زدند  ریاست کار خا نه درست شده یک شاهنشاه اریا مهر دو باره  و کسی نمی تواند به داد مظلو مین کار خا نه برسد چون  او پشتش گرم گرم است  برای هر روستا رفتم که سخنرانی کنم برای احمدی نزاد  کار گران نالید ند که خانم می توانی .. حق ما را از کار خانه بگیری  حق کار گری ما را نمی دهند و قتی به نماینده شهر هم گفتم  و مظلوم کتک خورده ای که به صرف شکایت کتک خورده و دستش را شکسته بودند  مثل زندانهای  امریکا در کار خا نه ظلم شد ه بود را بردم نزد نماینده شهر یه جواب داد گفت کا رخا نه بیشترش خصوصی است  نمی شود کاری کرد .( خدا بکشد   خاتمی را که خصو صی سازی را اینجور  بی در و پیکر رسم کرد )... فردای ان روز نماینده به کار خا نه باز دید رفت همین و بس ..  خلاصه  سبز ها دو نو عند معترضین ساده لو ح و  صر فا درد دیده که ندانستند  از کجا خور دند و نفهمیدند انهایی که زخمشان زد ند خودشان فقط ظاهرشان اسلامی بود از اول ضد انقلاب بود ند گرگ  در لباس میش بودند  تا انقلاب پیروز شد  در  کودتای نو ژه در همدان مدارک مجا هدین خلق

 بود نشان را سو زو ندند ( یک کا میون مدارک زندانی های اول انقلاب را سو زو ند ند  و زندانی ها از نوع کمونیست و نوع مجا هدین خلق و قدرت طلبها همه قاطی انقلابیون واقعی شد ند ( به کتاب عزت شاهی مراجعه شود )

   درست مثل عمر و ابو بکر بتهایشان را قایم کرده بود ند ولی چون اسلام رو به پیشرفت بود  خودشان را به رسول اکرم چسباندن تا  به مقامی برسند این حرف امام زمانمان است به شیخ مفید در کتاب شبهای پیشاور دوستان سنی ناراحت نشوند .

بگذریم   مسعود رجبی هم سلول  ا یت الله طالقانی بود ایا هر دو یکی اند ؟ و لذا بعضی باقصد عمری و ابو بکری برای کسب مقام و پست  انقلابی 57 شده بودند و شدند  از اصحاب رسول زمان ما خمینی کبیر ره  و مواد لازم  برای  پستهای جمهوری اسلامی را هم تهیه کر دند یعنی   با یک من ریش و پشم و انگشتر عقیق و .... و بقیه مواد لازم  برای انقلابی نما شدن  امد ند نفوذ کردند  و شد ند ترکش داخل نخاعی که در اوردنش شل کننده و ماندنش درد ناک  وارد نخاع پیکر ه جا معه اسلامی و وطن ما شدند  این حر فها را در زیر صندلی امام در جما ران که صدایم را احمد خمینی ره می شنید گفتم و ازادی را لمس کردم کسی منو در بند نکشید چون دمکراسی ترین کشور را داریم  ان زمان گفتم باطن ادارات هنوز طاغوتی است و مردم ازار ها همه طاغوتی اند 

 سید حسن  نصر الله و رهبرمون در جنگ ۳۳ روزه لبنان

 

 نماز هر کس ولایت فقیه را قبول ندارد باطل است ....چون

 در هر نماز دروغ می گویند .

 احمد خمینی ره گویا می خواست حق گفته بشه اخه دوره هاشمیون بود

سال 1372 عید قر بان 14 خرداد رحلت امام ره  و دانشجو بودم عرض کردم

 و کسی مزاحمم نشد ولی بچه ها ترسیده بودند  و یکی هم ترسیده بود عکس مرا گرفت و صدایم را ضبط کرد تا بگو ید  که من از ان جماعت داشگاه تهران نبودم و از یه دانشگاه دیگه قاطی انها شدم   ازادی در کشور بوده و هست  هر جا نیست بدان یا پای خاتمی در کار است یا هاشمیون  و اما  اگر من یه ادم بی بصیرت بودم در همان سال در تهران منو شب از خوابگاه بیرونم کردند به خاطر امر به معروف  و درد سر ها کشیدم اما اگر اهل تحلیل نبودم  از عقده ان روز ها یم قاطی سبز ها می شدم  اما من هر گز دانشجویی نبودم  اینکه ریاست دانشگاهم اقای رضایی نادان  و ریاست خوابگاهم اقای اشراقی احمق ظلمی به من کرد ند اینها را به پای اسلام  بگذارم  اقای  اشراقی بدون یا لله گفتن می امد داخل دخترا  حاضر و غایب کنه و جوان بود چشم چرانی می کرد من قیام کردم قید استخداممو هم زدم  اما خدا کمک کرد الان  دبیر رسمی هستم  این اقا اشراقی می گفت من به نفسم مسلطم   دخترایی که بنده شغل بودند از ترس نیا مدند شهادت بدهند که انها را  سر لخت دیده و . . به زودی منتظر  خاطرات دانشگاهمون  در تهران باشید جهت تنبیه ان افراد اسمها را واقعی اسم  می برم  ولی ببینید سختی دیدم اما  دست از انقلاب و ولایت بر نداشتم این یعنی لطف خدا خدا را شکر بصیرتم از بین نرفته ظهور امام زمان نزدیک است هر کس با ولایت نیست نمازش اشکال دارد و اقا ظهور کند او را می ازماید و مردور خواهد شد مگر در خط ولایت باشید بی ولایت  نماز ایراد دارد  چون در تشهد می گویی اشهد ان محمد عبد ه و  رسو له  این شهادت اخرش سلسله وار به جانشینان محمد ص می رسد و اخرینش که امتداد ولایت رسول است ولایت فقیه است که  فعلا اقا مون سید علی است مگر اینکه او گناهی بکند و از ولایت بیفتد که چنین نیست و الا غیب گو نمی شد  چون  به سید حسن نصر الله نا مه نو شته بود که در جنگ  با اسرائییلی ها پیروز می شوید انها قرار بوده در پاییز اینده باشه و زودتر شروع کردند  شما پیروزید و از دو دلی ازاد سازی اسرای انها دست بر دارید که این خبر را سید حسن اعلام کرد و نگفت از  ولی فقیه زمان است  وقتی اسرائییلی ها شنیدند  گفتند  تا عمق بر نا مه ریزی های ما حزب الله  نفوذ کرده  چون احدی نمی دانست کی می خواستیم حمله کنیم .چطور فهمیدند  بعد ها  برای خودی ها سید حسن فاش کرد  نامه ولی فقیه مسلمین جهان نجات بخششان شد  و الا معلوم نبود چه می شد این یعنی جانشین امام زمان  و کشتیبان نجات مسلمین جهان در همه بحرانها 

+ نوشته شـــده در سه شنبه سی ام آذر 1389ساعــت19:27 تــوسط رضوان محدث پور |
تبلیغ

   اف ولا دات کام  تا اخر اربعین مهلت میده که در موضوع هایش و محرم مطلب بگذارید جوایز معنوی عالی داره بشتابید   در اخرین لینکهای وبم هست

فرهنگ سرای ولا

+ نوشته شـــده در یکشنبه بیست و هشتم آذر 1389ساعــت10:16 تــوسط رضوان محدث پور |

 

شیرین عبادی ریاست جمهور بهاییت

همان که شوهرش را کتک زد جایزه

حقوق بشر گرفت

 

به گزارش کاوش در جلسه اخیر بهائیان  که در باغ یکی از هوا داران  این فرقه در شهر دماوند برگزار شد  اکرمی  یکی از سران بهاییت  ادعا کرد
 ما تلاش می کنیم با استفاده از حث رجال در قانون اساسی  و فقه مسلمانان و جلب نظر بعضی از علمای قم و موافقت با ازادی  انتخاب زن برای ریاست جمهور ی را به بدست اورد ه و خانم شیرین عبادی را برای کاندیداتوری معرفی کنیم  وی اظهار داشت  به زودی به انگلیس خواهم رفت و با خانم شیرین عبادی ملاقات و موضوع حمایت بهائییان  از کاندیداتوری وی را  پیگیری خوام کرد
///////////////////////////////////////////////////////////////////////
اعضای فرقه ضاله بهائیت شیرین عبادی متهم پرونده نوارسازان را که به بها نه جایزه صهیو نیستی صلح نوبل  میلو نها دلار پول از غربی ها برای ترویج فرهنگ فمینیستی و ضد دینی دریافت کرد  به عنوان ریاست جمهوری معرفی کرد ند
  نشریه پرتو 12 اسفند 1383 

+ نوشته شـــده در پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389ساعــت11:38 تــوسط رضوان محدث پور |
چرا چادر سیاه کلاغ سیاه و شهیده حجاب ؟

دیروز با شعر امروز با چاقو

 به حجاب  تاختند

ضمن صلواتی به روح این شهید ه

 توجه همه خانمهایی که تعمدا و اگا ها نه در روز عاشورا با ارایش

و بد حجابی ظاهر می شود

 در تبین این شعر و تخریب چادر و قتل این شهید شریک است

 و شامل لعن های زیارت عاشورا با این جمله

 و شایعت و بایعت و تابعت می شوند

                 کلاغه میگه قار قار        

                   خانمه میگه زهر مار    

                         آقــا میگه ولش کن   

                     چادر سیاه سرش کن           

از خونه بیرونش کن

به این مصرع شعر توجه کنید میگوید چادر سیاه سرش کن و جالبتر اینکه از خونه بیرونش کن طرح اصلی تشبیهه چادر سیاه به کلاغ سیاه که در اصل طراحی تحقیر چادر سیاه زن است از همین شعر شروع شد و جالب است که میگوید از خونه بیرونش کن یعنی جای زن چادری منزل نیست عضوی از خانه حساب نمی شود باید رانده شود سالهاست این شعر به ظاهر کودکانه ورد زبان کودکانمان است حتی ما کودکان دیروزهم یادمان هست ورد زبانمان بود . غافل از اینکه پشت این شعر نقشه ای شوم برای تخریب ارزشی بزرگ در جامعه بود تا به مرور منجر به حذف عنصری سازنده و مفید در بین بانوان جامعه شود و آن عنصر ارزشی چادر مشکی ای بود که بانوان ایرانی جهت حفظ حریمشان از چشمهای الوده به سر داشتند و دارند کم کم باعث شد  بعضی  ها  به زنانی که چادر به سر میکردند به استناد همان شعر می گفتند کلاغ سیاه و چادر مشکی را با کلمه ی کلاغ سیاه تحقیر  که چه گویم تخریب  کردند آنقدر این تحقیر ترویج شد تا   که امروز با مرور زمان شاعر آن شعر که ترانه خوان تلوزیون شاه مخلوع بود به هدفش رسید و با آن تشبیه کاری کردند که دلزدگی بعضی زنان را از چادر در پی داشت و با برداشتن چادر حریم بین محرم و نا محرم نیز  برداشته شد و آن زنا ن ناخواسته  و ندانسته قربانی هدف شوم طراحان مسئله ی کلاغ سیاه شدند پس به اشعاری که کودکانه است باید توجه کرد تا چه رسد به فیلم وکارتونهایی که غربیها برای بچه های ما میسا زندمثل کارتون هرکول که به نظر من در راستا ی تخریب توحید دراعتقا د کودکانمان است وجز ئی از اصول  د ین ماست در این کارتون اولا خدا پسر دارد دوما پسر خدا شاگرد شیطان است !و هدف دیگر ش  اشنا یی کودکا ن خرد سا ل با بعد جنسی رابطه زن ومرد است  که البته  در فیلم کارتونی شرک بیشتر نمایانگر است بگذریم مطلب داخل پرانتزی بود .و اما در مسئله ی کلاغ سیاه باید بگویم که تمام کسانی که چادر سیاه را کلاغ سیاه معرفی میکنند آدمهای بی سلیقه ای هم هستند مگر هر سیاهی زشت است اگر این طور است چرا شاعران آنقدر از سیاهی چشم و زیبایی چشم  سیاه آهو دم میزنند و شعر سرایی می کنند یک خوش سلیقه و خوش فکر به زیبایی سیاهی چشم آهو فکر می کند نه به زشتی سیاهی پر کلاغ!!!تا با دشمنان چادر سیاه همسو نشود طراحان دیروز کلاغ سیاه امروزه به شکلی مذهبی بروز کرده اند و به قول معروف به جای توضیح المسا ئل از توجیح المسا ئل استفاده میکنند و حق را در پای باطل ذبح شرعی می کنند مثلا میگویند اسلام گفته رنگ سیاه مکروه است پس چادر سیاه ایراد دارد آنها مکارانه از نظر اسلام علیه خود اسلام استفاده میکنند جالب است که زنان همین افراد در عروسی ها که مجلس شادیست با لباس مشکی ظاهر می شوند  در حالی که اسلام این نوع پوشش لباس مشکی زن در منزل را مکروه میداند نه چادر موقتی در خیابان را .حتی در استفتاحات مجتهدین آمده که سیاه بودن چادر؛عبا؛کلاه؛کفش مکروه نیست .خوب به این جمله ای که کاریکلیماتور است از قول حسن حسینی توجه کنید که میگوید :چه کسی میگوید سفیدی دندان گرگ بهتر است از سیاهی چشم آهو ؟  
(البته همین جمله باعث شد این مقاله در ذهنم تداعی کند )سیاهی چشم آهو را برای مشکی بودن چادر استفاده کردم و اما سفیدی دندان گرگ که شاید جذاب باشد بنده به جذابیت افکار غربی و روشن فکر نما ها و ماهواره ها تشبیه می کنم جوانی که جذب برنامه های فرهنگی ماهواره ها میشود مثل کودکی است که جذ ب سفیدی دندان گرگ شده و دست دراز میکند که آن را بگیرد غافل از اینکه طعمه ی گرگ خواهد شد و جذابیتی ست که درندگی و کشندگی را در پی خواهد داشت . دشمنان پاکی و نجابت دیروز با شعر و کنایه به چادر تاختند ولی امروز در کشور المان مدعی دموکراسی ورعایت حقوق بشر ؛ با چاقو به چادر تاختند این عمل ننگین و طراحی شده در دادگاه المان که فقط به جرم چادرو حجاب یک زن توسط  یک نژاد پرست جلو چشمان فرزند و همسر و همه مردم حاضر با هجده ضربه به شهدت می رسد؛ این عمل ننگین را چگونه می توانند پاسخ خواهند داد ایا میشود گفت اوردن چاقو به دادگاه ممنوع نبوده در حالی که حتی از اوردن گوشی همراه جلو گیری می شود ؟ وبدتر اینکه شوهر  ش را هم  پلیس آلمان با گلوله زخمی می کند به جرم دفاع از همسرش ؛ ما بسیجیان  سبزوار این عمل ننگین حمله  علنی  به حجاب را محکوم میکنیم و به همه مسلمانان عرض می کنیم که اگر سکوت کنیم این عمل به یک فاجعه جهانی بدل خواهد شد و قصد انان ایجاد ترس و انزوا بین زنان مسلمان محجبه  خواهد بود اما دشمنان حجاب و عفاف بدانند که این حمله ها موجب بیداری بیشتر از پیش مردمی خواهد شد که وجدانی بیدار دارند و می فهمند که دم از دموکراسی زدنشان و حقوق بشرشان جز یک شعار تو خالی و بی اساس نخواهد بود و  این ایران است که در اصل مهد ازادی و دموکراسی ست و بیشتر از هر کشور حقوق بشر را رعایت کرده و می کند نمو نه اش  زندگی ازادانه و رضایت بخش اقلیتهای مذهبی در ایران است که در مجلس شورای اسلامی هم نماینده دارند و انتخاباتی ازاد ایا اینجا را باید مهد دموکراسی خواند یا غرب را که وحشیانه مادری را به

 جرم حجاب جلو کودکش به شهادت می رسانند

 حتی خبرش را هم بایکوت می کنند

 

خبر خبر

 

 ضمنا دیروز دختری که برای حجاب  از کارش اخراج شده

 

 بود  و او به دادگاه شکایت نمود بلخره دیروز دختر

 

محکوم به جرم حجاب شد و حجاب جرم محسوب شد

 

 و این دختر رسما از کارش اخراج شد 

 اهای سبز های لجنی اهای شیرین عبادی پس فطرت این زن بشر نبود یا بشر های فقط اسرائیلی را بشر می دانی تو ی برنده جایزه نو بل حقوق بشری 

 چرا خفه شدی و بیا نیه محکومیت صادر نکردی ؟

  او یک پزشک بود و نجات دهنده بشر های زیادی بود ؟ 

 بیا حقوق بشرا را برام تعریف کن ما که ذهنمون هنگ

کرده گیج شدیم این حقوق بشر شما معنی اش چیست

 گوش فلک را کر کرده ؟

  داخلی که از حقوق بشری و  انها یی که حرف حقوق

 بشری می زنی

 

اینو توجیه کن برام این  حقوق بشر است ؟

 

توی نادان مملکت را خواستی دست اینها بدهی تا به کدام 

 حقوق بشری ات برسی ؟ /////////////////////////////////////////////

 

 

 به اقا محمد رضا  که در نظرات نظر داده  

 ایا قران حجاب را امر فرموده یا نه  این بی حجاب را  چرا سبز ها قبول دارند ؟ و زن موسوی قران پژو است چرا ایشان را برای سخنرانی اورد دانشگاهش سخنرانی کند و او را متفکر جهان نامید ؟

 بلخره حجاب یا بی حجاب  قران یا غیر قران را شما قبول داردی ؟

 اگر هر دو ایا نفاق  تعریفش رو رویی نیست کدام روی سبز ها را قبول کنیم ؟ شما

 قبول است قوانین رعایت نمی شود ایران هم ایراداتی هست چرا سایت ایرانی  سبز های لجنی  مشخصات دانشمندان هسته ای را منتشر کرده منظورشان چیست ؟

 را  منتشر کرده اینها غیرت هسته ای هم ندارند اینطوری دنبال ترور بچه های خومانند ایا از اینها انتظار  محبت به کشور را دارید ؟ رفسنجانی بیا نیه داد محکوم کرد شهادت  شهید هسته ای را سبز های داخلی اموی علیه هاشمی اعتراض نو شتند که نباید اینقدر غلیظ محکوم می کردی  این یعنی اخر بی غیرتی و عدم ایران دوستی سبز ها

لطفا جواب این خبر را بده  در ضمن حجاب را زیر پا گذاشتن یعنی ایه ۵۹ احزاب را زیر پا گذاشتن حجاب از ضرو ریات دین است عدم اعتقاد به ان 

 کفر است  شیرین عبادی چرا بی حجاب است چرا خلاف میل شوهرش حرکت می کند چرا شو هرش را کتک زده مصاحبه شوهرش را دیدید ؟ گفت همه به من میگفتن تو شوهر کردی نه زن گرفتی  او که حقوق شوهرش را نمی داند چطور جایزه نوبل می گیرد دو از حقو ق بشر می زند ؟ اقا محمد رضا روز نا مه ای  سبز های اموی اونو عزت ایران نامیدند نه نظام زن موسوی اونو پرفسور و فیلسوف نامید جز اینه ؟

 و اما خبر

 شیرین عبادی ریاست جمهور بهاییت را

پست بعد گذاشتم را محمد رضا محترم جواب دهد

 

