بهار فرهنگی کی خواهد آمد؟
 

 

  روز سالگرد ۱۱ سپتامبر را

روز قران سوزی در  اما کن عمومی 

 اعلام کردند  تا القا کنند کار مسلمین

بوده  و جالب است که غرب از زبان

یک مرد فهیم مسیحی  اعتراض

 بر این جنایت را بشنو د

.....................................

 ضمنا این نماینده فهیم از مدعیان حقو ق بشر این

 سوال را کرد که در ایران بین ۷۰ ملیون مسلمان

اقلیتها فقط  صد تا ۲۰۰ هزار نفر ند دو نماینده در 

مجلس دارند اما در  کشور های شما ها که ملیو نها

 نفر مسلمان هستند یک نماینده در پار لمان

 

یا مجلس دارند ؟

  ۱ تشکر از

 اقای  بت کلیا نماینده محترم اشو ریان 

 در  مجلس

و دبیر کل اتحا دیه اشو ریان  جهان

.....................................................

۲  خاطره ام از کلیسا و

 

۳ شهید

 مسیحی وتولد امام حسن ع 

 را بخونید

   اقای بت کلیا امروز نطقتان را در مجلس گو ش دادم خیلی به وجد امدم و به خود بالیدم که اینچنین   برادر مسیحی  رو شنفکر و فهیم و با بصیرتی مسیحیان ما در مجلسمان دارند و این   افتخار مملکتمان است  که اینطور یک نماینده اقلیت  مسیحی  از نه تنها حق و حقوق  فرهنگی و اخلاقی همکیشان خود دفاع نمود بلکه از حق و حقو ق ما مسلمین   که   در ماجرای قران سوزی تو سط ان رو حانی یهودی مظلو مانه پایمال شد نیز دفاع نمود

 احسنت و صد درود و سلام بر شما نماینده  گرامی     واقعا حرف دل مسلمین را چقدر زیبا  بیان نمو دی و  و چقدر شیوا  قران سوزی را که  تو سط   رو حانی  یهودی به  مناسبت  11 سپتامبر  سالگرد  بمب باران شدن

 بر جهای دو قلو  صورت گر فته بود را محکوم نمو دی و ثابت نمودی این کار وحشیا نه و  بی فرهنگی و  کار مغولی  و بر بریت  محض است  و حر فهایت و محکو م  کردن این عمل زشت را طوری بیان نمودی که تحسین همه مجلسیان را بر انگیختی  دست مریزاد . و چقدر هم زیبا با استد لا ل  از قران  تجلیل خدا از  مریم مقدس و عیسی مسیح ع  را بیان نمودی فقط اینجا از این طریق  خواستم تشکری به نو به خو دم بنمایم  که هم وطنت

 هستم و اینکه تفا هم و ارامشتان را کنار مسلمین در ایران عالی  معرفی نمودی و از مدعیان حقو ق بشر  خواستی که با این   اندیشه کتا ب سوزی مبارزه کنند   چرا که  منجر به ایجاد کینه و جنگ و به خطر افتادن صلح جهانی میشود

...........................................................................................  

خاطره من وکلیسا ماری برگیز 

 

 امروز با گوش دادن سخنانتان یاد دانش اموزان اشو ریم

 و کلیسای ماری برگیز تهران افتادم .

ی و چیزهای مثبتی که در  کلیسا دیدم  حاکی از  داشتن نماینده  خوب  و   دوستدار انقلاب  و  ایران چون شما بود

سال 1372 که در منطقه  11 یا 12  اموزش و تهران در

مدرسه راهنمایی شایسته  خیابان کار گر  تدریس داشتم

 هنوز دانشجو معلم بودم دوره میگذراندم

 

 و اتفا قا هم ایام 22 بهمن و ماه رمضان هم بود  .  این مدرسه در هر کلاسی  چند تا مسیحی داشتیم و  به رغم اینکه منع قا نونی زیادی داشت مسلمان به کلیسا  وارد شود ولی  همراه دانش اموز مسیحی خیلی  مذهبی به نام دوماریس و راشل   به کلیسا رفتم و جالب بود که همسا یه های مسلمان فقط تو سط بنده بعضی همراه شدن امدند داخل کلیسا را ببینند به بچه مسلمو نا ی مشتاق گفتم مگه شما که همسایه

کلیسا یید شما هم ندیدید  ؟     گفتند اجازه ورود  نداشتیم مسلمو نا را و لو همسایه اییم راه نمی دهند  البته برای اینکه دانشجو بودم و گفتم تحقیق ادیان دارم بنده را هم اجازه ورود

 داد ند و باچند دانش اموز با  اجازه ورود کشیش محترم وارد کلیسا شدم  اسم کلیسا ماری برگیز بود و  جالب بود دو ماریس می گفت

 

 همین امام رضا  ع که مشهد است این کلیسا به نام او ست و او از حضرات ماست شما مسلمین تصا  حب کر دید گفتم یعنی شما حرم امام رضای ما رفتید گفت   اره خا نم معلم اون حضرت ماست نه شما ؟  و چند عکس از مشهدش و ... نشونم داد  و این ارادت مسیحیان به امام رضای ما برام جالب بود

 

و تصا ویری از امام راحل ره   بین شر شر ه ها و اذین بندی  ها  خیلی خو شحال شدم  دو ما ریس و راشیل تو ضیح دادند که هر سال 22 بهمن به طور جدی جشن ملی  کشو رمون است  جشن می گیریم همه کلیسا ها  اینطور است نه کلیسا ی ما گفتن احسنت به نما یند گان شما که اینو دستو ر داد ند و اگر پی گیر نبا شند کلیسا    اینقدر مقید به مراسم 22 بهمن و گرامی داشتن شهدا ی 22 بهمن  نبود . چقدر قشنگ از شهدای اشوری و مسیحی در دفاع مقدس گفت .

..............................................................این قسمتو اهمیت

 ندادم ننو شته بودم امروز دوم شهریور اضا فه کردم

 

 چون دیدم بعضی ها میخونند  رنگ قهو ه ای رو فقط میگم

...............................

 من چیز هایی که   دیدم جالب بود این بود که اخر  کلیسا یک پیو نو ی بزرگ بود  گفتم در کلیسا محل عبا دته این دستگاه مو سیقی چیه دیگه گفت  در مراسمها اهنگهای مذهبی مخصو ص می زنیم .

 بعد رفتم   بالای پله اول سن که بالا بود پرده ضخیمی اویزان بود تا دستمو بردم پشت پر ده را ببینم  دو ما ریس فوری دستمو گرفت نگذاشت گفت نه خا نم معلم حق نداریم انجا بریم گفتم چرا گفت یک صلیب بزرگ هست از طلای خالص  فقط کشیش که پاک هست می تو نه بهش دست بزنه و نذاشت حتی ببینم .

 مراسم غشائ ربانی که رو غن دان مخصو ص روغن زیتون بود را هم دیدم البته مراسم غشائ ربانی سالی یه بار انجام میشه  قبلا خو نده بودم ولی وسایلشو ندیده بودم که باید در ان مراسم نو ن روغن زیتون مقدس را کشیش در دهان مهمانان بذاره

......................................................

 به هر حال

 

 اقای  بت کلیا  هما نطور که فر مودید در اوج ارامش کنار مسلمین زند گی می کنید و از هر جای دنیا راحتر هستید این را در همان مدرسه من احساس کردم و  همکار مسیحی و دانش اموز مسیحی  بسیار دو ست و  راحت کنا ر هم با صمیمیت و تفاهم زندگی می کردند اینرا باور دارید و این باور ملمو س را بیشتر از پیش  به جها نیان معرفی فرمایید تا تبلیغات دشمن مبنی بر زندگی سخت شما در ایران خنثی شود  و رو ح شهدای مسیحی که برای وطنشان خون دادند شاد شود . چرا که  شما هم در جنگ با عراق خون دادید  .  خیلی از اینکه کتاب سوزی را جاهلیت نا میدید خو شحال شدم احسنت به شما .

 

  در پایان از شما  یه سوال دارم چرا قا نون است که معلم حق عیاق شدن با دانش اموز مسیحی اش نداره این  دو ماریس خانم که سوم راهنمایی بود خیلی بهم علاقمند شده بود مدام زنگ تفریح می امد پیشم زنگ قران  بچه مسیحی ها  ملزم به نشستن در کلاس نبود ند اما او و راشل دوست داشتند داو طلبا نه می نسشتند بحثهای قرانی مو نو گوش می دادند  و این صمیمیت هم باعث شد برام پارتی بشه منو به کلیسا ببره 

 البته نمره دینی این بچه ها رو از کشیش  کلیسا دریافت می کردیم و در کا رنا مه ثبت می کردیم  بگذریم  خاطره ای هم از روزه داری اش بگم در کلاس گفت خانم ماهم رو زه اییم ها گفتم افرین چطوری ؟ گفت روزه  گرفتن ما ۵۰ روزست ولی  از شما سی روز است وفقط روزه یو نسیه که کشیشها نذر می کنند می گیرند سه روز است افطار فقط یه لیوان اب دیگه هیچی نمی خورند   . هنوز حرفش تموم نشده بود که زنگ تفریح خورد  زنگ خورد همه بیرون رفتند  من از پنجره دو ماریسو دیدم داره ساندویج می خوره بعد  مو قع کلاس دیدم گفتمش تو گفتی روزه ای ساندویج خوردی که گفت خا نم معلم با ور کن روزه ام من غذای گرم نمی خورم گوشت هم نمی خورم تا ۵۰ روز روزه ما اینه  روزه یو نسیه فقط مثل شماست که اونم اگر نذر کنیم می گیریم . جالب بود برام  انقدر  دختر مذهبی بود که ازم می پرسید می خواهم خواهر رو حا نی بشوم و ودر این باره زنگهای تفریح بحث می کردم و منصرفش خواستم بکنم بین پزشکی و خواهر رو حانی مر دد بود و ..

 یه روز مدیر مدرسه  منو دیگه منع کرد با دو ماریس حق صحبت ندارم و روابط قطع بشه گفتمچرا اخه اون خودش دوست داره حتی می گفت از صدای اذان شیعیان لذت می برم و  خلاصه مدیر گفت قا نون و بخش نا مه است با اقلیتها نمی تو نیم عیاق بشیم . البته سوالهاشو من جواب میدادم مشا وره می کردم حیف شد مانع شد . این تبادل نظرها چرا باید ممنوع باشد اقای بت کلیا ؟////////////////

 بگذارید یه اتفاق را از یک شهید  میسحی ایرانی بگم

 

 در محله ای در تهران یک اقای نا نوایی که پسرش در جنگ انهم داو طلبانه  شهید شده بود 

  می گو ید .

   شیعیان با رو حانی محلمان قرار گذا شته بودند طرح کرامت بگذارند شب و روز تو لد حسن ابن علی ع را مجانی به قید قرعه بین نا نوا یان داوطلب   نان را برای ثواب مجانی به مردم بد هند  منم دو ست داشتم در این کار خدا پسندا نه شر کت کنم   اما چون مسیحی بودم اجازه نمی دادند  منم دیگه خیلی نا راحت بودم  با حا ج اقای رو حانی مسجد محد و با نی این طرح قهر کرده بودم   تا اینکه یه شب جمعه ای در یک وقت نا مناسبی دیدم رو حانی مسجد امده در خو نمون تا دیدم او نه نا راحت گفتم ما با شما کار نداریم بفر مایید در را بستم دیدم صدام کرد کار مهمی داره و خلاصه با اصرار قهر مو شکستمو گفتم چی شد ه شب پا شدی او مد ی اینجا  گفت  پسر تو نو خواب دیدم  عصبانی به خوابم امد ÷سرم که در جنگ شهید شده بود  ادا مه داد گفت علت نا راحتی شو از من ÷ر سیدم گفت تو داری به پدرم ظلم می کنی چرا در طرح  کرامت حسب ن علی ع شرکتش نمی دی  مگر ÷در من ثواب نمی خاد  فقط به خاط مسیحی بودن باید از این کار محرو مش کنید  . ؟ و حا لا امدم بگم  شما هم اسمتونو تو طرح قرار می دهم  و حلالیت خواست و منم هر سال در شب تو لد امام حسن با انکه میسحی هستم به خا طر امام حسن یک شب و روز نا ن مجانی به مردم

 می دهم

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی و یکم مرداد 1389 توسط رضوان

قربانی انسان برای شیطان

حدیثی از امام صادق(ع) در موضوع (از کتاب شناخت خدا از ری شهری)

هر کس سه چیز را بر سه چیز چیره سازد پس به دست خود عقلش را نابود کرده است

ا-کسی که نور تفکر خود را به سبب آرزوی دراز خاموش

 می کند 2-کسی که نور عبرت خودرا به سبب هوا های

 نفسانی و شهوات خاموش کند پس این شخص چون

 

 عقلش را ضایع ساخته پس دین و دنیای خود را تباه

 کرده 3-کسی که حکمت و دانایی خویش را به

 سبب سخنان بیهوده از بین ببرد ا

  چرا مگر انسان نیستند این شیطان پر ستها ؟ بعد از مراسم انها

 به سوال جواب دادم تو جه فر مایید

( ضمنا   صفحات اخر مقاله ۲۵ صفحه ای شیطان پرستی بنده است

که بین دانش اموزام پخش کردم )

لذا قبلا اگر سوالاتی براتون پیش امد به علت مذکور است

واما قربانی کردن انسان

قربانی با آب مقدس غسل داده شده بر روی محراب خوابانده شده البته قربانی ها قبلا بی هوش می شوند . قربانی بعد از کشته شدن خون او را در مراسم شیطان پرستها می نوشند و بعد جنازه را با آتش می سوزانند در حالی که اورادی کاملا بی معنا و گاهی به زبان عبری خوانده می شود مراسمی معروف به نام نماز سیاه یا نماز جماعت سیاه نیز دارند که در کلیسای شیطان پرستی انجام می شود دقیقا شبیه مراسم عشای ربانی مسیحیان است اما درست عکس مراسم آنها اجرا می شود ومهمترین اعمالی که همیشه انجام می شود در آن به انجام امور جنسی می پردازند و اگر کسی مشکلی داشته باشد برای حل آن  دعا می کنند . کارهایی دیگر هم  انجام می شود از ذکر انها خود داری میشود . جالب است که با سلطنت طلبها همکاری میکنند سال قبل در وبلاگی مربوط به شیطان پرستان ایران سرکرده گروه شیطان پرستان (اهریمن ) پیوستن گروهش را به انجمن پادشاهی ایران اعلام نمود.

(  از کتاب قبیله حیله  نوشته جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.)