 شیرین عبادی  در حال سخنرانی


 

+ نوشته شـــده در چهارشنبه بیست و چهارم آذر 1389ساعــت7:11 تــوسط رضوان محدث پور |
پیوند عاشورا وعشق با اعتکاف

پیوند عاشورا و عشق و  اعتکاف     یک مثلث متساوی الاضلاع  است 

                                                              

من فکر می کنم فقط عا شقادرک می کنند  ولو عشق مجاز ی اما دارای یک زیبایی معنوی باشد کافی ست که این مطلب را بگیرد کسی که میفهمد خدا چقدر قشنگ است می فهمد ا ن لله جمیل و یحب الجمال  یعنی چه !!؟ حتما خواهد فهمید که  اعتکاف چندان دور از عاشورا نیست جالب است عین  اول لغت عاشورا در لغت اعتکاف نیز هست من وقتی تعجب می کردم که زینب (س)نمی گفت هرچه در عاشورا دیده زیبا بوده وجز زیبایی چیزی ندیده وقتی به عمق فرمایش قشنگش فکر میکنی تو هم لذت وشیرینی لذت اورا  می فهمی زینب کسی نیست که حرف را برای قشنگی زده باشد ویا دروغ گفته باشد ؛ این حرف را فقد یک عاشق زیبایی میتواند زده باشد من وقتی ان لذت ایشان را از عشق بازی اش در محضر معشوق ؛ درک می کنم نه تنها برای صحنه های به ظاهر دلخراشش ؛ گریه ام نمی گیرد که لذت هم میبرم مصیبت در محضر معشوق انهم برای فانی شدن وفداشدن برای معشوق در حالی که کاملا یقین دارد معشو قش او را نظاره میکند ولحظاتی را میگذراند که در محضر معبود خویش است وهمه زوایای حرکتی او در زاویه دید محبوبش است ایا میشودنامش مصیبت باشد ولذت نباشد ؟ لذت نبرد وجز زیبایی نبیند ؟به نظرم اوج لذت امام حسین ان لحظه بود که خون گلوی علی اصغر را به طرف اسمان ریخت وفرمود چون تو می بینی برایم سنگین نیست وزمانی که دست برادر زاداش را که دوازده سال بیش ویا نه سال بیش نداشت ؛بریدند وهنوز از پوست دست اویزا ن شده بود  نیز همین جمله را بیان  نموده مگر یک عاشق به معنای واقعی ان جز این را می خواهد وقتی امام گریه وعمو عموی عبدالله نه ساله را دید وبی تابی اورا دید سعی کرد به زبان کودکی کمی از زیبای های بهشت را برای او باز گو کند تا تحملش را ازدرد افزایش دهد وبه او بفهماند که در استانه بهشت است چون  او کودک بود این مفهوم عشق بازی عاشق و معشوق برایش ثقیل بود یک درجه پایینتر را بیان فرمود واز بهشت گفت  والا حسین کجا و برای بهشت و از بهشت گفتن کجا  مگر کسیکه عاشق خود خدا شده باشد بهشت جز یک شکلات گرفتن از دوست ومحبوب ومعشوق معنا دارد بله ان شکلات ازانجایی که از دست یار ومعشوق است  با همه شکلاتهای عالم  فرق دارد و صد برابر شیرینتر است اما شیرینتر از ان خود معشوق است وحضور معشوق برای دادن ان شکلات پس برای عبدلله ابن حسن (ع)  از همان شکلات گفتن   کفایت میکند چه بسا ما ادما هم برای کسب ان شکلات عبادت می کنیم نه برای خود خدا  بلکه کمتر از ان که بویی هم ازان        ندارد اصلا با هردو بیگانه است هم با خدا و هم با بهشت خدا ؛ یعنی  گاهی عبادتها مان بوی دنیا دارد وبس برای صرفا حاجت مادی ورفاه بیشتراست  تازه ادم خو بها مان اینطور عبادت می کنندبقیه که کارشان زار ست که نعو ذو با لله حتی نماز را هم ترک می کنند می گویند ما کارمان درست است بس است ازا نماز خوانها هم بهتریم  این مطلب را دانش اموزم گفت که ( پدر بزرگم هفتاد سال است نماز نخوانده و ادعا دارد از ما نمازی ها هم بهتر است)  دیگر نمی گوید امام صادق (ع) بی نماز را از زنا کار بدتر میداند به این دلیل که زنا کار دچار لذتی شهوانی شده ومغلوب گشته اما نماز نخواندن که شهوت ندارد جز اینکه امر خدا را سبک شمرده پس نز دیک کفر است وپیامبر فرمود فاصله مسلمان بی نماز با کافر به اندازه باریکی نخ است  ؛ پس از انجایی که هرکس واقعا عاشق بود انهم عاشق خدا واگر هم عشق حسین (ع) در کار بود انهم با خاطر عشق حسین به خذا بود  که در عاشورا تا اخر ماندند لذا ست که همه ان یاران خدا خود را در محضر محبوب می دیدند این بود که دیگر هیچ  چیز برایشان جز شهادت و فدا شدن برای محبوب و معشوق  معنی و مفهومی نداشت وانها شهادت را کلید وصال به معشوق  می دانستند وبس انها این وصال یار را زیبا تر و شیرینتر از هر زیبایی وشیررینی دنیوی میدانستند وبس این است که زینب (س)  با تمام وجود واعتقا د می گوید در کربلا جز زیبایی چیزی ندید  با انکه  هفتاد و دو  داغ عزیز را در یک روز دیدند پس عاشورا چیزی جز صحنه های زیبای عشق بازی وتجلی عاشقانه ترین پیامهای عاشق ومعشوق نیست واما اعتکاف وارتباط ان با عاشورا  هم همین است به شکلی دیگر ابرا ز عشق است به معشوق اما مقدمه است تا خود را اماده عاشورائی شدن کرد  اگر سه شبانه روز خود را از دنیا وانچه دران ست  دور کردی و فقط برای ادم شدن وبعد عاشق شدن پا در خانه خدا گذاشتی تا دلت با عبادتهای زیاد وسخت امادگی عاشق شدن را پیدا کند تو معتکف شدی اعتکاف هم جهادی عاشورایی ست  اما نه جهاد فیزیکی وجهاد اصغر بلکه جهاد اکبر است اما این جهاد مقدمه می شود برای جهاد اصغری که با همه جهاد ها فرق داشت یعنی عاشورا حتی با انکه فیزیکی است و قاعدتا به فرموده پیامبرجهاد اصغر حساب می شود اما با جهاد اکبر امیخته است چون انانکه با  جهاد نفس نتوانسته بودند پیروز شوند به نهوی صحنه کربلا را ترک نمودنداگر پیامبر ان روز را میدید ومیدید که این رزمندگان کربلا قبل از جها د در جهاد اکبر پیروز شدند اینها را مستثنا ی جهاد  اصغر میفرمود وجه تمایز این جهاد  با همه جهادهای دیگر همین است لذا در اعتکاف باید جهاد با نفس را تمرین کرد تا عشق ورزیدن به خدا را اموخت   بالاخص برای شناخت پیدا کردن ازخدا حداقل باید نام و صفت  او را دانست وان با توجه خواندن دعای جوشن کبیر به دست می اید  ؛ همان دعایی که حاج ملا ها دی سبزواری هر شب در قنوت نماز شبش می خواند؛ جمال خدا را اگر مخواهی ببینی تا عاشقش شوی فقط کافی ست جوشن کبیر را با معنی بخوانی اشنا شدن بااو قبل از حتی قران لازمه اش  خواندن همین دعاست  چرا که اول باید مختصر اشنایی با اسم کسی واخلاق کسی داشته باشی تا به دنبال همه سخنان وخواسته های او بروی ؛ قران همه سخنان وخواسته های  او ست ولی   دعای زیبای جوشن نام او وعمق صفات او است وقتی می خوانی یا مقیل العثرات  یعنی ای نادیده گیرنده لغزشها یک دنیا امید توی دلت میاد که او گناهها مان را می بخشد که چگویم حتی نمیخواهد که ببیند نادیده میگیره چممش را میبندد بعد میفهمی که خدا چقدر دو ستمان دارد  این یعنی عشق دو طرفه است اگر تو دوستش داری میری معتکف میشی تا ابراز عشقتو بهش نشون بدی  اوهم با این اسمش تورو امیدوار میکنه ومیگه دوستت داره یا وقتی میخوانی0 یا ملجاء کل مطرود ین.  یعنی ای پناه رانده شدگان عمق مهربونی اونو در قلبت احساس میکنی که اگر همه ادما ازت انقدر بدشون امد که از همه جا بیرونت کردند یک جا مانده برات که عاشقانه حاضر است تورا بپذیرد اون هم کسی جز خدا نیست حتی اگر همه گناهان را مرتکب شده باشی چون اسمش رو گذاشته خیلی خیلی امرزنده غفار و انهم غفار الذنوب امرزنده گناهان وجالبتر اینکه ملجا ء العاصین یعنی پناه خطا کاران وگناه کاران همه گناه کاران  را بیرون میکنند اما او اسمشرو گذاشته پناه دهنده به گنا هکاران بعضی جا ههای این دعا عظمت خودش را بیان کرده تا قوت قلب بگیریم اگر توی این دنیا از کسی میترسیم  نترسیم اخر خدای با این عظوت وهیبت را داریم انهم در اوج قدرت واوج محبت چون هم گفته از رگ گردن بهتون نز دیکترم هم میگه کسیست که کوهها از هبتش متلاشی میشن یا من تشققه الجبال من مخا فتهی    هم ارحم الراحمین است وهم  ( یا من لا یعتدی علی اهل مملکته )  ای کسی که ظلم   به اهل مملکتش نمی کند یعنی او حاکمی مهربان است به ما بندگان محال ست  ظلم کند پس نگران نباشید حتی ابرهای اسمان تحت امر من حرکت میکنند ( یا منشی السحاب الثقال )در این دعای زیبا هم لطافتش را نسبت به بنده و عشق ورز ی اش را  به او بیان کرده هم اوج قدرت وتوانایی اش را در حدیثی امده که هرکس در ماه رمضان این دعا را چهار بار بخواند  خدا روز قیامت میگه من حیا میکنم             اورا  جهنم ببرم  اگردر هر اسم از هزار تا اسمی که از خدا دراین دعا امده را مطرح  کنیم  میتوان به تنهایی یک بحث مستقل را بیان کرد بگذریم  چنین  خدایی  به این مهربونی وبا این همه لطف نسبت به بنده اش ایا میشود تو سه روز به خاطر او خودرا از لذات نفس دوری کنی ولی او به تو توجهی نکند پس اعتکاف کردن یعنی خود را در صحنه خط مقدم جهاد با نفس قرار دادن انهم فقط به خاطر اثبات عشق به خدا وپاسخ دادن به  ا براز لطف خدا  ؛  اینجاست ارتباط اعتکاف با عاشورا؛ درهردو ابراز عشق به معشوق است ودر هردو پارا روی هوس نفسانی گذاشتن است به خاطر خواستن معشوق ومحبوب چون خدا میخواست که دینش ماندگار باشد حسین با فدا کاری این ماندگاری را عملی کرد تا معشوقش راضی شود تا معبودش بپسندد ومعتکف نیز میخواهد پاکی انسان ماندگار بماند چون محبوبش این را خواسته چون او گفته اگر می خواهی تورا در جنت ویژخود داخل کنم  (ف الدخلی فی جنتی راضیه مرضیه واگر می خواهی از بندگان خصوصی من باشی باید پارا روی بعد حیوانی ات بگذاری  وبه قول ایت...کشمیری قدم اول را اگر روی هوس گذاشتی قدم دوم را در بهشت خواهی گذاشت 000در عاشورا عینااین این مطلب را ثابت میکنند ودر اعتکاف خودرا اماده میکنند تا اگر لازم شد در راه محبوب ومعشوق خویش جان فشانی کنند و  اماده لبیک گفتن باشند

پس کربلا و اعتکاف هردو محضر عشق بازی عاشق است برای معشوق

 ودر هردو جهاد است برای بیرو ن راندن عشقهای قلابی وعشقهای

مادی که بوی این دنیای فانی را می دهند است  خدایا خودت کمکمان کن تا وقتی در اعتکاف نماز می خوانیم بتوانیم    در رکوع در محضرت گردن نهیم وبا تمام وجودمان  بگیم در جهاد با نفس حاضریم گر دنمان را بزنی ووقتی تکبیره الاحرام می گوییم یعنی اعلام جنگ با نفس کردم والله اکبر  صحنه پیکار را به زبان اوردم ووقتی  چادر نماز به سر میکنم ویا عبا روی دوشم می اندازم ( مرد مستحب است با عبا نماز بخواند ) در واقع اونی فرم جنگ پوشیدم واین لباس اگر از  لباس رزمندگان مقدستر نباشد کمتر نیست چرا که این لباس رزم جهاد اکبر است وان جهاد اصغر است 

 واما همه مطلبم را در این جملات عاشق ومعشوق خلاصه میکنم  عشق دو طرفه بین خدا وبند ه

این حدیث حاکی از عشق خدا به بنده است و اما بشنویم از عشق بنده به خدا

 

اعتکاف تبلور عشق

اعتکاف یعنی     یغسل الذنوب

اعتکاف یعنی      دل بریدن از غیر خدا

اعتکاف یعنی     ذبح اسماعیل تعلقات

اعتکاف یعنی      حمام  روح

اعتکاف یعنی      ایینه شدن

اعتکاف یعنی     به زلالی اب رسیدن

اعتکاف یعنی     باز گشت به خویشتن

اعتکاف یعنی    به خاک افتادن در پای دوست

اعتکاف یعنی      بوسه زدن بر پای دوست

اعتکاف یعنی    اوج تسلیم خدا شدن

اعتکاف یعنی     اوج ابراز عشق به خدا

اعتکاف یعنی       پارا روی منیت نهادن

اعتکاف یعنی     0 خدا را به جای خود دیدن

اعتکاف یعنی       خط مقدم جهاد اکبر

اعتکاف یعنی        خدا را از انتظار در اوردن

 چرا که برای بندهاش فرمود : اگر انهایی که به من پشت کرده اند می دانستند که چگونه چشم به راهشان نشسته ام وچگونه شوق بر گشتن انها رادارم از شوق من می مردند وبند از بند شان جدا می شد )پس بنده با اعتکاف به ابراز لطف خدا پاسخ می دهد واینک تبلور عشق بنده به خدا را در جمله عارف باا لله میرزا علی قاضی را ببینید که فرمود :  

اگر در بهشت نگذارند نماز بخوانیم چکار کنیم ؟!!

 

+ نوشته شـــده در سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعــت13:8 تــوسط رضوان محدث پور |
بقیه عاشورا و چهار شنبه سوری

 

 

  بقیه  پست قبل  با عنوان

می  ترسم  عاشورا چهار شنبه سوری شود

و شام غریبان سیزده بدر

 من اغاز جنگ نرم را در ایران  از سینما خورشید

 در خیا بان لا له زار تهران سال 1338 ه ش می دانم

 که  17 محرم  فیلم

 رقص شرقی  با پای برهنه عیال  علی مصری  

 بخش شد ه و شب احیای 19 فیلم شب خنده 

 

و ان زمان  بعضی از فیلمهای ان سینما در توهین

به شعائراسلامی مورد اعتراض مردم قرار گرفت

که با توجیه وعذر خواهی ماس مالی شد شما 

 از کی میدانید ؟   با وبلاگ نویسی مذهبی

بیا سرباز جنگ نرم باش چرا که

 ریگی فرهنگی  هنوز در حال قتل و عام است

 و اعتقادات مذهبی جوانان را با اسلحه قلم و فیلم 

سر می برد

///////////////////////////////////////////////

 

 نمایش ابتذال در خیابان میرداماد در شام غریبان حسینی ۱۳۸۸

 اقا مهدی تاریخ فروردین فقط تاریخ نگارش خبر بود نه شام غریبان

 مایش ابتذال در خیابان میرداماد درشام غریبان حسینی 5487

 5487

روزنامه جمهوری اسلامی امروز در گزارشی مصور به تجمع عده‌ای پسران و دختران بدحجاب در میدان محسنی (میرداماد) در شام غریبان پرداخته است.متن کامل این گزارش به شرح زیر است:
«در شام غریبان اباعبدالله الحسین (ع) که میلیونها ایرانی سیاهپوش در ماتم سیدالشهدا(ع) و مظلومیت حضرت زینب (س) و اهل بیت امام حسین (ع) و شهدای کربلا به سوگواری و عزاداری پرداختند ، جمعی از دختران و پسران لاابالی در میدان محسنی و خیابان میرداماد تهران تجمع کردند و با روشن کردن شمع ، سوت و کف زده و هلهله سردادند. 5487 5487

 5487


در این مراسم مبتذل که شبیه یک پارتی بزرگ خیابانی بود ، دختران و زنان بدحجاب و بی حجاب با لباسهای مستهجن و چسبان و روسری های توری و پسران لاابالی با تیپ های غربی در غروب عاشورا و شام غریبان حسینی به وقیح ترین وضع ، اعتقادات و مقدسات مسلمانان را مورد تمسخر و توهین قرار دادند. 5487 5487

 5487


نیروی انتظامی به جای برخورد با این برنامه مختلط دختران و پسران معلوم الحال از ساعت 5487 18 5487 غروب روز عاشورا ، خیابان میرداماد از حدفاصل بزرگراه مدرس تا خیابان شریعتی و چهار خیابان دیگر منتهی به میدان محسنی را بسته بود. این اقدام ، زمینه را برای یکه تازی عده ای از اراذل و اوباش در این منطقه فراهم ساخت . 5487 5487

 5487


حدود ساعت 5487 19 5487 قریب به 5487 500 5487 دختر و پسر که در میدان محسنی تجمع کرده بودند ، از طریق تلفن همراه با دوستان خود ارتباط برقرار کرده و به تدریج ، بر شمار تجمع کنندگان افزوده شد.
دختران و پسران جوان بدون توجه به مراسمی که در ضلع شرقی میدان محسنی از طرف گروهی با عنوان « هیات مکتب الشهدا » برگزار شده بود ، در خیابان اطراف میدان محسنی به صورت جمع های سه ، چهار نفری گردهم آمده و مشغول گفتگو کردن و خندیدن بودند. 5487 5487

 5487


جوانان لاابالی در سو*پرمارکتهای خیابانهای اطراف میدان محسنی خصوصا خیابان بهروز ، همدیگر را به نوشیدنی ، چیس ، پفک و بستنی دعوت می کردند. 5487 5487

 5487


روسری برخی زنان و دختران آرایش کرده که بعضا توری نازکی به صورت آزاد بر سر داشتند به دفعات می افتاد و پس از گذشت دقایقی دوباره آنرا به سر می گذاشتند. اکثر این زنان از جمله زنان خیابانی و مانکن ها بودند که در پارتی و جمع های ناسالم به خودنمایی می پردازند.
برخی پسران بلند گیسو نیز علنا و به صورت آشکار دختران را در آغوش گرفته و صحنه های زشت و غیراخلاقی به وجود آوردند. 5487 5487 5487

 5487


موسیقی تند و محرک گروه نمایشی به بهانه اجرای تعزیه در میدان محسنی به حرکت درآمد ، بر تحرک پارتی خیابانی دختران و پسران افزود. خصوصا حرکت این گروه در میان جمعیت فشرده میدان محسنی وضعیت زننده ای از برخورد دختران و پسران به وجود آورد. 5487 5487