 

 چگونه از فطرتمان دور می شویم

پیر پالان دوز ومحمد حمال و رجب

علی خیاط معلم اخلاق

کمی فکر کنیم که چرا آدم اینجور بد بخت وشقی می شود مگر اینها که شیطان پرست شدند  با ما چه فرقی می کنند آیا اینها فطرت انسانی نداشتند ؟ و یا فاقد عقل به دنیا آمدند . ؟! جواب این است که اولا اگر عقل نداشتند به آنها سفیه و یا دیوانه می گفتند که خدا وند چون عادل است  از اینطور افراد سفیه ومجنون ودیوانه فقط به خاطر نداشتن عقل هیچ تکلیفی به عهد ه شان نگذاشته و انتظار نماز و طاعت ندارد و اطرافیان این افراد  هم از آنها هیچ انتظاری ندارند و لذا ست که باید یک قیم داشته باشند . از کودکان هم که عقلشان هنوز کامل نشده و رشد کافی ندارد خدا تکلیف نخواسته . در حد توانایی و فهمشان چیزی که معقول باشد  از  کودکان انتظار می رود . نتیجه آنکه خدای متعال همه چیز را پیش بینی فرموده تا آدمی به این منجلاب و بدبختی امثال  شیطان پرستی و انواع گروه های انحرافی و ضد اخلاقی و گناه و جنایت کشانده نشود لذا از ابتدای خلقتش  به او نیروی توانمند و نورانی عقل را داد و در واقع پیامبری تذکر دهنده و راهنما در درون انسان قرار داد لذا در قران وقتی می خواهد قرآن را معرفی کند می گوید این چیزی نیست جز تذکر دهنده برای عالمیان  واز کلمه ذکر  که به معنی یاد آوری است می فهمیم که پس معلوم است انسانها فطرتا و بالقوه همه چیز را می دانند و راه خوب وبد را می دانند این قران برای همه اهل عالم  یک تذکر و یاد آوری است  (وَاِن هو ذکر للعالمین ..... با این حال برای محکم کاری بیشتر لطف دیگری هم نمود و پیامبران و اما مان بیرونی هم فرستاد تا راه هرگونه انحرافی بسته شود و بهانه ای هم نباشد فردای قیامت آدمی طلبکار شود که ما از بیخ نا توان بودیم و نباید مواخذه شویم چون  نتوانستیم راه  را از چاه تشخیص دهیم در حالی که این خود فرد است که در نا توان کردنش  دخیل بوده . هر انسانی یک رسول و پیامبری در درون خود دارد که مثل چراغی در تاریکی های دنیا با نورش آدم را راهنمایی می کند که کدام را ه است و کدام چاه و اگر هم نور عقلش در اثر گناه و دور شدن از فطرتش کمی کمرنگ شده باشد کافی ست به  آنهایی که هیچ و قت نور عقلشان کمرنگ نیست و تضمینی و همیشگی ست ؛ یعنی پیامبران که عصمت دارند  مراجعه کنند و با عمل به دستورالعملهای آنها حتما کمرنگی عقلشان معالجه می شود وبه راه راست هدایت خواهند شد . به نظر من  علت اینکه خداوند در قران کلمه رسول را به اندازه کلمه ناس یعنی مردم بیان فرموده همین است . (دانستنیهای قرآن) به تعداد آدمها رسول داریم که همان عقل است . حالا کم و زیادش  توسط آموزشهای  پیامبران که رسول بیرونی اند جبران می شود و جالب است که کلمه نور و عقل و ملائکه و نام مبارک آخرین پیامبر محمد r هم مساوی در قرآن ذکر شده یعنی همه چهار بار تکرار شده .هرچهار تا در هدایت انسانها شریکند و شاید هم این پیام را دارد که اگر نور عقل را با گناه هانمان خاموش نکنیم ما هم همچون ملائکه و پیامبر خواهیم شد . والا پیامبر نمی فرمود که اگر تقوا پیشه کنید مثل من می شوید آنچه من می بینم شما هم می بینید به جز اینکه به من وحی می شود ولی به شما وحی نمی شود  و امام علی (ع) هم فرمود تقوا داشته

 باشید تا عجایب ببینید .. صحتش همین عرفا یی همچون مقدس اردبیلی ها ست که وقتی در مسئله مشکل علمی گیر می کرد نیمه های شب به حرم علی (ع)می رفت در های بسته خود به خود باز می شد و جواب را مستقیما از علی (ع) می گرفت یعنی از داخل ضریح حضرت جواب را می شنید و معصوم هم نبود یک آدم فقط با تقوا بود یا  مثل رجب علی خیاط می دید که گیا هان خودشان خواصشان را به او می گفتند . یا آدمها را به باطنشان می دید. گفته بود  از خیابان مولوی تهران تا چهار را ه گلو بندک فقط یک نفر آدم شکل دیده و بقیه هر کدام یک شکلی از حیوان بودند که اینها انعکاس باطن آدمها ست . درکتاب پاسخ به پرسشهای جوانان  مفصل در تفسیر آیه 18 نباء که می فرماید مردم گروه گروه و فوج فوج وارد محشر می شوند پیامبر با گریه فرمود بعضی از امتان من به شکل حیوان وارد محشر می شوند ده گروه را نام برد  مثلا سخن چین مثل میمون و حرام خور و ربا خور مثل خوک و خرس خمس و زکات نداده ها هم به شکل خرسند و افراد بی غیرت نسبت به ناموس هم به شکل خرس اند که در همین دنیا همینطور ست باطنشان اما خدا ستاری می کند و همه آدمها خوب و بد به شکل آدم هستند ولی عرفا وافرادی چون آیت الله بهجت می دیدند.

 رجب علی خیاط عارف  فکر و ذهن شا گردانش  را هم می خواند که فلان شاگرد کلاس اخلاقش چه مشکلی دارد و چه می خواهد اینها نه معصوم بودند و نه پیامبر و رجب علی هم عصر من و تو هم بودند .چرا دراه حق ماندند .

بین زنها هم همینطور افرادی بودند که فقط با ورع و تقوا به مرز عصمت رسیده بودند . بدون اینکه مثل زهرا (س) مقام  عصمت داشته باشند . مثل نفیسه خانم  عروس امام صادق (ع)

که آب وضویش را روی بیمار نابینا و غشی ریخت شفا گرفت ودر حرم ابراهیم پیامبر با او سخن گفت و راهنمایی خواست پبامبر ی که خلیل الله است از بزرگترین پیامبران است با او سخن گفت و چند سوره را من جمله سوره مزمل را به آن بانوی مکرمه توصیه کرد تا بخواند و در آیات  آخر مزمل تفکر کند . (کتاب چهل طلوع و کتاب صد داستان صد زن)   یکی از همکاران فرهنگی من در مصر رفته بود حرم بزرگ و پر جمعیتش را دیده بود که از کراماتش تعریف  می نمود .که از ذکرآن  خوداری  می کنم

یا همین بی بی شطیطه که در نیشابور دفن است و حرمش عین امامزادگان زیارت می شود . که لحظه دفنش امام کاظم (ع) برایش کفن می آورد و به او نماز می خواند .  خلاصه همه انسانها اگر آنچه عقل و فطرت انسانی  شان می خواهد را عمل کنند حتما به درجه ای خواهند رسید که خدا فرموده فرشتگان خادم آنها می شوند وهرچه را بخو اهند و اراده کنند انجام می شود وقتی یک انسان با ورع که فوق تقواست به مقام خلیفه و جانشین خدا می رسد طبیعی ست که همه اشیا ء و طبیعت در خدمت او با شند اراده را او می کند و خدا هم انجام می دهد در قرآن آمده که عیسی (ع) به اذن خدا مرده زنده می کرد و نابینا شفا می داد.  یک آدم با تقوا و ورع ولو بی سواد هم نا ممکن را ممکن می کند مثلا محمد حمال که کارگری بود در شهر تبریز گاری داشت بار بری می کرد یک روز در کوچه ای می رفت دید خانمی که با لای پشت بام بچه در بغل لباس روی طناب می انداخت بچه یک ساله در بغلش دستش را یک هو به طرف طناب پرت کرد از کنترل مادر در آمد و از طبقه دوم ساختمان به پایین  پرت شد محمد حمال بادیدن سقوط بچه داد زد به لهجه ترکی ( الله ساخله ) یعنی خدا یا نگهدار  بچه بین آسمان و زمین به طور معلق ماند و موجب شگفتی همه شد و مردم با نور دوان  از هوا بچه را گرفتند و به مادرش تحویل دادند  کاملا سالم  مردم دور این کارگر وحمال جمع شدند که چکار کردید معجزه کردی تو کیستی ؟ فکر کردند لابد خضر و الیاس ویا اولیای بزرگ خداست اما او جواب داد من همان کارگر بار بر دو محله  آن ورترم و همشهری شما هستم  . این را که دیدید چیز مهمی نبود آخر چهل سال است هرچه خدا گفته   بکن کردم هرچه گفته نکن نکردم خوب امروز هم من به خدا گفتم این کارا بکن کرد گفتم خدایا نگهدار نگهداشت. امروزه قبر همین آقای بار بر شده مثل یک امامزاده همه زیارتش میکنند خدا از آنجایی که یکی از نامهایش ظهر الجمیل است(آشکار کننده زیبایی ها ) لذا با این معجزه ؛ این بار بر بی سواد را به مردم شناساند و اینطور به او عزت بخشید این یک پاداش این دنیایی ست و خدا می داند روز قیامت که خدا با آن همه بزرگی و عظمتش باز فرموده  اجر عظیم پاداشی بزرگ می دهم  دیگه بزرگی یی که خدای بزرگ بز رگ بنامد خود خدا میداند چقدر بزرگ است واین را به افراد با تقوا وورع می دهد .مثال دیگه همین پیر پالان دوز مشهد است که قبرش را  زائران امام رضا (ع) زیارت می کنند  در کنار شیخ طبرسی  بزرگوار دفن شده او هم سوادی نداشت شغلش هم که معروف ست پالان دوز بود چرا به این مقام رسیده جز ورع و تقوا چیزی دیگه ای نیست ! همانطور که عرض کردم اشیاء در ید قدرت آدم متقی ست وحتی حیوانات  هم  به امر انسان متقی به اذن خدا عمل می کنند . همین پالان دوز سر مغازه اش بود که همین شیخ طبرسی نویسنده کتاب تفسیر مجمع البیان به در مغازه اش می آید ومنزلش هم که به سر مغازه اش بود را دید به فقیرانه زندگی کردنش دلش سوخت گفت آن سنگ  را بده (سنگی که کفاشها هم دارندیک کیلو وزنش است و پا لان دوزها هم ابزار کارشان است ) سنگ را شیخ با اذن خدا و دعا تبدیل به طلا کرد . و به او داد گفت با این زندگی ات را از فقر نجات بده خانه ای بهتر بگیر. پالان دوز ناراحت شد گفت من  را می خواهی غرق دنیا کنی من از زندگی ام راضی ام لطفا سنگ را به حال اول برگردان و شیخ هر کار کرد دیگه نشد اما کاری را که آن شیخ نا توان شد پالان دوز انجام داد طلا را گرفت خطاب به آن دستور داد به اذن خدا سنگ شو و سنگ شد که شیخ طبرسی از کار او در شگفت شد فکر نمی کرد فرد بی سواد هم بتواند چنین معجزه کند . فهمید مردان خدا در لباسها و شغلهای مختلفند ووقتی دنیا را سه طلاقه می کنند خدا هم این قدرتها را به آنها می دهد و لی دیگه از قدرتشان در جهت نفس و هوا پرستی استفاده نمی کنند . چون ظرفیت بالایی پیدا می کنند و روحشان بزرگتر از این حرفها  ست که چنین کنند . خدا این بار هم ظهر الجمیلی اش را نشان داد و این پالان دوز را  به همه شناساند و عزت داد وقبرش را میبینید که مثل یک امام زاده مردم زیارت می کنند . واما این که حیوانات هم مطیع امر مومن واقعی می شوند یک مورد بیشتر نمی گویم همین استاد امام خمینی (ره) و علامه طباطبایی که معروف ست به عارف میر زا علی قاضی  یکی از شاگردانش میگو ید  از بس کرامات و معجزات از میرزا شنیده بودم مخصوصا به طلبگی آمدم و شاگردش شدم تا با چشمانم ببینم با ور کنم . یک روز داشت به من درس می داد کنار دیوار مسجد سهله نشسته بودیم که آن منطقه معروف بود به مار خیز بودن معمولا زیاد مار داشت . یک دفعه چشمم به ماری خطرناک افتاد به سمت هردوی ما می آمد ترسیده بودم خواستم فرار کنم که دیدم استاد  با انگشت اشاره به سمت مار گفت مٌت باذن الله (بمیر به اذن خدا)  دیدم مار جمع شد و مرد بعد استاد آرام ادامه درس را میداد ولی من هنوزم آشوبی در دلم بود که آیا واقعا مرد؟حواسم هنوز پیش مار بود . وقتی درس تمام شد با هم مدرسه رفتیم روز بعد قبل از کلاس رفتم ببینم مار واقعا مرد ؟ با پا هایم هر چه تکان دادم دیدم کاملا خشک شده بود ومرده بود . دیکه باورم شد . و بعد به کلاس استاد رفتم با شگفتی تمام دیدم از این امتحان  کردنم از مار خبر داشت و بهم گفت خوب مطمئن شدی؟ مرده بود ؟ ! میرزا علی قاضی به درجه ای رسیده بود که موانع زمانی و مکانی برایش برداشته شده بود . خوب عزیزان پس  آدمی اگر واقعا انسانیتس را حفظ و گناه هم نکند به درجات عرفا و اولیای خدا می رسد گرچه سواد هم نداشته با شد و اگردر جهت مخالف فطرت و عقل حرکت کند شیطان ها می شوند  حاکم او  و  اورا مطیع خود کرده به حدی که شیطان پرست می شوند و قرآن می گوید به درجه ای میرسند که از حیوان پست تر می شوند خدا مراعات حیوانت را کرده فرموده بل هم اضل  پست تر ازانها والا توهین به حیوان میشد حیوان نوزادش را نمی خورد اما شیطان پرستها نوزاد انسان می خورند . بله قرآن در آیات مختلف چهار کلمه را عامل  عدم شناخت راه از چاه و عد م شناخت  خدا و دور شدن از فطرت انسانی که به خودی خود  پاک است می داند .و عامل بد بختی و شقاوت می داند .  - اسراف و فسق و ظلم و کفر –که مجبورم خلاصه ای توضیح بدهم البته شما می توانید مفصل در کتاب شناخت خدا از ری شهری مطالعه فرمایید . همانطور که قبلا عرض کردم کناه باعث کمرنگی عقل می شود  عقل را از نورانیت می اندازد وعقلی   خاموش مثل چراغ خاموش در تاریکیها نمی تواند   راهنما باشد  از عقل باید مواظبت کرد تا در مواقعی که در دوراهی گناه یا راه وچاه ماندی تورا از انحراف رفتن نجات دهد .و اما  چطور مواظبت کرد ؟

 باید از هرچه که هوس نامیده می شود و شهوت نامیده می شود که شامل خواسته های بعد حیوانی ماست ,خود داری کرد . یعنی آنچه که بین ما و حیوان مشترک است .زیاده روی نکنیم در حد لازم که ادامه زندگی برایمان ممکن شود . ونه بیشتر . مشترکات حیوان و انسان خوردن خوابیدن ازدواج و بقای نسل وحتی  ریاست بر یک گروه و قلمرو که بین بعضی حیوانات مثل گوزنها موجود است که حتی به خاطرش جنگ خونینی باهم میکنند ما آدمها باید مواظب این بعد حیوانی باشیم چرا در احادیث ما امر شده پر خوری نکنید گناه است .در ازدواج هم تعادل باید رعایت شود شهوترانی نباشد  خدا  در استانه لذت ا نسان را آزاد نگذاشته حالا لذت هرچه باشد باید محدود ومعین با شد واز مرز اعتدال خارج نشدهباشد . از لذتهای چشم و گوش گرفته تا  شکم و شهوت  همه در حد لازم و حلال با رعایت حریمی معین که قانون انسانیت و عقل معین کرده حتی اگر دستورات دین ما را کنار بگذ اریم در هر دین وعقیده ایی طبق عقل و فطرت می توان فهمید که زیاده خواهی در هرموردش مشکلاتی به بار می آورد خدا در قرآن فرعون را مسرف نامید  یعنی اسرافگر یعنی کسی که از مرز اعتدال گذشته  باشد به آیه دقت کنید .

وَ اِن فرعون لعا لٍ فی الارض وانه لمن المسرفین  (یونس /83) در آیه 31 دخان هم همین معنا آمده یعنی همانا فرعون برتری جو در زمین و اسرافکارست و در آیه 31 اعراف هم فرمود بخورید و بیا شامید ولی اسراف و زیاده روی نکنید (کلو وَاشربو ولا تُسرفوا انّه لا یحبُّ المسرفینَ)در آیه بعد من فکر میکنم خدا اخطار داده که اگر از مرز اعتدال در هر چیزی خارج شوید مستحق گمراه شدن می شوید و لایق ماندن در راه مستقیم و درست نخواهی شد مثل اینکه می خواهیم به شاگردمان جایزه ای بدهیم از او کاری سر می زند که اورا دیگر لایق جایزه ندانسته و آن چیز مفید و خوب را حذف می کنیم . به آیه توجه کنید  . کذالِکَ یُضلاللهُ مَن هُوَ مسرِِفٌ مُرتاب(اینچنین خدا اسرافگر شکّاک را گمراه می کند ) پس معلوم شد مسرف یعنی کسی که ار مرز اعتدال خارج می شود و اگر به این حالت بماند و برنگردد و این اسراف برایش عادت شود عاملی می شود که دیگر از مسیر درست و مستقیم منحرف می شود که این انحراف از حق را قران فسق می نامد و مجرم در این امر را فاسق می نامند . عرب وقتی خرمای تازه از پوست اولش خارج می شود به آن می گویند فاسق به انسانی هم که از راه حق منحرف می شود فاسق اطلاق می شود پس آدم مسرف فاسق هم ممکن ست بشود چون در خروجش از اعتدال همت نکرده که برگردد و به همان باطل ادامه داده تا منحرف از راه درست و حق شده  و فاسق نام گرفته . قرآن می فرماید و ما یُضِل ُّبِه الّا الفاسقین