 5487


پس از اجرای این نمایش چند دختر بی حجاب که روسری های آنها افتاده بود ، به خاطر اختلاف در مورد دوست پسر خود با هم درگیر شدند که با پا در میانی برخی پسران (!) این درگیری خاتمه یافت . 5487 5487

 5487


حدود ساعت 5487 21 5487 سردار طلایی فرمانده نیروی انتظامی تهران در این مراسم حاضر شد اما دختران و پسران لاابالی درحالیکه هلهله سر می دادند با سوت و کف و شعار « طلایی دوستت داریم » به دنبال وی راه افتادند و دور میدان محسنی گشتند و او را هو کردند. 5487 5487

 5487


حدود ساعت 5487 22 5487 تعدادی از ماشین های نیروی انتظامی با استقرار در میدان محسنی ، از طریق بلندگو خواستار ترک تجمع کنندگان در این منطقه شدند. فرمانده میدان از طریق بلندگو گفت: انشاالله عزاداریهایتان قبول باشد! عزاداری خود را خراب نکنید و متفرق شوید. وی در مورد اینکه به کدام عزاداری اشاره می کند ، توضیحی نداد. 5487 5487 5487

 5487


تجمع کنندگان در پاسخ به هشدار نیروی انتظامی ، هو کشیدند و همچنان میدان محسنی و خیابانهای اطراف را مسدود نگه داشتند. 5487 5487

 5487


پس از این هشدار حداقل صدای 5487 20 5487 ترقه در این منطقه به گوش رسید که از اولین انفجار دختران و پسران درحالیکه با دستان خود آسمان را نشان می دادند به بالا و پائین می پریدند و هورا می کشیدند. 5487 5487

 5487


تجمع کنندگان از صداهای انفجار نارنجکهای صوتی به شوق آمده و هیچ واکنشی نشان نمی دادند. پس از گذشت دقایقی همین افراد شلوغ می کردند تا دوباره نارنجک صوتی منفجر شود.
سرانجام ساعت آخر یکشنبه به دلیل بی تفاوتی نیروی انتظامی در توهین به اعتقادات مردم در شام غریبان حسینی ، جمعی از جوانان متدین و حزب اللهی براساس تکلیف شرعی ، این تجمع آلوده به فساد را جمع کردند و با محرکان آن برخورد نمودند. متاسفانه برخی ماموران نیروی انتظامی به جای برخورد با عناصر مزاحم و فرصت طلب که باورهای مردم را به مسخره گرفته و امنیت و آسایش مردم را سلب کرده بودند ، چند نفر از این جوانان متدین را بازداشت کردند ، اما با وساطت مردم و خانواده ها و شهادت دادن آنها ، آزاد شدند. 5487 5487

 5487


سپس از متفرق شدن تجمع کنندگان در میدان محسنی، دختران و پسران جوان در خیابانهای اطراف و مناطق همجوار به عربده کشی پرداختند که درگیریهای پراکنده ای نیز در این خیابانها رخ داد. 5487 5487

 5487


پس از این مراسم ، ترافیک سنگینی که از غروب در این منطقه به خاطر بستن طولانی حداقل شش خیابان به وجود آمده بود تا دقایقی از بامداد به طول انجامید. این ترافیک در روزهای تعطیل و این ساعت از شب بی سابقه بود. 5487 5487

 5487

 5487

 5487


در حاشیه ...
میدان محسنی سابقه بسیار بد و آلوده ای از مراسم روشن کردن شمع و تجمع دارد. سال گذشته در همین مکان دسته زنجیرزنی دختران راه افتاد که با اعتراضات گسترده ای مواجه شد . پس از حادثه 5487 20 5487 شهریور 5487 1380 5487 (11 5487 سپتامبر آمریکا) نیز گروهی از همین تیپ دختران و پسران به دعوت حزب ایران پاک در میدان محسنی تجمع کرده و با روشن کردن شمع با آمریکائی ها همدردی نمودند!
در مراسم پریشب نیز دختران و پسران لاابالی درحالیکه قهقهه سر می دادند به بهانه شام غریبان ، شمع روشن کردند. عده ای از دختران به صورت زننده ای روی زمین ولو شده بودند و تعدادی دیگر از دختران و پسران در تاریکی اطراف میدان و خیابانها در نور کم شمع ، خلوت کرده بودند!
تعداد کمی خانواده نیز واقعا برای شرکت در مراسم شام غریبان و روشن کردن شمع به یاد مظلومیت اهل بیت امام حسین (ع) آمده بودند اما فضای آلوده این مکان و سواستفاده این افراد بی بندوبار مانع عزاداری آنها شد.
تعدادی از همین جوانان لاابالی می گفتند عزاداری واقعا باید اینگونه باشد که جوانان بیایند! عزاداری باید شاد باشد!
مجری این مراسم ، متاسفانه یکی از بازیگران صدا و سیما بود و انتظامات آنرا جوانانی با تیپ های غربی که بی سیم و چفیه داشتند ، عهده دار بودند!
در نزدیکی این مراسم ، در حسینیه ارشاد نیز هاشم آغاجری که به اتهام اهانت به پیامبر اسلام (ص ) و مقدسات اسلامی در همدان به اعدام محکوم شده بود به دعوت تندروهای دفتر تحکیم وحدت پیرامون شخصیت حضرت زینب (س) سخنرانی کرد. در شبهای قبل این مراسم ، حسن یوسفی اشکوری و محسن کدیور سخنرانی کردند.
پائین تر از حسینیه ارشاد حدود ساعت 5487 24 5487 تعدادی از دختران و پسران جوان در مقابل فرهنگسرای ارسباران (هنر) مشغول روشن کردن شمع بودند.
این گونه اقدامات ، بدعتهای خطرناکی است که در مراسم معنوی و اصیل عزاداری حسینی وارد شده که متاسفانه متولیان فرهنگ و ارزشهای اسلامی و همچنین امنیت عمومی مردم نسبت به این بدعتها راه بی تفاوتی برگزیده اند.
این حادثه مصیبت بار و نمایش ابتذال که متاسفانه در شام غریبان حسینی در ام القرای اسلامی رخ داد ، نتیجه بی تدبیری نیروی انتظامی در برخورد با عناصر بی بندوبار و فاسد بود. سابقه میدان محسنی برای اینگونه مراسم روشن است چرا باید اجازه داد اعتقادات و مقدسات مردم به استهزا و توهین گرفته شود و بعد برای برخورد با آن متوسل به ابزارهای نظامی شد.
از مراسم مبتذل خیابان میرداماد در شب شام غریبان ، تعدادی عکاس و فیلمبرداری حرفه ای برای رسانه های غربی عکس و فیلم تهیه می کردند. آنها رسما به زبان می آوردند که ما برای « دلار » کار می کنیم .
در عصر عاشورا شبکه تلویزیونی « بی . بی . سی » به جای پخش گزارشی از عزاداری حسینی به عنوان مهم ترین رویداد روزهای اخیر ایران ، اقدام به پخش گزارشی درباره وضعیت همجنس بازان در ایران و تحت فشار قرار داشتن آنها کرد!»

 

 و اما  بقیه پست قبل

 انها اسلام اصلاح شده می خواهند اصلاحات هدفدادار و مرض دار خواص داخلی و خارجی این است

  به قول یک امریکایی به یکی از کشور های عربی رفته بود صدای اذان شنید پرسید این چیست گفتن اذان است مردم  بفهمند وقت نماز شده گفت به منافع ماکه ضرری نمی رساند طرف گفت نه بعد امریکایی گفت بگذار انقدر اذان بگو یند تا گلو یشان پاره شود مگردر حکومت معاویه اذان نمی گفتند  ؟ خیلی هم از مساجد ما اباد تر بود 

 بله عزیزان دشمن اگر حاکم شود تسبیح ها  همچنان در دستان توچر خان خواهد بود و مهر ها همچنان در مساجد اماده سجده های تو خواهد بود ظاهر اسلامی مملکتمان  را هیچکس جرات نمی کند بگیرد پوست اسلام سر جایش خواهد بود پر چمهای حسینی در مساجد اویزان خواهد بود سیه پوشی  مساجد خواهد بود اما  انها محتوای اسلام و ماه محرم و عاشورا را نمی خواهند بماند . نمی خواهند  مردم انگیزه حسین  از عاشورا را بدانند  انها فقط ایات جهاد را از قران ما حذف خواهند کرد  همچنان که بوش به عربستان دستور داد در کتابهای درسی ایات جهاد را حذف کنند . انها با افکار مبارزاتی ما کا ر دارند و الا به مراسمات ما که ضرری برایشان ندارد کاری ندارد .  من می ترسم  شما پدر و مادر ها با سکوت در برا  بر بی حجابیهای دخترانتان و ارایش انها  با الاخص در ایام محرم  و سکوتتان در استماع ترانه های حرام و نگاه به بر نامه های حرام  ماهواره ها و لو نا خواسته دست و بازوی  دشمن شوید در تبدیل  مراسم عاشورا به یک مراسم صرفا ملی مذهبی  یعنی همچنان که جهار شنبه سوری رسم ملی و باستانی ماست اتشی بر افروزیم  و مراسمی به پا کنیم   همچنان هم در عاشورا اتشی بپا کنیم خیمه ای بسوزانیم وتما شا کنیم و لی به عمق ان و علل ان اتش خیمه های کربلا  نیندیشیم  که امروز هم ما با گناه اتش بلا را باعث می شویم  و انقدر سر گرم سینه زنی شویم که اگر خود حسین ع هم بیاید  بگوییم برو می خواهیم سینه بزنیم و بس  می ترسم عاشورا بدل به یک رسمی مثل چهار شنبه سوری شود و   شام غریبانی که تهرانی ها در خیا بان میر داد ماد  انجام دادند و با تمام بی حجابی  و ارایش و تماس دوست دختر وپسرها   امدند شمع روشن کنند و اینگو نه کم کم شام غریبان ما بشود یک سیزده بدری در شب  یک مراسم ملی مذهبی شود همچون سیزده بدر که رسم ملی تفریحی ماست   اینمبشود یک  رسمی ملی مذهبی ف   عزیزان بیایید بترسید از خشم خدا  طبیعت با این بی تفا وتیهایمان خشم خواهد کرد  باران در دیار شیعیان اگاه به وجود خدا و تاثیر پذیری کا ئنات از  اعمال مثبت و منفی ما  بیشتر خشمگین شده و قطراتش را از ما در یغ خواهد کرد تا در  دیار کفر که همچون بچه ای نا اگاه است ، سی دی هوشمندی اب را که پرفسور ایموتو ژاپنی نا مسلمان با ده هزار بار  ازمایش به نتیجه می رسد که رفتار و کلمات زشت و گناه و رفتار زیبا در واکنش مثبت و منفی اب اثر می گذارد  .(تصویر ان را در شهادت اب در اولین لینک وبلاگ خودم مشاهده کنید ) حتما سکوت در منکرات من و تو هم طبیعت را که تسبیح کننده خدایند را نیز خشمگین خواهد کرد  بله امام سجاد فرمود از قضاوت نا عادلانه و شهادت دروغ وجادوگری وتوهین به علمای اسلام واهل دین وتقوا ... باران قطع شده و هوا تاریک می شود  یادتان ست سبزوار وسط روز عین شب کامل وماه در محاق غرق در تاریکی شد ؟ اینها جز از گناه ما و سکوت ما در گناه نیست  دشمن می خواهد عاشورای ما فقط پوستش بماند و ظاهر سینه زنی اش و بس  من و تو چرا با سکوت مقابل گناهان و عدم امر  به معروف  به دشمن کمک می کنیم ؟ روز عاشورا هر زنی را  با لباس تنگ و ارایش دیدید انقدر تذکر دهید تا در هر قدم یک اعتراض بشنود تا به منزلش برسد خسته شود از اعتراضات ما .  کربلا برای  نهی از منکر به منکرات یزید میمون باز  به ظاهر حاکم اسلامی  به وجود امد  چرا امروزه میمون بازی و سگ بازی  یزیدی را می بینیم سکوت می کنیم ؟خدا عاشورا  یمان را ببیند یا بد حجابی و بی نمازی و میمون و سگ بازی مان  را  ؟

 نگذاریم با کمک ما دشمن عاشورا را به چهار شنبه سوری و شام غریبان را به سیزده بدر  بدل کند واین دو مراسم عظیم پر محتوا بدل به یک رسم دو رگه ملی مذهبی ایرانی اسلامی محض بشود  . دیگر هیچ از مغزش نماند و بشود پوست خالی خالی  بیایید نگذاریم با ترک امر به معروف و نهی از منکر باران رحمت را قطع کنیم  . که خدا فرمود هرچه بدی به شما میرسد از خودتان است و خوبی ها از من  به قول استاد قرائتی درست مثل خورشید  و زمین که  زمین  نوری که در روز است از وقتی استکه رو به خورشید است ووقتی که پشت به خورشید می شود تاریک و شب است بیاید ایرانمان را همیشه روز نگهداریم و رو به خورشید اسلام ناب و اوامر قران تا  نور زوز ماندگار باشد و همیشه روز و مبادا با سکوت مقابل گناه شب را و خشکسالی را برای ایرانمان رقم بزنیم  به خود حسین ع قسم نه وسط روز شب شدن سبزوار اتفاقی بود و نه هوای الوده فعلی تهران اتفاقی است همه انعکاس پشت کردن به نور خورشید الهی وخواسته حسینی است و بس   در زیارت عاشورا می گویی لعنت بر انهایی که حسین را کشتند  و شایعت و بایعت و تابعت الی یوم القیامه  همه خانمهای بد حجاب شامل این لعنتند چون در امتداد عیاشی های یزیدی گام بر می دارند حسین کشته شد تا یزید عیاش دست از عیاشی بر دارد اهای

 جوا نان  که حتی عاشورا نمیتوانید پا روی دل عیاشتان بگذارید و بی ارایش به مراسم شرکت کنید از حسین ع حیا کنید که لعن این دعا شامل تو نیز هست تو کارت یزیدی ست یا حسینی ؟ اگر دعایت مسجاب نمی شود خودت مقصری   خودت بگو پیامبر فرمود من از زنان پوشیده ولی عریان بیزارم یعنی چه ؟ جز لباس تنگ توست ؟ و فرمود  من از مومن ضعیف بیزارم گفتند او  چه کسی ست ؟ فرمود مومنی که نهی از منکر نمی کند و اینجا منظور حضرت ایا  جز من و توی مدعی انقلابی بودن و بسیجی بودن است ؟ پیامبر از ان زن به خاطر لباسش بیزار است و از من و توی انقلابی و بسیجی هم به خاطر سکوتمان مقابل گناه بیزار است  امام باقرع  فرمود وای به حال ملتی که با امر به معروف ونهی از منکر تکلیفشان را به خدا ادا نمی کنند .  در ضمن میدانید علی ع ثواب امر به معروف را در نهج البلاغه  چگونه بیان فرموده ؟

 فرموده ثواب همه کار های خوب و جهاد فی سبیل ا.. در مقابل ثواب امر به معروف و نهی از منکر  مثل قطره ای ست که در اب دریا افتد .

 

+ نوشته شـــده در شنبه بیستم آذر 1389ساعــت23:46 تــوسط رضوان محدث پور |
عاشورا چار شنبه سوری شود و ...

 

 

 عکس میدان فلسطین تهران شام غربان

17_8710180433_L600.jpg

 

 

می ترسم عاشورا چهار شنبه سوری شودو شام غریبان سیزده بدر

من نگرانم تو چطور ؟

 

 مدتی است  از تلوزیون جمهوری اسلامی گرفته تا  خیلی از  فیلمهای سینما ها و مطالب و مقالات

 روز نا مه های معلوم الحال  دنبال  باستان گرایی هستند و همان دستور العملی را که بار ها امثال

 ربع پهلوی ها و شیرین عبادی ها و سروشها و........ کنفرانس بر لینی ها  در بر نا مه ریزی های فرهنگیشان عینا نو شته و صورتجلسه کرده اند و دستور کارشان قرار داداند دنبال می شود

  بر نامه شان این است  که برای خروج ایران از اعتقادت محکم حسینی و عاشورایی و مذهبی  باید  فقط باستانگرایی  و ملی گرایی محض را رواج داد و  رسم و روسومات صرف ایران باستان را  ترویج نمود و انقدر در این بعد پیشرفت کرد که  دیگر همه نمادهای شهر و ظاهر شهر ایرانی  و یک مرد و زن ایرانی

 نمایانگر فقط ایرانی گری قبل از اسلام  باشد و بس

 و باید  ترویج کرد که نماد های عربی  که منصوب به اسلام  و .. اینهاست اینها را حذف نمود  بله همشهریان  دشمن این را دنبال می کند و این دستور کارشان زمان لازم دارد به مرور دشمن انقدر در  تحقق اهدافش صبور و اینده نگر است که هیچ جای عجله ندارد

 وقتی مستر همفر جاسوس انگلیس در کشور های اسلامی ( ترکیه ایران و عربستان و عراق )   کمی نا امید شد و نا مه به رو ئسای خودش  دادو  ابراز نا امیدی در اجرای  ما موریت خود در  تخریب اعتقادات اسلامی و دین  ، نمود

 در جواب  برایش  نو شتند  تو به ما موریتت ادامه بده  نگران نباش ما صد سال اینده  بر نا مه و نقشه و

 ما مورینتهایمان  جواب بدهد کافی است بگذار بچه های ما میو ه  اش را بچینند .