(خدا با آن مثل جز افراد فاسق را گمراه نمی کند) یعنی کسی که دانسته از راه حق خارج و به حق عمل نمی کند مستحق گمراه شدن است .  مثل دختران مسلمان شیعه که می داند بد حجابی بد است و قران و دینش نمی پسندد اما از روی هو ا و هوس و شهوت نفسا نی ؛و شهرت طلبی اش که دیگران نگاهش کنند و میل نفسانی به خود نمایی دارد .  یا خودش فکر میکند زیباتر جلوه می کند و از این حسش لذت می برد بر خلاف حق عمل می کند  و استانه این لذت را رعایت نکرده   پس هم اسرافگر است چون از مرز اعتدال خارج شده و هم  فاسق است چون به حق عمل نکرده و از حق منحرف شده . در حالی که حس خود نمایی در زن نعمتی ست که شوهرش را جلب کند تا روابط زنا شویی گرمتر شود .وجایش منزل است نه خیابان  برای همین معنی عدالت و ظلم عکس هم معنی می شود عدل یعنی هر چیزی در جای ویژه خودش نهاده شود و ظلم یعنی هر چیزی که در جای ویژه اش نهاده نشود .  تا اینجا متوجه دو کلمه اسراف و  مسرف و فسق و فاسق شدید که مانع از روشنگری عقل در تشخیص راه از چاه می شود . و از دلائل دور شدن از خدا و حق و نزدیک شدن به شیطان و رذائل است . و اما دو عامل دیگر هم که در مفهوم چندان از دو کلمه مذکورجدا نیست و در معنای لغت متفاوت به نظر می رسد کلمه ظلم و ظالم و کفر و کافر است  ظلم یعنی هرچیزی را در جای ویژه خودش نگذاشتن چه در زمان ویژه اش و چه در مکان ویژه اش مثلا آن خانم بد حجاب فوق الذکر باید جای آن اعمال را که منزل است و سیگنالهای جنسی که می دهد باید مال شوهرش باشد آورده در خیابان برای مردان غریبه به نمایش می گذارد او عدالت را در این امر مراعات ننموده و کلمه مقابل و متضاد عدالت ظلم نامیده می شود پس او مرتکب ظلم شده .  اگر زمانی لازمست مطلبی گفته شود که ویژه همان وقت است آنرا نگوییم دو روز بعد که لازم نیست بگوییم و این عدم وظیفه شناسی در زمان موجب ظلم به کسی شده حتی گاهی سکوت بی جا موجب زندانی شدن بی گناه شده و یا بی جا سخن گفتن کسی که بار ها در فیلمها دیدید که موجب درد سرهای فراوان شده  . ومکان هر شیء هم رعایت نشود . همینطور ظلم است  یعنی  حق چیزی را ؛ ا دا نکردن چه در مکان چه در زمان چه در عمل به یک حکمی که خدا کسی را که به حکمی از خدا عمل ننموده ظالم می گوید  مثلا این آیه  وَمَن لَم یحکُم بما اَنزلَ الله فَاولئِکَ هُمُ الظّالِمون یعنی کسانی که  به انچه خدا نازل کرده حکم نکرده اند انان خود ستمگرانند (مائده ایه 45) در ایه 44 عینا همین جمله را تکرار می کند اخرش می فرماید اولئک هُمُ الکافِرون و در دو ایه بعدش یعنی 47 عینا همین تکرار می شود ولی اخرش می فرماید و اولئک هُمُ الفاسِقون پس معلوم می شود که فاسق و کافر و ظالم اشتراکاتی دارند انهم در این است که  همگی انها هوسشان بر عقلشان که ریشه در فطرت دارد چیره و غالب شده و هوس پرستی می کنند لذا هرسه گروه مسرف هم هستند چون از اعتدال  خارج شده اند و اسرافگرند.ولی با این حال علی (ع) می فرماید ظلم مادر همه رذائل است (الظلم امُّالرَّذائل )   فکر می کنم چون گستردگی در مصداق دارد و شامل چند قسم می شود  حضرت چنین فرموده اند .  ظلم  اعتقادی ؛فردی ؛اجتماعی  می تواند باشد .  اعتقادی مثل شرک به خدا که ایه 13 لقمان می فرماید اِنّ الَشّرَکَ لظلم عظیم (شرک به خدا ظلم بزرگی ست ) و ظلم فردی هم که در دعای کمیل می خوانیم ظلمت نفسی و یا آیه 23 اعراف ربنا ظلمنا انفسنا یعنی خدایا  ظلم به خودمان کردیم  .ظلم اجتماعی هم در آیه 10 /نساء آمده  اِنَ الَذینَ یاکُلونَ اموال الیَتا می ظُلماً  ..... کسانی که اموال یتیمان را  به ستم می خورند جز این نیست که آتشی در شکم خود فرو می برند و به زودی در آتشی فروزان در آیند . در این آیه خوردن مال یتیم هم ظلم و ستم معرفی شده .   ظلمهای اجتماعی شامل هر جور غارت و بی عدالتی خواهد بود . واما کلمه کفر و کافر  بعضی از عربها به کشاورز می گویند کافر یعنی پواشاننده  چون او دانه را زیر خاک گذاشته و رویش را می پوشاند . خدا انسان هایی را که حق را می پوشانند و در حالی که در دلشان می فهمند چه چیز حق است اما حق را بروز نداده و آنرا می پوشانند این پنهان کننده  حق را کافر می نامند کافران در واقع لج می کنند در احادیث هم آمده جهنم برای آدمهای لجوج است این مطلب را آقای مظاهری در تفسیر سوره نساء بیان فرموده.

افرادی که  ندانسته عمل به وظیفه شان ننموده  اند جهنمی نمی شوند . بلکه  کسانی که لجاجت می کنند و دانسته به حق عمل نمی کنند و با حق دهن کجی می کنند جهنمی می شوند .

شما هم اگر با  همکار و یا همسر  ویا هر کسی جر و بحثی دارید وتوی دلتان می بینید او  راست می گوید و حق با اوست اگر  فورا سکوت نموده و اعتراف کردید کافر به حق نیستید اما به رغم اینکه میدانید حق با اوست و از روی غرور ادامه می دهید و همچنان خودت را حق به جانب می گیری این را لج می گویند پس  بدان پا روی حق گذاشتی و این خطرناک است اگر ادامه دهید کم کم روی دلتان زنگار این حق پوشی می نشیند و دلتان سیاه می شود و در روشنگری عقلتان هم تاثیر نموده  و ممکن است در همه زوایای زندگی همینطور بمانید و از راه راست منحرف شوید . آیه 45 مائده که ذکر شد می فرماید ( وکسانی که به موجب انچه خدا نازل کرده حکم نکرده اند انان خود کافرانند )پس نتیجه اینکه اگر انسانها می خواهند در صراط مستقیم ودرست بمانند باید به نداهای وجدان که برخواسته از عقل و فطرت است در مواقع گناه توجه کنند و توبه کنند همچنان که هفته ای یک بار دوش حمام می گیرد شبهای جمعه خدا منتظر است که ما با دعا و مناجات دوش حمامی بگیریم و روحمان را شستشو از چرگهای گناه دهیم و مواظب باشیم مسرف و فاسق و ظالم و کافر در زندگی نباشیم تا نورانیت عقل راهنما از بین نرفته و پیوسته در راه درست بمانیم حضرت عیسی (ع) فرمود من با اذن خدا توانستم مرده را زنده کنم اما نتوانستم بی عقل را تربیت کنم . (معلم خوب از مظاهری ) این است که اگر عقلمان را خدشه دار کنیم دیگر تربیت ما  مشکل می شود با هیچ نصیحتی تکان هم نمی خوریم .

امام حسین (ع) در حدیثی اشاره فرمودند که دین ما و شیعه ما بر اساس فطرت انسان است (کلیات سخنان امام حسین ) پس ما هرچه به فطرت انسانی نزدیکتر باشیم شیعه تر و با ایمانتر و دین دارتریم هرچند مسیحی یا بودایی باشیم مثلا بودا که آدم خوبی بوده فرمانهایش درست مثل فرمانهای دین ماست می گوید شراب نخورید –رقص پایکوبی نکنید و موسیقی هایی را بر پیروان خود حرام نموده دروغ نگویید . مردم  را  آزار ندهید    .   (در جزوه زمان دانشجویی استادمان تدریس می کرد باعنوان ادیان مختلف )ویا چارلی چاپین معروف به دخترش وصیت می کند که دخترم نمی  ارزد و روا نیست حتی یک بند انگشتت را عریان کنی تو بدنت را برای کسی باید عریان کنی که او روحش را برایت عریان کرده (یعنی شوهر )چارلی مسیحی ست اما فطرتا می داند عریانی زنان جایش فقط برای شوهر ست نه همه؛ این خود بحث ظلم و عدالت است که ذکر شد . چارلی ادامه می دهد هر 5 دلاری که به تو می رسد دو دلارش مال آنهایست که فقیرند و نان شب هم ندارند . به آنها بده در اوج خوشی که روی بند بازی سیرک هستی و همه برات سوت می زنند و دست می زنند و پول برات می ریزند تو به یاد آنها باش  /دین ما هم می گوید هر 5 تومان یک تومان را که مازاد بر خرج سالانه ات هست خمس بده تا در توضیع ثروت در جامعه عدالت به پا شود فرض کنید همه اگر خمس و زکات دهند  فقیری خواهد ماند ؟ هرگز. متاسفانه  در ایران فقط 5 درصد خمس می دهند . این موجب بی برکتی در اموال است دومین مطلب چارلی که برخواسته از فطرت و عقل است همین خمس است حا لا او دوپنجم می گوید ما یک پنجم //قرآن می گوید در آیه 7 بقره که اگر زیاده روی در گناه و آن 4 مورد فوق الذکر کنید روی قلب و گوش و چشم پرده ای ایجاد می شود  ( غشاوه یعنی پرده )که دیگر حق را نمی بینید و نمی شنوید و نمی فهمید.  پس این شیطان پرستها به این بلا مبتلی  شده اند که بد بخت و شقی شده اند به این آیات و حدیث مربوطه توجه کنید بقره /7 ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم و علی ابصارهم غشاوه و لهم عذاب عظیم . //ایه 179 اعراف می فرماید لهم قلوب لا یفقهون بها ولهم اعین لا یبصرون بها ولهم اذان لا یسمعون بها اولئک کا لانعام  بل هم اضل یعنی انها دلهایی دارند به وسیله آن نمی فهمند و چشمهایی دارند که به وسیله آن نمی بینند و گوشهایی دارند که با آن نمی شنوند . انان چون چهار  پایانند بلکه گمراه تر  //شما دیگه یک شیطان پرست را نمی توانید نصیحت کنید چون حیوان شده و فطرت و وجدانش خاموش شده . و عقلش را خودش در اثر

 زیاده روی در شهوات و هوسها و فسق و ظلم و کفرو اسراف تعطیل نمود آیا.آیه ی 23 جاثیه میفرماید : پس آیا دیدی کسی را که هوس خویش را معبود خود قرار داده وخدا او را دانسته گمراه گردانیده و بر گوش او و دلش مهر زده وبر دیده اش پرده نهاده است آیا پس از خدا چه کسی اورا هدایت خواهد کرد

. پند نمیگیرند


نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام مرداد 1389 توسط رضوان

 اقای احمدی نزاد عزیز  حواست جمع باشه 

 مشایی مشکوک میزنه یا از دو حال خارج نیست

یا چراغ سبز میده به سبز ها  یا بی عقله یا خودشوبه بی عقلی زده

البته خودش گفته  عکس منو  دست کاری کردند

 

 اینجوری کنار من نشو ندن  الله اعلم

تصوير مشايي و هديه تهراني
جهان: اسفندیار رحیم مشایی با هدیه تهرانی دیدار کرد.

مشایی که اخیرا به دنبال انتصابش به عنوان رئیس کمیسیون
 
 فرهنگی دولت، به فرد اول تصمیم گیر برای مسائل فرهنگی
 
 کشور تبدیل شده است، چندی پیش با حضور جنجالی خود
 
 در خانه هنرمندان از نمایشگاه عکس هدیه تهرانی بازیگر
 
نام آشنای سینما دیدن کرد و شام را مهمان وی بود.

 

 

 افرین به نمایند گان مجلس

  120   نماینده  مجلس به اقای ریاست جمهور

محترم نا مه نوشتن  ضمن حمایت از مواضع ایشان

به مشایی اعتراض نمو ده و خواستار تذکر شدن 

 در مجلس طرح سوال از ریاست جمهور نمو دند

 که فقط 30 نماینده رای داد لذا به حد نصاب نرسید

 طرح انجام نشد افرین به مجلسیان .  به 120  

نماینده نه به 30 نفر   به انها افرین به اینها نا فرین

 

 اقای احمدی نزاد  بیخود نیست که در انتخا باتت یک

سی دی بخش می شود علیه تو  به نام 90 سیاسی 

  اسم همه  هست به جز مشایی  یعنی  جر  یان فتنه

 او نو در  اب نمک خوا بانده  تا یه روزی ازش استفاده

کنه   وقتی ازش می پرسند اسم همه به جز تو هست

میگه نمی دونم چرا ولی این سی دی یا مخالفان دولت 

 همت نکرده اند که این سی دی را علیه دولت بسازند 

 در حالی که این سی دی برای تخریب احمدی بخش

شد بین مردم  ولذا صلاح ندیده نام او بین مردم بیاد و

حساس بشوند مردم  و الان جای تعجب است افرادی

را عزل و نصب می کند  مثلا برای معاونت میراث فرهنگی

  افرادی که قبلا در دانشگاه ازاد بودند و سایه احمدی را

با تیر می زدند  ریاستشو بعهده داشت      را   نصب

می کند  

 لطفا نشریه پرتو  را چهار شنبه 27  مرداد اخرین صفحه

 

را بخو نید مصاحبه اقای رسایی  خیلی چیز ها رو شن  می شود

 

 اضهارات مشایی:

____________

متاسفانه هر از چند گاهي مسئول دفتر رئيس جمهور

 افاضه‌هايي مي‌كنند كه در اين افاضات

 به غير از تفرقه، اعتقادات مردم را نيز به سخره مي‌گيرند.

 مثلا: يك وقت مراسم حمل قرآن

 با دف بود يك وقت بحث عدم مديريت پيامبران و اينكه

آنان نتوانستند عدالت را برقرار كنند

 مطرح مي‌شود، يك روز در جايي مي‌گويد اسلام متعلق

به 1400 سال قبل بود و

 امروز اين اسلام به درد امروز جامعه نمي‌خورد، در صدر اسلام مردم سوار اسب و

 الاغ مي‌شدند ولي امروز سوار نمي‌شوند. امروز هم گفته است آن چيزي كه ما بايد صادر

 كنيم مكتب اسلام نيست بلكه مكتب ايراني است، ( این اظهارات  مشایی را از وب  کاسه

یا بهلول کپی کردم )

 

 مواظب باشه رفسنجانی دوم نشه

 به شما ضرر نز نه ها ؟

 علاقه و تعصب ذهنتو دودی کرده نمی بینی اشتباهشو ببخشید با تلخی خلاف میل باطنی ام می نو یسم چون دوستت دارم مخصو صا کشورمو

 

 با سلام به اقای بی نام و محمد رضا  که نظر در پست قبل دادید

 با  90 درصد حر فاتون  موافقم .

 

 بچه های طرفدار احمدی نزاد نا راحت نشن خود من که سخنران ستادش بودم  و می میرم براش  احمدی را در کنار رهبر و

 فر زندم بیمه عباس ع کردم اما

الان واقعیت را   می گویم اقای احمدی نزاد عزیز تو جه بفرمایید 

 تعصب به شخص  نباید ذهن شما رو دودی کند  و از پشت عینک دودی هم به  مشایی نگاه کنی  ؟

 

 ریاست جمهور محبوب من شما اشتباه کردید که حر فهای 

 مشایی رو  تو جیه نمودید او را مواخذه کنید چرا که

 اشتیباه اولش نبود دفعه قبل از مردم اسرائیل دفاع کرد

 سر و صدا هم شد  حا لا در وب من اقا یون نو شته اند

 سر صدا نکردیم برای نوه امام بیشتر سرو صدا و اعتراض

می کنید .

 

 حرفاهی اقای بی نام در نظرات طوری که من فهمیدم  جان کلامش اینه که ملیت را می خواهند به مرور جایگزین اسلام کنند .

  منظور مشایی همسو یی با دشمن در جان دادن به تفکر هویت ملی باستانی ایران است و نه اسلامی بودن  گر چه خودش گفت منظورم اسلام بوده  ولی اقای کعبی ریاست

جا معه رو حانیت هم به مشایی اخطار داده

 فرموده :اگر مشایی بر اشتبا هات خود اصرار دارد ما هم

 ساکت نمی نشینیم

 این حر به در صدا و سیما دقیقا داره دنبال میشه از اسامی ایرانی  که جایگزین اسامی اسلامی و عربی و ائمه گر فته تا تخریب  مذهبیون و     اسلام  .  دشمن قدم به قدم جلو میاد یه هو که جلو نمی یاد 

 مثلا فیلم زیر اسمان شهر  سالها قبل بخش شد همانمو قع بنده در تریبونهای بسیج  هم گفتم .  عمدا اینکار اتفاق افتاد .

 

 افراد همه اسمشان ایرای الاصل بود  خشایار / مهین تاج ...چی چی تاج و .....

 فقط کل همان سریال یک اسم عربی اسلامی داشت به نام ابو الفضل  ان هم نقش دزد را داشت همین تنها اسم اسلامی بود الانم فیلمها رو ببینید تا کید در زنده شدن اسامی سا سان و سا مان و .. اصیل ایرانی بد نیست اما حا کی از یک نقشه است امروز اسمها ی ایرای جای اسا می ائمه را می گیرد فردا یواش یواش رسو مات را از اعماق تاریخ ایرانی در می اورند زنده می کنند . که دستور   موکد  ساز مانهای ضد انقلاب خارج کشور بود که رسو مات و اسامی ایرانی را نه اسلامی را زنده کنید مثل چهار شنبه سوری ..

 

که حتی امسال اقای صانعی ایت الله را هم به میدان اوردند راجع به  چهار شنبه سوری حرف بزنه که  اگر اتشی به اطراف ریخت  کسایی مجروح شدند مثل این می مو نه که در اب خود مونو بندازیم حالا اب به روی اطرافیان

 می ریزد  دقیقا حمایت از چهار شنبه سوری و  خطرش را هم

 اتش سوزی اش را هم که ضررش به دیگران برسد را تو جیه

 اسلامی کرد  .

 

 خلاصه جان کلامم اینه قبول کنیم این اقای مشایی  یا عمدا 

 ما مور است   گهگاهی هم سو با دشمن شود و ادم نفوذی است مثل مها جرانی چطوری وزیر ارشاد بود حا لا شده

نو یسنده سایت اسرائیلی جرس . اقای احمدی عزیز  نباید علاقه و تعصب شخصی مانع از قبول حقیقت شود من میگم مشایی مشکو ک می زند اعتماد نکن  فر دا روز در انتخا بات بعد 

 قصد دارد  با گاهی به نعل زدن و گاهی به میخ زدن 

هم اصو الگرا را داشته باشد هم  دوم خر دادی ها را

 نا امید نکند نفوذی انها  خودشو نشون بده دشمنم دلگرم بشه 

 نتیجه

1//// یا بی عقل است 2// یا به بی عقلی و تجاهل خودشو زده 3// یا چراغ سبز به سبز ها می دهد لذا نفوذی است و خودشو عمدا تو قلب احمدی جا زده تا پشت  اون خودشو قایم کنه   افتاب پشت ابر نمی ماند .  حواستو جمع کن احمدی نزاد عزیزم کمی از روی تقوا و صداقت و بی شیله پیله بودنت 

 سو استفاده می شود و حرفهایی می زنید که نباید بزنید

  اینها دال بر سادگی بی شیله پیله بودنته نه اینکه ادم

 بدی باشی  در اوج تقوایی  اما قانون المو من کیذ یادت نره


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389 توسط رضوان
  تو جه تو جه با نظر اقای محمد رضا متوجه شدم منبع این تیکه افتخاری رو یادم رفته بگم عینا کپی کردم از وب همین اقای سبز  که نظر گذاشته تعجب کردم هم سبز است هم این را گذاشته  بعد از ها شور ها مطلب من است  کلمهچهمی کند به بعد حر فهای منه  لذا اقا محمد رضا تو جه کنند اعتراضشان به سبز است نه من
علیرضا افتخاری خواننده محبوب و مردمی در گفتگویی که با خبرگزاری فارس انجام داد گفت: بنده یک انسان ازاد هستم در کشوری ازاد که رهبری عاقل و دلسوز دارد و رییس جمهوری که هرگز به یاد ندارم شهامت.شجاعت.و از همه مهمتر صداقت را با هم داشته باشد زندگی میکنم. من علی رضا افتخاری با افتخار تمام حاضرم نوای ربنا را بازخوانی کرده و تقدیم به رهبر عزیزم و رییس جمهوری عزیز تر از جانم کنم. من همان خواننده ی مردمی هستم که هر چه دارم از مردم است.
//////////////////////////////////////////
 چه می کند این
ایه یخر جهم من النور الی
 
 
الظلمات و یخر جهم من الظلمات الی
 
النور  در ایت الکرسی
 
 به قول نو یسنده تو ا نا و و به تعبیر من 
 
 سهراب سپهری زمان یعنی  دوستمان
 
 
 اقای مشتاقی نیا مدیر وبلاگ اشک اتش 
 
 در یکی از کتا بهایش 
 
 ( سر سبز )نو شته بود
 
 شهر  دود اباد است
 
 عینک عقل دودی شده
 
 و یا خط نفاق کو فی است 
 
 راست گفت این نو یسنده گرامی
 
 عقلها اگر دودی نمیشد چرا شجر یانها و مو سوی
 
 ها و .. اینها یه هو از خدمت به نظام به خادم
 
دشمن نظام بدل بشوند ؟ این یعنی دودی شدن
 
عقلها
 
 اخر الزمان باطنهای پلید از نور به تاریکی هجرت می کنند  مثل
 
 شجر یان  تو فیقشو خودش از لحظات افطار گرفت ربنایی که
 
 خو نده بود ما دامی که لحظه افطار بخش میشد براش
خدا بیا مرزی داشت اما  رفت با زن بی حجاب علیه نظام
 شعر خو ند در خارج  انهم علیه نظام  در حالی که همین نظا م ما انو شجریان کرد و معروفش کرد و  حا لا خودش
 
گفته صدای منو ایران بخش نکنه امسال ماه رمضون خبری
نیست  البته انهم نمی گفت خودمون بخش نمی کردیم
 به کوری چشمش
 افتخاری گفته خواهد خوند احسنت به او
  
 اپ قبلم اد واردو نمادی از یخر جهم من الالظلمات ال النور و
 
شجر یان  نمادی از یخر جهم من النور الی الظلمات است
 
و قران میگه اینها او لیا ئهم الطاغوت  سر پرستشون طاغوت و شیطان میشه لذا از سر پرستی الله در می ایند چون  یخرجهم الی الظلمات الی  النو ر ها را فر موده الله ولی الذین  خدا ولی
 
 انهاست  لذا  تصویر اپ قبلو  ادواردو را خدا ولی او شد که
 
توانست با ان شکنجه ها باز از دینش دست بر نداره  انهایی
 
که زود ظلمانی می شوند چون طاغوت و شیطان  جای خدا تو دلشون نشسته  لذا سر بازان شیطان هم می شوند پناهگاه
 
انها  انگلیس و امریکا میشه چر  ا که همه منحرفین پناه می برند
 
 به  انگلیس و امریکا  و بی بی سی مثل مها جرانی  چرا فرار
 
 از مملکش بکنه بره در اتاق فکر دشمن  و قاطی انهایی بشه
 
 که میگن امام زمان نیست و یا قران الهام شا عرانه  محمد
 
ص است و ان را وحی نمیدانند اینها را سروش گفته بود   سروش اگر ظلمانی نمی شد نوری مثل قران را منکر نمی شد دعای عاشورا را  خشن نمی نا مید
 مطیع طاغوت شدن شاخ ودم داه ؟
موسوی ها کروبی ها  هم همانطور /
 
 یا رضا مو ید رفته در رادیو وا تیکان برای مسیحی تبلیغ می کنه 
 
 اما ادوارد و خارجی  میخاد بیاد ایران طلبگی بخونه  امثال او
 
   زیاده 


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و سوم مرداد 1389 توسط رضوان

تصویر شهید عزیز ایتالیایی پسر سلطان ثروت

 

 

تصویر شهید عزیز ایتالیایی پسر سلطان ثروت

 

درنماز جمعه ایران سمت راست با کت کرم رنگ

مشاهده کنید

ادواردو انیله که شد مهدی انیله/ اشنایی او با قران موجب  موجب شیعه شدنش شد  پدر ش انواع اذیتها کرد و ارث   را که معادل سه برابر نفت ایران بود  او را محروم کرد و او دست از تشیع بر نداشت اخر 4 تا رو انشناس خبره اسرائیلی اوردن به ادواردو تلقین کنند دیوا نه شدی که  شیعه شدی و بردن در دیوا نه خا نه بستری کردن و ادواردو فرار کرد بعد باباش که همه ایتالیا به عنوان سلطان ثروت می شناختنش به همه رو زنا مه داد که احدی حق کمک به فرزندم ادواردو نداره هرجا می رفت تنهاش میذاشتنش و بعد در کیفش مواد مخدر گذاشتن و اینجوری قاچافچی معرفی اش کنند و دستگیر کنند تا با این فشار ها دست از دین جدیدش شیعه گری بر داره  ولی تسلیم نشد و .پدرش .

یکی از پایه  های بزرگ اقتصاد ایتالیا وحتی جهان دست پدرش بود مثلا کار خا نه تولید مینی بو س های معروف فیات از ایشان بود  و مکان المیاد جهانی فو تبال  یادم نیست در جهان معروفه از ایشانبود  و حا لا  فرزند او قصد داشت ایران بیاید و طلبه علوم دینی شود و این برای جهان انعکاس خوبی بود برای ما لذا نزدیک امدنش به ایران اورا به شهادت رساندند او به نظر من  چون کارش کمی مشابه طلب  احقاق حق زهرا (س) بود که شهیدش کردند / زهرا (س) اگر دنبال سند فدکش رفت به خاطر اسلام بود فدک سرزمین بسیار پر درآمدی بود که زهرا (س) می خواست خرج ترویج دین کند والا او به مال اهمیت نمی داد این شهید هم وقتی دید کل ارث وریاست چندین موسسه بزرگ را از او گرفته به پسر عموی مسیحی اش دادند تنها اقدامش تبریک گفتن به او بود وبرایش ارزو کرد این ثروت عظیم را صرف امور مفیدی کند. اما پسر عمو یش فوت کرد ارث را منتقل به پسر دایی یهودی اش کردند اینجا دیگر دید این ثر وت خرج یهودی هاو  ضد اسلام خواهد شد لذا وکیل گرفت دنبال احقا ق حقش رفت (که قانو نا من تنها فرزند انیله هستم حق من است و نمی خواهم دست یهودی باشد) که چیزی از این اقدامش نگذشت که با صحنه سازی پرت شدن از روی پل در سن 26 سالگی  به شهادت رساندن حسین نامی در   سفارت ایران دوستش بود دنبال فیلم مستند او بود که بسیار ممانعت میشد به حدی که شنیده شده ان حسین ایرانی را هم کشتند و او ملاقات با امام راحل  را برایش مهیا کرده بود و جالب این ست که امام ره به هیچ خارجی  دست نداد و نبوسید جز این شهید را که بوسه عشق به پیشانی بلند ش زد  . روحش شاد من هروقت برایش نذر روضه خوانی گرفتم حاجتم روا شد چون از او غریبتر شهید نداریم که در قبرستان مسیحیان دفن شد و محال ست والدین یهودی و مسیحی اش برایش روضه خوانی بگیرند در حالی که او شیعه مثل من و تو شده بود هدیه به روحش فاتحه مع الصلوت

 یک سال من براش نظری کردم اگر فلان چیز شد براش رو ضه خوانی می گیرم 

  حاجتمو گرفتم اما نذرم یادم رفته بود تا اینکه

 دوستم که فقط تعریف این شهیدو  از من شنیده بود و

 نمی دونست قیا فه اش چطوریه  و نمیدونست عینکیه .

 شب احیای بیست و سوم   ماه رمضان میگه با خودمگفتم چه معلوم خدا ما رو ببخشه و نا امید بودم .

 شب بعد خواب می بینه این شهید و او امده به منزل  ما و شهید رو  به من ( رضوان مدیر وب )  میگه  خدا همه را می بخشه چرا نبخشه به دوستت بگو چرا نا امیده خدا همه رو می بخشه

 ان دوستم خوابشو برام گفت و من قیافشو پرسیدم گفت عینکی بود و .. دیدم خود شهید است  می گفت تو خواب میگفتم این همان شهید خارجی است که رضوان میگفت   

 من با این خواب دو ستم یادم امد نذرمو راجبش عمل نکردم که امده منزل ما  و ان روضه خوانی را براش گرفتم عکسشو به همه مجلس روضه نشون دادم و گفتم این شهید غربی است که خا نواده مسیحی و یهودی او براش روضه نمی گیرند بیایید من و تو قران و روضه بهش نظر کنیم براش بخونیم . شهدای غریب را در یابیم

........................................................................

این شبها مستحب است هر شب دو رکعت نماز بخو نید با

 عین نماز صبح  فقط با سه بار تو حید گنا هان همه پاک میشود

 و ضمنا   سوره احقاف و دخان هم بسیار تا کید شده

 و هزار بار هم سوره قدر التماس دعا

 

 

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم مرداد 1389 توسط رضوان
سخنان سردار مشفق (قسمت دوم)

نمایی برای توطئه نافرجام اصلاح‌طلبان

در نمای توطئه نافرجام اصلاح‌طلبان یک سری اهداف و استراتژی داشتند که به اهداف بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت تقسیم شد. در اهداف بلندمدت تغییر قانون اساسی که در ذیل آن صدا و سیما، شورای نگهبان، نیروهای مسلح، محدود کردن رهبری، جدا کردن دین و مذهب از سیاست موضوعاتی است که در جلسات مختلف روی این‌ها کار می‌کنند. حصر رهبری و ولایت فقیه جزو اهداف اصلی این‌هاست. احمدی‌نژاد بهانه اصلی اینها برای انتخابات است. تحلیل دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا و انگلیس این بود که نظام جمهوری اسلامی در ضعیف ترین دوران خود در طول 30 سال گذشته قرار گرفته و امروز باید ضربه نهایی را به آنها وارد کنیم. این حرف در جلسات اصلاح طلبان نیز مطرح می‌شود.
کار را به جایی رساندند که در فتنه اخیر هدف اصلی مقام معظم رهبری قرار گرفت و هر شب علیه ایشان شعار نویسی می‌کردند. تیر کینه اینها مستقیم به سمت ولایت فقیه بود. البته زمانی اینها با مصداق رهبری مشکل داشتند و می‌گفتند باید موسوی خوئینی‌ها رهبر شود اما بعد از مدتی دیگر با مصداق مشکل نداشتند بلکه با اصل ولایت فقیه به تقابل پرداختند.
طرح اصلاح‌طلبان این بود که ما باید احمدی‌نژاد را کاندیدای بیت رهبری معرفی کنیم و میرحسین را به عنوان کاندیدای بیت امام و از این طریق بیت امام و رهبری را در مقابل هم قرار دهیم تا اگر احمدی‌نژاد شکست خورد، بیت رهبری در مقابل بیت امام شکست خورده باشد. از این طریق ما هم ریاست جمهوری را به دست آوردیم و هم ردای رهبری به بیت امام بازگشته است.

* ولایت فقیه؛ دشمن بزرگ اصلاح‌طلبان

در دستگاه‌های اطلاعاتی بیگانه به این نتیجه رسیده‌اند که تا وقتی ولایت فقیه است، نمی‌توان برنامه‌ای برای ایران پیاده کرد.
آقای فوکویاما می‌گوید: شیعه دو بال دارد یکی بال شهادت و عاشورا و یک بال هم انتظار برای حضور مهدی موعود. محور سومی که این دو بال بر روی آن استوار است، ولایت فقیه است و اگر می‌خواهیم به هدف نهایی خودمان برسیم باید این محور را تضعیف کنیم. او می‌گوید باید شهادت‌طلبی در ایران را به میل دنیاطلبی تبدیل کنیم. دین آنها باید به سمت سکولاریسم برود. بنابر این حذف رهبری باید جزو برنامه اصلی قرار بگیرد.
حذف نظارت استصوابی شورای نگهبان و حذف احمدی‌نژاد به هر قیمتی نیز جزو برنامه‌های کوتاه‌مدت اصلاح‌طلبان بود. موسوی خوئینی‌ها در این خصوص میگوید: اگر شمر هم بیاید بهتر از احمدی‌نژاد است.
موسوی خوئینی‌ها ادامه می‌دهد: ملاک برای ما رأی‌آوری کاندیداست. بازگشت به قدرت تحت هر شرایطی بدون کمک رهبری و با عبور از سیستم‌های دینی یکی دیگر از برنامه‌های اصلاح‌طلبان است و اینکه می‌گویند از ایشان اجازه نگیرید همین موضوع را به اثبات می‌رساند چراکه آنها پس از به قدرت رسیدن با رهبری کار دارند.

* تشکیل ستاد انتخاباتی ایران در امریکا

تمامی این موضوعات در آستانه انتخابات شکل گرفته بود و نکته مهم اینجاست که این بی سابقه است که در یک انتخابات ایران در امریکا هم ستاد انتخاباتی داشته باشیم و آنها ثانیه به ثانیه وقایع ایران را رصد و هدایت می‌کردند. دراین کشور کمیته تشکیل شد و از اصلاح‌طلبان حمایت می‌شد و وقایع پس از انتخابات را مورد حمایت قرار می‌دهند. همین موضوع باعث شد که این فتنه بسیار پیچیده شود.