 

  در 22 مورد ما موریت مستر همفر را در  کتاب خاطرات مستر همفر جاسوس انگلیس  بخو نید

او   نها یتا برای موفقیت خودش به این نتیجه می رسد که   می گوید

 باید  مساجد خلوت شود نماز جماعت نباشد بین فزرند ان و پدر باید جدایی و فاصله شود فرزند به حرف والدین گوش ندهد  تحکم پدر از اوگرفته شود و  زن از اطاعت شوهر سر باز زند  نهاد خا نواده را هدف قرار داده و در جای دیگر می گوید باید فرقه های دینی را  که مشکل دار  و خرافی است  را در دستور کار قرار داده شود و تشیع را می خواهد به چند فرقه تقسیم کند و از یک پارچگی  اعتقادی جدا سازد  لذا  می نویسد 

 کاشتن 4 دین در بلاد شیعه

 الف دینی که حسین ع را به الو هیت بپرستند  مکان مناسب کربلا  ب دینی که فقط جعفر صادق  را بپرستند  مکان مناسب اصفهان  ج دینی که فقط مهدی را بپرستند  مکان مناسب سامرا  د  دینی که فقط علی ابن موسی الرضا را بپرستند   مکان مناسب خراسان   و ادامه می دهد  بلاد اسلامی را به دست غیر مسلمان دادن مثل یزد را به زرتشتیان ب مدینه را به یهو دیان

 کرمانشاه را به علی الهیان د  خلیج فارس را به هندی ها  البته بعد از وارد کردن هندی های زیاد به انجا و . ..ترویج مسیحیت با نفوذ مبلغان مسیحی به شغلهای مختلف بلاد اسلامی مخصوصا حسابداران پزشکان و مهندسین و ...شعله ور کردن  جنگهای مرزی بین مسلمین و اقوامشان و  ایجاد هرج و مرج و قمار و فساد بین انها و دادن حکومتها دست افراد فاسد و عیاش و .. و اما انچه مد نظر مطلب من است این اخرین حرف مستر همفر است انهم  عجیبتر اینکه سال  1710 میلادی اغاز ماموریتش بود یعنی حورد سیصد سال قبل  این نقشه ها را  برای ملل اسلامی کشیدند  و اما جالبتری اش این است که ان زمان  حرف  باستانگرایی  دوم خر دادی های امروزی را  می زند و باستان گرایی را که الان اصلاح طلبها و دوم خر دادی ها  در حرف و عمل می اورند او در  سیصد  سال قبل      حرفش را می زند  و به نظر من پایه گذار  باستان گرایی مستر همفر بود   و به دستو ر وزارت  مستعمرات  انگلیس  او می گوید

 

(   ممنوع ساختن زبان عربی و توسعه دادن زبانهای غیر عربی  مانند سنسکریتی و فارسی و کردی و پشتو

 و زنده کردن لغات اصلی و محلی که در عربی وجود دارد  با لهجه های محلی که از عربی انشعاب یافته  و برما واجب است که اعراب را از لغات فصیح عربی که زبان قران و حدیث است جدا سازیم )

 

 ببینید 300 سال قبل هم برای عربها نقشه می کشند که از قران و حدیث ولو در لهجه قرانی جدا شود و در ایران هم حذف لغات عربی  با اخص اسامی  عربی و از لهجه ایران  تا در اصل از حدیث و قران دور شویم  یکی از نقشه هاشان است 

 الان به نظر من این ملی گرایی و باستان گرایی که از دوران ریاست جمهوری اقای خاتمی  بیشتر اوج گرفته  در اصل در امتداد همان اهداف انگلیس و مستر همفر است ..

 شما همین فیلمهای اخیر را ببینید 

 سعی دارند از اسامی  عربی مثل حسین و عباس و ... نامهای عربی و ائمه  استفاده نکنند   در زمان خاتمی  اسمان زیر شهر  خشا یار  ایران تاج مهتاج و کروش... اینهارا بکار بردند فقط یک بار اسم  ابا لفضل  بود انهم نقش دزد را داشت و یا  فیلم  اخیر  خوش نشینها   را دقت کنید  اردشیر و..اینجور اسمها را مخصوص ایران باستان می اور ند اینها هدافدار است خواب نباشید  و من شخصا فکر می کنم کار کردان عمدا  اسم  دانیال و یونس را هم روی یک ادمهای طنز گذاشته تا حتی ان اسامی  پیامبری وا سلامی و لو به لهجه عبری است و نه عربی   به تمسخر گرفته شود ا . ..اعلم  شما چی فکر می کنید هان ؟   علنا با بی حیایی می گویند حسین عرب بوده چرا اسم انها را بگذاریم  و این قدم اول است به قول معروف طو لانی ترین  راه هم با اولین قدم کو تاه می شود انها اینطوری قدمها را بر می دارند تا روز به روز راه بلند 300 ساله همفر جاسوس انگلیس کو تاه وکوتاهتر شود نزدیک به اخر راه رسیده اگر فتنه سبز پیروز می شد که همفر  اخرین قدمش را برداشته بود اما خدا نگذاشت

    به نظر من هدف  از تبلیغ و تر ویج اینکه حسین و حسن اسم عربی است و ما ایرانی هستیم نقشه این است که امروز از نامهایشان جدا یمان کنند . و فردا از مرامشان جدا یمان کنند  به مرور با صبوری  مستر همفری   مرام حسینی و حسنی که مبارزه با بی عدالتی و ظلم و منکرات و بی غیرتی  فکری و اخلاقی اسلامی  بود را  هم از ما بگیرند .

 

 و چون نمی توانند ماه محرم را کلا حذفش کنند لذا  به دنبال حذف اسلام با رسم و رسوماتش نیستند رسم و رسومی که در حد یک رسم بماند   را دنبال می کنند ظاهر یک رسم بماند اما  مغزش را در گور ستانی دفن کنند و مثلا در  مراسم عاشورا را  مغز   عاشورا را را در همان سینه زنی ها دفنش کنند و بس  اما پوست عاشورا که فقط در حد یک مراسم سوری باشد  را نگهدارند  چون زمان  رضا خان فهمیدند با ممنوع کردن مجالس روضه و مراسم  عزای حسینی اتفا قات فیلم  شب دهم رخ می دهد و شدنی نیست  لذا عاشورای بی مغز و بی محتوا  که انگیزه حسینی اش در نابود شده باشد و محسوس و ملموس نباشد را دنبال می کنند

  این است هدف اصلی دشمنهای ما

  انها اسلام اصلاح شده می خواهند اصلاحات هدفدادار و مرض دار خواص داخلی و خارجی این است

 الان اگر کو دتا هم شود که نمی ایند دین اسلام و اسمش را حذف کنند و مساجد را خراب کنند  نه اگر الان امریکا دوستان  کودتا کنند و حاکمیت ایران را در دست بگیرد  نمی ایند مسجد خراب کنند  که همه عوام باعث شود بیدار شوند و  اشوبی و خروشی ملی ایجاد کند چون دشمن می داند ایرانی خونش با اسلام و محرم و عاشورا عجین شده لذا می اید یک اسلام اصلاح شده  را ترویج می کند  به قول یک امریکایی به یکی از کشور های عربی رفته بود صدای اذان شنید پرسید این چیست گفتن اذان است مردم  بفهمند وقت نماز شده گفت به منافع ماکه ضرری نمی رساند طرف گفت نه بعد امریکایی گفت بگذار انقدر اذان بگو یند تا گلو یشان پاره شود و جالب است اقای بوش هم گفته بود  دین از سیاست باید جدا باشد

 و الا بگذار انقدر تسبیح بچرخانند که دستشان پوست شود  . به عبادتمان کار ندارند  مگر ابن ملجمها نماز نمی خوندند .و در حکومت معاویه اذان نمی گفتند  ؟ خیلی هم از مساجد ما اباد تر بود 

 بله عزیزان دشمن اگر حاکم شود تسبیح ها  همچنان در دستان توچر خان خواهد بود و مهر ها همچنان در مساجد اماده سجده های تو خواهد بود ظاهر اسلامی مملکتمان  را هیچکس جرات نمی کند بگیرد پوست اسلام سر جایش خواهد بود پر چمهای حسینی در مساجد اویزان خواهد بود سیه پوشی  مساجد خواهد بود اما  انها محتوای اسلام و ماه محرم و عاشورا را نمی خواهند بماند . نمی خواهند  مردم انگیزه حسین  از عاشورا را بدانند  انها فقط ایات جهاد را از قران ما حذف خواهند کرد  همچنان که بوش به عربستان دستور داد در کتابهای درسی ایات جهاد را حذف کنند . انها با افکار مبارزاتی ما کا ر دارند و الا به مراسمات ما که ضرری برایشان ندارد کاری ندارد .

 الان اقای محتشمی پور  مرد خا کستری اصلاحات لقب گرفته چون کار های ضد ولایی اش در پشت پرده صورت می گیرد و نظر می دهد  گفته بود باید ولایت را از صندلی پایین کشید .  همین اقا هفته ای یک شب دعای کمیل گذاشته و جمع می شوند به نام دعای کمیل و دعا مردم هم جمع می شوند بعد نقشه علیه نظام می کشند مسجد ضر ار هایی چون مسجد قبای شیراز  نیز همنطور   و یا اقای هاشمی رفسنجانی علنا دستور می دهد فقط  کاری کنید احمدی نزاد نیایید  چون احمدی نزاد افکار مبارزاتی دارد او هم در داخل با عیاشی گری ها و اختلاسها ی ملیاردی  مبارزه می کند که ملیارد ها تو مان فقط وامهایی در دست دانه درشتهای تهران است که اگر به همه محرومان داده شود دیگر رو ستایی بی اب و برق بعد از سی سال از گذشت انقلاب نمی ماند

 علت مبارزه هاشمی با احمدی که اسلام نیست هر دو مسلمانند یکی اسلام را  فقط  با پو ستش دارد و دیگری اسلام را با پوست و مغزش دارد همه جهان جمع شده اند  ا ز سازمان ملل گرفته تا امریکا و سبز های لجنی  این مغز را از پوست جدا کنند ولی احمدی نزاد مبارزه می کند همه شده اند دشمنش .

 اگر عاشورا را از مغزش جدا کنند و فقط پوستش که شامل یک تیکه پارچه سیاه  بر تن کردن و سینه زدن    نذری دادن  است بماند و دیگر مغزش را کسی نداند عاشورا می شود در حد یک رسم دو رگه

 ایرانی اسلامی مثل رسم یک رگه چهار شنبه سوری  و شب شام غریبان هم می شود  یک سیزده بدر اما در شب  می بینید در تهران با  بی حجابی  این سبز ها امده بودند شمع روشن می کردند در حالی که خنده بر لب   توام با رژلب  با مو های نمایان و بزک کرده و یا اینکه نماز جمعه امدند دختر و پسر کنار همدیگر نماز خو ندند انهم  با کفشهایشان 

 اینکه میگویند از هر دلی یه راهی  به خدا را ه  دارد(مثل  فیلم مار مولک) ویا می گویند  مهم ظاهر عبادت نیست مهم این است از خدا تشکر کنیم و لودراز کشیده و داستان شبان وموسی را بیان می کنند و بدین سان شکل دستورات احکام اسلام را هم عوض می کنند تا چه رسد به محتوایش اینها نقشه است برای تبدیل کردن نماز به یک پوست ظاهری و یا تبدیل کردن   عاشورا به یک رسم و رسوم  در حد چهار شنبه سوری  و جالب است که چهار شنبه سوری ها را هم که  باستان گرا یان  مد نظرشان است ترویج کنند تا حدی که ایت الله صانعی شان را هم میگو یند حرفی بزند و او اینطور  گفته بود

 اتش هایی که در مراسم چهار شنبه سوری به روی اطرافیان می ریزد اشکالی ندارد  مثل اینکه من در اب شنا کنم ابش روی اطرافیان می ریزد خیس می شوید و شما شنا کنید ابش روی من می ریزد.  اقای صانعی خجالت نکشید برای دلخوشی باستانگرا یان مستر همفر ی  حرفی میزند که  کشتاری که با این انفجار ها صورت می گیرد را نا دیده می گیرد او فتوای حق الناس را بلد نیست  بیخود می کند نامش را مرجع قرار می دهد او احمدی نزاد را حرام زاده  معرفی کرد  وچون این دروغ است باید به او حد جاری شود

 

  

+ نوشته شـــده در پنجشنبه هجدهم آذر 1389ساعــت13:17 تــوسط رضوان محدث پور |
از وبلاگ معلولیت ...

معلوليت محدوديت نيست
 
 کپی از همین وبلاگ عنوانش جمله فوق است
 
 بنده این حدیث ذیل را اشکال دار می بینم یا اینکه موردی باید باشد یعنی برای
 
 شخص خاصی حضرت احتمالا بیان فرموده باورش عجیب است اگر تو ضیحی
 نداشته باشد حتما دارد دو ستمان نگذاشته
 
 یا به زمان خاصی مربو ط است طلاب محترم نظر بدهند بهتر است
 
آنکس که عاجز از خلق لحظه هاست، معلول است. نه من...روح بلند آدمیت فراتر از هر معلولیتی است
 


السلام عليک يا أباعبدالله
وعلي الارواح التي حلت بفنائک عليکم مني جميعا
سلام الله أبدا مابقيت وبقي الليل والنهار
ولاجعله الله آخر العهد مني لزيارتکم
السلام علي الحسين
وعلى علي بن الحسين
وعلى أولاد الحسين
وعلى أصحاب الحسين

داني که چرا مهر جبين خاک حسين است؟ / چون قبله ي دل پيکر صد چاک حسين است

داني که چرا چوب شود قسمت آتش؟ / بي حرمتيش بر لب و دندان حسين است

داني که چرا آب فراتست گل آلود؟ / شرمنده زلعل لب عطشان حسين است

داني که چرا کعبه ي حق گشته سيه پوش / يعني که خدا هم عزادار حسين است . . .

امام صادق (ع) فرمود: هر کس به زیارت قبر امام حسین (ع) نرود تا بمیرد، ایمانش ناتمام و دینش ناقص خواهد بود به بهشت هم که برود پایین تر از مومنان در آنجا خواهد بود

+ نوشته شـــده در پنجشنبه هجدهم آذر 1389ساعــت8:19 تــوسط رضوان محدث پور |
عالم همه قطره اند

عالم همه قطره اند در یاست حسین

خوبان همه بنده اند و مولا ست  حسین

ترسم که  شفاعت  کند  از  قاتل  خویش

از بس که کردم دارد و مو لا ست حسین

..................................................

 امام خمینی

 

 سوگواری بر حسین ع از شعا یر الهی ست و موجب

سوق دادن دلها به سوی خدا و سبب پاک شدن

قلوب از رذائل اخلاقی می گردد .
+ نوشته شـــده در چهارشنبه هفدهم آذر 1389ساعــت16:39 تــوسط رضوان محدث پور |
یوسف زمان قهرمان عفاف امیر

 

 یوسفی دیگر در زمان ما بود که قهرمان عفاف  شد

انهم  در عصر مد شدن گناه 

 خوب بخو نید عاقبت یوسف زمان ما چه شد

براش صلوات بفرست

.................................................................

همه این بدبختیها بخاطر این است که

 من یک مقدار زیبا هستم فکر می کنم اگر این

موهای طلایی و پوست روشن را نداشتم حتما

این مشکل سرم نمی آمد. روزی هزار بار از خداوند

در خواست می کنم که این زیبایی را از من بگیرد

...................................................................

 

من تا حالا به جبهه نرفته ام و نمی دانم حال و هوای آنجا چگونه است ولی امیدوارم که خداوند ما بندگان سراپا تقصیر را هم مورد لطف خودش قرار دهد و از شربت غرور انگیز و مست کننده شهادت هم به ما بنوشاند. این تنها آرزوی من است. قلبم با شنیدن کلمه شهادت تندتر می زند و عطش پایان ناپذیری در رسیدن به این کمال در وجودم شعله می کشد...

 

 

مقدمه

" ان تتقوالله یجعل لکم فرقانا "سوره انفال آیه 29

براستی چه گنجهایی در گنجینه هشت ساله دفاع مقدس نهفته است.کاویدن تاریخ هشت ساله دفاع مقدس و بیرون کشیدن گنجهای نهفته آن از دل خاک جبهه ها رسالتی است که بر عهده همگان است.  امیر عزیز  جوانی است که یوسف گونه پای در سرزمین گرم خوزستان نهاد وغریبانه به فیض شهادت نائل گردید.

داستان زندگی وی و ماجرای شهادت ایشان آن چنان زیبا در قالب نامه نگاریهای مابین ایشان، مجله زن روز ورئیس دبیرستانش به رشته تحریر در آمده که هرگونه توضیح اضافی ما از زیبایی آن خواهد کاست. به همین دلیل بدون هرگونه توضیح اضافی، به سراغ داستان زندگیش از زبان نامه ها می رویم . به امید روزی که زندگی این شهید بزرگوار با همت عزیزانی در قالب فیلم به تصویر کشیده شود.

 

 

 

نامه اول شهید امیر به مجله زن روز در تاریخ 3/9/1365    

 

                          بنام خداوند بخشنده و مهربان

خدمت خواهران عزیز و گرامیم در مجله مفید و پر بار زن روز

سلام من را از این فاصله دور پذیرا باشید. آرزو میکنم که در تمام مراحل زندگیتان موفق و موید و سلامت باشید.قبل از هر چیز لازم است از زحمات شما بخاطر فراهم آوردن این مجله مفید و سودمند تشکر کنم و باور کنید بدون تعارف و تمجید های دروغین، مجله زن روز بهترین مجله خانوادگی در سطح کشور و بهترین نشریه از بین نشریات موسسه کیهان است. اما دلیل اینکه امروز در این هوای بارانی ، این برادر کوچکتان تصمیم گرفت با شما درد دل کند مشکل بزرگی است که بر سر راهش قرار گرفته است جریان را برایتان بازگو می کنم:

 

من پسری 17 ساله هستم و در خانواده ای مرفه و ثروتمند زندگی می کنم اما چه ثروتی که می خواهم سر به تنش نباشد. پدر و مادر من هر دو پزشک هستند و از صبح زود تا پاسی از شب را در خارج از منزل سپری می کنند تازه وقتی هم به خانه می آیند از بس خسته و کوفته هستند که زود می روند و می خوابند.اصلا در طول روز یکبار از خود سوال نمی کنند که پسرمان (یعنی من)کجاست؟ حالا چه کار می کند؟ با چه کسی رفت و آمد می کند؟ اما خوشبختانه به حول و قوه الهی من پسری نیستم که از این موقعیتها سوء استفاده کنم و خودم را به منجلاب فساد بکشانم.البته این مشکل اصلی من نیست چون من دیگر به این بی توجهی ها عادت کرده ام واز اینکه اصلا به من کاری ندارند که کجا می روم و چه می پوشم و با کی می گردم تعجب نمی کنم بلکه مشکل اصلی من از حدود یکسال پیش شروع شد.

 

پدر و مادرم بدلیل اینکه من تنها بچه خانواده هستم و ضمنا وضع مادیشان هم خوب است دختر خاله ام را که در خانواده ای متوسط زندگی می کند به فرزندی که چه عرض کنم به سرپرستی قبول کردند(البته لازم به تذکر است که دختر خاله ام هم سن خود من است.) بله از آن تاریخ به بعد مشکل من شروع شد و خانه آرام و ساکت ما که در طول روز کسی جز من در آن زندگی نمیکرد تبدیل به زندگی پسری شد که سعی در دور کردن هوای نفس دارد با دختری که به مراتب از شیطان پست تر و گناهکارتر و حرفه ای تر است . تنها کارهای دختر خاله ام را در یک جمله خلاصه می کنم:"درخواست از من برای انجام بزرگترین گناه کبیره" می دانم که منظور من را حتما فهمیده اید و لازم به توضیحات اضافی نیست. همانطور که گفتم پدر و مادرم حدود 17 ساعت از روز را در بیرون از منزل بسر می برند یعنی از ساعت 6 صبح تا 11 شب .

 

 

  من هم از ساعت 7 صبح تا 1 بعد از ظهر مشغول تحصیل هستم

 یعنی حدود 10 ساعت از روز را

 

با دختر خاله ام در خانه تنها هستم

 

و همانطور که

 

گفتم دختر خاله ام یک لحظه من را

تنها نمی گذارد،دائما در سرم فکر گناه

 را می اندازد. بارها در طول روز از من

 

 درخواست گناه می کند. البته من پسری نیستم که تسلیم خواهش

 و حرفهای او شوم ، همیشه سعی می کنم از او خودم را دور کنم ولی او مانند

شیطان است که سر راه هر انسان ظاهر شود او را درون قعر جهنم پرتاب می کند

 و برای همین است که من از او احتراز می کنم ولی او دست از سرم برنمی دارد تو را به خدا کمکم کنید چطور جواب حرفهای چرب و نرم او را بدهم؟ من بعضی وقتها فکر می کنم که او شیطان است که از آسمان به زمین آمده تا تمام عبادات چندین ساله من را دود و نابود کند و سپس به آسمان برگردد.خواهران عزیز کمکم کنید من چطور می توانم او را سر راه بیاورم؟ هر چه به او می گویم دست از سرم بردار گوشش بدهکار نیست هر چه به او می گویم  شخصیت زن این نیست که تو داری انجام می دهی اصلا گوش نمی کند. می ترسم آخر عاقبت کاری دست من بدهد. دوست ندارم که تسلیم او بشوم. باور کنید حتی بعضی وقتها من را تهدید هم می کند و می گوید.........................................................