* اصلاحطلبان به دنبال حذف رهبری

طرح محدود و پاسخگو کردن رهبری و فعال کردن مجلس خبرگان برای نظارت و حذف رهبری، شورایی و مدت دار کردن رهبری نیز از برنامه‌های اصلاح‌طلبان پس از انتخاب شدن بود. می‌گفتند رهبری را دو دوره پنجساله کنیم تا همه چیز تمام شود. چه معنی دارد که بگوییم تا ظهور امام زمان ادامه پیدا کند.
همین آقایان در جلسات خود در مجمع تشخیص

 مصلحت نظام گفتند که باید بسیج را از مساجد

 بیرون کنیم و داشتند یک مصوبه را می‌گذراندند

که بسیج از مساجد به یک ساختمان بروند چون ماهیت آنها نظامی است.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیستم مرداد 1389 توسط رضوان
 
 
 

 فا صله ها  یی که من فکر می کنم

   باید فاصله   اهم و مهم      را

به   سعید ها و بیتا ها    نشان دهیم

پیامبر فرمودند :

  اگر فاصله ها بین محرم و نا محرم

 کم شود و رفت و امد هایشان ازاد

شود  جا معه به بلایی مبتلا می شود

که در مان ندارد

 بیایید عمو رضا  شویم

 

 و عمه سعید بمانیم  تا ..

 

   فاصله ها  داره با ماه رمضان کمتر و کمتر میشه  خدا یا میشه 

  بین ما و تو هم فا صله ها کم بشه  تا لذت

منا جات با تو رو بهتر ونز دیکتر احساس کنیم ؟ 

 دو ستان من همه جا معه ایرانی مونو اگر یک خا نواده  حساب کنم حا لا با فیلم فاصله ها بخام  تعریف کنم  اینجوری حرف می زنم 

 

     بیایید  عمه  سعید بشیم

 

 تا بین  جا معه عاملی برای حذف فاصله ها بشیم   و عاملی برای  پیو ند عاطفی بین افراد جا معه باشیم نه  نفرت و جدایی و  همیشه گامی برای پیو ند های مفید و محبوب بر داریم . و سعی کنیم ما ییه

 شا دمانی افراد  جا معه باشیم و مروج مهر بانی و دوستی و  صله رحم را که اسلام تا کید دارد مو جب ابادانی شهر ها و نزول رحمت و نعمت می شود    را ترویج کنیم  صله رحم یعنی به مشکل فامیل رسیدگی کردن چه بسا کر بلا و مکه رفتنهایی که بسیاری از فا میلها می روند  چندان لازم نیست و  به جای تکراری رفتن به زیارت مکه و مدینه های عمره و نه واجب  اگر پولش را به عنوان قرض در  اختیار جوا نان  فامیل قرار دهند به مراتب ثوابش از حجهای مکرر رفتن بیشتر خواهد بود . ای کاش مردم فهم و بصیرت دین و اهم و مهم بودن وظیفه دینی را می دانستند  تا مشکلاتی فرا وان بین جوا نان هر فامیل 

 حل می شد

 

بیایید          عمو رضا بشیم 

 

 نیرویی قوی  عقلی و منطقی و با سخا وت و دست دلباز در امر کمک به دیگر اعضای جا معه کو شا باشیم و عاملی برای رفاه و  خد مترسانی  برای تسهیلات زند گی اطرا فیان و افراد خا نه ای به وسعت جا معه باشم  در  حدیث  از امام باقر ع در بحا ر النوار ج۷ ص ۳۰۴امده که 

 . که  روز قیا مت یک عده انچنان  با چهر ه های نو رانی اند و

درخشش دارند که همه

مردم فکر می کنند انها پیامبرانند  خطاب از سوی خدا میاد انها

پیامبر نیستند و مردم گمان می برند او لیا خدا و شهدا

صدا می زنند باز خطاب می اید انها شهدا و

او لیا خدایند   باز ندا میرسد انها نیز نیستند 

 مردم تعجب می کنند پس

چه کسانی اند که چنین  می در خشد  و بر   تختهایی از نور  نشسته اند  و اینقدر نو رانی اند .

 

 از سوی خدا خطاب میرسد که انها کسانی ا ند که

  در راه تسهیلات زند گی مردم گا م بر داشته اند

و هم و غمشان حل مشکلات  مردم بود و وقتی

 هم به کسی وام غرض می داد ند به انها سخت

نمی گر فتند و برای بر گر داندن  قرض به انها مهلت

می داد ند .

   خدا وند هم بهترین کار را نزد خودش به حضرت مو سی فر مود  حل مشکل مردم و خد مت رسانی  به مردم و ادای حا جت دیگران معرفی فر موده  .

 همین کاری که عمو رضا ی سعید می کنه  بیایید همه ما گامی در عمو رضا شدن بر داریم

   بیایید           سعید را  

 که همان هو سمان است  و یا به عبارتی عشقمان به هو سمان است را در وادی عقل مصور  کنیم و به احساسش در وادی عقل و منطق و در سایه  رو شنایی تفحص و تحقیق  بیدارش کنیم تا

 مبا دا خواب الو دگی فکری اش مو جب درد سر برای دیگر افراد جا معه شود 

  بیا یید  پیامبر فرمود اگر فاصله ها بین محرم و نا محرم کم شود

  و رفت و امد شان ازاد شود  جا معه به بلایی مبتلا شود که در مان ندارد

 بیا یید    چنان فر هنگ سازی کنیم که  همه سعید ها و بیتا ها

خود  نخواهند که  فاصله  بینشان کو تاه شود حتی برای گفتگو تا چه رسد به اینکه  ملا قاتهای تفریحی داشته باشند اسلام  سخن گفتن را با نا محرم فقط در

 حد ضر ورت اجازه داده حتی در سخنی از امام علی النقی امده بیش از 5 کلمه ضروری با نا محرم نمی توان حرف زد این فا صله هایی که اسلام بین محرم و نا محرم  بیان نموده اگر رعایت شود بلایی بین جوا نان نمی بود که فعلا هست   امثال روز 13  بدر در شیراز دختری که از دوست پسرش حا مله شده بود و 15 سالش بود برای نابودیفر زندشداروی گیاهی خورد ولی در اثر سمی بودن خودش هم فوت کرد و تک دختر خا نواده اینگو نه تاسف بار جان داد .

 بیاییم     بیتا و سعید ها را تو حیه دینی کنیم .  و بیاییم   بیتا های  وجودمان

 وجودمان را با تفکرات اسلامی و با لا بردن  فر هنگ قرانی     از زنجیر های نفسانی و عقده های مختلف  نجات دهیم از زنجیر لج و لجبازی در اریم که  

خا نواده  بزرگ  جا معه  از هم  نگستلد اگر فاصله ها بین نا محر مان کم بود درد بی در مان نداشتیم

که دختر ۱۵ ساله تک دختر خا نه  به خاطر انداختن فرزند نا مشروع  شکمش

دارو میخورد متا سفا نه خود و فرزندش با هم جان می سپارد

       


نوشته شده در تاريخ دوشنبه هجدهم مرداد 1389 توسط رضوان

   خدایا  ایا  گناه      دارد یا ندارد ؟  

  این نو ع گنا هان عالم مجازی را می گو یم

 شما خوا ننده محترم چی فکر می کنید ؟

 گناه بد بینی ها بیشتر برای کسانی است که

نا شناس به نام غیر خودشان وب می زنند

  چون کاسه ای زیر نیم کاسه دارند یا ترسو یند

  دوم از کسانی اند که نا  شناس پیام برای کسی

 می گذار ند و به صاحب وب نمی گو یند

کی هست 

 انعکاس این عمل بدل کردن ادم خو ش بین

به بد بین است

و ایا این اتفاق برای عاملش گناه هست یا نه ؟

جواب بدید

 پیامبر فر موده اگر خیلی گرفتارید زیاد استغفار بکنید

 امام رضا هم در نیشابور به همه جور مشکلدار ها

و گر فتار ها همین یک نسخه را پیید فرمود زیاد استغفار کنید

 و نیز فرمود اگر انقدر گناهتان زیاد است که  کفارشو نمی تو نی بدی خیلی زیاد است راهش

 زیاد صلوات فر ستادن است

 اللهم صل علی محمد و ال محمد

 بنده به خاطر ورود به ماه رمضان از همه ظالمین  نت که بهم به نحوی ظلم کر دند یا بی ادبی کردند راضی شدم

و همه را بخشیدم تا به قیامت که سخته چیزی نمو نه

 امید وارم هر کسی هم از من دلخوری داشته و داره

هم  منو ببخشند

 والکاظمین الغیظ و العافین عن الناس

 خدا امر فر موده اگر دو ست دارید خدا رحمتشو بهتون

 نازل کنه و بخشیده بشید دیگران و خطا کاران اطرافتان

را ببخشید .  البته بخشنده ها عمر شان طو لانی است

محقیقین هم میگن روایات هم میگه

  کینه بدل ها دعاشون هم  مستجاب نمیشه

 در عالم حقیقی که بنده مرتب چک می کنم اطرافیانمو  خدا رو شکر راضی نگهداشته ام  فقط مو نده بچه های وب گاهی نو شته هایم بعضی ها

رو رنجو نده حلالیت می خواهم . گاهی هم غیبت

 باید لباس چر کها را در اورد  و حمام روح کرد و اماده شد برای مهمانی خدا  امام جواد فرمود با عطر استغفار

  بدن و دهنهایتان را خو ش بو کنید تا بوی بد گناه

 از شما دور شود

استغفر الله ربی و اتوب الیه امام رضا هم فرمود

چند رو ز مانده به ماه رمضان فرصت را غنیمت دانسته استغفار کنید

 خدا یا

 قر بون خدا برم که تبصره همه جا برای نجاتمون داره مثلا اگر از کسی غیبت کردیم نمیتونیم به دلیلی رضایتشو بگیریم باید هر وقت یادمون  ازش  امد براش طلب مغفرت کنیم

  خیلی از ما ها معمولا اینه گنا همون حتی در وب ابروی یک گناهکار بی ادب را بردیم نزد یک نفر

 از روی درد دل  چون عقل حکم می کنه بی ادبی و ظلم طرف به ما مجوز نمی دهد که گناهشو به کسی بگیم

 گر چه گناهکار ست و تنفر انگیز  اما خدا  اجازه بردن ابرو شو بهمون نمیده لذا برا شون طلب مغفرت می کنیم با خدا هم عهد

 می کنیم دیگه چنین نکنیم

 شما ها هم اگر راجع به من غیبتی کر دید برام طلب

مغفرت کنید کافیه

 اینجوری

 الهم الغفر لفلانی

خدا یا بیامرز فلانی رو

 خدا اینجوری تبصره گذاشته

 اگر نه بد بختیم حق الناس حا لا حا لا ها بخشیده نمیشه

 علامه طبا طبایی که چشم برزخی داشت باطن همه چی را می دید می گفت یک کاه را بر داری روی عالم هستی اثر داره تا چه رسد به انجام گناه

 امام سجاد هم میگه انقدر گنا هانمان روی طبیعت اثر

 می گذارد که حتی مو جب قطع باران و باد های سیاه و تاریک کی شود

 شهر ما چند سال پیش وسط روز شب شد تاریک چراغها همه روشن شد مطلق سیاه شد اول قرمز بعد سیاه اینها اثرات گنا هانمانه  تا کنون چند شهر اینجوری شده

همه فکر کردن میخاد قیا مت بشه

  با تو درد دل می کنم  تو فر صت هایی طلایی برای ما بند گانت   قرار داده ای چون زیاد در رو زمر گی غرق شدیم با این فرصتهای طلایی کمی به فکر گنا ها نمان بیفتیم استغفاری بکنیم  و از همه گناهان مهمترینش گناه حق الناس است و الا حق الله را به فضلت امیدواریم کو تاهی ها مان را بیا مرزی چون  تو اسمهایی قشنگ در دعای جوشن کبیر داری که حتی گناهکار ترین ادم طمع بخشش می کند  فدات بشم اگر تو این صفات را هم نداشتی و خودتو اینطوری هم معرفی نمی کردی باز از ما کاری ساخته نبود و اسیر دستت بودیم زور ما ادما که به تو نمیرسید گیرم تو ار احم الراحمین و غفار الذنوب هم نبودی از ما چاره ای جز سو ختن در جهنمت  نبود  ÷س بزرگترین محبتتو همین است که نه تنها با ان همه عظمت اجازه سخن گفتن با خودت دادی بلکه گفتی اگر از گنا ها نتون تو به کنید جایزه بهتون میدم اخه من وقتی یک دانش اموز خطا کارمو می بخشم فقط می بخشم  و نمره منفی را از ÷رونده اش حذف می کنم دیگه بهش جایزه نمی دهم ولی تو اینقدر لطف به ما بند گان داری که اگر تو به کنیم قول دادی جایزه هم بدی یعنی یبد ل السیئات بالاحسانات می کنی جای گنا هان  پاک شده  حسنه و ثواب هم قرار می دهی نمی دانم با چه زبانی فقط ممنون همین صفت کر یما نه ات برم  خدا یا تو خیلی قشنگی خیلی اقایی  تو حتی به خواست حضرت مو سی که شفاعت شیطان را کرد  به شیطان فرصت دادی    وقتی مو سی گفت بهت اگر الان شیطان تو به کنه می بخشی اش      تو نه نگفتی فرصت بهش دادی گفتی اره الان به قبر حضرت ادم سجده کنه  قبول دارم  اما شیطان گفت به خود ادم سجده نکردم حا لا میخای به قبرش سجده کنم خلاصه یک دنند گی و لجبازی شیطان باعث شد به گناهش ادا مه بدهد اما ما که شیطان نیستیم گنا هان ریز و درشتی داریم اما  دیگه با هات لج نمی کنیم در تفسیر سوره نسا میگن تو فقط ادم لج باز که به گناهش اصرار می ورزد  پا فشاری می کند به جهنم می بری کسی که میدادند حق چیست و با کیست اما لجا جت می کند جهنم می بری نه کسی که نا اگاه است خدا یا ما که با هات لج بازی نمی کنیم  دو باره ماه شعبان و رجب را برای حمام کردن و دوش گرفتن رو حمان و اعتکافی نا خواسته ای که بهمون دادی همه لطف تو بود تا حمام کرده  و تمیز به مهمانی ات بیاییم با بت این فرصتهای طلایی رجب و شعبان ممنو نیم  .

 خدا یا اگر  فرصت ماه رمضان و مهمانی را نیز بهمومن بدی دیگه اخر اخر اقایی و کرامت را بهمون لطف کردی فدات  بشم یک چیز جدید میخام بگم

 در زند گی حقیقی مان که خیلی مواظب بودیم گناه نکنیم                اما  از روزی که  گفتند   برای مبارزه با جنگ نرم  وارد عالم مجازی شو یم تا کار فر هنگی کرده باشیم با نیت سر بازی در عالم مجازی نت  وارد شدیم تا کار فر هنگی کنیم  و اینگو نه  احساس ثواب می کردم تا اینکه   سر و کله ارازل و او باشی پیدا شد   و اینها با  پیا مهایی که نام و نشان نمی گذار ند و یا با وبلاگهایی غیر حقیقی و با نا مهای مختلف می گذار ند و ادم سالم هر گز جز اسم خودش با نام  غیر خودش وبلاگ نمی زند اینها ظا هر ا یا بیمار ند یا  تر سو  اند یا  کا سه زیر نیم کا سه دارند لذا این مدل ادمها باعث شد ند من که در فامیل معروف به ادم خو شبین شده ام  و خو ش با وری ام از روی خو ش بینی ام هست به همه خو شبینم مگر خلافش ثابت بشه این شعار زندگی منه که منجر شده با اطرافیانم بهترین  زندگی را داشته باشم و رضا یت اطرافیانم بزر گترین انعکاس این رفتار و عقیده ام هست اما در عالم نت کم کم با امدن ادمهایی که ارازل و اوباش عالم نت هستند  باعث شدند تا از من خو شبینترین ادم یک ادم بد بین سا خته شود   و  پیا مهای نا شناس ایمان مر  ربو ده اند چون  گناه این و ان را  بر داشته و  به افرادی بد بین می شوم که شاید گناه باشد  اما ایا  گناه بد بین شدن و یا با نا محر مان حر ف زدن و پیام گذاشتنمان ایا  ثواب کار فر هنگی ما را نا بود نمی کند اگر ثوابش را نا بود می کند و به بار گنا همان اضا فه می کند که باید  دیگر و بلاگ نو یسی را رها کنم چه سود  قصد مان ثواب بود اما بدل به گناه شود مگر دیو انه ام ادامه دهم .  همینجوری کم  گناه داریم گنا ها ن نت  هم بشود قوز با لا غوز ؟

 بعضی می گو یند چون طرف معلوم نیست نام حقیقی اش است یا نه  و نمی شناسیم غیبتهای و بلاگی از و بها گناه محسوب نمی شود ولی من شدیدا احساس می کنم اینم گناه است  خوب

 این را کسانی که می دانند از رو حا نیون جواب بدهند ایا  غیبت کردن و بد وبی را گفتن به وب دیگران گناه دارد ؟

 اگر بد بین به یک وبی بود که فلان پیام ایا از فلانی هست  ؟ این هم ایا گناه دارد یا به صرف  عالم مجازی بودن گناه ندارد ؟ اینو جواب بدهند .

 خدا یا وقتی فکر می کنم باید از عبا دتهایمان تو به کنیم تا به گنا ها نمان برسد عبادتهای بی حضور قلبمان خود گناه هست تا چه رسد به گنا ها نمان در نت و عالم حقیقی .