 

البته فکر می کنم همه این بدبختیها بخاطر این است که

 من یک مقدار زیبا هستم فکر می کنم اگر این

موهای طلایی و پوست روشن را نداشتم حتما

این مشکل سرم نمی آمد. روزی هزار بار از خداوند

در خواست می کنم که این زیبایی را از من بگیرد. دوست داشتم در خانواده ای فقیر زندگی می کردم و زشت ترین پسر روی زمین بودم ولی گیر این دختر خاله شیطان صفت نمی افتادم که نمی گذارد تا قبل از ازدواج پاک بمانم. البته تا حالا که من تسلیم خواهشهای او نشده ام ولی می ترسم که بالاخره من را وادار به تسلیم کند. خواهران خوبم کمکم کنید نگذارید این برادرتان پاکی خود را از دست بدهد. بگویید به او چه بگویم و چطور او را ارشاد کنم تا دست از هوای نفس خود بردارد و من را هم اینهمه آزار ندهد؟ چطور او را مانند یک دختر مسلمان کنم و چطور می توانم طرز فکر و رفتار و عقیده اش را تغییر دهم ؟ ضمنا فکر نمی کنم که در میان گذاشتن این مسئله با پدر و مادرم فایده ای داشته باشد چون آنها نه وقت و نه حوصله فکر کردن به این مسائل را دارند،تازه اگر هم داشته باشند هیچ عکس العملی نشان نمی دهند. چون رفتار آنها هم در بیرون از خانه دست کمی از رفتار دختر خاله ام در خانه ندارد. امیدوارم که هر چه زود تر من را کمک کنید. خواهران گرامی جواب نامه ام را به این آدرس به صورت کتبی بدهید که قبلا تشکر و سپاسگزاری می کنم.

     

                                                                  با تشکر برادرتان امیر....

                                                                  3/9/65-ساعت 5/3 بعد از ظهر

 

 

 

 

نامه دوم شهید امیر به مجله زن روز در تاریخ 1/10/1365 در آستانه اعزام به جبهه و4 روز قبل از شهادتش در عملیات کربلای چهار

 

                       بسم رب الشهدا و الصدیقین

خدمت خواهران عزیز و گرامی ام در مجله زن روز:

سلامی به گرمای آفتاب خوزستان و به لطافت نسیم بهاری از این راه دور برای شما می فرستم . مدتهاست که منتظر نامه شما هستم ولی تا حالا که عازم دانشگاه اصلی هستم جوابی از شما دریافت نکرده ام. البته مطمئن هستم که شما نامه ام را جواب خواهید داد. ولی وقتی شما جواب بدهید من امیدوارم در این دنیای فانی نباشم.

 

حدود یک هفته بعد از اینکه برای شما نامه ای نوشتم و گفتم خواهر خوانده ام من را ترغیب به گناه کبیره زنا می کند ، شبی در خواب دیدم که مردی با کت و شلوار سبز در خیابان من را دیده است و به من گفت: امیر برو به دانشگاه اصلی، وقتت را تلف نکن . من این خواب را از روحانی مسجدمان سوال کردم و ایشان گفتند که دانشگاه اصلی یعنی جبهه. من هم از اینکه خدا دست نیاز من را گرفته بود و راهی به روی من گشوده بود خوشحال شدم و حال عازم جبهه نور علیه تاریکی هستم.

 

البته این نامه را به کادر دبیرستان می دهم تا اگر خوشبختانه شهید شدم و بعد از شهادت من نامه شما آمد این نامه را برایتان پست کنند تا از خبر شهادت من آگاه شوید. البته من نمی دانم حالا که این نامه من را مطالعه می کنید اصلا یادتان هست که در نامه قبلی چه نوشته ام یا اینکه کثرت نامه های رسیده شما موضوع نامه من را در خاطر شما پاک کرده است. بهر شکل همانطور که در نامه قبلی هم نوشته بودم پدر و مادر من آدمهای درستی نیستند و رفتار و گفتار و کردارشان غربی است و خواهر خوانده ام هم که این موضوع را بعد از آمدن به منزل ما دید فکر کرد منهم زود تسلیم می شوم ولی او کور خوانده است .

 

من مدتها با شیطان مبارزه کرده ام و خودم را از آلودگی حفظ کرده ام ولی فکر می کنید که تا کی می توانستم در مقابل این شیطان دختر نما مقاومت کنم و برای همین و با توجه به خوابی که دیده بودم تصمیم گرفتم که خودم را به صف عاشقان حقیقی خدا پیوند بزنم و از این دام شیطان که در جلوی پایم قرار دارد خلاصی پیدا کنم. من می روم اما بگذار این دختره فاسد بماند من فقط خوشحالم که حال که عازم جبهه هستم هیچ گناه کبیره ای ندارم و برای گناهان ریز و درشت دیگرم از خداوند طلب مغفرت می کنم. من می روم ولی بگذار پدر و مادرم که هر دو دکتر هستند و ادعای تمدن می کنند بمانند و به افکار غربزده خود ادامه دهند. امیدوارم که به زودی از خواب غفلت بیدار شوند.

 

 

 

من تا حالا به جبهه نرفته ام و نمی دانم حال و هوای آنجا چگونه است ولی امیدوارم که خداوند ما بندگان سراپا تقصیر را هم مورد لطف خودش قرار دهد و از شربت غرور انگیز و مست کننده شهادت هم به ما بنوشاند. این تنها آرزوی من است. پدر و مادرم هیچ وقت برای من پدر و مادر درست و حسابی نبودند. همیشه بیرون از خانه بودند و از صبح زود تا نیمه های شب در حال کار در بیمارستان و یا مطب خصوصی و یا در مجلس های فساد انگیزی بودند که من از رفتن به آنها همیشه تنفر داشته ام. هیچ وقت من محبت واقعی پدر و مادرم را احساس نکردم چون اصلا آنها را درست و حسابی ندیده ام. بعد هم که این دختر را پیش ما آوردند که زندگی آرام و بدون دغدغه من را تبدیل به طوفان مبارزه با گناه کردند با این همه همانطور که گفتم خوشحالم که به گناهی که خواهر خوانده ام من را به آن تشوق می کرد آلوده نشدم.

 

ضمنا از طرف من خواهش می کنم به روانشناس مجله بگوئید که در نوشته هایتان حتما این موضوع را به پدر و مادرها تذکر دهند که پدر و مادری فقط این نیست که بچه درست کنید و آنوقت به امید خدا رها کنید بلکه به آنها بگوئید پدر و مادری یعنی محبت و توجه به فرزند. امیدوارم من آخرین پسری باشم که از این اتفاقات برایم می افتد. البته من نمی دانم که این موضوع را خانم روانشناس باید بگوید یا کس دیگری. بهر صورت خودتان این پیام من را به هر کسی که مناسب می دانید برسانید تا او در مجله چاپ کند. قلبم با شنیدن کلمه شهادت تندتر می زند و عطش پایان ناپذیری در رسیدن به این کمال در وجودم شعله می کشد. همانطور که گفتم اگر خداوند ما را پذیرفت و شهید شدیم که این نامه را از طرف رئیس دبیرستان برایتان می فرستند و اگر لایق و شایسته رسیدن به این مقام رفیع ندید و برگشتیم، من اگر نامه ای از شما دریافت کرده بودم حتما جوابش را می دهم. البته امیدوارم برنگردم چون آنوقت همان آش و همان کا سه است. بیشتر از این وقت شما را نمی گیرم . برای من دعا کنید. سلامتی و موفقیت همه شما خواهران گرامی را از خداوند متعال خواستارم و در پایان آرزو می کنم که همه انسانهای خفته مخصوصا پدر و مادر و خواهر خوانده ام از خواب غفلت بیدار شوند و رو بسوی اسلام بیاورند. عرض دیگری نیست. خداحافظ و التماس دعا

 

 

 

 

 

 

 

                                                                  والسلام علی عبادا...صالحین

برادرتان امیر 1/10/65

 

 

 

پاسخ مجله زن روز به نامه اول شهید امیر در تاریخ 14/10/1365 بدون اینکه از شهادت وی مطلع باشد:

 

                 

                                  

                           بسمه تعالی

    برادر گرامی

     سلام علیکم

حتما موضوع را با خانواده خود در میان بگذارید. زیرا آگاهی خانواده تان می تواند برای شما موثر باشد.

                                         موفق باشید

 

 

 

 

نامه رئیس دبیرستان در تاریخ 16/10/1365 به مجله زن روز و اعلام خبر شهادت ایشان:

 

                               بسمه تعالی

        مجله محترم زن روز :

        با سلام ، برادر امیر........در تاریخ 5/10/65 در عملیات کربلای 4 به شهادت رسیده اند.

        نامه شهید ضمیمه میشود.

                                  

                                                با تشکر......................

                                                رئیس دبیرستان شهید..........

                                                                      16/10/65

  با تشکر از برادر گرامی محمد علی کاظمی که این مطلب را که ۱۴ سال دنبالش بودم را  برایم ایمیل فرمودند  اجرتان با اقام مهدی عج .  بنده  نوار صوتی اش را از زبان اقای انصاریان گوش داده بودم

 

+ نوشته شـــده در دوشنبه پانزدهم آذر 1389ساعــت0:2 تــوسط رضوان محدث پور |
حاج ملا هادی سبزواری ره
 سالگرد  در گذشت حاج ملا هادی  سبزواری  پرفسور عارف بر همه تتسلیت  باد

 خاطر حاجت گرفتنم  از او  کربلا را دهه محرم نصیبم کرد دهه اول مدیون سفارش این عارفم مگه نه ؟

 

 او هر شب در نماز شبش در قنوتش دعای جوشن کبیر  می خواند

 و من خود بار ها نماز اینجوری به روش خودش برایش نذر کردم و حاجت گرفتم  ایت الله بهجت فرمود سبزو.اری ها حاج ملا هادی را دارند و می گوین من برایشان دعا کنم ؟ بروند روی قبرش دعا کندد .

 

 خودم پارسال  ۴۰ روز  حرمش زیارت عاشورا خوندم حاجتی داشتم و فقط دو بار عرض کردم برای فلان حاجت لازم است زیر نبد امام حسین دعا کنم  به خدا بگو با پول خودم هم نمی روم  چون تا واجب هست مستحب نمی دهم لذا یه پولی از هوا برام برفست کربلا بروم .

 حاج ملا هم سفارشمو کرد و  از هوا کا نه پولش رسید مقام دوم کشور شدم و د شیوه های نو ین تدریس قران و سکه بهار ازادی دادند یادم رفته بود یه هو همسرم  یادم اورد گفت تو گفتی خرج کر بلا از هوا برسه رسید این سکه ها باید فقط خرج کر بلا بشه همان طور شد فروختم کر بلا رفتم دقیقا خرج هوایی کربلا شد با هوا پیما همان خرج معادل سکه ها شد .

 همشهری ها با روح حاج ملا هادی ارتباط بر قرار کنید

+ نوشته شـــده در یکشنبه چهاردهم آذر 1389ساعــت13:44 تــوسط رضوان محدث پور |
نظر برای سارا

 سلام نظر سنجی بلد نیستم بگذارم برای سارا چه

نظر می دهید ایا اینده پشیمان می شود

کارش عاقلانه بوده یا احساسی ؟ نظر بدید لطفا

+ نوشته شـــده در پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعــت23:12 تــوسط رضوان محدث پور |
صدای سیلی بر مدرس ره

 صدای یک سیلی در مجلس شورا

 ده اذر شهادت مدرس ره را روز مجلس نامیدند

 صدای سیلی که برصورت شهید  مدرس زدند  

 هنوز به گوش می رسد  و ایا تو جانشین مدرس

 در مجلس به هوش هستی ؟

 یا هم خدا هم خرما می خواهی هان ؟

 نمایندگان مجلس   دلم می خواهد به عنوان یک هموطن که به شما رای دادیم و با رای ما به مجلس رفتید با شما سخن بگویم

 امام خمینی ره فرمود رضا خان از مدرس می ترسید  چون مدرس یک انسان بود و تنها کسی بود که جرات می کرد در مقابل رضا خان بگوید نه

  خوب نمایندگان مجلس ما مردم از شما همین را می خواهیم فقط انسان باشید با تمام ابعاد وجودی یک انسان کامل که عدالت خواهی  از ویزه گی هایش است

 نماینده مجلس تو اگر حتی یک ساعت در مجلس به علت غیر موجه غایب باشی  تو عادل نیستی تو یک ساعت به بیت المال ضرر زدی چون شاید به خاط غیبت تو جلسه حضار به حد نصاب نرسد لذا مجلس برای به تصویب رساندن یک لایحه دچار اشکال و وقفه شود  هر روز 50 ملیون شنیدم خرج یک مجلس شورای اسلامی می شود پس اگر تو نماینده بی نظمی باشی تو عادل نیستی و ظالمی در معنای لغت عدل و ظلم که متضاد هم هستند بیندیش ببین عادلی یا ظالمی

 دومین چیزی که از  شما می خواهیم این است که در هر ورودی به مجلس شورای اسلامی به ان روزی بیندیش که در راهرو همین مجلس  یک نماینده طرفدار رضا خوان  چنان سیلی محکمی به شهید ایت الله مدرس زد که عما مه اش از سر مبارکش افتاد و گرچه بلا فاصله نماینده دیگری فوری ان سیلی را با یک سیلی دیگر تلافی کرد و ان نا مرد را سر جاش نشاند  اما تو نماینده عزیزم  باید هر گز ان روز را فرا موش نکنی و صدای ان سیلی هنوز باید بیخ گوشت احساس شود و  همیشه بدانی که سیلی زنند گان ان روز امروزه همه جا حتی در مجلس هم هستند همه انهایی که تحقیر ولایت فقیه را و حذف ولایت فقیه را می خواهند همان سیلی زنند گان به مدرسند 

 ای نماینده عزیزم تو باید مثل ان سیلی زننده ای باشی که  سیلی را بلا فاصله تو گوش ان بی ادب رضا خانی خوا باند ایا تو چنین شجاعتی داری ؟ یا نه محافظه کاری تو باید ان زمانی که توهین به روحانیت یا ولایت فقیه و اسلام می شود دستانت اماده  سیلی زدن به تلافی باشد امید وارم منظور مرا متوجه شده باشید امروز با شهید کردن یک استاد دانشگاه هسته ای ما

 دستان رضا خانی  در اصل همان سیلی را به پیکره علمی و هسته ای ما زد  تو ایا محکومش کردی ایا به فکر هستی که کاری بکنی دندان شکن و سیلی محکمتر از او به انها بزنی ؟ ایا بفکر دفاع همیشگی از وطنت هستی و تا لحظه مرگت با نظام مقدس خواهی بود ؟ ایا جرا ت داری وقتی بی عدالتی را رشوه دهی را در زد و بند های کلان برای ابادانی شهر ها اتفاق می افتد و حقی از یک شهر ضایع میشود تو همان سیلی محکی را که طرفدار مدرس بیخ گوش طرفدار رضا خان خوا باند بخوا بانی ؟ یا نه جراتش را نداری و محافظه کا ر تر از انی ؟ و فقط به منافع خودت می اندیشی مبا دا کلاهت بیفتد ؟

 تو ایا مثل مدرس سعی داری پشت پرده مجلس اگر اتفاقی افتاد همه خبر ها را صا دقانه به مردمت بگویی ؟

 مدرس گاهی در دکان بقالی اخبار مجلس را  به ان کاسب و مشتری می گفت یک شخصی به او اعتراض کرد با با این مردم بی سواد را چرا در جریان اخبار مجلس قرار می دهی ؟

 مدرس در جواب گفت همین ها همین بی سواد ها همین بقالها و ... کسبه به من رای دادند تا به مجلس بروم حا لا دانستن اخبار مجلس حقشان است

 نماینده عزیز ایا تو غیرت ایت الله مدرس را داری که جز کرباسی که ساخت وطن بود نپوشید ؟ در حالی که همان ملی گرا یان مدعی ایران دوستی هیچ کدام کرباس مدرس را بپو شیدند و  لباسهای خارجی پوشیدند ایا به صندلی های 600 هزار تومانی مجلس که می گویند شما ها خریدید جرات دارید اعتراض کنید ؟ ایا به تجملات مجلس و هر اداره جرات داری اعتراض کنی  اگر چنینی تو حق نشستن بر جای مدرس داری و الا تو باید استعفا بدهی . من نوعی به تو اگر رای دادیم و تو را به مجلس فرستادیم برای اجرای عدالت مدرسی تو را انجا فرستادیم

 پس سعی کن همچون مدرس

 عدالتجو شجاع حق گو باش  و در مقابل هر رشوه گیری

  با ایست و سیلی محکمی به نام افشا بزن

 ان روز  که مدس را در مجلس سیلی زدند مردم  ریختند در خیا بانها و دکانها را بستند و تعطیلی شهر معلوم شد و همه به منزل علما رفتند تجمع اعتراضی نمودند و وقتی رضا خان به خیا بان ظاهر شد مردم اجر پراندند و غو غایی بپا شد

 و ملک الشعرا بهار   شاعر بنام ان زمان چنین شعری سرود

 

 از ان سیلی ولایت پر صدا شد             دکا کین بسته و غو غا بپا شد

به روز شنبه مجلس کربلا شد           به دولت  روی اهل شهر وا شد

 چو امد  در میان شهر سردار            برای ضرب و شتم و زجر و کشتار

دریغ از راه دور و رنج بسیار 

 قشونی خلق را با نیزه راندند               دلی مردم به جای خود بماندند 

 رضا خان را به جای خود نشاندند                به جای گل بر او اجر پراندند

 نشاید  کرد با افکار پیکار         بباید خواست از مخلوق  زنهار

  دریغ از راه درور و رنج بسیار

   

 

+ نوشته شـــده در پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعــت15:28 تــوسط رضوان محدث پور |

تقدیم به دوست بسیار خوب و محبوبم  یاسی جان عزیزم 

 وبلاگ سیب کال تنهایی ام

  کتاب رنگ عشق

نو شته یاسی جان منتشر شد 

 به این نو یسنده جوان و هنر مند قلم

 تبریک عرض می کنم

این دسته گل تقدیم تو و مبارکه

 عزیزم بدان با لبخند  تو می خندم و با

گوش تو

 می شنوم و با چشم تو میگریم و امروز که

 لبخند شادی از این موفقیتت بر لبانت نشست

 من نیز همراه تو لبخند زدم  و دل دریایی تو که

 ارام می گیرد دل من نیز ارام می گیرد 

 تو قلبی به زلالی اب و به صافی اینه و به صفای

 اسمان ابی  داری و  همیشه  شا دابی و نشاطی

 را که در یک باغی از گلهای رنگا رنگ و زیبا

به هربیننده  دست

 

می دهد ان نشاط را برایت ارزو مندم  

 

 

در بین لینکهای وبم  یاسی دوست خوش قلمم را کلیک کنید 

نوشته های وبلاگ قشنگشو که همش ازقلم هنر افرین  خودش است ببینید

 یه نمو نه از زیبایی های نرم تخیلات زیبایش که   نامش را می گذارم

 شهر خاکستری ذهنم

به خاطر تشبیهاتش بنده ایشان را سهراب سپهری زمان ما می ناممش  همیشه نو شته هایش منو یاد سهراب و تخیلات و تشبیهاتش می اندازد

 

توجه بفرمایید خودتان مطالعه کنید  شهر خاکستری ذهنم

واژه های کم صبرم مدام مرا به عقب هل می دهند و پاییز مشتاق تر از همیشه رنگ زمستان می گیرد.روزی همه ماههای مهر پاییز از ان من بود با همه نوشته های مخاطب ُ غائب گونه ام .دلم میخواهد به پاس همه دلتنگی های تاریخ گذشته و نگذشته ام با یک نفر قهر کنم شاید شهر خاکستری ذهنم خستگی در کند.هیچ خطی کرانه خیال و اشفتگی هایم را جدا نمی کند و من نمیدانم تو کجای نسل دلتنگی هایم هستی.ماه پاییزی من مدتهاست تمام شده در همان وقتی که همه ی بی خیالی های من ته کشید و قوطی کبریتها پر شدند از خاطرات سوختنی.وچقدر این دل پاییزی ام بهانه می گیرید

 

ـ این روزهای باران زده برای من پر است از جمعه های دلگیر.روزهایی پی در پی که سرشارند از جمعه.....و من تنها ایستاده ام ساکت میان همه روزهای هفته....