نوشته شده در تاريخ جمعه پانزدهم مرداد 1389 توسط رضوان

   عکس زیباترین زن جهان و ماجرای علامه جعفری

.................................................................................

(با عرض معذرت بحث دفاعییه من از عوام پیوستگان به جنبش سبز که قول دادم بعد ماه رمضان یا بین ماه رمضان فعلا به علت اخرین جمعه ماه شعبان و ورود به ماه رمضان و حرفهای دیشب اقای قرائتی که گفت  نباید به خاطر اصلاح اوضاع  و انتقاد از مشکلات با دشمن همسو و یا همصدا  شدلذافعلا  منصرف شدم  تیک موقت زدم حتی کاریکاتور را که دیدید تا بعد

.......................................................................

 من می گویم

 عکس قلب و بوسه برای نا محرم فرستادن  در اینترنت  درست نیست او می گوید چون فقط عکس است و عالم مجازی است اشکال ندارد /تو چه می گویی ؟

 

 برایش نوشتم فرض کن امام حسین ع که  روز خروج از مدینه فرمود  من از  منکر ها بیزارم و ارزشها را دوست دارم

 حا لا فرض کن امام حسین امده قرار است بین کار دو نفر طبقه بندی کند کارش را و امام حسین امتیاز دهد  فکر میکنی امام به چه کسی امتیاز می دهد ؟

 فرشاد عکس قلب و بوسه و چشمک را در اینترنت  برای نا محرم می گذارد اما  احمد این تصاویر را فقط به محارم خود می فرستد اگر کار این دو را بین  فقط طبقه ارزشها و منکر ها    طبقه بندی کنیم   کار فرشاد را در کدام طبقه می گذاری ؟  کار احمد را کدام طبقه قرار است امام حسین داوری کند  او به چه کسی  امتیاز خواهد داد؟

 ایشان در جوابم  نوشته  امام حسین به عکس امتیاز نمی دهد .  در نظر ها ببینید      حالا من این ماجرای علامه جعفری را می نویسم لطفا نظر دهید ؟

 

علامه جعفری می گوید خود داری  من از دیدن

 یک عکس زن سر نوشت مرا عوض کرد /

/ طلبه ساده بودم  درسهایم هم خوب نبود ./ یک روز چند طلبه  دور هم نشسته بودیم یکی عکسی از زنی دستش بود گفت این عکس زیبا ترین زن جهان است  کی حاضر است یک شب با این زن بودن را با یک لحظه دیدن علی ع عوض کنه / عکس دست به دست توی انها چرخید هنوز به من نرسیده بود که انقلابی در من ایجاد شد از جایم بلند شدم گفتم من حتی دیدن عکس این زن را هم با  دیدن عکس علی هم عوض نم کنم تا چه رسد  .... همه معترض شدند که با با بیا ببین چه عکسی ست  فقط عکس است دیگه  ولی من اعتنایی نکردم  ان جمع را ترک به طرف حجره ام رفتم دیدم هوا به شدت گرم است نمی شود به داخل  اتاق رفت دم در روی پله ها نشستم   خوابم گرفت به دیوار تکیه کردم  یک دفعه در  خواب  دیدم یک سالن بزرگی است  داخلش پر است از علمای بزرگ سابق در صدر جلسه یک کرسی دیده می شد علی ع روی ان نشسته بود قنبر  و مالک اشتر هم کنارش بودند دیدم در ان جمع علی ع مرا مورد خطاب قرار داده  و با نام مرا به محضر خویش فرا خواند  و از من تشکر کرد  مرا مورد لطف و محبت قرار داد   از خواب بیدار شدم هنوز ان لذتی که در خواب به من با دیدن چهره مولا دست داده بود همرا هم بود دیدم همه این نشستنم و خواب و بیدار شدنم 8 دقیقه طول کشیده  از جا بر خواستم دیدم هنوز طلاب سر گرم  ان عکس هستند   به انها گفتم من نتیجه  انتخابم را گرفتم .  از ان به بعد به طور عجیبی به مو فقیتهای علمی پی در پی رسیدم  که اگر علامه جعفری شدم حا صل ان نگاه نکردن به عکس بود که سر نوشتم را عوض کرد //

// کتاب  قواص اندیشه شرح حال علامه جعفری //


نوشته شده در تاريخ جمعه پانزدهم مرداد 1389 توسط رضوان

گفتاري خواندني از دكتر حسن عباسي/1

 

چرا سراغ جنگ سخت با ايران نمي‌روند؟

 جنگ نرم چيست؟

اشاره:

متن زير قسمت اول مشروح سخنراني دكتر حسن عباسي، رئيس مركز دكترينال امنيت بدون مرز است كه به مناسبت روز بزرگداشت مقاومت و غزه، در سالن سينا و صدراي شيراز برگزار شد.

"جنگ نرم، ‌راهبردها و راهكار‌هاي آن" موضوع اين سخنراني بود.

بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين انه خير ناصر و معين

خدا را شاكر و سپاسگزارم كه امشب توفيق دارم در محضر شما عزيزان شرف حضور داشته باشم و گرامي مي‌دارم ياد و خاطره شهداي مظلوم غزه كه در سال گذشته، در طول تاريخ انقلاب فلسطين و يادآوري مي‌كنم به خودم و شما عزيزان ظلمي كه در يك دوره مدرن بر مردمي در غزه مي‌رود؛ منطقه‌اي كه 8 كيلومتر حداكثر عرض زمين آن است و 40 كيلومتر طول آن سرزمين. 1،5 ميليون نفر جمعيت در اين محدوده كه به عنوان متراكم‌ترين نقطه جمعيتي روي زمين زندگي مي‌كنند، در محاصره هستند امروز هم كه خبر داريم، مصر در حال كشيدن يك ديوار فولادي در بخش جنوبي غزه است كه اين مردم از هر سو محاصره شوند. البته كسي كه واقعا كسي را ندارد و آن لحظه فقط خدا برايش مي‌ماند، همه كس و همه چيز را دارد.

و درود مي‌فرستم به روح رهبر كبير انقلاب و درود بر مردم و ملتي كه در 30 سال گذشته يكي از افتخارات زندگي‌شان دفاع از مظلوم به‌خصوص مردم فلسطين بوده است. گرامي‏داشت مقاومت، گرامي‏داشت ايستادگي در خط و سبيل‌الله است. حركت انبيا و ائمه و صالحين اين بوده كه راه خدا به‌صورت شفاف و روشن براي بشريت هموار باشد و با آنهايي كه اين راه را سد كردند، مقابله كنند، از خود ابليس تا همه شيطان‌هاي جن وانس در طول تاريخ مقاومت در مقابل اشاعه فساد و عدم صلح.

اشتباهي كه در ادبيات فارسي ما صورت گرفته اين است كه ما جنگ و صلح را روبروي هم قرار مي‌دهيم؛ قرآن اما اين اشتباه را برنمي‌تابد. ما در زبان فارسي يك ظلم به مفهوم قرآني داريم. در آيه 11 و 12 سوره بقره آمده كه به بعضي گفته مي‌شود كه فساد نكنيد مي‌گويند كه ما مصلحيم حال آنكه مفسدند، ولي خودشان نمي‌دانند. قرآن اينگونه اعلام مي‌كند. "صلح و فساد"، "اصلاح و افساد"، "مصلح و مفسد"، "مصلحت و مفسدت" و "صالح و فاسد"، متأسفانه هزار سال است در زبان فارسي "صلح" روبروي "جنگ" قرار گرفته است. در واقع اشتباهي كه مولوي در ابتداي دفتر ششم مثنوي كرد، جنگ را روبروي صلح قرار داد، اينگونه در روش شناسي براي ما شبهه ايجاد كرد كه هر آن كس كه اسلحه را زمين مي‌گذارد، صلح كرده است، مصلح است، اصلاح طلب است و هركس كه اسلحه در دست گرفت، مقاومت كرد و ايستاد، جنگ طلب است. امروز در محافل دانشگاهي ما اينگونه جا افتاده كه "مهاتمير گاندي" در جنگ صلح‏طلب بود كه بدون اسلحه كشورش را مستقل كرد و كساني كه اسلحه دست گرفتند مثلاً سيد حسن نصرالله جنگ طلب هستند.

اينگونه است كه در بين شيعه ايراني، وقتي به امام حسين عليه‌السلام مي‌رسيم، بحثمان اين است امام حسن علیه السلام صلح كرد و امام حسين علیه السلام جنگ. اين خبط و خطا ما را متوجه اين نمي‌كند كه آيا ممكن است پيغمبري آمده باشد براي چيزي غير از صلح و اصلاح؟ آيا ممكن است امام معصومي كارش چيزي جز صلح واصلاح بوده باشد؟ آيا مصلحين عالم اگر دست به اسلحه بردند، ديگر مصلح نيستند و مفسدند؟ نقض مفاهيم قرآني منتج به نقض روش‌ها در مفاهيم اجتماعي مي‌شود ، از اين جهت وقتي مي‌گوييم كسي مقاومت مي‌كند، ممكن است مقاومتش براي اصلاح باشد؛

ما در فارسي كلمه جنگ را روبروي كلمه "آشتي" داريم، جنگ روبروي صلح نيست. عرب‌ها به آن مي‌گويند "حرب" و "سلم"، عرب نمي‌گويد حرب و صلح. انگليسي هم مي‌گويند War & Peace. پس يك‌بار شما مصلح هستید، صالحيد و اصلاح مي‌كنيد، براي اصلاح ممكن است دست به اسلحه ببريد و جنگ كنيد، حرب انجام دهيد، ممكن است اسلحه را كنار بگذاريد، سلم را بپذيريد. يك‌بار هم اگر شما جنگ كرديد و آشتي كرديد، هركدام از اين دو تا مي‌تواند فساد باشد، امام حسين هم اصلاح طلب بود، فرمود: «انی خرجت لطلب الاصلاح فی امت جدی» من براي اصلاح امت جدم خروج كردم من مصلحم. امام حسن بخاطر اصلاح هبوط كرد، امام حسين به خاطر اصلاح، قيام كرد. تفاوت هبوط و قيام را جنگ و صلح گرفتيم.

علماي بزرگي مثل مولوي چنين اشتباهاتي مرتكب شدند كه ما امروز چنين خبط و خطايي مرتكب مي‌شويم. غرض از اين بحث اين است كه مقاومت و ايستادگي يا به زبان فارسي، "پايداري" در مقابل فساد است كه ما براي رفع فتنه و فساد از روي زمين بايد مقابله و مبارزه و ايستادگي كنيم؛ مردم مظلوم فلسطين امروز همه‌گونه محاصره و تحميلي را مي‌پذيرند كه حاضر نباشند زير بار ذلت بروند، مگر اين غير از كاري است كه امام حسين علیه السلام انجام داد؟ "هيهات منا الذله" اينها درس حسين را گرفتند اينكه هر روز عاشورا، هر سرزميني كربلا و هر ماهي محرم است، معنايش اين است كه در يمن، فلسطين، افغانستان، پاكستان، لبنان و در ايران وجود دارد.

وقتي به تاريخ انبيا دراين قرآن نگاه مي‌كنيم، 124هزار نبي كه 28 نفر آنها در قرآن آمده است و بعد هم 14 معصوم ما به‌ويژه آن 12 امام ما آرزوي آن را داشتند كه شرايطي مثل امروز جمهوري اسلامي براي اقامه دين داشته باشند، اقامه حدود الهي كنند و از آن پاسداري نمايند. فرصتي كه هيچ پيامبري پیدا نکرد. 31 سال فرصت زيادي است، يكي از 12 امام ما به مدت 4 سال فرصت محدودي پيش آمد كه چقدر براي ايشان جنگ تحميل كردند، عصاره عمل انبيايي كه يكي از آنها نوح نبي بود،را قرآن مي‌فرمايد 950 سال دعوت كرد، ولي كسي به او نگرويد. كشتي نوح هم كه ساخته شد، روايات ما عدد زيادي را از همراهان او مشخص نمي‌كند، ولی منابع يهود مي‌گويد كه حدود 8 نفر همراه حضرت بوده است، يعني به ازاي هر 120 سال يك نفر جذب شده است.

در واقع در طول تاريخ بشري، براي اولين بار يك حكومتي به وجود آمده است كه "نمي" از اسلام، بخش مختصري از گزاره‌هاي اسلام را داعيه دارد كه مي‌خواهد پياده كند، هنوز چيزي از اسلام بروز پيدا نكرده است و درست در يك چنين شرايطي است كه ابليس كار از دستش در رفته است، هميشه توانسته جلوي انبياي مختلف بايستد، بسياري از انبيا را ناكام بگذارد، بسياري از ائمه(ع) شرايط برايشان به گونه‌اي باشد كه امكان تحقق حكومت ديني نداشته باشند، دو نفر از آنها با شمشير و 9 نفر آنها با زهر شهيد شدند و دوازدهمي هم براي اينكه شرايط مناسب نيست غيبت صغري و بعد از آن غيبت كبري داشته باشد، حالا آن چيزي كه انبيا و ائمه عليهم‌السلام فرصت پیدا نکردند، این فرصت نصیب مردم ما و نصیب دو نفر عبد صالح خدا شده است، در طول 30 سال گذشته و مقاومت و پايداري براي حفظ چنين پديده عظيمي بوده است.

اين دو مسئله، مسئله‌ي متفاوتي است اما اسم حكومت كه مي‌آيد، كلمه "قدرت" معنا پيدا مي‌كند. قدرت در ساده‌ترين شكل آن يعني تحميل اراده بر ديگري. توان تحميل اراده بر ديگري. جنگ نرم، جنگ سرد و جنگ نيمه‌سرد نياز به توان و قدرت دارد. كسي كه مي‌خواهد جنگ كند، بايد توان و بنيه داشته باشد. يكي از عوامل تأثر و تأسف من اين است كه وقتي جنگ نرم مطرح شد و 10 سال پيش وقتي قدرت و تهديد نرم مطرح شد، متأسفانه دوستان بلافاصله رفتند جستجو كردند ببينند غربي‌ها در اين زمينه چه حرف‌هايي زدند تا اين را مبنا و معيار قرار دهند، من براي روشن شدن جنگ نرم، آن را در حوزه مفهوم شروع مي‌كنم، كما اينكه در قضيه جنگ و صلح مسئله جنگ نرمي را كه شروع كرديم، از اصلاح باورهاي اوليه خودمان بود كه باور اوليه ما اين بود كه جنگ برابر صلح است و ديديد كه غلط است.

"جنگ نرم" يعني جنگ عقيده‌ها و از همين‌جا خود جنگ نرمي كه امروز فهم و درك و نظام معرفتي آن منحرف مي‌شود، مجبور هستند كه به آن نگاه كنند. به دليل اينكه كتاب قدرت نرم آقاي "ژوزف ناي" ترجمه شده است و خيلي بد است كه انسان مسلمان شيعه با ادبيات و روش و قواعد كفار بخواهد به جنگ كفار برود.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوازدهم مرداد 1389 توسط رضوان
چاپي

فكر مي‌كنند پول نفت توي جيب ماست

گفت‌وگويي متفاوت و خواندني با يك طلبه جوان

چندعلت دارد. اول آنكه تبليغات عليه طلبه‌ها زياد است و ذهن مردم زخمي است و اين را قبول مي‌كنند. دوم اينكه مردم بعضي طلبه‌ها را مي‌شناسندكه فاسد هستند و اين را به تمام طلبه‌ها نسبت مي‌دهند در صورتي كه اين گونه نيست

تاريخ انتشار: پنج‌شنبه 7 مرداد 1389 ( از وب خبری استقامت کپی شد )

برنا مصاحبه‌اي متفاوت با يك طلبه جوان منتشر كرده است كه متن آن در ذيل مي‌آيد: بيست و دو ساله است و مداح. متولد تهران و پايه چهارم طلبگي. نامش محسن است و حنيفي نام خانوادگي‌اش. يك سالي در حوزه علميه قم درس خوانده و بعد به تهران آمده، مي‌گويد تحصيل در تهران بيشتر با شرايطش سازگار بوده و براي همين آمده تهران. محسن مي‌گويد به خاطر بعضي تبليغات منفي گاهي مردم ديد خوبي نسبت به ما طلبه‌ها ندارند. ولي من زود با مردم رفيق مي‌شوم. با ملايمت با مردم رفتار مي‌كنم.

*كجا درس مي‌خواني؟
- تهران، نمي‌توانم بگويم كدام مدرسه وگرنه...، پايه چهارمم تمام شده است و مي‌روم پايه پنجم.

*اعتقاد بعضي اين است كه طلبه نجف بودن بهتر از طلبه قم است، تو كه طلبه تهران هستي چطور فكر مي‌كني؟
- به نظر من در پايگاه علمي نجف ديگر كسي از علماء درجه يك نيست و تقريباً بيشتر علما در قم هستند و مركز علمي شيعه در دنيا قم است و نجف مركزيت ندارد. البته همه چيز به طلبه بستگي دارد، اگر خود طلبه دنبال درس و بحث باشد در هر كجا باشد آن رزقي را كه بايد بگيرد پيدا مي‌كند.

*دوست داري قم درس بخواني يا بروي نجف؟
- من يك سال قم درس خوانده‌ام. اما تهران براي من خيلي بهتر بود. علوم كسبي است اما حكمت اعطايي است. به اين نيست كه در نجف باشي يا در قم باشي.

*چقدر شهريه مي‌گيري؟
- قبلا خيلي بيشتر مي‌گرفتم. آخرين شهريه‌اي كه گرفتم 57 هزار تومان بوده است كه هر ماه بايد 22هزار تومانش را پول بيمه بدهم و30 هزار تومان قسط مي‌دهم و 10هزار تومان هم كه قسط كتاب داشته‌ام و تازگي‌ها تمام شده.

*با اين مقدار پول چطور زنده‌اي؟
- گاهي اوقات بالا و پايين مي‌شود و ما هم قناعت مي‌كنيم.

*ازدواج كردي؟
- نه، مجرد هستم.

*قصد ازدواج نداري؟
- فعلاً نه. بايد چند سالي درس بخوانم.

*سربازي رفتي؟
- نه، نرفتم.

*چرا طلبه‌ها سربازي نمي‌روند؟
- طلبه‌ها وقتي درسشان تمام مي‌شود، مي‌روند سربازي. البته طلبه‌ها به شرط دادن پايان نامه پس از 10سال تحصيل ديگر از سربازي معاف مي‌شوند.

*در ماه چند بار كباب مي‌خوري؟
- يك زماني در دوره مايه داري زياد مي‌خورديم ولي به غير از مراسم‌ها و هيئت‌ها كباب نمي‌خورم.

*دوست داشتي به جاي حوزه علميه بروي دانشگاه؟
- نه، ما ميثاق طلبگي بستيم. اين حرف من تلنگري است به دانشگاه تهران كه فكر مي‌كند همه چيز در دانشگاه است.

*معدل ديپلم و پيش دانشگاهيت چند بود؟
- رشته رياضي فيزيك با معدل ديپلم 70/17 و پيش دانشگاهي‌ام بالاي 18 بود.

*با اين معدل دوست نداشتي دانشگاه بروي؟
- نه، خيلي خدا را شكر مي‌كنم كه دانشگاه نرفتم.

*توي خيابان‌ها مردم نگاه خاصي به طلبه‌ها دارند؟
- طوري كه فكر مي‌كنند ما خيلي بد هستيم. زندگي بهشان فشار آورده.

*جوابشون را نمي‌دهي؟
- معمولا زود با آنها رفيق مي‌شويم. روابط عمومي‌ام بالاست. يك مقدار محبت داشته باشي و كلامت نرم باشد به شما رو مي‌آورند.

*مشكل حمل و نقل نداري؟
- نه، ما هنوز لباس نپوشيده‌ايم ولي آنهايي كه لباس طلبگي مي‌پوشند اين مشكل را دارند. بعضي‌ها ماشين مي‌خرند و بعضي‌ها هم كت و شلوار مي‌پوشند. آدم زمين نمي‌ماند.

*چرا طلبه‌ها با خانمشان نمي‌روند پاساژ براي خريد؟
- اين را بايد از طلبه‌هاي متاهل بپرسي. ولي خيلي‌ها را ديدم كه مي‌روند.

*در كنار طلبگي كار هم مي‌كني؟
- نه فعلاً.

*مي‌گويند طلبه خوش شانس و بدشانس داريم، درست است؟
- شانس افسانه است و ما قائل به حكمت، قضا، قدر و توفيق هستيم نه شانس.

*طلبه‌ها نماز جماعت كه مي‌خوانند پول مي‌گيرند؟
- پول نمي‌گيرند اما هزينه‌هايي را به آنها مي‌دهند.

*فكر مي‌كني چرا نگاه مردم به طلبه‌ها كمي تغيير كرده است؟
- چندعلت دارد. اول آنكه تبليغات عليه طلبه‌ها زياد است و ذهن مردم زخمي است و اين را قبول مي‌كنند. دوم اينكه مردم بعضي طلبه‌ها را مي‌شناسندكه فاسد هستند و اين را به تمام طلبه‌ها نسبت مي‌دهند در صورتي كه اين گونه نيست. خيلي در ذهن مردم است كه پول چاه نفت در جيبشان است. در صورتيكه طلبه‌ها جزء قشر ضعيف جامعه هستند و شايد چند طلبه‌اي كه پولدار هستند نشان دهنده اين باشد كه همه‌شان پولدار هستند.

*طلبه تهراني با طلبه شهرستاني فرقي دارد؟
- طلبه تهران از نظر روابط اجتماعي و روابط عمومي مقداري بالاتر است. ميزان درگيري طلبه‌هاي تهران با مسائل اجتماعي و سياسي بيشتر است و گره بيشتري با جامعه و سياست دارند.

*مي‌گويند طلبگي راه ساده‌اي است براي فرار از سربازي و درس خواندن؟
نه اين طور نيست. يك طلبه بيشتر از دانشجو بايد مطالعه كند. در دانشگاه فقط كلاس درس در چند روز خاص است. اما يك طلبه بايد هر روز كلاس برود و هر روز مباحثه كند. دوم اينكه شهريه‌اي كه در طلبگي مي‌گيريم هزينه ي قابل توجهي نيست. البته پول با بركتي است. از سربازي هم بعد از 10سال درس خواندن و بدون وقفه و پايان نامه ارائه دادن معاف مي‌شوند.

*حجره نشيني؟ امكاناتش چيست؟
- بله، هستم. بستگي به مدرسه‌اش دارد كه اتاق 20متري باشد يا 9 متري.

*توي حوزه‌اي كه درس مي‌خواني اجازه مي‌دهند ساعت مچي ببندي يا روزنامه بخواني؟
- بله، اجازه مي‌دهند. قديم كه تعداد كمي ساعت مچي به دست مي‌بستند اين كار خلاف مروت بود نه الان. روزنامه را هم خود مدرسه مي‌خرد تا طلبه‌ها مطالعه كنند.

*خوب است طلبه‌ها وارد مسائل سياسي شوند؟
- بله، به گفته رهبر انقلاب طلبه نبايد از مسائل سياسي عقب بماند.

*پس چرا بعضي‌ها مي‌گويند طلبه بايد از سياست جدا باشد؟
- بعضي‌ها مي‌گويند. اما به نظر من اين عده معناي طلبه بودن را درست نفهميده‌اند.

* مداح هم هستي؟ بعضي از مداح‌ها روايت‌هايي را مي‌خوانند كه در هيچ كتابي نيست، به نظرت كار درستي است؟
- بله. اين مشكل در زمان قديم بسيار زياد بود، احاديث و رواياتي مي‌خواندند كه سند و قطعيت نداشت. اما مداحي از حدود10 سال پيش تحول پيدا كرده است و سواد مداحان بالاتر رفته است. بعضي‌ها هم انحرافاتي است كه در مداحي پيدا شده است و بعضي از اين روايات هم به زبان حال است. ولي امروز خيلي كمتر شده است.

*دوست داري براي چه كسي چه روضه‌اي بخواني؟
- دوست دارم براي كسي روضه بخوانم كه بفهمد چه چيزي مي‌خوانم. بستگي دارد آن روز چه حالي داري كه بخواهي چه روضه‌اي بخواني.

*طلبه سيرجاني را مي‌شناسي؟
- بله. در يكي از حوزه‌هاي علميه تهران حجره گرفته بود و بعد از مدتي از حوزه بيرونش كردند. حوزه بايد حمايتش مي‌كرد.

*از كارش حمايت مي‌كني؟
- بله حمايت مي‌كنم.

*موسيقي گوش مي‌دهي؟
- نه، گوش نمي‌كنم.

*ولي تو كه جواني و جوان‌ها به موسيقي علاقه دارند؟
- اولاً انس با موسيقي ندارم و دوم آنكه موسيقي‌هاي امروزي ملاك‌هاي موسيقي را ندارند.

*سينما مي‌روي؟
- مي‌خواستم بروم طلا و مس را ببينم ولي پولم نرسيد.

*چرا طلا و مس؟
- گرفتم بروم ببينم درباره ما چي ساختند. مي‌خواستم ببينم مردم درباره ما چي فكر مي‌كنند.

*برنامه‌هاي تلويزيون را مي‌بيني؟
- وقت كنم نگاه مي‌كنم.

*بيشتر طلبه‌ها فقط درس مي‌خوانند و در حوزه‌اند. ولي تو...
- نه من فيلم هم نگاه مي‌كنم.

*فيلم‌هاي تلويزيون چطور است؟
- بعضي‌ها بدرد نخور و بعضي خوبند. معمولا سعي مي‌كنم همان وقتي كه نگاه مي‌كنم براي خودم تحليل كنم. حتي از لحاظ فيلم برداري و كارگرداني تا خودم چيز ياد بگيرم. چون در زمينه فيلم سازي از لحاظ اسلامي و ديني فيلم خوب خيلي كم داريم. فيلمي كه معيارهاي درست و قشنگ داشته باشد كم داريم. مثلا همين سريال فاصله‌ها يك جا مي‌آيد ربا را بد نشان مي‌دهد اما در يك سري مسايل ديگر كم مي‌گذارد، مثلا در مورد روابط دختر و پسر.

*از فيلم‌هاي خوبي كه صدا و سيما اخيرا ساخته چه فيلمي را مي‌تواني نام ببري؟
- كمي بي‌انصافي است اگر بگوييم اصلا فيلم خوبي نساخته و همه‌اش بد بوده ولي حقيقت اين است كه وقتي مي‌پرسي فيلم خوب چيزي يادم نمي‌آيد.

*اگر دو كاروان يكي براي مشهد و يكي براي شمال بگذارند با كدام مي‌روي؟
- اول مي‌روم مشهد بعدش توي راه برگشت مي‌روم شمال.

*براي خودت كفن خريده‌اي؟
- نه.

*تاحالا توي قبر خوابيدي؟
- پولش را هم نداريم بخواهيم قبر بخريم. نمي‌دانم شايد يكي دو بار خوابيده باشم.

*شب‌هاي جمعه از رفقايت كسي نمي‌رود توي قبر بخوابد؟
- ديگر قبر گير نمي‌آيد. بهشت زهرا هم شب پنج شنبه ديگر بسته است.

*به نظرت خوشه چندم هستي؟
- نمي‌دانم. ما از خوشه افتاديم بابا. به ما خوشه نمي‌رسد. اصلا يك خوشه مخفي بايد براي ما بگذارند.

*خواستگاري بروي چقدر مهريه تعيين مي‌كني؟
- 14سكه خوب است

*اگر خانواده عروس بيشتر تعيين كرد تا چه قدر قبول مي‌كني؟
- اگر دلم پيشش گير كرده باشد تا حدي راه مي‌آييم تا 72سكه. اگر مهريه را بالاتر تعيين كنند يعني دارند از اول زندگي بي‌اعتمادي مي‌‌كنند. درست تحقيق كنند تا خواستگار را درست بشناسند و نياز به اين كار نباشد.

*اگر شرط بگذارند كه بايد از حوزه علميه بيرون بيايي تا دخترمان را به تو بدهيم چه كار مي‌كني؟
- بهشان مي‌گويم شما را به خير و ما را به سلامت.

*اگر همسرت فرداي روز عقد مهريه‌اش را بخواهد، مي‌دهي؟
- نه، با خانم هماهنگي مي‌كنم.

*توي يك جزيره تنها مي‌گذارندت، دوست داري چه چيزي داشته باشي؟
- يك قلم و كاغذ براي نوشتن شعرهايي كه توي ذهنم مي‌آيند. چون اگر شعر توي ذهنم بيايد و نتوانم بنويسم كلافه مي‌شوم.

*به نظرت اصلا جواني مي‌كني؟
- بله. دارم كيف دنيا را مي‌كنم. شادابي و نشاطي كه در جواني دارم را خرج مسائل فاسد نمي‌كنم . در طاعت و محبت نسبت به اهل بيت (ع) خرج مي‌كنم و اين براي من خيلي شيرين است. اگر خودت را خرج اهل بيت (ع) و اهداف آنان كني خودش لذت بزرگي دارد و اين در آدم نشاط ايجاد مي‌كند.

*اهل بيت (ع) در زندگي‌ات چه جايگاهي دارند؟
- بايد همه جايش را پر كنند. همه چيز بايد به محور، مدار و خواسته آنان باشد، نه بر محور و خواسته‌هاي من.
 



نوشته شده در تاريخ دوشنبه یازدهم مرداد 1389 توسط رضوان

قلمهای آلوده یا اسهال قلمی  


( این متن را که زمان انتخا بات در شهر بخش کردم به منا سبت روز قلم که یکی دو هفته پیش بود خواستم در وب بگذارم که موفق نشدم و الان قضای ان را به جا


 می اورم خیلی ها رسالت قلم را نمی دانند مثل ارازل و او باشی که در اینتر نت هم گاهی پیدا


 می شوند و


 ندا نسته حتی گاهی قلمهایشان مرتکب زنای قلمی


 می شوند ,  و گناه هم محسوب نمی کنند .


 یا به قول شریعتی اسهال قلمی دارند که بوی گندش خیلی ها را اذیت می کند .


 اینها


 یا خودشان را به کو چه عمر چپ می زنند یا واقعا


 نا دا نانی هستند که علی ع از انها می نا لید


و می فرمود : که نماز شب خوا نهای نا دان پشت من را شکستند)


 


 


و اما متنی که خرداد سال قبل در ایام تبلیغات


 


 در شهر بخش کردم این است


 


 


مردم توجه کنید نگذارید قلمهای آلوده ایکه دولت احمدی نژاد جوهرش را خشکاند


 دوباره


 


تازه شود همان قلمهای مزدور دشمن در قالب اصلاحات باپول بیت الما ل که از من و تو بود ؛


 


 دین زدایی وقداست شکنی کردند   وبه تخریب عناصر سازنده پرداختند .وبه کم رنگی غیرت دینی و ناموسی پرداختند و باعث شدند


 


 


غیرت مرد پایین بیا ید تا دامن زن کو تاه و بالا رود. مشتی از


 


خروار را بیان می کنم


 


. قضاوت با شما


 


 


1-آزادی یعنی حق نخواستن حق, بشر حق دارد که از اطاعت خداسر باز زند و معاقب نشود (احمد نراقی در


 صبح امروز 22/1/76


2- دامنه تساهل ,امور جنسی و همجنس بازی را نیز فرا می گیرید ,این امور مردود است ولی نبایدممنوع شود کولا کوفسکی (صبح امروز 12/8/78


    3-مظاهر دینی چون حجاب وحیای زنان ,نماد عقب افتادگی ست (/نوشین احمدی تیر ماه 77ماهنامه جامعه سالم


)


4-در بعد مسائل فرهنگی سه مشکل هست که حوزویان باید آن را حل کنند یکی موسیقی به نحوی که انسان


هروقت دلش خواست ضبط روشن کند و یکی هم رقص ودیگری ماهواره به نحوی که در فیلم به زنان از زانو به بالا عریان هم بتوان نظر انداخت .(جهانبخش محبی نیا روزنامه افتاب 3/7/78ص7


 


5-نظریه غیرت دینی ویران کننده اندیشه وفرهنگ و تمدن است /مهاجرانی وزیر ارشاد زمان خاتمی 16/1/79/آریا


 


6-تفکر شیعه گری موجب انحطاط مملکت ما ومانعی برای دموکراسی است ./غلامرضا سالار بهزادی ص8/صبح


 


امروز 23/8/78


7-اشهد انک قد اقمت الصلوه واتیت الزکوه وامرت بالمعروف ونهیت عن المنکر مربوط به گذشته است وبه جای


 این ریارتنامه مطالب هاوی ازادی بگذارید . همشهری 5/2/78/سروش


8-فرهنگ شهادت خشونت آفرین است اگر کشته شدن آسان شد کشتن هم آسان می شود /عبدل الکریم سروش /ص 6 /روزنامه نشاط 12/3/ 78 


9- بزرگداشت قیام عاشورا قرنهاست که حاصلی جز حزن واشک آوری نداشته جواد مقامی /آفتاب امروز 24/1/ 79


 


ولایت مخصوص پیامبر بود وبا رفتن او ولایت نیز خاتمه یافت وبعد از او به کسی منتقل نشد سروش ./ماهنامه کیهان بهمن97


10-خواستم سخنانم را مثل سوره توبه بدون بسم ا...شروع کنم /بهزاد نبوی //جمهوری اسلامی 13/2/79


 


11-جامعه ایران می خواهد مدرن وصنعتی شود اما در این جامعه هنوز خدا نمرده است ما چگونه چیره شویم


 


(علوی تبار2/79


 حتی کنفرانس برلینی ها امده اند ستاد مقابل احمدی نژاد کار میکنند وحتی سروش یکی از انها را حمایت کرده بیخود نیست که اقای

  لوتنبر سناتور حامی اسرائیل گفته اگر احمدی نژاد شکست بخورد ما جشن میگیریم بیا یید با رای حداکثری دندان شکن ارزوی جشن را در دلشان عقده کنیم .