ـ بالاخره کتابم از زیر چاپ در اومد .هر عزیزی مایل به تهیه اونه برام کامنت بزاره تا بهش شماره بدم

 

ـ کتابم چاپ شد البته بالاخره.عکسش رو نتونستم بزارم اینجا هر عزیزی دوست داره تهیه کنه برام کامنت بزاره تا بهش شماره بدم باهام تماس بگیره

 وبلاگ ایشان همش دست نو شته ها و دلنو شته های قشنگ خودش است که  وازه هایی عمیق و زیبایی به کار می برد که گاهی باید بسیار تفکر کرد و تا مل تا به عمق معنای زبایش پی برد

........................................................

 یاسی خوش  قلم من از اینکه کتا بتان به چاپ رسید  بسیار بسیار خو شحال شدم  نام زیبایی هم برای کتابت انتخاب کردی

 کتاب تو اسمش رنگ عشق است یاسی جان تو با ان همه لطائف روحی که داری  رنگ عشق واژه ای است لطیف که برا زنده همان قلم  هنر مند و خوش ذوق ومختص  توست

 ارزو می کنم در اینده  کتابهای دیگری از شما به چاپ برسد همان رو زهایی نو جوانی ات که مقامهای اول در استان و کشور

می اوردی و در وبلاگ نویسی هم مقام اوردی اگر دست

به قلم می بردی از نو یسندگان کم سن و سال کشور می شدی  الانم دیر نشده  ماهی را هر وقت از اب بگیری تازه است  خیلی خوب شد همت کردی و کتابتو به چاپ رسو ندی افرین احسنت

+ نوشته شـــده در چهارشنبه دهم آذر 1389ساعــت7:40 تــوسط رضوان محدث پور |
از این زمانه شاخ در او ردن عادی ست
                                  

 

 ادم باید شاخ در بیاره به این خاطر که

 

 1/  گناه مد شده

 کودتای سینما گران ایران کمتر از کو دتای نوژه نیست 

این جمله اخیر اقای سلحشور کا ر گردان فیلم یوسف ع است

در اپی دمی شدن بی حیایی چه کسی مقصر است ؟

2/ اقای سلحشور اخیرا  مقاله ای در باره کو دتای سینما نو شته است  گفته کو دتای سینما گران کمتر از او دتای  نو زه نیست که اعتاقادات جوا نان و دین را تخریب می کنه و این مسائل را عادی می کنه و  سینما گران به سمت ها لیود می روند و با سران هالیود  ملاقات می کنند در حالی که انها علیه ایران و دین ما فیلم ساختند  همه چیز برای سینما گران فقط شده به سمت ها لیود رفتن و بس  حرفهای قشنگ کا ر گر دان یوسف پیامبر را در نشریه این هفته پر تو بخو نید

 

 به این خاطر شاخ در میاریم که

 

 

تلوزیون همش زن سالاری  را تر ویج می کنه

4                                                                                                                     تلوزیون بی حیایی رو تر ویج میکنه                                                                                                                     مثلا در فیلم ده رقمی  که من در سینما بهمن شهر مون دیدم شاخ در اوردم 

 انواع  شغلها را در زنهای حا مله نشون داد  زن حا مله  بازیگر زن حا مله .. اتاق ما یعانات زنانه و ....  البته فیلم ده رقمی در سبزوار در سینما دیدم قبلش همش ترویج بی حیایی نشون داد و زنهای حا مله را  اما تلوزیون ده رقمی را فقط اصل فیلم را نشون داد حا لا ایا سینما بهمن  سبزوار چنین کرد  یا در همه شهر ها این ده رقمی چنین بخش می شود ؟   شهر های شما این فیلم را چنین نشون داد موضوع همش حاملگی بود ؟

                                                                                                                    

                                                                                                               در فیلمهای اخیر مرتب حا ملگی ها را در نزد شو هران و ....... بقیه به طور عجیبی نشون میدهد و نمو نه اش فیلم پسر تهرانی است که زن حا مله دست روی شکمش می گذارد  به باش می گو ید ای وای بچه لگد زد 

8   

                                                                                                                 و ویارشو نشون میده د وخودنها ی زهر ماری وییاری اش و . ... اینها عمدا نشون داده می شود 

9                                                                                                                    

10                                                                                                                                                                                                                                کسانی که فیلم پسر تهرانی را می بینند باید شاخ در بیارند مگه نه یعنی بی حیایی اینقدر این است که از بس زنان مسائل زنا نگی یشان را در نزد پسر و پدر مطرح می کنند لذا برای دختر انقدر عادی می شود که به با با زنگ می زند می گو ید با با بهم مزده بده حا مله شدم یا داری با با بزرگ میشی عین همین صحنه ها را در فیلمها دیدند که دخترای امروزی بی حیا شدند

12                                                                                                                ترویج زن سالاری و عدم اطاعت زن از شو هر هم از کو دتای فیلمهاست به نظر من لذا امار طلاق با لا رفته یک فیلم در اثار مثبت اطاعت زن از شوهر را که امر قران است فیلمها نشون نداده  شما دیدید ؟ خبرم کنید ؟

 

 

+ نوشته شـــده در دوشنبه هشتم آذر 1389ساعــت14:27 تــوسط رضوان محدث پور |
چگو نه میشود مملکت را فروخت از وبلاگ اشک اتش

 

اگر نمی توانید باور کنید چگونه عده ای با مولای خویش عهد غدیر بسته اما پس از مدتی به راحتی قول خود را فراموش کرده و دین خویش را به حراج گذاشته اند ؛ اگر نمی توانید باور کنید نامردمان کوفه که با دست اراده خود برای امام بر حق ، دعوتنامه می فرستند با آگاهی کامل ، کمر به قتل او می بندند ؛ اگر برایتان قابل درک نیست پادشاهانی که نان و نام را از برکت وجود این ملت به دست آورده اما در عهد نامه هایی خیانت بار و خباثت آلود همچون گلستان و ترکمانچای ، بخش هایی وسیع از سرزمین مقدس ایران را به دشمنان این آب و خاک وا می گذارند یا نفت و دیگر منابع ملی را حاتم بخشی می نمایند؛ اگر تصوری از شاه سلطان حسین های تاریخ ندارید فقط کافی است نیم نگاهی به نامه نکبت بار و ذلیلانه تعدادی از نمایندگان وطن فروش مجلس ششم خطاب به مقام معظم رهبری بیندازید . ناباورانه خواهید دید چگونه عده ای که چند نسل خود را از بودجه بیت المال مسلمین کامروا کرده اند از روی ترس یا خودفروختگی و سرسپردگی ، بر سر حقوق طبیعی و مسلم مردم در برخورداری از انرژی صلح آمیز هسته ای معامله کرده و آهنگ پذیرش ذلت در برابر هیمنه پوشالی دشمنان ملت را با دعوت به سر کشیدن جام زهر سازش و تسلیم  سر می دهند . بی تردید هر شخصیت داعیه دار پیروی از خط امام دشمن شکن که وابسته به جریان به اصطلاح اصلاح طلب است اگر از محتوای رذیلانه این سند رسوایی منافقان عصر ما اعلام برائت نکرده باشد صلاحیت حضور در هیچ منصبی را در حکومت اسلامی نخواهد داشت . همین یک سند به تنهایی برای اثبات خیانت ، وطن فروشی و ننگ ابدی طیف های مدعی اصلاحات و ملی گرایی کفایت خواهد کرد .

متن کامل آخرین نامه نمایندگان مجلس ششم به رهبری

بسمه تعالی

حضرت آیت الله خامنه ای

مقام معظم رهبری،

با عرض سلام و تحیت و آرزوی سلامت و توفیق الهی

نویسندگان این نامه چهره های ناآشنایی نیستند، وجه مشترک همه آنها در این است که در عرصه تلاش برای سرنگونی رژیم شاه و استقرار نظام مردمسالار بر پایه جمهوریت و اسلامیت و یا استمرار و استحکام پایه های آن، پرتلاش بودهاند و در طول سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، همگی در گوشه و کنار کشور در حفظ آرمانهای اولیه انقلاب اسلامی و دستاوردهای گرانقدر خون شهیدان این ملت کوشیده اند و بسیاری از آنان متعلق به خانواده بزرگ شهدا و رزمندگان و جانبازان و آزادگان اند، اینک نگران هستند. نگران همان آرمانها، نگران پایه های مشروعیت نظام یعنی اسلامیت و جمهوریت و افزون بر همه اینها، اخیراً نگران تمامیت ارضی و امنیت ملی کشور.

آنچه ما را بر آن داشت تا بدین صورت مصدع اوقات شویم حساسیت شرایط، فرصت اندک و بزرگی خطری ست که پیش روی کشور است و با کمال تأسف نجواهای خیرخواهانه و پیشنهادهای آرام و مکتوم ما در سالهای گذشته ره به جایی نبرده است. پس اجازه دهید بر مبنای وظیفه شرعی و قانونی خود و تعهد و مسؤولیتی که در برابر خدا و مردم داریم، آنچه را به خیر و صلاح همه می دانیم با حضرتعالی، که بر اساس قانون اساسی _ یعنی میثاق ملی همه ما _ شخص اول کشور هستید در میان بگذاریم، به آن امید که این خیرخواهی منشاء آثار و برکات برای نظام باشد.

حساس ترین برهه تاریخی ایران

شاید در تاریخ پر فراز و نشیب معاصر ایران، هیچ زمانی را به حساسیت امروز نتوان یافت. تنها با تسامح می توان وضعیت ایران را در زمان اشغال در جنگ جهانی دوم و یا پیش از پذیرش قطعنامه 598 با وضع کنونی قابل مقایسه دانست که در اولی با قطع هرگونه امید در داخل، عامل خارجی سرنوشت کشور را رقم زد و در برهه دوم اراده و تدبیر و دوراندیشی حضرت امام خمینی(ره) و اتکای به مردم کشور را نجات داد.

اما شاید دوره کنونی از این لحاظ بی مانند باشد که شکافهای سیاسی و اجتماعی با تهدید خارجی و برنامه آشکار دولت ایالات متحده آمریکا (به عنوان قدرتی که در برابر خود مانعی نمی بیند) برای تغییر نقشه ژئوپولتیک منطقه همزمان شده و نظام ناچار به کنش و واکنش در برابر این برنامه است. 

دوم خرداد، حکومت را نجات داد

هنوز فضای سیاسی کشور را در سال 75 از یاد نبرده ایم که به دلایل گوناگون در عرصه سیاست خارجی، ایران در انزوای کامل و حتی کشور در معرض تهدید نظامی خارجی قرار داشت و متأسفانه وضعیت انفعال بر فضای سیاسی کشور حاکم بود. اما دوم خرداد 76 همه این تهدیدها را از بین برد و فرصتهای بسیاری را فراهم آورد و به قول حضرتعالی انقلاب را بیمه کرد، به گونه ای که به سرعت فضای جهانی به سود ایران تغییر نمود. سال 2001 به پیشنهاد ایران سال گفت وگوی تمدنها نام گرفت و حتی رئیس جمهور وقت آمریکا برای ادای احترام به ملت ایران، در سفر آقای خاتمی به نیویورک، به دنبال فرصت برای دیدار با رئیس جمهور ایران بود و بعدها حتی وزیر امور خارجه وقت آن کشور رسماً به خاطر برخی سیاست های گذشته آمریکا در قبال ایران عذرخواهی کرد.

فضای سیاسی_اجتماعی کشور نیز پس از دوم خرداد 76 پر نشاط و دورنمای توسعه همه جانبه امیدوار کننده گردید. حتی شاخصهای کلان اقتصادی نیز حرکتی امیدبخش را برای درمان بیماریهای مزمن و تاریخی اقتصاد کشور نوید داد.

بازگشت بحران آفرینان

اما هنوز دو سال از این نعمت بزرگ الهی نگذشته بود که جریانهایی که تا مدتی در بهت و حیرت ناشی از رأی مردم در دوم خرداد به سر می بردند، با برنامه ای حساب شده، برای فرصت سوزی و شکست آنچه اصلاحات نام گرفته و در برنامه رئیس جمهور تجلی یافته بود، به منظور بازگرداندن اوضاع به وضعیت قبل از دوم خرداد 76، فعال شدند. سیاهه اقدامات تخریبی آنها طولانی و مکرر و اندوهبار است و به قول آقای خاتمی هر 9 روز یک بحران آفریدند. از آن جمله است قتلهای زنجیره ای، جنایت کوی دانشگاه، تعطیلی مطبوعات و رسانه ها، دستگیری فعالان سیاسی، سرکوب دانشجویان و دانشگاهیان، اجرای علنی احکام قضایی بسیار کم سابقه، خنثی کردن تصمیمات مجلس و دولت و انتقال قدرت از آنها به نهادهایی مانند شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت، شورای انقلاب فرهنگی و حتی برتری دادن اساسنامه کمیته امداد و آئین نامه فروش وسائل اسقاطی نیروی انتظامی بر قوانین مصوب مجلس! بی اختیار و بی اراده کردن مدیران و مسؤولان اجرایی با پرونده سازیها، مچ گیریها و تبلیغات سیاه، برخورد با نهادهای مستقل مدنی مانند احزاب، کانون وکلا، سازمانهای علمی و پژوهشی و مؤسسات فرهنگی و...

نتیجه خواسته و ناخواسته این همه، جز این نبود که به مردم ایران و جهان نشان داده شود در ایران هیچ تغییری اتفاق نیفتاده و نخواهد افتاد و ثابت شود رأی مردمی که خواست اصلی آنها تغییر در روشها و بینشها بوده است، هیچ اثری ندارد و اعلام گردد که نهادهای مظهر اراده ملت قدرتی ندارند و آشکار شود که نهادهایی که باید کانون حل منازعه و مظهر حاکمیت ملی و جایگاه اجماع و وحدت ملی باشند، به دست تندترین نیروهای مخالف اصلاحات سپرده می شود، تا در نهایت رأی مردم بلاموضوع گردد.

فرصت چندانی باقی نمانده است!

 با این حال و روز کشور، فرصت چندانی باقی نمانده است. غالب ملت ناراضی و نا امید، اکثریت نخبگان ساکت یا مهاجر، سرمایه های مادی گریزان و نیروهای خارجی از هر طرف کشور را احاطه کرده اند. با این وضع برای آینده کشور دو حالت بیش متصور نیست؛ یا دیکتاتوری و استبداد، که در خوش بینانه ترین حالت فرجامی جز وابستگی و در نهایت فروپاشی یا استحاله ندارد و یا بازگشت به اصول قانون اساسی و تمکین صادقانه به قواعد دموکراتیک. چنین رویکردی، هم مبتنی بر فرهنگ و ارزشهای اسلامی و ملی این ملت است و هم قابل تعامل با همه جهان.

آنچه مانع عملی شدن تهدیدات خارجی می شود، نه توپ و تانک و موشک و سلاح بلکه افزایش مشروعیت نظام، وحدت ملی و یگانگی حکومت و ملت است. تنها راه برطرف کردن تهدید خارجی همان راهی است که ملت ما را در برابر رژیم دیکتاتوری شاه، متحد و بر سرنگونی آن مصمم ساخت و این تنها در صورتی میسر است که ملت مطمئن باشد خواسته و رأی او منشأ اثر و تغییر خواهد بود.

وحدت ملی یعنی تمکین به رأی مردم، یعنی همه با مردم، یعنی «میزان رأی ملت» و ... با این تفسیر از وحدت ملی نه تنها تهدیدهای بیگانه خنثی خواهد شد، بلکه میتوان امیدوار بود تا به فرصت نیز تبدیل شود.

قبل از نوشیدن جام زهر، عذرخواهی کنید!

آنچه ما میفهمیم این است که مسئولان حاکمیت باید صادقانه از مردم در قبال همه قصورها و سوء تدبیرها پوزش بخواهند و البته این عذرخواهی شکست و عقب نشینی از مواضع اصولی نیست، بلکه نشانه فروتنی و بزرگواری است. تعظیم به مردم خود سبب جلوگیری از کرنش به بیگانگان می شود.

اگر جام زهری باید نوشید قبل از آنکه کیان نظام و مهمتر از آن، استقلال و تمامیت ارضی کشور در مخاطره قرار گیرد باید نوشیده شود و بی تردید این برخورد خردمندانه و متواضعانه، از سوی ملت با همان پاداشی مواجه می شود که امام عزیز راحل روبرو شد. 

این اقدام نشانه تدبیر، دور اندیشی، مصلحت جویی، خیرخواهی و توفیق الهی است و البته نشانه این تغییرات در بینش باید با علائمی در منش و روش همراه باشد. باید در چهره ها و یا حداقل رفتار نهادهای اجماعی و بی طرف تغییرات اساسی پدید آورد. شورای نگهبان، قوه قضائیه، صدا و سیما و همه نهادهایی که ملت نقش مستقیمی در انتخاب مسؤولان آنها ندارند، باید واقعاً بی طرفانه رفتار کنند که متأسفانه امروز چنین رویکردی مشاهده نمی شود.

شورای نگهبان، بزرگترین مانع اصلاح

امروز شورای نگهبان به عنوان بزرگترین مانع فراراه مجلس با توسل به تفسیرهایی عجیب و احتجاجاتی غریب، متأسفانه موجبات وهن و بی اعتباری شرع و قانون اساسی را فراهم ساخته است. مفسران قانون اساسی چنان بی پروا به تفسیر برخی از اصول قانون اساسی می پردازند (به عنوان نمونه اختیارات بی حد و حصر برای رهبر) گویی همه شرع و قانون اساسی تنها یک اصل است. بی تردید اگر در سال پنجاه و هشت در هنگام رفراندوم، چنین تفسیرهایی از قانون اساسی مطرح می شد، سرنوشت نظام ما چیز دیگری بود. 

فرصتی برای آزمون همه

اگر مردم و مجلس و دولت و همه نهادها هیچ هستند و تمرکز اصلی قدرت و منشأ همه اعمال در یک اصل است و به قول آقایان اصل یکصد و ده قانون اساسی، تنها کف اختیارات رهبری است، آیا بهتر نیست برای همیشه با صداقت و صراحت تکلیف مردم را روشن کنیم و از این همه دوگانگی ها، شعار دادنها و افزودن صفت و قید بر کلمات معناداری چون مردمسالاری و آزادی، رهایی یابیم؟ و اگر غیر از این است، که قطعاً چنین است و روش و منش امام نیز مؤید ابطال نظریه فوق است، پس چرا نباید با این رفتارهای فروکاهنده اعتبار و شأن نظام و اعتماد عمومی جداً مقابله کرد؟

اکنون فرصت مناسبی برای آزمون همگان فراهم است. دو لایحه مصوب مجلس همه ما را در ادعاهای خود خواهد آزمود.

انتخابات آزاد و جلوگیری از نقض قانون اساسی دو مبنای محوری هر حکومت مردمسالار است. نمیتوان برای مردم عراق رفراندوم را تجویز کرد و از تریبون نماز جمعه خواستار انتخابات آزاد در آن کشور شد ولی مردم خودمان را از این حق مسلم محروم کرد.

البته پس از انتخابات آزاد و تضمین حقوق منتخبین ملت به خصوص رئیس جمهور و در اجرای قانون اساسی باید موانع مصنوعی بر سر راه فعالیت قانونی و آزاد آنها را نیز برطرف کرد.

قوه قضائیه؛ سپر برنامه ریزان ضد اصلاحات

آنچه امروز در قوه قضائیه، آنهم به دست برخی افراد فاقد صلاحیتهای لازم، که سپر برنامه ریزان ضد اصلاحات شده اند، در محدود کردن حق نمایندگان مجلس از اظهار نظر، که حق مسلم ضروری به رسمیت شناخته شده در هر نظام متکی بر مجلس است، میگذرد، نه قابل تحمل است و نه قابل دوام.

در عرصه جامعه مدنی نیز فشارهای غیرقانونی و برخوردهای ناهنجار به حد غیرقابل تحمل رسیده است. برخوردهای قضایی از حد فعالان سیاسی و کادرهای اصلی اصلاحات فراتر رفته و همه نهادهای مدنی را تهدید می کند. احضار، دستگیری و محاکمه تعدادی از وکلای دادگستری، برخی از فعالان عرصه های فرهنگ و هنر و رسانه ها در چند ماه گذشته، با هیچ منطقی قابل توجیه نیست.

اقدام بایسته در این عرصه، التزام کامل و فارغ از تأویل های ناروا به قانون اساسی، اجتناب اکید نهادهای اجماعی نظیر شورای نگهبان، قوه قضائیه، نیروهای مسلح و صدا و سیما، از هرگونه دخالت در عرصه منازعات سیاسی به نفع این یا آن جناح، متوازن ساختن ترکیب نهادهای حل منازعه، نظیر مجمع تشخیص مصلحت، بر اساس گرایشهای موجود در جامعه و ... می باشد.

همه ما در معرض یک انتخاب دشواریم 

مسلماً در عرصه زندگی مردم همچون گذشته مشکلات معیشتی نیز وجود دارد؛ کمافی السابق فساد اداری و مالی خودنمایی می کند و علاوه بر آن در سایه تبلیغات سیاه و بزرگنمایی مفاسد و مشکلات توسط مخالفین اصلاحات، مردم چنان تصور می کنند که فساد و تباهی صدر تا ذیل را دربرگرفته است. آن مشکلات و این تبلیغات همراه با انبوه نارضایتی های حاصله، همه ما را بر سر یک انتخاب دشوار قرار داده است.

بی شک مهمترین وظیفه همه ما، رفع فقر و ایجاد رفاه برای مردم، بهبود و تقویت اساس و پایه های اقتصاد کشور و تضمین رشد پایدار اقتصادی و تولید ثروت است. این همه میسر نمی شود جز با تزریق سرمایه و نیروی انسانی کارآمد و مدیریت توانمند به سیستم اقتصادی کشور و این دو حاصل نمی شوند جز با تأمین امنیت سیاسی، اقتصادی که این نیز جز با حکومت برآمده از مردم محقق نمی گردد.

با مردم آشتی کنید

امروز از سوی برخی از محافل جهانی زمزمه هایی مبنی بر رفراندوم به عنوان حربه اصلی تغییر نظامهای منطقه ما شنیده می شود؛ روندی که معمولاً جامعه جهانی نیز اگر از آن حمایت نکند، در برابر آن ساکت می نشیند. ما گر چه مبنای مشروعیت هرگونه تصمیم درباره نظامها را صرفاً اراده ملی و رأی مردم کشورها می دانیم، در عین حال بهترین شیوه مواجهه با چنین ترفندهایی را نه ایجاد جامعه ای تک صدایی و تشدید روشهای اقتدارگرایانه و مرعوب کننده، بلکه آشتی با مردم و استقرار و تمکین به روند مردمسالاری واقعی و ارائه الگوی عملی سازگار با حریت و کرامت شهروندان، از جانب حکومت می دانیم. اگر چنین قرائت و تفسیری از جمهوری اسلامی حاکم شود، حتی اگر بارها از مردم همه پرسی شود همچون ابتدای انقلاب با دل و جان به جمهوری اسلامی رأی خواهند داد. به اعتقاد ما در شرایط کنونی انتخاب چنین رویکردی در اختیار شماست.

از خداوند قادر متعال میخواهیم که ما را بر صراط حق، مستقیم بدارد و نیتهای ما را خالص کند و عاقبت امر همه ما را خیر گرداند.

از درگاه حضرت احدیت برای جنابعالی طول عمر و سلامت و عزت مسألت داریم.

31 اردیبهشت 1381

135 نفر از نمایندگان مجلس ششم

+ نوشته شـــده در یکشنبه هفتم آذر 1389ساعــت7:38 تــوسط رضوان محدث پور |
از نشریه محبو ب پر تو / در لینکها ی وبم هست کلیک کنید
الملل

تهديدهاي نرم؛ الگوي تقابل استراتژيك ايالات متحده امريكا در برابر ايران (بخش اول)

 سهراب انعامي علمداري

مقدمه

در طرح‌ريزي دفاعي و استراتژيك ايران، الگوهاي رفتاري آمريكا به عنوان تهديدهاي امنيت ملي محسوب مي‌شود. از زماني كه ايالات متحده به عنوان يكي از قدرت‌هاي بزرگ در نظام بين‌المللي ظاهر شد، و امنيت‌گرا را در ارتباط با كشورهاي پيراموني ايفا نمود. يكي از شاخص‌هاي قدرت ملي كشورها را مي‌توان ميزان تأثيرگذاري و مداخله‌گرايي در حوزه منطقه‌اي و بين‌المللي دانست. ايالات متحده از الگوهاي ياد شده در برخورد با كشورهاي خاورميانه و همچنين ايران بهره گرفته است. بنابراين، هرگونه پيروي آمريكا يا ساير قدرت‌هاي بزرگ از چنين الگوهايي را در سياست خارجي خود، مي‌توان نشانه‌اي از تهديدهاي امنيتي ملي دانست به دنبال تداوم تضادهاي سياسي ايران و آمريكا در دوران بعد از انقلاب اسلامي، مقام جنگ آمريكايي به اين اعتقاد رسيدند كه موج جديد سياسي ايران مي‌تواند فضاي ژئوپلتيكي خاورميانه را تحت تأثير قرار دهد. براساس چنين برداشتي، تضادهاي نهفته انديشه انقلاب عليه ايران را افزايش داند. شواهد نشان مي‌دهد كه حوزه تهديدهاي امنيتي آمريكا ماهيت اجتماعي داشت. اين روند، طي سال‌هاي 1953 -87 تداوم يافت. در سال‌هاي 1978 -79 تهديدهاي واشنگتن ماهيت سياسي پيدا نمود. از سال 1980، شكل جديدي از تهديد‌ ظهور يافته كه ماهيت امنيتي داشته است. طراحي كودتاي نوژه، حمايت از گروه‌هاي مسلح در حوزه‌هاي پيراموني جغرافياي سياسي ايران و در نهايت سازماندهي كشورهاي عرب محافظه‌كار در حمايت از عراق براي تهاجم نظامي به جمهوري اسلامي را بايد در زمره تهديدهاي امنيتي آمريكا عليه تهران به شمار آورد. به موازات محدويت‌هاي سياسي- امنيتي، شكل جديدي از تهديدها نظير تهديدهاي نرم در قالب عمليات جنگ رواني، تخريب سازنده و تهديدهاي اقتصادي در چارچوب تحريم صنعتي و تكنولوژيك ايجاد شد. تكامل يافته‌ترين شكل تهديدهاي سياسي- امنيتي آمريكا ماهيت ايدئولوژيك و استراتژيك پيدا كرده است. از زماني كه رقابت‌هاي دو قطبي پايان پذيرفت، آمريكايي‌ها در راستاي «سياست تقابل دوگانه» عمل نمودند و به اين ترتيب، تضادهاي امنيتي و سياسي تهران و واشنگتن در فضاي ايدئولوژيك ظاهر گرديه است. نشانه‌هاي چنين تضادهايي متنوع و فراگير مي‌باشند. اين روند طي سال‌هاي 1993 -98 در قالب تهديدهاي كم شدت و همچنين از سال 1998 به بعد كه گروه‌هاي نومحافظه‌كار آمريكايي از جايگاه و مطلوبيت بيش‌تري برخوردار شدند، با اشكال تهديدهاي تصاعد يابنده امنيتي- استراتژيك منعكس گرديده است.

چنين روندي، خطرهاي امنيتي فراگيري را براي ساختار دفاعي و امنيتي ايران به وجود مي‌آورد. گسترش نيروهاي نظامي آمريكا در خليج فارس و ساير تهديدها در حوزه تهديدات نرم را مي‌توان در زمره تهديدهاي امنيتي- استراتژيك آمريكا دانست. چنين تهديدهايي مي‌تواند بر ميزان آرامش اجتماعي و امنيت ملي ايران تأثير گذار باشد. تمامي اسناد دفاعي و امنيتي آمريكا بيانگر آن است كه آنان تلاش دارند تا حوزه‌هاي نفوذ خود را به حوزه‌هاي سرزميني كشورهاي خاورميانه از جمله جمهوري اسلامي ايران گسترش دهند. به اين ترتيب امنيت آن كشور نسبت به ايران سازماندهي شود. برداشت نخبگان سياسي آمريكا از تهران نيز نشانه‌هايي از تهديد را به نمايش مي‌گذارد. استراتژي امنيتي و دفاعي ايالات متحده براي مقابله با كشورهايي همانند ايران بر مبناي رهيافت‌هاي مقابله جويانه سازماندهي گرديده است. در اين ارتباط مي‌توان نشانه‌هايي از الگوي رفتار ستيزش از جمله «تغيير رژيم» را مورد ملاحظه قرار داد. آمريكايي‌ها چنين الگويي را از طريق ابزارهاي نظامي، اقدامات امنيتي، به كارگيري قدرت نرم، ديپلماسي عمومي، محدوديت‌هاي بين‌المللي و حتي تحريم‌هاي اقتصادي به كار گرفته‌اند. از واقعيات شرايط امروز اين است كه به كارگيري قدرت سخت، ضمن برانگيختن مقاومت‌هاي فراوان‌، هزينه‌هاي بسياري را نيز به دنبال دارد. بنابراين رسيدن به هدف با استفاده از قدرت نرم(ديپلماسي عمومي، تاكتيك‌هاي جنگ رواني و اعمال فشار از طريق سازمان‌هاي بين‌المللي) در دستور كار دولت‌ها قرار داشته و از اولويت خاصي برخوردار است. از اين‌رو مطابق آن‌چه گفته شد، اولويت آمريكا در مواجهه با كشورهاي نظير ايران، استفاده از قدرت نرم و اعمال تهديدهاي نرم خواهد بود.

تعاريف و ويژگي‌هاي قدرت نرم

قدرت، كليدي‌ترين مؤلفه تعيين كننده مناسبات و جايگاه كشورها در عرصه روابط بين‌الملل به شمار مي‌آيد. البته مراد، قدرت همه جانبه است كه شامل ابعاد سخت‌افزاري و نرم افزاري مي‌باشد براساس‌هاي جهاني، اغلب كشورها در صددند قدرت سخت را به قدرت نرم، زور را به قانون و قدرت را به اقتدار مشروع تبديل كنند. بنابراين مشخص است كه حركت به سوي بعد نرم افزاري قدرت در دستور كار بيش‌تر كشورها قرار دارد. واقعيت‌هاي كنوني نشان مي‌دهند كه تأييد صرف بر قدرت سخت، موفقيت پايداري را در برنداشته و نخواهد داشت. به اعتقاد بسياري از انديشمندان، قو‌ي‌ترين كشورها همواره قوي‌ترين باقي نخواهند ماند مگر آن‌كه قدرت خود را به حق تبديل كنند. قدرت نرم، قدرت هدايت كردن‌، جذب كردن و سرمش بودن است. قدرت نرم يعني توانايي يك كشور براي جذب ساير كشورها با ايده‌ها‌، ارزش‌ها وايدئولوژي خود يا توانايي يك كشور براي واداشتن ساير كشورها به اين‌كه آن‌ها نيز مانند او بينديشند. اين قدرت ارتباط تنگاتنگي با «قدرت‌هاي بي‌شكل» نظير فرهنگ، ايدئولوژي و... دارد. جهان‌شمولي فرهنگي يك كشور و توانايي‌اش براي تعيين هنجارها، قواعد و رژيم‌ها(به مثابه عناصر تنظيم كننده رفتار بين‌المللي آن كشور) از منابع كليدي قدرت آن كشور به شمار مي‌آيد. قدرت نرم، ظاهري آرام و مخملي و باطني استوار و آهني دارد. به بيان ديگر، هر چند قدرت نرم بنا به برخي تقسيم‌بندي‌ها در زمره قدرت‌هاي نامحسوس جاي مي‌گيرد ولي از آن‌جا كه هدف اصلي آن، جذب قلوب و اذهان است، آثاري بسيار عميق‌تر از قدرت سخت دارد؛ چرا كه نگاه، ارزش‌ها، فهم ديگران، تعريف خود و... طرف مقابل(مردم خودي يا ملت/ دولت ديگر) سر و كار دارد. قدرت نرم به مثابه گزينه نخست دولتمردان در پرداختن به امور مختلف بين‌المللي، مي‌تواند به كشور جهت امكان پذير شدن استراتژي ملي، هدايت اشتياق ملي، شكل‌گيري اراده واحد و تقويت قدرت فرهنگي كمك كند كه نتيجه آن توسعه قدرت ملي فراگير، بهبود وضعيت بين‌المللي و افزايش نفوذ بين‌المللي آن كشور است.(1)

ادامه دارد

پي‌نوشت

1. جوزف ناي،كاربرد قدرت نرم، ترجمه سيد رضا ميرطاهر، فصلنامه راهبرد دفاعي، سال دوم، شماره 6، زمستان 83، ص21

سيري در نظام ليبرال دموكراسي غرب(39)
بازي سرنوشت

حمله عراق به كويت در دوم اوت 1990 م گرچه در يك توطئه طراحي شده از سوي ايالات متحده براي حضور بيش‌تر در منطقه خليج فارس و خاورميانه صورت گرفت اما به سقوط ديكتاتور بغداد منتهي نشد. ارتش عراق بيش از 10 روز در برابر واشنگتن و همپيمانانش تاب نياورد و به دنبال حمله آمريكا در 16 فوريه 1991 در قالب عملياتي با نام طوفان صحرا صدام در 26 فوريه دستور عقب نشيني از خاك كويت را صادر كرد و روز بعد بغداد به تمام قطعنامه‌هاي سازمان ملل گردن نهاد. تا مدتي پس از اين تاريخ، حملات هوايي آمريكا عليه تجهيزات و مهمات عراق ادامه يافت. از ظاهر اين حملات چنين بر مي‌آمد كه بوش اول حملات را تا سرنگوني صدام ادامه خواهد داد‌؛‌ ولي در حالي‌كه افكار عمومي انتظار پيشروي ارتش آمريكا و هم‌پيمانانش تا قلب بغداد و سرنگوني رژيم بعث را داشتند به ناگاه بوش دستور توقف جنگ را صادر كرد!

روند حملات و نتايج به دست آمده حاكي از آن بود كه ديكتاتور بغداد در فرصتي بسيار كوتاه ساقط خواهد گرديد و تاب مقاومت در برابر اين حملات را ندارد؛ اما چرا بوش حاضر به ادامه عمليات نشد؟

پاسخ به اين سؤال را بايد با توجه به ديدگاه نظام ظالمانه ليبراليسم و اهداف غير انساني آن جستجو كرد: نخست آن‌كه رژيم بعث حاكم بر عراق از دست نشاندگان همين نظام ليبراليستي و تقويت شده از سوي حاكمان آن بود كه در مقطعي از زمان مي‌بايست به عنوان ابزاري در دست حاكمان كاخ سفيد به بازي گرفته مي‌شد. اگر آن‌گونه كه واشنگتن تبليغ مي‌كرد حمله به عراق در سال 1991 م براي نجات مردم كويت و عراق از چنگال ديكتاتور بغداد صورت گرفت، دليلي بر توقف آن وجود نداشت. پس معلوم مي‌شود حمله به عراق در راستاي تأمين اهداف نامشروع ليبراليسم ايالات متحده، مردمان ستمديده به ويژه شيعيان آن كشور در مناطقي از عراق دست به شورش زدند و آمريكا نگران اين بود كه با سقوط صدام يك نظام حكومتي متمايل به جمهوري اسلامي ايران در آن كشور روي كارآمد. اين مهم‌ترين دليل براي صدور دستور توقف جنگ عليه عراق بود. آنان گرچه صدام را مهره سوخته خود تلقي مي‌كردند ولي هرگز حاضر نبودند به جاي حكومتي بعثي او، يك نظام ديني مردمي استقرار يابد. حاكمان كاخ سفيد سال‌ها بررسي و برنامه‌ريزي كردند تا با سقوط صدام، نظام متمايل به غرب را حاكم سازند؛

غافل از اين‌كه بازي سرنوشت براي آنان حكم ديگري رقم زد و مجبور شدند تسليم خواسته‌ اكثريت مردم عراق شوند.

به هر ترتيب در حمله 1991 آمريكا، بحران از نظر دولتمردان آمريكايي پايان يافته تلقي شد و جنگ تا سقوط ديكتاتور بغداد ادامه يافت ولي وضعيت به گونه‌اي رغم خورد كه 8 سال بعد دوباره مجبور شدند به عراق حمله كنند. بيل‌كلينتون، رئيس جمهور وقت ايالات متحده، در نخستين ساعات بامداد روز 16 دسامبر 1998 م، به‌طور ناگهاني فرمان هوايي به عراق را صادر كرد و متعاقب آن بلر، نخست وزير بريتانيا مشاركت نيروهاي انگليسي را در اين عمليات اعلام نمودند.