با  خدا باش پادشا هی کن .دور اول با معجزه این نام خدا در دعای کمیل /حبیب قلوب الصادقین او به صحنه امد او هنوزم صادق است پس خدا حبیبش است و چنان

 بیب قدری شکست ناپذیر است مگه نه؟ /


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفتم مرداد 1389 توسط رضوان
رمزگشایی از توسل علنی رهبرمعظم انقلاب به حضرت بقیة الله(عج)
 
موضوع: مقام معظم رهبری(دام ظله) /( کپی از احمدی نزاد مرد خدا یا خادم اخبار سمت راست من هر روز و به مناسبت هاگاهی عوض میشه بخونید جا لبه  تشکر از این برادر گرامی ام سر باز واقعی فرهنگ  )
 
یکشنبه سی ام خرداد 1389 9:32

نماز جمعه 29 خردادماه 1388

شبکه ایران: امروز سالگرد تاریخی ترین نمازجمعه پس از انقلاب اسلامی است.

 29 خرداد 1388 از این حیث در تاریخ ثبت شد که امام امت بعد از یک هفته غبارآلودی فضای فتنه گون روزهای پس از انتخابات به میان انبوه میلیونی نمازگزاران پایتخت آمد و در خطبه هایی که از سوی رسانه ها "تاریخی" توصیف شد، به تبیین مختصات سیاسی آن روزها پرداخت.

تفکیک دلخوری ها و اشتباهات عناصر داخلی در انتخابات از فتنه انگیزی عوامل بیگانه، تبیین نتایج حضور 40 میلیونی ملت در انتخابات در کنار ایجاد فرصت برای بازگشت برخی نامزدهای انتخابات و هوادارانشان به آغوش نظام و البته "اتمام حجت" برای همگان، همه و همه مولفه های خطبه هایی بود که بارها و بارها با فریاد بی سابقه تکبیر میلیونها نمازگزار تهرانی قطع می شد و سپس در سکوت مطلق جمعیت ادامه می یافت.

در کنار فریادهای الله اکبر و سپس لبخند میلیونها نمازگزار آن روز در میان خطبه ها، اما لحظات پایانی خطابه رهبر معظم انقلاب با صدای هق هق گریه میلیونها نمازگزار تهرانی همراه شد تا توسل اشک آلود این جمعیت انبوه، از انتظار فرج معنایی جدید نمایش دهد؛ انتظاری که فقط برای درک "زمانه ظهور موعود" نیست و از جنس"طلب عنایت حجت حی الهی" است...   

ای سید و مولای من! من جان ناقابلی دارم، جسم ناقصی دارم و اندک آبرویی دارم که این را هم خود شما دادید که همه این ها را فدای انقلاب و نثار شما می کنم. سید ما و مولای ما، برای ما دعا کن که صاحب این انقلاب شمایی....

 این آخرین جملاتی بود که رهبر انقلاب با آن، خطبه های نمازجمعه 29 خرداد سال 88 را به پایان بردند.

رمزگشایی از راز توسل به حجت حی الهی از سوی شخصی که طبق اعتقاد شیعه، در حاکمیت بر مسلمین نائب مناب اوست،شاید برای مخاطب مهمتر از صرف یادآوری آن باشد.

این موضوع البته زمانی مهمتر به نظر می آید که به غیر از اخبار رسمی و غیر رسمی که از تشرف رهبر انقلاب به مسجد جمکران و توسل خصوصی ایشان به حضرت در طول 21 سال گذشته منتشر شده است، مشابه این "توسل علنی" رهبر انقلاب را در جریان فتنه های تیرماه سال 78 نیز که دنباله های داخلی با سران غرب یک طیف را برای فتنه انگیزی ایجاد کرده بودند، به یادآوریم.

در این زمینه نظر آیت الله صدیقی امام جمعه موقت تهران را جویا شدیم. 

او قسمت اخیر از خطابه رهبر معظم انقلاب را "سخن گفتن علنی ایشان با ولی عصر(عج)" خواند و بااشاره به تاثیر غیرقابل انکار آن، گفت: تصرف تکوینی امام زمان(عج) هم در دل دشمن موثر است و هم در دل دوستان و مومنان.

وی افزود: تصرف در دل دشمنان برای این است که آنان تضعیف شوند و شرشان از سرمومنان کم شود و تصرف در دل مومنان برای ایجاد قوت قلب و شجاعت دادن به دوستان است.

امام جمعه موقت تهران با عنوان این مطلب که در حقیقت مقام معظم رهبری همان زمان با توسل علنی به ولی عصر(عج) ، مملکت را از شر فتنه و فتنه گران رهایی بخشیدند، اظهار داشت: وجود حضرت لطف است و برگی از درخت نمی افتد و گره ای باز نمی شود مگر به دست ایشان برای همین است که باید همیشه و خصوصا در مواقعی که غبار فتنه سنگین می شود  از ایشان استطاعت طلبید.

آیت الله صدیقی با اشاره به توقیع شریف حضرت حجت(عج) به شیخ مفید که در آن به او (و به طور کلی به شیعیان در عصر غیبت)  امر فرموده اند که برای رفع فتنه ها، به شخص حضرتشان توسل شود، توسل علنی رهبر معظم انقلاب در این فتنه ها را معنادار و مطابق دستور عام حضرت دانست که البته مشخص است همیشه با پاسخ حضرتشان مواجه می شود.

این استاد اخلاق با یادآوری حوادث 18 تیر 1378، گفت: آقا در مقاطعی نظیر فتنه تیر 78 و همچنین فتنه سال گذشته با مخاطب قرار دادن حضرت در نماز جمعه و یا سخنرانی ها، می خواهند بگویند که این مملکت برای ایشان است و خودشان هم از آن محافظت می نمایند.

صدیقی افزود: الحمدالله مقام معظم رهبری پرچم انقلاب را از خود حضرت دارند و برای نگه داری این پرچم هم خود امام زمان(عج) هستند که به ایشان کمک می کنند.



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ششم مرداد 1389 توسط رضوان
یا مهدی

  قیامت قامت وقامت قیامت

 ؛قیامت کرده ای ای سرو قامت

موذن گر ببیند قامتت را ؛ به قدقامت  بماند تا قیامت

..................................................

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی

چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیا مدی

خلیل آتشین سخن تیر به دوش بت شکن

خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

 تمام طول هفته را به انتظار جمعه ها

 دوباره صبح؛ ظهر؛ نه !غروب شد نیامدی

...........................................................

عمریست که از حضور او جا ماندیم

در غربت سرد خویش تنها ماندیم

او منتظر ست تا که ما برگردیم

ماییم که در غیبت کبری ماندیم

التماس دعا //////////////////////////////////

متن سخنراني منتشر نشده رهبري
 
در سبزوار( از سایت خبری سلامسبزوار در لینک
 
وجوده )
+فايل صوتي
 
در روز غربت اسلام شما با اسلام
بودید
بخشي از سخنراني تاريخي رهبر معظم انقلاب در سبزوار را
سلام سبزوار براي اولين بار منتشر مي کند.این سخنرانی در 30تيرماه 65 در مصلای سبزوار ایراد شده است. بخش ابتدایی این سخنرانی به همراه فايل صوتي آن در اختيار مخاطبان سلام سبزوار قرار مي گيرد.تهيه، تبديل و پياده کردن اين سخنراني توسط دفتر مطالعات جبهه فرهنگي انقلاب اسلامی صورت گرفته است. عکس، مربوط به سخنراني ديگر رهبري در سال 59 در مسجدجامع سبزوار مي باشد. سلام سبزوار بزودی متن کامل این سخنرانی را منتشر خواهد کرد.

الحمدلله رب العالمین و الصلاه و السلام علی سیدنا و نبینا ابی القاسم محمد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین الهداة المهدیین  المعصومین سیما بقیه الله فی الارضین

قال الله الحکیم فی کتابه:عَسَى رَبُّكُمْ أَن يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ وَيَسْتَخْلِفَكُمْ فِي الأَرْضِ فَيَنظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُون – اعراف 129

در جمع صمیمی و پرشور برادران و خواهران عزیز سبزوار و در شهر مومن وانقلابی و در فضایی که از انفاس پاک و از نیات صادق شما عزیزان سرشار و انباشته  است. بنده  جو کاملا انقلابی را احساس می کنم. مردم مومن و صادق و پاکباز را همانطور که همیشه از سبزوار شناخته ایم در برابر خود زیارت می کنم و مشاهده می کنم.

سبزوار، محیط آشنای مهربان و صمیمی را از سالهای پیش بنده می شناختم. شما مردم مومن و علاقه مند به دین. شما جوانان پرشور، شما فضلا، فرهنگیان، زبدگان علمی را از دورانهای گذشته در سبزوار شناخته ام و محیط علم و فرهنگ و فضای دین و اخلاص را در شهر شما و در میان شما آزموده ام.

در صد سال اخیر سبزوار هم مرکز فقه بوده است. هم مرکز فلسفه و عرفان بوده است. هم مرکز ادبیات و هنر.

در سالهای پیش از انقلاب از جمله شهرهایی که امتحان خوبی در دفاع از حق اسلام و در مقابله با ستمگران و طواغیت دادند شما سبزواریها بودید. از اول انقلاب هم در جبهه  و هم نشانه های ایمان شما اخلاص شما همواره مشهود بوده است.

خاطرات فراوانی از سبزوار در دوران گذشته دارم و باید به طور خلاصه عرض کنم دیدگاه همیشگی من نسبت به شما مردم مهربان، مومن و صمیمی همیشه همین بوده است و روز به روز هم به حمدلله این دیدگاه تایید شده است.

در روز غربت اسلام شما با اسلام بودید؛ امروز هم که روز عزت و عظمت اسلام است شما سربازان اسلامید.

لذا من این دیدار عمومی را با شما خواهران برادران جوانان و سلحشوران علمای محترم و فرهنگیان و همه قشرهای اجتماعی که در این مصلای با شکوه گرد آمده اید و دیدار مبارکی به شمار می آورم و این را برای خودم توفیق می دانم.

فایل صوتی را از اینجا دانلود کنید.

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه چهارم مرداد 1389 توسط رضوان

  یک قبر برای دو نفر

 گناهکار !!! باور کن منو تو قبرت میذارن  میگی نه 

 تا اخر بخون

 روزه خواری در خیا بان چرا دو چندان گناه دارد ؟ 

 تا در منزل که نصف می شود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 پیامبر (ص)  :  فر مو دند    زمانی که خدا وند قهار  به خاطر گناه و

فساد  بر مردمی که   غضب کرده است اگر بر آنها  عذاب آسمانی 

 نازل نکند  به صورت دیگری  آنها را عذاب می کند  از جمله 

 قیمت اجناس با لا می رود  ، گرانی پیش می اید   و عمر ها

کو تاه می شود 

 و مردم و مردم از تجارت و کسب  و کار سود  ( حلال )

 نمی برند  و در درختان میوه  رشد و نمو  ندارند 

 نهر ها  و جو یها  و چشمه ها کم آب می شوند 

 آسمان بارانش را  آز آنها  قطع می کند

   و انسا نهای فاسد  و شرور بر آنها  مسلط می شوند

 . .............................................

     ای کسانی که هر نوع گناه  از بی حجابی گر فته تا نماز

 نخو ندن  و شارب الخمر  بودن  و .غیره ..  را مر تکب

می شو ید  وقتی بهتون تذکر می دهند فوری می گو یی منو

در قبر تو نمی گذارند !   بر اساس این حدیث می شود گفت

منو در قبر تو می گذارند چون منم با تو در یک جا معه یا یک محله

 یا یک خا نه حتی  زندگی می کنم و تو با گناهت  باعث نزول

بلا به من نیز میشوی مثل کسی که در کشتی نقطه  ای که

خودش نشسته رو حق نداره سوراخ کنه چون کشتی غرق

بشه  سوراخ کننده و نکننده همه با هم می میرند

.  امام صادق ع در بحار الانوار  فرمودند

 عده کسانی که به واسطه گنا هان می میرند بیش

از کسانی هستند که  به عمر و مرگ طبیعی از جهان می روند

 

    یا بعضی گنا هان   مثل بد حجابی یا بی حجابی بارز تر

 می توان مثال زد که انعکاس گناه تو دامنگیر دیگران هم می

 شود مثلاتو  خانمی که لباس چسب و تنگ می پوشی 

  هر مردی که جذبت بشود به گناه بیفتد مثلا همسر

 من نوعی نیز ممکن است با دیدن تو به گناه بیفته و لو نا

خواسته  اینها باعث تاثیر پذیری از گناه تو می شود  .   

  وقتی تذکرت هم دادم فوری می گو یی منو توی قبرت نمیذارند

 

 با با باید بگم اگر من نوعی نخواهم  همسرم تو رو با این وضع

ببیند باید چه کسی را ببینم  تازه اگر اهل منطق باشی باید

 بگم دو دو تا چهار تا از قدیم میگن  چهار دیواری اختیاری

 نه خیا بان دیواری اختیاری  چهار دیوار خو نه تو ایا به وسعت

یک خیا بان یا به وسعت یک مملکت است من که نمی گویم

در چهار دیواری ات   گناه نکن انجا هر کار دوست داری بکن 

همینکه خدا به یک بیمار که در ماه رمضان حق خوردن روزه دارد

 

 امر می فر ماید حق ندارد در ملئ   عام و اشکا را روزه بخورد

 و قبح روزی داری خواری را حق ندارد در جا معه بشکند 

 اما در منزلش روزه بخورد چون بیمار است همین امر نشا نگر

 این است  که خدا اجازه گناه را در خار ج از چهار دیواری خا نه

ات نمی دهد کسی که گناه در چهار دیواری خا نه و پنهان

می کند مثلا سالم است اما روزه می خورد یک گناه انجام داده

ولی کسی که همان روزه خواری را در خیا بان و نزد عموم انجام

 می دهد دو گناه برایش محسوب می شود . و لذا در جا معه

اسلامی ممنوع است روزه خواری در کوچه و خیا بان  و اشکارا

روزه خواری کردن    چطوری وقتی کسی در اتو بوس سیگار

 می کشد مسافران دیگر و را ننده به خودش حق می دهد

 که اعتراض کند  و این کا  را تجا وز به حقو ق دیگران می نا مد

. همین بد حجا  بها را  بار ها  دیدم  اعتراض  به  سیگار  کشیدن

 کسی در داخل تا کسی  شدن  و کسی نیست  به او بگو ید 

 اگر دود سیگار  او تجا وز  به ریه  و حقوق دیگران است دور 

  بد  حجابی  و لباس تنگ تو هم تجا وز به حقو ق دیگران است

چه بسا  بسیاری از مردم چه زن  و چه مرد  با تقوا از این  دود

بد  حجابی تو متضرر می شوند  و ازار  می بینند

 در اسلام این نا  راحت  کردن دیگر  مو منان  را  تعذی در حق

دیگران  می نا مند  و معصیت  محسوب می شود . پس تو هم

 خا نم بی حجاب همین حکم را داری یعنی هم حکم ان روزه

خوار کو چه و خیا بان  هم حکم تعذی در حق دیگران  که

نو عی  قبح شکنی از گناه و ترویج قداست شکنی از امر خدا

و قران  نیز محسوب شده و  بر گناه بد حجابی ات می افزاید

ضمن بد نام کردن جا معه اسلامی در جهان

پیامبر فرمود

 من از دو گروه بیزارم یک  زنا نی که  پو شیده ولی عر یا نند

. دو کسانی که شلاق بدست می گیرند و مردم ازاری می

کنند . چرا این دو را حضرت با هم بیان فر موده به نظر من 

 بد حجابی تو خود شلاقی  است بر مردم ازاری چه بسا

خا نواده هایی که تو باعث متلاشی شدنش شدی که اگر

 پو شیده بودی اتفاق نمی افتاد ایا این شلاق نیست  البته

  منظور حضرت هر نوع مردم ازاری است از کار مند و رئیسی

 که ارباب رجوع اذیت می کند گرفته تا یک معلم ساده که نمره

 نا عادلا نه می دهد تا پزشکی که زیر میزی می گیرد تا پلیسی

 

 که  جریمه نا مر دا نه می نو یسد یا مجر ما نه مجرم می گیرد

. و السلام   


نوشته شده در تاريخ شنبه دوم مرداد 1389 توسط رضوان
سلام به   تمام دو ستانی که  در مدت

 سفرم  نظر گذاشته بودند و با

لطفشون منو شر منده فر موده بودند

از سفر برگشتم اما به مناسبت

 ماههای شعبان و رمضان فعالیتهای

دیگری دارم احتما لا  اپهای اینده ام

 

 دیر به دیر اپ بشه  ببخشید


نوشته شده در تاريخ شنبه دوم مرداد 1389 توسط رضوان
تمامی حقوق مطالب برای بهار فرهنگی کی خواهد آمد؟ محفوظ می باشد