حمله به عراق باز با همان شعارهاي تكراري و خلاف واقع آغاز شد. كلينتون هدف ايالات متحده را منافع مردم سراسر خاورميانه و جهان اعلاخ كرد(1) و هشدار داد:‌ صدام حسين نبايد اجازه يابد كه همسايگانش با ديگر كشورهاي دنيا با گازهاي سمي و تسليحات بيولوژيكي و هسته‌اي تهديد كند. ويليام كوهن، وزير دفاع آمريكا، هم در اظهاراتي مشابه، هدف از اين عمليات را كه به روباه صحرا مرسوم شد، مقابله با توان نظامي عراق و قابليت توليد سلاح‌هاي شيميايي و بيولوژيكي و هسته‌اي اين كشور معرفي كرد(1) اما همين افراد در زماني كه رژيم صدام انواع سلاح‌هاي شيميايي و ميكروبي را عليه جمهوري اسلامي ايران به كار مي‌گرفت، مهر سكوت بر لب زده بودند و حتي با حمايت‌هاي تسليحاتي از اين رژيم او را به ادامه اين كار تشويق مي‌كردند. به هر حال آنان زماني سراغ صدام رفتند كه ديگر تهديدي براي ديگران به شمار نمي‌‌رفت!

مقاصد واشنگتن از طراحي و اجراي عمليات روباه، صحرا در قالب همان سياست‌هاي كلي خاورميانه‌اي آمريكا قابل بررسي است: جلوگيري از قدرت گرفتن يك كشور ياغي در منطقه تضمين امنيت اسرائيل، انحراف افكار عمومي از جنايت‌هاي صهيونيست‌هاي در سرزمين‌هاي اشغالي و توجيه حضور نظامي در خليج‌فارس و بالاخره آزمايش آخرين توليدات صنايع نظامي، ولي بازي سرنوشت به گونه‌اي رقم خورد كه آمريكا هرگز نتوانست از نتايج پيش‌بيني نشده اين جملات به عراق بر حذر بماند.

ادامه دارد

پي‌نوشت 1. ويليام بلوم، سركوب اميد، ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوي، تهران، البرز1376، ص 534

+ نوشته شـــده در شنبه ششم آذر 1389ساعــت21:12 تــوسط رضوان محدث پور |
خطر برق گرفتگی
 

 لطفاً به اطلاع عزيزانتان برسانيد. به مادر، پدر،

 

 

 

 

 

 

 

خواهر و برادراني که به اينترنت دسترسي ندارند بگوييد .... فراموش نکنيد ...

 

This Cell phone was plugged in!!!!

اين موبايل به برق وصل بود!!!

 

A few days ago, a person was recharging his mobile phone at home.

چند روز پيش شخصي در حال شارژ کردن موبايلش در کنار تختش بود.

Just at that time a call came in and he answered it with the

Instrument still connected to the outlet.

در همان حال کسي به موبايلش تماس گرفت. او در حاليکه موبايل به برق وصل بود  به موبايل جواب داد.

 

After a few seconds electricity flowed into the cell phone unrestrained

and the young man was thrown to the ground with a heavy thud.

پس از چند ثانيه جريان برق به موبايل که به پريز برق وصل بود منتقل مي شود و اين جريان قوي به مرد جوان منتقل ميشود و او با شدت بسيار به زمين پرتاب مي شود.

His parents rushed to the room only to find him unconscious, with

a weak heartbeat and burnt fingers.

پدر و مادر او از صداي مهيبي که شنيده بودند با شتاب به اتاق او ميروند و او را بيهوش روي زمين با ضربان ضعيف قلب و انگشتان سوخته پيدا مي کنند.

 

He was rushed to the nearby hospital, but was pronounced dead on arrival.

او به سرعت به بيمارستان منتقل ميشود اما متاسفانه وقتي رسيده بود بيمارستان مرده بود.

Cell phones are a very useful modern invention.

However, we must be aware that it can also be an instrument of death.

Never use the cell phone while it is hooked to the electrical outlet!

موبايل يک اختراع بسيار مفيد مدرن است. اما ما بايد مراقب باشيم که ميتواند وسيله مرگ هم باشد اگر بي احتياطي کنيم.

هرگز از موبايل زماني که به برق يا کامپيوتر وصل است استفاده نکنيد. هرگز!!

 

 

FORWARD THIS TO THE PEOPLE THAT MATTER IN YOUR LIFE!!!!  

فراموش نكنيد، حتماً اين ايميل را براي عزيزانتان بفرستيد و به آنهايي كه دسترسي به اينترنت ندارند شفاهاً اطلاع رساني كنيد

+ نوشته شـــده در شنبه ششم آذر 1389ساعــت7:41 تــوسط رضوان محدث پور |
از وبلاگ خادم ملت
موضوع: ریاست جمهوری
جمعه هفتم آبان 1389 20:19

ديدار چهره به چهره مردم تهران با رييس جمهور حاشيه‌هاي جالب توجهي داشت.

• به گزارش ايرنا، ساعت حوالي ساعت 10 صبح بود كه رييس جمهور وارد محل ملاقات مردمي در اردوگاه شهيد باهنر در شمال تهران شد.

اين بار نگاه‌هاي منتظر مردم مناطق يك، دو و سه شهر تهران حضور رييس جمهوري را انتظار مي كشيد كه پرده ها و فاصله ها را از ميان خود و مردم برداشته است و اين الگوي زيبا را در بدنه دستگاه اجرايي تسري داده است.

• خبرنگاران به بيرون سالن هدايت مي شوند؛ اينجا حرف‌هايي هست و محرم آنان نماينده ملت. آنگونه متواضعانه به مردم لبخند مي زند كه گويي مواضع قاطعانه او را در مقابل استكبار و قدرت‌هاي زورگو نشنيده‌اي و به ياد مي آوري الگوي زمامداري در حكومت اسلامي از زبان اوليا و اوصياي دين را.

• اينجا؛ بالا شهر تهران خبري از بالاشهري‌ها با ماشين هاي آنچناني و تيپ‌هاي خاص نيست. چهره هاي مردم دردمند و انقلابي را مي بيني كه با شنيدن سنت حسنه ديدار چهره به چهره رييس جمهور و دولتمردان به بالاشهر آمدند. بالاشهري نيستند اما جايگاه آنها در آسمان هاست. گفته بودند مردم مناطق يك، دو و سه بيايند اما اينجا همه به شوق ديدار از ديگر مناطق تهران و حتي از اروميه، شيراز، اردبيل و ... آمدند.

• 'سوگند' دختربچه اروميه‌اي اينك كادوي ويژه تولدش در انتظارش است. آنجا كه محمود احمدي نژاد رييس جمهور براي تولدش كه نزديك است يك يادداشت فرستاده است. پدرش در حالي اين سوغات را به اروميه مي برد كه اميد فراوان به حل مشكلش دارد.

'بسمه تعالي. سوگند خانم. اميدوارم با ايمان و تلاش در تمام زندگي موفق و سربلند باشي. خدا يار و نگهدار شما باشد.احمدي نژاد 6/8/89'

با رحيم آقا ايزدي هم صحبت مي شويم. او مي گويد: انگار در رويا هستم، با مردي ديدار كردم كه در دنيا تاثيرگذار است و دنيا روي حرف او حساب مي كند و با من به عنوان يك شهروند عادي دست مي دهد و به مسايلم گوش فرامي دهد.

او مي افزايد: احمدي نژاد را به عنوان رييس جمهوري مردمي مي شناسيم و از او حمايت مي كنيم.

آنچه او را از شمال غربي كشور به شمال پايتخت رهسپار كرد پلاكاردي بود كه در سفر سوم دولت به استان آذربايجان غربي در دست داشت و در آن نوشته بود: 'فقط يك دقيقه ملاقات با شما - در دو دوره قبلي جوابي نگرفتم.' او گفت كه اشاره‌اش به دولت‌هاي سازندگي و اصلاحات است كه دسترسي به مسوولان ارشد كشور دشوار بود.

• حجت الاسلام سيد عيسي مرتضوي جزو نخستين افرادي است كه با رييس جمهور ديدار كرده است. او از توجه ويژه احمدي نژاد به مسايل فرهنگي قدرداني مي‌كند و مي‌گويد كه نامه درخواست ملاقات حضوري خود با رييس جمهور را در جريان همايش شوراي مشاوران جوان به ايشان داده بوده است.

او مي گويد : دستورات احمدي نژاد حرف ندارد، همه مرتب و منظم و راهگشاست.

او اگرچه ساكن جنت آباد است اما دستور رييس جمهور را براي كمك به ساخت حوزه علميه خليل شهر بهشهر مازندران به عنوان سوغات براي مازني ها خواهد برد.

• دو خانم ميانسال از اتاق ملاقات خارج مي شوند. آنها از اين كه رييس جمهور به دقت سخنان آنها را شنيده خوشحالند و مي گويند كه رييس جمهور تلفني با مسوول مربوط به حل مشكل از اتاق ملاقات صحبت كرده و از همان جا گره از كارشان باز كرده است.

آنها مي گويند كه اي كاش همه مديران مثل رييس جمهور كار و تلاش مي كردند و اگر اين گونه بود مشكلات مردم همگي حل مي شد.

• كمي آن سوتر جنب و جوش بيشتري برپاست. آنجا كه وزرا و اعضاي كابينه حضور دارند و به لحاظ امنيتي مشكلي براي حضور كسي وجود ندارد. مسوولان از معاون رييس جمهور گرفته تا وزير و معاون و ... بي پروا در ميان مراجعه كنندگان حضور يافته‌اند. اين موضوع اين گمانه را تقويت مي كند كه آنان نيز مثل رييس دولت خود را از جنس مردم مي‌دانند.

• اسامي وزارتخانه‌ها و سازمان‌هاي مختلف بر بالاي ورودي هر يك از اتاق هاي ملاقات نوشته شده است. مردم فرم هايشان را تحويل دادند، فرم‌هايي خاص كه بر روي شرح مشكل، دستگاه متولي و دستور مقام اجرايي پيش بيني شده است.

• در اين ميان حضور وزير كشور و معاونان مختلف وي جذابيت خاصي به اتاق وزارت كشور داده است. آن سوتر رويانيان، رييس ستاد مديريت حمل و نقل و مصرف سوخت نيز ديده مي شود. اينجا براي حل مشكلات مردم در ارتباط با شهرداري محلي پيش بيني شده است اما مسوولان حاضر همگي از استانداري و مجموعه دولت هستند كه براي استيفاي حقوق مردم حاضر شده اند.

• آقاي كت شلواري از منطقه 17 خوشحال از غرفه وزارت كشور بيرون مي آيد. او كه سه سال پيش براي خريد خودرو از شركت مربوط به تاكسي‌هاي سبز 13 ميليون تومان پول پرداخت كرده است، براي حل مشكلش و عدم تحويل ماشين به وي در اين مدت زمان، خواستار رسيدگي به مشكل خود شده است.

• بازنشستگان صندوق بازنشستگي كشوري قبل از سال 79 كه اخيرا موفق به دريافت پاداش پايان خدمت خود شدند پلاكاردي در محل ورود وزير رفاه و تامين اجتماعي نصب و از دولت به خاطر تحقق اين امر تشكر كردند.

• جلوه ها و صحنه هايي زيبا از ارتباط تنگاتنگ مردم و دولت كه در چهار – پنج سال اخير مشابه آن را بارها در سفرهاي استاني و ديگر مناسبتها نظير هفته دولت ديده ايم در دريچه دوربين عكاسان نقش مي بندد.

در پس زمينه اين تصاوير، اين عبارات نقش مي بندد: پرشدن حلقه مفقوده ارتباط مردم و مسوولان، تحكيم پايه‌هاي نظام اسلامي، تقويت روح اميد و وحدت در جامعه و ...

و اين ماموريت در سراسر ايران اسلامي ادامه دارد.

+ نوشته شـــده در جمعه پنجم آذر 1389ساعــت15:6 تــوسط رضوان محدث پور |
عید مبارک
هفته ولایت به بچه  های ولایی مبارک جانم فدای

سید علی منم خاک پای سید علی

ولی امر به حق مسلمین

 عید ولایت مبارک و بر کسانی که تعمدا میگن  مولی یعنی دوست و خاتمی هم اینو بیان نمو ده بود  خدا رسواشان کند  مگر به قول فاطمینیا  گرامی  مگر به عقل جور میاد پیامبر همه حاجیان را یه دفعه  انهم دوزده هزار نفر را جمع کند جلوی ها رو بگه بر گردید عقبی ها را با ایسته جمع بشن و با کلی افتاب و گرما وقتشو نو بگیره بعد اعلام کند اهای علی ع دوست من است  به کدام عقل میاد اخه همه می دونند علی دوست رسول و بلکه فامیل و دامادشه پس واقعه مهم اینه که معین کند بعد از من به امر خدا کسی حق ولایت به شما دارد که  که خدا گفته   علی را صاحب ولایت  معرفی کرد که به همه  مردم حق حاکمیت  یعنی ولایت دارد  . ولی دوازده هزار جمعیت  روزی که زهرا س شهادت خواست که مردم یادتو نه روز غدیر چه شد  ان روز ۴ نفر شهادت دادند مظلومیت ولایت بعد از هزار و اندی سال با ولایت خا منه ای بر مسلمین و استقرار حکومت اسلامی کمی کمتر شده کاری که علی ع و حسین ع  نوتنست

انجام دهد به خاطر جو مردم  نا دان ولی رهبرمون  سید علی انجامش داد چون مردم زمان ما عاقلتر و فهیمتر بودند که ولایت را تنها نگذاشتند احسنت مردم ۹ دی  من

یا دمه از حرکت مردم  شهرم خیلی خو شحال شدم شهادت امام رضا  در سخنرانی در مجلسی  به مردم گفتم خدا این حرکت شما را که رهبر و مهدی عج را خوشحال کرد حتما عوض می دهدو شادتان می کند بعد یادم امد سبزوار خیلی وقته بارون نیا مده همیشه چشم  به راه امدن یه قطره بارانند  گفتم مردم اگر باران نیا مد اسممو عوض می کنم چون خدا پاداش امروز را می دهد و خدا هم ما رو ضایع نکرد شایدم...... فردای ان روز چنان باران امد  که تلوزیون نشان داد قسمتی از شهر کمی خرابی بار اورد و ماشینها داخل اب حرکت می کردند البته همان شب  بارش باران شروع شد وفردا بیشتر شدتا کار به اخبار و  گفتن توزیون شد و خرابی ناشی از باران کمی پیش امد  و صاحب مجلس  به من گفت من به همسایه ها گفتم اگر بارون نمی امد  باید خانم محدث اسمشو عوض می کرد

و قول  شادمان شدنی که به ان گروه مردم  دادم  یه جور دیگه هم اتفاق افتاد  همه ایران شاد شد و ان این بود که خدا ۹ دی را جبران کرد مردم را شاد شاد کرد دیدید  ریگی اسیر و اعدام شد مردم همه شاد شدند که امده بودند به خیا بانها و ...

.۹۶ در صد وصیت   شهدا از حمایت ولی فقیه حرف زدند یادتون نرود

 حکومت اسلامی سی سا له نه ۵ ساله خدا رو شکر  هفته  ولایت مبارک

+ نوشته شـــده در پنجشنبه چهارم آذر 1389ساعــت0:11 تــوسط رضوان محدث پور |
دو شاهکار علوی

سلام  خورده گیر ها توجه فر ما یند  این  نظر شخصی من است که هنر خدا را در ریاضی صحبت کردن با حروف و هنر علی ع را در همین هنر مقایسه کردم    هیچ جایی مقایسه نشده  نظر شخصی من است لذا ایرادی داشت   انتقاد منطقی و مودبا نه بفرمایید  ممنون می شوم اخه گاهی بی ادبا نه ازمن ایراد می گیرند از اهل ادب معذرت ......... شما چی فکر می کنید هان ؟

  خطبه های بی نقطه و بی الف علی  ع هنر

 بی نظیری است که دومی ندارد 

 به مناسبت عید غدیر و ایام  دهه ولایت  فقط تو صیه می کنم 

 کتاب دو شاهکار علوی از  محمد احسانی را مطالعه کنید که  همه دو خطبه بلند یک خطبه اش نقطه ندارد  یعنی یک سخنرانی بزرگ احلاقی اعتقادی و متحول کننده که اشک ادم در می اید ولی بدون الف  این سخرانی ایراد شده و دیگری بدون نقطه ایراد شده  خدا ییش کدام یک از شما 5 جمله می تو انید اخلاقی تا ثیر گذار حرف بزنید در حالی که نقطه یا لف نداشته باشد

 ایا این شاهکار  نیست ایا علی را نباید ابر مرد سخن نا مید در حالی که اقای  سید رضی  نهج البلاغه را  در اصل  کامل نمی نویسد و فقط بهترینها را از انظر ادبی در نهج البلاغه  گرد اوری کرده و همه سخنرانی های علی ع در ان نیست من جمله همین سخنرانی های بی الف و بی نقطه  نیز در نهج البلاغه موجود نمی باشد

 

 علی ع کاری شبیه به خود خدا در سخن گفتن نموده چون با کشفیات پر فسور رشاد در قران ثابت می شود که خدا در طی 23 سال سخن گفتن با مردم به وسیله قران هم طبق حوادث روز ایه مربو طه مفید را نازل می کرده هم  رمز هایی  در باره واقعیتهای مو جود در  عالم میداده که تا کنون هسیت  و نیز داستانهای تاریخی را هم بیان نموده  احکام را هم همینطور  و جالب اینجاست که  همه حروف یک سوره قران نسبت به حروف   دیگر سوره ها  درصد مخصو صی دارد  در حالی که احدی نمی تواند یک ساعت حرف بزند انهم طبق روند عادی ان ساعت و نوع حرفهای پیش امده در ان ساعت حرف بزنی و درصد حروف استفاده شده یا کلمات ان معین باشد

 مثلا حرف قاف در سوره قاف درصد خاصی  دارد و تعداد قافهای این سوره نسبت به سوره های دیگر هم معین است . خدا 23 سال با حروف معنی و رمز داری حرف زده  حوادث را هم بیان نموده  خوب علی ع هم  سخنرانی کرده  بدون الف و بدون نقطه  .

 سال 12 ماه دارد  کلمه شهر یعنی ماه فقط دوازده بار در قران  تکرار شده  کلمه یوم 365 بار تکرار شده  روز به تعداد روز ها تکرار شده   کلمه زمستان با سرما و تابستان با گرما برا بر تکرار شده  کلمه روزه با کلمه صبر برا بر امده و کلمه شیطان 11 بار و 11 بار هم دستور به استعاذه  داده شده .  کلمه موعظه با کلمه لسان یعنی زبان برابر امده  25 بار و کلمه عفو دو برا بر و مجازات نصف عفو امده  و کار با مزد برا بر یعنی هر دو 108 بار   امده و .....در دانستنیهای قران بخوا نید  دیگه یادم نیست بقیه را در ضمن 16 کلمه فارسی هم در قران امده مثل قفل // زنجبیل و .. بازم یادم نیست  چون این ها را از سال ۷۷ که در ان کتاب مطالعه کردم میگم  هرچه تو ذهنم مونده میگم شما  مطالعه فرمایید

+ نوشته شـــده در دوشنبه یکم آذر 1389ساعــت23:28 تــوسط رضوان محدث پور |